|
چادر اذیتت نمی کنه؟
|
|
۱۷:۰۰, ۳۰/تیر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۳۰/تیر/۹۰ ۱۷:۰۱ توسط سپهسالار.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
دقت که کرده باشی، چادر خودش همه را غربال میکند. شده است وسیلهی محک بسیاری از دختران و زنان سرزمین من.
بچهتر که بودیم، وقت بازی که میشد، پارک که میرفتیم، مسابقه که میگذاشتیم، کوه که میرفتیم، ... مدام باید در کلنجار بودی ، هم با خودت و هم با دیگران. ![]() که وقتی دخترکان همسن و سالت چادر از سر بر میدارند - به راحتی - و مشغول بازی میشوند، تو هم میخواهی بازی کنی، اما با چادر. چادری که اصلاً دوست نداری از سر درش بیاوری و این در حالیست که مورد شماتت یا سرزنش بزرگتر و کوچکتر قرار میگیری که : "وقت بازی چادرت رو دربیار، چه طوری می تونی با چادر بازی کنی؟" .. دبیرستانی که شدیم، مهمانیهایی که باید کمک میکردیم به بزرگترها، سینما که میخواستیم برویم، کوه که میرفتیم، ... مدام باید در کلنجار میبودی، با خودت و با دیگران. که "مگه با چادر می تونی سفره پهن کنی و کمک کنی؟ " یا "مگه با چادر می تونی ظرف بشوری؟" و "سینما می خوای با چادر بیای؟ ضایع است بابا. اونجا کسی این جوری نمیره" "با چادر می خوای بری کوه؟؟؟ میافتی نمی تونی خودتو کنترل کنیا" و... چادری که حتی به بهانهی یک ساعت کار و فیلم و کوه نوردی هم حاضر نبودی درش بیاوری. چرا که در صورت نبودش، حس نبود چیزی و سنگینی نگاههای ناسالم دیگران شدیداً احاطه ات میکرد... انگار باید در برابر این نگاهها چیزی میداشتی که الآن نداری و قرار است سنگینی نگاههایشان کم کم شانهات را خم کند... باید میدیدی ، به اجبار دخترانی را که به دلیل کمبودهایی که حس میکنند در برابر دختران بد حجاب دیگر، از چادری بودنشان شرم دارند. و برای جبرانش اکثر دوستانشان چادری نیستند. به دانشگاه که رفتیم، وسایلی که باید مدام دستمان میگرفتیم، کلاسها و... و البته بهتر بگویم، جو دانشگاه ... مدام تو را به کلنجاری دوباره سوق میداد. کلنجاری با خودت و با دیگران. .. ![]() باید میدیدی دختران جوانی را که روز اول با چادر میآیند و یک ماه بعد کم کم چادر از سرشان میافتد. باید میدیدی، به اجبار، دخترانی را که تا در دانشگاه از ترس ... (هر چیزی یا کسی) چادر سر میکنند و دم در، سریع چادر را از سر درآورده ، تا میکنند و وارد محوطه میشوند. باید میدیدی دختران چادری ناراضی از چادر سر کردنشان را... باید میدیدی ، به اجبار دخترانی را که به دلیل کمبودهایی که حس میکنند در برابر دختران بد حجاب دیگر، از چادری بودنشان شرم دارند. و برای جبرانش اکثر دوستانشان چادری نیستند. و تو همچنان دوست داشتی چادر از سرت نیفتد، نه به خاطر چادر که عزیزترینش میداری، به خاطر خودت که دانشگاه را با سالن مد اشتباه نگرفتهای و آمدهای تا صرفاً درس بخوانی و فعالیت کنی، ... و به خاطر خودت که پسران دانشگاهتان ، تو را با عروسکهای مد روز دانشگاه اشتباه نگیرند که بخواهند با هر بهانهای نزدیکت شوند... و تو همچنان دوست داری درس بخوانی، کلاس بروی، طراحی کنی، کارگاه شرکت کنی، اردو بروی ، ... و زندگی کنی، با چادر! ازدواج که کردیم، مهمانیهایی که باید به اجبار، خودمان را به عنوان تازه عروس زیبای رویایی فرض میکردیم تا در خانواده همسرمان، ناچاراً بدرخشیم، رقابتهایی که با دختران و زنان دیگر ایجاد میشد و ما نا خواسته وسط ماجرا بودیم، سفرهایی که با فامیل میرفتیم، تولدها و میهمانیهایی که شرکتمان در آنها اجباری بود، همه جا و همیشه باید مدام در کلنجار میبودی، هم با خودت و هم با دیگران. که تو هنوز دوست داری چادر حریم تو باشد با نامحرم حتی اگر این نامحرم، فامیل باشد، که تو هنوز دوست داری چادر چتر حفاظ تو باشد از نگاههای گاه و بیگاه نامحرمانی که در اطرافت حضور دارند، که تو هنوز چادر سر کردنت را دوست داری چه مشکیاش باشد و چه رنگی که هر دفعه قرار است با رنگ لباسها و روسریات ست شود... و تو همچنان دوست داشتی چادر از سرت نیفتد، نه به خاطر چادر که عزیزترینش میداری، به خاطر خودت که دانشگاه را با سالن مد اشتباه نگرفتهای و آمدهای تا صرفاً درس بخوانی و فعالیت کنی. اما باید تحمل کنی وقتی میشنوی "چادر اذیتت نمی کنه؟" در حالی که تو دوست داری هنوز هم مهربان باشی و باعث اذیت دیگران نشوی، گرچه چادر تو را هم اذیت نمیکند. بلکه مهربانترت میکند تا زنان دیگر در حضور تو آرامش داشته باشند همسرشان توجهش جلب نمیشود... اما با این همه؛ باید تحمل کنی وقتی میبینی دختران و زنان فامیل، گاه و بیگاه، با بهانه و بی بهانه، با کمال بی تفاوتی به دیگران و در اوج نامهربانی، چادر از سر در میآورند ، تا مثلاً زیباییهایشان مخفی نماند (حالا برای چه کسی معلوم نیست) باید تحمل کنی حرفهای زنان و دخترانی را که مدام شکایت دارند "اگر شوهرم چیزی نگه، میخوام چادرم رو بردارم. چادر به نظر من چیز اضافی ایه" باید تحمل کنی ، وقتی تو چادر را دوست داری و با بودنش آرام میشوی،و البته مهربانتر... ... حتی اگر تنها مؤنث چادری کل مهمانی فامیلیتان یا جمع حاضر باشی... بخش اجتماعی تبیان منبع:جهان نیوز |
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۴:۰۷, ۵/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام! بحث خیلی خوبی بود، از نظرات بزرگواران بهره بردم... راستش وقتی تو این دوره و زمونه و این وضع جامعه بخصوص در شهرهای بزرگ ایران و بویژه تهران!!! انسان وجود افراد مؤمن و با اعتقاد رو حس می کنه، میخواد پر پرواز دربیاره و پربکشه و به ایرانی بودنش و همشهری بودن با این انسان ها افتخار می کنه... حقیر که خیلی فاصله دارم از لفظ ایمان، اما وقتی چشمم به این گونه افراد می افته واقعا حالت غیرقابل توصیفی برام بوجود می آد. پسرا و دخترایی که هنوز با ظاهر آراسته و ایمانی در فضای مسموم جامعه حاضر می شن حکم کاتالیزور رو دارند، واقعا مصداق « موعظه عملی و غیر لسانی» اند. نوید این رو می دن که هنوز می شود، در این جامعه بود ولی پاک زیست و بر معیارها و مایزها و شاخص های دینی پایبند بود. اشاره خیلی جالبی داشتند به چادر سر کردن در فصل تابستان، واقعاً از خودم شرمنده می شم وقتی در دمای 45 درجه می بینم دختر خانمی آنچنان با حجاب کامل تو اون گرما حاضر می شه... واقعاً از خودم خجالت می کشم. این جور وقتهاست که می فهمم چقدر لاف می زنم و... ادعای منتظر بودنم می شه. شاید همین لفظ «منتظر کوچولو» هم از سرم زیاده. خوش به غیرتتون خدا حفظتان کناد التماس دعا یاحق |
|||
|
|
۱۷:۴۳, ۵/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
(۵/مرداد/۹۰ ۹:۴۸)boghz نوشته است: وقتی یه چادری میبینم که دقیقا 15 سانت کاکول در آورده اونم رنگ زده حرصم درمیاد........ خواهرم یک پیچگوشتی (!) را در نظر بگیر که چه استفاده ا ی داره خوب حالا در نظر بگیر که شخص بخواد از اون به عنوان چکش استفاده کنه که طبیعتا با شکست مواجه می شه حالا این ایراد به پیچگوشتی بر می گرده یا شخص؟؟؟ آرامش گمشده تو انتظار تو رو می کشه
|
|||
|
|
۱۹:۲۶, ۵/مرداد/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۵/مرداد/۹۰ ۱۹:۳۳ توسط libera.)
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
|
http://www.niazerooz.com/Im/N/90/0505/L6...651401.jpg
چگونه بیقرار باشم مگر قرار نبود... چگونه دست دلم را بگیرم و در کنار دلتنگیهایم قدم بزنم/ در این خیابان که پر از چراغ و چشمک ماشینهاست نه آقایان! / مسیر من با شما یکی نیست از سرعت خود نکاهید من آداب دلبری نمیدانم کرشمه بلد نیستم من تنها مادری نگرانم مادری نگران برای دخترم مادری نگران برای مادرم مادری نگران برای تو/ که سرفه میکردی و صدایت / گرفته به گوش میرسید... مادران دیروز : از دیرباز حجاب به عنوان یکی از اصلی ترین نماد های دینداری و مسلمانی به حساب میآمد.حتی زمانی که دستور کشف حجاب صادر شد .بسیاری از خانواده ها ممانعت ازورود و ادامه تحصیل دختران خود به جامعه کردند تا ثابت کنند که حکومت تنها بر نوع زندگی و سیاست و برخی مسائل اجتماعی و اقتصادی آنها حکم رانی میکند نه بر اعتقاداتشان. و همین مادران سرزمین ما بودنند که نتوانستند ننگ بی حیایی و بی حجابی را پذیرند و در برابر زورگویان قد علم کردند. http://www.niazerooz.com/Im/P/90/0505/Sa...052171.jpg مادران قدیم با پیروزی انقلاب اسلامی دین داری در حکومت شعار مردم بود.توقع از نظام بیش از گذشته شد.ولی امروز بیش از چند دهه از این انقلاب میگذرد و وضعیت کنونی حجاب زنان با نگاه های متفاوتی تعریف می شود.اما براستی رعایت حجاب برای جامعه که خون شهیدان زیادی را برای این راه از دست داده است امری غیر واقع است.آیا زنان سرزمین ما که دیروز دغدغه اصلی شان رعایت دین و دینداری بود و در برابر بی حجابی ایستادنند امروز چرا اینگونه دستاویز هوس های شده اند که برای رسیدن به اهدافشان این بی حجابی را رقم می زنند. حجاب و حیا دختر دیروز کجا ؟! و حیا دختر امروز کجا؟! http://www.niazerooz.com/Im/P/90/0505/Sa...030711.jpg مادر در جنگ مادران امروز !! آیا برایمان این مادران نا آشنا نیستند! زن مسلمان ایرانی که همواره مفتخر به داشتن حجاب برتر بوده است. حجاب از آن رو واجب شد که زن بتواند در اجتماع آزادانه و آسوده حاضر شود و برخلاف آنچه غافلان و مغرضان می گویند، حجاب، وسیله نگه داشتن زن ها در پستوی خانه ها نیست. امروزه زنان محجبه ایرانى، در تمام عرصه ها به موفقیت های بزرگی دست می یابند . درست است که بسیاری از این ها بی حجابی نیست، ولی بدحجابی هم کمتر از بی حجابی نیست ! http://www.niazerooz.com/Im/P/90/0505/Sa...030781.jpg مادران فردا !!! متاسفانه در جامعه کنونی ما در میان جوانان و نوجوانان و برخی از بزرگترها به فرم و پوششی برمی خوریم که حتی در خود اروپا و آمریکا نیز پوششی زننده محسوب می شود و این نوع پوشش به گروههای پست و منزوی جامعه غرب تعلق دارد که متاسفانه برخی جوانان ما از طریق کانال های ماهواره ای الگوهای خود را انتخاب می کنند، الگوهایی که با دین و فرهنگ و عرف جامعه ما فاصله بسیار دارد. http://www.niazerooz.com/Im/P/90/0505/Sa...030841.jpg ای مادر! آیا پوشش امروز دختر تو ،نشان دهنده آینده فردای او نیست!؟ ما به کجا میخواهیم برویم!؟ چرا دیگر مادران این سرزمین به دخترانشان حجب و حیا فاطمه (سلام الله علیها) را یاد نمیدهند که در مقابل افراد نابینا هم بی مبالاتی نداشتند، مرد نابینایی وارد منزل ایشان شد. حضرت برخاستند و به اتاق دیگر رفتند. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: دخترم! این مرد نابیناست. حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) فرمودند: پدر اگر چه او مرا نمی بیند، ولی من که او را می بینم و او بوی من را استشمام می کند.... http://www.cloob.com/club/article/show/c...id/2629965منبع «کلمه حجاب، هم به معنی پوشیدن است و هم به معنی پرده و حجاب.» بیشتر استعمالش به معنی پرده است. از آن جهت مفهوم پوشش می دهد که پرده وسیله پوشش است. در قرآن خورشید در پشت پرده مخفی شد. (سوره ص، آیه 32) حجاب زن امام علی علیه السلام به مالک اشتر فرمود: در میان مردم باش و کمتر خود را در اندرون خانه از مردم پنهان کن.(1) استعمال کلمه حجاب در مورد پوشش زن یک اصطلاح نسبتاً جدید است. در قدیم و مخصوصاً در اصطلاح فقها کلمه «ستر» که به معنی پوشش است بکار رفته است. بهتر بود این کلمه عوض نمی شد و همان کلمه پوشش را بکار می بردیم. زیرا چنانکه گفته شد معنی شایع لغت حجاب، پرده است، و اگر در مورد پوشش بکار برده می شود به اعتبار پشت پرده واقع شدن است و همین امر موجب شده که عده زیادی گمان کنند که اسلام خواسته است زن همیشه پشت پرده و در خانه محبوس باشد. در ایران قدیم و هند قدیم حبس زن مطرح بوده ولی در اسلام نه. از آیات دیگری که در خصوص حجاب و پوشش اسلامی نازل شده است آیه 53 از سوره احزاب است. در این آیه چنین آمده است: یا ایها الذین آمنوا... اذا سالتموهن متاعاً فسالوهن من وراء حجاب؛ ای کسانی که ایمان آوردهاید... هنگامی که از زنان پیامبر صلی الله علیه و آله از موردی سؤال می کنید مستقیماً رو به رو نشوید و از پشت حجابی؛ این کار را انجام دهید. به منظور درک دقیق محتوای آیه مذکور بجاست ابتدا شأن نزول آیه مرور نشود: در این آیه، صراحتاً کلمه حجاب ذکر شده است. به همین دلیل این آیه نزد قرآن پژوهان و قدما آیه حجاب نامیده شده است. ممکن است عده ای از این آیه این برداشت را داشته باشند که زنان می بایست در پس پرده باشند و از خانه بیرون نروند. در حالی که منظور از پوشش زن در اسلام این است که زن در معاشرت خود با مردان بدن خود را بپوشاند و به جلوه گری و خودنمایی نپردازد، آیات مربوطه همین معنی را ذکر می کند و فتوای فقهاء هم موید همین مطلب است و در آیات مربوطه لغت حجاب به کار نرفته است شان نزول آیه حجاب عرب های مسلمان بی پروا وارد اتاق های پیغمبر می شدند. زن های پیغمبر(صلی الله علیه و آله) هم در خانه بودند. آیه نازل شد که اولاً سرزده و بدون اجازه وارد خانه پیغمبر نشوید، و اگر برای صرف غذا دعوت می شوید به موقع بیایید و بعد هم برخیزید و بروید و به قصه گویی و صحبت های متفرقه، وقت نگیرید زیرا این امور پیغمبر را ناراحت می کند و او شرم می کند شما را از خانه خود بیرون کند ولی خدا از شما شرم نمی کند و ثانیاً وقتی می خواهید چیزی از زنان پیغمبر بگیرید از پشت پرده بخواهید بدون اینکه داخل اتاق شوید. این کارها برای پاکیزگی دل شما و دل آنها بهتر است. شما نباید پیامبر را آزار دهید و نه زنان او را پس از درگذشت پیغمبر، به زنی بگیرید که این کارها در نزد خدا بزرگ است. علامه مرتضی مطهری در تفسیر این آیه می نویسد: http://img.tebyan.net/big/1390/03/619810...176234.jpg دستور «حجاب» که در این آیه آمده غیر از دستور «پوشش» است که مورد بحث ما (در مسئله حجاب و پوشش اسلامی) می باشد. دستوری که در این آیه ذکر شده است راجع به سنن خانوادگی و رفتاری است که انسان باید در خانه دیگران داشته باشد. طبق این دستور، مرد نباید وارد جایگاه زنان شود، بلکه اگر چیزی می خواهد و مورد احتیاج اوست باید از پشت دیوار صدا بزند. این مساله ربطی به بحث «پوشش» که در اصطلاح فقه نیز تحت عنوان «ستر» نه «حجاب» نامیده می شود، ندارد.(2) ممکن است عده ای از این آیه این برداشت را داشته باشند که زنان می بایست در پس پرده باشند و از خانه بیرون نروند. در حالی که منظور از پوشش زن در اسلام این است که زن در معاشرت خود با مردان بدن خود را بپوشاند و به جلوه گری و خودنمایی نپردازد، آیات مربوطه همین معنی را ذکر می کند و فتوای فقهاء هم موید همین مطلب است و در آیات مربوطه لغت حجاب به کار نرفته است. آیاتی که در این باره هست چه در سوره مبارکه نور و چه در سوره مبارکه احزاب، حدود پوشش و تماس های زن و مرد را ذکر کرده است بدون آن که کلمه حجاب بکار برده باشد. حجاب گناه زن اسلام دین شتابان آیه ای که در آن، کلمه حجاب به کار رفته است مربوط به زنان پیامبر اسلام است. در قرآن کریم درباره زنان پیامبر دستورهای خاصی وارد شده است. اولین آیه خطاب به زنان پیغمبر با این جمله آغاز می شود: یا نساء النبی لستن کاحد من النساء؛ یعنی شما با سایر زنان فرق دارید. اسلام عنایت خاصی داشته است که زنان پیغمبر چه در زمان حیات آن حضرت و چه بعد از وفات ایشان در خانه های خود بمانند و در این جهت بیشتر منظورهای اجتماعی و سیاسی در کار بوده است. اسلام می خواسته زنان پیامبر که احترام زیادی در میان مسلمانان داشتند از احترام خود سوء استفاده نکنند و احیاناً ابزار عناصر خودخواه و ماجراجو در مسائل سیاسی و اجتماعی واقعی نشوند. یکی از امهات المؤمنین، عایشه بود که از این دستور تخلف کرد و ماجرای سیاسی ناگواری برای جهان اسلام بوجود آورد. به نظر من سرّ اینکه زنان پیامبر حتی بعد از پیامبر نباید با شخص دیگری ازدواج کنند همین است. یعنی شوهر بعدی از شهرت و احترام زنش سوء استفاده نکند و ماجراها نیافریند.(آیه 54 سوره احزاب) می فرماید: و اذا سئلتمون متاعاً فاسئلوهن من وراء حجاب؛ این آیه مربوط به زنان پیامبر اسلام است. یعنی اگر از آنها(زنان پیامبر) متاع و کالای مورد نیاز مطالبه می کنید از پشت پرده از آنها بخواهید.(3) هیچگاه پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله از مشارکت مفید و سازنده زنان در فعالیت های اجتماعی ممانعت به عمل نمی آورد. حضور فعال فاطمه زهرا سلام الله علیها در عرصه های مختلف مبارزات سیاسی و فعالیت های اجتماعی نمونه بارزی از رویکرد وحیانی بر مشارکت اجتماعی زنان به شمار می آید. که زینتهای زن دو نوع است: آشکار و پنهان. براساس این آیه پوشاندن نوع اول واجب نیست. پوشاندن زینت های نوع دوم واجب است بنابراین همانطور که گفته شد آیه حجاب اولاً در مورد زنان پیامبر صلی الله علیه وآله است و نباید آن را دلیلی برای پرده نشین کردن زنان دانست و ثانیاً این آیه مغایرتی با مشارکت و فعالیت های اجتماعی زن ندارد. ثالثاً این آیه در پی مقابله با عرف و عادت غلطی بوده است که در عصر پیامبر(صلی الله علیه و آله) رایج بوده است.(یعنی بدون اجازه وارد خانه پیامبر شدن) زینت در قرآن و سنت همان طور که در آیه خمار (آیه 31 سوره نور) آمده زنان مؤمنه از آشکار کردن زیور و زینت های پنهان خود در برابر نامحرم منع شده اند (ولا یبدین زینتهن الا ما ظهر منها) سئوال این است که مفهوم واقعی زینت از نظر قرآن و روایات چیست؟ در این اجمال نگاهی کوتاه بر این مهم موجب پاسخگویی به سؤالات و ابهامات عدیده ای در این زمینه خواهد شد. از آیه مذکور چنین بدست می آید که زینتهای زن دو نوع است: آشکار و پنهان. براساس این آیه پوشاندن نوع اول واجب نیست. پوشاندن زینت های نوع دوم واجب است. اینکه زینت پیدا و زینت پنهان کدامند باید مورد بحث قرار گیرد. آنچه از روایات متعدد اسلامی در این باره بر می آید این است که زینت های آشکار مربوط به زینت هایی است که به چهره و کفین (دو دست تا مچ) مربوط شده و پوشاندن آنها موجب دشواری و حرج است. اگر چه مقلدان در این باره به دلیل اختلاف نظر فقهاء می بایست به فتوای مرجع تقلید خود مراجعه نمایند، اما ذکر این روایات گویای این واقعیت است که پوشاندن زینت های آشکار (چهره و کفین) واجب نیست، مگر موجب فساد شود. حجاب زیباست به روایاتی در این خصوص توجه کنید (برای رعایت اختصار از آوردن متن عربی روایات خودداری می شود). از امام صادق علیه السلام سئوال شد، مقصود از زینت آشکار که پوشاندنش برای زن واجب نیست چیست؟ فرمود: زینت آشکار عبارت است از سرمه و انگشتر.(4) و نیز از امام باقر علیه السلام نقل شده است که فرمودند: زینت ظاهر عبارت است از جامه، سرمه، انگشتر، خضاب و دست ها، النگو. سپس فرمود زینت سه نوع است: یکی برای همه مردم است و آن همین است که گفتیم. دوم برای محارم است و آن جای گردن بند به بالاتر و جای بازوبند به پایین و خلخال به پایین است. سوم زینتی است که اختصاص به شوهر دارد و آن تمام بدن است.(5) علامه مرتضی مطهری در کتاب گران سنگ خود مسئله حجاب از روایات فوق چنین نتیجه می گیرد که: این روایات می فهماند که برای زن پوشانیدن چهره و دست ها تا مچ واجب نیست حتی آشکار بودن آرایش های عادی و معمولی که در این قسمت ها وجود دارد نظیر سرمه و خضاب که معمولا زن از آنها خالی نیست و پاک کردن آن ها یک عمل فوق العاده (دشوار) به شمار می رود، نیز مانعی ندارد. همچنین علامه طباطبایی تصریح می کند: مقصود از زینتین (در آیه لایبدین زینتهن) مواضع زینت است. زیرا آشکار نمودن خود زینت به تنهایی مثل دستبند و النگو حرام نیست پس منظور از نمایان ساختن زینت، ظاهر کردن مواضع و جایگاه زینت است.(6) 3. آیه جلباب در آیه 59 سوره احزاب چنین آمده است: خداوند پیامبر را اول به همسر و دخترانش و سپس به سایر زنان مأمور ابلاغ و اصلاح در حجاب امر می کند. ای پیامبر به همسرانت و دخترانت و زنان مسلمان بگو که روسری های خود را بر خود بپوشند (نزدیک کنند)، که به این وسیله محتمل تر است که شناخته شوند و رنجانده نشوند و خداوند آمرزگار مهربان است. مفسران و ارباب لغت چند معنی برای جلباب ذکر کرده اند: 1. ملحفه (چادر) و پارچه بزرگی که از روسری بلندتر است و سر و گردن و سینه ها را می پوشاند. 2. مقنعه و خمار (روسری). 3. پیراهن گشاد. کلمه جلابیت جمع جلباب است و آن جامه ای است سرتاسری که تمامی بدن را می پوشاند و یا روسری مخصوصی است که صورت و سر را ساتر می شود و منظور از جمله پیش بکشند مقداری از جلباب خود را، این است که آن را طوری بپوشند که زیر گلو و سینه هایشان در انظار ناظرین پیدا نباشد قدر مشترک همه آنها این است که بدن را به وسیله آن بپوشانند. به نظر می رسد از روسری بزرگتر و از چادر کوچکتر است. http://img.tebyan.net/big/1390/02/192061...161113.jpg کلمه جلابیت جمع جلباب است و آن جامه ای است سرتاسری که تمامی بدن را می پوشاند و یا روسری مخصوصی است که صورت و سر را ساتر می شود و منظور از جمله پیش بکشند مقداری از جلباب خود را، این است که آن را طوری بپوشند که زیر گلو و سینه هایشان در انظار ناظرین پیدا نباشد. ذلک ادنی ان ... یعنی پوشاندن همه بدن به شناخته شدن به اینکه اهل عفت و حجاب و صلاح و سدادند نزدیک تر است. در نتیجه وقتی به این عنوان شناخته شدند دیگر اذیت نمی شوند، یعنی اهل فسق و فجور متعرض آنان نمی گردند... در آن زمان حجاب وجه تمایز زنان مسلمان از کنیزان و یهود و نصاری بود چون کنیزان در آن دوره حجاب نداشتند بعد از نزول آیه فوق زنان انصار طوری از خانه ها بیرون شدند که سر تا پایشان پوشیده بود.(7) منظور از فعل یدنین (نزدیک کنند) در آیه حجاب این است که زنان «جلباب» و چادر را در حدی به خود نزدیک سازند که آنان را محفو0داشته و مانع آشکار شدن زینت ها و لباس های زیر آنان شود. به عبارتی نباید زیبایی ها و برجستگی های بدن زن نگاه و نظر نامحرم را جلب نموده و از رضایت تلویحی زن از معاشرت با مردان بیگانه حکایت کند. شان نزول آیه جلباب حجاب http://img.tebyan.net/big/1390/02/212612...155125.jpg در تفسیر علی بن ابراهیم در مورد شأن نزول این آیه چنین می خوانیم؛ آن ایام زنان مسلمان به مسجد می رفتن و پشت سر پیامبر(صلی الله علیه و آله) نماز می گزاردند. هنگام شب موقعی که برای نماز مغرب و عشا می رفتند بعضی از جوانان هرزه و اوباش بر سرراه آنها می نشستند و با مزاح و سخنان ناروا آنها را آزار می دادند و مزاحم آنان می شدند، آیه فوق نازل شد و به آنها دستور داد حجاب خود را کامل رعایت کنند تا به خوبی شناخته شوند و کسی بهانه مزاحمت پیدا نکند. (مطهری در کتاب مساله حجاب ص 161 می نویسد: آنچه از این آیه (آیه جلباب) استفاده می شود این است که طوری لباس بپوش که بیماردلان به تو طمع نکنند). بنابراین آنچه بطور خلاصه از آیه جلباب (و نیز آیه 32 سوره احزاب) (8) بدست می آید این است که زنان مسلمان باید سر تا پایشان با چادر یا عبایی بلند پوشیده شده و پوشش و رفتار و گفتارشان به گونه ای با وقار و متانت توأم گردد که از جلب توجه منافقان و بیماردلان پیشگیری نماید. لازم بذکر است که در آیه 32 احزاب گرچه زنان پیامبر مورد خطاب قرار گرفته اند اما بدون شک این حکم عام است و شامل همه زنان مسلمان می شود و تاکید آیات بر زنان پیامبر بیشتر به عنوان نقش الگویی زنان پیامبر است. چرا که آنان می بایست به عنوان سرمشق زنان مسلمان قرار گیرند. پاورقی ها: 1- سوره نور – آیه 31. 2- مساله حجاب – علامه مرتضی مطهری – ص 171 . 3- برگرفته از علامه مرتضی مطهری – مسئله حجاب – صص 79-80 . 4- کافی – ج 5- ص 521 5- تفسیر صافی ذیل آیه 31 سوره نور – نقل از تفسیر علی بن ابراهیم قمی. 6- تفسیر المیزان – ج 15 – ص 111 . 7- المیزان - - ج 16 – ص 517 . 8- ترجمه بخشی از آیه 32 سوره احزاب ... به گونه ای هوس انگیز، با خضوع و نرمش سخن نگوید که بیماردلان در شما طمع کنند و سخن شایسته بگوی http://www.cloob.com/club/article/show/c...id/2627450منبع |
|||
|
|
۱۳:۱۶, ۷/مرداد/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۷/مرداد/۹۰ ۱۳:۲۲ توسط hajiali.m.)
شماره ارسال: #14
|
|||
|
|||
|
با سلام
به نظر من خانم ها با پوششون به 6 دسته تقسیم می شوند: 1)یه دسته از خانم ها هستن که بنا به خواست خانواده از کودکی چادر سرشون میکنند،و وقتی به سن نوجوانی یا جوانی میرسند در مورد چادر به عنوان یک ارزش شناخت پیدا می کنند.و از پوششی که دارند نه تنها پشیمون نیستند بلکه به آن می بالند،واحساس سر خوردگی هم نمی کنند. 2)دسته دوم مانند دسته ی اول بنا به خواست خانواده از کودکی چادر سرشون میکنند،و وقتی به سن نوجوانی یا جوانی میرسند پوشش چادر رو نوعی عقب موندگی می دونند،و به دنبال بهانه می گردند تا آن را از سرشان در بیاورند،این افراد اگر خانواده به آنها اجازه دهد چادر را از سر در می آورد،و اگر اجازه ندهد با همان چادر به قول دوستمون (یه کیلو اوتکلن و عطر زده به خودش) می زنه ویا با همان چادر موهای خود را بیرون می ریزد و.... همین دسته از افراد هستن که با حرکات و رفتارشون حرمت چادر رو نگه نمی دارند. 3)دسته ی سوم افرادی هستن که وقتی چادر به سر میکنند فقط چادری بودن رو به داشتن مرغوبترین جنس چادر می دونند،که این اسرافه!!!!و نسبت به افرادی که مانتویی هستن احساس برتری می کنند!در صورتی که همه می دونیم ملاک برتری تقواست؛نه جنس مرغوب چادر! 4)دسته چهارم افرادی هستن که بنا به خواست خانواده و محیط زندگی ویا با خواست خودشون از کودکی چادر سرشان نمی کردند؛ولی در سن جوانی در موقعیتی قرار می گیرند که به این شناخت می رسند،و پوشش چادر رو انتخاب می کنند،اینگونه افراد ممکن است مورد شماتت اطرافیان خود قرار بگیرند؛و کار آنها از دسته ی اول سخت تر است چون دسته اول با تشویق اطرافیان مواجه می شود و دسته ی چهارم با تنبیه ویا حتی تمسخر،ولی در جواب این توهین ها نباید پرخاشگری کند چون بازهم مورد شماتت قرار می گیرد! 5)یه دسته هم هستن که مانتو می پوشند و خود را به انواع واقسام مدل ها در می آورند،تا بلکه جلب توجه کنن،جامعه توسط این گونه از افراد ممکن است به فساد کشیده شود،البته برخی از آنها دختران خوبی هستن و نمی توان گفت همه ی آنها فاسدند،ولی در مورد نوع پوششان دچار اشتباه شده اند! 6)یه دسته هم هستن که مانتو می پوشند ولی انصافا با رعایت تمامی شؤنات اسامی!این افراد قابل تحسین اند! در بین این 6 دسته دسته ی دوم بیشتر چهره ی اسلام رو در نظر مردم مخدوش میکنه،البته دسته ی پنجم هم چهره ی کشور اسلامی رو مخدوش میکنه! من در زندگیم انتخاب های زیادی انجام دادم اما بهترین اونها انتخاب چادر به عنوان پوشش بود! از دوستان می خوام برام دعا کنن.که هیچوقت از این تصمیمی که گرفتم بر نگردم. |
|||
|
|
۱۳:۰۳, ۱۰/مرداد/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/مرداد/۹۰ ۱۳:۰۵ توسط zohur.)
شماره ارسال: #15
|
|||
|
|||
|
4
نقل قول:)دسته چهارم افرادی هستن که بنا به خواست خانواده و محیط زندگی ویا با خواست خودشون از کودکی چادر سرشان نمی کردند؛ولی در سن جوانی در موقعیتی قرار می گیرند که به این شناخت می رسند،و پوشش چادر رو انتخاب می کنند،اینگونه افراد ممکن است مورد شماتت اطرافیان خود قرار بگیرند؛و کار آنها از دسته ی اول سخت تر است چون دسته اول با تشویق اطرافیان مواجه می شود و دسته ی چهارم با تنبیه ویا حتی تمسخر،ولی در جواب این توهین ها نباید پرخاشگری کند چون بازهم مورد شماتت قرار می گیرد! کاشکی تنبیه کنن اونقدر زجرت میدن که گاهی گریه ات میگیره.نمیفهمم با اینکه سالهاست چادر میپوشم چرااینقدر با نگاهاشون منو آزار میدن.آیا من واقعا حق انتخاب ندارم؟ بازم آدم میتونه تحمل کنه ولی دیگه اینکه .................واسم دعا کنین جا نزنم.خدا خانوادم رو حفظ کنه اگه اونا نبودن معلوم نبود زیر این همه فشار باید چیکار میکردم.دعا کنید.......... |
|||
|
|
۱۵:۴۹, ۱۰/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #16
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام! شاید باورتون نشه اما این موضوع از اون روزی که باهاش مواجه شدم تا امروز که آخرین نظر رو خوندم حسابی فکر منو به خودش مشغول کرده، واقعا موضوع بحث برانگیزیه... و بازم اجازه می خوام خطاب به بزرگوارانی که(چه پسرا چه دخترا) در جامعه به خاطر ظاهرشون مورد شماتت قرار می گیرن عرض کنم : ـ بسیاری از امثال بنده ی سراپاتقصیر که همچین اعتقادات محکمی نداریم و روی لبه تیغ به خیال خودمون دینداریم. و به قول معروف «تقوامون با یک تق وا می ره!!!» وقتی چشممون به جمال افرادی می افته که اینقدر قرص و محکمند و راسخند در باورهاشون که تحت هرشرایطی که عرض کردم مثلا در تابستان و هوای 45 درجه! از باورهاشون کوتاه نمی آن و معلوم میشه با شعور دست به انتخاب زدند، باور کنید در حکم یک «بازدارنده» است، در حکم یک «نگه دارنده» است، نمی دونم چه اصطلاحی می شه به کار برد. ولی باور کنید که باعث می شه خیلی لغزش ها کم بشه... بی خودی نیست که این همه تأکید داریم در مورد اینکه «مردم را به غیر زبانتان(=با عملتان) موعظه و دعوت کنید.» اینجاست که ارزش اجتماعی این کار مشخص می شه... اینجاست که این بزرگواران باید توجه کنند که همین حضور مؤمنانه شون در اجتماع باعث و حامل خیر و برکات فراوانی است که شاید به عقل آدمی هم خطور نکنه... حقیر که حاضرم تمام هستی ام رو بدم و یک لحظه جای اینگونه افراد باشم... شاید اغراق به نظر برسه و کلامی احساسی تلقی بشه ! اما برای این حرفم «حجت» دارم، و عرض می کنم که «یا لیتنی کنت معکم» یه نگاهی به احادیث ائمه در خصوص دینداری در آخرالزمان بیندازید و... و حرف آخرم اینکه: به نظر شما چه لذتی بالاتر از این میتونه باشه که انسان متوجه باشه که وقتی در مسیر درست گام برمی داره و در این راه ناملایمات رو تحمل می کنه، قطعا مورد توجه خداست و صد البته آنکه مورد توجه خداست، مورد توجه حضرت ولی عصر ارواحنافداه هم خواهد بود، و قطعاً باعث شادی قلب نازنین حضرتش خواهد شد. و چی از این بالاتر، شادی قلب عزیزی که این روزها خیلی ها باعث رنجش و ناراحتی خاطرش می شن... البته ناراحتی و غم ایشون هم بخاطر خود ماست. او که براستی « همدمی همراه و پدری مهربان است.» و... خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل ببخشید پر حرفی کردم از همه شما بزرگواران التماس دعا دارم خدا حفظتان کناد که باعث لبخند رضایت و شادی دل ولی عصرمون، آقامون حضرت بقیة الله می شید. یاعلی |
|||
|
|
۱۷:۱۷, ۱۰/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #17
|
|||
|
|||
(۵/مرداد/۹۰ ۷:۱۸)parisan نوشته است: جلسه اول.سر کلاس زبان بودم. استاد زبان با کمی نگرانی در لحن گفت:شما کارمند وزارت اطلاعات هستی؟؟از حرکتت خوشم اومد. من هم چند وقت قبل با دوستام رفتم مشهد. یه شب رفتیم کوهستان پارک (وکیل آباد) که ای کاش نمیرفتیم. یه مغازه دار که سی دی های برنامه کودک و ترانه و... میفروخت آهنگی رو پخش میکرد که خیلی ضایع بود، وقتی ما رو دید، سری یه آهنگ بچه گونه گذاشت. یکی از رفقام که کیف هم دستش بود، رفت جلو. و با اون مغازه داره صحبت کرد. آخر کار، مغازه دار گفت آقا بیا این سی دی ما رو بگیر و دوستم تو جوابش گفت، اگه دفعه بعد بیام . این وضعیت رو ببینم، کل مغازتو جمع میکنم. نتیجه اخلاقی: خدا کنه چهره های ما اونقدر جذبه داشته باشه که تو امر به معروف و نهی از منکر هم تأثیر داشته باشه. |
|||
|
۱۷:۴۲, ۱۰/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #18
|
|||
|
|||
|
سلام
به نظر من چادر هم خوبی داره هم بدی اما خوبی هایی که داره خیلی خیلی بیشتر از بدی هاشه واما نمیشه گفت هرکی چادری باشه ادم درستیه خیلی هاا با داشتن حجابی بدون چادر خیلی ادمای محترم تر و بهتری هستند از بعضی از چادری ها |
|||
|
|
۲۱:۵۵, ۱۰/مرداد/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/مرداد/۹۰ ۲۱:۵۶ توسط fereydun.)
شماره ارسال: #19
|
|||
|
|||
نقل قول:از حرکتت خوشم اومد. من هم چند وقت قبل با دوستام رفتم مشهد. یه شب رفتیم کوهستان پارک (وکیل آباد) که ای کاش نمیرفتیم. یه مغازه دار که سی دی های برنامه کودک و ترانه و... میفروخت آهنگی رو پخش میکرد که خیلی ضایع بود، وقتی ما رو دید، سری یه آهنگ بچه گونه گذاشت. یکی از رفقام که کیف هم دستش بود، رفت جلو. و با اون مغازه داره صحبت کرد. آخر کار، مغازه دار گفت آقا بیا این سی دی ما رو بگیر و دوستم تو جوابش گفت، اگه دفعه بعد بیام . این وضعیت رو ببینم، کل مغازتو جمع میکنم. مثال نقض:وضعیت توتهران برعکسه.یه شب پدرومادر من داشتن تو پارک قدم می زدن و یه دکه ای هم اونورا داشت آهنگ دوپس دوپس پخش می کرد.وقتی پدرومادرم نزدیکش شدن یارو تا مامان چادری منودید آهنگو که عوض نکرد هیچ صدای آهنگشو بیشتر هم کرد. در مورد نتیجه گرانبهای اخلاقیتون:جذبه یا ترس.در این صورت ابزار بهتری هم موجوده.باتو.......
|
|||
|
۲۲:۰۵, ۱۰/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #20
|
|||
|
|||
(۱۰/مرداد/۹۰ ۲۱:۵۵)fereydun نوشته است:نقل قول:از حرکتت خوشم اومد. من هم چند وقت قبل با دوستام رفتم مشهد. یه شب رفتیم کوهستان پارک (وکیل آباد) که ای کاش نمیرفتیم. یه مغازه دار که سی دی های برنامه کودک و ترانه و... میفروخت آهنگی رو پخش میکرد که خیلی ضایع بود، وقتی ما رو دید، سری یه آهنگ بچه گونه گذاشت. یکی از رفقام که کیف هم دستش بود، رفت جلو. و با اون مغازه داره صحبت کرد. آخر کار، مغازه دار گفت آقا بیا این سی دی ما رو بگیر و دوستم تو جوابش گفت، اگه دفعه بعد بیام . این وضعیت رو ببینم، کل مغازتو جمع میکنم. خیلی ها هستند که فکر می کنند اگر کاری مخالف شرع انجام دهند ما مثلا بچه مثبت ها ،عصبانی میشویم. اما سخت در اشتباهند،ما بیشتر از آنکه از دستشان عصبانی شویم،دلمان برایشان می سوزد. به خاطر دنیایی که برای خودشان ساخته اند و از آن خبر ندارند.. بگذارید آن ها هم اینطوری خوش باشند.فکر کنند ما را به اصطلاح می چزانند. که البته این هم نشان از فرهنگ و سطح شعور فرد هست که اینقدر سخیف به خاموش کردن حرص و عصبانیت درون خود می پردازد.به جای اینکه به صورت منطقی مشکل خود را با یک مسئله عنوان کند.. |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| *** آیا چادر حیا می آورد یا حیا چادر ؟؟؟؟؟ (مشارکت کنید) *** | أین المنتظر | 38 | 18,611 |
۲۴/شهریور/۹۴ ۲۱:۳۲ آخرین ارسال: عبدالرحمن |
|





![[تصویر: zy6bw9ca22cxx6v1t84.jpg]](http://www.irupload.ir/images/zy6bw9ca22cxx6v1t84.jpg)
![[تصویر: b5xci5beoz5y3iole1u.jpg]](http://www.irupload.ir/images/b5xci5beoz5y3iole1u.jpg)






