کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
حاج مالكوم ايكس که بود!
۱۸:۴۰, ۱۳/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #1
آواتار
در فیلم مستند ظهور به شخصی به نام مالکوم ایکس اشاره میکنه کنجکاو شدم بفهمم این شخص کی بوده و چی کرده!
------------------------
«...مالکوم کسی بود که می توان گفت بدترین بدها بود و به بهترین خوب ها تبدیل شد...»
[تصویر: 169719.jpg]

مالکوم ایکس (به انگلیسی: Malcolm X) متولد ۱۹۲۵ نبراسکا، مدافع حقوق سیاهپوستان آمریکایی بود.
«مالكوم ايكس» با نام واقعى «Malcolm Little» در ۱۹ ماه مه ۱۹۲۵ در اوماها از ايالت نبراسكا به دنيا آمد. مادرش لوئيز نورتون لتيل زنى خانه دار و مشغول نگهدارى هشت فرزندش بود و پدرش ارل لتيل، كشيشى جسور و بى پروا و حامى «ماركوس گاروى» رهبر ملى گراى سياهان به شمار مى آمد. او به واسطه فعاليت هاى گسترده اش در كسب حقوق پايمال شده سياهان بارها از سوى سازمان هاى سياسى وابسته به سفيدپوستان به مرگ تهديد شد و به همين دليل تا قبل از فرا رسيدن چهارمين سالروز تولد «مالكوم» خانواده دو بار مجبور به تغيير محل سكونت گرديد و اين تهديدها تا بدانجا پيش رفت كه در سال ۱۹۲۹ خانه آنها در ميشيگان سوزانده و به تلى از خاكستر بدل شد و عاقبت دو سال بعد جسد بى جان «ارل لتيل» در كنار جاده اى در حومه شهر پيدا شد. به رغم اظهارات پليس مبنى بر وقوع مرگ بر اثر تصادف، خانواده آنها مطمئن بودند كه مرگ «ارل» اصلاً تصادفى نيست.
با مرگ «ارل»، «لوئيز» چندين سال را در افسردگى شديد به سر برد و سرانجام به موسسه روان درمانى منتقل شد و فرزندان خانواده نيز هر كدام به پرورشگاه و يتيم خانه اى رفتند. «مالكوم» از همان دوران كودكى باهوش و با پشتكار بود و در سال اول دبيرستان با معدل ممتاز فارغ التحصيل شد. با اين حال وقتى به معلمش گفت كه آرزوى وكالت را در سر مى پروراند در جواب شنيد كه: «وكالت براى تو آرزوى دست يافتنى نيست، كاكاسياه.» او علاقه خود به تحصيل را از دست داد و از مدرسه اخراج شد. مدتى را در «بوستون» گذراند و به مشاغلى موقتى مشغول شد و سپس به نيويورك نقل مكان كرد و در محله هارلم چندين بار مرتكب اعمال خلاف شد. او در سال ۱۹۴۲ مسئول هماهنگى چندين باند خلافكار شده بود. او در سال ۱۹۴۵ به «بوستون» بازگشت و يك سال بعد به دست نيروهاى پليس دستگير و پس از محاكمه به ۱۰ سال زندان محكوم شد. در دوران زندان به ياد دوران دبيرستان مجدداً به تحصيل روى آورد و «مالكوم» اين نقطه عطف را حاصل گفت وگويش با برادرش «رجينالد» كه عضو سازمان اسلامى بود مى داند.دوران محکومیت، از مالکوم ایکس انسان دیگری ساخت. مالکوم آموخت که هیچ گاه برای آموختن دیر نیست، حتی اگر گرفتار میله های زندان باشد. بیست سال از عمر او می گذشت که دوباره بازگشت به خویشتن را تجربه کرد. او با برنامه ریزی برای اوقات فراغت خود در زندان، به مطالعات پردامنه علمی و مذهبی پرداخت. او به تدریج با سیاهپوستان مسلمانی آشنا شد که هم بندش بودند؛ افرادی از گروه «ملت مسلمان». آنان از اسلام گفتند و مالکوم شنید، از الله گفتند و مالکوم اندیشید. اتحاد، برادری و برابری، سه اصل جدایی ناپذیر در دین اسلام بود و تبعیض نژادی در آ ن معنا نداشت. آرام آرام دریچه ای به روی مالکوم گشوده شد؛ برتری به پاکی و تقواست، نه به رنگ پوست.
هفت سال از دوران محکومیت مالکوم گذشت و او دوباره به آغوش جامعه نژادپرستی بازگشت که هرگز حاضر به پذیرش او به عنوان یک انسان نبودند. اما این بار مالکوم ایکس درنگ نکرد و بلافاصله پس از آزادی، به عضویت گروه «ملت مسلمان» درآمد. او سیر مطالعاتی و تحقیقاتی خویش را ادامه داد و تا جایی پیش رفت که به عنوان سخنگوی این جمعیت برگزیده شد. تبلیغات مذهبی و اعتقادی او در آمریکا، باعث شد تعداد زیادی از سیاهپوستان با اسلام آشنا شوند و در مدت کوتاهی به عضویت گروه «ملت مسلمان» درآیند. او با آشنايى بيشتر با تعاليم رهبر سازمان ملت اسلامى به نام «اليا محمد» بيش از پيش به اين سازمان علاقه مند شد و به همين دليل پسوند نام خانوادگى خود را از «لتيل» كه نشان بردگى بود به «ايكس» به نشانه نام قبيله فراموش شده اش تغيير داد. ديرى نپاييد كه «مالكوم» به واسطه هوش و سخنورى سرشارش به عنوان سخنگوى سازمان ملت اسلامى منصوب شد و به دستور رياست سازمان مامور ساخت مساجد متعددى در ايالت هاى ديترويت، ميشيگان و هارلم نيويورك شد. او در راه نشر پيام هاى سازمان ملت اسلامى از روزنامه، راديو و تلويزيون حداكثر بهره را مى برد و به واسطه كاريزماى شخصى و شور و هيجانش موفق شد شمار اعضاى سازمان را از ۵۰۰ نفر در سال ۱۹۵۲ به ۳۰ هزار نفر در سال ۱۹۶۳ افزايش داد.
«مالكوم» خيلى زود به سوژه جذاب خبرى روز آمريكا بدل شد و در سال ۱۹۵۹ در كنار «مايك دالاس» برنامه اى تلويزيونى با نام «تنفرى كه از نفرت متولد شد» به راه انداخت كه از موفقيت بالايى برخوردار شد و به رغم ميل باطنى اش موجب افزايش محبوبيتش از رياست سازمان شد. او كه براى «اليا محمد» احترامى خاص قائل بود به تدريج فهميد كه او با تعدادى از زنان عضو سازمان رابطه داشته كه بعضاً منجر به تولد كودكى نيز شده است.
«مالكوم» كه به شدت دچار سرخوردگى و آزردگى خاطر شده بود روابط نامشروع او را برملا كرد.
به فاصله كمى پس از اين كشف غم انگيز او تصميم به ترك سازمان گرفت و خود تصميم به تاسيس سازمانى به نام «مسجد مسلمان» گرفت. او در همان سال به «مكه» سفر كرد.سفر به سرزمین وحی و زیارت خانه خدا، برگ افتخار دیگری بود که در دفتر زندگی مالکوم ایکس جای گرفت. آن گونه که خودش اشاره کرده، در این سفر روحانی و مقدس با معنای واقعی اتحاد و برابری میان مسلمانان آشنا شد و حقیقت اسلام را فرا گرفت. مالکوم در مناسک حج دید که هیچ فرقی بین سفید و سیاه و رنگین پوست نیست و همه مسلمانان جهان، از هر طبقه و نژادی که باشند با صلح و دوستی کنار یکدیگر جمع می شوند و عالی ترین مراسم مذهبی و اعتقادیِ خویش را به جای می آورند. با بازگشت به آمريكا و رنگ و بوى متفاوت سخنرانى هايش ماموران اف بى آى او را در ليست ترور خود قرار دادند و به رغم سوءقصدهاى متعدد به جان او، «مالكوم» در سفرهايش و سخنرانى هاى خود هيچ گاه محافظ به همراه نداشت. در ۱۴ فوريه ۱۹۶۵ خانه او، در نيويورك بمب گذارى شد اما خوشبختانه اعضاى خانواده به موقع مطلع شده و از محل گريختند و تنها جراحت هاى سطحى از اين انفجار متوجه آنها شد. يك هفته بعد اما دشمنان «مالكوم» در حمله بى رحمانه شان موفق بودند و در ۲۱ فوريه سه مرد مسلح «مالكوم» را ۱۵ بار از فاصله نزديك مورد اصابت گلوله قرار دادند و اين رهبر فرهيخته ۳۹ ساله را به كام مرگ فرستادند. در مراسم خاكسپارى او بيش از ۱۵۰۰ نفر شركت كردند و پيكر او در قبرستان «فرن كليف» در نيويورك به خاك سپرده شد.
یکی از کسانی که با مالکوم دوست بوده است در باره او می گوید: «...مالکوم کسی بود که می توان گفت بدترین بدها بود و به بهترین خوب ها تبدیل شد...» از کسانی که با او دوست بوده اند و با هم رابطه داشته اند می توان به مارتین لوتر کینگ (رهبر سیاه پوست های آمریکا برنده جایزه نوبل و ترور شده توسط کو کلاکس کلن ها)، محمد علی کلی (قهرمان مسلمان بوکس جهان)، فیدل کاسترو (رهبر کوبا)، نلسون ماندلا (رهبر سیاه پوستان آفریقای جنوبی)، پادشاه عربستان و افراد بسیار دیگری اشاره کرد.
همسر مالکوم خانم بتی شباز، پرستار بود که عضو مسلمانان آمریکا شد و سپس با مالکوم ازدواج کرد. امروزه او به نام خانم دکتر بتی شباز خوانده می شود که هنوز هم یکی از مبارزهای بزرگ و رهبران مسلمانان (البته نه رهبر اصلی) آمریکاست.

منابع:
ویکیپیدیا
روزنامه شرق
جویی بزم
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: خادم الرضا ، Braveheart ، عبداللهی ، hamed313 ، محمداحسان ، aybaniz ، Secret ، mohamad ، SARV ، DOROOD ، saloomeh ، Alberto ، گل مرداب ، حسام+ ، arman mohseny ، black ، سدرة المنتهی ، medad.sefid ، عبدالرحمن ، jafar ، mofa
۱۹:۰۳, ۱۳/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #2
آواتار
علی جان عالی بود

کتاب جیبی زندگی نامه مالکوم x رو انتشارات دانشجو زده مطالب بدرد بخوری داره زنگم بزنید میفرسته براتون عبدالحسین کشاورز هم مترجم کتاب هست.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: A L I ، Secret ، Alberto ، medad.sefid ، mofa
۲۰:۱۹, ۱۳/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #3
آواتار
ممنون خادم الرضا عزیز
فک کنم یه فیلم هم از زندگی نامه اش ساختن درسته؟اگر کسی دقیقن میدونه لطف کنه بگه.
یه جورایی میشه گفت مالکوم مثل حر خودمون هست!
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: medad.sefid
۱۳:۵۹, ۱۴/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #4
آواتار
من این کتاب جیبی رو که گفتین خوندم کتاب جالبیه
من با یکی از علمای محل یه چیزایی شنیدم راجع به تندرو بودن این مالکوم X
اگه کسی اطلاعاتی دارین ارائه بدین.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: medad.sefid
۱۴:۱۶, ۱۴/مرداد/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/مرداد/۹۰ ۱۵:۵۲ توسط فاطمه خانم.)
شماره ارسال: #5
آواتار
روی اون فیلم اصلا حساب نکنید!
هالیوود بک حربه بزرگ در مورد فیلم سازی در مورد اتفاقات مهم و اشخاص این چنین داره!
مخاطب عادی
وقتی در مورد چنین فردی دنبال اطلاعات هست و چنین فیلمی رو می بینه، دیگه از کسب اطلاعات در مورد اون شخص یا اون واقعه بی نیازی احساس می کنه.
اتفاقی که در مورد "الرساله"( محمد رسول الله) افتاد.
انتظار داشتند مسلمونها به خاطر این فیلم عصبانی بشوند و از این فیلم ابراز انزجار کنند
که این اتفاق در کمال ناباوری نیفتاد!
جنگ چنان در این فیلم پررنگ نشان داده شده بود که انگار پیامبر در تمام زندگی مشغول جنگ بودند.
از خوبی های پیامبر چه چیز در این فیلم نشون داده می شد؟؟
خلاصه اینکه هالیوود کی دلش برای مسلمونها سوخته که این دفعه دومش باشه؟!
مالکوم ایکس هم همینطور.
به مهمترین وجه زندگی او که همانا اسلام آوردنش باشه
اصلا اشاره نشده در این فیلم.
نه به این فیلم استناد کنید نه به ویکی پدیا!!
الحق معنا

امضای فاطمه خانم
[تصویر: 793255_714.jpg]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Mitsonary ، A L I ، Secret ، حلما ، Alberto
۱۵:۲۷, ۱۴/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #6
آواتار
آره اونا دلشون به حال ما نسخوته ولی بعضی وقتها عدو سبب خیر میشه فاطمه خانوم!
مثلن با دیدن فیلم جرقه ای در ذهن مخاطب زده میشه و میره بیشتر تحقیق میکنه،مثلن خود من اولین بار در مستند ظهور دیدم(البته ظهور هالیوودی نیست)
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۵:۴۸, ۱۴/مرداد/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/مرداد/۹۰ ۱۵:۵۱ توسط فاطمه خانم.)
شماره ارسال: #7
آواتار
(۱۴/مرداد/۹۰ ۱۵:۲۷)A L I نوشته است:  آره اونا دلشون به حال ما نسخوته ولی بعضی وقتها عدو سبب خیر میشه فاطمه خانوم!
مثلن با دیدن فیلم جرقه ای در ذهن مخاطب زده میشه و میره بیشتر تحقیق میکنه،مثلن خود من اولین بار در مستند ظهور دیدم(البته ظهور هالیوودی نیست)

بله این ضرب المثل درست هستش.
ولیکن عمده مردم به همین کم قناعت می کنند
و دنبال مطلب بیشتر نمیرند.
البته من فیلم مالکوک x رو عرض کردم و منظورم مستند ظهور نبود.
موفق باشید.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: A L I ، Mitsonary ، Secret
۱۴:۴۳, ۱۶/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #8
آواتار
یه سوال: چرا کارگردان محمدرسول الله ودخترش کشته شدند؟
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: medad.sefid
۱:۰۱, ۲۹/مرداد/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/مرداد/۹۰ ۱۳:۳۹ توسط Mitsonary.)
شماره ارسال: #9
آواتار
زندگینامه: مالکوم ایکس (1925- 1965)


مالکوم ایکس با نام واقعى Malcolm Little در سال ۱۹۲۵ در اوماها از ایالت نبراسکا آمریکا به دنیا آمد

پدر وی، ارل لیتل، کشیشى جسور و بى پروا و حامى «مارکوس گاروى» رهبر ملى‌گراى سیاهان بود. او به واسطه فعالیت‌هاى گسترده‌اش در کسب حقوق پایمال شده سیاهان بارها از سوى سازمان‌هاى سیاسى وابسته به سفیدپوستان به مرگ تهدید شده بود.

سرانجام در سال ۱۹۲۹ خانه آنها در میشیگان سوزانده و به تلى از خاکستر بدل شد و 2 سال بعد جسد بى جان ارل لیتل در کنار جاده‌اى در حومه شهر پیدا شد.

با مرگ پدر ، مادر مالکوم دچار افسردگى شدید شد و به موسسه روان درمانى منتقل شد و فرزندانش نیز به پرورشگاه و یتیم خانه‌ رفتند.

مالکوم از همان دوران کودکى باهوش و با پشتکار بود و در سال اول دبیرستان با معدل ممتاز فارغ التحصیل شد.

وقتى در آن دوران به معلمش گفت که آرزوى وکالت را در سر مى پروراند در جواب شنید: «وکالت براى تو آرزوى دست یافتنى نیست، کاکاسیاه.» چندی بعد او علاقه به تحصیل را از دست داد و از مدرسه اخراج شد.

مدتى در «بوستون» بود و به مشاغلى موقتى مشغول شد و سپس به نیویورک نقل مکان کرد و در محله هارلم چندین بار مرتکب اعمال خلاف شد.

او در سال ۱۹۴۲ مسئول هماهنگى چندین باند خلافکار شده بود و در سال ۱۹۴۵ به بوستون بازگشت و یک سال بعد به دست نیروهاى پلیس دستگیر و پس از محاکمه به ۱۰ سال زندان محکوم شد.

در دوران زندان به یاد دوران دبیرستان مجدداً به تحصیل روى آورد و مالکوم این نقطه عطف را حاصل گفت و گویش با برادرش رجینالد که عضو سازمان اسلامى بود مى‌داند.

با آشنایى بیشتر با تعالیم رهبر سازمان ملت اسلامى به نام «الیا محمد» بیش از پیش به این سازمان علاقه‌مند شد و به همین دلیل پسوند نام خانوادگى خود را از «لتیل» که نشان بردگى بود به «ایکس» به نشانه نام قبیله فراموش شده‌اش تغییر داد.

دیرى نپایید که مالکوم به عنوان سخنگوى سازمان ملت اسلامى منصوب شد و به دستور ریاست سازمان مامور ساخت مساجد متعددى در ایالت‌هاى دیترویت، میشیگان و هارلم نیویورک شد.

او در راه نشر پیام‌هاى سازمان ملت اسلامى از روزنامه، رادیو و تلویزیون حداکثر بهره را مى‌برد و موفق شد شمار اعضاى سازمان را از ۵۰۰ نفر در سال ۱۹۵۲ به ۳۰ هزار نفر در سال ۱۹۶۳ افزایش داد.

هدف بلندی که مالکوم ایکس را در زندگی به دنبال خود می‏کشید، چیزی نبود جز مبارزه با برده‏داریِ نُوین در آمریکا.

او می‏خواست به سیاهپوستان بفهماند کسانی که امروز شما را به دلیل پوست سیاهتان از ساده‏ترین حقوق انسانی محروم می‏کنند، هرگز اجازه نخواهند داد آینده‏ای روشن و آباد به استقبالتان بیاید.

مالکوم به سیاهان می‏گفت: زیستن در آمریکا، شما را آمریکایی نمی‏کند. شما باید یاد بگیرید از میوه‏های آمریکایی‏ها لذت ببرید.

او سازمانى به نام «مسجد مسلمان» تاسیس کرد و به مکه سفر کرد. با بازگشت به آمریکا و رنگ و بوى متفاوت سخنرانى هایش ماموران اف بى آى او را در لیست ترور خود قرار دادند.

فوریه ۱۹۶۵ خانه او، در نیویورک بمب گذارى شد اما خوشبختانه اعضاى خانواده به موقع مطلع شده و از محل گریختند.

در ۲۱ فوریه همان سال سه مرد مسلح مالکوم را ۱۵ بار از فاصله نزدیک مورد اصابت گلوله قرار دادند و به کام مرگ فرستادند.

در مراسم خاکسپارى او بیش از ۱۵۰۰ نفر شرکت کردند و پیکر او در قبرستان «فرن کلیف» در نیویورک به خاک سپرده شد. [آزادی قاتل مالکوم ایکس پس از 44 سال حبس]

از جمله کسانی که با او دوست بوده‌اند می‌توان به مارتین لوتر کینگ (رهبر سیاه پوست‌های آمریکا برنده جایزه)، محمد علی کلی (قهرمان مسلمان بوکس جهان)، فیدل کاسترو (رهبر کوبا)، نلسون ماندلا (رهبر سیاه پوستان آفریقای جنوبی)، پادشاه عربستان و افراد بسیار دیگری اشاره کرد.

ایشون مسلمان بوده است .

همسر مالکوم، بتی شباز، پرستار بود که عضو مسلمانان آمریکا شد و سپس با مالکوم ازدواج کرد.

امروزه او به نام خانم دکتر بتی شباز خوانده می‌شود که هنوز هم یکی از مبارزهای بزرگ و رهبران مسلمانان آمریکاست.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عبداللهی ، Secret
۱۰:۴۲, ۲۹/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #10
آواتار
سلام دوستان
در سریال ظهور یه جمله از این ماکوم ایکس تکرار میکنه یکی میتونه بگه معنیش چیه؟Huh
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا