|
مباحثی پیرامون خدا شناسی در اسلام #
|
|
۲۲:۰۳, ۱۲/تیر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۸/فروردین/۹۱ ۲۲:۱۴ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
با سلام راستش شايد اين تاپيک يه ذره متنش سنگين باشه ولي خوب اين رو براي اين مي نويسم که در بعضي از سايت ها ميان و در موردش صحبت مي کنن حالا من مي خوام تو اين قسمت مطرح کنم :دي
سوال اصلي اين خدا چيست و آيا وجود دار؟ اره يه ذره درکش سنگين خواهشا به موارد زير توجه کنيد و سپس شروع به .... 1- بنده هيچ گونه گرايشي به بي ديني يا شک در مورد خدا پيدا نکردم وفقط اين رو براي بعضي ها مي نويسم که نظراتي عجيب قريب در مورد خدا مي دن؟ 2- در اين رابطه من فقط و فقط خواهشا توجه کنيد اين شايد يه نظر سنجي باشه من يه هفته بهتون وقت مي دم که فقط و فقط باز مي گم نظرتون در مورد اينکه خدا چيه مثلا يکي مي گه خدا همون عشق يکي ديگه يه چيزه ديگه مي گه من اين رو به بعضي از بچه ها مي گم که يه ذره حساسا من گفتم فقط يه هفته وقت داريد که به اين سوال جواب بديد اصلا بحث نکنيد کاري به پست ديگران نداشته باشيد انشاا.. هفته ديگه اين موقع بحث سر اين موضوع رو يعني بحث روي گفته ها تون رو شروع مي کنيم پس الان فقط بگيد خدا چيه و ايا وجود دارد يعني خدا رو تعريف کنيد ؟؟؟؟ خوب حالا جواب به اين سوال رو شروع مي کنم من ابتدا شروع مي کنم شما هم توجه کنيد؟ خدا وجود دارد؟؟؟؟ خوب يه سوال سختيه بايد اول يه تعريف دقيق از خدا بکنيم ؟ خدا چيه؟ بعضي ها مي گن خدا همون عشق اما به نظر من خدا چيز نيست يا شخص نيست بعضي ها اين فکر رو مي کنن اما خدا جسم نيست که بگيم اين طرف هست يا اون طرف اين استدلال من و يه دليل ديگه اينه به نظر من اين جهان يه پديد ه اي که اين پديده ها حتما به يه افريننده مثلا ما که يه ربات درست مي کنيم اين ربات رو ما درست کرديم پس ما مي شيم خالقش يعني ربات خود بخود نمي تونه درست بشه البته اين نظر شخصي من در پايان مي خواستم يه مقاله بدم اما گفتم نظر شما رو بدون يه تعريفي از خدا بکنيد خواهشا بحث رو به جنجال نکشيد و توهين نکنيد و از همه مهم تر بحث رو به فلسفه نکشيد فقط و فقط تعريف خودتون رو از خدا بکنيد پايبندي به مقررات کمال شخصيت شما رو مي رسونه |
|||
|
| آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۹:۲۵, ۲۳/تیر/۹۰
شماره ارسال: #21
|
|||
|
|||
(۲۳/تیر/۹۰ ۱۸:۵۰)علی 110 نوشته است: شایدشما به این خاطر خدا رو بپرستید (یا یه زمانی میپرستیدید) اما اینکه فکر کنید همه به این علت خدا رو میپرستند .... چرا هر کی میاد تو این سایت یه همچن بحثی رو راه می دازه فورا می گید شما بی خدا هستید ؟؟؟؟؟؟ ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() نکنه خودتون اولش این جوری بودید که الان به صراط مستقیم اومدید یک بار دیگه ب والله قسم یک بار دیگه به مقدسات من تهمت بزنی .......... یادم نرفته تو تاپیک ارباب حلقه ها فیلم ماسونی رسم بهم گفتید کمونیست و فاسیشت و البته دیکتاتور هم روش بهبه اقای فیزیک دان شما که هستید ما چرا در مورد امواج الکترو مغناطیس حرف بزنم هان ![]() نکنه می خواید ببینید من از فیزیک سر در میارم یا نه؟؟؟؟ همین قدر بهتون بگم که من از فیزیک این رو می دونم که فیزیک من رو به جایی می رسونه که این بیت مصداق حال من باشه " رسد آدمی به جایی که غیر از خدا نبیند " با فیزیک اینقدر پیش می رم که هیچ غیر ممکنی برام پیش نیاد حتی سفر در زمان موضع من خیلی مشخص اما به شما از زیر بنا صحبت کردن یعنی چی ؟؟؟؟؟؟؟ این جا می خوایید بشینید مسایل فیزیک رو بر اساس اصول دین برام شرح بدید من نمی دونم چرا هر چی می شه همش رو ربط می دید به قران و دینش تو اون تاپیک http://forum.bidari-andishe.ir/thread-4706-page-2.html قران گفته زمین سالیان دراز باقی خواهد ماند ؟؟؟؟ شما لابد احتملات رو خوندید دیگه شما 0.01 در صد احتمال بدید که شاید یه شهاب سنگی بخواد به زمین بر خورد کنه و ما انسان ها یه کاری می کنیم که زمین از مرگ نجات پیدا کنه همین شد که قران گفت ((( البته این که یه شهاب بخوره خودمون هم می دونیم کار این ماسون هاست ...))) بحث من سر کاری که فیزیک دان ها دارن انجام می دن یا نه باید بگیم قران گفته زمین تا سالین دراز باقی می مونه ولش کنیم به امون خدا شهاب سنگ خود به خود از بین می ره ؟؟؟؟؟؟؟ دوست گرامی شما چگونه فیزیک حالت جامد رو با اون همه معادلات غیر قابل توصیف مکانیک کوانتومی خوندید در صورتی که مسلما در جا هایی این معادلات با قران مخالف هستند در پایان بنده خدا پرست هستم و خدا رو می پرستم همونی که اون بالا نشسته این تاپیک رو هم راه انداختم تا ببینم اگه یه روز تو یه جایی به یکی بر خوردی که بهتون گفت خدا چیه ؟ بتونی بهش جواب بدی اگه می تونی که خدا رو شکر احتیاجی نیست اما این رو بدونید کسانی هستند مثل داروین که ...... این تاپیک هم مثل تاپیک ما تسلیم عقاید فراماسونری شدیم به دست باد می دیم تا ببره به اون گوشه گوشه ها تا یه روشن فکری بتونه یک نظریات فلسوفانه ی جالب بگه به شما دوست گرامی عرز می کنم گفتید کارشناسی دارید جای برادر بزرگ تر من هستید معذرت می خوام این جوری صحبت کردم اما این توصیه ی حقرانه ی من رو گوش کنید: با هر شخصی که هر عقیده ای داشت چنان بر خورد کنید که نشان دهنده ی منزلت و شان و بزرگی شما در آن شخص تجلی پیدا کند باشد که آن شخص گمراه به راه شما در آید ![]() به امید موفقیت در تمام مراحل زندگی :دی |
|||
|
|
۱۹:۳۶, ۲۳/تیر/۹۰
شماره ارسال: #22
|
|||
|
|||
|
من که علم غیب ندارم که بگم شما با خدایی یا بی خدا
شما گفتید اگه خدا رو میپرستید مال این هست که پدر و مادرتم میپرستن بعد گفتی چرا چیزی رو که نمیبینی میپرستی خب نه من و خیلی های دیگه خدا رو میپرستیم چون پدر و مادرم خدا پرست هستند و نه هر حقیقتی رو که به چشم سر نمیشه دید نمیشه وجودش رو منکر شد و من یک مثال ساده در رد این استدلال شما زدم من سوال کردم که اگه قرآن رو قبول داری که جواب شما رو با قرآن دادم اگه قرآن رو قبول نداری و میخوای استدلالهای برون دینی برای وجود خدا اقامه کنیم اون یه بحث جدایی هست بعلاوه چیستی خدا به معنی پی بردن به ذات و کنه وجود خدا یعنی محیط شدن محدود بر نامحدود که محال هست اما اوصاف خدا هم که قبلاً ذکر شده در این تاپیک مجدداً ذکر میکنم بسیار واضح و روشن و متقن است این پاسخها خدا این است: لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَ هُوَ السَّميعُ الْبَصيرُ (11-الشوری) خدا آن چیزی هست که چیزی مانند او نیست!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! خدا یه چیزی هست اما چیزی مانند او نیست!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! و اما سخنان مولی الموحدی امیرالمومنین امام العارفین علی بن ابیطالب قسمتهایی از خطبه ی 1 نهج البلاغه ترجمه ی دشتی: عجز انسان از شناخت ذات خدا سپاس خداوندى را كه سخنوران از ستودن او عاجزند، و حسابگران از شمارش نعمتهاى او ناتوان، و تلاشگران از اداى حق او درماندهاند. خدايى كه افكار ژرف انديش، ذات او را درك نمىكنند و دست غوّاصان درياى علوم به او نخواهد رسيد. پروردگارى كه براى صفات او حدّ و مرزى وجود ندارد، و تعريف كاملى نمىتوان يافت و براى خدا وقتى معيّن، و سر آمدى مشخّص نمىتوان تعيين كرد. مخلوقات را با قدرت خود آفريد، و با رحمت خود بادها را به حركت در آورد و به وسيله كوهها اضطراب و لرزش زمين را به آرامش تبديل كرد. شناخت خدا سر آغاز دين، خداشناسى است، و كمال شناخت خدا، باور داشتن، او، و كمال باور داشتن خدا، شهادت به يگانگى اوست؛ و كمال توحيد (شهادت بر يگانگى خدا) اخلاص، و كمال اخلاص، خدا را از صفات مخلوقات جدا كردن است، زيرا هر صفتى نشان مىدهد كه غير از موصوف، و هر موصوفى گواهى مىدهد كه غير از صفت است، پس كسى كه خدا را با صفت مخلوقات تعريف كند او را به چيزى نزديك كرده، «3» و با نزديك كردن خدا به چيزى، دو خدا مطرح شده؛ و با طرح شدن دو خدا، اجزايى براى او تصوّر نموده؛ و با تصّور اجزا براى خدا، او را نشناخته است. و كسى كه خدا را نشناسد به سوى او اشاره مىكند و هر كس به سوى خدا اشاره كند، او را محدود كرده، به شمارش آورده. و آن كس كه بگويد «خدا در چيست؟» او را در چيز ديگرى پنداشته است، و كسى كه بپرسد «خدا بر روى چه چيزى قرار دارد؟» به تحقيق جايى را خالى از او در نظر گرفته است، در صورتى كه خدا همواره بوده، و از چيزى به وجود نيامده است. با همه چيز هست، نه اينكه همنشين آنان باشد، و با همه چيز فرق دارد نه اينكه از آنان جدا و بيگانه باشد. انجام دهنده همه كارهاست، بدون حركت و ابزار و وسيله، بيناست حتّى در آن هنگام كه پديدهاى وجود نداشت، يگانه و تنهاست، زيرا كسى نبوده تا با او انس گيرد، و يا از فقدانش وحشت كند. (7) از اظهار نظرات شخصی در باره اعتقادات در بخش اصول عقاید شیعه بپرهیزید این بخش نظرات شخصی را نمیخواهد استنادات به آیات و روایات را میخواهد!!!!!!!!!!!!!! سورةُ الحَديد بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ سَبَّحَ لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزيزُ الْحَكيمُ (1) لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ يُحْيي وَ يُميتُ وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَديرٌ (2) هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ وَ هُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَليمٌ (3) هُوَ الَّذي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ في سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ يَعْلَمُ ما يَلِجُ فِي الْأَرْضِ وَ ما يَخْرُجُ مِنْها وَ ما يَنْزِلُ مِنَ السَّماءِ وَ ما يَعْرُجُ فيها وَ هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ ما كُنْتُمْ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصيرٌ (4) لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ إِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ (5) يُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهارِ وَ يُولِجُ النَّهارَ فِي اللَّيْلِ وَ هُوَ عَليمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ (6) آنچه در آسمانها و زمين است براى خدا تسبيح مىگويند و او عزيز و حكيم است. (1) مالكيّت (و حاكميّت) آسمانها و زمين از آن اوست زنده مىكند و مىميراند و او بر هر چيز توانا است! (2) اوّل و آخر و پيدا و پنهان اوست و او به هر چيز داناست. (3) او كسى است كه آفرید آسمانها و زمين را در شش روز [شش دوران] سپس بر تخت قدرت قرار گرفت (و به تدبير جهان پرداخت) آنچه را در زمين فرو مىرود مىداند، و آنچه را از آن خارج مىشود و آنچه از آسمان نازل مىگردد و آنچه به آسمان بالا مىرود و هر جا باشيد او با شما است، و خداوند بیناست نسبت به آنچه انجام مىدهيد ! (4) مالكيّت آسمانها و زمين از آن اوست و همه كارها به سوى او بازمىگردد. (5) شب را در روز مىكند و روز را در شب و او به آنچه در دل سينهها وجود دارد داناست. (6 در كافى به سند خود از عاصم بن حميد روايت كرده كه گفت: شخصى از على بن الحسين (علیه السلام) از توحيد سؤال كرد، حضرت فرمود: خداى تعالى مىداند كه در آخر الزمان مردمى خواهند آمد اهل تعمق و تحقيق، و به همين جهت سوره" قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ" و آيات سوره حديد تا جمله" عَلِيمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ" را نازل كرد، و اگر كسى بخواهد در معارف توحيد بيش از اين كنجكاوى كند هلاك و گمراه مىشود «3». |
|||
|
|
۲۱:۱۰, ۲۳/تیر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۳/تیر/۹۰ ۲۱:۱۲ توسط zarati313.)
شماره ارسال: #23
|
|||
|
|||
(۱۲/تیر/۹۰ ۲۳:۴۶)Gryffen نوشته است: گفتم تعریف دقیا از خدا بکنید به نظر خود شما خو شخص خودتون خدا چه معنی داره دوست گرامی از حقیقتی بزرگ و سنگین سوال نمودید، پس چشم دل باز کنید و خوب دقت کنید: اگر مردم در عظمت قدرت خدا، و بزرگی او می اندیشیدند، به راه راست باز می گشتند،و از آتش سوزان می ترسیدند، اما دلها بیمار ،وچشم ها معیوب است. کسی که کیفیتی برا خدا قائل شد یگانگی او را انکار کرده،وآن کس که همانندی برای او قرارداد به حقیقت خدا نرسیده است. کسی که خدا را به چیزی تشبیه کرد به مقصد نرسید. آن کس که به او اشاره کند یا در وهم آورد،خدا را بی نیاز ندانسته است. هر چه که ذاتش شناخته شده باشد آفریده است،و آنچه در هستی به دیگری متکی باشد دارای آفریننده است. سازنده ای غیر محتاج به ابزار ،اندازه گیرنده ای بی نیاز از فکر واندیشه، وبی نیاز از یاری دیگران است. با زمانها همراه نبوده، واز ابزار و وسائل کمک نگرفته است. هستی او برتر از زمان، و وجود او برنیستی مقدم است، و از ازلیت او را آغازی نیست. با پدید آوردن حواس،روشن می شود که حواسی ندارد. و با آفرینش اشیاء متضاد،ثابت میشود که در آن ضدی نیست، و با هماهنگ کردن اشیاءدانسته میشود که همانندی ندارد. خدائی که روشنی را با تاریکی، آشکار را با نهان، خشکی را با تری، گرمی را با سردی، ضد هم قرار داد، و عناصر متضاد را با هم ترکیب وهماهنگ کرد، وبین موجودات ضد هم، وحدت ایجاد کرد،وبین آنها که با هم نزدیک بودند فاصله انداخت. خدائی که حدی ندارد، و با شماره محاسبه نمی گردد،که همانا ابزار وآلات، دلیل محدود بودن خویشند و به همانند خود اشاره می شوند. اینکه می گوئیم موجودات از فلان زمان پدید آمده اند پس قدیم نمی توانند باشند و حادثند،و این که می گوئیم حتما" پدید آمدند،ازلی بودن آنها رد می شود،و اینکه می گوئیم اگر چنین بودند کامل می شدند،پس در تمام جهات کامل نیستند. خدا با خلق پدیده ها در برابر عقل ها جلوه کرد، و از مشاهده چشم ها برتر و والاتر است، وحرکت وسکون در او راه ندارد، زیرا او خود حرکت و سکون را آفرید،چگونه ممکن است آنچه را که خود آفریده در او اثر بگذارد؟یا خود از پدیده های خویش اثر پذیرد؟ اگر چنین شود،ذاتش چون دیگر پدیده ها تغییر می کند، و اصل وجودش تجزیه می پذیرد، و دیگر ازلی نمی تواند باشد، و هنگامیکه «بر فرض محال» آغازی برای او تصور شود پس سر آمدی نیز خواهد داشت ،و این آغاز وانجام،دلیل روشن نقص ونقصان و ضعف دلیل مخلوق بودن، و نیاز به خالقی دیگر داشتن است. پس نمی تواند آفریدگار همه هستی باشد، و از صفات پروردگار که«هیچ چیز در او مؤثر نیست، و نابودی وتغییر وپنهان شدن در او راه ندارد» خارج می شود. خدا فرزندی ندارد تا فرزند دیگری باشد،و زاده نشده تا محدود به حدودی گردد،و بر تر است از آن که پسرانی داشته باشد،ومنزه است که با زنانی از دواج کند. اندیشه ها به او نمی رسند تا اندازه ای برای خدا تصور کنند،و فکرهای تیزبین نمی توانند او را درک کند،تا صورتی از اوتصور نمایند،حواس از احساس کردن او عاجز،و دستها از لمس کردن او ناتوان است وتغییر و دگر گونی در او راه ندارد،و گذشت زمان تآثیری در او نمی گذارد،گذران روز وشب او را سالخورده نسازد، و روشنائی وتاریکی در او اثر ندارد. خدا با هیچ یک از اجزاء جوارح و اعضاء واندام، و نه با عُرضی از اعراض، ونه با دگر گونی ها وتجزیه، وصف نمی گردد. برای او اندازه ونهایتی وجود ندارد،ونیستی وسر آمدی نخواهد داشت؛چیزی او را در خود نمی گنجاند که بالا وپائینش ببرد،ونه چیزی او را حمل می کند که کج یا راست نگهدارد؛ نه در درون اشیاء قرار دارد و نه بیرون آن؛حرف می زند نه با زبان و کام و دهان ؛می شنود نه با سوراخهای گوش وعضو شنوائی؛سخن میگوید نه با بکار بردن الفاظ در بیان؛حفظ میکند نه با رنج به خاطر سپردن؛می خواهد نه با به کار گیری اندیشه؛دوست دارد وخوشنود میشود نه از راه دلسوزی؛دشمن می دارد وبه خشم می آید نه از روی رنج ونگرانی؛به هر چه اراده کند ،می فرماید«باش»پدید می آید نه با صوتی که در گوش ها نشیند،و نه فریادی که شنیده شود،بلکه سخن خدای سبحان همان کاری است که ایجاد می کند. پیش از او چیزی وجود نداشته وگر نه خدای دیگری می بود.نمیشود گفت «خدا نبود وپدید آمد»که در آن صورت صفات پدیده ها را پیدا میکند،و نمی شود گفت «بین خدا وپدیده ها جدائی است» و «خدا بر پدیده ها برتری دارد» تا سازنده وساخته شده همانند تصور شوند،وخالق وپدید آمده با یکدیگر تشبیه گردند. مخلوقات را بدون استفاده از طرح و الگوی دیگران آفرید،و در آفرینش پدیده ها از هیچ کسی یاری نگرفت،زمین را آفرید وآن را بر پا نگهداشت بدون آن که مشغولش سازد، ودر حرکت وبی قراری،آن را نظم واعتدال بخشید،وبدون ستونی آن را به پا داشت،و بدون استوانه ها بالایش برد و از کجی و فرو ریختن نگهداشت واز سقوط و در هم شکافتن حفظ کرد،میخ های زمین را محکم،و کوههای آن را استوار،وچشمه هایش را جاری،ودره ها را ایجاد کرد. آنچه بنا کرده به سستی نگرائید،و آنچه را که توانا کرد نا توان نشد.خدا با بزرگی وقدرت بر آفریده ها حاکم است،و با علم و آگاهی از باطن و درونشان با خبر است،و با جلال وعزت خود از همه برتر وبالاتر است،چیزی از فرمان او سر پیچی نمی کند،وچیزی قدرت مخالف با او را ندارد تا بر او پیروز گردد،و شتابنده ای از او توان گریختن ندارد که بر او پیشی گیرد،وبه سرمایه داری نیاز ندارد تا او را روزی دهد.همه در برابر او فروتنند،ودر برابر عظمت او ذلیل وخوارند. از قدرت وحکومت او به سوی دیگری نمی توان گریخت که از سود وزیانش در امان ماند.همتائی ندارد تا با او برابری کند،و او را همانندی نیست که شبیه او باشد.اوست نابود کننده پدیده ها پس از آفرینش،که گویا موجودی نبود. مطالب زیر بیشتر بحث را روشن می کند: http://www.al-shia.org/html/far/books/ha...z8_002.htm http://www.al-shia.org/html/far/books/ha...ehrest.htm در خانه اگر کس است یک حرف بس است |
|||
|
|
۱۹:۲۶, ۲۶/تیر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/تیر/۹۰ ۱۹:۲۹ توسط Gryffen.)
شماره ارسال: #24
|
|||
|
|||
|
ببینید دوستان گرامی بنده مسلمان هستم و به خدا هم ایمان دارم اما چه کنم که این به بذار بگم یه تجربه است .نمی دونم تا حالا این تجربه رو به رو شدید.؟؟؟
ببینید یکی میاد به شما می گه : یه فضایی رو در نظر بگیرید که همه آدم هایی تحصیل کرده هستند و هر کدوم هم دینهای مختلفی دارن اوکی حالا : بحث بین gryffen و sphinx s- سلام g , از دست این عقاید مسلمون ها؟؟ g- چرا ؟ ( با تعجب ) s- هیچی بابا بعضی سوالات هستش می خواستم بدونم g- چه جور سوالاتی آخه من مسلمون هستم s- جدی شما مسلمون هستید! می شه بپرسم " خدا چیه و چرا اون رو می پرستید ؟ " حالا دوستان من جواب ایشون رو چی بگم ؟؟؟ مثل emperator عزیز بگم این چه سوالی که می پرسی یا نه مثل علی 110 از کوره در برم یا نه مثل وحید 110 بگم دوست گرامی ما از بحث در مورد خدا نهی شدیم یا مثل دوست عزیزمون number11 بحث های فمینیستی بکنیم یا مثل دوست دیگمون neda بگیم خدا همان کسی است که در لحظات با او بودن، بهترین، پاک ترین و بزرگترین احساس را خواهی داشت... طرف s با اون همه معلوماتش چی می گه ؟؟؟؟ نمی دونم چی پیش خودتون فکر می کنید اما این مکالمه بین g وs واقعی من دیدم این جور اشخاص رو . شما در جواب این اشخاص چی می گید جواب های بالا رو می دید ![]() من در چند سایت دیدم که این جور بحث ها رو یک کسی که به زور 10 پست داده راه می دازه و خودش می ره و دیگه هم نمی یاد انگار فقط برای همین یه تاپیک تو این سایت اومده ![]() و اما بچه های دیگه کلکی باهم راه می زارن که بیا بین یکی می گه خدا همون عشقه !!!!!!! یعنی چی ؟؟؟ من این بحث رو راه انداختم تا ببینم شما چی جواب می دید دوستمون zarati313 و علی 110 چیز هایی در حدودی کامل دادن اما بحث رو باید داغ ترش کرد خدا رو شکر شما ها هم که اطلاعات بالایی دارید پس چرا به بنده این قدر سخت گرفتید ![]() البته درسته بنده هم تقصیر کار بودم اما قصدم فقط این بود که با برخورد با این جور آدم ها چی می گید ![]() سوره ی نحل آیه 125 می فرماید: مردم را به حکمت و برهان پند نیکو براه پروردگارت دعوت کن و با آنها به بهترین طریق مجادله کن " حالا شما می گید تاپیک بدی باشه ما می ریم فکر می کنیم تا یه تاپیک درست کنیم و این تاپیک هم مثل تاپیک ما تسلیم عقاید فراماسونری شدیم به باد فراموشی می سپاریم پ.ن 1- یه انتقاد تاپیکهاتون چنگی به دل نمی زنه: به نظر من اول دسته بندی کنید یه قسمت جنگ با فراماسونری و یه قسمت هم سوالات بچه ها در مورد دین به زور پنج تا تاپیک با حال که واقعا در مورد فراماسونری و محرک های بیرونی که ما ایرانی ها رو داره خراب می کنه وجود داره حالا در مقابل مثلا این تاپیک ..... حالا ولش کن 2- یه تشکر از همه شما ها هم تشکر می کنم که همچین سایتی رو اداره می کنید
|
|||
|
|
۲۰:۰۰, ۲۶/تیر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/تیر/۹۰ ۲۰:۰۵ توسط محمود.)
شماره ارسال: #25
|
|||
|
|||
|
اقای Gryffen
چه شما بخواهید چه نخواهید خدا تعریف شدنی نیست تنها کاری که می تونیم بکنیم خدا را با صفاتی با ارزش ولی نه درخور ذات او توصیف کنیم همین بعد شما می تونید معنی قران رو به اون فرد بدید تا خودش مشکلش رو حل کنه بحث خدا شناسی یک بحث فطری است در همه انسانها این فطرت یکسان است. یا حق |
|||
|
۲۰:۰۷, ۲۶/تیر/۹۰
شماره ارسال: #26
|
|||
|
|||
(۲۶/تیر/۹۰ ۲۰:۰۰)mmsmms نوشته است: اقای Gryffen یعنی چی شما باز بر می گردی سر خونه ی اول باشه آقا اصلا این تاپیک رو قفل کنید بعدش توقع نداشته باشید که تو دانش گاه ها یا بین مردم فلسفه ی اشخاصی مثل شوپنهاور - کارل ماکس و امثال این ها نظریه های خودشن رو در مورد خدا بگن به هر نحوی بعدش هم ما بشینیم بگیم چه بخواهید چه نخواهید خدا خداست مت نمی تونیم در موردش نظر بدیم
|
|||
|
۲۱:۱۷, ۲۶/تیر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/تیر/۹۰ ۲۱:۱۹ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #27
|
|||
|
|||
|
هم میشه در مورد بود و نبود خدا بحث کرد و هم میشه در مورد صفات خدا بحث کرد
نکته اینه که نمیشه در مورد ذات و چیستی خدا و کُنه خدا صحبت کرد چرا که مستلزم محدود کردن نامحدود هست در ظرف عقل محدود سوال اول شما هم به چیستی خدا برمیگشت که خود خدا در قرآن گفته خدا آن چیزی هست که شبیه هیچ چیزی نیست لیس کمثله شیء خوب اما در مورد بود و نبود خدا و چگونه بودن صفاتش خیلی هم خوب میشه بحث کرد بعلاوه اگه چشم دل آدم باز بشه یه شناختی داریم که از این شناخت دو دوتا چهارتای عقل خیلی بالاتر هست شما در وجود خودت شک داری؟ نه چون وجود خودت رو شهود میکنی راهی هست که شناخت شهودی نسبت به خیلی از مسائل و از جمله خدا داشت منتها مسیرش چیز دیگه ای هست!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! کان را که خبر شد خبری باز نیامد |
|||
|
|
۲۱:۳۷, ۲۶/تیر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/تیر/۹۰ ۲۳:۳۹ توسط zaeim.)
شماره ارسال: #28
|
|||
|
|||
|
لطفا از فنت های بزرگ استفاده نکنید
گیج کننده هستش
![]() |
|||
|
|
۱۷:۳۷, ۲۵/آبان/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۵/آبان/۹۰ ۱۷:۴۰ توسط Gryffen.)
شماره ارسال: #29
|
|||
|
|||
|
با سلام
![]() تا جایی که یادم میاد این تاپیک بنده قفل شده بود درسته ؟؟؟ ![]() حالا انگار خدا رو شکر دوباره باز شده اما من فعل وقت بحث کردن و زمان اون رو ندارم که از همگی شرمنده شدم. ![]() ![]() اما یه چیزه جالب پیدا کردم و اون هم شکل زیره که : در صد افرادی که به خدا اعتقاد دارند رو تو اروپا نشون می ده
![]() نظرتون پیرامون عکس چیه ؟؟ |
|||
|
۱۹:۱۸, ۲۵/آبان/۹۰
شماره ارسال: #30
|
|||
|
|||
(۲۵/آبان/۹۰ ۱۷:۳۷)Gryffen نوشته است: با سلام دوست عزيز تصوير كه نظر نمي خواهد ، نظر را بايد پيرامون مركز آمارگيري مطرح كرد كه از روي چه معياري چنين رنگ آميزي صورت داده است ،... ميزان دقت در آمارگيري تا چه حد بوده ، اعتبار مركز تا چه حد است ، پرسش ها چه بوده ؟ و بسياري پرسشهاي ديگر ... |
|||
|
|
|
|
|
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| مباحثی پیرامون جبر و اختیار و رزق و روزی و آزمایش و ... | علی 110 | 8 | 7,945 |
۲۴/خرداد/۹۹ ۱۱:۲۰ آخرین ارسال: علی 110 |
|
| مباحثی پیرامون عالم ذر و عوالم دیگر!!!# | m.shirazi80 | 27 | 15,705 |
۱۹/شهریور/۹۱ ۲۲:۵۵ آخرین ارسال: علی 110 |
|
| مباحثی پیرامون ولی فقیه (قسمت اول و دوم) دیدگاه امام خمینی و روایات و قانون اساسی | وحید110 | 20 | 9,000 |
۲۵/تیر/۹۱ ۱۰:۳۰ آخرین ارسال: فاطمه خانم |
|
| مباحثی پیرامون بعد باطنی حضرت زهرا(سلام الله علیه) و شناخت مقام ليلةالقدري ایشان#$ | zarati313 | 19 | 11,965 |
۱۰/دی/۹۰ ۱۵:۰۵ آخرین ارسال: N.Mahdavian |
|


















![[تصویر: 7uyzbr8x6nqd8fby28.png]](http://up98.org/upload/server1/01/y/7uyzbr8x6nqd8fby28.png)