کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 4 رای - 4.25 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
دنیای زبان
۱۶:۰۳, ۷/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #1
آواتار
مقدمه:

زبان، عنصری ریز نقش است که با تمام ریز نقشی خود، بار زندگی را بر دوش می کشد و به گفته پاره ای از اهل نظر وجود تاریخی هر قوم در زبان، حفظ می شود.(1)

سخن چیست؟ سرمایه زندگی/ نهاده بر او، پایه زندگی
سخن مایه دولت و دانش است/ گشاینده راه آسایش است
سخن، خود کلید در گنج هاست/ سخن، چاره ساز همه رنج هاست
جهانِ سخن، عالمی دیگر است/ جهانی ز خورشید و مه برتر است
سخن، برترین گوهر آدمی است/ ورای سخن، در جهان هیچ نیست
سخن دان شناسد، بهای سخن/ خوشا آنکه شد آشنای سخن
همانا که پست و بلند جهان/ چه فقر گدایان، چه فرّ شهان
همه رفتنی و سخن ماندنی است(2)/ همه جز سخن، دامن افشاندنی است
تو ای طوطی طبع من، گوش گن!/ برو آنچه دانی فراموش کن!
به وصف سخن، هر چه گویی کم است/ که پیش تو معیار او مبهم است
رموز سخن، باید آموختن/ توان تا لبِ یاوه گو دوختن ...(3)


«دنیای زبان»، کاوشی است در زبانِ زبان، با ذکر کارکردهای آن و بیانِ مواردی که می تواند منفی تلقی شود.

زبان، خداوندگار دنیای الفاظ است و دنیای الفاظ، بزرگترین دنیایی است که تا امروز برای بشر قابل تصور بوده است، چرا که خود مفهوم «دنیا» با تمام بزرگی و فراخی خود، تنها یکی از اعضای جهانِ جاری الفاظ است:

«به طور کلی، دنیای الفاظ، دنیای عجیب و غریبی است. دنیایی است بزرگتر از هر چیز، حتی خدا، چون «خدا» خود جزو این دنیا بشمار می رود، و عضوی از آن است، .... و بدینگونه، دنیای الفاظ بزرگترین دنیایی است که می توان تصور کرد، دنیایی که خدا در آن تنها یک عضو است و بزرگتر از خدا، عضوی دیگر! کدام واقعیت را سراغ دارید که بیرون از دایره الفاظ باشد؟ هرچیزی را که بتوانید تصور کنید، از دنیای الفاظ نشأت می گیرد و از کودکانِ دبستان الفاظ بشمار می رود، پس واقعاً باید چشم ها را شست و جور دیگر باید دید، لفظ ها را واقعاً باید شست و واژه ها را به حقیقت تبدیل کرد.»(4)

به عنوان یک دلیل یا شاهد کوچک، می توانیم به خود کلمه زبان اشاره کنیم که اگر نقطه میانی زیرین آن، رویین شود، ما از دنیای زبان خارج شده و به دنیایی دیگر راه می بریم: زنان!

و اگر همان نقطه زیرین دو شود، به «زیان» منتهی می شویم، و همین گونه است داستان تا هر آنجایی که این سلسله را ادامه دهیم و چه عالی می گوید ابوالفیض فیضی:

اگر به حضرت سلطان، رهِ سخن داری/ مباد خامشیت بهر خویشتن داری
تو شمع بزم جهانی، ولی چون در نگرم/ زیان توست، زبانی که در دهن داری!(5)


در این میان، مقولات دیگری وجود دارند که اساساً زبانی نیستند و «فرا زبانی» اند.
حافظ می گوید:

صبحدم، مرغ چمن با گل نوخاسته گفت:
ناز کم کن که در این باغ، بسی چون تو شکفت
سخن عشق نه آن است که آید به «زبان»
ساقیا می ده و کوتاه کن این گفت و شنفت


سعی دارم در چندین قسمت، به شکلی متفاوت و شاید «نو» به مهمترین آفات زبان بپردازم.
و تلاشم این است که از حکایات و روایات و آیات به قسمی تازه بهره گیرم و
امیدوارم که این کوشش ناچیز، مورد قبول درگاه حضرت حق و عنایات حضرت ولی عصر ارواحنافداه واقع گردد. و طبع نازنین ایشان را بیاراید. ان شاءالله

از خاطرم نمی رود آن پیر نکته دان
کاین جمله، واپسینِ دم او بود بر زبان:
اصلِ وجود ما، دلِ ما و زبانِ ماست
ور زین بگذری، رگ و خون است و استخوان




بی صبرانه منتظر خواندن نظرات شما دوستان عزیزم هستم!

به امید ظهور


* پی نوشت ها :
1. «سخن اهل راز»، مجموعه مقالات کنگره بین المللی بزرگداشت حافظ.
2. به قول فروغ فرخزاد: تنها صداست که می ماند.
3. «هفت شهر نظمی»/148.
4. «سفری با سهراب»/131.
5. «دیوان فیضی»
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: MohammadMeraj ، paradise ، rastin ، A L I ، سوشیانس ، nafas ، محب الزهرا ، oO DaViD Oo ، وحید110 ، احیاء ، Agha sayyed ، parisan ، خادمة الزهرا ، shafagh_mah ، محیصا ، محمداحسان ، MESSENGER ، بیداری اندیشه ، مجید املشی ، مصباح
۱۳:۳۶, ۱۱/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #2
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم


زبان در قصص و حکایات

[تصویر: 117zaban_avizan.jpeg]


1. بدگویان را به شاخه هایی از آتش آویزان می کنند:


// منزل ابو ایوب انصاری //

معاذ بن جبل: ای رسول خدا، مقصود از این کلام شریف چیست که خداوند می فرماید:

يَوْمَ يُنفَخُ فىِ الصُّورِ فَتَأْتُونَ أَفْوَاجًا / نبأ،آیه 18

[روزى كه در صور مى ‏دمند و شما گروه گروه به عرصه محشر مى‏ آييد...]

رسول خدا صلی الله علیه و آله: ای معاذ، از امر بزرگی سؤال کردی!


// پیامبر چند لحظه پلک هایش را بر روی چشمان مبارک می بندد و سپس باز می کند و پاسخ می گوید //


پیامبر: ده طایفه از امت من بطور پراکنده، گروه گروه در روز رستاخیز محشور می شوند، که خداوند آنها را از سایر مسلمانان جدا کرده و صورتهای آنها را تغییر داده است، بعضی از آنها در حالی محشور می شوند، که بر شاخه هایی از آتش آویزان باشند، و این گروه که بر شاخه های آتش به دار آویخته شده اند، کسانی هستند که نزد دیگران، بویژه در نزد پادشاهان، سلاطین و حکام، درباره مردم بدزبانی و بدگویی می کردند.(1)


/// پایان گفت و شنود ///


به قول سعدی علیه الرحمه : (2)

به بد گفتن خلق چون دم زدی
اگر راست گویی سخن هم بدی


[تصویر: 274Zaban_Quran_01.gif]

پی نوشت ها :
1. تفسیر مجمع البیان،ج 10، ص242؛ بحارالانوار،ج7، ص89.
2. بوستان سعدی، باب هفتم.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: rastin ، A L I ، paradise ، MohammadMeraj ، nafas ، oO DaViD Oo ، chista3 ، libera ، خادمة الزهرا ، shafagh_mah ، محیصا ، محمداحسان ، MESSENGER ، بیداری اندیشه ، ali.khm ، مصباح
۱۴:۵۴, ۱۳/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #3
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

[تصویر: 469zaban_hell2.jpg]


هرکس محصول زبان خود را درو می کند


روزی شخصی به محضر مبارک رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم آمد و عرض کرد:

ـ یا رسول الله، به من سفارشی بفرمایید.

حضرت در پاسخ او فرمودند:

ـ « زبان خود را حفظ کن» !

بار دیگر آن شخص گفت:

ـ مرا نصیحت کن.

حضرت دوباره همان جمله را بیان فرمودند.

برای بار سوم آن شخص تقاضای پند و اندرز و راهنمایی کرد.

رسول خدا باز به او فرمود:

ـ زبانت را کنترل کن.



وقتی که آن شخص سه بار تقاضای خود را تکرار کرد، رسول خدا برای آن که اهمیت موضوع بخوبی روشن شده، و او گمان نکند که این مسأله کوچک و بی اهمیتی است، این بار با کلمات راسخ و محکم به او فرمودند:

ـ «وَیحَکَ وَ هَل یُکِبُّ النّاسَ عَلی مَناخِرِهِم فِی النَّارِ الا حَصَائِدُ ألسِنَتِهِم»[1]

[تصویر: 642zaban_hell.jpg]

« وای بر تو! (بدان و آگاه باش) جز این نیست که مردم (در روز قیامت) به سبب درو کردن محصول زبانشان (که سخنان زشت و گفتار بیهوده، و کلام ناپسند می باشد) با صورت در آتش دوزخ سرنگون می شوند.»

***



حکیمی گفت: «قتلگاه انسان میان دو لب و فک او است.»[2]


سعدی علیه الرحمة گفت:[3]


نگهدار زبان تا به دوزخت نبرند

که از زبان بتر اندر جهان زیانی نیست




[تصویر: 670Zaban_Quran_02.gif]


پی نوشت ها:
1. اصول کافی،ج3،ص177.
2. اخلاق محتشمی،باب23،ص245.
3. بوستان سعدی،قصاید فارسی.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: MohammadMeraj ، paradise ، محب الزهرا ، Agha sayyed ، parisan ، chista3 ، libera ، خادمة الزهرا ، rastin ، محیصا ، محمداحسان ، MESSENGER ، بیداری اندیشه ، ali.khm ، مصباح
۱۷:۲۱, ۲۶/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #4
آواتار
اعوذبالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم

عضوی کم حجم اما بسیار فتنه انگیز !


به نظر شما این تیتری که انتخاب کردم درسته ؟! تعریف مناسبی واسه «زبان» هست یا نه ؟!

نمی دونم پاسخ شما چیه ؟ اما اجازه بدید یه خاطره واستون تعریف کنم
.

«یک روز که در محضر مبارک رسول خدا حضور داشتم، از ایشان درخواست کردم که مرا موعظه فرموده و نصیحت کنند.

ایشان هم مثل همیشه با همون آرامشی و تبسمی که در چهره مبارکشون بود پاسخ دادند:

«خدا را چنان عبادت کن که گویا او را می بینی، و نسبت به خود اینطور بیندیش که در میان مُردگانی».

راستش این تعبیر حضرت، منو به فکر فرو برد و حسابی تعجب کردم! ایشون وقتی این حالتو در چهره من دید. ادامه داد:

«اگر مایل باشی تو را به چیزی آگاه می کنم که بیشتر از هر چیزی در اختیار توست!»

و قبل از اینکه بخوام جوابی بدم ایشون با دست مبارک به زبانشون اشاره کردند.(1)

الان که دارم فکر می کنم متوجه منظور حضرت می شم.
شاید منظور ایشون از «بیندیش که در میان مردگانی» این بود که همیشه به یاد مرگ باش و بدان که روزی می میری.
و اشارتی که در مورد زبان، چیزی که بیش از هرچیز در اختیار آدمی است... شاید به این معنی بوده باید اونو کنترل کنی و از گناهان، خطاها و آفاتی که بوسیله زبان انجام می شه دوری کنی. مثل : غیبت، دروغ، سخن چینی و...


***

[تصویر: Safe6342869680421.jpg]

«زبان حجمی اندک و گناهی بزرگ دارد!»(2)

از جمله اندرزهای لقمان حکیم به فرزندش این بود که گفت :

«ای فرزندم! (بدان و آگاه باش) هرکس که مالک زبان خود نباشد، سرانجام پشیمان می شود.»(3)

سلمان فارسی، در جمله ای اینطور می گوید:

«کسانی در روز قیامت از همه گناهانشان بیشتر است که سخن آنها در گناه و معصیت خدا بیشتر باشد.»(4)


ادامه دارد ...

پی نوشت ها:
* تهیه شده در گروه فرهنگی مهدین
1. بازنویسی روایتی از «معاذ بن جبل» به نقل از جامع السعادات،ج1،ص242.
2. کشکول شیخ بهایی، دفتر اول، ص98.
3. روایتی از امام باقر علیه السلام به نقل از : بحارالانوار،ج13،ص417.
4. محجة البیضاء،ج5،ص207.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: paradise ، علی 110 ، MohammadMeraj ، احیاء ، Agha sayyed ، parisan ، chista3 ، libera ، خادمة الزهرا ، rastin ، محیصا ، محمداحسان ، MESSENGER ، بیداری اندیشه ، ali.khm ، مصباح
۱۵:۲۲, ۲۷/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #5

حضرت محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم):
-در روز قیامت از همه ی مردم گناه آنکس بیشتر است که در چیزهایی که به او مربوط نیست سخن بگوید.
-هیچ چیز بیش از زبان شایسته ی زندان رفتن نیست.

امام علی(علیه السلام):
-هنگامی که عقل انسان کامل می شود، سخنش کم می شود.
-نه سکوت از بیان حق جایز است و نه سخن گفتن با جهل.
-سخن مرد میزان سنجش عقل اوست.
زبان عاقل در قلب اوست و قلب احمق در زبانش -اطمینان ندارم که از فرمایشات امام علی(علیه السلام) باشه؟!!؟-

سعدی گفته:
به حکمت زبان داد و گوش آفرید
که باشند صندوق دل را کلید
اگر نه زبان قصه برداشتی
کس از سر دل کی خبر داشتی؟
در جایی دیگه سعدی میگه :
اگر ناطقی، طبل پر یاوه ای ... وگر خامشی، نقش گرماوه ای
سقراط: اگر خاموش باشی و دیگران به سخنت آورند بهتر است تا این که سخن گویی و دیگران خاموشت کنند.

دکترعلی شریعتی: وقتی می توانی با سکوت حرف بزنی، بر پایه های لغزان واژه ها تکیه نکن!

به افکارت زبان نده، ظرف که خالی باشد صدای بیشتری دارد... -از اشعار مرحوم حسین پناهی-

-سکوت پنجره ای است که به باغ سبز تفکر گشوده می شود. انسان ها جدی ترین حرفشان را وقتی می زنند که سکوت می کنند.
-اگر سخن چون نقره است، خاموشی چون زر پربهاست.
-سکوت گاهی بهترین پاسخ است!
-باید گاهی سکوت کنیم، شاید خدا هم حرفی برای گفتن داشته باشد ...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: وحید110 ، حسن عزتي ، MohammadMeraj ، احیاء ، منتظر کوچولو ، Agha sayyed ، libera ، خادمة الزهرا ، محمداحسان ، MESSENGER ، بیداری اندیشه ، ali.khm ، مصباح
۱۷:۴۷, ۲۷/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #6
آواتار
بنام ستار معاصی عاصیان


از پیامبر خوبان،محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نقل است که فرموده اند:



خَيرُ الكَلامِ مَا دَلَّ وَ جَلَّ وَ قَلَّ وَ لَم يُمِلَّ؛
بهترين سخن، آن است كه قابل فهم و روشن و كوتاه باشد و خستگى نياورد.


انوار العلويه، ص 489
یا علی (علیه السلام) مدد است.

امضای حسن عزتي
اگر چه خرمن عمرم غم تو داد به باد
به خاک پای عزیزت که عـهـد نشکستم

چگونه سر ز خجالت برآورم بر دوست
که خدمتی به سزا برنیامد از دستم
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: محیصا ، وحید110 ، MohammadMeraj ، منتظر کوچولو ، خادمة الزهرا ، محمداحسان ، MESSENGER ، بیداری اندیشه ، ali.khm ، مصباح
۱۹:۱۳, ۳/مهر/۹۰
شماره ارسال: #7
آواتار
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام!
از دوستان بزرگواری که لطف کردند و در این تاپیک حضور پیدا کردند و بویژه بزرگوارانی که با ارسال مطلب مشارکت بیشتری داشتند، صمیمانه تشکر می کنم.
لازم دونستم مطلبی رو با شما درمیون بذارم و اگه قابل دونستید، نظرتون رو بدونم.
راستش همیشه واسم این موضوع جای سؤال بوده که چرا «کمتر» سعی شده تا در مسیری که قرآن کریم و خداوند متعال در بیان و انتقال مفاهیم و نشان دادن راه هدایت ازش استفاده کردند؛ بهره گرفته بشه...!!!
در واقع منظورم استفاده از زبان قصه است. که فرمود:
«نحَْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ أَحْسَنَ الْقَصَصِ بِمَا أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ هَاذَا الْقُرْءَانَ وَ إِن كُنتَ مِن قَبْلِهِ لَمِنَ الْغَافِلِين‏»
«ما بهترين سرگذشتها را از طريق اين قرآن- كه به تو وحى كرديم- بر تو بازگو مى‏كنيم و مسلّماً پيش از اين، از آن خبر نداشتى!» سوره مبارکه یوسف آیه 3

سعی کردم تا در چند موضوع که علاقه خودم در اونها بیشتر بود و تا حدودی هم مطالعه داشتم، مطالبی که بزرگان و اساتید با حال و هوایی که شاید اقتضای اون عالِم بزرگوار است یا قالبی که انتخاب شده این مسئله رو تحمیل می کنه یا... تغییرش بدم و حتی الامکان با حفظ امانت اونو بازنویسی کنم و به شکل جدیدی عرضه کنم.
نمی دونم تا چه حدی در این مهم موفق بودم ولی فکر می کنم که حداقل راهی که انتخاب کردم غلط نیست. یعنی بازنویسی مطالب اساتید به زبانی که مخاطب امروز در فضاهایی مثل اینترنت و... بیشتر اونو می پسنده و راغب می کنه برای خوندنش...
خیلی دوست دارم نظر شما رو در این مورد بدونم
راستش وقتی قصد نوشتن این پست رو کردم خیلی حرفا تو ذهنم بود ولی الان که نگاه می کنم می بینم همین دو کلمه حرف چقدر طولانی شد... ان شاءالله بقیه اش باشه تا اگه عمری باقی موند عرض کنم خدمتتون
ببخشید!
این پست شاید هیچ ربطی به این تاپیک نداشته باشه اما خب لازم بود!
یاعلی
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: libera ، حسن عزتي ، خادمة الزهرا ، MESSENGER ، بیداری اندیشه ، مصباح
۱۴:۱۹, ۶/مهر/۹۰
شماره ارسال: #8
آواتار
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
[تصویر: zaban-5.jpg]
بالاخره حکم ما رو دادند و به اتفاق رفقا راهی شدیم. شکایتی ندارم چون همه چی روی عدالت بود، تازه من که تنها نبودم! از اون اولم می دونستم که هرچی بشه پای بقیه هم گیره... الانم که ثابت شد. هرچی بشه واسه هممونه پس نگرانی نداره!
اینجا دیگه چه جور جاییه؟!!! یَع... یَعنی واقعا این همه خشونت لازمه ؟!!!

ترس همه وجودمو گرفته بود. سر چرخوندم ببینم بقیه بچه ها تو چه وضعیتی هستند که حسابی جا خوردم! اونا اوضاعشون خیلی بهتر از من بود. این دیگه نامردیه! یاد حرفای بچه ها می افتادم که بهم می گفتن هرچی سر ما میاد، باعث و بانیش تویی، بالاخره یه روزی تقاصشو پس میدی و... .
قبول دارم که مقصرم اما اونا هم همچین بی تقصیر نیستن .... آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآییییییییییییییییییییییی!!!!

دیگه طاقتم سر اومد و گفتم :
«چرا منو از بقیه جدا کردین و با اونا کاری ندارین؟ هر کاری که کرده باشیم همه باهم کردیم! چرا منو اینطوری شکنجه میدین و اونا وضعشون از من بهتره» ؟!
یهو صدای مهیبی گفت :
«ای زبان، از جانب تو کلمه، سخن و جمله ای گفته شد که به شرق و غرب زمین رسید، و این امر باعث قتل و خونریزی (و فساد و فتنه و آشوب در میان) افراد بی گناه، و غارت مال و اموال مردم، و هتک عفت و ناموس و شرف اشخاص از راه حرام شد. پس به عزت و جلالم سوگند، تو را آن چنان عذاب سختی کنم که هیچ یک از اعضاء دیگر بدن را آنگونه مجازات و شکنجه نکرده باشم.»(1)
***
در این قسمت بد نیست برای تکمیل این بحث دو سه جمله ای اضافه کنم:

بلال بن حارث مزنی نقل می کند که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم می فرمود:
«گاهی شخصی حرفی از دهانش خارج شده، سخنی می گوید، اما غافل است و نمی داند که اثر گفتارش به کجا می رسد، و به چه کسی بر می خورد، و چه می شود! در نتیجه خداوند هم به وسیله همان سخن تا روز قیامت او را مشمول خشم و غضب خود قرار می دهد
یکی از بزرگان می گفت:
«هر وقت می خواستم حرفی بزنم، نقل قول و سخن بلال مانع از حرف زدن من می شد.»(2)

سعدی شیرازی (علیه الرحمة) می گوید:

ماری تو که هر که را ببینی بزنی یا بوم که هر کجا نشینی بکَنی(3)


پی نوشت:
1. بازنویسی روایتی از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به نقل از امام صادق علیه السلام که در کتاب شریف اصول کافی،ج3،ص177؛ مستدرک الوسائل،ج2،ص89 ذکر شده.

اصل روایت به این شکل است:
امام صادق علیه السلام نقل می فرماید که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند:
«در روز قیامت خداوند آن چنان زبان را به عذاب شدیدی مبتلا می کند، به طوری که هیچ یک از اعضاء بدن را آنگونه عذاب و شکنجه نکرده باشد.»
در این هنگام زبان به سخن می آید و می گوید:«پروردگارا، چرا مرا به گونه ای سخت شکنجه و مجازات نمودی، که هیچ یک از اعضاء بدن را این چنین عذاب ننمودی؟»
در این موقع در پاسخ زبان گفته می شود:«ای زبان، از جانب تو کلمه، سخن و جمله ای گفته شد که به شرق و غرب زمین رسید، و این امر باعث قتل و خونریزی ( و فساد و فتنه و آشوب در میان) افراد بی گناه، و غارت مال و اموال مردم، و هتک عفت و ناموس و شرف اشخاص از راه حرام شد. پس به عزت و جلالم سوگند، تو را آن چنان عذاب سختی کنم که هیچ یک از اعضاء دیگر بدن را آنگونه مجازات و شکنجه نکرده باشم.»

2. مجموعه ورام،ج1،ص8
3. گلستان سعدی، باب اول.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: libera ، حسن عزتي ، خادمة الزهرا ، rastin ، محیصا ، محمداحسان ، MESSENGER ، بیداری اندیشه ، ali.khm ، مصباح
۱۸:۲۱, ۶/مهر/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/مهر/۹۰ ۱۳:۱۵ توسط paradise.)
شماره ارسال: #9
آواتار
كلامى از غزالى


«غزالى » در كتاب « احياء علوم الدين » ضمن جمله پرمعنايى درباره زبان میگويد :
فَاِنَّهُ صَغِيْرٌ جِرْمُهُ وَعَظْيِمٌ طاعَتُهُ وَحَرَمُهُ .

«زبان عضويست كه وزنش اندك و كم ولى عبادت و گناهش بسيار بزرگ است » .



زبان با يك تهمت نابجا ، يا يك دروغ ، قدرت دارد آبروى پنجاه ساله انسان بیگناهى را بريزد ، يا مال و جان بى تقصيرى را بر باد دهد .



تمام جناياتى كه در طول برپا بودن سازمان امنيت طاغوت آمريكايى در ايران، بر آبرو و جان ومال مردم رفت ، محصول زبان مزدوران ساواك كثيف بود ، آرى! اين است جرم عظيم و گناه بزرگ زبان .



و زبان مى تواند با گفتار الهى بين دو نفر را اصلاح نموده ، آبروى مسلمانى را حفظ كند ، و مال و عرض مؤمنى را از خطربرهاند
آرى ! اين است طاعت بزرگ او .در حالى كه هر يك از اعضاى انسان میتواند

وسيله اى براى شيطان و شيطان ها باشد ;


ولى بزرگان دين درباره «زبان » فرموده اند :

وَاِنَّهُ اَعْظَمُ آلَةِ الشَّيْطانِ فى اسْتِفْواءِالاِْنْسانِ .

« زبان بزرگترين وسيله براى شيطان در گمراهى انسان است ».


آرى ! اين مكتب انسان شناس اسلام است كه منافع و زيان هاى زبان را به طورمفصل و مشروح بيان مى كند و ايمان به خدا و قيامت را ضامن آراسته شدن زبان به حسنات ، و پاك ماندنش از سيئات قرار مى دهد .
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: منتظر کوچولو ، محیصا ، محمداحسان ، MESSENGER ، بیداری اندیشه ، مصباح
۲۱:۴۹, ۱۸/مهر/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۰/مهر/۹۰ ۹:۲۶ توسط paradise.)
شماره ارسال: #10
آواتار
سلام دوستان...
با توجه به اهمیت گفتار و کلام بخصوص در برخورد با دیگران و همچنین انواع گناهان مختلفی که بوسیله زبان انجام میشه میخواستم چندتا مطلب در مورد زبان و گناهان زبان اینجا بذارم...


=============================================================================

زبان در قرآن با لفظ لسان بصورت مفرد و با لفظ السنه به صورت جمع بیان شده و به چند معنی آمده است
1- زبان به معنی عام خودش، حس چشایی که با رشته عضلات نرمش کار گرفتن و گرداندن غذا را انجام می دهد.
2-به معنی لغت و زبان گفتگو.وما ارسلنا من رسول الابلسان قومه لیبین لهم: وما هیچ رسولی را در میان قومی نفرستادیم مگر به زبان آن قوم تا بر آنها(معارف و احکام الهی) را بیان کند.«سوره ابراهیم/4»
3-واحلل عقدة من لسانی : گره از زبانم باز کن«سوره طه آیه27»
4- اشاره به لهجه و آهنگ سخن گفتن، وما آیاته خلق السماوات و والارض و اختلاف السنتکم و الوانکم...از نشانه نای خدا آفرینش آسمان ها و زمین و اختلاف طرز تکلم و آهنگ گفت و گوی شماست.
5- وهنگامی که به کلمه صدق اضافه شود به معنی یاد خیر و نام نیک است. چنانکه حضرت ابراهیم(علیه السلام) عرض کرد: پروردگارا درآتیه نام نیک مرا بر زبان آیندگان جاری نموده و بلندآوازه ام کن.

بله، زبان ابزار نیرومندی ست که برای ابراز اندیشه به کار می رود. انسان بوسیله همین زبان می تواند هرچه را که با چشم وحواس دیگر در می یابد به صورت صوت که از هوای داخل ریه بیرون می آید و به مخارج و آلات صوتی برخورد می کند درآورده و آشکار نماید. زبان از نظر قرآن و عترت در اینجا تنها به چند جمله اکتفا می کنیم:

1- یا ایهاالذین آمنو اتقوا الله و قولوا قولا سدیدا :ای اهل ایمان از نافرمانی خدا خود را به دور دارید و سخنان راست و درست بر زبان آرید.«احزاب/70»

2-وقولوا للناس حسنا : با مردم سخنان خوب و نیکو بگویید«بقره/83».امام صادق(علیه السلام) در تفسیر این آیه شریفه می فرمایند:به جز خیر و خوبی سخن دیگری درباره مردم نگویید . و امام باقر(علیه السلام) می فرمایند :نیکوترین سخنی که دوست دارید با شما بگویند به مردم بگوئید.

3- و مثل کلمه خبیثه اجتثت من فوق الرض مالها من قرار: م مثل سخنان ناپاک مثل درختی ست که از روی زمین جثه آن پراکنده شده و ثبات و استحکامی برای آن نخواهد بود.

4- وقل لعبادی یقولوا التی هی احسن ان الشیطان ینزغ بینهم ان الشیطان کان للانسان عدوا مبینا : به بندگانم بگو سخنانی که بهتر و نیکوتر است بگویید، به درستی که شیطان در بین آنها دشمنی می افکند. شیطان دشمن آشکار انسان است.«اسراء /53»

5- ما یلفظ من قول الا لدیه رقیب عتید : آدمی هیچ سخنی را از دهان خود بیرون نمی افکند مگر اینکه نگهبانان آماده و مهیا تمام آن الفاظ را در نامه اعمال او ثبت می کنند.«قاف/18»

6- رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) می فرمایند: هرگاه فرزند آدم شب را به صبح می رساند تمام اعضا و جوارح او در برابر زبانش تعظیم کرده و می گویند: ای زبان از نافرمانی خدا درباره ما بترس،هستی ما بوجود تو بستگی دارد،اگر تو به راستی روی کنی و به درستی سخن گویی ما راست خواهیم شد و اگر تو کج شوی و به ناروا گویی بپردازی ما هم کج شده و به گمراهی کشیده خواهیم شد.

و از همان حضرت است که: برای زندانی شدن، چیزی از زبان سزاوارتر نیست.اکثر گناهان فرزند آدم بوسیله زبانش انجام می گیرد.خدا رحمت کند کسی را که حافظ زبانش باشد.خدا رحمت کند مردی را که زبانش را اصلاح نموده و آن را به صلاح و خیر وادار نماید. بنده خدا تا زبانش را از گناه باز ندارد به حقیقت ایمان نمی رسد. تا قلب بنده خدا درست نشود ایمانش درست نمی شود و تا زبانش درست نشود قلب و فکرش درست نمی شود . کسی که مردم از زبانش بترسند او از اهل آتش خواهد بود . بلا و گرفتاری به سخن گفتن وابسته است . تمام سخنان فرزند آدم بر ضرر و زیان اوست الا امر به معروف، نهی لز منکرو ذکر خدای تعالی .

البته نباید فراموش کنیم با لئیمان و سفله گان به نرمی سخن گفتن روا نیست.چرا که به قول سعدی:

سخن به لطف و کرم با درشت خوی مگوی
که زنگ خورده نگردد به نرم سوهان پاک

توضیح : دوستان عزیز این مطلب ادامه دارد و در بخش های بعدی به گناهان زبان از دیدگاه دیگر ائمه و همچنین داستان های جالب در این مورد می پردازیم.

یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Abasaleh ، Agha sayyed ، Tolou ، amin015 ، حسن عزتي ، montazer_rm ، علیرضا110 ، MESSENGER ، محیصا ، منتظر کوچولو ، محمداحسان ، بیداری اندیشه ، ali.khm ، مصباح
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا