|
پرده کعبه از دیروز تا امروز
|
|
۱۰:۵۸, ۲۱/اردیبهشت/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۱/اردیبهشت/۹۰ ۱۱:۰۱ توسط m.shirazi80.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
قصد دارم در این تاپیک تصاویر اماکن مقدس را قرار دهم.
علاوه بر این به معرفی اماکن مقدس و امام زادگان و ... بپردازم اولین پست رو با تصاویری قدیمی از مکه شروع میکنم. ![]() --------------- ![]() ![]() ![]() ![]() ] |
|||
|
|
۱۵:۵۷, ۲۱/اردیبهشت/۹۰
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
خیلی کار خوبی هستش یه پیشنهادی که دارم؛
اگه بتونی در مورد تاریخچه و اتفاقاتی که برای این اماکن افتاده توضیح بدید ممنوون میشم |
|||
|
|
۲۰:۵۸, ۲۱/اردیبهشت/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۱/اردیبهشت/۹۰ ۲۱:۰۷ توسط m.shirazi80.)
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
![]() توضيحات : چهار زاويه کعبه به چهار رکن نامور است. هرگاه واژه رکن بدون پسوند به کار رود، مقصود از آن رکني است که حجرالاسود در آن است. مسير طواف، از رکن حجرالاسود آغاز مي شود، سپس به رکن عراقي مي رسد، پس از آن به رکن شامي و سپس به رکن يماني و آنگاه باز به رکن حجرالأسود مي رسد و همين جا يک شوط پايان مي يابد. از ميان اين چهار رکن، فضيلت رکن يماني و رکن اسود از دو رکن ديگر بيشتر است; چنان که روايات زيادي از شيعه و سنّي درباره فضيلت و اهميت اين دو رکن نقل شده است. در روايتي از امام باقر(عليه السلام) نقل شده است که فرمود: کَانَ رَسُولُ اللَّهِ(صلي الله عليه وآله)لا يَسْتَلِمُ إِلاّ الرُّکْنَ الاَْسْوَدَ وَ الْيَمَانِيَّ ثُمَّ يُقَبِّلُهُمَا وَ يَضَعُ خَدَّهُ عَلَيْهِمَ ;(1) رسول خدا(صلي الله عليه وآله) دو رکن يماني و اسود را استلام مي کرد و آنها را مي بوسيد و صورتش را بر آنها مي نهاد. (1) ابومريم نقل کرده است که همراه امام باقر(عليه السلام) طواف مي کردم. در هر دوري که مي زد، رکن يماني را استلام مي کرد و مي فرمود: اللَّهُمَّ تُبْ عَلَيَّ حَتَّي أَتُوبَ وَ اعْصِمْنِي حَتَّي لا أَعُودَ ;(2) در روايتي ديگر از امام صادق(عليه السلام) آمده است که الرُّکْنُ الْيَمَانِيُّ بَابٌ مِنْ أَبْوَابِ الْجَنَّةِ لَمْ يُغْلِقْهُ اللَّهُ مُنْذُ فَتَحَهُ .(3) رکن يماني دري از درهاي بهشت است و از روزي که گشوده شده، بسته نشده است. همچنين رکن يماني از جايْ هايي است که دعا در آنجا به اجابت مي رسد. به نقل از رسول خدا(صلي الله عليه وآله) آمده است که فرمود: مَسْحُ الحَجَر و الرُکْن اليماني يَحُطُّ الخَطايا حَطّ ; مسح حجرالاسود و رکن يماني، گناهان انسان را پاک مي کند. بنا به مشهور، محلي که براي فاطمه بنت اسد شکافته شد تا به درون کعبه رود و فرزندش علي بن ابي طالب را به دنيا آورد، در کنار رکن يماني بوده است. به دليل بازسازي هايي که در ديوار کعبه صورت گرفته، هيچ اثري از محل ورود اين بانوي بزرگوار بر کعبه ديده نمي شود. حجر الاسود حجرالاسود يا سنگ سياه، از اجزاي بسيار مقدس مسجدالحرام بوده و در رکن اسودِ کعبه در ارتفاع 5/1 متري قرار گرفته است. اين سنگ مقدس، پيش از اسلام و پس از آن، همواره مورد اعتنا و توجه کامل بوده و در حقيقت در شمار عناصر اصلي کعبه بوده است. به لحاظ همين تقدّس، رسول خدا(صلي الله عليه وآله) آن را نگاه داشت و ديگر سنگ هايي را که به شکل بت ساخته شده بود، به دور ريخت. حجرالأسود در جريان تخريب کعبه، که پنج سال پيش از بعثت صورت گرفت، در فاصله اي دور از مسجد واقع شد. در زمان نصب آن به جاي خود، همان گونه که پيشتر گذشت، قريش به نزاع پرداختند، اما با درايت رسول خدا(صلي الله عليه وآله)، همه قريش در فضيلت آن سهيم شدند و عاقبت به دست خود آن حضرت نصب گرديد. به مرور زمان و در اثر تحوّلات و تغييرات، از حجمِ نخستينِ اين سنگ کاسته شد و حتي به چند پاره تقسيم گرديد که آخرين بار قسمت هاي مختلف آن را به يکديگر متصل کردند و آن را در محفظه اي نقره اي قرار دادند. در حال حاضر تنها به آن اندازه که براي بوسيدن و استلام لازم است، جاي گذاشته اند. در بسياري از روايات آمده است که حجرالأسود از سنگ هاي بهشتي است و همراه آدم(عليه السلام) به زمين فرود آمد.(1) در نقلي از ابن عباس آمده است که اگر کسي با رسول خدا(صلي الله عليه وآله) بيعت نکرد و سپس حجرالاسود را استلام نمود، با خدا و رسول(صلي الله عليه وآله) بيعت کرده است. همچنين در روايات آمده است که اين سنگ در آغاز سفيد بود، اما گناهاني که فرزندان آدم انجام دادند، سبب سياه شدن آن گرديد.(2) از رسول خدا(صلي الله عليه وآله) نقل شده است که فرمود: فاللّه تعالي يُحْييه يَوْم القيامة، له عَينان يُبْصر بهما، و لسانٌ يَنطق فيَشهد علي مَنِ اسْتَلَمه. خداوند در روز قيامت، حجر الاسود را زنده مي کند، در حالي که دو چشم بينا و زباني گويا دارد و شهادت مي دهد که چه کسي آن را استلام کرده است. همچنين از رسول خدا(صلي الله عليه وآله) نقل شده است که فرمود: الحجر يمين الله في أرضه، فمن مسحه، مسح يدالله (3); حجرالاسود، دست خداوند در روي زمين است، کسي که آن را مسح کند، دست خدا را مسح کرده است. امام صادق(عليه السلام) فرمود: در صورتي که کسي در اطراف حجر نبود و به راحتي امکان استلام و بوسيدن بود، آن را ببوسيد و در وقت ازدحام، از دور، بر او تکبير بگوييد.(4) همچنين حضرتش فرمود: از جمله چيزهايي که از زنان برداشته شده است، يکي هم استلام حجر الاسود است.(1) روزي عمر در حالي که حجر را مي بوسيد، مي گفت: تو را تنها به خاطر آن که رسول خدا(صلي الله عليه وآله) مي بوسيد، مي بوسم، وگرنه مي دانم که تو سنگي بيش نيستي و نفع و ضرري نداري! اميرمؤمنان علي(عليه السلام) فرمود: حجر، هم سود دارد و هم زيان، فهذا يشهد للمؤمن بالوفاء و يشهد علي الکافر بالجُحود. ;(2) اين سنگ وفاي مؤمن را نشان مي دهد و انکار کافر را. در سال 317 قمري يکي از فرقه هاي منسوب به اسماعيليان که به قرامطه شهرت داشت، حجرالأسود را از کنار کعبه برداشت و به احساء برد. اين گروه به مدت 22 سال ـ چهار روز کم ـ تا سال 339 هجري سنگ را در آنجا نگاه داشتند و سپس در عيد قربان همين سال، آن را به جاي نخست باز گرداندند.(3) پس از آن، طي سال هاي پياپي، حجر الاسود به طور عمد يا غير عمد از جاي خود کنده شد و هر بار اجزايي از آن خرد و جدا گرديد. هر بار اين اجزا به هم چسبانده شد و همان گونه که گذشت، اکنون مجموعه آن در هاله اي از نقره قرار داده شده است. حجرالأسود برديوار کعبه درارتفاع 5/1 متري زمين قرار دارد. استلام و بوسيدن آن سفارش شده و در نقل ها آمده است که رسول الله(صلي الله عليه وآله) مقيّد به استلام و بوسيدن آن بوده است. گفتني است حجرالأسود آغاز و پايان طواف بوده و برابر آن سنگ سياهي روي زمين (تا انتهاي مسجد) کشيده شده است. به علاوه، چراغي سبز رنگ بر ديوار مسجد برابر حجرالأسود نصب شده تا راهنماي طواف کنندگان باشد.(1) حجر الاسود که در پوششی قرار دارد ![]() ادامه دارد........... |
|||
|
|
۲۲:۰۲, ۲۴/اردیبهشت/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/اردیبهشت/۹۰ ۲۲:۰۳ توسط m.shirazi80.)
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
۲- باب الکعبه - یعنی درب کعبه - از جنس نقره و رو کش آن از طلا میباشد قفل درب نیز از طلا
ساخته شده است ۳- میزاب یا مزراب الرحمه - ناودان طلا یا ناودان رحمت که جنس ان از طلا میباشد ۴- الشاذروان - قسمت پائین کعبه که با سنگ های سفید مشخص شده چون کعبه چندین مرتبه خراب و مرمت گردیده و این قسمت جزو کعبه بوده بدین صورت نمایان است زمانى که در بازسازى هاى کعبه، ابعاد خانه قدرى کوچکتر از بناى ابراهیمى بنا شد; براى حفظ ابعاد اصلى، فضاى عقب نشینى شده را با ساخت سکویى کم ارتفاع، علامت گذارى کردند که «شاذَروان» نامیده شد و چون ملاک در طواف، حدّ اصلى کعبه است; فقها براى حصول شرط خروج طواف گزار از کعبه، طواف بر روى شاذروان را صحیح نمى دانند.(1)ازرقى سنگ هاى به کار رفته در بناى شاذروان را 68 عدد مى داند و ارکان را به همان نام هاى: اسود، شامى، غربى و یمانى مى خواند 5-حجر اسماعیل :میان رکن شامی و رکن غربی مکه قرار دارد. حجْر به معنای پناه و دامن است و از این رو به اسماعیل علیه السلام منسوب داشته اند که چون دیوارهای کعبه بدست او و پدرش بنا شد، وی برای پناه بردن از گرمای خورشید در سایه و کنار این دیوار می نشست و یا این که سایبانی کنار آن برای خود برافراشته و در آن جا پناه می گرفت، چون از گرمای مکه نزد خداوند شکوه کرد، خدا به او وحی فرمود که من در این مکان برای تو روزنه ای به بهشت می گشایم که تا روز قیامت از آن نسیم روح افزا بر تو بدمد. حضرت اسماعیل علیه السلام چون در گذشت او را در همان مکان مدفون ساختند. عبدالله بن زبیر هنگام تجدید بنای کعبه، حجر را حفر کرد و در آن سنگی به رنگ سبز یافت. از قریش در این باره پرسید، عبدالله بن صفوان گفت: این قبر حضرت اسماعیل است، به آن دست نزن. لذا ابن زبیر آن را به حال خود را رها کرد. گویند مدفن آن حضرت بین ناودان طلا و ‹‹در غربی کنونی حجر›› قرار داشته و غیر از او، مادرش هاجر و دختران او و نزدیک به هفتاد پیامبر نیز در این مکان مدفون شده اند. حجر اسماعیل بخشی از خانه کعبه بوده است که طی چند نوبت در دورانهای مختلف تعمیر و بازسازی کعبه، از خانه خارج شده است. ابن ابی علقمه از عایشه نقل می کند که دوست داشتم وارد کعبه شده و در آن نماز گزارم. پیامبر دستم را گرفت و مرا وارد حجر اسماعیل کرد و فرمود: ‹‹ هرگاه می خواهی در کعبه نماز گزاری ر اینجا نماز گزار که حجر بخشی از کعبه است، اما قوم تو هنگامی که کعبه را می ساختند، از طول آن کاسته و آنرا بیرون کعبه قرار دادند. این گفته رسول خدا سندی برای فقها است که طواف در داخل حجر اسماعیل را جایز ندانسته و گفته اند نباید هنگام طواف از داخل آن عبور کرد. حجر اکنون با نیم دایره ای کوتاه محصور است که ارتفاع دیواره آن 32/1 متر، شعاع نیم دایره حدود 5/8 متر و فاصله این دیواره از کعبه 22/2 متر می باشد. بر حسب موقعیت جغرافیایی حجر اسماعیل در سمت شمال شرقی کعبه جای دارد. در دوره منصور عباسی، زمین آن، سنگ مرمر پوشیده شد و در سالهای 161هجری قمری و 283 ق و سالهای بعد نیز همواره سنگهای حجر را تعویض و ترمیم می کرده اند و اکنون نیز با سنگ مرمر مفروش است. 6-ملتزم قسمتى از ديوار كعبه را كه در يك سوى آن حجر الاسود و در سوى (1) ديگرش درب كعبه قرار دارد،«ملتزم»مىنامند.اين محل از آن روى ملتزم ناميده شده،كه مردم در آن قسمت به ديوار ملتزم مىشوند و دعا مىخوانند.در روايتى آمده است كه رسول خدا-ص-صورت و دستهاى خود را بر روى اين قسمت ديوار قرار مىداد.همچنين،از پيامبر نقل شده كه فرمود:ملتزم، محلى است كه دعا در آنجا مستجاب مىشود و هيچ بندهاى نيست كه در آنجا خدا را بخواند و خداوند دعايش را مستجاب نكند. 7-مقام ابراهيم يكى از نقاط بسيار مقدس مسجد الحرام،محلى است به نام«مقام ابراهيم».اين مقام،يكى از شعائر الهى خوانده شده و خداوند درباره آن فرموده است:« و اتخذوا من مقام ابراهيم مصلى. » (3) اين مكان مربوط به زمانى است كه ابراهيم-ع-ديوارهاى كعبه را بالا مىبرد.زمانى كه ديوار بالا رفت و ديگر دست بدان نرسيد،سنگى آوردند و ابراهيم-ع-بر روى آن ايستاد و سنگها را از دست اسماعيل-ع-گرفت و ديوار كعبه را بالا برد.در روايت ديگرى آمده است كه ابراهيم بر روى اين سنگ ايستاد و مردم را به حج فرا خواند.بر روى اين سنگ اثرى از انگشتان پاى آن حضرت ديده مىشود.اين سنگ به شكل تقريبى،مربع است با طول و عرض 40 سانتى متر و ارتفاع تقريبى 50 سانتى متر و رنگ آن،رنگى ميانه سفيد و سياه و متمايل به زرد است.از زمان مهدى عباسى بدين سو،اين سنگ با طلا پوشانده شده و در محفظهاى قرار گرفته است تا صدمه نبيند. در گذشته،بر روى اين محل،قبهاى بزرگ از آجر و سنگ و چوب بنا شده بود كه اطراف آن را با آيات قرآن مزين كرده بودند.از آنجا كه اين قبه قسمتى از مسجد را به خود اختصاص داده و از فضاى مطاف كاسته بود،در سال 1385 ه.ق.به دستور دولتسعودى تخريب گرديد و ضريحى كوچك بر روى آن ساخته شد.بدين ترتيب،مساحت مطاف،نزديك به پنج متر افزايش يافت. ادامه دارد........... |
|||
|
|
۱۳:۵۱, ۸/خرداد/۹۰
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
چهار زاويه کعبه به چهار "رکن" نامور است. هر گاه واژه رکن بدون پسوند به کار رود، مقصود از آن رکني است که حجرالاسود در آن است.
مسير طواف، از رکن حجرالاسود آغاز مي شود، سپس به رکن عراقي مي رسد، پس از آن به رکن شامي و سپس به رکن يماني و آنگاه باز به رکن حجرالاسود مي رسد و همين جا يک شوط پايان مي يابد. از ميان اين چهار رکن، فضيلت رکن يماني و رکن اسود از دو رکن ديگر بيشتر است، چنان که روايات زيادي از شيعه و سني درباره فضيلت و اهميت اين دو رکن نقل شده است. در روايتي از امام باقر(علیه السلام) نقل شده است که فرمود:" کانَ رَسُولُ اللهِ (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) لا يستَلِمُ إِلاّ الرُّکنَ الأَسوَدَ وَ اليمَانِي ثُمَّ يقَبِّلُهُمَا وَ يضَعُ خَدَّهُ عَلَيهِمَا." (2) " رسول خدا دو رکن يماني و اسود را استلام مي کرد و آنها را مي بوسيد و صورتش را بر آنها مي نهاد.(3)" ابومريم نقل کرده است که همراه امام باقر (علیه السلام) طواف مي کردم. در هر دوري که مي زد، رکن يماني را استلام مي کرد و مي فرمود:" اَللّهُمَّ تُب عَلَي حَتَّي أَتوبَ وَ اعصِمنِي حَتَّي لا أَعُودَ".(4) در روايتي ديگر از امام صادق(علیه السلام) آمده است که " الرُّکنُ اليمَانِي بَابٌ مِن أَبوَابِ الجَنَّةِ لَم يغلِقهُ اللهُ مُنذُ فَتَحَهُ."(5)" رکن يماني دري از درهاي بهشت است و از روزي که گشوده شده، بسته نشده است." همچنين رکن يماني از جاي هايي است که دعا در آنجا به اجابت مي رسد. به نقل از رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) آمده است که فرمود:" مَسحُ الحَجَر وَ الرُکن اليماني يحُطُّ الخَطايا حَطّا"؛ " مسح حجرالاسود و رکن يماني، گناهان انسان را پاک مي کند." بنا به مشهور، محلي که براي فاطمه بنت اسد شکافته شد تا به درون کعبه رود و فرزندش علي بن ابي طالب را به دنيا آورد، در کنار رکن يماني بوده است. 8- ركن الاسود (ركن سياه): به اين اسم ناميده شده زير حجر الاسود در اين گوشه قرار دارد و در نزديكترين گوشه به دروازه كعبه قرار دارد كه ابتداى طواف از اين ركن ميباشد، و به آن ركن "شرقى" نيز گفته ميشود. 9- ركن يمانى: به اين اسم ناميده شده زيرا به طرف يمن قرار گرفته شده. 10- ركن شامى: به اين اسم ناميده شده زيرا به سمت شام و مغرب قرار گرفته شده، و بين اين ركن و ركن عراقى "حجر اسماعيل" قرار گرفته شده، و به آن ركن "غربى" نيز ميگويند. 11- ركن عراقى: به اين اسم ناميده شده زيرا به سمت عراق قرار گرفته و بين اين ركن و ركن حجر الاسود دروارزه كعبه قرار گرفته، و به آن ركن "شمالى" نيز گفته ميشود زيرا به سمت شمال قرار گرفته. 12-«ستار كعبه»، «پيراهن كعبه»، پوشش (روپوش) قسمت خارجى كعبه را گويند، و در اين كه اول بار چه كسى درصد پوشانيدن كعبه برآمد و جنس پوشش چه بود اختلاف زيادى وجود دارد و از كسانى چون حضرت ابراهيم و حضرت اسماعيل و حضرت هاجر و عدنان(عليه السلام) نام برده اند. بر اساس روايتى، حضرت آدم(عليه السلام) كه اساس خانه كعبه را نهاد آن را با پيراهن مويى پوشانيد و حضرت ابراهيم(عليه السلام) پيراهن كعبه را از بافته خرما بساخت و حضرت سليمان(عليه السلام) با پارچه قطبى پيراهنش كرد. مشخصات پرده پرده حاليه كعبه تا پايين ديوار خانه مى رسد و در آن جا با حلقه ها به شاذروان بسته مى شود (اما در مراسم حج مقدارى از پيراهن كعبه را از پايين لوله كرده و بالا مى زنند تا در دسترس حجاج قرار نگيرد). اين پرده هر ساله در روز نهم (يا دهم) ذى حجه طى مراسم و تشريفات با حضور پادشاه كشور و نمايندگان رسمى ديگر كشورهاى اسلامى تعويض مى گردد و بنى شيبه (كليدداران كعبه) تحت نظارت حكومت، پرده تعويض شده را ميان خود تقسيم مى كنند و برخى از آنان سهم خود را به افراد و طبقات خاص و دوستان خود در داخل و خارج كشور هديه مى دهند. و اما از جمله ويژگى هاى پرده حاليه كعبه اين كه: . جنس آن از ابريشم ضخيم است و به رنگ سياه (و آسترى پرده به رنگ غير سياه است). . در كل از 54 قطعه تركيب يافته كه طول هر قطعه 14 متر و عرض آن 95 سانتى متر است و مساحت كلى آن به 2650 متر مربع بالغ مى گردد. . در حد يك سوم بالاى پرده، كمربند مانندى (حزام) است كه از 16 قطعه تركيب يافته با عرض 95 سانتيمتر و طول 47 متر و محيط آن 45 متر مى باشد. پرده درِ كعبه موسوم به برقع (چه ساخته مصر ـ چه ساخت عربستان) از چهار قطعه متصل به هم تشكيل شده به ارتفاع 5/6 متر و عرض 5/3 متر. ليكن در دوران اخير قطعه پنجمى را در پايين پرده قرار داده و عبارت اهدا را بر روى آن نقش كرده اند به طورى كه با پيوستن قطعه پنجم اكنون طول پرده 5/7 متر و عرض آن به 4 متر رسيده است. روى جامه كعبه كلمات «لا اله الا الله، محمد رسول الله» (در ميان مربع ها) با رشته هاى ابريشمى بافته شده و در كنار راست و كنار چپ آن لفظ «جل جلاله» نقش گرديده است و در خاليگاه آن لفظ «يا الله» منقوش مى باشد. روى كمربند پرده در قسمت شمالى عبارت «هذه السكوة صنعت فى مكة المكرمه بامر خادم الحرمين الشريفين» درج گرديده است و در قسمت هاى ديگر كمربند (حزام) آياتى از قرآن كريم با رشته هاى نقره اى طلا فام نقش بسته است. در روى پره درب كعبه آياتى از قرآن كريم به اشكال گرد و مربع با رشته هاى طلا فام (نخ نقره مطلا) نوشته شده است. . براى تهيه پرده به 670 كيلوگرم ابريشم (حرير) طبيعى سفيد خالص نياز است (تا با 720 كيلوگرم مواد رنگ آميزى گردد) براى كمربند و پرده كعبه، رشته هاى نقره اى طلافام مورد احتياج 120 كيلوگرم مى باشد. 13- (خط المرمر البنی ) شماره ۱۳ در تصویر کعبه خط المرمر البنی : خط قهوه ای رنگی بود که در گذشته ما بین حجر الاسود ومهتابی سبز رنگی که روبروی حجر الاسود روی دیوار مسجد الحرام نصب شده و محل شروع طواف را نشان میداد . لذا به علت تجمع زیاد طواف کنندگان که برای پایان طواف های خود به خط قهوهای نگاه میکردند که آن را ببینند و طواف بعدی را شروع کنند افراد زیادی تحت فشارقرار میگرفتند خصو صا افراد مسن که جان آنها در خطر بودبرای رفع این مشکل خط مرمری قهوای رنگ را محو کردند |
|||
|
|
۱۵:۳۴, ۱۷/خرداد/۹۰
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
پرده کعبه عبارت است از پوششی سیاه رنگ که ساختمان کعبه با آن پوشیده
می شود و به آن پیراهن کعبه و جامه کعبه نیز گفته می شود. پوشاندن خانه کعبه سابقه ای طولانی دارد.البته درباره اینکه چه کسی نخستین بار کعبه را پوشاند اختلاف نظر وجود دارد. شاید اولین کسی که به پوشاندن خانه کعبه اقدام کرده حضرت اسماعیل (علیه السلام) باشد. روش ساخت خانه ها در آن زمان به گونه ای بوده که درون آن از دید رهگذران در امان نبود و با باز شدن در، خانه و ساکنان آن در معرض دید رهگذارن قرار می گرفتند. همسر اسماعیل که زنی نجیب بود و این مسئله برای او بیشتر رنج آور بود به همسرش اسماعیل پیشنهاد می کند پرده ای بر در خانه آویزان کنند تا خانه از دید افراد بیگانه در امان باشد. از اینرو تصمیم می گیرند خانه خدا را نیز که سنگها از آن بیرون زده و منظره خوشایندی نداشت بپوشانند. از این رو حضرت اسماعیل مقداری پشم گوسفند جمع کرد و آن را به قبایل اطراف داد تا برای کعبه پوششی مناسب ببافند. هر قسمت از پرده که آماده می شد، آن را بر کعبه آویزان می کردند تا آنکه مراسم حج فرا رسید، اما هنوز قسمتی از خانه کعبه بدون پرده باقی مانده بود. به پیشنهاد همسر اسماعیل، قسمت باقی مانده را با حصیر پوشاندند. هنگامی که حجاج آمدند، از این کار شگفت زده شدند و پوشش خانه کعبه برای آنان بسیار جالب به نظر آمد. بنابراین تصمیم گرفتند برای کسی که این کار را کرده، هدیه ای جمع آوری کنند. هر طایفه از اعراب چیزی آورد و حصیر را از کعبه گرفتند و پرده کعبه را تکمیل کرده و بر آن نصب کردند. در روایت دیگری نیز از امام صادق(علیه السلام) نقل شده که فرمود: "حضرت آدم کعبه را به وسیله پشم پوشاند، حضرت ابراهیم با الیاف گیاهی و حضرت سلیمان با قباطی." بنا به روایات تاریخی سال 220 قبل از هجرت پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)، شاه تبع حمیری، پادشاه یمن، به قصد ویران کردن مسجدالحرام و خانه کعبه به راه افتاد. اما در بین راه سخت بیمار و زمین گیر شد. وی به راهنمایی یکی از عربهای بیابانگرد برای خانه خدا نذر کرد و شفا یافت. بنابراین برای آن دری با قفل و پوششی برای آن ساخت. این پادشاه یمنی ابتدا خانه را با پوششی از برگ درخت نخل پوشاند و بعد پارچه ای یمنی روی آن کشید و آخر سر با پارچه ای نرم و نازک و لطیف آن را پوشاند. جانشینان دنبال کار او را گرفتند و سالها پوشش خانه کعبه را آماده می کردند. آنها خانه خدا را با پارچه های یمنی قرمز راه راه می پوشاندند. اما گاهی هم افراد به صورت موردی پوشش خانه را تهیه می کردند. نخستین زنی که در دوره جاهلیت این کار را کرد، نبیله بنت حباب مادر عباس بن عبدالمطلب عموی پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)بود. او حاجتی داشت، نذر کرده بود و حاجتش را که گرفت، پوشش خانه کعبه را تهیه کرد. در دوره قصی بن کلاب از نیاکان پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) قبیله قریش مسئولیت تهیه پوشش خانه را بر عهده گرفت تا اینکه یکی از ثروتمندان بزرگ مکه به نام "ابوربیعه مخزومی" بخشی از این وظیفه را پذیرفت. از آن زمان، یکسال او پوشش خانه کعبه را تدارک می دید و سال دیگر قریش این کار را به انجام می رساند. قریش نیز بخصوص در اواخر عصر جاهلیت همواره بر کعبه پرده می پوشاندند که رنگ آن یا سبز و یا زرد بود و جنس آن خز یا موی بافته شده، پوست و یا پارچه با نقشه راه راه از یمن و یا پارچه های عراقی بود. حتی گفته شده پرده هایی از عهد جاهلیت تا زمان معاویه بر کعبه باقی مانده بود که مردم پیشنهاد کردند این پرده ها برداشته شود. پیامبر اسلام تا فتح مکه نتوانست جامه ای بر خانه خدا بپوشاند. اما بالاخره در سال هشتم هجری، آن حضرت پوششی از پارچه های یمنی برای کعبه تهیه کرد و از آن پس، خلیفه ها کارش را ادامه دادند و گاه جامه ای از پارچه های یمنی و گاه از پارچه های سفید مصری بر خانه کعبه پوشاندند. خلیفه ها و پادشاهان مسلمان، در دوره های مختلف، این کار را وظیفه و افتخاری بزرگ تلقی می کردند. طبق گزارش تاریخ از عصر عباسیان، نخستین پوشش کعبه، به زمان مأمون مربوط می شود در زمان او کعبه را هر سال سه بار می پوشانیدند، یک بار در روز ترویه با دیباج سرخ، بار دوم در اول رجب با قباطی و مرتبه سوم در بیست و هفتم رمضان با دیباج سفید. در عهد متوکل عباسی نیز به همان سنت رفتار می شد و گاهی هر دو ماه یکبار کعبه پوشانیده می شد. در عهد عباسیان گاهی پرده کعبه در بغداد بافته می شد و همین امر باعث رونق پارچه بافی در عراق شده بود و نقش مهمی در مرغوبیت و شهرت منسوجات عراقی داشت. گاهی هم از قریه تنیس مصر تهیه می شد که از جمله آنها در سال 162 در عهد خلافت مهدی عباسی بود. تا سال 661 که پوشش کعبه به انحصار حاکمان مصر در آمد، پوشش همواره از طرف خلفای عباسی تهیه می شد و پرده را گاهی از مصر و گاهی از یمن و گاهی از خراسان تهیه می کردند. ابن عبدربه (متوفای سال 328 هجری قمری) از پوشش کعبه در زمان خود چنین گزارش می دهد: «همه بیت را می پوشانند مگر رکن حجرالاسود را که به اندازه یک و نیم برابر قامت انسان باز گذاشته می شود و چون موسم حج رسید کعبه را با «قباطی» که دیباج سفید خراسانی است، می پوشانند و مادام که حجاج در حال احرام هستند همان کسوه سفید بر کعبه باقی می ماند و چون از احرام بیرون آمدند، یعنی روز عید قربان، به آن پرده ای از دیباج سرخ خراسانی می پوشانند که در آن خانه هایی است و در آنها حمد و تسبیح و تکبیر و تعظیم خدا نوشته شده است و کعبه تا سال بعد به همین صورت می ماند که دوباره بگونه ای که گفته شد پوشانیده شود. چون پرده ها بر روی کعبه زیاد شود بطوری که سنگینی آنها بر کعبه خطر داشته باشد، قسمتهایی از آن برداشته می شود و آنها را خادمان بیت بر می دارند.» در سال 532 به خاطر ضعف عباسی ها و اختلافاتی که بوجود آمده بود، پوشش کعبه از طرف خلیفه نرسید و در این سال مردی به نام «رامشت» که یک تاجر ایرانی بود، پوششی از پارچه های نفیس به قیمت هجده هزار دینار مصری تهیه کرد و بر کعبه پوشانید. الناصر الدین الله که در سال 575 هـجری قمری به خلافت رسید پوشش سبز رنگی از دیباج به کعبه پوشانید و از عهد مأمون تا این زمان پرده به رنگ سفید بود و سپس وی (ناصر) در سال 621 پرده ای به رنگ سیاه بر کعبه پوشانید و از این زمان به بعد رنگش همیشه سیاه بود. ابن ابوصیف مفتی مکه، در عصر خود از یکی از شیوخ نقل می کند: علت این که پوشش کعبه رنگ سیاه دارد این است که او زائرانی را که در طول تاریخ طوافش می کردند، از دست داده و عزادار آنهاست. در سال 644 در اثر طوفان شدیدی که در مکه به وجود آمد، پرده کعبه پاره شد و نایب حاکم یمن از شیخ حرم به نام منصور بن منعه بغدادی خواست پرده را او تهیه کند. او گفت: پرده را فقط از مال خلیفه می توان تهیه کرد و مبلغ سیصد هزار دینار قرض کرد و پرده ای از پنبه تهیه و به آن رنگ سیاه زد و به کعبه پوشانید. احرام بستن کعبه از کسانی که درباره پرده کعبه در زمان خود اطلاعاتی به دست داده اند ابن بطوطه است که خود در سال 725 عازم مکه شد و ماه های حج را در آنجا بود. وی ضمن ارائه اطلاعات با ارزشی از منازل میان مدینه و مکه و وضع معیشت مردم مکه و حاجیان در آن زمان، درباره پرده می گوید: «در روز بیست و هفتم ذیقعده پرده کعبه را به اندازه یک و نیم برابر قامت انسان از چهار طرف بالا می برند تا دست ها به آن نرسد و این عمل را احرام بستن کعبه می نامند.» پوشش کعبه با پرده ای از ایران تا این زمان عادت این بود که پوشش کعبه از طرف پادشاهان مصر تهیه می شد و کسی حق نداشت پرده ای برای کعبه بفرستد تا اینکه در سال 848 شاهرخ میرزا فرزند امیر تیمور گورکان، پس از تلاش بسیار موفق شد که پرده را از ایران بفرستد. ماجرا از این قرار بود که چون شاهرخ میرزا در سال 807 در خراسان به سلطنت رسید، یکی از آرزوهای او این بود که پرده کعبه را تهیه کند ولی تهیه و ارسال پوشش کعبه در انحصار پادشاهان مصر بود. شاهرخ طی نامه ای به «الملک الاشرف» تقاضاهایی از او کرد که مهمترین آنها این بود که اجازه دهد پوشش کعبه را او تهیه کند. سلطان مصر نپذیرفت و نامه های متعددی میان آنها رد و بدل شد و سرانجام در سال 843 «الملک الاشرف» درگذشت و پسر او بنام «الملک الظاهر» در جای او نشست و موافقت خود را با درخواست شاهرخ میرزا اعلام کرد و شاهرخ با خوشحالی تمام پرده ای را که در شهر یزد بافته و به هرات انتقال داده شده بود، همراه با صد نفر در سال 848 به مصر فرستاد و پادشاه مصر ضمن استقبال شایسته از ایرانیان، آنها را در همان سال همراه با حاجیان مصر به مکه اعزام کرد و در آن سال پرده ایرانی بر قامت کعبه افراشته شد. از زمانی که عثمانی ها بر حجاز و مصر مسلط شدند، تهیه پوشش کعبه در انحصار آنان بود آنها پرده کعبه را از مصر از محل اوقافی که برای این منظور بود، آماده و ارسال می کردند. در عهد سلیمان شاه بن سلیمان خان اوقاف کعبه در مصر، مخارج پرده را تأمین نکرد و لذا سلیمان شاه 10 قریه دیگر در مصر خریداری کرد و بر اوقاف کعبه افزود. آغاز بافت پرده کعبه در مکه در سال 1345 روابط میان مصر و حجاز تیره شد و پرده از مصر نیامد و عبدالعزیز پرده را تهیه کرد و در سال 1346 وی مؤسسه ای جهت بافت پرده در محله اجیاد مکه تأسیس و از هند بافندگانی آورد تا اینکه کسانی از خود مکه این صنعت را یاد گرفتند. بدینگونه اولین پوششی که در خود مکه بافته شد، در سال 1346 بود. این پوشش از حریر طبیعی بود و رنگ مشکی داشت. تا سال 1358 پوشش کعبه در همان کارگاهی که عبدالعزیز ساخته بود تهیه می شد تا اینکه دولت مصر از عبدالعزیز خواست اجازه دهد کسوه مجدداً از مصر حمل شود و عبدالعزیز این اجازه را داد و کارگاه مزبور تعطیل و بار دیگر پرده از مصر آمد و این کار تا سال 1382 ادامه داشت . در این سال پرده کعبه از مصر تا بندر جده حمل شد ولی بدلیل اختلاف میان مقامات سعودی و فرمانده کشتی مصری، این کشتی که حامل پرده و حجاج مصری بود به مصر بازگشت. در آن سال سعودی ها در تلاش برای تهیه پرده کعبه به هند، پاکستان، سوریه و ژاپن سفر کردند ولی موفق نشدند اما وقتی به کارگاه تعطیل شده عبدالعزیز مراجعه کردند قطعه هایی را یافتند و از تنظیم آنها پرده کاملی آماده کردند و در دهم ذیحجه 1382 کعبه را با آن پوشانیدند. از آن زمان تا کنون پرده کعبه در خود مکه تهیه می شود و محلی که اکنون برای بافت کسوه در نظر گرفته شده، در مدخل مکه در زمینی به مساحت صد هزار متر مربع قرار دارد و مشتمل بر آلات نساجی و بافندگی دستی و هم ماشین آلات جدید است. مشخصات پرده خانه خدا کارخانه ای که پوشش خانه خدا را تهیه می کند از بافتهای دستی و ماشینی همچنین افراد متخصص در این مورد خاص بهره می برد، بر روی این پوشش آیات قرآن مجید با خط زیبا و به شکل جالبی با نخهای طلا و نقره بافته می شود . جنس آن از حریر طبیعی و خالص و به رنگ مشکی است. ارتفاع آن به 14 متر می رسد و نوار دور این پوشش که به عرض 95 سانتیمتر و طول 4500 سانتی متر است از 16 قطعه به شکل ربع از تزئینات اسلامی پوشیده شده است. بر روی این نوار آیات قرآنی نوشته شده است که در فواصل معین عباراتی چون " یا حی یا قیوم" ، " یا رحمن یا رحیم" و " الحمدالله رب العالیمن" با رنگ طلایی نوشته شده است. پوشش" در" کعبه نیز از حریری است به ارتفاع 5/ 6 متر و عرض 5/3 متر و بر روی آن آیات قرآنی و تزئینات اسلامی با طلا و نقره پوشیده شده است. پرده خانه خدا از 5 قطعه تشکیل شده است که هر قسمت یک طرف کعبه را می پوشاند و قطعه پنجم هم در کعبه را در بر می گیرد بطوریکه هنگام نصب، وزن آن نزدیک به دو تن می رسد. این پرده با همکاری کارخانه های داخل و خارج عربستان تهیه می شود؛ پارچه حریر این پرده را هر سال یکی از کشورها هدیه می کند و پرده قبلی نیز به رؤسا و سران کشورهای اسلامی اهدا می شود. بطور تقریب 700 کیلوگرم حریر، 120 کیلوگرم طلا و 25 کیلوگرم نقره در بافت پرده کعبه مورد استفاده قرار می گیرند منبع:سایت روزنه . |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |





![[تصویر: 6.jpg]](http://yeganehmonji.persiangig.com/image/makeh/6.jpg)
![[تصویر: 3.jpg]](http://yeganehmonji.persiangig.com/image/makeh/3.jpg)
![[تصویر: 4.jpg]](http://yeganehmonji.persiangig.com/image/makeh/4.jpg)
![[تصویر: 5.jpg]](http://yeganehmonji.persiangig.com/image/makeh/5.jpg)
![[تصویر: 500103-b.jpg]](http://static.cloob.com/public/user_data/album_photo/167/500103-b.jpg)




![[تصویر: KAABA_1.jpg]](http://gallery.military.ir/albums/userpics/KAABA_1.jpg)
![[تصویر: 108hajar.jpg]](http://www.hadj.ir/books/1634/images/108hajar.jpg)