|
جاهلیت دوم(بدتر از اولی)
|
|
۱۵:۵۳, ۲۹/مرداد/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/مرداد/۹۰ ۲۲:۱۱ توسط محمود.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
قرار است اگر عمری باقی باشه در این تایپیک با احادیث و مصداقات عینی به وجود جاهلیت دوم پی ببریم و پس از آن به بررسی ابعاد گوناگون آن و راهکارهای دوری از جهل برسیم
البته به امید خدا و پس از او با اجازه صاحب امر و بعدش با دعاها و کمک و یاری همه ی شما همین جا بگم اکثرمقالاتی که در این تایپیک قرار می گیرد از کتاب جاهلیت مدرن در رویارویی با امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) می باشد ولی نه همه اش و قرارم نیست عینا متن کتاب رو بنویسم بهر حال این کتاب سیصد و اندی صفحه داره و قبل از این که اولین قسمت بحث رو با نام جاهلیت دوم و پوستین وارونه اسلام بنویسم به کمک چند نفر نیاز دارم که در موارد زیر کمک کند. 1-زنده به گور کردن دختران در عصر جاهلیت اول 2-آمار اعتیاد (آمار ملی و جهانی) 3-خیانت به همسر در فیلم ها وباور جهان غرب 4-استفاده تبلیغاتی سرمایه داران از زن 5- جهان مصرف گرا 6-مقدار سرچ این عبارات در موتور جستجو گر گوگل البته به علاوه سقط جنین 7- نمونه هایی از بدعت هایی که وهابیت ایجاد کرده اند. خواهشمند است کسانی که تمایل به کمک دارن تا مطلب به جایی برسه پ.م بزنن در ضمن اجر همشون با خدا فعلا تا فردا که مطلب جاهلیت دوم و پوستین وارونه اسلام رو آماده کنم اخه کیبرد خرابه به امید حق تا حق در ضمن امار سقط جنین رو اقای راستین برای من فرستاده اند و همینجام از ایشون تشکر می کنم. اجرشون با خدا |
|||
|
|
۱۵:۲۱, ۳۰/مرداد/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱/شهریور/۹۰ ۱۹:۲۲ توسط محمود.)
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
الف- جاهلیت دوم و پوستین وارونه اسلام
اسلام را چون پوستینی وارونه خواهند پوشید.
امام علی(علیه السلام)
بخشی از خطبه 107 نهج البلاغه
من بین دو جاهلیت که دومین آن مخرب تر از اولی است، برانگیخته شدم.
پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) العقل والجهل فی الکتاب والسنه ص273 همانا قائم(عجل الله تعالی فرجه الشریف) ما با جاهلان سر سخت تری نسبت به جاهلانی که رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در دوران جاهلیت با آنها برخورد داشت،روبرو می شود و متحمل رنج و سختی بیشتری خواهد شد!!! پرسیدند:چگونه چنین چیزی ممکن است؟ فرمودند: رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در حالی به پیامبری بر انگیخته شد که مردم سنگ و صخره و مجسمه های چوبی را می پرستیدند. اما قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ماهنگامی قیام می کند که همه ی مردم برای مقابله با او به تاویل کتاب خدا و احتجاج به آن متوسل می شوند. امام صادق(علیه السلام) نعمانی ،کتاب الغیبه،ترجمه علی اکبر غفاری، ص414،باب 17
حال این سوال مطرح میشه جاهلیت اول چی بود؟ تعصب قبیله ای وحزبی،زنده به گور کردن دختران،تبرج و خود آرایی،قمار و بت پرستی و.... وحالا تعصب ملی و قومی،سقط جنین،تبرج و خود آرایی و شرب خمر و قمار و زن پرستی، مادی گرایی و...... جاهلیت اول جز با بعثت پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)،نزول وحی و تحمل سختی ورنج رسول خدا برطرف نشد تا آنجا که از اعراب بادیه نشین به قول امیر مومنان علی(علیه السلام) داریم: مردم در حیرت و گمراهی سرگردان بودند و در فتنه و جهل و فساد غوطه ور،هوا و هوس های سرکش، آنها را از جاده حق دور ساخته بود،جهل و نادانی آنها را سبک مغز بار آورده ودر کارهای خود مضطرب و حیران ساخته وبه آن مبتلا گشته بودند. خطبه 95 نهج البلاغه
امتی پدید آمد که ادب و مدنیتش همه ی آفاق را در نوردید. چنان که بی اغراق همه ی فرهنگ و تمدن هایی که پس از بعثت پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بوجود آمدن مدیون ومرهون آن مکتب پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) هستند. اما هیهات!!! پس از آن همه تحول با رحلت پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) عواملی چون: غفلت و توطءه و کاهلی،خودخواهی و جاه طلبی و شر ابلیس لعین چنان انحرافی در مبانی ومبادی صور این دین آسمانی ایجاد کردند که امام علی(علیه السلام) در خطبه 107 نهج البلاغه چنین فرمودند: باطل در محل خود جای می گیرد، جهالت بر مرکب هایش سوار می گردد، و گروه ستمگر، بزرگ و بزرگ تر می شود، دعوت کننده به سوی حق کمیاب شود وروزگار،چونان گزنده ای وحشی حمله آورد، شتر باطل واسپس سکوت،عربده کشد و قوت یابد، مردم بر معصیت پیمان برادری بندند وبر دین داری از هم دوری گزینند، بر دروغ و ناروا با یکدیگر دوستی کنند وبر راستی دشمنی ورزند، فرزند باعث خشم پدر،باران باعث حرارت،مردم پست فراوان وخوبان کمیاب شوند، توانمندان همچون گرگ و حاکمانشان درنده، میانه حالان طعمه و نیازمندان همچون مردگان شوند، راستی ناپدید و دروغ فراوان گردد، مردم به زبان اظهار دوستی وبه دل دشمنی کنند، فسق عامل نسبت،عفت باعث شگفتی واسلام را همچون پوستینی وارونه پوشند!!!!!! همه ی اینها تفسیر و تفصیل آن کلام پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) است که فرمودند: جاهلیت دوم مخرب تر از اولی است. آیا با این توصیفات زدن ریشه ی جاهلیت دوم سخت تر از اولی نیست؟ ان شاالله ادامه دارد..... دعا کنید آدم بشم التماس دعا یاعلی |
|||
|
|
۱۹:۲۳, ۳۱/مرداد/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲/شهریور/۹۰ ۹:۵۵ توسط محمود.)
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
به کمک چند نفر نیاز دارم که در موارد زیر کمک کند.
1-زنده به گور کردن دختران در عصر جاهلیت اول 2-آمار اعتیاد (آمار ملی و جهانی) 3-خیانت به همسر در فیلم ها وباور جهان غرب 4- 5- جهان مصرف گرا 6-مقدار سرچ این عبارات در موتور جستجو گر گوگل البته به علاوه سقط جنین 7- نمونه هایی از بدعت هایی که وهابیت ایجاد کرده اند. خواهشمند است کسانی که تمایل به کمک دارن تا مطلب به جایی برسه پ.م بزنن اجر همشون با خدا التماس دعا |
|||
|
|
۱۹:۱۸, ۱/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
آیا با این توصیفات زدن ریشه ی جاهلیت دوم سخت تر از اولی نیست؟ چند وجهی شدن سیرت جهالت،کارآزموده شدن ائمه ی جهالت و تغییرات شگفت آور صور زندگی ،تبدیل شدن عصر بعثت به جاهلیت مرکب و چند وجهی از اثرات کفر بسیط، باعث بدتر شدن جاهلیت دوم است. حال اگر به این جمع عناد دشمن آشکار انسان را بیافزایید چه شود!!! یعنی گشوده شدن دست ابلیس و جنودش را بر جسم و جان آدمی بیافزایید تا معنی آن حدیث امام صادق(علیه السلام) را درک کنید که فرمودند: همانا قائم ما از مردم جاهل ،بیش از رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) از جاهلیت ،متحمل رنج و سختی می شود. بحارالانوار ج52 ص362
آری آنروز که شیطان لعین این ندا را از حق تعالی شنید که:قَالَ فَاخْرُجْ مِنْهَا فَإِنَّكَ رَجِيمٌ ﴿۳۴﴾
فرمود از اين [مقام] بيرون شو كه تو راندهشدهاى (۳۴) سوره حجر (15)آیه 34
آخرین تقاضا خود را که عمری دراز بود از خداوند خواست البته نه برای بازگشت بلکه برای اغوای انسان،به همین دلیلم ملعون قسم یاد کرد: قَالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ ﴿۸۲﴾ [شيطان] گفت پس به عزت تو سوگند كه همگى را جدا از راه به در مىبرم (۸۲) سوره ص (38) آیه 82
اغوا تنها گمراهی و کج روی نیست. کج روی نوعی گمراهی ساده است. در واقع اغوا، جهالت توءامان با عقیده فاسد است. شیطان در دور دست نیرنگهای خود ، روزی را می دید که چنان باورهای بشر را تغییر دهد که در عین غوطه وری در جهالت ،خود را عالم پندارد. آری عالم نمای جاهل چنان که خود را در علم و آگاهی و ادب عالم می داند، در بند جهل است. آنگونه که عرب بت پرست جاهلیت اول ،پیش او انگشت به دهان است!!! در جاهلیت اول به جای خدای یگانه ،بت های ساخته دست خویش را معبود خویش می گرفتند. ولی اکنون انسان در وجه عقیدتی معجوب خود شده وخود را معبود خویش فرض کرده . از خدا محوری به انسان محوری رسیده شاید این جمله معروف فیلسوف فرانسوی، رنه دکارت را زیاد شنیده باشید که گفته: ((من می اندیشم،پس هستم)) شاید بتوان او ودریافتش را مدخل ورود انسان به جاهلیت مدرن شناخت! از این عصر بود که بشر خود بنیادی پیشه کرد وبا اصالت دادن به دریافت های مادی خود از عالم وآدم تفسیر بر آمده از افکار مادی ارائه کرد، وتاجایی پیش رفت که از خالق هستی وکتاب و دینش تفسیر خود را ارائه داد واز آن تفسیر پیروی کرد و به ان عمل کرد. در واقع بنائی جدید بر پایه ای جدید پدید آورد و از اینجا بود که خدای نو،دین نو وکتاب نو پدید آمد!!! ا نسان به هر چه که به او قدرت،برخورد داری ولذت دهد مهر تایید زد!
و هر امر به معروف و نهی از منکری را که مانع برخورد داری،لذت جویی و قدرت طلبی بود به کناری افکند و آن را حاصل جهل وخرافه دانست!؟! وشد آنچه شد!!! عالمی نو،آدمی نو و جاهلیتی نو متولد شد!!! تفکرات اومانیسمی (اصالت انسانی)،اخلاق لیبرالیستی (اباحی گری) و نگاه سکولاریستی(دنیوی گری) توءام با هم، مشخصات مهم جاهلیت دوم را همچون بیلبوردی تبلیغاتی نمایش می دهند. وخدای نو ،اخلاق و منش نو و انسان نو را معرفی می کنند. شاید این واقعه تفسیر این آیه ی قرآن باشد که از قول شیطان لعین بیان شده: قَالَ رَبِّ بِمَآ أَغْوَيْتَنِي لأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الأَرْضِ وَلأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ ﴿۳۹﴾
گفت پروردگارا به سبب آنكه مرا گمراه ساختى من [هم گناهانشان را] در زمين برايشان مىآرايم و همه را گمراه خواهم ساخت (۳۹) سوره حجر (15) آیه 39
اغوای انسان از طریق زینت دادن بر دنیای مادی حاصل شد چنان که در آیه ی زیر داریم: فَلَوْلا إِذْ جَاءهُمْ بَأْسُنَا تَضَرَّعُواْ وَلَكِن قَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَزَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطَانُ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ ﴿۴۳﴾ پس چرا هنگامى كه عذاب ما به آنان رسيد تضرع نكردند ولى [حقيقت اين است كه] دلهايشان سختشده و شيطان آنچه را انجام مىدادند برايشان آراسته است (۴۳) سوره انعام (6) آیه 43
در واقع پای نوعی تفکر ماتریالیسمی درمیان است، که ابتدا صورت فلسفی یافت،سپس تبدیل به فرهنگ شد و واسپس آن همه ی پهنه های حیات مادی بشر را در برگرفت ، و شدش مدخل ورودی انسان به جاهلیت دوم این امر واضح و مبرهن است و قابل انکار نیست که علم زایل کننده تاریکیها و رهنمای به سوی حق است. علم معرف حجت حق وفارق میان (حق وباطل) است لیکن در عصر جاهلیت دوم ،منکر حجت حق صورت علم به خویش گرفته و شهره به علم و آگاهی شده است!! ان شاالله ادامه دارد....... دعا فراموش نشه؟ ببینید کدوم مطالبی رو که گفتم می تونید در موردش تحقیق کنید. یاعلی |
|||
|
|
۱۸:۴۷, ۲/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
علم معرف حجت حق وفارق میان (حق وباطل) است لیکن در عصر جاهلیت دوم ،منکر حجت حق صورت علم به خویش گرفته و شهره به علم و آگاهی شده است!! و در کسوت حجت، فارق هم معکوس شده،یعنی حق را باطل و باطل را حق معرفی می کند،معروف را منکر و منکر را معروف می نماید. واضح و مبرهن است که
از این روست که امام صادق(علیه السلام) از قول پدرانشان نقل فرمودند:آنچه قادر به شناخت حجت و فارق ومعرفی حجت نباشد علم نیست. علم نور است. نوری که راه از چاه بنماید نه آن که از عهده ره گشایی به سوی فارق و حجت حق بر نیاید، که در این صورت این علم قرین به جهل و رهنمای به سوی جهالت و از تبار آن است. اکثر جاهلان، جاهلیت اول ،حجت حق را نمی شناختند اما با دیدار و استماع کلام حق بالاخره ایمان آوردند وبت وبت پرستی را رها کردند، ولی هم اینک که در عصر جاهلیت دوم به سر می بریم!!! جاهلان با محاجه وستیز وانکار با حجت حق روبرو می شوند!!! هر کس قائم از فرزندان مرا انکار نماید، به مرگ جاهلیت مرده است. بحارالانوار ج51 ص73
حال سوالی از حضورتون دارم: آدمی پای در عرصه علم و دانایی نهاده یا در جهالت دست و پا می زند؟! (اگر مایل به جواب دادن هستید در نظر سنجی شرکت کنید) بعثت رسول اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) وابلاغ رسالت وانزال کتاب آسمانی برای عرب جاهلی ، دروازه ای بود برای خروج از جاهلیت اول وبسط وگسترش علم و دانایی حقیقی همان دروازه ای که کیفیت و نوع نگرش به وجود هستی را به طور کلی دگرگون ساخت. گویی انسانی جدید یا جماعتی جدید پای در عرصه هستی نهادند، واز جاهلیت پای به عرصه امت اسلامی نهادند. در عصر نبی گرامی(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و حضور کتاب الله و آل محمد ، تمدنهایی چون تمدن روم و ایران با همه ی صور پیشرفته ی زندگی حاضر بودند. اما غفلت از جان حقیقی و عامل حیات بخش آسمانی، آن دو تمدن را از داشتن حیات طیبه و مدینه عالمه و فاضله محروم ساخته بود. حال که جاهلیت دوم فرا رسیده ودر آن به سر می بریم آیا نمی توان نتیجه گرفت جان وروح تعالی بخش کتاب الله از فرهنگ و تمدن بشری در حال خروج وسیره وسنت نبی اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) وآل او از مناسبات جامعه رخت بر بسته؟ هم اکنون اصل ترقی ویا همان مدرنیته ملاک تشخیص و اعتبار بخشی و شرط حیات عالمانه انسان هستش، یا به عبارتی زیست مدرن و تمدن تکنولوژیک
همان که ابتدا بشر غربی را متوهم ساخت و سپس به همه ی پهنه های جهان رسید تا گمان کند با تجربه ی مدرنیته از جهالت رسته وبه محضر علم و آگاهی راه یافته. این سخن پرده از پنداری دیگر نیز بر می دارد:سیر حیات در عرصه ی زمین وگذار زمان کمی ، الزاما به منزله ی سیر اکمالی و تجربه ی کمال نیست. اگر جز این بود رسول الله(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و آل او پیشاپیش امت اسلامی را از تجربه ی جاهلیت دوم در آخر الزمان و سالهای قبل از ظهور با خبر نمی ساختند. چناچه که خواندید ومی دانید در عصر بعثت حوزه تمدنی ایرانی و رومی، مراتب بلندی از برخورد داری ،رفاه وتجربه ی ابزار و ادوات پیشرفته،به نسبت آن عصر را حاصل آورده بود. این سیر وسفر روی به کمال نداشته، بلکه هیچ الزامی نیست که حیات بشر وسیر اودر میان صورت مادی و تمدنی،روی به رشد کمی وفیزیکی داشته باشد. آن که معنی دهنده و حیات بخش به تمام صور زندگی انسان است وبه آن اعتبار می بخشد، بیش وپیش از آنکه تحول ادوات وابزار باشد،تحول جان است. حال از شما می خواهم مظاهر ومصادیق بیان شده در مورد جاهلیت اول و دوم را بنگرید وهمه ی آنچه قرآن و محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) وآل او آنها را نهی فرمودند، فرا روی قرار دهید تا ببینید به این سوال نمی رسید که ساحت جان بشر،امروز از نور علم روشن است یا این که غرق در جهل وتاریکی است؟ ان شاالله ادامه دارد........ سر سفره افطار فرج آقا رو از خدا بخواهید تنها راه نجاته ها این جمله رو گذاشته بودم برای موقعی که بحث کاملا تموم شد بگم ولی الان می گم تا شاید می گم نکند آن قدر اسیر سالمرگی جاهلیت مدرن شویم که فردا روزی روی سنگ قبر دلمون،بشینیم و فاتحه بخونیم!!!؟!!!!!!!! التماس دعا یا غفار |
|||
|
|
۲۳:۴۱, ۳/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
ساحت جان بشر،امروز از نور علم روشن است یا این که غرق در جهل وتاریکی است؟ شاید گمان شود جاهلیت دوم معرفی شده مربوط به سالها و قرون اولیه پس از بعثت رسول خداست، اما مصادیق این جاهلیت دوم که در روایات ائمه ی معصومین(علیه السلام) از آنها سخن به میان آمده وجوه مختلفی را در بر دارد. نفوذ جاهلیت در حوزه فکری واعتقادی ،همان که باعث وموجد بروز مصادیق فرهنگی وتمدنی جاهلیت نیز می شود. در سخن بزرگان آرایش وزینت و حیات دنیوی ،پیشرفت و پسرفت صور تمدنی ومادی ، ملاک ومعیار تشخیص جاهلانه یه عالمانه بودن نیست بلکه معیار در سخن ایشان سلامت دین و اخلاق و رهبری مردم در فلاح و رستگاری انسان است. در بیان ائمه ی معصوم(علیه السلام) عدم معرفت به امام عصر در هر عصر به منزله ی مرگ در جاهلیت اعلام شده است. چنانچه داریم از قول امیر مومنان علی(علیه السلام) که رسول الله (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرموده اند: هر کس بمیرد،در حالی که امام عصر خود را نشناخته باشد،به مرگ جاهلیت از دنیا رفته وبه خاطر اعمالی که در کالبد جاهلیت در اسلام انجام داده مورد موءاخذه قرار می گیرد.
مقام امام مقام فارق حق از باطل و علم از جهل است و جهل درباره ی صاحب این مقام،به منزله ی جهل درباره ی معیار تشخیص حق از باطل و علم از جهل و لاجرم ابتلا به شبهه و غلتیدن در باطل است. این امر ابتدا در حوزه نظری اتفاق می افتد،و منجر به ظهور سیره وسنت ،اخلاق وفرهنگی می شود که آکنده از جهالت وباطل است و لاجرم موجد تمدنی آکنده از باطل وجهالت نیز می شود. عموم جنگها و خونریزیها و پایمالی حق واموال مردم ،حاصل شبهه وعدم تشخیص حق از باطل وفقدان فارق میان آنهاست. بی سبب نیست که حضرت فاطمه (سلام الله علیها) می فرمایند: فرمانبرداری از ما،سبب نظام امت پو امامت ما خاندان،مایه ی امان بخشی از تفرقه هاست. بحارالانوار ج9 ص223 -طبرسی،احمد بن علی، الاحتجاج ج1 ص98
به هر حال آدمی در گذار زندگی شخصی رابه عنوان حجت خود قرار می دهد، ولاجرم هر خصوصیاتی که آن حجت داشته باشد در آن فرد هم بروز می کند. امکان ندارد که نسبت،عهد وتعلق خاطر فردی به حجتی باشد وفرمان حجت دیگری را گردن نهد. همواره آنکه فائق می آید و بر مملکت وجود آدمی حکم می راند حجت آن فرد است. فرهنگ وتمدن جاهلیت دوم انعکاس عینی حجت عصر مدرنیته وغیر معصوم است که امکان سلطه یافته است والبته تفاوت بنیادی آن با جاهلیت قبلی در حجت قرار دادن دیگری بود، لیکن در عصر حاضر بشر خود را می پرستد،طاغوت خود اوست، بی واسطه در (خود بنیادی) مستقر شده واین بدترین نوع جاهلیت است که در تاریخ حیات بشر وجود اتفاق افتاده است. این جاهلیت موجد جهانی آکنده از ظلم وجور است،همانطور که درباره ی عصر اخرین و آخر الزمان در رویات آمده است. در عصر ما بشر در بطن ظلم متولد شده وبه دلیل خود بنیادی و تفکر اومانیسمی،خود منشا و مصدر ظلم و باطل است. شاید بتوان گفت امام عصر بزرگترین بت شکن تاریخ حیات بشر بر زمین است،ایشان بت انسان را در بتخانه ی وجودی اش می شکند!!!! سخن امیر مومنان علی(علیه السلام) خطاب به مردم آخرالزمان شگفت آور است،آنجا که فرمودند: ای مردم به علم یقین بدانید،آن کس که با جاهلیت مرسوم در میان شما به استقبال قائم(عجل الله تعالی فرجه الشریف) ما برود،با آن کس که با جاهلیت اول به استقبال رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) رفت ،تفاوتی ندارد و دلیل آن این است که در آن روز همه بر رسم و روش جاهلیت زندگی خواهند کرد، مگر آن کسی که مورد رحمت خداوند قرارگیرد. بحار الانوار ج51 ص120
زندگی به رسم جاهلیت، گردن نهادن وتبعیت وعمل به فرهنگ وتمدن جاهلی را در خود دارد. حال این پرسش مطرح می شود : چگونه می توان در وضعی چنین،غرقه ی فرهنگ وتمدن ظالمانه وجاهلانه، به استقبال امام رفت؟ استقبال از امام، مستلزم انکار و تبری از وضع و راه رسم ظالمانه است و این تبری، خود در گرو معرفت درباره ی حق زمانه وتجلی وزظهور کفر و شرک و نفاق در زمانه است. راه با انکار ونفی آغاز می شود. قومی که به انکار و نفی نرسیده و لا اله نگفته چگونه پای دراثبات حق گذارد؟ در اینجا یاد یه روایت افتادم که بد نیست بگم البته فقط این حدیث رو بلدم شاید حدیثهای دیگری هم باشه ، بگذریم اون حدیث به این مضمون بود: عدالت خداوندی بر این امت تا موقعی گسترده است که قاریان امت به زمامداران گرایش پیدا نکنند و نیکان آنها تبهکارانشان را از گناه نهی کنند،هنگامی که قاریان به سلاطین بگروند و نیکان نهی از منکر نکنند و آنگاه بنشینند و بگویند: لااله الاالله، خداوند در عرش خود می فرمایند:دروغ می گویید ودر این گفته خود راستگو نیستید!!!!!. امام علی(علیه السلام) غیبت نعمانی ص131
این حدیث آوردم فقط برای اینکه بدونید منظور از لا اله الا الله گفتن فقط حرف نیست بلکه لا اله الا الله باید در عمل ما نمود داشته باشد. بگذریم معرفت درباره ی بنیادهای فرهنگی واعتقادی تمدن جاری وراه ورسم مرسوم وعادت شده،به انکار و تبری می انجامد و تبری، در خود و با خود،گردن نهادن بر آستان حضرت دوست و هم افقی با او را سبب می شود. وقتی ظلم در تمام جنبه های فکری و اخلاقی و علمی رسوخ کرده و بشر عین ظلم شده و غرقه ی بیداد.،انکار وتبری باید همهء پهنه های اعتقادی ،اخلاقی و علمی ظالمانه را شامل شود. بی شک این نفی وانکار،زمینه ساز استقبال است. شاید یکی از دلایل تاخیر در امر ظهور همین بد استقبالی است. در حالی که راه و رسم جاهلی را پاس می داریم وبرای بقا ودوامش از همه مرزهایی که در حوزه اعتقادی واخلاقی وحرام ها حلالهای کتاب الله ومحمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) وآل او می گذریم ،از امام عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) هم سخن می گوییم. این همان استقبال جاهلانه از حجت حی خداوند است، خیلی صریح بگم ،همان که به ظهوری وحضوری نمی انجامد. مبتلا شدن به جاهلیت جاده ی حیات آدمی را برای ارتکاب جرم وجنایت هموار می سازد. در چنین وضعی است که،قبایح وزشتی ها عمومیت می یابند وبه امری عادی و معمولی تبدیل می شوند واز آن بدتر،قبیح ،حسن جلوه داده شده، وموجب افتخار می گردد. متاسفانه در سالهای قبل از ظهور،ژرفا و وسعت جهالت از سویی و جدا افتادگی از سیره وسنت رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) وکلام آسمانی قرآن از دیگر سو ،بر احساس بیگانگی مردم و غربت دین چنان می افزاید که آیین و مرام آخرین وصی رسول خاتم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) حضرت مهدی صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در چشم مردم به مثابه آیین جدید می آید. دور مانده ومهجور از شهر ودیار،آن زمان که روی به وطن می گذارد،غریب ونا شناخته می نماید،ورنه از دین جدید وامر جدید خبری نیست، اگر چه امام صادق(علیه السلام) فرمودند: هنگامی که قائم ظهور کند،با امر جدید خواهد آمد،چنان که رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در آغاز اسلام ،مردم را به امر جدید دعوت می کرد. شیخ مفید،الارشاد ج2 ص384
وسعت و دوری و بیگانگی است که در چشم جاهلان،آیین ومرام آبا و اجدادی را غریبه می نماید،چنان که همان امام معصوم (علیه السلام) به زبان دیگری، درباره ی سیرهء امام مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) می فرماید: همان کاری که رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) انجام داد،مهدی انجام می دهد.بدعتهای موجود را خراب می کند،چنان که رسول الله(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) اساس جاهلیت را منهدم نمود،آنگاه اسلام را از نو بنا می کند. بحارالانوار ج52 ص352
بدعت ها در سیر تدریجی و تکوینی،همه ی سنت ها را از میدان خارج ساختند تا آنگاه که به تمامی؛بدعت ها جایگیر شدند و جاهلیت دوم ریشه دواند،صورت فرهنگ و تمدن به خود گرفت،قوام یافت و مسلح به سلاح فن و آگاهی و تجربه شد تا با تمام قوا در برابر هر مصلح و احیا گری بایستد. در میان روایات رسیده از ائمه ی معصومین(علیه السلام)،وجوه مختلف این جاهلیت بیان شده،به اتکای این سخنان حکیمانه است که به رغم پندار ظاهر بینان،قبل از ظهور موعود(عجل الله تعالی فرجه الشریف)،جامعه بشری،در سه حوزه فکری،فرهنگی و تمدنی غرقه ی جاهلیت می شود. گسست در زنجیرهء جاهلیت، در گروی ظهور حجت حی خداوند،موعود آخرالزمان است و تکلیف ما،ورود خالصانه و مجاهدانه در خیل منتظران وزمینه سازان. امید که بخت این همراهی بزرگ را حاصل آوریم. ان شا الله به قلم اسماعیل شفیعی سروستانی(خلاصه شده) امیدوارم که به علت طولانی بودن متن منو ببخشید اما خب بالاخره بخش اول بحث با نام جاهلیت دوم وپوستین وارونه اسلام تموم شد. ان شا الله ادامه بحث رو با نام جاهلیت دوم در آخرالزمان خواهیم داشت. یاعلی |
|||
|
|
۱۷:۳۴, ۷/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
اول از همه بخاطر تاخیر عذر خواهی می کنم حلال کنید کیبرد مجددا خراب شد جاهلیت دوم در آخر الزمان این مبحث به دو بخش اصلی تقسیم می شود: بخش اول-دلایلی بر وجود جاهلیت دوم قرآن کریم بر وجود جاهلیتی موسوم به جاهلیت دوم، پس از اولی در بین عموم اشاره دارد که از علائم ظهور است. در آیات زیر داربم. ثُمَّ أَنزَلَ عَلَيْكُم مِّن بَعْدِ الْغَمِّ أَمَنَةً نُّعَاسًا يَغْشَى طَآئِفَةً مِّنكُمْ وَطَآئِفَةٌ قَدْ أَهَمَّتْهُمْ أَنفُسُهُمْ يَظُنُّونَ بِاللّهِ غَيْرَ الْحَقِّ ظَنَّ الْجَاهِلِيَّةِ يَقُولُونَ هَل لَّنَا مِنَ الأَمْرِ مِن شَيْءٍ قُلْ إِنَّ الأَمْرَ كُلَّهُ لِلَّهِ يُخْفُونَ فِي أَنفُسِهِم مَّا لاَ يُبْدُونَ لَكَ يَقُولُونَ لَوْ كَانَ لَنَا مِنَ الأَمْرِ شَيْءٌ مَّا قُتِلْنَا هَاهُنَا قُل لَّوْ كُنتُمْ فِي بُيُوتِكُمْ لَبَرَزَ الَّذِينَ كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقَتْلُ إِلَى مَضَاجِعِهِمْ وَلِيَبْتَلِيَ اللّهُ مَا فِي صُدُورِكُمْ وَلِيُمَحَّصَ مَا فِي قُلُوبِكُمْ وَاللّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ ﴿۱۵۴﴾ سپس [خداوند] بعد از آن اندوه آرامشى [به صورت] خواب سبكى بر شما فرو فرستاد كه گروهى از شما را فرا گرفت و گروهى [تنها] در فكر جان خود بودند و در باره خدا گمانهاى ناروا همچون گمانهاى [دوران] جاهليت مىبردند مىگفتند آيا ما را در اين كار اختيارى هست بگو سررشته كارها [شكستيا پيروزى] يكسر به دستخداست آنان چيزى را در دلهايشان پوشيده مىداشتند كه براى تو آشكار نمىكردند مىگفتند اگر ما را در اين كار اختيارى بود [و وعده پيامبر واقعيت داشت] در اينجا كشته نمىشديم بگو اگر شما در خانههاى خود هم بوديد كسانى كه كشته شدن بر آنان نوشته شده قطعا [با پاى خود] به سوى قتلگاههاى خويش مىرفتند و [اينها ] براى اين است كه خداوند آنچه را در دلهاى شماست [در عمل] بيازمايد و آنچه را در قلبهاى شماست پاك گرداند و خدا به راز سينهها آگاه است (۱۵۴) سوره آل عمران(3) آیه 154
وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَى وَأَقِمْنَ الصَّلَاةَ وَآتِينَ الزَّكَاةَ وَأَطِعْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا ﴿۳۳﴾ [/b][b]و در خانههايتان قرار گيريد و مانند روزگار جاهليت قديم زينتهاى خود را آشكار مكنيد و نماز برپا داريد و زكات بدهيد و خدا و فرستادهاش را فرمان بريد خدا فقط مىخواهد آلودگى را از شما خاندان [پيامبر] بزدايد و شما را پاك و پاكيزه گرداند (۳۳) سوره احزاب(33) آیه 33
إِذْ جَعَلَ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي قُلُوبِهِمُ الْحَمِيَّةَ حَمِيَّةَ الْجَاهِلِيَّةِ فَأَنزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَى رَسُولِهِ وَعَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَأَلْزَمَهُمْ كَلِمَةَ التَّقْوَى وَكَانُوا أَحَقَّ بِهَا وَأَهْلَهَا وَكَانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمًا ﴿۲۶﴾ [/b][b]آنگاه كه كافران در دلهاى خود تعصب [آن هم] تعصب جاهليت ورزيدند پس خدا آرامش خود را بر فرستاده خويش و بر مؤمنان فرو فرستاد و آرمان تقوا را ملازم آنان ساخت و [در واقع] آنان به [رعايت] آن [آرمان] سزاوارتر و شايسته [اتصاف به] آن بودند و خدا همواره بر هر چيزى داناست (۲۶) سوره فتح (48) آیه 26
آیاتی که ملاحظه کردید به جاهلیت اشاره دارد، واز آنجایی که ما اعتقاد داریم قرآن برای تمامی اعصار زندگی بشر از سوی حق تعالی نازل شده است. می توانیم نتیجه بگیریم که جاهلیت دومی در عصر ظهور حجت حی خدواند وجود خواهد داشت. همانطور در روایاتی که قبل وبعد از این خواهیم خواند، بر وجود جاهلیت دوم تاکید شده است. همانطور که می دانیم از پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نقل شده است که: من بین دو جاهلیت که دومین آن مخرب تر از اولی است، برانگیخته شدم. العقل والجهل فی الکتاب والسنه ص273
در این حدیث اشاره آشکاری به وجود جاهلیت دوم شده است. جاهلیتی که به مراتب بدتر از اولی است واین امر به خوبی آشکار است. همچنین از حضرت(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) داریم: منفور ترین مردم نزد خداوند، سه تن هستند:زندیق در حرم،دنبال کننده سنت جاهلی در اسلام وخواهان خون ریزی انسان بی گناه . مستدرک الوساءل ج18 ص209-عوالی اللالی ج1 ص176
می توان از این حدیث به این نکته پی برد که اکثر مسلمانان با وجود پذیرش دین اسلام، از سنن جاهلیت پیروی کرده، در حالی که می دانند این سنن مخالف با دین توحیدی اسلام وتعالیم آن است. شاید تفسیر حدیث پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) که فرمودند: من بین دو جاهلیت که دومین آن مخرب تر از اولی است، برانگیخته شدم. همین است که: مردم با وجود اسلام آوردن، از عادات جاهلیت نرهیدند، بلکه چنان آن را حفظ نموده اند که به سبب آن هواهای نفسانی آنها به اراده ی خداوند و رسول الله (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) واهل بیتش(علیه السلام) نیست. به همین علت است که حضرت حجت(عجل الله تعالی فرجه الشریف) با جاهلانی سر سخت تر از جاهلان جاهلیت اول مواجهه خواهد شد،که روایت آن پیش از این از امام صادق(علیه السلام) نقل کردیم. مردم به طور عموم از پذیرفتن دعوت حجت به سوی خدا سرباز خواهند زد وبا جاهلیت پوشیده با اسلام ، با آن مقابله خواهند کرد!!! به عبارتی دیگر: این جاهلان، جاهلیت دوم اند که در برابر امام (عجل الله تعالی فرجه الشریف) قرار می گیرند. این جاهلیت مرکب است؟! زیرا این جاهلیت به شعارهای بدون محتوا ،بی عمل ومضمون به ظاهر اسلامی چنگ می زند،که مفهوم خود را از دست داده وجز نام وشعار چیز دیگری از آن باقی نمانده است!! همانطور که در روایتی از پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) داریم: به زودی روزگاری بر مردم فرا می رسد که از قرآن جز خط واز اسلام جز نام باقی نخواهد ماند. کلینی،محمد بن یعقوب،کافی،ج8،ص307،العده القویه ص81
و همینطور در روایاتی دیگر از ائمه ی معصومین بر وجود جاهلیت دوم تاکید گشته که از آن جمله روایتی است که از امام صادق(علیه السلام) از طرف پدرش امام باقر(علیه السلام) در تفسیر آیه 33سوره احزاب نقل گردیده است که: جاهلیت دیگری وجود خواهد داشت. بحار الانوار ج22 ص189-تفسیر قمی ج2ص193
از این روست که حجه الله(عجل الله تعالی فرجه الشریف) در توقیع ارسالی برای شیخ مفید عرضه داشته اند که برای رهایی از شر جاهلان،تقیه پیشه کنید. واین حکومتی است که حرکت ما ومباشرت شما به امر ونهی ما را نزدیک می گرداند وخداوند نور خود را کامل گرداند،اگر چه مشرکان اکراه داشته باشند.در برابر بر افروختن آتش جاهلیت توسط امویان برای ترساندن مهدویون،به تقیه چنگ بزنیدپ من نجات آن کس را که از پنهان کاری دست بر ندارد را به عهده می گیرم...... . بحار الانوار ج53 ص175-احتجاج ج2 ص495
وپایان بخش اول جاهلیت در آخر الزمان را با ذکر روایتی از امیر مومنان علی(علیه السلام) به پایان خواهیم برد: این آن یکی را در فتنه به قتل می رساند ونا کسان فرومایهء جاهلیت باقی می مانند،جاهلیتی که نه در آن نشانهء هدایت وجود دارد ونه دانشی که به وسیله ی آن درک شود که ما اهل بیت (علیه السلام) وسیلهء نجات هستیم، نه داعیان حکومت. کتاب سلیم ص715
بخش دوم-مصادیق وجود جاهلیت دوم در آخر الزمان پس از اثبات وجود جاهلیت دوم با آیات قرآن کریم و روایات شریف اهل بیت(علیه السلام)
هم اینک به بیان مصادیق آن در عرصه ی واقعیت و چهره های گوناگون آن می پردازیم. ان شا الله ادامه دارد........ همین جا دومرتبه به خاطر دیر کرد وکوتاهی مطلب ببخشیدم باور کنید با موبایل این متن رو اماده کردم. التماس دعا یا قادر یاغفار |
|||
|
|
۲۰:۳۷, ۹/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
سلام
قبل از ادامه بحث از هم اینک فقط به مدت سه روز فرصت دارید که در مورد مطالب پایین به حقیر کمکی کنید وپس از سه روز خودم می زنم تو گوشش و از اجرش بی نصیب می مونید. 1-زنده به گور کردن دختران در عصر جاهلیت اول 2-آمار اعتیاد (آمار ملی و جهانی) 3-خیانت به همسر در فیلم ها وباور جهان غرب 4-جهان مصرف گرا 5-مقدار سرچ این عبارات در موتور جستجو گر گوگل البته به علاوه سقط جنین 6- نمونه هایی از بدعت هایی که وهابیت ایجاد کرده اند. خواهشمند است کسانی که تمایل به کمک دارن تا مطلب به جایی برسه پ.م بزنن اجر همشون با خدا بخش دوم-مصادیق وجود جاهلیت دوم در آخر الزمان پس از اثبات وجود جاهلیت دوم با آیات قرآن کریم و روایات شریف اهل بیت(علیه السلام) هم اینک به بیان مصادیق آن در عرصه ی واقعیت و چهره های گوناگون آن می پردازیم. منظر اول: جاهلیت در لغت از فعل جهل(ja'he'la) جهلا وجهاله،ضد علم(aa'le'ma) گرفته شده است. از همین مصدر کلمه ء مجاهل جمع مجهل (ma'j'hal) می باشد که عبارت است از مکانهایی که هنوز ناشناخته است که نه نشانه ای در آن وجود دارد ونه هدایتی در آن صورت می پذیرد. این امری است بدیهی که دین اسلام دین حق وتوحید خالص برای خداوند است ومردم را به سوی آن چه نیک است دعوت می کند،از این روست که خداوند تعالی در آیه زیر، اسلام را دین همه ی انسانها قرار می دهد. إِنَّ الدِّينَ عِندَ اللّهِ الإِسْلاَمُ وَمَا اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوْتُواْ الْكِتَابَ إِلاَّ مِن بَعْدِ مَا جَاءهُمُ الْعِلْمُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ وَمَن يَكْفُرْ بِآيَاتِ اللّهِ فَإِنَّ اللّهِ سَرِيعُ الْحِسَابِ ﴿۱۹﴾ در حقيقت دين نزد خدا همان اسلام است و كسانى كه كتاب [آسمانى] به آنان داده شده با يكديگر به اختلاف نپرداختند مگر پس از آنكه علم براى آنان [حاصل] آمد آن هم به سابقه حسدى كه ميان آنان وجود داشت و هر كس به آيات خدا كفر ورزد پس [بداند] كه خدا زودشمار است (۱۹) سوره آل عمران(3)آیه 19
از آنجا که دین خالص خداوند تنها در نزد اهل بیت(علیه السلام) تجسم عینی می یابد وآنان مصداقهای عملی برای دین خدایند،در می یابیم که تنها اهل بیت (علیه السلام) هدایتگر وخارج کننده ی مردم از تاریکیهای جهالت به سوی اسلام از قول خداوند تعالی هستند: وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَأَوْحَيْنَا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْرَاتِ وَإِقَامَ الصَّلَاةِ وَإِيتَاء الزَّكَاةِ وَكَانُوا لَنَا عَابِدِينَ ﴿۷۳﴾ و آنان را پيشوايانى قرار داديم كه به فرمان ما هدايت مىكردند و به ايشان انجام دادن كارهاى نيك و برپاداشتن نماز و دادن زكات را وحى كرديم و آنان پرستنده ما بودند (۷۳) سوره انبیاء آیه 73
وَجَعَلْنَا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا لَمَّا صَبَرُوا وَكَانُوا بِآيَاتِنَا يُوقِنُونَ ﴿۲۴﴾ و چون شكيبايى كردند و به آيات ما يقين داشتند برخى از آنان را پيشوايانى قرار داديم كه به فرمان ما [مردم را] هدايت مىكردند (۲۴) سوره سجده آیه 24
آنان هستند که مردم را به راه حق،که همان راه خداوند سبحان است هدایت می نمایند،تا مصداق این آیه ی قرآن باشند: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ وَابْتَغُواْ إِلَيهِ الْوَسِيلَةَ وَجَاهِدُواْ فِي سَبِيلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ ﴿۳۵﴾ اى كسانى كه ايمان آوردهايد از خدا پروا كنيد و به او [توسل و] تقرب جوييد و در راهش جهاد كنيد باشد كه رستگار شويد (۳۵) سوره مائده آیه 35
همانطور که در حدیث شریفی از پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) آمده است که: علی با حق و حق باعلی است،حق در جایی است که علی در آنجا است. بحارالانوار ج29 ،اعلام الوری ص159
به دلیل این که هر کس به حق جاهل باشد،آن را ضایع نموده است،پس هر مسلمانی که مخالف اهل بیت(علیه السلام) وتباه کننده ی حق آنان باشد،از اهل جهل وجاهلیت است وفرقی نمی کند در عصر رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) باشد یا در عصر ظهور آخرین وصی رسول الله(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) . این بدان معناست که جاهلیت دوم در دوران رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) با مخالفت ، با فرامین او و دشمنی ورزیدن نسبت به اهل بیت(علیه السلام) آغاز شد ودلیل اینن مدعا این آیه ی قرآن کریم است که: إِذْ جَعَلَ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي قُلُوبِهِمُ الْحَمِيَّةَ حَمِيَّةَ الْجَاهِلِيَّةِ فَأَنزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَى رَسُولِهِ وَعَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَأَلْزَمَهُمْ كَلِمَةَ التَّقْوَى وَكَانُوا أَحَقَّ بِهَا وَأَهْلَهَا وَكَانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمًا ﴿۲۶﴾ آنگاه كه كافران در دلهاى خود تعصب [آن هم] تعصب جاهليت ورزيدند پس خدا آرامش خود را بر فرستاده خويش و بر مؤمنان فرو فرستاد و آرمان تقوا را ملازم آنان ساخت و [در واقع] آنان به [رعايت] آن [آرمان] سزاوارتر و شايسته [اتصاف به] آن بودند و خدا همواره بر هر چيزى داناست (۲۶) سوره فتح آیه 26
همانطور که حضرت فاطمه (سلام الله علیها) در یکی از خطبه های خود خطاب به انصار ومهاجران می فرمایند.: هجرت جز به سوی ما نیست و نصرت و یاری جز برای ما نیست وتبعیت به احسان جز درباره ی ما نیست وهر کس از ما روی بگرداند،به جاهلیت بازگشته است. بحارالانوار ج29 ص197
یعنی این که کسی نمی تواند مدعی باشد که مسلمان وتابع به احسان است مگر اینکه بر وفق مبادی اهل بیت(علیه السلام) عمل نماید واحکام و فرامین خود را از اهل بیت(علیه السلام) دریافت نماید. در روایتی از رسول الله(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) داریم: کینه جویی نسبت به علی(علیه السلام) وشک کننده در ولایت او از اهل جاهلیت،بلکه کافر،به کفر جاهلیت است. و همچنین از امام محمد باقر(علیه السلام) روایتی داریم: رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) از مدینه عازم حج خانه خدا شدند وآنگاه ماجرای غدیر خم وخطبه پیامبر در آن نقل کردند که قسمتی از آن این بود: به خدا قسم انبیاء وپیامبران الهی بشارت مرا دادندومن خاتم انبیاء و پیامبران وحجت خدا بر همه ی اهل آسمان وزمین هستم،پس هر کس در این حقیقت تردید نماید،کافر است،به کفر جاهلیت اول وهرکس به این گفته ی من شک نماید به همه ی گفته های من شک کرده وبنابراین در آتش است. مستدرک الوسایل ج18 ص184
در روایتی دیگر از رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) داریم: ای علی هر کس با کینه نسبت به تو بمیرد به مرگ جاهلیت مرده و خداوند همه ی اعمالی را که در اسلام انجام داده،مورد محاسبه قرار می دهد. بحارالانوار ج35 ص49
بر این اساس هر کینه ورز نسبت به امام علی(علیه السلام) و منکر ولایت او در هر زمانی از اهل جاهلیت بوده وکافر به کفر جاهلی است. وبا این دلیل می توان ثابت کرد که در جاهلیت دوم به سر می بریم. منظر دوم: از امیر مومنان علی(علیه السلام) روایت شده است: رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمودند:هر کس بمیرد در حالی که امام زمان خود را نشناخته باشد،به مرگ جاهلیت از دنیا رفته وبه خاطر اعمالی که در جاهلیت واسلام انجام داده،مورد موءاخذه قرار می گیرد. بحارالانوار ج18ص176
از این حدیث اثبات می گردد که امامت اهل بیت(علیه السلام) میزان وفارق جاهلیت از اسلام است،پس هر کس که به امامت حقه ی آنان در قالب امامت دوازده امام پس از رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)معترف نباشد،از اهل جاهلیت است. و در نتیجه هر کس امام عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) را نشناخته باشد از اهل جاهلیت بوده و در نتیجه منکر دعوت او واز اهل آتش است. ان شاالله ادامه دارد........... التماس دعا یاغفار |
|||
|
|
۲۱:۳۹, ۹/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
|
محمود جان خیلی خوبه که ادامه میدی
با اینکه اینجا مثل مشاعره و خنده ی حلال پربازدید و پر پاسخ نیست ولی پشتکاری که داری قابل تحسینه |
|||
|
|
۲۱:۵۰, ۹/شهریور/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۹/شهریور/۹۰ ۲۱:۵۲ توسط محمود.)
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
(۹/شهریور/۹۰ ۲۱:۳۹)EMPERATOR نوشته است: محمود جان خیلی خوبه که ادامه میدیتا یه جایی شو موافقم ولی اگر مثل پشتکارم ارادم داشتم الان یه چیزی می شدم ان شاالله که همه عاقل باشیم و نیازی به یاد اوری نداشته باشیم حالا از این تایپیک بازدیدم نشد عیبی نداره راستی چرا تو نظر سنجی شرکت نمی کنی؟ |
|||
|
|
|
|
| 1 میهمان |








