|
چرا در قرآن نام امام علی به عنوان جانشین رسول خدا به صراحت نیامده است!!
|
|
۷:۵۵, ۱۸/مرداد/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/بهمن/۹۱ ۰:۱۴ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
چرا نام امام علی(علیه السلام) در قرآن نیامده است؟!
قرآن کریم درباره هیچ کس پس از پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به اندازه حضرت علی سخن نگفته است ، گرچه نام آن حضرت در قرآن به صراحت نیامده است ، اما با عناوین و عبارات گوناگونی که از تصریح کردن به نام آن حضرت تأثیر بیشتری دارد . بعضی از افراد سؤالی را مطرح می کنند و بیان دارند که چرا نام امام علی (علیه السلام) در قرآن به صراحت نیامده تا این همه اختلاف در طول تاریخ در جهان اسلام بوجود نیاید و این همه مشکلات پدیدار نشود؟ برای پاسخ بیان می کنیم که : - قرآن کتابی است که به بیان کلیات می پردازد نه جزئیات ، اصل امامت به صراحت در قرآن ذکر شده است اما جزئیات و مصادیق آن به خاطر مصالحی ، به صراحت نیامده است وتبیین جزییات را به عهده پیامبرصلی الله علیه و آله نهاده شده است . اگر در قرآن نامی از بیشتر پیامبران برده نشده است - تنها 26 تن نام برده شدهاند - دلیل آن نیست که آنان پیامبر یا رسول نبودهاند ، زیرا قرآن خود میفرماید: « وَ لَقَدْ أرْسَلْنا رُسُلاً مِنْ قَبْلِکَ مَنْهُمْ مَنْ قَصَصْنا عَلَیْکَ وَ مِنْهُمْ مَنْ لَمْ نَقْصُصْ عَلَیْکَ ... ؛ پیش از تو رسولانی فرستادیم که سرگذشت گروهی را برای تو ذکر کردیم و سرگذشت گروهی را ناگفته گذاشتیم .»( غافر، آیه 78) سخن به کنایه گفتن از بیان صریح، بلیغ تر است! قرآن کریم درباره هیچ کس پس از پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به اندازه حضرت علی سخن نگفته است ، گرچه نام آن حضرت در قرآن به صراحت نیامده است ، اما با عناوین و عبارات گوناگونی که از تصریح کردن به نام آن حضرت تأثیر بیشتری دارد ، به آن حضرت اشاره نموده است مانند : الف) «اًّنَّما وَلِیُّکُمْ الله وَ رَسُولُهُ والّذینَ آمَنُوا الّذینَ یُقیمُونَ الصَّلاَْ وَ یُؤتُونَ الزَّکاَْ وَ هُمْ راکِعُونَ ؛ ولی شما خدا و رسول خدا و کسانی هستند که ایمان آوردهاند و نماز را به پاداشته و زکات را در حال رکوع پرداخت می نمایند .»(مائده ، 55) ب) آیه مباهله : « قُلْ تَعالَوا نَدْعُ أَبْنأَنا وَ أبْنأَکُمْ وَ أنْفُسَنا وَ أنْفُسَکُمْ ؛ ای رسول بگو بیایید بخوانیم فرزندانمان را و فرزندانتان را و جانمان را و جانتان را... در این آیه از علی به عنوان جان رسول خدا یاد شده است .»(آل عمران ، 61 ) ج) «أَطیعُوا الله وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الأَمْرِ مِنْکُمْ».(نساء ، 59) بنا به این آیه شریفه هم ، حضرت علی(علیه السلام) ولی امر بوده و اطاعت از او همتراز اطاعت از خدا و رسول دانسته شده است و دهها آیه دیگر که در جای خود بحث شده و به اثبات رسیده است . اگر در قرآن نامی از بیشتر پیامبران برده نشده است - تنها 26 تن نام برده شدهاند - دلیل آن نیست که آنان پیامبر یا رسول نبودهاند، زیرا قرآن خود میفرماید: « وَ لَقَدْ أرْسَلْنا رُسُلاً مِنْ قَبْلِکَ مَنْهُمْ مَنْ قَصَصْنا عَلَیْکَ وَ مِنْهُمْ مَنْ لَمْ نَقْصُصْ عَلَیْکَ ... ؛ پیش از تو رسولانی فرستادیم که سرگذشت گروهی را برای تو ذکر کردیم و سرگذشت گروهی را ناگفته گذاشتیم» پاسخ امام صادق(علیه السلام) به مردم زمانه! ابوبصیر می گوید : به امام صادق علیه السلام عرض کردم : مردم می گویند : چرا نام علی و اهل بیت ایشان در کتاب خدا نیست؟ فرمود: به آنان بگو نماز بر رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نازل شد ولی خداوند رکعات آن را که سه یا چهار تاست در کتابش نام نبرد، تا آنکه رسول الله (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) آن را برای مردم تفسیر کرد و … (کافی ، ج 1 ، ص 286 ) بسیاری از مسائل هستند که در جهان اسلام اختلافات دامنه داری را ایجاد کرده اند در حالی که قرآن به آنان اشاره ای نکرده است. مثلاً در معرفی خدا که از معرفی حضرت امیر بالاتر و والا تر است بگونه ای عمل نکرده است که اختلاف بین مسلمانان بوجود نیاید ؛ مثلاً " آیا اصلاً خداوند صفت دارد یا ندارد؟ و اگر فرضاً دارد ، متحد با ذات است یا نه؟ و آیا ممکن است خدا جسم و مکان داشته باشد؟ کلام خدا و اراده خدا حادث است یا نه؟ و... ![]() اینها مباحثی است که اختلافات زیادی را در بین مسلمانان موجب گشته است ، حال آیا می شود اشکال کرد که چرا قرآن اینها را بگونه ای واضح ننوشت که مردم در آن اختلاف نکنند؟! در حالیکه با تدبر در قرآن همه این مسائل و حتی امامت امیرالمؤمنین علیه السلام قابل اثبات است. - اگر در قرآن اسم امام می آمد هیچ بعید نبود و این امکان کاملاً قابل طرح بود که عده ای که دارای تشکیلات به هم پیوسته و منظمی بوده اند، توطئه چیده و بگویند که پیامبر صلی الله و علیه و آله و سلم در آخرین لحظات حیات خود فرموده که این آیه باید نسخ گردد و مثلاً انتخاب خلیفه به شورا واگذار شده است و صلاحیت حضرت امیر (علیه السلام) از طرف خداوند سلب گردیده است. به عبارتی از روایات معصومین علیهم السلام و تحقیقات رجال دین به این نتیجه می رسیم که احتمالاً از جمله موجبات این ابهام و عدم تصریح به نام مقدس امیرالمؤمنین به عنوان ولی امر مسلمین در متن قرآن موضوع صیانت قرآن از تحریف بوده است ، زیرا منافقان خطرناکی که با پنهان داشتن کفر درونی خود ، دست ایمان به پیغمبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) داده و خود را به طمع رسیدن به اهداف شیطانی در اعداد امت اسلامی جا زده بودند و در راه رسیدن به اهداف خود (چنانکه تاریخ پس از رحلت رسول اکرم به خوبی نشان داد) از اقدام به هر نوع جنایت و جور و ستم ، حتّی به خاندان پیامبر در فجیع ترین صورت خودداری نمی کردند ! کسانی که به وجود نازنین اهل بیت رحم نکردند صد در صد اگر نام علی علیه السلام در قرآن ذکر می شد با تمام قوا علیه قرآن قیام می کردند و او را تحریف می کردند . همانطور که با احادیث رسول الله بدلیل ذکر مناقب علی علیه السلام جنگیدند و خواندن احادیث رسول الله را ممنوع کردند ؛ چرا که اکثر احادیث رسول خدا صلی الله علیه و آله در مدح و فضل مولا علی علیه السلام بود . قرآن کریم در باره ی پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) می فرماید : " وَمَا یَنطِقُ عَنِ الْهَوَى ، إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْیٌ یُوحَى، عَلَّمَهُ شَدِیدُ الْقُوَى" (نجم3) ولی وقتی پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) قلم و دوات برای نوشتن خواست تا بدان وسیله جلوی ضلالت امت را بگیرد، گفتند: این مرد هذیان می گوید، در حالیکه این خلاف صریح قرآن است مگر خداوند حافظ قرآن کریم نمی باشد؟ ممکن است از این کلام ما اشکالی به ذهن برسد و بگویید خداوند وعده ی حفظ قرآن از تحریف را داده است : « إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ » (حجر/9) بنابراین مصونیت قرآن نیازی به ابهام آمیز بودن آیات ولایت نخواهد داشت ؟! در جواب به یک حدیث اشاره می کنیم که می گوید ؛ « ابی الله ان یجری الامور الا باسبابها : سنت جاریه خداوند در عالم این است که افعال خود را از طریق اسباب و علل به وقوع می رساند .» ![]() در قرآن می فرماید: «وَ مَا مِن دَآبَّةٍ فِی الأَرْضِ إِلاَّ عَلَى اللّهِ رِزْقُهَا وَیَعْلَمُ مُسْتَقَرَّهَا وَمُسْتَوْدَعَهَا كُلٌّ فِی كِتَابٍ مُّبِینٍ »(هود /6) این آیه بدین معنا نیست که روزی هر جنبنده ای از مجرای غیبی و غیر عادی به او می رسد و احتیاج به حرکت و فعالیتی ندارد ، بلکه خدا مقدر کرده که روزی جنبندگان را از طریق اسباب و علل به آنها برساند . حال اگر خدای متعال وعده ی حفظ قرآن داده و صیانت آن را به عهده گرفته است ، لازمه اش این نیست که منحصراً نحوه ی حفظ آن به صورت خارق العاده و از مجرای غیب باشد، بلکه یکی از علل و اسباب عادی آن ، مبهم گذاردن آیات ولایت و تصریح ننمودن به اسامی امامان علیهم السلام و گنجاندن آن آیات در خلال آیات احکام و قصص می باشد . عده ای می گویند : اگر در قرآن اسم امام می آمد ، ریشه اختلاف می خشکید ، چرا که قابل تصور نیست که مسلمانان صدر اسلام بر خلاف متن قرآن عمل بکنند ! در جواب می گوئیم: در موارد متعددی مشاهده شده است که خلفای سه گانه بر خلاف صریح قرآن عمل کردند . اینک نمونه هایی از آن را برمی شماریم: 1) خلیفه اول با آوردن حدیثی که تنها خود شاهد صدور آن از پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بود ، بر خلاف آیات شریفه " وَوَرِثَ سُلَیْمَانُ دَاوُودَ " (نمل/16) و " فَهَبْ لِی مِن لَّدُنكَ وَلِیًّا ، یَرِثُنِی وَیَرِثُ مِنْ آلِ یَعْقُوبَ وَاجْعَلْهُ رَبِّ رَضِیًّا " (مریم/5 - 6) ارث بردن از پیامبران را انکار و فدک را از حضرت فاطمه (سلام الله علیها) پس گرفت. 2) آیه ی "فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ"فَریضة ( نساء ، 24) صریحاً در مورد متعة النساء است و اما خلیفه دوم آن حکم را ممنوع اعلام کرد. 3) خلیفه دوم آیه ی " فَمَن تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِّ "(بقره ، 192) را منسوخ اعلام کرد و دستور داد تا بدان عمل ننمایند. 5) قرآن کریم در باره ی پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) می فرماید : " وَمَا یَنطِقُ عَنِ الْهَوَى ، إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْیٌ یُوحَى ،عَلَّمَهُ شَدِیدُ الْقُوَى" (نجم3) ولی وقتی پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) قلم و دوات برای نوشتن خواست تا بدان وسیله جلوی ضلالت امت را بگیرد، گفتند: این مرد هذیان می گوید، در حالیکه این خلاف صریح قرآن است . ![]() - شاید یکی دیگر از حکمت های عدم تصریح نام امام علی علیه السلام در قرآن و واگذاشتن تبیین آیات در این زمینه به عهده پیامبر صلی الله علیه و آله آزمون امت بوده که در سرنوشت نسل ها اثری مستقیم دارد . آزمایش انسان ها یک سنت الهی بشمار می رود و در تمام ادوار تاریخ ، نمونه هایی از آن را به وضوح می بینیم؛ مثلاً امتحان کردن یهودیان در داستان یوم السبت یا امتحان کردن فرشتگان با خلقت حضرت آدم و جریان سجده کردن و… بالأخره امت اسلامی هم مورد آزمایش قرارگرفتند. رسول خدا صلی الله علیه وآله در طول حیات خود بارها و بارها به ولایت علی علیه السلام اشاره کردند به طوری که حجت را بر همگان تمام کردند. روزی پیامبر در جمع اصحاب فرمود: «من قال لا اله الا الله دخل الجنه ؛ دو نفر از صحابه (که ما هر دو را می شناسیم ) گفتند: فنحن نقول لا اله الا الله ؛ رسول خدا در حالی که دست روی سر علی گذاشته بود فرمود: انما تقبل شهاده لا اله الا الله من هذا و شیعته .» (بحارالانوار ، ج 27 ، ص 201 ) نتیجه گیری : نتیجه اینکه آمدن اسم امام در قرآن نه تنها به نفع امامت نبود، بلکه به مراتب خطرناکتر از عدم نام بردن او بود و این احتمال خیلی قوی است که بگوئیم حتی اساس دین هم در خطر قرار می گرفت ؛ زیرا همانطوری که ملاحظه شد عمل کردن بر خلاف قرآن امری معمولی و عادی بوده و چندان حساسیتی را در بین مسلمین ایجاد نمی کرده است . |
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۰:۴۸, ۲۱/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
|
بهترین راه اثبات امامت امام علی(علیه السلام) برای اهل سنت، تمسک به قرآن و روایاتی که در توضیح آنها در کتب خودشان نقل شده است، می باشد و البته بدیهی است که انسان باید حقیقت جو باشد تا به توجیهات ناصواب و غیر عقلانی متوسل نشود و چشم را به روی حقیقت نبندد.
در قرآن مجید آیات فراوانی است که با استفاده از احادیثی که از پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در شأن نزول آنها وارد شده است، امامت امام علی (علیه السلام) را اثبات می نمایند. به آیاتی چند توجه فرمایید: 1. آیه تبلیغ: «یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک...[i]» که طبق روایات معتبر از اهل سنت در جریان غدیر خم نازل شده است و در این روز تاریخی پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) با اعلام ولایت و جانشینی حضرت علی(علیه السلام) رسالت خود را تکمیل فرمود. 2. آیه ولایت: «انما ولیکم الله و رسوله و الذین امنوا الذین یقیمون الصلاة...[ii]» که ولایت حضرت علی (علیه السلام)[iii] در کنار ولایت خدا و رسول(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) قرار داده شده است. 3. آیه اولی الامر: یا ایها الذین امنوا اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم...[iv]» که اطاعت از اولی الامر را به نحو مطلق واجب کرده است، و از این الزام مطلق بدست می آید که امام باید معصوم باشد لذا غیر از حضرت علی(علیه السلام) که از عصمت برخوردار نیست، نمی تواند امام باشد. علاوه روایاتی که از کتب اهل سنت در ذیل این آیه به معرفی حضرت علی(علیه السلام) به عنوان امام و جانشین پیامبر (علیه السلام) پرداخته است، بیش ار اندازه است . 4. آیه صادقین: یا ایها الذین امنوا اتقوا الله و کونوا مع الصادقین...[v]» که می فرماید: ای اهل ایمان، تقوا داشته و با صادقین باشید و در روایات بیان شده است که: منظور از صادقین حضرت علی(علیه السلام) و اهل بیت پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) می باشند. متن مقاله بصورت کامل و جامع تر: http://islamquest.net/fa/archive/question/fa1817 [i] . مائده، 67. [ii] . مائده، 55. [iii] چون طبق روایات معتبر آنکه در رکوع انگشترش را به سائل داد حضرت علی (علیه السلام) بوده است. [iv] . نساء، 59 [v] . توبه، 119. |
|||
|
|
۱۶:۳۱, ۲۱/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
|
1- خطیب بغدادی در کتابش (تاریخ بغدادی ج6 صفحه 221) از ابن عباس نقل می کند که 3000 آیه از قرآن کریم در حق علی و فضایل او نازل شده است.
2- شبلنجی در (نورالبصار صفحه 73) و ابن عساکر در تاریخشان نقل می کند که در کتاب خدا برای احدی آنقدر که در فضیلت علی(علیه السلام) آیه نازل شده است، آیه نازل نشده است. |
|||
|
|
۱۳:۵۶, ۲۴/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
|
پرسش:
چرا نام ائمه ی معصومین (علیه السلام) به طور صریح در قرآن نیامده است؟ پاسخ کوتاه: باید توجه داشت که هرچند نام ائمه ی اطهار (علیه السلام) در قرآن به طور صریح نیامده است، لکن در کلام پیامبر اسلام (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به طور صریح نام ائمه ی معصومین(علیه السلام) و مخصوصاً على بن ابى طالب (علیه السلام) ذکر شده است که مصداق روشن آن حدیث غدیر است که به منزلهى اعلام رسمى خلافت امیرالمؤمنین على (علیه السلام) مىباشد. حدیث غدیر از جهت سند متواتر و از جهت دلالت شواهد روشنى بر امامت حضرت على (علیه السلام) دارد. از این گذشته در خود قرآن هم آیاتى در شأن حضرت على (علیه السلام) نازل شده که مهم ترین آنها آیه ی 55 سورهى مائده است که مىفرماید: "ولى شما خدا و رسول و آن مؤمنانى که نماز به پا مىدارند و در حال رکوع زکات مىدهند، است". و در کتب تفسیر و تاریخ و روایى شیعه و سنى آمده است که این آیه پس از انفاق حضرت على (علیه السلام) انگشترش را در حال نماز و در رکوع نازل شده است و مصداق خارجى آن جز على بن ابى طالب (علیه السلام) نیست، پس هر چند به طور صریح نام حضرت على (علیه السلام) در قرآن نیامده است، اما اشارات واضحى به آن حضرت شده است. اما این که چرا به طور صریح نام ایشان برده نشده است، لااقل دو جواب مىتواند داشته باشد. اوّلا: بناى قرآن براین است که مسائل را به صورت کلى، و به شکل اصل و قاعده بیان کند، نه این که جزئیات و ریز مسایل را تشریح نماید. چنان که در موارد بسیارى روش قرآن این چنین بوده است. از این رو امام صادق (علیه السلام) هنگامى که از ایشان سؤال مىشود: چرا نام امامان (علیه السلام) در قرآن نیامده مىفرماید: همچنان که خدا نماز و زکات و حج را به شکل اصل و قانون کلى نازل فرمود و جزئیات آن را تشریح نکرد، بلکه پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) خود نحوه ی انجام و احکام جزئى آنها را بیان فرمود، در مورد ولایت هم، پیامبر خود به خلافت حضرت على (علیه السلام) و اهل بیتش تصریح نمود، بدون این که در قرآن نیازى به ذکر نام تک تک ائمه (علیه السلام) باشد. ثانیا: در مثل چنین مسألهاى، که احتمال مخالفت زیاد است، مصلحت در آن است که قرآن به صورت غیر صریح و با اشاره و کنایه مطلب را بیان نماید؛ زیرا احتمال دارد که دامنه ی مخالفت با مسأله ی امامت ائمه (علیه السلام)، به مخالفت با قرآن و اصل دین کشیده شود، که مسلما این به صلاح مسلمانان نخواهد بود؛ یعنى چه بسا مخالفین با ولایت حضرت على (علیه السلام) به جهت مخالفت با آن حضرت - اگر آیهاى به طور صریح ولایت آن حضرت را بیان مىفرمود - آن آیه را تحریف یا تبدیل یا حذف نمایند، و آن گاه ارزش اسلام به عنوان دین خاتم و قرآن به منزله ی یک کتاب آسمانى جاودان، هتک مىگردید. افزون بر این باید توجه داشت اگر خداوند در قرآن مىفرماید: "ما قرآن را نازل کردیم و خود حافظ آن هستیم" یکى از راههاى حفظ قرآن به این است که انگیزههاى مخالفت و تحریف را به صورت طبیعى از میان بردارد. لذا در قرآن اوّلاً به ولایت ایشان به طور صریح و با ذکر نام پرداخته نشده است، ثانیا: آیات مربوط به ولایت حضرت على (علیه السلام) و نیز آیه ی تبلیغ که مربوط به ابلاغ رسمى ولایت حضرت على (علیه السلام) است و نیز آیه ی تطهیر که راجع به عصمت اهل بیت(علیه السلام) است، در لابلاى آیاتى که در ظاهر هیچ ارتباطى با بحث مورد نظر ندارند، گنجانده شده است، تا حتى المقدور انگیزههاى تحریف و تبدیل فروکش نماید و قرآن در طول تاریخ از هر گونه تعرض مصون و محفوظ باشد. پاسخ تکمیلی و جامع: http://islamquest.org/fa/archive/question/1223 |
|||
|
|
۲۲:۲۰, ۱۴/مهر/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/مهر/۹۳ ۲۲:۲۱ توسط عبدالرحمن.)
شماره ارسال: #14
|
|||
|
|||
|
شاید یکی از دلایل این بوده که خدا رحمتش (رحمانیت) حتی به دشمنان اهل بیت هم رسیده
حسابش رو بکنید اگر بصورت واضح و عینی چنین آیاتی رو داشتیم چه بلایی به سرشون میومد عذاب ابدی براشون بسه |
|||
|
۲۲:۵۰, ۱۴/مهر/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/مهر/۹۳ ۲۲:۵۱ توسط Anti gods.)
شماره ارسال: #15
|
|||
|
|||
|
به نظر من خدا در قران از امیرالمومنین هم بهصورت غیر مستقیم یاد کرده و هم مستقیم..در واقع اگر در بعضی از ایات دقیق شیم و بدون تعصب واز بیرون به اون ایه نگاه کنیم والبته مقداری با تاریخ هم اشنا باشیم میفهمیم که اتفاقا خدا در عین غیر مستقیم یاد کردن حضرت علی(علیه السلام) کاملا از ایشون به صورت مستقیم یاد میکنه.نمونش ایه ای که در مورد زکات دادن در هنگام رکوع نازل شد...وآیات دیگر که در قرآن زیاده که عده ای میگن 300ایه در شان ایشان نازل شده.
هرچند بنده شک ندارم اگر خداوند به صورت مستقیم هم از نام علی در قران استفاده میکردند عده ای بودند که بار هم اشکال وارد میکردند و سعی میکردن به واسطه تعصب بیجایی که دارن امر رو بر عوام مشتبه کنند. در واقع به نظر من این گونه یاد کردن خداوند از امیرالمومنین جنبه امتحانی هم دارد...که چگونگی این امتحان مشخص و واضحه وتوضیح بیشترش وتکرارش توسط بنده بیهودس. یا علی ![]() ![]()
|
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| چرانام علی(علیه السلام)در قران نیامده؟ | saeed6121 | 1 | 1,652 |
۲۷/دی/۹۳ ۱۶:۱۴ آخرین ارسال: غربت تشیع |
|






![[تصویر: 4616521812559113761812810542166712483895.jpg]](http://img.tebyan.net/big/1389/12/4616521812559113761812810542166712483895.jpg)
![[تصویر: 188241091589519813261321811011918823770110.jpg]](http://img.tebyan.net/big/1389/09/188241091589519813261321811011918823770110.jpg)
![[تصویر: 82194189116981945912161231381171771943138.jpg]](http://img.tebyan.net/big/1388/05/82194189116981945912161231381171771943138.jpg)




