ساحت جان بشر،امروز از نور علم روشن است یا این که غرق در جهل وتاریکی است؟
شاید گمان شود جاهلیت دوم معرفی شده مربوط به سالها و قرون اولیه پس از بعثت رسول خداست، اما مصادیق این جاهلیت دوم که در روایات ائمه ی معصومین(علیه السلام) از آنها سخن به میان آمده وجوه مختلفی را در بر دارد.
نفوذ جاهلیت در حوزه فکری واعتقادی ،همان که باعث وموجد بروز مصادیق فرهنگی وتمدنی جاهلیت نیز می شود.
در سخن بزرگان آرایش وزینت و حیات دنیوی ،پیشرفت و پسرفت صور تمدنی ومادی ، ملاک ومعیار تشخیص جاهلانه یه عالمانه بودن نیست بلکه معیار در سخن ایشان سلامت دین و اخلاق و رهبری مردم در فلاح و رستگاری انسان است.
در بیان ائمه ی معصوم(علیه السلام)
عدم معرفت به امام عصر در هر عصر به منزله ی مرگ در جاهلیت
اعلام شده است.
چنانچه داریم از قول
امیر مومنان علی(علیه السلام) که
رسول الله (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرموده اند:
هر کس بمیرد،در حالی که امام عصر خود را نشناخته باشد،به مرگ جاهلیت از دنیا رفته وبه خاطر اعمالی که در کالبد جاهلیت در اسلام انجام داده مورد موءاخذه قرار می گیرد.
مقام امام مقام فارق حق از باطل و علم از جهل است و جهل درباره ی صاحب این مقام،به منزله ی جهل درباره ی معیار تشخیص حق از باطل و علم از جهل و لاجرم ابتلا به شبهه و غلتیدن در باطل است.
این امر ابتدا در حوزه نظری اتفاق می افتد،و منجر به ظهور سیره وسنت ،اخلاق وفرهنگی می شود که آکنده از جهالت وباطل است و لاجرم موجد تمدنی آکنده از باطل وجهالت نیز می شود.
عموم جنگها و خونریزیها و پایمالی حق واموال مردم ،حاصل شبهه وعدم تشخیص حق از باطل وفقدان فارق میان آنهاست.
بی سبب نیست که
حضرت فاطمه (سلام الله علیها) می فرمایند:
فرمانبرداری از ما،سبب نظام امت پو امامت ما خاندان،مایه ی امان بخشی از تفرقه هاست.
بحارالانوار ج9 ص223 -طبرسی،احمد بن علی، الاحتجاج ج1 ص98
به هر حال آدمی در گذار زندگی شخصی رابه عنوان حجت خود قرار می دهد، ولاجرم هر خصوصیاتی که آن حجت داشته باشد در آن فرد هم بروز می کند.
امکان ندارد که نسبت،عهد وتعلق خاطر فردی به حجتی باشد وفرمان حجت دیگری را گردن نهد.
همواره آنکه فائق می آید و بر مملکت وجود آدمی حکم می راند حجت آن فرد است.
فرهنگ وتمدن جاهلیت دوم انعکاس عینی حجت عصر مدرنیته وغیر معصوم است که امکان سلطه یافته است والبته تفاوت بنیادی آن با جاهلیت قبلی در حجت قرار دادن دیگری بود،
لیکن در عصر حاضر
بشر خود را می پرستد،طاغوت خود اوست، بی واسطه در (خود بنیادی) مستقر شده واین بدترین نوع جاهلیت است که در تاریخ حیات بشر وجود اتفاق افتاده است.
این جاهلیت موجد جهانی آکنده از ظلم وجور است،همانطور که درباره ی عصر اخرین و آخر الزمان در رویات آمده است.
در عصر ما بشر در بطن ظلم متولد شده وبه دلیل خود بنیادی و تفکر اومانیسمی،خود منشا و مصدر ظلم و باطل است.
شاید بتوان گفت امام عصر بزرگترین بت شکن تاریخ حیات بشر بر زمین است،ایشان بت انسان را در بتخانه ی وجودی اش می شکند!!!!
سخن
امیر مومنان علی(علیه السلام) خطاب به مردم آخرالزمان شگفت آور است،آنجا که فرمودند:
ای مردم به علم یقین بدانید،آن کس که با جاهلیت مرسوم در میان شما به استقبال قائم(عجل الله تعالی فرجه الشریف) ما برود،با آن کس که با جاهلیت اول به استقبال رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) رفت ،تفاوتی ندارد و دلیل آن این است که در آن روز همه بر رسم و روش جاهلیت زندگی خواهند کرد، مگر آن کسی که مورد رحمت خداوند قرارگیرد.
بحار الانوار ج51 ص120
زندگی به رسم جاهلیت، گردن نهادن وتبعیت وعمل به فرهنگ وتمدن جاهلی را در خود دارد.
حال این پرسش مطرح می شود :
چگونه می توان در وضعی چنین،غرقه ی فرهنگ وتمدن ظالمانه وجاهلانه، به استقبال امام رفت؟
استقبال از امام، مستلزم انکار و تبری از وضع و راه رسم ظالمانه است و این تبری، خود در گرو معرفت درباره ی حق زمانه وتجلی وزظهور کفر و شرک و نفاق در زمانه است.
راه با انکار ونفی آغاز می شود.
قومی که به انکار و نفی نرسیده و لا اله نگفته چگونه پای دراثبات حق گذارد؟
در اینجا یاد یه روایت افتادم که بد نیست بگم البته فقط این حدیث رو بلدم شاید حدیثهای دیگری هم باشه ، بگذریم اون حدیث به این مضمون بود:
عدالت خداوندی بر این امت تا موقعی گسترده است که قاریان امت به زمامداران گرایش پیدا نکنند و نیکان آنها تبهکارانشان را از گناه نهی کنند،هنگامی که قاریان به سلاطین بگروند و نیکان نهی از منکر نکنند و آنگاه بنشینند و بگویند: لااله الاالله، خداوند در عرش خود می فرمایند:دروغ می گویید ودر این گفته خود راستگو نیستید!!!!!.
امام علی(علیه السلام)
غیبت نعمانی ص131
این حدیث آوردم فقط برای اینکه بدونید منظور از
لا اله الا الله گفتن فقط حرف نیست بلکه
لا اله الا الله باید در
عمل ما نمود داشته باشد.
بگذریم
معرفت درباره ی بنیادهای فرهنگی واعتقادی تمدن جاری وراه ورسم مرسوم وعادت شده،به انکار و تبری می انجامد و تبری، در خود و با خود،گردن نهادن بر آستان حضرت دوست و هم افقی با او را سبب می شود.
وقتی ظلم در تمام جنبه های فکری و اخلاقی و علمی رسوخ کرده و بشر عین ظلم شده و غرقه ی بیداد.،انکار وتبری باید همهء پهنه های اعتقادی ،اخلاقی و علمی ظالمانه را شامل شود.
بی شک این نفی وانکار،زمینه ساز استقبال است. شاید یکی از دلایل تاخیر در امر ظهور همین بد استقبالی است.
در حالی که راه و رسم جاهلی را پاس می داریم وبرای بقا ودوامش از همه مرزهایی که در حوزه اعتقادی واخلاقی وحرام ها حلالهای کتاب الله ومحمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) وآل او می گذریم ،از امام عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) هم سخن می گوییم.
این همان استقبال جاهلانه از حجت حی خداوند است، خیلی صریح بگم ،همان که به ظهوری وحضوری نمی انجامد.
مبتلا شدن به جاهلیت جاده ی حیات آدمی را برای ارتکاب جرم وجنایت هموار می سازد. در چنین وضعی است که،قبایح وزشتی ها عمومیت می یابند وبه امری عادی و معمولی تبدیل می شوند واز آن بدتر،قبیح ،حسن جلوه داده شده، وموجب افتخار می گردد.
متاسفانه در سالهای قبل از ظهور،ژرفا و وسعت جهالت از سویی و جدا افتادگی از سیره وسنت رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) وکلام آسمانی قرآن از دیگر سو ،بر احساس بیگانگی مردم و غربت دین چنان می افزاید که آیین و مرام آخرین وصی رسول خاتم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) حضرت مهدی صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در چشم مردم به مثابه آیین جدید می آید.
دور مانده ومهجور از شهر ودیار،آن زمان که روی به وطن می گذارد،غریب ونا شناخته می نماید،ورنه از دین جدید وامر جدید خبری نیست، اگر چه
امام صادق(علیه السلام) فرمودند:
هنگامی که قائم ظهور کند،با امر جدید خواهد آمد،چنان که رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در آغاز اسلام ،مردم را به امر جدید دعوت می کرد.
شیخ مفید،الارشاد ج2 ص384
وسعت و دوری و بیگانگی است که در چشم جاهلان،آیین ومرام آبا و اجدادی را غریبه می نماید،چنان که همان امام معصوم (علیه السلام) به زبان دیگری، درباره ی سیرهء امام مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) می فرماید:
همان کاری که رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) انجام داد،مهدی انجام می دهد.بدعتهای موجود را خراب می کند،چنان که رسول الله(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) اساس جاهلیت را منهدم نمود،آنگاه اسلام را از نو بنا می کند.
بحارالانوار ج52 ص352
بدعت ها در سیر تدریجی و تکوینی،همه ی سنت ها را از میدان خارج ساختند تا آنگاه که به تمامی؛بدعت ها جایگیر شدند و جاهلیت دوم ریشه دواند،صورت فرهنگ و تمدن به خود گرفت،قوام یافت و مسلح به سلاح فن و آگاهی و تجربه شد تا با تمام قوا در برابر هر مصلح و احیا گری بایستد.
در میان روایات رسیده از ائمه ی معصومین(علیه السلام)،وجوه مختلف این جاهلیت بیان شده،به اتکای این سخنان حکیمانه است که به رغم پندار ظاهر بینان،قبل از ظهور موعود(عجل الله تعالی فرجه الشریف)،جامعه بشری،در سه حوزه فکری،فرهنگی و تمدنی غرقه ی جاهلیت می شود.
گسست در زنجیرهء جاهلیت، در گروی ظهور حجت حی خداوند،موعود آخرالزمان است و تکلیف ما،ورود خالصانه و مجاهدانه در خیل منتظران وزمینه سازان.
امید که بخت این همراهی بزرگ را حاصل آوریم.
ان شا الله
به قلم اسماعیل شفیعی سروستانی(خلاصه شده)
امیدوارم که به علت طولانی بودن متن منو ببخشید اما خب بالاخره بخش اول بحث با نام
جاهلیت دوم وپوستین وارونه اسلام تموم شد.
ان شا الله ادامه بحث رو با نام
جاهلیت دوم در آخرالزمان خواهیم داشت.
یاعلی