کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 9 رای - 3.56 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
نقد و تحلیل فیلم عطر : داستان یک آدمکش
۱۰:۴۰, ۸/مرداد/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۲/فروردین/۹۱ ۲۰:۳۰ توسط Admirer.)
شماره ارسال: #1
آواتار
بنام خدا

[تصویر: iesphqnzybb74ocf43.png]

نام فیلم : Perfume : The Story Of A Murderer
کارگردان : Tom Tykwer
تهیه کننده : Bernd Eichinger
نویسندگان : Tom Tykwer and Bernd Eichinger , Andrew Birkin
موسیقی : Tom Tykwer and Johnny Klimek , Reinhold Heil
بازیگران : Karoline Herfurth and Rachel Hurd-Wood , Alan Rickamn , Dastin Hoffman, Ben Whishaw
محصول سال 2006 آلمان
فیلمبرداری شده در : آلمان ، اسپانیا و فرانسه
ژانر : درام
زبان : انگلیسی ( با ته لهجه ی فرانسوی و البته استفاده ی کم و بیش از اصطلاحات فرانسوی )
بودجه : 63.7 میلیون دلار ( پر خرج ترین فیلم تاریخ آلمان )
فروش کل : 136 میلیون دلار
امتیاز در IMBD : هفت و نیم
مدت زمان : 146 دقیقه
جوایز : برنده ی جوایز بهترین کارگردانی و بهترین طراحی تولید در جشنواره ی فیلم باواریا و نامزد در هشت رشته در جشنواره ی فیلم آلمان

_این فیلم اقتباس شده از رمان معروف Perfume نوشته شده به وسیله ی Putrick Sunkind نویسنده ی آلمانی و منتشر شده در سال 1985 می باشد. در این نقد فیلم به مثابه اثری مستقل از رمان در نظر گرفته شده است.


نقد و تحلیل فیلم عطر : داستان یک آدمکش _ قسمت اول ( پیش فرض های موجود ) :

_Jean-Baptiste یک نام فرانسویست ، که انگلیسش John The Paptist ( به معنای جان تعمید دهنده ) است همان یوحنا معمدان یعنی حضرت یحیی (علیه السلام) ( پسر ذکریا ) می باشد.

[تصویر: yf6t6b47u47l7jn30iz0.jpg]

_ ارتباطاتی می توان بین شخصیت اول داستان و ویژگی های بارز یحیی پیدا کرد :

1.بزرگترین ویژگی حضرت یحیی (علیه السلام) تعمید دهنده بودن اوست. اما تعمید به چه معناست؟
تعمید معانی مختلفی دارد که در اینجا منظور غسل تعمید است. غسل تعمید یکی از فرامین اصلی آیین مسیحیت است که در آن بچه ی تازه متولد شده ی مسیحی و یا فردی که تازه مسیحی شده است باید توسط شخصی که خود قبلا تعمید داده شده است غسل داده شود. که معمولا این عمل در کلیسا و به دست اسقف انجام می شود. می گویند که حضرت یحیی (علیه السلام) اولین کسی بوده است که دستور تعمید را برای مردم تشریح کرده است و حتی خود حضرت عیسی (علیه السلام) را تعمید داده است. به هر حال تعمید در مسیحیت نشان عصمت و پاکی است. اما می رسیم به شخصیت داستان! او هم تعمید می دهد و زندگی می بخشد اما کمی متفاوت تر! اجازه بدهید که در طول داستان این موضوع را موشکافانه تر بررسی کنیم.

2. دیگر ویژگی بارز حضرت یحیی (علیه السلام) زهد ، تقوای زیاد و دوری از آمیزش با زنان بوده است. البته در اینجا نویسنده کمی روابط علت و معلولی را تغییر داده است! مثلا علت این که شخصیت اول داستان تنهاست و هیچ گاه مورد لطف دیگران قرار نمی گیرد را عدم برخورداری از بو می داند. ( البته در نقد اصلی بیشتر درباره ی این قضیه صحبت خواهیم کرد. ) و جالب تر این که هیچ گاه در برخورد با زنان و دختران جوان ( حتی در بهترین موقعیت ها ) هیچ احساس جنسی ای نسبت به آنها ندارد!!؟؟

3. حضرت یحیی (علیه السلام) به عقیده ی همه ی آیین های ابراهیمی از پیامبران الهی بوده است و ازآن مهم تر این که در سنین پایین به مقام نبوت رسیده است. در جایی از فیلم اشاره به این که هدف Jean-Baptiste موجب خشنودی خدا می شود شده است ( به نوعی در راستای اطاعت از خدا گام بر می دارد.) در اصل نویسنده می خواهد با استفاده از این ترفند کارهای قهرمانش را توجیه کند!! موضوع جالب تر این که اتفاقا در سنین نوجوانی ( و در آستانه ی جوانی حدودا 16 الی 20 سالگی ) سودای رسیدن به هدفش را دارد. و از این حیث هم شباهت با حضرت یحیی (علیه السلام) دارد.

4. ماجرای مرگ حضرت یحیی (علیه السلام) : می گویند حضرت یحیی (علیه السلام) در پی مبارزه با ازدواج نا مشروع هرودیس ( یکی از پادشاهان آن زمان ) با یکی از محارم خویش به نام هیرودیا به زندان فرستاده شد و سرانجام به فرمان هیرودیا سر بریده شد. در اینجا البته نویسنده داستان را وارونه کرده و قصد دارد عقاید انحرافی خود را به طور نا ملموسی وارد فضای درام کند و جزء انگیزه های شخصیت اول داستان قرار دهد. ( توضیح بیشتر در ادامه . . . )

5. یحیی به معنای زندگی بخش است. این ویژگی اتفاقا خیلی شباهت به رسالت شخصیت اول داستان دارد که به نوعی در ژست یک منجی قرار می گیرد.

در مجموع نویسنده چندان به شخصیت حضرت یحیی (علیه السلام) وفادار نیست! و برخی ویژگی های دیگری به آن افزوده است که حتی گاهی مواقع او را به مسیح شبیه تر می بینیم . . .

اما پسوندی که در انتهای نام او می آید Jean-Baptiste Grenouille ) Grenouille ) در زبان فرانسوی معنای قورباغه را می دهد. اما چرا قرباغه؟

[تصویر: ey59gjgv50noo8rb6.jpg]

این سوالی است که جواب دادن به آن مستلزم تحقیق در ارتباط با زندگی قورباغه هاست. مواردی که از نظر نگارنده در زندگی قورباغه ها مرتبط با فیلم هستند عبارت اند از :

1.قورباغه ها جانورانی خونسرد هستند. البته خونسردی صفتی است که در انسان ها معنایی متفاوت دارد که جزء ویژگی های اصلی شخصیت اول داستان است.

2.قورباغه ها داری خواب زمستانی می باشند. بنابراین می توانند مدت زمان زیادی در برابر شرایط سخت ( مانند سرما ، بی غذایی و بی آبی و . . . ) دوام بیاورند. این ویژگی را هم می توان در سکانس های کلیدی فیلم برای شخصیت اول فیلم دید. که در ادامه توضیح داده خواهد شد.

3.زندگی قورباغه ها و به طور کلی دوزیستان دارای چند مرحله تغییر و تحول می باشد که این سیر تغییر رو هم می توان در زندگی شخصیت اول فیلم دید.

4.قورباغه ها معمولا چندان مورد توجه انسان ها قرار نمی گیرند. یعنی شکل ظاهری ، پوست سخت و بوی نه چندان خوشایند آنها باعث می شود که کم تر کسی پیدا شود که به آنها علاقه مند شود. که شخصیت اصلی ماجرا هم از این ویژگی مبرا نیست. و البته با توجه به این که این اسم برایش انتخاب شده است نمی تواند بی ربط به محل تولدش ( که در ادامه توضیح می دهم ) باشد.

5. قورباغه در اکثر فرهنگ ها نماد زندگی و باروری است. و این هم گواهی دیگر بر منجیت شخصیت اول داستان.

6.پرش و جست و خیزهای شخصیت داستان در طول فیلم برای رسید به هدفش هم بی شباهت به قورباغه نیست!

7. قورباغه خطاب شدن فرانسوی ها توسط اکثر مردم اروپا ( به خصوص انگلیس ) هم نمی تواند بی تاثیر در دیدگاه نویسنده باشد.

به هر حال Jean-Baptiste Grenouille با پیش فرض های موجود قرار است قهرمان ( یا شاید هم ضد قهرمان ) ما در فیلم Perfume باشد.


_در ارتباط با پیش فرض ها نوبت می رسد به Perfume! با این کلمه می توان حدس زد که قرار است با چه فیلمی رو به رو باشیم! فیلمی متفاوت که قرار است مبتنی بر حس بویای انسان باشد و بعید می دانم اینقدر جدی تا به حال در دنیای سینما به سراغش آمده باشند. موفقیت این فیلم هم یقینا به دلیل وجود بن مایه ی قوی ایست که در دست Tykwer Tom جوان قرار گرفته است.
شاید بد نباشد که ابتدا نگاهی گذرا به تاریخچه ی پیدایش عطر و نحوه ی عطر سازی و همچنین انواع عطرها و تاثیرات آن بیندازیم :

[تصویر: yj7tky5a2skt8oopgqcj.jpg]

_تاریخچه ی پیدایش عطر :

تاریخچه ی پیدایش عطر احتمالا به مصریان باستان بر می گردد. آنها از این عطر ها در کنار مومیایی کردن برای خوشبو شدن اجساد استفاده می کردند. و یا در مراسم های مذهبی در کنار روشن کردن آتش از عطر استفاده می کردند و معتقد بودند که با این کار بوی خوش عطر بر دود آتش می نشیند و به و این دود به روح مرده می پیوندد و بوی ناخوش جسد از روح پاک می شود. از همین رو آن را Per + Fume نامیدند. Per به معنای درون و Fume به معنای دود می باشد.
بعد از مصر عطرهای گوناگون در سراسر اروپا رواج پیدا کرد که با ورود به قرون وسطی استعمال عطر در سراسر اروپا به فراموشی سپرده شد و اعراب و مسلمانان در زمینه های نگه داری و ساخت عطرهای گوناگون پیشرفت های زیادی کردند و این را باید مدیون اسلام دانست! تا آنجا که پیامبر در حدیثی معروف به اهمیت عطر پرداخته است و مسلمانان را همواره به استفاده از عطرهای خوشبو تشویق می کرد. در پی وقوع دوره ی رنسانس اروپا و مخصوصا فرانسه شروع به ساخت و تولید عطرهای گواناگون کردند. در اوایل قرن هفدهم اولیان صنف عطر سازان در فرانسه تاسیس شد و اولین گونه های عطر بعد از سال ها دوباره مورد استفاده ی مردم ( البته قشر ثروت مند ) قرار گرفت.

_مواد سازنده ی عطر :

هر عطر از نظر مدت زمان ماندگاری به سه بخش تقسیم می شود :

جزء اول : Top Note نام دارد که دوامش به یک ساعت هم نمی رسد و خوشبو ترین بخش عطر می باشد.

جزء دوم : Middle Note نام دارد که ماندگاریش چند ساعت می باشد و ملایم تر می باشد. بوی این بخش از عطر حاوی اهمیت زیادی است.

جزء سوم : Base Note نام دارد که تا چندین روز بر روی لباس باقی می ماند.

_انواع عطر ها از نظر غلظت :

1.Perfume ( پرفیوم ) : غلظت عصاره های خوشبو در آن بین 15 تا 40 درصد می باشد. این نوع غلیظ ترین و گرانترین نوع عطر می باشد.

2.Eau De Perfume ( ادو پرفیوم ) : با غلظتی در حدود 7 تا 15 درصد به دلیل مناسب تر بودن قیمت رایج ترین نوع عطر می باشد.

3.Eau De Cologn ( ادو کلن ) : غلظتش بین 1 تا 6 درصد است که ماندگاری فوقاالعاده کمی دارد.

_منابع اولیه :

منابع اولیه به طور کلی به سه دسته تقسیم می شوند :

1.منابع حیوانی : مانند آهو

2.منابع گیاهی : مانند انواع گل های خوشبو و یا صمغ برخی درختان

3.منابع مصنوعی


_مورد دیگری که در ارتباط با پیش فرض ها باید به آن اشاره کرد اصلی ترین شعار تبلیغاتی فیلم است یعنی :

" HE LIVED TO FIND BEAUTY. HE KILLED TO POSSESS IT " - - - " او زندگی کرد تا زیبایی را پیدا کند. او کشت تا آن را صاحب شود "

با توجه به اسم فیلم ( داستان یک آدمکش ) و این شعار تبلیغاتی می توان حدس زد که شخصیت اول ما علاوه بر ویژگی های ذکر شده مرتکب جنایت وحشتناکی مثل قتل هم می شود. که این مورد برای شخصیت اول یک فیلم می تواند مخاطب را به چالش بکشد و او را بر سر دو راهی ها قرار دهد. اما انگیزه ی وی از انجام این قتل ها و قضاوت کارگردان در مورد تایید یا عدم تایید این جنایات بحث های مهمی هستند که ناگزیر در پیش فرض ها نمی توان به آنها پرداخت و در ادامه به این موضوع مهم می پردازیم. نکته ی دیگری که در این شعار به چشم می خورد به حرص قدرتمند شدن شخصیت اول داستان می باشد که این طور که پیداست باید با قتل به این موهم برسد . . . !!


_آخرین موردی که در ارتباط با پیش فرض های موجود باید به آن اشاره کرد ماجرای به فیلم تبدیل شدن رمان Perfume است. نویسنده ی آن یعنی Putrick Sunkind آلمانی در همان بدو انتشار رمانش بارها با پیشنهاد های مختلفی برای به فیلم تبدیل شدن رمانش رو به رو شد اما هیچ کدام از آنها را نپذیرفت و مقاومت خیلی زیادی نشان داد تا اینکه بالاخره در سال 2001 پیشنهاد 10 میلیون یورییه هموطنش Eichinger را پذیرفت. Eichinger هم ابتدا سراغ کارگردان ها بزرگی همچون مارتین اسکورسیزی ، ریدلی اسکات و تیم برتون می رود که با جواب های منفی این کارگردانان بزرگ رو به رو می شود. حتی گفته می شود که سال ها قبل هم کوبریک کارگردان نام آشنای تاریخ سینما ابتدا در صدد ساختن فیلم این رمان بوده است اما پس از مطالعه ی دقیق تر رمان به این نتیجه می رسد که نمی تواند بسیاری از سکانس های فیلم را به تصویر در بیاورد و اذعان داشته است که دنیای خلق شده توسط نویسنده را نمی توان به درستی به تصویر در آورد. اما نهایتا Eichinger شهامت به خرج داده و به سراغ هموطن گمنامش یعنی Tom Tykwer می رود. Tykwer با توجه به سابقه ی کاری اش اثری قابل قبول ارئه داده است اما به عقیده ی اکثر منتقدین فیلمش قائم به ذات نیست و نتوانسته چندان از فضای قصه جدا شود.

ادامه دارد . . .

موفق بمانید

محمد
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Reza2035 ، melanie2222 ، MiNuTeS ، bagheri4 ، EMPERATOR ، ضد ماسون ، وحید110 ، ehsan_mt ، ELENOR ، Amir ، Secret ، محمداحسان ، فرید ، jackmole ، ganjname ، خادمة الزهرا ، A L I ، شهـاب ، Mitsonary ، SideofGames ، خیبر110 ، FCBOY ، مسافر ، بیداری اندیشه ، blue sky ، am_po ، فرهاد ، Detector ، hesam110 ، zarati313 ، خاک ، Havbb 110 ، saloomeh ، Imam12 ، مجید املشی ، دل خسته ، dinpajoohan ، omidman ، Justice Bringer ، هادی... ، Eve

آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۶:۲۲, ۸/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #21
آواتار
باتشکر از تحلیل خوبتون !
دوست خوبم به نظرم میاد اون عکسی رو که مربوط به این قسمته و راجع به تعریف شخصیت داستان به عنوان نماد مسیحیت گذاشتی زیاد جالب نیست!!
نقل قول:مهم ترین نکته این است که در اولین نما صلیبی که به گردنش است، نمایش داده می شود تا فیلم او را به عنوان سمبلی از مسیحیت نشان دهد. در ادامه بیشتر با شخصیت او آشنا می شویم.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Admirer ، dinpajoohan
۱:۱۱, ۱۲/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #22
آواتار
ممنون از نقد خوبی که از این فیلم داشتین. البته به نظر من این فیلم روی دیگری هم داره.
و اون این که در آخر فیلم می بینیم که Jean-Baptiste مردم رو به شهوت و پیروی از نفسشون دعوت میکنه (میشه گقت جادوشون میکنه) تا حقیقت رو از بین ببره.
شاید درست نباشه که همه چیز رو به فراماسونی ربط بدیم (اتفاقی که جدیدا مد شده !) اما وقتی که این قدرت تسخیر اذهان, توسط شخصیت اول فیلم دیده میشه اون هم با استفاده از 13 اصاره (و با توجه به 13 راز ماسونی عبدالله هاشم) کمی دیدمون به داستان تغییر میکنه. پیشنهاد میکنم برای درک بیشتر این قضیه سکانسی که مربوط به داخل کلیساس و اسقف داره شخصیت Jean-Baptiste توصیف میکنه رو یکبار دیگه با دقت ببنید و به توصیفاتش گوش کنید. یا دقت داشته باشید که زمانی که Jean-Baptiste این 13 اصاره رو بهخودش میزنه بهش میگن فرشته (این همون توصیفیست که فراماسون ها از جن دارن )
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Admirer ، dinpajoohan
۰:۰۴, ۱۴/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #23
آواتار
نقد جالبیه،ولی یکم زیادی دارید ریز ریزش میکنیدBig Grin کسی که فیلم و ندیده باشه زیاد نمیتونه با متن رابطه برقرار کنه و درکش کنه!
مثلن اون تیکه ای که مربوط به بو کشیدن در اولین ورودش به شهر رو گفتید دقیقن توی ذهن میبینم وقتی متن رو میخونم.
یه تیکه هم از آخر فیلم من لو بدمBig Grin
اون سکانس آخرش راوی میگه:اون میتونست حتی خودش رو به عنوان مسیح معرفی کنه همه قبولش میکردن!
(۱۸/مرداد/۹۰ ۵:۰۴)EMPERATOR نوشته است:   با خوندن این متن فیلم ثانیه به ثانیه اش از جلوی چشم هام رد شد
مخصوصاً صحنه ایکه پسرک برای اینکه ماموران متوجه حضور او نشوند
آن دخترک آلو فروش را در ناباوری تمتم می کشد...




دوستانی که این فیلم رو ندیدند بنده حاضرم براشون پست کنم تا
نقد این فیلم رو بهتر درک کنند!
شما هم که خوراکت فقط ارساله Big Grin (شوخی کردم،این نشانه گل بودن و مهربون بودن شما هست عزیز)
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Admirer ، dinpajoohan
۱۷:۳۳, ۱۶/شهریور/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/شهریور/۹۰ ۱۰:۰۲ توسط Admirer.)
شماره ارسال: #24
آواتار
اول سلام . . .

بعد هم تشکر از دوستانی که نظرشون رو درباره ی نقد گفتن!Heart

نقل قول:البته به نظر من این فیلم روی دیگری هم داره.

ببخشید من که هنوز از هیچ رویی صحبت نکردم!؟Smile

فعلا نگاه جزئی و ریز داریم انشالله اخرین بخش رو هم به یک نگاه کلی اختصاص میدم!

نقل قول:پیشنهاد میکنم برای درک بیشتر این قضیه سکانسی که مربوط به داخل کلیساس و اسقف داره شخصیت Jean-Baptiste توصیف میکنه رو یکبار دیگه با دقت ببنید و به توصیفاتش گوش کنید.

چشم . . . حتما!Smile

در رابطه با اون سکانس ها در بخش بعدی توضیح می دهیم و به نظر بنده هم دیالوگ های مهمی رو در بر داره!

نقل قول:شاید درست نباشه که همه چیز رو به فراماسونی ربط بدیم (اتفاقی که جدیدا مد شده !)

به نظر من این که تشخیص بدیم عوامل یک فیلم ماسونی هستند یا نه، هیچ دردی را از ما دوا نمی کند!

مهم ترین بخش در نقد فیلم بار روانی اونه!

ببینید در مجموع بررسی هر فیلم در دو حوزه انجام می گیره :

_ یکی روانشناسی و تاثیر بر ضمیر ناخودآگاه

_ و دیگری کشف دغدغه ی هنرمند با استفاده از علائم هنری

که متاسفانه دشمن در زمینه ی تاثیر هنر و به ویژه سینما در ناخودآگاه انسان ها خیلی جلوتر از ماست

و کاملا این تاثیرات رو میشناسه و ازشون استفاده می کنه در بخش های بعدی انشالله سعی میکنم مطلب

جامعی از روانشناسی در سینما و اصول نقد در هنر قرار بدم!

اما در رابطه با این فیلم اصلا یکی از دلایلی که شروع به نوشتن نقد کردم این بود که کمی از فضای دوقطبی

( ماسونی یا ضد ماسونی؟ ) و نقدهای کلیشه ای جدا بشیم و

واقعا راجع به مواردی که در آثار هنری مورد استفاده قرار می گیرند فکر و تحقیق کنیم!IdeaExclamation

ولی در مجموع اعتقادی به ماسونی بودن این فیلم ندارم چون دلایل قوی ای برای این موضوع پیدا نکردم!

هر چند که ذره ای از پیام های خطرناک داخل فیلم به دلیل ماسونی نبودن کم نمیشه!

نقل قول:نقد جالبیه،ولی یکم زیادی دارید ریز ریزش میکنید!

البته در رابطه با این قضیه قبلا هم کمی توضیح داده شده است. اگر دقت کنید فقط فیلم نقد نشده!

بلکه بهانه ای شد تا من برخی از موارد رو در لابلای نقد توضیح بدم تا انشالله با اطلاعات بیشتری دست

به نقد فیلم بزنیم!

نقل قول:کسی که فیلم و ندیده باشه زیاد نمیتونه با متن رابطه برقرار کنه و درکش کنه!

به هر حال سعی کردم که تا جایی که میشه برای اون کسانی که فیلم رو ندیدن جذاب باشه هم در طرز

نوشتن و هم استفاده از عکس های زیاد!

و در آخر این که خواهشا فیلم رو لو ندید!Big Grin

اگر صبر و حوصله داشته باشید انشالله به همه ی موارد می رسیم!

به من اطمینان کنید!Smile

در پناه حق

امضای Admirer
[تصویر: 1wn3fi050ilv8uqetyj9.jpg]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: ganjname ، Reza2035 ، rastin ، dinpajoohan
۲۲:۳۲, ۲۶/شهریور/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۷/شهریور/۹۰ ۱۲:۰۷ توسط Admirer.)
شماره ارسال: #25
آواتار
سلام بر همه ی دوستان . . . امیدوارم که این بخش از نقد مورد توجهتان قرار بگیرد :


نقد و تحلیل فیلم عطر : داستان یک آدمکش _ قسمت دوم ( لحظه به لحظه همگام با داستان _ فاز سوم ) :


[تصویر: j6u07csg5ewd6qjrxn6.jpg]



فاز سوم_هدفی نامشخص!! :


قسمت 1_ ورود به شهر جدید :

Grenouille به دنبال دخترک جوان ( با بازی قابل قبول Rachel Hurd-Wood نابازیگر 15 ساله ی انگلیسی ) بی اختیار حرکت می کند تا سر از خانه ای بزرگ

در می آورد!

[تصویر: 8n0nmrykb5id23hfou2.jpg]

Laura Richis با مهربانی خاصی در حال ادای احترام به مادر مرحومش است . . .

[تصویر: gbertcofcjjgkbijavx9.jpg]

وارد شهر Grass می شویم :

او در راستای هدفش به عضویت بزرگترین کارخانه ی عطر گیری در می آید و روش دیگری که بر اساس پمادینه کردن شکوفه هاست را زیر دست Madame

Arnulfi و Dominique Druot می آموزد.

[تصویر: 1e8kmy7tva6h3o7fgwkq.jpg]

در گوشه ای از مزرعه های زیبای شهر و در دل تاریکی شب دخترک جوانی که چند دقیقه ای تنهاست، ( به دلیل جروبحث با دوستش ) ناگهان به Grenouille

بر می خورد . . .

[تصویر: 7kpwfb71pqk045rfekip.jpg]

نتیجه ی این برخورد برای او مرگ است. یک قتل کاملا آگاهانه و عمدی!! که احتمالا ماحصل تغییر و تحولات جدید قهرمان ماست! پس از آنکه دوباره همان

روش کهنه ی تقطیر با شکست رو به رو می شود،

[تصویر: 1eh5883g02qvdi6oei5.jpg]

در صدد امتحان روش جدید بر روی یک فاحشه بر می آید و هنگامی که با مقاومت و مخالفت وی رو به رو می شود دست به کشتنش می زند

[تصویر: ip86kqg61vfr7wr6n0n.jpg]

و بلاخره موفق می شود :

[تصویر: jwoaqb84jihplpk7bd3.jpg]

حالا به دنبال هدف اصلی اش است . . . کم کم به قلب داستان نزدیک می شویم . . . !؟

به مهمانی بزرگی که توسط پدر Laura، Antonie Richis ( با بازی هنرپیشه ی کارکشته ی سینما و تئاتر انگلستان یعنی Alan Rickman ) که به منظور آشنا

کردن دخترش با یک پسر نجیب زاده برگذار شده است می رود تا شکارش را صید کند.

[تصویر: su3hns7xvwi2wpdap5tc.jpg]

بازی hide & seek مهمان ها را پراکنده می کند تا فضا مهیاتر شود و فیلسوف قصه به دنبال طعمه ی اصلی اش حرکت می کند. اما این لقمه بزرگتر از آن

است که به سادگی بتوان به دستش آورد . . .

[تصویر: fjzh6l4iaw03jkxdg8mh.jpg]

خلاصه مجبور می شود برای اولین شکار به دوقولوهای جوان بسنده کند.

[تصویر: 69j9erugefufb7vo8f2l.jpg]

افزوده شدن دو قتل ناگهانی به قتل قبلی ناگهان شهر را به هم می ریزد و بزرگان و قانون مداران در کنار یکدیگر جمع شده اند تا فکری به حال این وضعیت

آشفته بکنند . . .

[تصویر: 1bgvv6n905oedvciknep.jpg]


تحلیل : بی شک مهم ترین نکته، تحول عجیب قهرمان داستان است. این که مخاطب در برخورد با این رفتار تا حد زیادی دچار شوک می شود فقط حاکی از

یک چیز است :

ضعف کارگردانی و ضعفی بزرگتر در فیلمنامه!

فیلمنامه اصلا مجالی برای پرداخت به این تغییر و تحول نمی دهد و کارگردان هم شدیدا ضعیف به تصویرش می کشد و شاید اینجا بتوان حرف کوبریک که می

گفت : " نمی توانم مرد میانی داستان را که در غار زندگی می کند، تصور کنم!" را بهتر فهمید.

البته در دیالوگ های خشک و خالی اش با فاحشه و یا جایی که تنها با ریختن قطره ای از عطر روی دستش Druot را با آن عصبانیت زیادش رام می کند، تا

حدی می توان این موضوع را حدس زد ولی به هیچ وجه کافی نیستند!

[تصویر: dvro9l69tb27385hazpt.jpg]

نکته ی مهم بعدی روش عطر گیری جدید است که منجر به موفقیت Jean-Baptiste هم می شود. روشی موسوم به Cold Enfleurage . . .

پرانتز باز :

تا اواخر قرن نوزدهم تنها دو روش کلی برای عطرگیری وجود داشت :

Hot Enfleurage.1

2.Cold Enfleurange

_روش اول بر اساس تقطیر گیاهان است و روش دوم بر اساس پمادینه کردن!

_روش اول سختی کمتری دارد ولی روش دوم حوصله ی بیشتری می خواهد و نیازمند آرامش است.

_روش اول قدیمی تر است و ریشه ی شرقی و اسلامی دارد ولی روش دوم جدید تر است و ریشه ی غربی و فرانسوی دارد و این به نوبه ی خود تا حدی

نشان می دهد که کاراکتر اصلی داستان تمایل به نوگرایی در عصر مدرنیته دارد؟! ( توضیح بیشتر دربخش آخر )

پرانتز بسته

اما می رسیم به دو کاراکتر تازه ای که وارد داستان شده اند یعنی Laura و پدرش!

در ارتباط با Laura البته کمی توضیح دادیم این که به نظر می رسد انسانی پایبند به اصول دین خودش یعنی مسیحیت است. مهربان و دوست داشتنی

است. همیشه لباس های روشن و مایل به آبی به تن دارد. به نظر می رسد که به گل رز از رنگ سفید هم علاقه ی زیادی داشته باشد که در هم کنار اتاق

خوابش وجود دارند و هم در کنار قبر مادرش!

[تصویر: ujt8tz89p28yk8z3979.jpg]

پرانتز باز :

گل رز


گل رز بسته به رنگش معانی مختلف و بعضا متضادی دارد. مثلا گل رز قرمز بیشتر برای مراسم بزرگداشت است و گل رز سیاه برای مرگ و تدفین به کار می

رود و . . .

اما گل رز سفید :


[تصویر: tgybexttpet3sebmqn29.jpg]


نشان بی گناهی،پاکی و جوانی است و استفاده از آن برای اصاعه ی عشق پاک، عمیق و خالص است. و از همین روست که Laura هر روز با تعویض این گل

عشقش را به مادرش تجدید می کند.

پرانتز بسته

یک نمای دوتایی ( Twilight Shot ) از او و Jean-Baptiste :

[تصویر: at4sj9decgypnt5odwaa.jpg]

کنتراست تیره_روشنی دیده می شود که خط تعلیق اصلی داستان را نشان می دهد. طرف سیاه Grenouille با آن چهره ی ژولیده و کریه، با پیش فرض

هایی که از او داریم و همچنین تحولات جدیدش و طرف سفید هم Laura با چهره ی دلپذیر و لباسی آبی! که تقریبا تا به اینجا او را شناخته ایم.

مطلب مهم آخر در ارتباط با اسم اوست :

پرانتز باز :

Laura یک اسم لاتین است و ریشه اش به Laurel بر می گردد.

[تصویر: ayjy9l69tdydv3tal5fb.jpg]


Bay Laurel یا همان درخت برگ بو، درختی همیشه سرسبز ( همیشه بهار ) است که محل اصلی رویشش در مناطق مدیترانه و به خصوص فرانسه و ایتالیا

است.

ویژگی های مهم این گیاه :

اول این که در غذا به عنوان ادویه برای معطر کردن آن استفاده می کنند و بسیار نایاب است.

دوم این که این گیاه تا حدی خاصیت دارویی دارد و برای درمان بی اشتهایی مورد استفاده قرار می گیرد.

سوم این که پرورش آن شدیدا سخت است و نیاز به مراقبت های ویژه ای دارد.

و اما از حیث نماد گرایی و تاریخی :

در افسانه های یونان باستان Daphne ( دافنی ) دختر Peneus ( خدای رودخانه ی تسالی ) و Creusa ( الهه ی دریاچه ها و به معنای نیلوفر آبی ) بعد تر ها

طی ماجراهایی ( پیگیری به عهده ی خوانندگان! ) اسمش را بهLaurel تغییر می دهد. نکته ی مهم در ارتباط با زندگی او مواجه اش با Apollo ( خدای

موسیقی و پیشگویی ) است. Apollo که در اغوا کردن زنان مهارت ویژه ای داشته است، Dophne را اما به سادگی نمی تواند به سمت خود جذب کند و

تبدیل به یک از رقیبان سرسخت او می شود . . . ( پیگیری به عهده ی خوانندگان! )

در داستان ما هم اتفاقا Laura رقیب سرسختی برای Grenouille است.

اما Laurel به طور کلی در یونان باستان نماد جایگاه والا و در روم باستان هم بیشتر نمادی برای افتخار بوده است.

ولی مهم تر از همه ی این ها، استعمالش در کتاب مقدس است . . . !!

که برای برپایی رستاخیز به کار رفته است. این اتفاقا خیلی به سکانس های اوج داستان خیلی شباهت دارد . . .

پرانتز بسته

اما می رسیم به Antonie Richis !

از Lastname اش مشخص است که با فردی پولدار رو به رو هستیم و Firstname او ( ذاتا کاتالانی و اسپانیایی ) که یک اسم اصیل و کمیاب رومی است

بیشتر آدم را یاد Marcus Antonius از سران مشهور روم در زمان Julius Caesar می اندازد که از نژادی مهاجر وارد روم شده و به قدرت و اعتبار زیادی رسیده

بود و . . . ( پیگیری به عهده ی خوانندگان! )

از ژست هایش در کلیسا مشخص است که بر خلاف دخترش با دین میانه ی خوبی ندارد!

[تصویر: uov9aahig8vn87ulewa4.jpg]

شاید به همین دلیل باشد که در طول داستان هم رفتار جالبی با دخترش ندارد و دائما با یکدیگر درگیری فکری و عقیدتی دارند. اما در عین حال دخترش تنها

سرمایه و با ارزش ترین داشته اش در زندگی است که برای حفظ جانش حاضر است همه کار بکند. در مجموع باید در کنار Laura به عنوان دو شخصیت مهم

تلقی شوند!

[تصویر: uefhurs8i2f7t09or3pl.jpg]

نکته ی آخر در ارتباط با مادر Laura و همسر Antonie است که تنها کلیدی که از او داریم اسمش است که در عکس شماره ی 3 کمی دیده می شود یعنی

Therese که ما را به یاد راهبه ی کاتولیک معروف یعنی مادر ترزا می اندازد. و این عشق او به مادرش به طور سمبلیک نشان عشقش به مسیحیت است!
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Mitsonary ، Reza2035 ، rastin ، bagheri4 ، مجید املشی ، dinpajoohan ، هادی...
۱۳:۱۶, ۲۸/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #26
آواتار
(۵/شهریور/۹۰ ۱۲:۰۹)mamad90 نوشته است:  

چند نکته ی مهم در به تصویر کشیدن وجود دارد:



پرانتز باز :

shot ( شات ) : در فارسی همان نما یا پلان است.

و در علوم سینمایی به کوچکترین واحد تصویر برداری ( در واقع برشی از یک Location ) گفته می شود.

shot از نظر فاصله تا subject ( سوژه ) به سه دسته ی اصلی تقسیم می شود :

1.Close-Up ( کلوزآپ ) : نمای بسته ای از سوژه که در تصویر به غیر از آن چیز دیگری مشاهد نمی شود. مانند صورت یک انسان از شانه تا نوک سر!

[تصویر: xqmytwsta3443efnpb3.jpg]

در این نما کارگردان بیننده را مجاب می کند تا فقط روی سوژه تمرکز کند. و این از نظر روانشناسی باعث ایجاد پیوندی عاطفی بین بیننده و سوژه می شود تا بیننده را به همذات پنداری سوق دهد.

در این گونه مواقع اگر سوژه انسان باشد احساسات با کمک میمیک ( حالت ) صورت کارکتر برجسته تر می شوند تا هم مخاطب بیشتر درگیر شود و هم حس مد نظر کارگردان بهتر منتقل شود.

نکته : در سینما نمای دیگری هم به نام Extreme close-up ( اکستریم کلوزآپ ) وجود دارد. در اینجا نمای بسته جلوتر می رود و روی یک جزئی از سوژه زوم می کند. مثلا نمایی از دو چشم یا یک چشم انسان!

[تصویر: b4sld9nmkggly7wshdm.jpg]

از این نما معمولا برای به تصویر کشیدن زیبایی آن جزء استفاده می شود.

2.Long Shot ( لانگ شات ) : نمای عمومی و باز که سوژه را از فاصله ای دور در میان طبیعت نشان می دهد.

[تصویر: j7v06aft7otarl9jp9h.jpg]

در این نما کارگردان قصد دارد رابطه ی سوژه با محیط اطرافش را به تصویر بکشد و معمولا برای شروع یا پایان فیلم استفاده می شود.

نکته : Exterme Long Shot ( اکسریم لانگ شات ) نما را عقب تر می برد. تا جایی که حتی گاهی سوژه در طبیعت ناپدید می شود.

[تصویر: dh2pobrx2hq301ahp3.jpg]

این نما معمولا در پایان های غم انگیز کاربرد دارد.

3.Medium Shot ( مدیوم شات ) : چیزی میان نمای دور و نزدیک است. مانند نمای نیم قد یک انسان!

[تصویر: vyqlu1t4pa7w9pede78u.jpg]

این نما ضمن تاکید بر سوژه علاوه بر آن که اطلاعات بیشتری از آن می دهد نیم نگاهی هم به فضایی که درسوژه در آن است دارد. که معمولا برای نشان دادن روابط بین دو یا چند نفر استفاده می شود.


با عرض سلام خدمت دوست خوبمون که زحمت نقد این فیلم رو می کشند.
منتظر کارهای بعدی ایشون هستیم.
یه سوالی که دررابطه با این پلان ها مدتیه ذهنمون مشغول کرده اینه که آیا این پلان ها فقط همین منظور رو می رسانند یعنی ما باید مثلا وقتی فیلمی رو تماشا می کنیم از این پلان ها انتظار این مفهوم رو داشته باشیم و همین مفهوم رو بدهند یا خیر ؟؟!! مفهموم دیگری را در بردارند ؟



ممنون می شوم اگر جواب این سوال رو با شرح به نسبت کاملی ارائه دهید.




در پناه حق
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Admirer ، dinpajoohan
۱۳:۴۶, ۲۸/شهریور/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۸/شهریور/۹۰ ۱۵:۰۴ توسط Admirer.)
شماره ارسال: #27
آواتار
با سلام به شما!

سوال بسیار به جایی بود که من انتظار داشتم زودتر از این ها مطرح بشه!

جوابش کاملا منفیه!

من این نماها رو در حوزه ی تحلیل این فیلم عنوان کردم، و کاربرد این نماها بیشتر از اونیه که بشه همش رو عنوان

کرد. توصیه می کنم که اول ژانر فیلم و سبک قصه رو در نظر بگیرید و بعد نماها رو داخل او تحلیل کنید. مثلا در ارتباط

با این فیلم چون ژانر درام هست و در این ژانر مهم ترین موضوع همذات پنداری مخاطب با کاراکترهای داستان هست

این نماها این مفاهیم رو به دنبال دارن.

به عوامل دیگه ای هم البته بستگی داره:

مثلا سبک سینماگر. به عنوان مثال کیارستمی توی سینما معروف هست به استفاده از

لانگ شات های خیلی زیاد و توی حال و هوای قصه هاش لانگ شات معنی دیگه ای میده که باید دقت کرد.

مساله ی دیگه هم سلیقه ی کارگردان هست. ممکنه کارگردانی از یک نما به زعم خودش درست استفاده کرده باشه

ولی یه کارگردان و منتقد دیگه کاربرد اون نما رو درست ندونه و به عنوان ضعف فیلم در نظر بگیره. باید دقت داشته

باشیم که توی سینما چندان نمیشه خط کشی دقیقی برای این دست مسائل در نظر گرفت و گاهی خلاقیت های

و نوآوری های بودن که در جای خودشون تحسین برانگیز و ساختار شکن از آب در اومدن و بنیان گذار یه سبک جدید

شدن و . . .

و مساله بعدی هم تجربه ی کارگردان هست که ممکنه گاهی اوقات نماها رو درست و به جا استفاده نکرده باشه و

بنابر این شما نمیتونی انتظار داشته باشی که حتما چارچوب های کلاسیک سینما رو مد نظر گرفته باشه و . . .

و نکته ی آخر هم این که مفهوم یک نما علاوه بر فاصله تا سوژه، به زاویه ی دوربین و نحوه ی حرکت اون هم بستگی

داره مثلا در یک فیلم ترسناک معمولا از Low Angle Close Up Shot برای شخصیت ترسناک استفاده می کنند که

ابهت کاراکتر رو نشون میده و . . .

امیدوارم تونسته باشم جوابتون رو کاملا بدم!

اگر سوال دیگه ای هم هست بپرسید! من خیلی خوشحال می شم!

یا علی
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Mitsonary ، dinpajoohan ، هادی...
۱۸:۲۹, ۲۸/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #28
آواتار
(۲۸/شهریور/۹۰ ۱۳:۴۶)mamad90 نوشته است:  و نکته ی آخر هم این که مفهوم یک نما علاوه بر فاصله تا سوژه، به زاویه ی دوربین و نحوه ی حرکت اون هم بستگی

داره مثلا در یک فیلم ترسناک معمولا از Low Angle Close Up Shot برای شخصیت ترسناک استفاده می کنند که

ابهت کاراکتر رو نشون میده و . . .

امیدوارم تونسته باشم جوابتون رو کاملا بدم!

اگر سوال دیگه ای هم هست بپرسید! من خیلی خوشحال می شم!

یا علی


ممنون بابت توضیح به نسبت کاملتون در مورد نما ها و پلان ها

شما در چند پست بالاتر انواع اقسام پلان های کلوز آپ و نمای نزدیک و بسته رو توضیح دادید جز این نمای Low Angle Close Up Shot اگر بشود در مورد این هم توضیح مختصر و مفید ارائه نمایید. ممنونم.


در پناه حق
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Admirer ، dinpajoohan
۱۸:۵۰, ۲۸/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #29
آواتار
در ارتباط با این قضیه نیاز به توضیحات مفصل تری هست که توی این تاپیک مقدور نیست!

ولی از اونجایی که علاقه دارید من خیلی خلاصه توی بخش بعدی نقد بررسی نماها از نظر

زاویه رو قرار میدم . . .

اما فعلا در ارتباط با این نما باید بگم که یک کلوزآپ از پایین به بالاست که حس ترس رو به مخاطب

القا می کنه. مثالی که الان به ذهنم میرسه در ارتباط با برخی از فیلم های فانتزی مثل کینگ کنگ

هست. اگر دقت کنید در برخی از سکانس ها نما از پایین به بالاست به نحوی که شما میتونید ابهت

و بزرگی کینگ کنگ رو متوجه بشید و موارد دیگه!

ممنون از توجه شما

یا علی
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Mitsonary ، dinpajoohan ، هادی...
۲۳:۱۱, ۲۸/شهریور/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۸/شهریور/۹۰ ۲۳:۱۸ توسط Mitsonary.)
شماره ارسال: #30
آواتار
(۵/شهریور/۹۰ ۱۲:۰۹)mamad90 نوشته است:  به طور کلی برای تحلیل رنگ ها در یک اثر هنری باید دو موضوع مد نظر قرار گیرند:

_اولین مطلب روانشناسی رنگ مورد نظر است که میان همه ی انسان ها یک مفهوم را دارد و یک تاثیر واحد در ضمیر ناخودآگاه همه ی انسان ها دارد.

_دومین مطلب مربوط به پذیرش یک رنگ در یک فرهنگ به عنوان یک نماد خاص است. که ممکن است در میان فرهنگ های مختلف تفاوت ها بسیار زیاد باشد تا جایی که کاملا متضاد باشند.

در مجموع در تحلیل یک فیلم مطلب اول از اهمیت بیشتری برخوردار است. چون یک زبان واحد دارد و مورد اختلاف قرار نمی گیرد.

سلام ممنون بابت جواب هایی که به سوال های بی پایان من می دهید. من خیلی علاقه به تحلیل فیلم و ... دارم و مثل همیشه کنکجاو ، بند بند این نقد رو هم خوانده ام. از این باب :
من دو سوال داشتم .
در نقل قول بالای شما بیان کرده اید که رنگ تاثیر واحدی در همه ی انسان ها دارد؟؟!! خب آیا این به سن جنسیت و ...
ربطی ندارد . مثلا تاثیر رنگ در کودک 7 ساله و من یکسان است؟؟!!
و یک سوال دیگر شما چطور روانشناسی رنگ و پذیرش رنگ در میان فرهنگ های مختلف رو از هم تفیکیک می کنید؟؟!! این دو مقوله ای لاینفک هستند.
منتظر جواب هستم. ممنون


در پناه حق
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Admirer ، dinpajoohan
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
2 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  تحلیل فیلم 'مثل بالا،خیلی پایین'؛ vahrakan 2 2,402 ۱۲/شهریور/۹۵ ۱۹:۵۷
آخرین ارسال: vahrakan
  تحلیل فیلم "The Adjustment Bureau " Reza2035 7 9,864 ۹/مرداد/۹۵ ۵:۴۳
آخرین ارسال: A.N.P.X
  تحلیل فیلم Exodus: Gods and Kings / موسی به روایت سامری vahrakan 9 7,667 ۸/بهمن/۹۴ ۱۸:۲۴
آخرین ارسال: سرباز منتظر
Video تحلیل فیلم THE WORLD END captaincharisma 4 4,873 ۱۹/آذر/۹۴ ۱۶:۵۱
آخرین ارسال: pars.movies
  مواد لازم برای ساخت یه فیلم شیطانی +تحلیل فیلمای هالیوود Justice Bringer 133 100,568 ۲۷/مرداد/۹۴ ۱۹:۰۵
آخرین ارسال: Marooned
  بررسی و تحلیل فیلم هابیت: برهوت اسماگ عدالت 14 10,926 ۸/خرداد/۹۳ ۲۰:۲۲
آخرین ارسال: مصطفای جبهه ها
  تحلیل فیلم life of pi Imam12 25 12,270 ۱۷/بهمن/۹۲ ۲۲:۱۹
آخرین ارسال: Reza2035

پرش در بین بخشها:


بالا