|
کتاب بشارت عهدین علامه صادقی تهرانی
|
|
۰:۵۲, ۱۷/تیر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۲/تیر/۹۰ ۱۵:۰۰ توسط آزرمشاه.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
سلام بر مجاهدان الکترونیکی علیه شیطان!
برای شما مطلبی جالب از آیة الله صادقی تهرانی رحمة الله علیه که بر اساس قرآن تالیف نموده اند را گذاشته ام ، امیدوارم مانند حقیر از این نوشته که بخشی از کتاب بشارت عهدین ایشان است (تز دکترای ایشان که در مقابل بهائیت ، مسیحیت و یهودیت نوشته شده که آن را می توانید از سایت الفرقان دانلود کنید یا بخرید ) لذت ببرید!!! به نام خدا رحمتگر بر آفریدگان و رحمتگر بر ویژگان
قرآن ختم کتب آسمانی است قرآن مجید در چند آیه، خود را خاتم كتب آسمانى معرفى كرده و نزول كتاب آسمانى را پس از خود رد میکند: وَ تَمَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ صِدْقاً وَ عَدْلًا لا مُبَدِّلَ لِكَلِماتِهِ وَ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیم. انعام:15 اى پیامبر! كلمات و آیات پروردگارت كه راهنماى راستى و عدالتست (با نزول قرآن) پایان یافت، هیچ قدرت و شخصیتى توانائى و یاراى آن ندارد كه ایات قرآن را تبدیل به آیاتى دگر كند، و یا كتابى بیاورد كه جایگزین قرآن شود، و خدا شنوا و دانا است. عبارت "و تمّت كلمة ربّك صدقاً و عدلاً"، آیات صدق و عدلِ آسمانى را كه راهنماى راستى و عدالت است با نزول قرآن پایان یافته معرفى كرد. در نتیجه آنچه را كه پس از قرآن به نام كتاب آسمانى خوانده شود كذب و ظلم خوانده است. عبارت "و هو السّمیع و العلیم" اشاره به این است كه پروردگار، یاوهگوئیها و گزافگوییهای مدعیان كتابِ آسمانى پس از قرآن را مىشنود و به انحراف و عجز آنان آگاه است. قرآن در جایی دیگر میفرماید: اتْلُ ما أُوحِی إِلَیكَ مِنْ كِتابِ رَبِّكَ لا مُبَدِّلَ لِكَلِماتِهِ وَ لَنْ تَجِدَ مِنْ دُونِهِ مُلْتَحَداً. کهف:27 آنچه از آیات كتاب پروردگار بر تو (اى پیامبر!) وحى شده براى جهانیان بخوان، هرگز احدى آنها را تبدیل نتواند كرد، و تا انقراض جهان بجز قرآن پناهگاهى براى ره گم كردگان نتوانى یافت. آیه فوق با لفظ "لن" كه در زبان عربی براى نفى ابدى استعمال مىشود ابدیت قرآن را اثبات میکند و آن را تا انقراض بشریت به طور انحصار، هادى و پناه ره گم كردگان معرفى نموده است. به علاوه در سوره فصّلت، سخن از حاكمیت و غلبه كلّى قرآن را بر عموم كتب پیامبران است: إِنَّ الَّذِینَ كَفَرُوا بِالذِّكْرِ لَمَّا جاءَهُمْ وَ إِنَّهُ لَكِتابٌ عَزِیزٌ (41) لا یأْتِیهِ الْباطِلُ مِنْ بَینِ یدَیهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِیلٌ مِنْ حَكِیمٍ حَمِیدٍ (42). فصلت:41-42 آنانكه ذكر الهى (قرآن) را به هنگام نزول آن انكار نمودند )در گمراهى آشكارند( در صورتى كه این كتاب مجید آسمانى داراى حاكمیت و غلبه مطلقه بر عموم كتب آسمانى است، آنچه بخواهد قرآن را باطل و قوانین محكمهى آن را از حكومت بر كنار سازد، نه پیش از او آمده و پس از آن هم تا ابد نخواهد آمد، این كتاب فرستاده پروردگارى است كه آنچه فرموده، محكم و از روى حكمت و مصلحت ابدى فرموده و این موهبت بزرگ مورد ستایش عموم خردمندان است.[1] در سوره نحل، قرآن با تبیان كل شىء بودن توصیف شده: نَزَّلْنا عَلَیكَ الْكِتابَ تِبْیاناً لِكُلِّ شَیءٍ وَ هُدىً وَ رَحْمَةً وَ بُشْرى لِلْمُسْلِمِین. نحل:89 ما این كتاب را بر تو فرستادیم با این موقعیت كه كلیهى راههاى سعادت و تمامى نیازمندیهاى بشریت را بیان و جبران كند، و براى آنانكه در برابر حق سر تسلیم فرود مىآورند. هدایت و رحمت و بشارت به نعمتهاى ابدى باشد. و با عبارت دیگر: ما فَرَّطْنا فِی الْكِتابِ مِنْ شَیء. انعام:38 هیچگونه كوتاهى و نقصان در قرآن وجود ندارد. و نیز: وَ لا رَطْبٍ وَ لا یابِسٍ إِلَّا فِی كِتابٍ مُبِین. انعام: 59 آنچه شاید و باید در این كتاب كه روشن كننده حقایق است بیان شده. حضرت مولى الموحدین امیرالمؤمنینعلیه السلام نیز با اشاره به خاتمیت قرآن میفرماید: كِتَابُ اللَّهِ بَینَ أَظْهُرِكُمْ نَاطِقٌ لَا یعْیا لِسَانُهُ وَ بَیتٌ لَا تُهْدَمُ أَرْكَانُهُ وَ عِزٌّ لَا تُهْزَمُ أَعْوَانُهُ. نهجالبلاغه:خطبه 133 كتاب خدا در برابر شما است، این كتاب گویندهای است كه هیچگاه از تكلم باز نمىایستد (تا انقراض جهان رهبر آدمیان است) و خانهای است كه پایههایش ویران ناشدنى است و عزت و عظمتى است (براى انسانیت) و غلبه و سیطرهای است بر عموم كتب كه هیچگاه یارانش مغلوب و منكوب نمىگردند. و نیز: وَ اعْلَمُوا أَنَّهُ لَیسَ عَلَى أَحَدٍ بَعْدَ الْقُرْآنِ مِنْ فَاقَةٍ وَ لَا لِأَحَدٍ قَبْلَ الْقُرْآنِ مِنْ غِنًى. نهج البلاغه:خطبه 176 این بدانید كه پس از تابش انوار هدایت قرآن هرگز هیچکس به كتاب و قانوان دیگرى نیاز ندارد و به جز قرآن قانون دیگرى نیست كه نیازمندیهاى دینى و روحانى را رفع كند. و نیز: بِكِتَابِ اللَّهِ فَإِنَّهُ الْحَبْلُ الْمَتِینُ وَ النُّورُ الْمُبِینُ وَ ... لَا یعْوَجُّ فَیقَامَ وَ لَا یزِیغُ فَیسْتَعْتَب. نهج البلاغه:خطبه 156 بر شما باد كه فقط به كتاب اللّه (قرآن) تمسّك جوئید كه پیوندی است متین و ناگسستنى میان خدا و بندگان. نوری است كه حقایق را آشكار میكند، كجى در آن نیست تا نیازى به تصحیح داشته باشد. انحرافى در آن راه ندارد تا مورد عتاب و سرزنش قرار گیرد (مانند كتب منسوخه و مجعوله). سخن پیرامون قرآن را در حرف فاء وحى كودك ادامه میدهیم. خاتم ادیان: قرآن و عهدین خاتمیت دین اسلام از مسلّمات كلیه فرق اسلامى است که در قرآن و سایر كتب آسمانی به صراحت به آن اشاره شده است. در كتاب حبقوق نبى 6:3 كه فرمود: هلخوت عولام لو راههای آن قدوس كه از كوه فاران (حرى) جلالش آسمانها را میپوشاند جاودانی و جهانى است. یعنى هم از نظر عمومیتِ دعوت، شامل همه جهانیان است و هم از نظر عمر، جاودانی است. از پیامبر اسلام 9 روایت شده است كه فرمود: "أَنَا وَ السَّاعَةُ كَهَاتَین[2]: من و ساعت (رستاخیز) همچون دو انگشت کنار یكدیگریم" و عمر شریعت من با عمر جهان یكسان است. در فصل 42 انجیل برنابا نیز به خاتمیت آیین اسلام اشاره شده است: (14) و من خود را مانند آن کس كه از او سخن میرانید نمیشمارم (15) زیرا من حتی لایق آن نیستم كه بندهایی جز موق یا دوالهاى نعل رسول اللّهصلى الله علیه وآله را كه او را مسیا[3] مىنامید بگشایم (16) آنكه پیش از من آفریده شده و زود است که بعد از من بیاید (17) و به زودی كلام حق را یآورد در حالی که نهایتی برای آیین او نیست. قرآن نیز در مورد خاتمیت اسلام میگوید: إِنَّ هذَا الْقُرْآنَ یهْدِی لِلَّتِی هِی أَقْوَمُ. اسراء:9 یعنی اگر شریعت اسلام را در یكسو و سایر شرایع آسمانى را كه براى سراسر حیات بشر در دورانهای گذشته مقدّر شده است در طرف دیگری بگذاریم ، شریعت اسلام از همه آنها استوارتر است که این خود معنى خاتمیت و شریعت آخرین است. و قُلْ إِنَّنِی هَدانِی رَبِّی إِلى صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ دِیناً قِیماً مِلَّةَ إِبْراهِیمَ حَنِیفاً وَ ما كانَ مِنَ الْمُشْرِكِین. انعام:161 به جهانیان بگو: پروردگار مرا به راهى راست رهبرى فرموده و آن دینى است قیم و زوالناپذیر كه بنیادش از همان سنت و رویه ابراهیم است. در سوره بینه پس از آنكه مىفرماید "مشركین دست از عقیده باطل خود برنمیدارند جز آنكه فرستاده خدا با آیات و بینات فرا رسد و آیات كتاب قیم را برایشان بخواند. اینان دستورى ندارند جز آنکه خداى را با نیت پاك پرستش كنند، نماز بخوانند و ..."، میفرماید: ذلِكَ دِینُ الْقَیمَة. بینه:5 این آیین –اسلام- دینى است قیم و زوالناپذیر. و در سوره آل عمران: وَ مَنْ یبْتَغِ غَیرَ الْإِسْلامِ دِیناً فَلَنْ یقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِی الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرِین. آلعمران:85 هر كه جز آیین اسلام در جستجوى آیین دگر آید، تا اید و انقراض جهان از او پذیرفته نیست و بروز رستاخیز از زیانكاران است. و در سوره مائده: الْیوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِینَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیكُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دِیناً. مائده:3 امروز كه پیامبر اسلام عهدهدار هدایت بشر است، دین را براى شما تكمیل و نعمت را براى شما تمام كردم، و خشنودم كه براى همیشه بر دین اسلام باقى باشید. روشن است که آیات فوق آیین اسلام را پابرجاترین راه هدایت و دین قیم و زوالناپذیر و گرویدن به غیر آن را تا انقراض جهان غیرقابلقبول دانسته و او را كمال و بلوغ دیانت و تمام نعمت معرفى کرده است. در روایاتی از ائمه اسلام : نیز به ابدیت آیین مبین اسلام تصریح شده است از جمله حضرت على بن ابیطالب 7 فرماید: إِنَّ هَذَا الْإِسْلَامَ دِینُ اللَّهِ الَّذِی اصْطَفَاهُ لِنَفْسِهِ ... ثُمَّ جَعَلَهُ لَا انْفِصَامَ لِعُرْوَتِهِ وَ لَا فَكَّ لِحَلْقَتِهِ وَ لَا انْهِدَامَ لِأَسَاسِهِ وَ لَا زَوَالَ لِدَعَائِمِهِ وَ لَا انْقِلَاعَ لِشَجَرَتِهِ وَ لَا انْقِطَاعَ لِمُدَّتِهِ اسلام همان آیینى است كه پروردگار بزرگ آن را در میان ادیان برگزیده و قوانین آن را به اندازهاى استوار فرموده كه دستاویز آن پایان ناپذیر و حلقهاش گسستنى نیست. اساس و بنیادش انهدام نمىپذیرد و اركانش زایل و نابود نمىگردد. درختش هرگز از ریشه بیرون نیاید [این چنین] مدنش نیز هیچ وقت پایان نمیپذیرید. -------------------------------------------------------------------------------- آرامش، رحمت و برکات خدا بر ما و بندگان نيککردار خدا گزیده ای از کتاب بشارات عهدین محمد صادقی تهرانی (به نقل از سایت جامعه علوم قرآن) |
|||
|
|
۲۳:۱۵, ۱۷/تیر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/تیر/۹۰ ۲۳:۲۴ توسط آزرمشاه.)
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
برای شما عزیزان لینک دانلود این اثر ارزشمند (بشارت عهدین) نوشته علامه آیة الله صادقی تهرانی را می گذارم تا راحت تر بتوانید از اثر این نابغه قرآنی بهره مند شوید:
دانلود کتاب ارزشمند بشارت عهدین |
|||
|
|
۱۴:۲۱, ۲۲/تیر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۲/تیر/۹۰ ۱۴:۳۰ توسط آزرمشاه.)
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
این دفعه هم بخش دیگری از کتاب بشارت عهدین خادم القرآن علامه صادقی تهرانی را که مانند دفعه قبل از خود کتب عهدین برای اثبات موضوع بهره برده برایتان می گذارم ، امیدوارم لذت ببرید:
به نام خدای رحمتگر بر آفریدگان و رحمتگر بر ویژگان قرآن و رفع بدعت تثلیث بدعت تئلیث، بزرگترین تهمت به مسیح یكى از عقایدسخیف مسیحیان كه به اعتراف خودشان نامفهوم و نامعقول است، موضوع تئلیث است كه مىتوان گفت از نظر انحراف و مخالفت صریح با عقل، از كلیه پندارهاى نادرست در پیرامون خداشناسى سخیفتر است. هاكس در قاموس مقدس گوید:"خدا از خود به وجود آمده، و طبیعت خدائى، قصد از سه اقنوم مساوى الجوهر است (متى 19 :28 و نامه 2 پولس به قرنطیان 14 :13) یعنى خدا پدر، خدا پسر، خدا روح القدس. خدا پدر خالق جمیع كائنات است به واسطه پسر (مزمور 6 :33 و نامه 1 پولس به كولسیان 16 :1 و نامه وى به عبرانیان 2 :1) و این سه اقنوم را یك مرتبه و در درجه و عمل است". نیز گوید: "نماز جز به حضرت ایزد تعالى به دیگرى بجا آورده نمىشود (متى 10:4 مقابله كنید با تثنیه 13:6 و 20:10) و البته اگر اوّلاً به خود مسیح یا به روح القدس هم نماز كنیم بر جا و صحیح خواهد بود، زیرا آنها نیز از جوهر الهى هستند (مقابله اعمال رسولان 59:7 و 60 و نامه اول پولس به قرنطیان 2:1 و نامه او فیلیپیان 9:2) و بسیار اوقات منجى ما (مسیح 7) منفرداً در دشت رفته و دعا مىفرمود (متى 23:14 و 39:26 و مرقس 35:1 و لواقاه: 16) و بلندترین نمازى كه مسیح عیسى 7 به جا آورد كه نسبت به سایر نمازها اهمیتش بیشتر است، همان نماز آخری است كه حضرتش با شاگردان و به جهت شاگردان خود به جا آورد (یوحنا 5 - 1:17 و 19:6 و 26:20)". همچنین میگوید: "مسیح 7 از خدا تشكّر كرد كه دعاى او را استجابت نمود (یوحنا 41:11 و 42) و براى اعانت خواستن از خدا دعا نمود (یوحنا 27:12) و از وى مسئلت نمود كه چرا مرا به خود وا گذاشتى، در هنگامى كه او را به دار مىآویختند (متى 46:27)". مطالب فوقالذكر نمونهاى از عقاید مسیحیان در مورد خداشناسى بود که هاكس آنها را از كتب مقدس استخراج کردهاست. باید گفت نظر و دقت در عبارات فوق از غلطگیرى و اعتراض بر آنها گذشته و بایستى به فكر صحیحگیرى آنها افتاد. برای اینکه ادعای بلادلیل نکرده باشیم، برخی از تناقضات آنها را در اینجا مشخص میکنیم. 1. نخستین معنى كه براى خدا كرده یعنی "از خود بوجود آمده" مستلزم انكار خداى ازلى است که امرى محال است. زیرا اوّلاً معقول نیست چیزى علت وجود خود و سبب حدوث خودش شود. ثانیاً اگر ما از استحاله این گزاره نیز چشم پوشیم، بایستى خدا را حادث فرض كنیم با این تفاوت که حدوثش مانند حدوث سایر ممكنات نیست بلكه از خودش تراوش كرده است!؟ 2. براى ذات اقدس الهى طبیعت (که دستخوش تبدل و زوالاست) فرض كردهاست. به علاوه آن طبیعت را در عین وحدت مشتمل بر سه وجود مباین پنداشته (خداپدر، خداپسر، خدا روح القدس) كه در عین مباینت وجودى، متساوى الجوهرند. خداى پدر را از پسر عاجزتر و ناتوانتر معرفى کرده، و خلقت كائنات را به وسیله و استمداد از پسر دانسته است. در پایان، این سه جوهر متساوى و هم مباین را سه اقنوم در یك مرتبه و درجه و عمل خوانده است. 3. در جمله دومى كه از هاكس نقل شد، نخست خواندن نماز را منحصر به پیشگاه خداى پدر كرده و سپس آن را در برابر حضرت مسیح 7 و روحالقدس نیز تجویز نموده و بر این تعدى، به اینكه این دو نیز از جوهر الهى مىباشند استدلال جسته است. ولى در چند سطر بعد گوید چه بسا خود مسیح به تنهائى در دشت مىرفت و به خداى پدر دعا و از او استدعا مىکرد. وی در مواردى بىشمار دست نیاز به سوى خدا دراز كرده، و هنگامیكه مىخواستند او را به دار آویزند، با نهایت تضرّع و عجز و لابه مىگفت: خدایا چرا مرا به خود واگذاشتى تا بندگانت بدارم آویزند. چنانكه بر هر صاحب شعور و ادراك روشن است، معتقدات و مذكورات فوق از امورى متناقض و محال و نامعقول بیرون نیست، و روى این اصل نیازى به استدلال و ابطال نداشته و تنها ذكر آنها در سخافت و بطلانش كافى است. باید از مسیحیان پرسید چگونه خداى پسر –عیسى 7- كه به زعم شما جوهر و ذاتش با خداى پدر برابر است گاهی به خداى پدر در خلقت كائنات كمك مىدهد و گاهى هم، چنان ناتوان است كه بندگان خداى پدر او را به دار مىآویزند؟ آیا مقتول و مصلوب همان خداى پدر است، كائنات پس از وى بدون خدا مانده؟ و یا خداى پسر است؟ كه البته در این صورت قسمتى از جوهر ذات خداى پدر شهید، ناتوانى و ضعف فرزندش شده است. اگر ذات عیسى 7 ذات خدا است، پس كمك دادن و یا كمك خواستن عیسى 7 از وى و نماز و دعا در برابرش خواندن و مصلوب شدنش چیست؟ و اگر غیر او است، و ذات او غیر ذات خدا و بلكه آفریده و بنده او، و فرزند انسانست -چنانكه هشتاد مرتبه در اناجیل اعتراف كرده كه من فرزند انسانم- پس این تناقضگوییها از چیست؟ قرآن و رفع بدعت تثلیث قرآن مقدس كه مهیمن و حافظ كتب آسمانى است، این بدعت زشت را از بنیاد كنده و با صراحت لهجه اعتقاد به تثلیث را كفر و زندقه میداند: لَقَدْ كَفَرَ الَّذِینَ قالُوا إِنَّ اللَّهَ ثالِثُ ثَلاثَة. كافر شدند آنانكه گفتند خدا سومى سه نفر )سه اقنوم( است. مائده:73 راجع به اعتراف مسیح 7 به بندگى خود، و تكذیب اتهام الوهیت فرماید: لَنْ یسْتَنْكِفَ الْمَسِیحُ أَنْ یكُونَ عَبْداً لِلَّه. حضرت مسیح هرگز از اینكه بنده و آفریده خدا باشد خوددارى نكرد. نساء:172 و نیز فرماید: مَا الْمَسِیحُ ابْنُ مَرْیمَ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ وَ أُمُّهُ صِدِّیقَة. عیسى پسر مریم بجز فرستاده خدا نبود و مادرش بسیار راستگو بوده است. مائده:75 اضافه بر آنچه در ذیل عنوان صلیب راجع به تبرّى مسیح از اتهام الوهیت گذشت، در انجیل برنابا فصل 53 آیه 36 - 34 پس از بیان احوال قیامت آمدهاست: (34) و چون یسوع این بفرمود روى خود را طپانچه زد به دستهاى خود (35) آنگاه سر خود را بر زمین زد و چون سر خویش برداشت فرمود: ملعون باد هر كسى كه درج كند در گفتههاى من این را كه من پسر خدایم (36) پس بیفتادند شاگردان هنگام این سخنان مثل مردگان. و در فصل 70 انجیل برنابا مسیح 7 پطرس حوارى را به این عقیده سخیف تهدید میکند: (4) یسوع فرمود سخن شما درباره من چیست (5) پطرس جواب داد: به درستى كه تو مسیح پسر خدائى (6) پس آن وقت به خشم آمد و به خشم او را نهیب كرده فرمود: برو و دور شو از من زیرا كه توئى شیطان و مىخواهى به من بدى كنى. در متّى باب23:16 آمدهاست: اما عیسى 7 برگشت پطرس را گفت: دور شو از من اى شیطان كه باعث لغزش من مىباشى. در فصل 93 برنابا است که: (14) پس یسوع چون كثرت جمعیت را كه زمین را به مردم پوشانیده بود دید، متحیر شد (15) و به شاگردان خود فرمود: شاید شیطان در یهودیه فتنه بر پا كرده (16) خدا دور كند از شیطان تسلطى را كه او را است بر خطاكاران (17) و چون این بفرمود مردم نزدیك شده بودند (18) پس همین كه او را شناختند بنا كردند به فریاد زدن: مرحبا به تو اى خداى ما و بنا كردند به سجده نمودن به او چنانچه به خدا سجده مىكنند (19) پس یسوع آهى كشیده فرمود: از من دور شوید اى دیوانگان زیرا كه من مىترسم از اینكه زمین دهن باز كند و مرا با شما براى كلام ممقوت شما فرو ببرد (20) از این رو مردم ترسیدند و مشغول گریه شدند. همینطور در فصل 93: (1) آنوقت یسوع دست بلند نموده اشاره به سكوت فرمود (2) و فرمود به درستى كه هر آینه شما گمراه شدید گمراهى بزرگى اى بنىاسرائیلیان، چه شما مرا خداى خود خواندید و حال آنكه من انسانى هستم (3) و همانا مىترسم كه از این رو خدا به شهر مقدس و باى سختى فرود آورده آن را تسلیم كند براى بندگى نمودن به اَجانب )غربا( (4) بر شیطانى كه شما را به این اغواء نمود هزار لعنت باد (5) و چون یسوع این بفرمود به هر دو دست خود لطمه بر روى خود زد (6) پس در عقب آن گریه سختى به ظهور رسید به اندازهاى كه كسى نشنید آنچه را یسوع فرمود (7) پس از این جهت مرتبه دیگر دست خود را بلند كرده اشارت به سكوت فرمود (8) چون گریه مردم آرام گرفت بار دیگر به سخن در آمده فرمود (9) گواهى مىدهم روبروى آسمان و هر چه را بر زمین است گواه مىگیرم كه از هر چه شما گفتهاید من بیزارم (10) زیرا كه من انسانى هستم زائیده شده از زنى كه فناپذیر و از جنس بشر است و در معرض حكم خدا است و مبتلا برنج خور و خواب و سرما و گرما است مثل سایر بشر (11) از این رو وقتى كه روز خدا براى جزا دادن بیاید، سخن من مثل شمشیرى خواهد بود كه مىشكافد هر كه را كه اعتقاد بورزد كه من بالاتر از انسان هستم. انجیل برنابا به جرم كشف این فریب و انكار شدید صلیب و تثلیث و سایر بدعتهاى پولس و خرافات دیگر ، مورد طعن پیروان پولس قرار گرفتهاست. از جمله آنان پاپ جلاسیوس اول است كه برحسب دائرة المعارف انگلیسى چاپ 13 ص 180 ، وى در سال 496 میلادى یعنى 118 سال پیش از بعثت پیامبر اسلام فرمانى مبنى بر نهى از مطالعه انجیل برنابا صادر كرد. والسلام علی عباد الله الصالحین برداشتی از کتاب بشارات عهدین |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| دانلود کتاب عصر ظهور نوشته علامه علی الکورانی در سه فرمت | mason-enemy | 1 | 1,663 |
۲۸/شهریور/۹۴ ۲۲:۳۳ آخرین ارسال: yahyaalizadeh40 |
|
| حلیه المتقین نوشته علامه گرانقدر شیعه علامه مجلسی | محب الزهرا | 1 | 3,952 |
۳/تیر/۹۱ ۱۱:۵۷ آخرین ارسال: mahdi14 |
|
| کتب ایت الله محمد صادقی تهرانی | muhannad | 0 | 1,748 |
۲۵/فروردین/۹۱ ۱۳:۱۳ آخرین ارسال: muhannad |
|
| کتاب ها و نظرات ارزشمند آیة الله صادقی تهرانی | آزرمشاه | 8 | 7,371 |
۲۸/تیر/۹۰ ۰:۴۵ آخرین ارسال: آزرمشاه |
|
| هدیه ماه رمضان به طالبان کتاب الله: ترجمان قرآن علامه صادقی | آزرمشاه | 2 | 3,021 |
۲۱/تیر/۹۰ ۲۳:۵۶ آخرین ارسال: آزرمشاه |
|







