کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 4 رای - 4.25 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
دنیای زبان
۱۶:۰۳, ۷/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #1
آواتار
مقدمه:

زبان، عنصری ریز نقش است که با تمام ریز نقشی خود، بار زندگی را بر دوش می کشد و به گفته پاره ای از اهل نظر وجود تاریخی هر قوم در زبان، حفظ می شود.(1)

سخن چیست؟ سرمایه زندگی/ نهاده بر او، پایه زندگی
سخن مایه دولت و دانش است/ گشاینده راه آسایش است
سخن، خود کلید در گنج هاست/ سخن، چاره ساز همه رنج هاست
جهانِ سخن، عالمی دیگر است/ جهانی ز خورشید و مه برتر است
سخن، برترین گوهر آدمی است/ ورای سخن، در جهان هیچ نیست
سخن دان شناسد، بهای سخن/ خوشا آنکه شد آشنای سخن
همانا که پست و بلند جهان/ چه فقر گدایان، چه فرّ شهان
همه رفتنی و سخن ماندنی است(2)/ همه جز سخن، دامن افشاندنی است
تو ای طوطی طبع من، گوش گن!/ برو آنچه دانی فراموش کن!
به وصف سخن، هر چه گویی کم است/ که پیش تو معیار او مبهم است
رموز سخن، باید آموختن/ توان تا لبِ یاوه گو دوختن ...(3)


«دنیای زبان»، کاوشی است در زبانِ زبان، با ذکر کارکردهای آن و بیانِ مواردی که می تواند منفی تلقی شود.

زبان، خداوندگار دنیای الفاظ است و دنیای الفاظ، بزرگترین دنیایی است که تا امروز برای بشر قابل تصور بوده است، چرا که خود مفهوم «دنیا» با تمام بزرگی و فراخی خود، تنها یکی از اعضای جهانِ جاری الفاظ است:

«به طور کلی، دنیای الفاظ، دنیای عجیب و غریبی است. دنیایی است بزرگتر از هر چیز، حتی خدا، چون «خدا» خود جزو این دنیا بشمار می رود، و عضوی از آن است، .... و بدینگونه، دنیای الفاظ بزرگترین دنیایی است که می توان تصور کرد، دنیایی که خدا در آن تنها یک عضو است و بزرگتر از خدا، عضوی دیگر! کدام واقعیت را سراغ دارید که بیرون از دایره الفاظ باشد؟ هرچیزی را که بتوانید تصور کنید، از دنیای الفاظ نشأت می گیرد و از کودکانِ دبستان الفاظ بشمار می رود، پس واقعاً باید چشم ها را شست و جور دیگر باید دید، لفظ ها را واقعاً باید شست و واژه ها را به حقیقت تبدیل کرد.»(4)

به عنوان یک دلیل یا شاهد کوچک، می توانیم به خود کلمه زبان اشاره کنیم که اگر نقطه میانی زیرین آن، رویین شود، ما از دنیای زبان خارج شده و به دنیایی دیگر راه می بریم: زنان!

و اگر همان نقطه زیرین دو شود، به «زیان» منتهی می شویم، و همین گونه است داستان تا هر آنجایی که این سلسله را ادامه دهیم و چه عالی می گوید ابوالفیض فیضی:

اگر به حضرت سلطان، رهِ سخن داری/ مباد خامشیت بهر خویشتن داری
تو شمع بزم جهانی، ولی چون در نگرم/ زیان توست، زبانی که در دهن داری!(5)


در این میان، مقولات دیگری وجود دارند که اساساً زبانی نیستند و «فرا زبانی» اند.
حافظ می گوید:

صبحدم، مرغ چمن با گل نوخاسته گفت:
ناز کم کن که در این باغ، بسی چون تو شکفت
سخن عشق نه آن است که آید به «زبان»
ساقیا می ده و کوتاه کن این گفت و شنفت


سعی دارم در چندین قسمت، به شکلی متفاوت و شاید «نو» به مهمترین آفات زبان بپردازم.
و تلاشم این است که از حکایات و روایات و آیات به قسمی تازه بهره گیرم و
امیدوارم که این کوشش ناچیز، مورد قبول درگاه حضرت حق و عنایات حضرت ولی عصر ارواحنافداه واقع گردد. و طبع نازنین ایشان را بیاراید. ان شاءالله

از خاطرم نمی رود آن پیر نکته دان
کاین جمله، واپسینِ دم او بود بر زبان:
اصلِ وجود ما، دلِ ما و زبانِ ماست
ور زین بگذری، رگ و خون است و استخوان




بی صبرانه منتظر خواندن نظرات شما دوستان عزیزم هستم!

به امید ظهور


* پی نوشت ها :
1. «سخن اهل راز»، مجموعه مقالات کنگره بین المللی بزرگداشت حافظ.
2. به قول فروغ فرخزاد: تنها صداست که می ماند.
3. «هفت شهر نظمی»/148.
4. «سفری با سهراب»/131.
5. «دیوان فیضی»
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: MohammadMeraj ، paradise ، rastin ، A L I ، سوشیانس ، nafas ، محب الزهرا ، oO DaViD Oo ، وحید110 ، احیاء ، Agha sayyed ، parisan ، خادمة الزهرا ، shafagh_mah ، محیصا ، محمداحسان ، MESSENGER ، بیداری اندیشه ، مجید املشی ، مصباح

آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۲۱:۵۹, ۱۸/مهر/۹۰
شماره ارسال: #11
آواتار
سلام.
جِرمه صغیر،جُرمه کبیر.
این جمله خیلی روی من تأثیر گذاشت.
خدا را بر آن بنده بخشایش است/که خلق از وجودش در آسایش است.
التماس دعا.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: میثاق ، حسن عزتي ، محمداحسان ، montazer_rm ، MESSENGER ، محیصا ، منتظر کوچولو ، بیداری اندیشه ، مصباح
۲۲:۱۰, ۱۸/مهر/۹۰
شماره ارسال: #12
آواتار
سلام...
منم چندسال پیش یه کتاب خوندم در مورد گناهان زبان...واقعا تکان دهنده بود...انشاالله سعی می کنم به انواع گناهانی که بوسیله زبان صورت میگیره اینجا اشاره کنم...
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: حسن عزتي ، Abasaleh ، علیرضا110 ، MESSENGER ، منتظر کوچولو ، محمداحسان ، بیداری اندیشه ، مصباح
۱۲:۲۷, ۱۹/مهر/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/مهر/۹۰ ۱۲:۳۸ توسط میثاق.)
شماره ارسال: #13
آواتار
امیرالمومنین(علیه السلام) می فرمایند: این زبان به صاحب خود سرکش است،اگر انسان زبانش را آزاد بگذارد او را در مهلکه انداخته و تباهش می کند. نزد خود خوار می شود کسی که زبانش بر او حکمران باشد زبان عاقل پشت قلب اوست و قلب احمق پشت زبان او- یعنی-عاقل اول فکر می کند بعد حرف می زند اما احمق اول حرف می زند بعد فکر خوب و بد آن را می نماید. زبان درنده ایست که اگر به خود واگذشته شود می گزد و زخمی می کند. سخن در قید و بند تو است تا آن را به زبان نیاوردی، و هنگامی که آن را به زبان آوردی تو در قید آن خواهی بود پس زبانت را نگه دار همانطور که طلا و نقره ات را نگه می داری، برای اینکه بسیاری از اوقات یک کلمه نعمتی را از دست می دهد و نقمت و گرفتاری می آورد. آنچه را که نمی دانی نگو،بلکه همه مطالبی هم میدانی نگو- چون ممکن است برای خودت یا برای دیگری ضرر داشته باشد...، بسیاری از کلمات از تیر نافذتر است. بسیاری از کلمات از شمشیر برنده تر است. تیزی زبان از تیزی سر نیزه می گذرد، تیزی نیزه پیوندها را قطع می کند و تیزی زبان عمرها را قطع می نماید. بسیاری از اوقات یک حرف مرگ و سرافکندگی آورده است. چه بسا که یک سخن بیهوده کار را به جنگ کشانیده است. چه بسا که یک حرف لغو آزاده ای را از انسان رمانده و دور کرده است بسیاری از سخن ها از حمله کردن شدیدتر است.
زبــان آدمـــی بــا آدمـــی زاد

کنـد کـاری کـه بـا خـس می کنـد بـا د

زبـان بسیـا ر سر بر باد داده ست

زبــان سـر را عـدوی خانـه زاد اسـت

زبان هم کلید خیر است و هم شر!!!
امام صادق(علیه السلام) از قول رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) می فرمایند: خداوند زبان را به عذابی مبتلا می کند که هیچ عضوی از اعضا را آنگونه عذاب نخواهد کرد، زبان می گوید خدایا مرا طوری عذاب کردی که هیچ عضوی را آن طور عذاب نمی کنی؟خداوند می فرماید: سخنی از تو خارج شد و به شرق و غرب رسید، سپس به سبب آن سخن،خون ریزی شد، مال به حرام رفت، هتک حرمت شد، به عزت وجلالم تو به عذابی مبتلا کنم که هیچ یک از جوارحت را آن طور عذاب نکرده باشم.


امام سجاد(علیه السلام) می فرمایند: زبان فرند آدم همه روزه بر جوارح او مشرف می شود و می گوید: حالتان چطور است؟ جوارح می گویند: حال ما خوب است اگر تو ما را به حال خودمان بگذاری و می گویند: تو را به خدا،تورا بخدا به ما ظلم نکن،ای زبان بر ما رحم کن چرا که ما بوسیله تو به پاداش می رسیم و بوسیله تو عذاب می بینیم. ای زبان اگر ما به بهشت جای گیریم از عنایت توست و اگر به جهنم رویم از عداوت تو خواهد بود، مسبب رستگاری و یا گرفتاری ما در روز قیامت توئی، تو می توانی با گفتن سخنان خوب ما را رستگار کنی و می توانی با تهمت زدن،غیبت کردن و دروغ گفتن،ما را به عذاب های گوناگون گرفتار سازی ای زبان از خدای قهار بترس و به ما رحم کن.



ادامه دارد...
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Agha sayyed ، amin015 ، حسن عزتي ، محمداحسان ، Abasaleh ، علیرضا110 ، MESSENGER ، محیصا ، منتظر کوچولو ، بیداری اندیشه ، ali.khm ، مصباح
۱۷:۰۳, ۱۹/مهر/۹۰
شماره ارسال: #14
آواتار
بنام ستار معاصی عاصیان


از على بن الحسین امام زین العابدین (ع ) نقل شده است که حق زبان گرامى داشتن آنست از فحش ، بدگوئى ، و عادت دادن آن به نیکى و ترک زیاده گوئى هائى که براى آن فائده اى مترتب نیست و نیکى به مردم و خوش گفتارى در میان آنها .


{ بحار، ج 71،ص 286 }


یا علی (علیه السلام) مدد است.

امضای حسن عزتي
اگر چه خرمن عمرم غم تو داد به باد
به خاک پای عزیزت که عـهـد نشکستم

چگونه سر ز خجالت برآورم بر دوست
که خدمتی به سزا برنیامد از دستم
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: میثاق ، Abasaleh ، علیرضا110 ، MESSENGER ، محیصا ، منتظر کوچولو ، محمداحسان ، بیداری اندیشه ، Bahar ، مصباح
۱۳:۲۴, ۲۰/مهر/۹۰
شماره ارسال: #15
آواتار
زبان و دشمن ائمه هدی را وصف کردن:
امام صادق(علیه السلام) می فرمایند: هر کس با عیب کننده به ما مجالست کند و یا دشمن ما را مدح کند و یا با کسی که کناره گیری کرده بپیوندد و یا از بستگان ما کناره گیری نماید و یا با دشمن ما دوستی کند و یا با دوست ما به دشمنی برخیزد، به خدائی که سبع مثانی و قرآن عظیم را نازل فرموده، کافر شده است.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: حسن عزتي ، paradise ، محیصا ، منتظر کوچولو ، MESSENGER ، بیداری اندیشه ، مصباح
۱۲:۴۶, ۲۱/مهر/۹۰
شماره ارسال: #16
آواتار
پیامبراکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمودند:
اِذا رَاَیتُم الرَّجُل لایُبالی ما قال و لا ما قِیلَ لَهُ فَهُوَ شِرکُ الشَّیطان

هرگاه دیدید که مردی باکی ندارد که چه می گوید و چه درباره اش گفته می شود،چنین کسی شریک شیطان است.

(جهادالنفس،ح687)
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: میثاق ، Agha sayyed ، حسن عزتي ، منتظر کوچولو ، محمداحسان ، علی 110 ، محیصا ، MohammadSadra ، بیداری اندیشه ، MESSENGER ، مصباح
۱۷:۲۳, ۸/آبان/۹۰
شماره ارسال: #17
آواتار
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
[تصویر: zaban-6-t.jpg]
- هِی، تو!
- هان! چه مرگته ؟!
- اینا دیگه چه عتیقه هایی اند؟! مصیبت خودمون کم بود، اینارم باید تحمل کنیم!
- چه می دونم! ولی اوضاعشون خیلی درامه!!!
- ای بابا... آدم اینا رو می بینه، درد و عذاب خودش یادش می ره!
- رئیس! جان ما اینا کی اند آوردیشون اینجا ؟
- کدوم ؟!
- همین جدیدا دیگه!
- خب این جدیدا که چهارگروهند! دقیق بگو کدوم منظورته تا بهت بگم.
- مثلاً اینی که توی تابوت آتیش آویزونه چیکار کرده؟!
- «این بدبخت ملعون!»
- آره همون

- «این بدبخت ملعون، در حالی از دنیا رفته و مُرده که مال و اموال، و حق و حقوق مردم بر عهده اش بوده، و با اینکه توانایی پرداخت اونا را داشته، ولی حق و حقوق مردم را نداده»
- عجب بیچاره خب، اون یکی که «دل و روده اش» از شکمش زده بیرون و هی اینور انور میکشه باخودش چی؟

- «آن بیچاره بی نوا ! از ترشح بول(ادرار) پرهیز نمی کرد و نجاست و پاکی را رعایت نمی نمود».

- اون یکی چی ؟ همون که اونجاست!
- کدوم؟ همون که از دهنش چرک و خون و کثافت می آد بیرون ؟
- آره بابا همون!

[تصویر: zaban-6-1.jpg]
- «این فلک زده بی نوا ! به هر سخن زشتی که به ضرر و زیان مردم بود، گوش میکرد و آنرا برای دیگران نقل می نمود، تا اینطوری میان مردم فتنه و فساد برپا کنه. علاوه بر اینها، رفتار مردم را تقلید می کرد و ادای این و آن را در می آورد و از طرفی از بیان کلمات زشت، و دادن فحش و ناسزا، باکی نداشت».

- مثل اینکه حالت خیلی بده نه ؟ بذار اون آخری هم واست بگم حیفه ندونی!

- «جُرم اون ملعون نگونبخت اینه که با غیبت کردن گوشت بدن مردم را می خورد [و با اینکار، حیثیت و آبروی اونا رو لکه دار می کرد]، و بعد اینکه راه می افتاد بین مردم و از این و اون نمّامی و سخن چینی می کرد.»(1)
***
[تصویر: zaban-6-2.jpg]
تکمله :

قرآن کریم : «هرگز نسبت به یکدیگر تجسس نکنید و غیبت همدیگر ننمایید، آیا شما دوست می دارید که گوشت بدن برادر دینی خود را بخورید، البته از اینکار نفرت و کراهت دارید، پس از خدا بترسید.»(2)
امام سجاد علیه السلام : « هر موجودی خوراکی دارد، خوراک مردم سگ صفت، غیبت کردن است.»(3)

امیرمؤمنان امام علی علیه السلام : «غیبت کردن، کار انسان عاجز است.»(4)

دگر کس به غیبت پِیَش می رود
مبادا که تنها به دوزخ رود(5)

پی نوشت ها :

* با بهره گیری از «آفات زبان،ج1،محسن غفاری»
1. حدیثی از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نقل شده در : وسائل الشیعه،ج8،ص617؛ بحارالانوار،ج72،ص249؛ سفینة البحار،ج2،ص327؛ امالی صدوق،مجلس85؛ ثواب الاعمال و عقاب الاعمال،ص563؛ روضة الواعظین،ص516؛ کشف الریبة عن احکام الغیبة،شهیدثانی و...
2. سوره حجرات، آیه 12.
3. میزان الحکمة،ج7،ص335؛ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید،ج9،ص45.
4. نهج البلاغه فیض، حمکت 453.
5. سعدی
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: حسن عزتي ، MohammadSadra ، بیداری اندیشه ، MESSENGER ، G.F.B ، میثاق ، مصباح
۱۴:۳۴, ۲۰/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #18
آواتار
بـــه نـــــام خـــــدا
.
اصطلاح یک تیر و دو نشان را همه شنیده ایم.معمولا این ضرب المثل را در زمینه مثبت به کار می برند، اما کسانی هستند که با یک تیر چند بلا بر سر خودشان می آورند و در آن واحد خود را در چند گرفتاری بزرگ و کوچک گیر می اندازند و عین خیالشان هم نیست و تازه خود را در اوج زرنگی و باهوشی می بینند.
.

چنین آدم هایی به نظر من و شما شاید خیلی احمق به نظر برسند، جالب اینجاست که این توصیفی از حال و روز بسیاری از ماست که در آن واحد چندین و چند برزخ برای خودمان فراهم می کنیم اعمال خوبمان را بر باد فنا می دهیم، قسمتی را به دیگران می بخشیم، حق الناسی را به جان می خریم و در پروندیمان ثبت می کنیم و برای روز حساب مهر و مومش می کنیم.
.

می پرسید چطور؟ ببینید مثلا به ما گفته اند غیبت نکنید غیبت کار خوبی نیست و ... خیلی از ما که غیبت نقل و نبات مجالسمان است و بسته به جانمان برایمان حکم اکسیژن را دارد نمی توانیم غیبت نکنیم.
.

اوج فاجعه خود را جایی نشان می دهد که این گناه خیلی بزرگ را با هنرمندی تمام به گل و سبزه های گناهان دیگر می آراییم و تقدیم دیگران می کنیم و آن وقت همین ترکیبات خطرناک را در پرونده خودمان ثبت شده نگه می داریم و با قیافه ای حق به جانب حتی احتمال هم نمی دهیم که خدای ناکرده خطایی از ما سر زده باشد چه برسد به اینکه چند تایش را با هم انجام داده باشیم (غفلت) .


مثلا بعضى افراد بعنوان گریز از غیبت مى گویند: «مى ترسم توضیح بدهم غیبت شود »! یا از این بالاتر مى گویند: «افسوس که شرع زبان ما را بسته است»! یا اینکه «شرع اجازه نمى دهد وگرنه گفتنی ها را مى گفتم»!
اینگونه افراد نه فقط تلویحاً مرتکب غیبت مى شوند ، بلکه بواسطه مبهم گذاردن موضوع، سوء ظن مخاطب را نسبت به همه چیز ، درباره شخص مورد نظر برمى انگیزند ، و اى بسا موضوع را خیلى بزرگتر از آنچه هست نشان دهند علاوه بر همه اینها مرتکب «ریاکارى » نیز شده اند ، و به این ترتیب دو عمل زشت را بطور خطرناکى به هم مى آمیزند .

یا اینکه در لباس دلسوزى مى گویند: «بیچاره فلان کس پایش لغزید و مرتکب فلان گناه شد ، خدا او را بیامرزد » !
در این مورد نیز «ریا» و «غیبت» با هم آمیخته شده است.

یا اینکه در مقام «خودنمایى » مى گوید : «الحمد لله که من مبتلا به شراب و مواد مخدر و ... مانند فلان کس نشدم ، راستى اگر خدا انسان را حفظ نکند کار مشکل مى شود ، دام سخت است مگر یار شود لطف خدا ... ! » و به این ترتیب «غیبت » و «ریا » و «خودستایى » را یک جا مرتکب مى شود !
یا اینکه مى گوید: «من تمام این مطالب را جلو خودش هم گفته ام و یا خواهم گفت»!

و به این ترتیب راه «حمل به صحت» را نیز مى بندد و غیبت خود را با این «استدلال واهى» ـ که هیچگونه تأثیرى در ماهیت غیبت ندارد ـ مؤکدتر و غلیظ تر مى سازد .



یا
مثلا شخصی می آید شوخی کند، اسم شخصی را می آورد عیب هایش را بزرگ کرده مسخره می کند چند دروغ ریز و درشت هم داخلش می کند که می خواهد عده ای را بخنداند ،به این ترکیب پیچیده نگاه کنید .


"سخن لغو" + "غیبت" + "مسخره کردن" +" عیب جویی" + "خودبرتر بینی" + "دروغ "+ "کسب توجه مردم به قیمت خشم خدا" =؟
واقعا چند گناه کبیره با یک عمل کوچک انجام می شود به این می گویند یک تیر و چند گناه، شاخ و دم که ندارد این برنامه روزانه خیلی از ماست .

بعد هم صدایمان به فغان بلند است که خدایا مگر من چه گناهی کرده ام ،و در پی آن به تفکری عمیق فرو می رویم که آیا ممکن است از من خطایی هم سر زده باشد؟!

تایک سختی کوچک به ما می رسد دلیل آن را هر چیزی می شمریم به جز اعمال زشت خودمان ،به جز نتیجه آن ترکیبات خطرناک، با خود می گوییم خداوند بندگان مقربش را سختی می دهد، و این شعار را با هزاران ادا و اطوار شیطانی در لباسی از معارف دین بر سر دیگران می زنیم .



البته که سختی ها برای بندگان مقرب است ،اما همین سختی ها فلسفه دیگرشان کفّاره گناهان هم هست ،پس مغرور نباشیم،اگر دقت کنیم می بینیم که رحمت خداست که هنوز خرده آبرویی داریم والا توان معیشتی ما کجا و لاف های گزاف کجا؟

........................................................................
منبع: کتاب زندگی در پرتو اخلاق

امضای N.Mahdavian


از هر راهي كه داري ميري همين الان پات رو بكوب رو ترمز!
فرمون رو بچرخون و بنداز تو "صراط مستقيم"
تا تـــهِ تــــــهِ ش برو
ميرسي به خـــــــــــدا...
حتي اگه آخرش بن بست باشه!




[تصویر: t945_9n09smhkxpumq9k5q34.jpg]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: .Ali. ، meshkat ، فدک زهرا ، جویای حقیقت ، أین المنتظر ، میثاق ، ترنم ، Night_World ، مصباح
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا