کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 31 رای - 4.74 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
(A)فضايلي غیر قابل انکار و بی نظیر برای مولا علی که هر شیعه باید بداند*$
۱۶:۳۶, ۲۷/آذر/۸۹ (آخرین ویرایش ارسال: ۸/فروردین/۹۱ ۲۰:۱۳ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #1
آواتار
ذکر علی عباده
مزیّن میکنم این تالار را به فضیلتی بی نظیر از مولا علی که غیر قابل انکار است و متأسفانه مغفول است میان بسیاری از شیعیان

از آنجا که من در دانشگاهی تحصیل کردم که پر بود از اهل سنت، این فضیلت را چاپ کردم و دراتاق خوابگاهم نصب کردم و باز خورد بسیار جالبی داشت
چون این فضیلتی است که غیر قابل جعل و مشابه سازی استSmile
به همه محبین مولا علی تقدیم میکنم

خطبه بدون نقطه معروف به مونقه (شگفت‌آور در گفتار)، از خطبه‌های علی بن ابیطالب است.

روزی عربی در مسجد کوفه و پس از نماز، برای ریشخند علی از او درخواست گفتن چند جمله بدون نقطه می‌کند، و او این خطبه را می‌خواند ، بی درنگ!!!!!!!!.


خطبه بدون نقطه


الحَمدُ لِلّهِ أهلِ الحَمدِ وَ أحلاهُ، وَ أسعَدُ الحَمدِ وَ أسراهُ، وَ أکرَمُ الحَمدِ وَ أولاهُ.
الواحدُ الاحدُ الأحَدُ الصَّمَدُ، لا والِدَ لَهُ وَ لا وَلَدَ.
سَلَّطَ المُلوکَ وَ أعداها، وَ أهلَکَ العُداةَ وَ أدحاها، وَ أوصَلَ المَکارِمَ وَ أسراها، وَ سَمَکَ السَّماءَ وَ عَلّاها، وَ سَطَحَ المِهادَ وَ طَحاها، وَ وَطَّدَها وَ دَحاها، وَ مَدَّها وَ سَوّاها، وَ مَهَّدَها وَ وَطّاها، وَ أعطاکُم ماءَها وَ مَرعاها، وَ أحکَمَ عَدَدَ الاُمَمِ وَ أحصاها، وَ عَدَّلَ الأعلامَ وَ أرساها.
الاِلاهُ الأوَّلُ لا مُعادِلَ لَهُ، وَلا رادَّ لِحُکمِهِ، لا إلهَ إلّا هُوَ، المَلِکُ السَّلام، المُصَوِّرُ العَلامُ، الحاکِمُ الوَدودُ، المُطَهِّرُ الطّاهِرُ، المَحمودُ أمرُهُ، المَعمورُ حَرَمُهُ، المَأمولُ کَرَمُهُ.
عَلَّمَکُم کَلامَهُ، وَ أراکُم أعلامَهُ، وَ حَصَّلَ لَکُم أحکامَهُ، وَ حَلَّلَ حَلالَهُ، وَ حَرَّمَ حَرامَهُ.
وَ حَمَّلَ مُحَمَّداً (صَلَّ اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ) الرِّسالَةَ، وَ رَسولَهُ المُکَرَّمَ المُسَدَّدَ، ألطُّهرَ المُطَهَّرَ.
أسعَدَ اللهُ الاُمَّةَ لِعُلُوِّ مَحَلِّهِ، وَ سُمُوِّ سُؤدُدِهِ، وَ سَدادِ أمرِهِ، وَ کَمالِ مُرادِهِ. أطهَرُ وُلدِ آدَمَ مَولوداً، وَ أسطَعُهُم سُعوداً، وَ أطوَلُهُم عَموداً، وَ أرواهُم عوداً، وَ أصَحُّهُم عُهوداً، وَ أکرَمُهُم مُرداً وَ کُهولاً.
صَلاةُ اللهِ لَهُ لِآلِهِ الأطهارِ مُسَلَّمَةً مُکَرَّرَةً مَعدودَةً، وَ لِآلِ وُدِّهِمُ الکِرامِ مُحَصَّلَةً مُرَدَّدَةً ما دامَ لِالسَّماءِ أمرٌ مَرسومٌ وَ حَدٌّ مَعلومٌ.
أرسَلَهُ رَحمَةً لَکُم، وَ طَهارَةً لِأعمالِکُم، وَ هُدوءَ دارِکُم وَ دُحورَ، عارِکُم وَ صَلاحَ أحوالِکُم، وَ طاعَةً لِلّهِ وَ رُسُلِهِ، وَ عِصمَةً لَکُم وَ رَحمَةً.
اِسمَعوا لَهُ وَ راعوا أمرَهُ، حَلِّلوا ما حَلَّلَ، وَ حَرِّموا ما حَرَّمَ، وَ اعمِدوا – رَحِمَکُمُ اللهُ – لِدَوامِ العَمَلِ، وَ ادحَروا الحِرصَ، وَ اعدِموا الکَسَلَ، وَ ادروا السَّلامَةَ وَ حِراسَةَ مُلکِ وَ رَوعَها، وَ هَلَعَ الصُّدورِ وَ حُلولَ کَلِّها وَ هَمِّها.
هَلَکَ وَ اللهِ أهلُ الاِصرارِ، وَ ما وَلَدَ والِدٌ لِلاِسرارِ، کَم مُؤَمِّلٍ أمَّلَ ما أهلَکَهُ، وَ کَم مالٍ وَ سِلاحٍ أعَدَّ صارَ لِلأعداءِ عُدَّةً وَ عُمدَةً.
اَللّهُمَّ لَکَ الحَمدُ وَ دَوامُهُ، وَ المُلکُ وَ کَمالُهُ، لااِلهَ إلّا هُوَ، وَسِعَ کُلَّ حِلمٍ حِلمُهُ، وَ سَدَّدَ کُلُّ حُکمٍ حُکمُهُ، وَ حَدَرَ کُلَّ عِلمٍ عِلمُهُ.
عَصَمَکُمُ وَ لَوّاکُم، وَ دَوامَ السَّلامَةِ أولاکُم، وَ لِلطّاعَةِ سَدَّدَکُم، وَ لِلاِسلامِ هَداکُم، وَ رَحِمَکُم وَ سَمِعَ دُعاءَکُم، وَ طَهَّرَ أعمالَکُم، وَ أصلَحَ أحوالَکُم.
وَ أسألُهُ لَکُم دَوامَ السَّلامَةِ، وَ کَمالَ السَّعادَةِ، وَ الآلاءَ الدّارَةَ، وَ الاَحوالَ السّارَّةَ، وَ الحَمدُ لِلّهِ وَحدَهُ.

ستایش مخصوص خدایی است که سزاوار ستایش و مآل آن است. از آنِ اوست رساترین ستایش و شیرین ترین آن و سعادت بخش ترین ستایش و سخاوت بار ترین(و شریف ترین) آن و پاک ترین ستایش و بلند ترین آن و ممتاز ترین ستایش و سزاوارترین آن.
یگانه و یکتای بی نیاز(ی که همه نیازمندان و گرفتاران آهنگ او نمایند). نه پدری دارد و نه فرزندی.
شاهان را (به حکمت و آزمون) مسلّط ساخت وبه تاختن واداشت. و ستمکاران (و متجاوزان) را هلاکت نمود و کنارشان افکند. و سجایای بلند را (به خلایق) رسانید و شرافت بخشید. و آسمان را بالا برد و بلند گردانید. بستر زمین را گشود و گسترش داد و محکم نمود و گسترده ساخت. آن را امتداد داد و هموار کرد و (برای زندگی) آماده و مهیّا فرمود. آب و مرتعش را به شما ارزانی داشت. تعداد اقوام را (برای زندگی) آماده و مهیّا فرمود. آب و مرتعش را به شما ارزانی داشت. تعداد اقوام را (برای زندگی در آن) به درستی. (و حکمت) مقرّر فرمود و بر شمار (یکایک) آنان احاطه یافت. و نشانه های بلند (هدایت) مقرّر فرمود و آنها را بر افراشته و استوار ساخت.
معبود نخستین که نه او را هم طرازی است و نه حکمش را مانعی. خدایی نیست جز او، که پادشاه است و (مایۀ) سلامت، صورتگر است و دانا، فرمانروا و مهربان، پاک و بی آلایش. فرمانش ستوده است و حریم کویش آباد (به توجّه پرستندگان و نیازمندان) است و سخایش مورد امید.
کلامش را به شما آموخت و نشانه هایش را به شما نمایاند. و احکامش را برایتان دست یافتنی نمود. آنچه روا بود حلال و آنچه در خور ممنوعیت بود، حرام شمرد.
بار رسالت را بر دوش محمّد(صلّی الله علیه و آله) افکند. (همان) رسول گرامی که بدو سروری و درستی (در گفتار و کردار و رفتار) ارزانی شده، پاک و پیراسته است.
خداوند این امّت را به خاطر برتریِ مقام و بلندیِ شرف و استواری دین او و کامل بودنِ آرمانش سعادت بخشید. او بی آلایش ترین فردِ از آدمیان در هنگامه ولادت و فروزنده ترین ستاره یمن و سعادت است. او بلند پایه ترین آنان (در نیاکان) است و زیباترین آنها در (نسل و) شاخسار. و درست پیمان ترین و کریم ترین آنان است در نوجوانی و بزرگسالی.
درود خداوند از آن او و خاندان پاکش باد، درودی خالص و پی در پی و مکرّر (برای آنان) و برای دوست داران بزرگوارشان، درودی ماندگار و پیوسته، (برای همیشه) تا وقتی که برای آسمان حکمی مرقوم است و نقشی مقرّر.
او فرستاد تا تا برایتان رحمتی باشد و مایه پاکیزگی اعمالتان و آرامش سرای (زندگی) شما و بر طرف شدن نقاط ننگ (: و شرم آور کار)تان. و تا مایه صلاح حالتان باشد و اطاعت شما از خدا و رسولانش و موجب حفظ شما و رحمتی (بس بزرگ و فراگیر).
از او فرمان برید و بر دستورش مواظبت ورزید. آنچه را حلال دانست، حلال و هر چه را حرام داشت حرام بشمارید. خدایتان رحمت کند؛ آهنگ کوششی پیوسته نمایید و آزمندی را از خود برانید و تنبلی را وا نهید. رسم سلامت و حفظ حاکمیّت و بالندگی آن را – و آنچه را که موجب دغدغه سینه ها (:و تشویش دلها) و روی کردِ درماندگی و پریشانی به سوی به آنهاست – بشناسید.

1- نهج السّعادة، به نقل از کتاب «مجموعة ادبیة» تألیف محی الدّین محمد بن عبد القاهر بن الموصلی الشهروزی
کتاب ناقل بخش آغازین خطبه:
1- مناقب آل ابی طالب (ابن شهر آشوب)2- الصراط المستقیم3- نهج الایمان (زین الدّین علی بن یوسف بن جبر)4- بحار الانوار5- منهاج البراعة


دوستان ما چند حرف داریم در زبان عربی که نقطه ندارد؟
14 حرف

و مولا فقط جمله نساخته است، شما بروید در بحر معانی بلند این خطبه
این نمی است از دریا فضایل مولا علی


دومین خطبه بدون نقطه


اَلْحَمْدُ لِلّهِ الْمَلِکِ الْمَحْمودِ الْمالِکِ الْوَدودِ، مُصَوِّرِ کُلِّ مَوْلودٍ وَ مَآلِ کُلِّ مَطْرودٍ.
ساطِحِ الْمِهادِ وَ مُوَطِّدِ الْاَطْوادِ وَ مُرْسِلِ الْاَمْطارِ وَ مُسَهِّلِ الْاَوْطارِ، عالِمِ الْاَسْرارِ وَ مُدْرِکِها وَ
مُدَمِّرِ الاَمْلاکِ وَ مُهْلِکِها وَ مُکَوِّرِ الدُّهورِ وَ مُکَرِّرِها وَ مُورِدِ الْاُمورِ وَ مُصْدِرِها، عَمَّ سَماحُهُ وَ
کَمُلَ رُکامُهُ وَ هَمَلَ وَ طاوَعَ السُّؤالَ وَ الْاَمَلَ وَ اَوْسَعَ الرَّمَلَ وَ اَرْمَلَ.

اَحمَدُهُ حَمْداً مَمْدوداً مَداهُ وَ اُوَحِّدُهُ کَما وَحَّدَ الاَوّاهُ، وَ هُوَ اللهُ لا اِلهَ لِلاُمَمِ سِواهُ وَ لا صادِعَ لِما عَدَّلَهُ
وَ سَوّاهُ.
اَرْسَلَ مُحَمَّداً عَلَماً لِلْاِسْلامِ وَ اِماماً لِلْحُکّامِ، مُسَدِّداً لِلرَّعاعِ وَ مُعَطِّلَ اَحْکامِ وَدٍّ وَ سُواعٍ، اَعْلَمَ وَ
عَلَّمَ وَ حَکَمَ وَ اَحْکَمَ وَ اَصَّلَ الْاُصولَ وَ مَهَّدَ وَ اَکَّدَ الوُعودَ وَ اَوْعَدَ، اَوْصَلَ اللهَ لَهَ الاِکْرامَ وَ اَوْدَعَ
روحَهَ السَّلامَ وَ رَحِمَ آلَهُ وَ اَهْلَهُ الْکِرامَ، مالَمَعَ رِئآلٌ وَ مَلَعَ رالٌ وَ طَلَعَ هِلالَ وَ سُمِعَ اِهْلالٌ.
اِعْمَلوا -رَعاکُمُ اللهُ- اَصْلَحَ الْاَعْمالِ وَ اسْلُکوا مَسالِکَ الْحَلالِ وَ اطرَحوا الْحَرامَ وَ دَعوهُ وَ
اسمَعوا اَمرَ اللهِ وَ عوهُ وَ صِلوا الْاَرْحامَ وَ راعوها وَ عاصوا الْاَهْواءَ وَ اَردَعوها وَ صاهِروا اَهْلَ
الصَّلاحِ وَ الْوَرَعِ وَ صارِموا رَهْطَ اللَّهْوِ وَ الطَّمَعِ وَ مُصاهِرُکُمْ اَطْهَرُ الْاَحْرارِ مولِداً وَ اَسْراهُمْ
سؤدُداً وَ اَحْلاهُمْ مَورِداً وَ ها؛ هُوَ اَمَّکُمْ وَ حَلَّ حَرَمَکُمْ مُملِکاً عَروسَکُم المُکَرَّمَةَ وَ ماهَرَ لَها کَما
مَهَرَ رَسولُ اللهِ اُمَّ سَلَمَةَ وَ هُوَ اَکْرَمُ صِهْرٍ اَوْدَعَ الْاَوْلادَ وَ مَلَکَ ما اَرادَ وَ ما سَها مُمَلِّکُهُ وَ لا وَهِمَ
وَ لا وُکِسَ مُلاحِمُهُ وَ لا وُصِمَ. اَسْئَلُ اللهَ لَکُم اِحمادَ وِصالِهِ وَ دَوامَ اِسْعادِهِ وَ اَلْهَمَ کُلّاً اِصْلاحَ حالِهِ
وَ الْاِعْدادَ لِمَآلِهِ وَ مَعادِهِ، وَ لَهُ الْحَمْدُ السَّرْمَدُ وَ الْمَدْحُ لِرَسولِهِ اَحْمَدَ.

سپاس از آن خداوندی است که پادشاهی ستوده و مالکی پر مهر، صورت گر هر مولود و پناهگاه هر مطرودی است. گستراننده بستر زمین و استوار کننده کوهها و فروفرستنده بارانها و آسان کننده نیازها (و آرزوها) است.
دانا و آگاه به همه رازها و درهم کوبنده پادشاهان و نابودکننده آنهاست. در هم پیچنده (:و پایان بخش) روزگاران و برگرداننده آنهاست. اوست که هر چیز را وارد دَور می نماید و از دور خارجش می گرداند. عطایش همه چیز را فراگرفته و ابرِ سخایش کمال یافته و فروباریده و خواسته ها و آرزو(های بندگان) را برآورده است. و (به حکمتش) ریگزارها را گسترد و به ریگ آراست.
ستایش می کنم او را، ستایشی که امتدادش بلند (:و بی انتها) است؛ و یگانه اش می شمارم بدان گونه که (پیامبرِ) پر تضرّع و ابتهال یگانه اش می شمرد. و اوست خداوندی که امّتها را خدایی جز او نیست. آنچه که او استوار و مرتّب نمود کسی نیست که درهم ریزد.
محمّد را – به عنوان نشانه هدایت اسلام و پیشوای زمام داران (:و پیشوایان)، و اصلاح گر توده ها و تعطیل کننده احکام (:و رسوم بتهایی چون) وَدّ و سُواع – فرستاد. او (نیز تعالیم رسالت را) ابلاغ نمود و تعلیم فرمود (هر حکمی که لازم به بیان بود بدان) حکم نمود و (مبانی را) محکم ساخت؛ و اصول اساسی را پایه گذارد و زمینها(ی عملی اش را) مهیّا ساخت، و بر وعده ها(ی بشارت) تأکید ورزید و انذار و بیم داد.
خداوند اِکرام (خویش) را برای او پیوسته سازد و سلام (:و درود) را ملازم روانش گرداند، و آل و اهل بیت بزرگوارش را رحمت عطا کند، تا وقتی که کواکب می درخشد و بچه شتر مرغ می دود و ماه طلوع می کند و بانگی به گوش می رسد.
خداوند حفظتان کند. شایسته ترین اعمال را انجام دهید، و به مسیرهای حلال روید، و حرام را کنار افکنید و ترک گویید، به فرمان خدا گوش فرا دهید آن را به خاطر بسپارید و پیوند با خویشان را محکم نمایید، و مراعاتشان نمایید، و با هوسها مخالفت ورزید، و آنها را از خود دور کنید.
با اهل درستی و تقوا وصلت نمایید و از اهل لهو و آز ببُرید. این کسی که در پی وصلت با شماست از پاکزاده ترین آزادگان و شریفترین آنان، و شیرین (:و محبوبترین) آنان در (تبار و) خواست گاه.
آگاه باشید؛ که او اینک آهنگ شما را نموده، به حریم شما وارد گشته تا عروس گرامی (از تبار) شما را بگیرد و مهریّه اش را همان مهری قرار می دهد که رسول خدا، برای (همسرش) امّ سلمه قرار داده است، با اینکه این بزرگوار یهترین دامادی بود که فرزندانی را به ودیعه نهاد و آنچه را که خواست بدست آورد (و کسی از وصلتش امتناع نمی کرد). و هر که به او همسر داد، دچار سهو و اشتباه نشد و بر آن که با او پیوند نمود خرده ای گرفته نشد و خسارتی ندید.
از خداوند برایتان مسئلت می کنم که پیوندتان را ستوده گرداند و امدادش را به شما مداوم کند و به هر یک را آن چه مایه صلاح کار و آمادگی برای سرانجام و معادِ اوست الهام نماید.
و ستایش همیشگی مخصوص آن ذات (یکتا)ست و مدح و ثنا از آنِ رسول او احمد.


• ابن ابی الحدید معتزلی. شرح نهج البلاغه، جلد 19. ص 140.
• محمد بن مسلم شافعی معتزلی. کتاب الطالب. ص 248.

برخی از سنی ها که تعدادشان البته در اطراف ما کم بود، معاند بودند و چهره هاشان بعد از دیدن این خطبه ها دیدنی بود Smile



روزی مردم در مسجد بحث می‌کردند که کدام حرف در عربی از همه بیشتر در گفتار است؟ معلوم شد حرف «الف» از همه بیشتر است و هیچکس نمی‌تواند کلامی بگوید که الف در آن نباشد. علی آنجا بود و بی‌درنگ این خطبه را گفت. علی خطبه دیگری بدون نقطه دارد.



خطبه بدون الف


حَمِدتُ مَن عَظُمَت مِنَّتُهُ، وَ سَبَغَت نِعمَتُهُ، وَ سَبَقَت رَحمَتُهُ، وَ تَمَّت کَلِمَتُهُ، وَ نَفَذَت مَشیَّتُهُ، وَ
بَلَغَت حُجَّتُهُ، و عَدَلَت قَضیَّتُهُ، وَ حَمِدتُ حَمدَ مُقِرٍّ بِرُبوبیَّتِهِ، مُتَخَضِّعٍ لِعُبودیَّتِهِ، مُتَنَصِّلٍ مِن
خَطیئتِهِ، مُعتَرِفٍ بِتَوحیَدِهِ، مُستَعیذٍ مِن وَعیدِهِ، مُؤَمِّلٍ مِن رَبِّهِ مَغفِرَةً تُنجیهِ، یَومَ یُشغَلُ عَن
فَصیلَتِهِ وَ بَنیهِ، وَ نَستَعینُهُ، وَ نَستَرشِدُهُ، وَ نُؤمِنُ بِهِ، وَ نَتَوَکَّلُ عَلَیهِ، وَ شَهِدتُ لَهُ بِضَمیرٍ
مُخلِصٍ موقِنٍ، وَ فَرَّدَتُهُ تَفریدَ مُؤمِنٍ مُتقِنٍ، وَ وَحَّدَتُهُ تَوحیدَ عَبدٍ مُذعِنٍ لَیسَ لَهُ شَریکٌ فی
مُلکِهِ، وَ لَم یَکُن لَهُ وَلیٌّ فی صُنعِهِ، جَلَّ عَن مُشیرٍ وَ وَزیرٍ، وَ تَنَزَّهَ عَن مِثلٍ وَ نَظیرٍ، عَلِمَ
فَسَتَرَ، وَ بَطَنَ فَخَبَرَ، وَ مَلَکَ، فَقَهَرَ، وَعُصیَ فَغَفَرَ، وَ عُبِدَ فَشَکَرَ، وَ حَکَمَ فَعَدَلَ، وَ تَکَرَّمَ وَ
تَفَضَّلَ، لَم یَزَل وَ لَم یَزولَ، وَ لیسَ کَمِثلِهِ شَیءٌ، وَهُوَ قَبلَ کُلِّ شَیءٍ وَ بَعدَ کُلِّ شَیءٍ، رَبٌّ
مُتَفَرِّدٌ بِعِزَّتِهِ، مَتَمَلِّکٌ بِقُوَّتِهِ، مُتَقَدِّسٌ بِعُلُوِّهِ، مُتَکَبِّرٌ بِسُمُوِّهِ لَیسَ یُدرِکُهُ بَصَرٌ، وَ لَم یُحِط بِهِ
نَظَرٌ، قَویٌ، مَنیعٌ، بَصیرٌ، سَمیعٌ، علیٌّ، حَکیمٌ، رَئوفٌ، رَحیمٌ، عَزیزٌ، عَلیمٌ، عَجَزَ فی وَصفِهِ
مَن یَصِفُهُ، وَ ضَلَّ فی نَعتِهِ مَن یَعرِفُهُ، قَرُبَ فَبَعُدَ، وَ بَعُدَ فَقَرُبَ، یُجیبُ دَعوَةَ مَن یَدعوهُ، وَ
یَرزُقُ عَبدَهُ وَ یَحبوهُ، ذو لُطفٍ خَفیٍّ، وَ بَطشٍ قَویٍّ، وَ رَحمَةٍ موسِعَةٍ، وَ عُقوبَةٍ موجِعَةٍ،
رَحمَتُهُ جَنَّةٌ عَریضَةٌ مونِقَةٌ، وَ عُقوبَتُهُ حَجیمٌ مؤصَدَةٌ موبِقَةٌ، وَ شَهِدتُ بِبَعثِ مُحَمَّدٍ عَبدِهِ وَ
رَسولِهِ صَفیِّهِ وَ حَبیبِهِ وَ خَلیلِهِ، بَعَثَهُ فی خَیرِ عَصرٍ، وَ حینَ فَترَةٍ، وَ کُفرٍ، رَحمَةً لِعَبیدِهِ، وَ
مِنَّةً لِمَزیدِهِ، خَتَمَ بِهِ نُبُوَّتَهُ، وَ قَوّی بِهِ حُجَّتَهُ، فَوَعَظَ، وَ نَصَحَ، وَ بَلَّغَ، وَ کَدَحَ، رَؤفٌ بِکُلِّ
مُؤمِنٍ، رَحیمٌ، ولیٌّ، سَخیٌّ، ذَکیٌّ، رَضیٌّ، عَلَیهِ رَحمَةٌ، وَ تَسلیمٌ، وَ بَرَکَةٌ، وَ تَعظیمٌ، وَ تَکریمٌ
مِن رَبٍّ غَفورٍ رَحیمٍ، قَریبٍ مُجیبٍ، وَصیَّتُکُم مَعشَرَ مَن حَضَرَنی، بِتَقوی رَبِّکُم، وَ ذَکَّرتُکُم
بِسُنَّةِ نَبیِّکُم، فَعَلَیکُم بِرَهبَةٍ تُسَکِّنُ قُلوبَکُم، وَ خَشیَةٍ تَذری دُموعَکُم، وَ تَقیَّةٍ تُنجیکُم یَومَ
یُذهِلُکُم، وَ تُبلیکُم یَومَ یَفوزُ فیهِ مَن ثَقُلَ وَزنَ حَسَنَتِهِ، وَ خَفَّ وَزنَ سَیِّئَتِهِ، وَ لتَکُن مَسئَلَتُکُم
مَسئَلَةَ ذُلٍّ، وَ خُضوعٍ، وَ شُکرٍ، وَ خُشوعٍ، وَ تَوبَةٍ، وَ نَزوعٍ، وَ نَدَمٍ وَ رُجوعٍ، وَ لیَغتَنِم کُلُّ
مُغتَنَمٍ مِنکُم، صِحَّتَهُ قَبلَ سُقمِهِ، وَ شَیبَتَهُ قَبلَ هِرَمِهِ، وَ سِعَتَهُ قَبلَ عَدَمِهِ، وَ خَلوَتَهُ قَبلَ شُغلِهِ، وَ
حَضَرَهُ قَبلَ سَفَرِهِ، قَبلَ هُوَ یَکبُرُ، وَ یَهرَمُ، وَیَمرَضُ، وَ یَسقَمُ، وَ یُمِلُّهُ طَبیبُهُ، وَ یُعرِضُ عَنهُ
جَیِبُهُ، وَ یَتَغَیَّرَ عَقلُهُ، وَ لیَقطِعُ عُمرُهُ، ثُمَّ قیلَ هُوَ مَوَعوکَ، وَ جِسمُهُ مَنهوکٌ، قَد جَدَّ فی نَزعٍ
شَدیدٍ، وَ حَضَرَهُ کُلُّ قریبٍ وَ بَعیدٍ، فَشَخَصَ بِبَصَرِهِ، وَ طَمَحَ بِنَظَرِهِ، وَ رَشَحَ جَبینُهُ، وَ سَکَنَ
حَنینُهُ، وَ جُذِبَت نَفسُهُ، وَ نُکِبَت عِرسُهُ، وَ حُفِرَ رَمسُهُ، وَ یُتِمَّ مِنهُ وُلدُهُ، وَ تَفَرَقَ عَنهُ عَدَدُهُ، وَ
قُسِّمَ جَمعُهُ، وَ ذَهَبَ بَصَرُهُ وَ سَمعُهُ، وَ کُفِّنَ، وَ مُدِّدَ، وَ وُجِّهَ، وَ جُرِّدَ، وَ غُسِّلَ، وَ عُرِیَ، وَ
نُشِفَ، وَ سُجِیَ، وَ بُسِطَ لَهُ، وَ نُشِرَ عَلَیهِ کَفَنُهُ، وَ شُدَّ مِنهُ ذَقَنُهُ، وَ قُمِّصَ، وَ عُمِّمَ، وَ لُفَّ، وَ
وُدِعَّ، وَ سُلِّمَ، وَ حُمَلِ فَوقَ سَریرٍ، وَ صُلِّیَ عَلَیهِ بِتَکبیرٍ، وَ نُقِلَ مِن دورٍ مُزَخرَفَةٍ، وَ قُصورٍ
مُشَیَّدَةٍ، وَ حَجُرٍ مُنَضَّدَةٍ، فَجُعِلَ فی ضَریحٍ مَلحودَةٍ، ضَیِّقٍ مَرصوصٍ بِلبنٍ، مَنضودٍ، مُسَقَّفٍ
بِجُلمودٍ، وَ هیلَ عَلیهِ حَفَرُهُ، وَ حُثِیَ عَلیهِ مَدَرُهُ، فَتَحَقَّقَ حَذَرُهُ، وَ نُسِیَ خَبَرُهُ وَ رَجَعَ عَنهُ
وَلیُّهُ، وَ نَدیمُهُ، وَ نَسیبُهُ، وَ حَمیمُهُ، وَ تَبَدَّلَ بِهِ قرینُهُ، وَ حَبیبُهُ، وَ صَفیُّهُ، وَ نَدیمُهُ فَهُوَ حَشوُ
قَبرٍ، وَ رَهینُ قَفرٍ، یَسعی فی جِسمِهِ دودُ قَبرِهِ وَ یَسیلُ صَدیدُهُ مِن مِنخَرِهِ، یُسحَقُ ثَوبُهُ وَ
لَحمُهُ، وَ یُنشَفُ دَمُهُ، وَ یُدَقُّ عَظمُهُ، حَتّی یَومَ حَشرِهِ، فَیُنشَرُ مِن قَبرِهِ، وَ یُنفَخُ فِی الصّورِ، وَ
یُدعی لِحَشرٍ وَ نُشورٍ، فَثَمَّ بُعثِرَت قُبورٌ، وَ حُصِّلَت صُدورٌ، وَ جیء بِکُلِّ نَبیٍّ، وَ صِدّیقٍ، وَ
شَهیدٍ، وَ مِنطیقٍ، وَ تَوَلّی لِفَصلِ حُکمِهِ رَبٌّ قدیرٌ، بِعَبیدِهِ خَبیرٌ وَ بَصیرٌ، فَکَم مِن زَفرَةٍ
تُضنیهِ، وَ حَسرَةٍ تُنضیهِ، فی مَوقِفٍ مَهولٍ عَظیمٍ، وَ مَشهَدٍ جَلیلٍ جَسیمٍ، بَینَ یَدَی مَلِکٍ کَریمٍ،
بِکُلِّ صَغیرَةٍ وَ کَبیرَةٍ عَلیمٍٍ، حینَئِذٍ یُلجِمُهُ عَرَقُهُ، وَ یَحفِزُهُ قَلَقُهُ، عَبرَتُهُ غَیرُ مَرحومَةٍ، وَ
صَرخَتُهُ غَیرُ مَسموعَةٍ، وَ حُجَّتُهُ غَیرُ مَقبولَةٍ، وَ تَؤلُ صَحیفَتُهُ، وَ تُبَیَّنُ جَریرَتُهُ، وَ نَطَقَ کُلُّ
عُضوٍ مِنهُ بِسوءِ عَمَلِهِ وَ شَهِدَ عَینُهُ بِنَظَرِهِ وَ یَدُهُ بِبَطشِهِ وَ رِجلُهُ بِخَطوِهِ وَ جِلدُهُ بِمَسِّهِ وَ فَرجُهُ
بِلَمسِهِ وَ یُهَدِّدَهُ مُنکَرٌ وَ نَکیرٌ وَ کَشَفَ عَنهُ بَصیرٌ فَسُلسِلَ جیدُهُ وَ غُلَّت یَدُهُ وَ سیقَ یُسحَبُ
وَحدَهُ فَوَرَدَ جَهَنَّمَ بِکَربٍ شَدیدٍ وَ ظَلَّ یُعَذَّبُ فی جَحیمٍ وَ یُسقی شَربَةٌ مِن حَمیمٍ تَشوی وَجهَهُ وَ
تَسلخُ جَلدَهُ یَضرِبُهُ زَبینَتُهُ بِمَقمَعٍ مِن حدیدٍ یَعودُ جِلدُهُ بَعدَ نَضجِهِ بِجلدٍ جدیدٍ یَستَغیثُ فَیُعرِضُ
عَنهُ خَزَنَةُ جَهَنَّمُ وَ یَستَصرخُ فَیَلبَثُ حُقبَهُ بِنَدَمٍ نَعوذُ بِرَبٍّ قَدیرٍ مِن شَرِّ کُلِّ مَصیرٍ وَ نَسئَلُهُ
عَفوَ مَن رَضیَ عَنهُ وَ مَغفِرَةَ مَن قَبِلَ مِنهُ فَهُوَ وَلیُّ مَسئَلَتی وَ مُنحُجِ طَلِبَتی فَمَن زُحزِحَ عَن
تَعذیبِ رَبِّهِ سَکَنَ فی جَنَّتِهِ بِقُربِهِ وَ خُلِّدَ فی قُصورِ مُشَیَّدةٍ وَ مُکِّنَ مِن حورٍ عینٍ وَ حَفَدَةٍ وَ
طیفَ عَلَیهِ بِکُئوسٍ وَ سَکَنَ حَظیرَةَ فِردَوسٍ، وَ تَقَلَّبَ فی نَعیمٍ، وَ سُقِیَ مِن تَسنیمٍ وَ شَرِبَ مِن
عَینٍ سَلسَبیلٍ، مَمزوجَةٍ بِزَنجَبیلٍ مَختومَةً بِمِسکٍ عَبیرٍ مُستَدیمٍ لِلحُبورٍ مُستَشعِرٍ لِلسّرورِ
یَشرَبُ مِن خُمورٍ فی رَوضٍ مُشرِقٍ مُغدِقٍ لَیسَ یَصدَعُ مَن شَرِبَهُ وَ لَیسَ یَنزیفُ هذِهِ مَنزِلَةُ
مَن خَشِیَ رَبَّهُ وَ حَذَّر نَفسَهُ وَ تِلکَ عُقوبَةُ مَن عَصی مُنشِئَهُ وَ سَوَّلَت لَهُ نَفسُهُ مَعصیَةَ مُبدیهِ
ذلِکَ قَولٌ فَصلٌ وَ حُکمٌ عَدلٌ خَیرُ قَصَصٍ قَصَّ وَ وَعظٍ بِهِ نَصَّ تَنزیلٌ مِن حَکیمٍ حَمیدٍ نَزَلَ
بِهِ روحُ قُدُسٍ مُبینٍ عَلی نَبیٍّ مُهتَدٍ مَکینٍ صَلَّت عَلَیهِ رُسُلٌ سَفَرَةٌ مُکَرَّمونَ بَرَرَةٌ عُذتُ بِرَبٍ
رَحیمٍ مِن شَرِّ کُلِّ رَجیمٍ فَلیَتَضَرَّع مُتَضَرِّعُکُم وَ لیَبتَهِل مُبتَهِلُکُم فَنَستَغفِرُ رَبَّ کُلِّ مَربوبِ لی
وَ لَکُم.


ای جانم به فدای مولا ، ماشا الله این خطبه بدون الف ایشان یه ذره در ذره هم نیست و از شیر مرغ تا جان آدمیزاد در باره خدا و دنیا و آخرت و... سخن به میان آوردند
خوشا به حال شیعه با این امیری که دارد
بدا به حال شیعه با این قدر نا شناسی که دارد




ستایش می کنم کسی را که منّتش عظیم است و نعمتش فراوان؛ و رحمتش بر غضبش پیشی گرفته است. سخن و حکم اوتمامیّت یافته و قطعی است؛ خواست او نافذ و برهانش رسا و حکمش بر عدالت است.
ستایش می کنم، به سان سپاس آن که معترف به ربوبیّتش و پر خضوع دربندگی اوست. و از گناه خویش بریده و کنده شده و به توحید او اقرار می نماید. و از وعید و بیم عذابش به خود او پناه می برد. و از درگاه پروردگارش امیدوار آمرزشی است که او را نجات بخشد، در روزی که انسان را به گرفتاری خویش مشغول و از بستگان و فرزندانش غافل می سازد.

از او یاری و هدایت می جوییم و به او ایمان داریم و بر او توکّل می کنیم. از ضمیری با اخلاص و یقین، برای او به توحید گواهی می دهم و او را به یکتایی می شناسم. یکتا شناسی فردی مؤمن و استوار در یقین. و او را یگانه می شمارم، یگانه دانستن بنده ای خاضع. نه در پادشاهی خود شریکی دارد و نه درآفرینشش یاوری. برتر از آن است که مشاور و وزیری داشته باشد و منزّه است از داشتن همانند و نظیری. بر کردارها آگاهی یافت و پوشیده داشت. و از نهان امور مطّلع گردید و بدان آگاه است و اقتدار و چیرگی دارد. نافرمانی گشت و آمرزید، طاعت و بندگی اش نمودند و او شکرگزاری نمود. فرمان روایی کرد و عدالت گسترد؛ و برتر از شائبه ی هر نقص و عیبی است و آنچه شایسته ی هر چیزی بود، به او عطا فرمود.

همیشه بوده و هست و هیچ گاه زوال نمی یابد. و چیزی همانندش نیست. و او پیش از هر چیزی است و پس از هر چیزی. پروردگاری است که به عزّتش یگانه و به قدرت خویش پادشاه و مقتدر. و به برتری شأنش پاک و منزّه است. و به علوّ مقامش ه حق خود را بزرگ می شمارد. دیده ای او را نمی بیند و نگرشی در معرفت بر او احاطه پیدا نمی کند. قوی و مقتدر و بینا و شنوا و برتر و حکیم و رؤوف و مهربان و عزّتمند و داناست. هر آن که به توصیف او برآید، در وصفش حیران ماند. به آفریدگان نزدیک است و در رفعت مقام، از آناندور است. به علوّ شأنش از آنان دور است و به آنان نزدیک است، و دعای کسی را که او را بخواند، اجابت می کند. و به بنده اش روزی می دهد و بدو عطا می فرماید. دارای لطفی است پنهان و قهری قوی و رحمتی گسترده و کیفری دردناک. رحمتش بهشتی پهناور و زیبباست و کیفرش جهنمی در بسته و هلاکت بار.

و گواهی می دهم به بعثت محمّد صلّی الله علیه و آله، بنده و فرستاده و برگزیده و حبیب و خلیلش که او را در بهترین و ضروری ترین برهه و در دوران گسیختگی وحی و کفر به عنوان رحمتی برای بندگان خود و نعمتی برجسته از نعمتهای فراوان خویش مبعوث فرمود. خداوند کار برانگیختن پیامبران به پیامبری از جانب خود را به وسیله او به پایان رسانید و برهان خویش را با وی قوّت بخشید و آن بزرگوار نیز موعظه فرمود و خیرخواهی نمود و به سختی کوشید، نسبت به هر مؤمنی رؤوف و مهربان بود. سروری بخشنده و پاک گهر و راضی به قضا و حکم حق بود. رحمت و سلام و برکت و تعظیم و تکریمی ویژه و فراوان از سوی پروردگاری آمرزنده و مهربان و نزدیک و اجابت کننده، بر او باد.

ای گروهی که نزدم حاضرید؛ شما را به تقوای پروردگارتان سفارش می کنم و به شیوه پیامبرتان یادآوری می نمایم. پس بر شما باد به ترسی که در دلهایتان جای گیرد و هراسی که اشکتان را جاری کند و تقوایی که نجاتتان بخشد، در روزی که هر که وزن نیکی اش سنگین و وزن کار بدش سبک باشد، رستگار شود. درخواست شما از پروردگارتان درخواستی توأم با ذلّت و افتادگی و شکرگزاری و فروتنی و توبه و کنده شدن از گناه و پشیمانی و بازگشت به طاعت باشد.

هر کدامتان که غنیمت شمار فرصت است، عافیتش را پیش از بیماری و پیری اش را پیش از تهی دستی و فراغتش را پیش از گرفتاری و مشغولیت و زمان حضورش را پیش از کوچ، غنیمت بشمارد. پیش از آن که پیر شود و گرفتار بیماری و ناخوشی گردد و به حالی افتد که) طبیبش از او ملول شود و نزدیکترین دوستش نیز از او روی گرداند و عقلش تباه گردد و رشته عمرش بگسلد. آن گاه گفته شود که فلانی به سختی بیمار است و تنش به شدّت نحیف شده و در بستر احتضاری سخت افتاده است. و هر خویش و بیگانه ای به عیادت و وداع به بالینش آمده است. پس دیده اش را با خیرگی به بالا افکنده، نگاهش را بدان سو دوخته، پیشانی اش عرق کرده، ناله های دردآلودش آرام شده و جانش گرفته شد.

در چنین حالی می بینی که تیره بختی به همسرش روی آورده، گورش را کندند و فرزندانش بی سرپرست ماندند و نفراتش از دور او پراکنده شدند و آنچه جمع آوری کرده بود، تقسیم شده و بینایی و شنوایی اش از بین رفته است. هم اکنون می بینی رویش پوشانده، دست و پایش کشیده، رو به قبله اش کشیده اند و برهنه اش نموده، غسلش داده اند؛ از هر جامه و پیرایه ای عاری اش داشته، خشکش نموده اند و پارچه ای بر او افکنده و بر او کشیده اند و آماده اش نموده، قطعه دیگرکفنش را نیز بر او افکنده اند، به گونه ای که از آن کفن چانه اش را بسته، پیراهن وعمامه هم برایش قرار داده، در لفافش پیچیده اند و نزدیکان با او وداع نموده، بدرودش گفتند.

اینک می نگری بر تابوتش حمل نمودند و با تکبیر بر او نماز گزارند و از خانه های پر زرق و برق و قصرهای مجلّل، با اتاقهای منظّم و پی در پی، منتقل شده است. در گوری که برایش کنده اند، گذاشته شد. گوری که تنگ است و با خشتهای محکم چیده شده و سقفش با تخته سنگهایی پوشیده شده است و خاک قبرش را بر او ریخته، کلوخ بر او پاشیدند. پس آنچه که از آن هراسان بود، واقع شد و خبرش به فراموشی سپرده شد و کسانی که یار و همنشین و خویشاوند و دوست او بودند، از وی برگشتند و تنهایش گذاشتند و همدم و رفیق و یار و ندیمش، کسانی دیگر به جای او برگزیدند.

اکنون درون قبری قرار گرفته و به مکان تنها و خلوتی سپرده شده. کرمهای قبر در بدنش می دوند و خون و چرک از بینی اش روان است و جامه و بدنش فرسوده می شوند، خونش می خشکد و استخوانش فرسوده می شود. و بدین گونه است تا روز حشر او؛ که از قبرش برانگیخته شود و در صور دمیده شود و برای حشر و نشر فرایش خوانند. پس آنجاست که قبور، زیر و رو می گردند و آنچه در سینه هاست، بیرون کشیده و هویدا می شوند و هر پیامبر و صدیق و شهید سخنوری که مجاز به تکلّم است، آورده می شوند.

داوری قاطع آن روز را پروردگاری به عهده دارد که مقتدر بر بندگانش وآگاه و بینا به حالشان است. پس بسا ناله هایی که او را رنجور و زمین گیر و حسرتی که فرسوده و نحیفش می گرداند. در جایگاهی هولناک و عظیم و مجتمعی بزرگ و وسیع، در مقابل پادشاهی بزرگوار که به هر کار کوچک و بزرگی داناست. در آن هنگام عرقش تا به دهان می رسد و اضطراب و ناراحتی اش، آرامش او را می رباید. اشکش مایه ترحّم بر وی نمی شود و ناله اش شنیده و بدان توجّه نمی گردد. و دلیل و عذر او پذیرفته نخواهد بود. نامه عملش به سویش باز می گردد و به وی سپرده می شود و بدی کردارش بر او و دیگران بیان می شود. هر عضوی از او به بدی کارش گواهی می دهد. چشمش به نگاه او به حرام و دستش به سخت گیری نامورد او و پایش به گام برداشتن به سوی حرام، پوستش به لمس نامشروع و شرمگاهش به تماس به حرام گواهی می دهند. فرشتگان نکیر و منکر او را به عذاب وحشتناک تهدید می کنند و خداوند بینا از کارش پرده بر می دارد.

پس زنجیر در گردنش افکنده، دستش با غل بسته می شود و کشان کشان و در تنهایی رانده می شود. و در آتش دوزخ عذاب می گردد. و شربتی از آب داغ به وی نوشانیده می شود که چهره اش پخته و پوستش را می کند. فرشته مأمور عذاب او به سوی آتش می راندش، او را با گرزی آهنین می زند، پیوسته پوستش پس از پخته شدن، به پوستی جدید بر می گردد و تبدیل می شود. و فریاد استمداد برمی آورد، ولی مأموران جهنم از او روی بر می گردانند. و فریاد سر می دهد و با ندامت دوران طولانی اش را در جهنم می ماند.

به پروردگار توانا پناه می بریم از شرّ هر سرانجام نا خجسته ای و از او عفو می طلبیم به سان عفو کسانی که از آنان راضی گردید و آمرزش می جوییم همانند کسانی که ایمان و طاعتشان را از آنان پذیرفت. زیرا تنها اوست که کفیل خواهش و تقاضای من است.

پس هر که از عذاب پروردگارش دور گردانده شود، به قرب حضرتش در بهشت سکنا گزیند و در قصرهایی مزیّن جاودانه ماند و از حوریان زیبا و سیه چشم و خادمان بهشتی بهره مند می گردد. و جامهایی مملو از خوراکی و نوشیدنی پیرامونش می گردانند و در جایگاه منیع و ممتاز بهشت مسکن یابد و در نعمتهای سرشار به سر برد و از تسنیم و از نوشیدنی های بهشت بدو نوشانیده می شود و از چشمه، سلسبیل آمیخته به زنجبیل، می نوشد که با مشک و عبیری سربسته شده که پیوسته نشاط آفرین و سرور انگیز است. از نوشیدنی هایی پاکیزه در باغی روشن، با درختانی پربار می نوشد که هر کس از آن بنوشد، نه دچار سردرد می شود و نه مست و مدهوش می گردد.

این جایگاه کسی است که از پروردگارش بترسد و از نفس خویش بر حذر باشد و آن نیز کیفر کسی است که معصیت پروردگارش نماید و نفس شیطانی او، نافرمانی آفریدگارش را برایش تزیین نماید.


دوستان التماس دعا دارم برای خودم و پدر و مادرم
سعی کنید این فضیلت مولا را به هر نحو پخش کنید که بی شک مولا علی پس از 1400 سال هنوز غریب است
ای اول مظلوم عالم، جانم به فدایت

امضای علی 110
پرستش به عبادت نیست، به اطاعت است!!!!
از که اطاعت می کنیم؟!
همو معبود ماست!!

امام زمان علیه السلام:
ظهور ما به تأخیر نیفتاده مگر به سبب اعمال ناپسندی که از ایشان (شیعیان) سر می‌زند و خبر آنها به ما می‌رسد.

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: m.shirazi80 ، مسافر ، oO DaViD Oo ، فرهاد ، بیداری اندیشه ، M Rises Soon ، MAHDI59 ، F.E.A.R ، saed-mir ، bamzi64 ، جوینده حق ، aa66 ، احیاء ، mohamad ، Ramin_Ghn ، The Arrival ، parisan ، EMPERATOR ، اسماعیل ، Hadith ، mohammad790 ، خاک ، ایران ، عبدالله ، Seyed Mohsen ، najmeh ، وحید110 ، alasor ، jackmole ، ONLY66 ، bache shiye ، سبز سفید قرمز ، حلما ، وحید الف ، محمداحسان ، انتصـار ، alis ، faraz_223 ، bahar2006 ، فاطمه خانم ، MohammadSadra ، Palazior ، مجید121 ، hussain ، farahnoodi ، نسیم ، mojtaba-nk3 ، رضا1357 ، yamin ، مجنون الحسین ، meshkat ، خیبر110 ، MEHJR ، janali ، TewStealth ، nafas ، F_R ، ريحانه الرسول ، Irani ، r_bashiri89 ، ehsan_mt ، طلبه تیزهوش ، hamed313 ، آوینار ، دل خسته ، emperio_1212 ، rajaby ، خادمة الزهرا ، hesam110 ، علیرضا110 ، lpsl ، only_y2d ، saloomeh ، علیرضا110 ، رهیافته ، منتظر کوچولو ، محب الزهرا ، MESSENGER ، أین المنتظر ، ema1392 ، حسام+ ، Anti-satanism ، میرزا احمد ، Saghi ، در جستجوی سختی ، fandogh ، sevenmoons ، montazer_rm ، Islam ، nasimesaba ، فرید ، میلاد.م ، adeldarbandi ، m.hossein ، یا صاحب الزمان ، behzad-jn ، abas_341 ، seyedmahdi ، titan22 ، springly ، soshiant ، یا ثارالله ، zarati313 ، امیرحسن ، شهیدطیبه واعظی ، باهتول ، سرباز سید علی ، AFG Shia ، Havbb 110 ، alireza2030 ، ابراهیم313 ، heaven ، vahrakan ، ztb ، seyed313 ، یوسف خان ، يك منتظر ، سلیم ، s.majid hashemi ، Asma ، zahra.shakiba ، محمود نظري ، hajiali.m ، AMINI ، سید ابراهیم ، رنجستان ، rahgozar.f ، abbas313 ، ZaHrA110M ، سرباز ولایت ، حسن.س. ، faateme-313 ، یاوران مهدی ، بچه شیعه ، tazevared ، منادی حق ، Imam12 ، aboutorab ، Fatemeee ، R3Z4 ، حوریه سادات ، سدرة المنتهی ، toloosoft ، ali0077 ، seiied110 ، ali.khm ، farzad313 ، omidman ، arman mohseny ، محیصا ، mohaddese ، میثاق ، paramida.ir ، میلاد مسلمی ، فرهاد55 ، لیلا ، mohammad 313 ، دستهای سبز ، Negahi digar ، nilufar7676 ، آفتاب ، moflehoon ، kashkol-ir ، سیمرغ ، لبخند خدا ، help me ، ali-0110 ، حضرت عشق ، عشقم کربلا ، hamediran ، شهید عماد مغنیه ، 21200 ، حسن عزتي

آغاز صفحه 18 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۱:۵۰, ۴/خرداد/۹۲
شماره ارسال: #171
آواتار
شنیده اید می گویند «از نخورده بگیر بده به خورده»؟! این به این معناست که کسی که مزه ی چیزی زیر زبانش رفت، از دست دادن آن را سخت تر تحمل می کند تا کسی که لذت آن را هرگز نچشیده است. به همین خاطر است برخی بزرگان، لذت برخی چیزهای حلال را هم بر خود حرام می کنند. که مبادا بر چیزی غیر از طاعت خداوند، حرص داشته باشند.



در ادامه ی این مطلب، چند حکایت کوتاه، از امیرالمؤمنین علی (علیه السلام)، می آوریم؛ مردی که نخستین کسی بود که لذات را بر خود حرام کرد.

الف) حرام نیست؛ ولی نمی خورم!
ظرفى پالوده‏ در برابر امام علی (علیه السلام) نهادند. انگشت خود را چندان در آن فرو برد تا به ته آن رسيد، سپس آن را بيرون آورد، و از آن پالوده نخورد و تنها انگشتش را به دهان برد و آن را چشيد و گفت: «خوب است و حرام نيست، ولى دوست ندارم خود را به چيزى عادت دهم كه به آن عادت ندارم» (1)

ب) پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) خشک تر از این می خورد!
سويد بن غفله می گويد: «هنگام عصر، بر على بن ابى طالب (علیه السلام) وارد شدم. ديدم نشسته است و در برابرش كاسه ‏اى شير ترشيده كه بوى تند ترشيدگى آن استشمام مى‏ شد، و در دست او پاره نانى است كه از پوستهاى جو روى آن معلوم بود كه نان جوين است؛ آن نان را به دست مى ‏شكست و اگر زورش نمى‏ رسيد با زانو مى‏ شكست و در شير مى ‏انداخت. پس گفت: «نزديك بيا و در خوراك ما شريك شو!» گفتم: «من روزه دارم.» گفت: «از پيامبر (صلی الله علیه و آله) شنيدم كه گفت: «هر كس به سبب روزه از خوردن طعامى كه هوس آن را كرده است محروم شود، بر خدا است كه او را از خوراك بهشت نصيب كند و از نوشيدنى آن بنوشاند».

سويد می گويد: من به كنيز او كه نزديكش ايستاده بود گفتم: چرا آرد نان را الك نمى‏كنيد كه من اين اندازه سبوس در آن مى‏ بينم؟ گفت: به ما فرمان داده است كه آرد را الك نكنيم.

آنگاه على گفت: «به او چه گفتى؟» و چون از آنچه گفته بودم آگاه شد، گفت: «پيامبر را مى‏ديدم كه خشكتر از اين مى‏خورد، و درشتتر از اين مى‏پوشيد، پس اگر چنين نكنم بيم آن دارم كه (در قيامت) به او نرسم». (2)

ج) می ترسم بپسندم!
امام صادق (علیه السلام) از پدرش نقل می کند: «براى امير المؤمنين على بن ابى طالب (علیه السلام) حلوايى آماده ‏شده از خرما و سر شير و نشاسته؛ آوردند، او از خوردن آن خوددارى كرد. و چون به او گفتند كه آيا آن را حرام مى ‏دانى؟ گفت: «نه، ولى بيم آن دارم كه از آن خوشم آيد و در طلب آن برآيم.» (3)

پی نوشت:
1. الحياة / ترجمه احمد آرام ؛ ج‏2 ؛ ص362؛ با استفاده از نرم افزار جامع الاحادیث نور 3/5
2. همان، ص 360
3. همان، ص 359

پ.میعاد
مستور

از سایت وعده صادق http://www.alvadossadegh.com
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: منادی حق ، بیداری اندیشه ، حضرت عشق
۱۲:۲۷, ۱۰/تیر/۹۲
شماره ارسال: #172
آواتار
پس از جنگ، امام علی (علیه السلام)به پیامبر صلی الله علیه وآله گفت:

«یا رسول‌الله! هفتاد نفر در احد شهید شدند و حمزة‌بن‌عبدالمطلّب، سر سلسله آنان بود، امّا من از این فیض محروم گشتم و از شهادت به دور افتادم. بسیار ناراحت شدم که چرا فیض شهادت نصیبم نگردید!»

پیامبر صلی الله علیه وآله فرمود:

«یا علی! تو سرانجام شهید خواهی شد، امّا می‌خواهم بدانم هنگام شهادت، چگونه آن را می‌پذیری؟»

علی علیه‌السلام گفت:

«یا رسول‌الله! نفرمایید چگونه می‌پذیری، بفرمایید چگونه سپاسگزاری می‌کنی. این جا، جای صبر نیست، جای سپاس گزاردن است!»

انسان کامل ، صفحه 44

از سایت وعده صادق http://www.alvadossadegh.com
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: منادی حق ، حضرت عشق
۱۱:۲۶, ۲۱/تیر/۹۲
شماره ارسال: #173
آواتار
عبایة بن ربعی از عبدالله بن عباس پرسید:« چرا پیامبر خدا به علی علیه السلام لقب ابوتراب داد؟»


عبدالله بن عباس پاسخ داد:« به این جهت که او صاحب زمین است و حجت خدا بر اهل زمین. پس از رسول خدا بقا و آرامش زمین به وجود او بسته است و من از رسول خدا شنیدم که فرمود:« در روز قیامت، کافر پاداش و منزلت شیعه‌ی‌ علی را می‌نگرد و می‌گوید:« یا لَیْتَنْیِ کنْتَ تَرّابیَا »؛ (ای کاش من نیز وابسته به ابو تراب بودم و از شیعیانش محسوب می شدم) و این همان گفتار خداوند است که در آیه 40 سوره‌ی نباء می‌فرماید:« وَلَیْقول الْکافِر یا لَیْتَنی کنت ترابا »؛ (کافر در روز قیامت می گوید ای کاش خاک بودم.)»

منابع:

بحارالانوار، ج 35، ص 51، حدیث 4 ------ معانی الاخبار، علل الشرایع



از سایت موعود http://www.mouood.org
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: SAViOR ، منادی حق ، حضرت عشق ، 21200
۲۲:۵۳, ۶/مرداد/۹۲
شماره ارسال: #174
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم
بخشی از فضائل امام علی علیه السلام در معراج


1- صدای زیبا و آرام بخش

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند :

(( خداوند متعال در شب معراج با لهجه و صدای زیبای علی با من صحبت می کرد . پس گفتم :

پروردگارا ، آیا تو با من صحبت می کنی یا علی است که با من حرف می زند ؟

خداوند متعال فرمود :

ای محمد ! تو را از نور خود خلق کرده ام و علی را از نور تو . من از درون تو آگاهم و می دانم که علی محبوب قلب تو است . پس من هم با صدای محبوبت با تو صحبت کردم تا اینکه قلبت اطمینان و آرامش پیدا کند .(1) ))


2 – درخت طوبی

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند : (( در شب معراج هنگامی که داخل بهشت شدم درختی را دیدم که درارا ی برگهای بزرگی بود و در هر برگی از آن زیور و زینت و غذا و .... وجود دارد ، و هیچ قصری و خانه ای در بهشت نیست مگر اینکه شاخه ای از این درخت در آن قصر یا خانه موجود است و زیور و زینت و غذای صاحب آن خانه یا قصر از این شاخه می باشد .

پس به جبرئیل گفتم :

این درخت چیست و چگونه است ؟

جبرئیل گفت : این درخت طوبی است و خوشا به حال تو واکثر امت تو.

پرسیدم : انتهای ( اصل ) این درخت کجاست ؟

گفت : اصل این درخت وجود ( یا در وجود ) علی بن ابی طالب است .(2) ))



3 – شوق درخت طوبی به امام علی علیه السلام

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند :

(( در شب معراج در آسمان ششم به درختی برخوردم که بسیار نیکو و بزرگ بود ، به جبرئیل گفتم :

این درخت چیست ؟

گفت : ای محمد ! این درخت طوبی است .

گفتم : این صدای زیبا که از این درخت شنیده می شود چیست ؟

گفت : این صوت طوبی است که می گوید :

چقد رمشتاق دیدن تو هستم ای علی (3) ))



4 - شوق سدرة المنتهی

ابو ایوب انصاری از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نقل می کند :

(( در شب معراج هنگامی که به سدرة المنتهی رسیدم نسیم و بوی خوشی حس کردم . از جبرئیل پرسیدم این نسیم و بوی خوش از چیست ؟ جبرئیل گفت : درخت سدرة المنتهی است ، هنگامی که به تو نگاه کرد مشتاق پسر عموی تو علی بن ابی طالب شد .(4) ))



5- ملائکه حدیث منزلت علی علیه السلام را شنیده اند .

از جمله احادیثی که در فضل علی علیه السلام داریم حدیث منزلت است . در این حدیث ، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله مقام و منزلت علی علیه السلام را در جانشینی خود به مثابه مقام و منزلت هارون ( برادر موسی ) نسبت به موسی معرفی کردند .

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند :

(( در شب معراج هنگامی که به آسمان چهارم وارد شدم دیدم علی مشغول نماز است تعجب کرده و به جبرئیل گفتم : آیا علی از ما سبقت گرفته ؟

جبرئیل گفت : نه ، او علی نیست بلکه ملکی است که خداوند او را به صورت علی خلق کرده است ؛ زیرا ملائکه چون حدیث منزلت را که در وصف علی است شنیدند مشتاق او و مقام و صورتش شدند و خداوند ملکی را به صورت او بر ای آنها خلق کرد . (5) ))



6 - شگفتی پیامبر صلی الله علیه و آله از دیدن فضائل علی علیه السلام

امام صادق علیه السلام فرمودند :

(( رسول خدا به معراج برده شد و خداوند در باره ی شرافت و عظمت علی نزد خود با پیامبر صحبت کرد . هنگامی که پیامبر به بیت المعمور رفت و انبیا با او نماز گزاردند از مقام وو منزلت علی نزد خداوند به شگفت آمد . در این هنگام خداوند بر او وحی فرستاد :

اگر بر آنچه بر تو نازل کردیم شک داری ، از کسانی که قبل از تو کتاب خدا را خوانده اند سوال کن . (6)

یعنی از انبیا سوال کن که در کتابهای آنها هم آنچه از فضائل علی برتو نازل کردیم بر آنان نیز نازل نمودیم .... اما و الله نه پیامبر شک کرد و نه از انبیا سوال نمود .(7) ( بلکه از مقام بلند علی به وجد آمده بود ))



7 – امام علی علیه السلام بهترین اهل زمین .

جابر بن عبدالله انصاری می گوید :

(( پیامبر در عرفات بودند که علی را ملاقات کردند و فرمودند : ای علی ! به من نزدیک شو . وقتی علی آمد پیامبر فرمودند: ای علی ! ذست خود را در دست من بگذار .

جابر می گوید : و من دستی بهتر از دست او ندیدم .

سپس فرمود :

در شب معراج به من گفته شد چه کسی را در میان امتت جانشین قرار دادی ؟ من گفتم بهترین اهل زمین را .

آنگاه فرمودند : ای علی ! و علی گفت : لبیک

منو تو از یک درخت خلق شده ایم که من اصل آن درختم و تو شاخه ی آن هستی و حسن و حسین گلهای آن درختند . پس ای علی ! هر کس متمسک به یکی از این گلها شود خداوند او را وارد بهشت می کند .

و ای علی ! اگر امت من بسیار روزه بگیرند و بسیار نماز بخوانند ولی در عین حال با تو دشمنی کنند ، خداوند آنها را با صورت به آتش جهنم خواهد اداخت .


پی نوشت ها.
- صراط المستقیم ، ج 1 ، ص 207 - کشف الغمه ، ج 1 ، ص 106 – بحارالانوار ، ج 107 ، ص 30

2- بحارالانوار ، ج 8 ، ص 150

3- بحارالانوار ، ج 8 ، ص 1500

4- بحارالانوار ، ج 36 ، ص 146- تفسیر فرات ، ص 587

5- کشف الیقین ، ص 459

6- سوره یونس ، آیه 94

7- بحارالانوار ، ج 36 ، ص 94
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مصطفي مازح7610 ، ali.khm ، منادی حق ، kashkol-ir ، حضرت عشق ، 21200
۱۰:۱۷, ۷/مرداد/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۷/مرداد/۹۲ ۱۳:۰۲ توسط مصطفي مازح7610.)
شماره ارسال: #175
آواتار

[/b]

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام وعرض تسلیت
حضرت امیرالمومنین در فاصله ضربت خوردن تا شهادت با وجودی که حالشان مساعد نبوده ولی وصیتی کرده اند که شاید بهترین زما ن برای مطالعه آن همین روزها باشد
امیدوارم توفیق استفاده از این کلام آسمانی را داشته باشید

التماس دعا
تقوا
1 ـ اوصيكما بتقوى اللّه؛ فرزندانم حسن و حسين! شما را سفارش مى كنم به تقواى خداوند.
دنياگريزى
2 ـ و ان لاتبغيا الدنيا و ان بغتكما؛ و در پى دنيا نباشيد و آن را طلب ننماييد؛ هر چند شما را اراده كند و به سراغتان بيايد.
تأسّف نابجا
3 ـ و لاتأسفا على شىء زوى عنكما؛ و بر چيزى از دنيا كه از دست شما رفت، متأسف نشويد.

حق گويى
4 ـ وقولا بالحق؛ دو فرزندم! به حقّ سخن بگوييد.
هدف در عمل
5 ـ و اعملا للاجر؛ كار را براى پاداش اخروى انجام دهيد.
موضع انسان نسبت به ظالم و مظلوم
6 و 7 ـ و كونا للظالم خصماً و للمظلوم عوناً؛ و براى ستمگر، دشمن و براى ستمديده، يار و ياور باشيد.
تقوا
1 ـ اوصيكما و جميع ولدى و من بلغه كتابى بتقوى اللّه؛ شما دو فرزندم حسن و حسين و همگى فرزندانم و هر كس كه نامه ام به او برسد را سفارش مى كنم به ملاحظه كردن از خدا.
نظم در امور
2 ـ و نظم امركم؛ و همگى را سفارش مى كنم به اينكه كارهايتان را منظّم سازيد.
اصلاح بدى ها
و صلاح ذات بينكم فانّى سمعت جدكما ـ صلى اللّه عليه و آله ـ يقول صلاح ذات البين افضل من عامّة الصلاة و الصيام؛ و اصلاح كردن آنچه كه بين خودتان است، كه من خود شنيدم جدّ شما ـ پيامبر صلى اللّه عليه و آله ـ مى فرمود: اصلاح كردن آنچه كه بين اشخاص است، از همه نماز و روزه ها بهتر و بالاتر است.
سفارش درباره يتيمان
اللّه اللّه فى الايتام فلاتغّبوا افواههم و لايضيعوا بحضرتكم؛ خدا را خدا را درباره ايتام! پس براى دهانشان نوبت قرار ندهيد ـ نكند كه يك وعده به آنان غذا بدهيد و وعده ديگر ندهيد ـ و نكند كه آنان در نزد شما ضايع شوند.
حقوق همسايگان
5 ـ واللّه اللّه فى جيرانكم فانّهم وصيّة نبيكم مازال يوصى بهم حتّى ظننّا انّه سيورثهم؛ خدا را خدا را درباره همسايگانتان كه آنان مورد سفارش پيغمبرتان هستند. همواره درباره آنان وصيّت مى فرمود تا به جايى كه ما گمان كرديم كه براى آنان ارث قرار خواهد داد.
عمل به قرآن
6 ـ واللّه اللّه فى القرآن لايسبقكم بالعمل به غيركم؛ خدا را خدا را درباره قرآن، ديگران به عمل كردن به آن بر شما پيشى نگيرند.
اهميّت نماز
7 ـ و اللّه واللّه فى الصلوة فانّها عمود دينكم؛ خدا را خدا را درباره نماز! چه آن كه نماز، ستون دينتان مى باشد.
زيارت كعبه معظّمه
8 ـ واللّه اللّه فى بيت ربّكم لاتخلّوه ما بقيتم فانّه ان ترك لم تناظروا؛
خدا را خدا را درباره خانه پروردگارتان «كعبه»! آن را تا زنده ايد خالى نگذاريد، زيرا اگر ترك شد ـ و آن را خالى گذاشتيد ـ مهلت داده نخواهيد شد.
جهاد در راه خدا
9 ـ واللّه اللّه فى الجهاد باموالكم و انفسكم والسنتكم فى سبيل اللّه؛
خدا را خدا را در جهاد فى سبيل اللّه با مالتان و با جان و زبانتان!
دوستى نه دشمنى
10 ـ و عليكم بالتواصل و التباذل و ايّاكم و التدابر و التقاطع؛
و بر شما باد به پيوند و دلبستگى با يكديگر و بذل و بخشش. و بپرهيزيد از پشت كردن به هم و بريدن از يكديگر.
امر به معروف و نهى از منكر
11 و 12 ـ لاتتركوا الامر بالمعروف و النهى عن المنكر فيولّى عليكم اشراركم ثمّ تدعون فلايستجاب لكم؛ امر به معروف و نهى از منكر را ترك نكنيد، كه اگر ترك كنيد، اشرار شما بر شما مسلّط مى گردند. آنگاه دعا مى كنيد و دعايتان مستجاب نمى گردد.
نهى از خونريزى
يا بنى عبدالمطلب لاألفينّكم تخوضون دماء المسلمين خوضاً تقولون قتل اميرالمؤمنين الا لايُقتلنّ بى الا قاتلى؛
اى فرزندان عبدالمطلب! نيابم شما را كه بى باكانه در خون هاى مسلمانان فرو رويد و سر و صدا راه بيندازيد كه: اميرالمؤمنين كشته شد، اميرالمؤمنين كشته گرديد. آگاه باشيد كه نبايد به خاطر قتل من، احدى جز قاتلم، به قتل برسد.
سفارش درباره قاتل
انظروا اذا انامتّ من ضربته هذه فاضربوه ضربةً بضربة و لايمثّل بالرجل فانّى سمعت رسول اللّه ـ صلى اللّه عليه و آله ـ يقول: اياكم و المثله ولو بالكلب العقور؛
بنگريد هنگامى كه من به سبب اين ضربت قاتل، از پاى درآمدم و از دنيا رفتم، او را يك ضربت بزنيد در برابر يك ضربت كه به من زده است و نكند كه مثله بشود كه من از رسول خدا شنيدم مى فرمود: بپرهيزيد از مثله، هر چند درباره سگ گزنده و آزار رسانده باشد.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: منادی حق ، kashkol-ir ، ali-0110 ، حضرت عشق ، 21200 ، آفتاب
۲۳:۱۵, ۱۱/اسفند/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۲/اسفند/۹۲ ۲۲:۵۹ توسط ali-0110.)
شماره ارسال: #176
آواتار
بسم الله الرحمن الرحيم
http://s4.picofile.com/file/7867658709/Arzi_Dard.mp3.html
آخ بميرم براي مولاي مظلومم

حق خطابت کرده ام عبدت خطابم کرده ای
بوترابت کرده ام إبنِ ترابم کرده ای
یکصد و ده سوره اوصاف تو نازل شد به من
یا علی پیغمبر صاحب کتابم کرده ای
مستی ما خانه خانه هر دو عالم را گرفت
غوره ای بودم ولی حالا شرابم کرده ای
کوبه کو منزل به منزل آه سرگردان شدم
یاعلی دیدی چه طور خانه خرابم کرده ای؟
منتت را میکشم قلاده بارانم کنی
حال که کلب سرایت انتخابم کرده ای
باز حرف آتش و حرف جهنّم می زنی؟؟
توکه با هجر نجف هرشب عذابم کرده ای
هرچه می پرسند ربّت کیست میگویم علینیست
دست من خودت حاضر جوابم کرده ای
بابزرگی خودت دارم بزرگی میکنم
قطره ای بودم ولی دریا حسابم کرده ای



[b]اي جانم علي عليه السلام



لعنت به دشمنان علي عليه السلام
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: حضرت عشق ، 21200
۲۲:۰۸, ۱۳/خرداد/۹۳
شماره ارسال: #177

مهم اینکه اینا رو الان عملی کنیم.نه اینکه فقط بخونیم و به به و چه چه کنیم
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: amin555
۲۲:۴۲, ۹/شهریور/۹۳
شماره ارسال: #178

جاااااااااااااااانم یا علییییییییییییی.... چه ذهنی!!!!! واقعا برگزیده خدا بودن الکی نیست..... ما مسلمونا باید افتخار کنیم که شیعه علی هستیم...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا