کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 3 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
چرا در قرآن نام امام علی به عنوان جانشین رسول خدا به صراحت نیامده است!!
۷:۵۵, ۱۸/مرداد/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/بهمن/۹۱ ۰:۱۴ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #1
آواتار
چرا نام امام علی(علیه السلام) در قرآن نیامده است؟!




قرآن کریم درباره هیچ کس پس از پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به اندازه حضرت علی سخن نگفته است ، گرچه نام آن حضرت در قرآن به صراحت نیامده است ، اما با عناوین و عبارات گوناگونی که از تصریح کردن به نام آن حضرت تأثیر بیشتری دارد .


بعضی از افراد سؤالی را مطرح می کنند و بیان دارند که چرا نام امام علی (علیه السلام) در قرآن به صراحت نیامده تا این همه اختلاف در طول تاریخ ‏در جهان اسلام بوجود نیاید و این همه مشکلات پدیدار نشود؟
برای پاسخ بیان می کنیم که :
- قرآن کتابی است که به بیان کلیات می پردازد نه ‏جزئیات ، اصل امامت به صراحت در قرآن ذکر شده است اما جزئیات و مصادیق آن به خاطر مصالحی ، به صراحت نیامده است وتبیین جزییات را به عهده پیامبرصلی الله علیه و آله نهاده شده است .
اگر در قرآن نامی از بیشتر پیامبران برده نشده است - تنها 26 تن نام برده شده‏اند - دلیل آن نیست که آنان پیامبر یا رسول نبوده‏اند ، زیرا قرآن خود میفرماید: « وَ لَقَدْ أرْسَلْنا رُسُلاً مِنْ قَبْلِکَ مَنْهُمْ مَنْ قَصَصْنا عَلَیْکَ وَ مِنْهُمْ مَنْ لَمْ نَقْصُصْ عَلَیْکَ ... ؛ پیش از تو رسولانی فرستادیم که سرگذشت گروهی را برای تو ذکر کردیم و سرگذشت گروهی را ناگفته گذاشتیم .»( غافر، آیه 78)

سخن به کنایه گفتن از بیان صریح، بلیغ تر است!


قرآن کریم درباره هیچ کس پس از پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به اندازه حضرت علی سخن نگفته است ، گرچه نام آن حضرت در قرآن به صراحت نیامده است ، اما با عناوین و عبارات گوناگونی که از تصریح کردن به نام آن حضرت تأثیر بیشتری دارد ، به آن حضرت اشاره نموده است مانند :
الف) «اًّنَّما وَلِیُّکُمْ الله وَ رَسُولُهُ والّذینَ آمَنُوا الّذینَ یُقیمُونَ الصَّلاَْ وَ یُؤتُونَ الزَّکاَْ وَ هُمْ راکِعُونَ ؛ ولی شما خدا و رسول خدا و کسانی هستند که ایمان آورده‏اند و نماز را به پاداشته و زکات را در حال رکوع پرداخت می نمایند .»(مائده ، 55)
ب) آیه مباهله : « قُلْ تَعالَوا نَدْعُ أَبْنأَنا وَ أبْنأَکُمْ وَ أنْفُسَنا وَ أنْفُسَکُمْ ؛ ای رسول بگو بیایید بخوانیم فرزندانمان را و فرزندانتان را و جانمان را و جانتان را... در این آیه از علی به عنوان جان رسول خدا یاد شده است .»(آل عمران ، 61 )
ج) «أَطیعُوا الله وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الأَمْرِ مِنْکُمْ».(نساء ، 59)
بنا به این آیه شریفه هم ، حضرت علی(علیه السلام) ولی امر بوده و اطاعت از او هم‏تراز اطاعت از خدا و رسول دانسته شده است و ده‏ها آیه دیگر که در جای خود بحث شده و به اثبات رسیده است .
اگر در قرآن نامی از بیشتر پیامبران برده نشده است - تنها 26 تن نام برده شده‏اند - دلیل آن نیست که آنان پیامبر یا رسول نبوده‏اند، زیرا قرآن خود میفرماید: « وَ لَقَدْ أرْسَلْنا رُسُلاً مِنْ قَبْلِکَ مَنْهُمْ مَنْ قَصَصْنا عَلَیْکَ وَ مِنْهُمْ مَنْ لَمْ نَقْصُصْ عَلَیْکَ ... ؛ پیش از تو رسولانی فرستادیم که سرگذشت گروهی را برای تو ذکر کردیم و سرگذشت گروهی را ناگفته گذاشتیم»


پاسخ امام صادق(علیه السلام) به مردم زمانه!

ابوبصیر می گوید : به امام صادق علیه السلام عرض کردم : مردم می گویند : چرا نام علی و اهل بیت ایشان در کتاب خدا نیست؟ فرمود: به آنان بگو نماز بر رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نازل شد ولی خداوند رکعات آن را که سه یا چهار تاست در کتابش نام نبرد، تا آنکه رسول الله (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) آن را برای مردم تفسیر کرد و … (کافی ، ج 1 ، ص 286 )
بسیاری از مسائل هستند که در ‏جهان اسلام اختلافات دامنه داری را ایجاد کرده اند در حالی که قرآن به آنان اشاره ای نکرده است. ‏مثلاً در معرفی خدا که از معرفی حضرت امیر بالاتر و والا تر است بگونه ای عمل نکرده است که ‏اختلاف بین مسلمانان بوجود نیاید ؛ مثلاً " آیا اصلاً خداوند صفت دارد یا ندارد؟ و اگر فرضاً دارد ، متحد با ‏ذات است یا نه؟ و آیا ممکن است خدا جسم و مکان داشته باشد؟ کلام خدا و اراده خدا ‏حادث است یا نه؟ و...

[تصویر: 4616521812559113761812810542166712483895.jpg]

اینها مباحثی است که اختلافات زیادی را در بین مسلمانان موجب گشته است ، حال آیا می شود اشکال کرد ‏که چرا قرآن اینها را بگونه ای واضح ننوشت که مردم در آن اختلاف نکنند؟! در حالیکه با تدبر در قرآن همه این ‏مسائل و حتی امامت امیرالمؤمنین علیه السلام قابل اثبات است.‏
‏- اگر در قرآن اسم امام می آمد هیچ بعید نبود و این امکان کاملاً قابل طرح بود که عده ای که دارای ‏تشکیلات به هم پیوسته و منظمی بوده اند، توطئه چیده و بگویند که پیامبر صلی الله و علیه و آله و سلم ‏در آخرین لحظات حیات خود فرموده که این آیه باید نسخ گردد و مثلاً انتخاب خلیفه به شورا واگذار ‏شده است و صلاحیت حضرت امیر (علیه السلام) از طرف خداوند سلب گردیده است.‏
به عبارتی از روایات معصومین علیهم السلام و تحقیقات رجال دین به این نتیجه می رسیم که احتمالاً از جمله موجبات این ابهام و عدم تصریح به نام مقدس امیرالمؤمنین به عنوان ولی امر مسلمین در متن قرآن موضوع صیانت قرآن از تحریف بوده است ، زیرا منافقان خطرناکی که با پنهان داشتن کفر درونی خود ، دست ایمان به پیغمبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) داده و خود را به طمع رسیدن به اهداف شیطانی در اعداد امت اسلامی جا زده بودند و در راه رسیدن به اهداف خود (چنانکه تاریخ پس از رحلت رسول اکرم به خوبی نشان داد) از اقدام به هر نوع جنایت و جور و ستم ، حتّی به خاندان پیامبر در فجیع ترین صورت خودداری نمی کردند !
کسانی که به وجود نازنین اهل بیت رحم نکردند صد در صد اگر نام علی علیه السلام در قرآن ذکر می شد با تمام قوا علیه قرآن قیام می کردند و او را تحریف می کردند . همانطور که با احادیث رسول الله بدلیل ذکر مناقب علی علیه السلام جنگیدند و خواندن احادیث رسول الله را ممنوع کردند ؛ چرا که اکثر احادیث رسول خدا صلی الله علیه و آله در مدح و فضل مولا علی علیه السلام بود .
قرآن کریم در باره ی پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) می فرماید : " وَمَا یَنطِقُ عَنِ الْهَوَى ، إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْیٌ یُوحَى، عَلَّمَهُ شَدِیدُ الْقُوَى" (نجم3) ولی ‏وقتی پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) قلم و دوات برای نوشتن خواست تا بدان وسیله جلوی ضلالت امت را بگیرد، گفتند: این ‏مرد هذیان می گوید، در حالیکه این خلاف صریح قرآن است

مگر خداوند حافظ قرآن کریم نمی باشد؟


ممکن است از این کلام ما اشکالی به ذهن برسد و بگویید خداوند وعده ی حفظ قرآن از تحریف را داده است : « إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ » (حجر/9) بنابراین مصونیت قرآن نیازی به ابهام آمیز بودن آیات ولایت نخواهد داشت ؟!
در جواب به یک حدیث اشاره می کنیم که می گوید ؛ « ابی الله ان یجری الامور الا باسبابها : سنت جاریه خداوند در عالم این است که افعال خود را از طریق اسباب و علل به وقوع می رساند .»

[تصویر: 188241091589519813261321811011918823770110.jpg]

در قرآن می فرماید: «وَ مَا مِن دَآبَّةٍ فِی الأَرْضِ إِلاَّ عَلَى اللّهِ رِزْقُهَا وَیَعْلَمُ مُسْتَقَرَّهَا وَمُسْتَوْدَعَهَا كُلٌّ فِی كِتَابٍ مُّبِینٍ »(هود /6) این آیه بدین معنا نیست که روزی هر جنبنده ای از مجرای غیبی و غیر عادی به او می رسد و احتیاج به حرکت و فعالیتی ندارد ، بلکه خدا مقدر کرده که روزی جنبندگان را از طریق اسباب و علل به آنها برساند . حال اگر خدای متعال وعده ی حفظ قرآن داده و صیانت آن را به عهده گرفته است ، لازمه اش این نیست که منحصراً نحوه ی حفظ آن به صورت خارق العاده و از مجرای غیب باشد، بلکه یکی از علل و اسباب عادی آن ، مبهم گذاردن آیات ولایت و تصریح ننمودن به اسامی امامان علیهم السلام و گنجاندن آن آیات در خلال آیات احکام و قصص می باشد .
عده ای می گویند : اگر در قرآن اسم امام می آمد ، ریشه اختلاف می خشکید ، ‏چرا که قابل تصور نیست که مسلمانان صدر اسلام بر خلاف متن قرآن عمل بکنند !
در جواب می گوئیم: در موارد متعددی مشاهده شده است که خلفای ‏سه گانه بر خلاف صریح قرآن عمل کردند . اینک نمونه هایی از آن را برمی شماریم:
1) خلیفه اول با آوردن حدیثی که تنها خود شاهد صدور آن از پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بود ، بر خلاف آیات ‏شریفه " وَوَرِثَ سُلَیْمَانُ دَاوُودَ " (نمل/16) و " فَهَبْ لِی مِن لَّدُنكَ وَلِیًّا ، یَرِثُنِی وَیَرِثُ مِنْ آلِ یَعْقُوبَ وَاجْعَلْهُ رَبِّ رَضِیًّا " (مریم/5 - 6) ارث بردن از پیامبران را انکار و فدک را از حضرت فاطمه (سلام الله علیها) ‏پس گرفت.‏
‏2) آیه ی "فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ"فَریضة ( نساء ، 24) صریحاً در مورد متعة النساء است و اما خلیفه ‏دوم آن حکم را ممنوع اعلام کرد.‏
3) خلیفه دوم آیه ی " فَمَن تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِّ "(بقره ، 192) را منسوخ اعلام کرد و دستور داد تا بدان عمل ننمایند.
5) قرآن کریم در باره ی پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) می فرماید : " وَمَا یَنطِقُ عَنِ الْهَوَى ، إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْیٌ یُوحَى ،عَلَّمَهُ شَدِیدُ الْقُوَى" (نجم3) ولی ‏وقتی پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) قلم و دوات برای نوشتن خواست تا بدان وسیله جلوی ضلالت امت را بگیرد، گفتند: این ‏مرد هذیان می گوید، در حالیکه این خلاف صریح قرآن است .

[تصویر: 82194189116981945912161231381171771943138.jpg]

- شاید یکی دیگر از حکمت های عدم تصریح نام امام علی علیه السلام در قرآن و واگذاشتن تبیین آیات در این زمینه به عهده پیامبر صلی الله علیه و آله آزمون امت بوده که در سرنوشت نسل ها اثری مستقیم دارد .
آزمایش انسان ها یک سنت الهی بشمار می رود و در تمام ادوار تاریخ ، نمونه هایی از آن را به وضوح می بینیم؛ مثلاً امتحان کردن یهودیان در داستان یوم السبت یا امتحان کردن فرشتگان با خلقت حضرت آدم و جریان سجده کردن و… بالأخره امت اسلامی هم مورد آزمایش قرارگرفتند. رسول خدا صلی الله علیه وآله در طول حیات خود بارها و بارها به ولایت علی علیه السلام اشاره کردند به طوری که حجت را بر همگان تمام کردند. روزی پیامبر در جمع اصحاب فرمود: «من قال لا اله الا الله دخل الجنه ؛ دو نفر از صحابه (که ما هر دو را می شناسیم ) گفتند: فنحن نقول لا اله الا الله ؛ رسول خدا در حالی که دست روی سر علی گذاشته بود فرمود: انما تقبل شهاده لا اله الا الله من هذا و شیعته .» (بحارالانوار ، ج 27 ، ص 201 )

نتیجه گیری :


نتیجه اینکه آمدن اسم امام در قرآن نه تنها به نفع امامت نبود، بلکه به مراتب خطرناکتر از عدم نام ‏بردن او بود و این احتمال خیلی قوی است که بگوئیم حتی اساس دین هم در خطر قرار می گرفت ؛ زیرا همانطوری که ملاحظه شد عمل کردن بر خلاف ‏قرآن امری معمولی و عادی بوده و چندان حساسیتی را در بین مسلمین ایجاد نمی کرده است .
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: mohamad ، Reza14 ، أین المنتظر ، A L I ، ELENOR ، Seyed Mohsen ، MESSENGER ، zarati313 ، هدهد ، nafas ، saloomeh ، hesam110 ، تفکر ، در جستجوی سختی ، yamin ، SARV ، yashar1374 ، EMPERATOR ، mhvvhm ، علی 110 ، shafagh_mah ، بیداری اندیشه ، محب الزهرا ، loverofgod-61 ، spaceshi ، mohammad reza ، وحید110 ، Havbb 110 ، دوست خدا ، بیداری12 ، عبدالرحمن ، mahdy30na ، MohammadSadra ، Eve
۱۱:۲۴, ۱۸/مرداد/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/مرداد/۹۰ ۱۸:۲۲ توسط mohamad.)
شماره ارسال: #2
آواتار
سوره مبارکه نساء آیه 64

وَمَا أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلاَّ لِيُطَاعَ بِإِذْنِ اللّهِ وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذ ظَّلَمُواْ أَنفُسَهُمْ جَآؤُوكَ فَاسْتَغْفَرُواْ اللّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُواْ اللّهَ تَوَّابًا رَّحِيمًا
و ما هيچ پيامبرى را نفرستاديم مگر آنكه به توفيق الهى از او اطاعت كنند و اگر آنان وقتى به خود ستم كرده بودند پيش تو می ‏آمدند و از خدا آمرزش می ‏خواستند و پيامبر [نيز] براى آنان طلب آمرزش می ‏كرد قطعا خدا را توبه ‏پذير مهربان می ‏يافتند.

دوستان به نظر شما در این آیه مخاطب عبارت "تو" کیست؟
اگر رسول الله باشد که پس می بایست در ادامه آیه نیز از همان عبارت استفاده می شد
یا اینکه در ابتدا نیز نام رسول االه بکار گرفته می شد
با روخوانی این آیه نیز برتحتی می توان فهمید که مخاطب لغت "تو" حضرت محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نیست.

منظور از این کلمه حضرت امیر (علیه السلام) می باشند.
البته بزودی تفسیر کاملی را راجع به این آیه در این تاپیک اضافه خواهم کرد


امضای mohamad
[تصویر: abbasalef.jpg]
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Reza14 ، rastin ، أین المنتظر ، aramino ، hussain ، علی 110 ، ELENOR ، Seyed Mohsen ، MESSENGER ، zarati313 ، حلما ، nafas ، hesam110 ، در جستجوی سختی ، yamin ، یا ثارالله ، mhvvhm ، shafagh_mah ، بیداری اندیشه ، بیداری12 ، عبدالرحمن ، MohammadSadra
۱۴:۱۹, ۱۸/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #3
آواتار
دلایل عدم صراحت قران در ذکر نام مولا علی(علیه السلام) چیست ؟




ما سؤال شما را به گونه ای دیگر طرح می کنیم و آنگاه به پاسخ آن می پردازیم:
چرا نام امام علی (علیه السلام) در قرآن به صراحت نیامده تا این همه اختلاف در طول تاریخ ‏در جهان اسلام بوجود نیاید و این همه مشکلات پدیدار نشود؟
‏1)‏جواب نقضی:
چرا در ‏قرآن نیامده است که علی و اولاد او حقی از امامت ندارند تا این همه اختلافات پیش نیاید اگر ‏قرآن یک اشاره ای می کرد و یا صریحاً می فرمود که اینان از ولایت برامت پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) برکنار هستند قهراً ‏زمینه برای اختلاف بوجود نمی آمد. و اصلا چرا در قرآن نامی از خلفای راشدین نیامده تا اختلافی بوجود ‏نیاید؟! اگر نامی از حضرت علی (علیه السلام) نیامده است نامی از خلفای راشدین هم برده نشده است.‏
‏2)‏ جواب حلی :
الف: قرآن کتابی است که به بیان کلیات می پردازد نه ‏جزئیات، اصل امامت به صراحت در قرآن ذکر شده است اما جزئیات و مصادیق آن به خاطر مصالحی به صراحت نیامده است .
بسیاری از مسائل هستند که در ‏جهان اسلام اختلافات دامنه داری را ایجاد کرده اند در حالی که قرآن به آنان اشاره ای نکرده است. ‏مثلاً در معرفی خدا که از معرفی حضرت امیر بالاتر و والا تر است بگونه ای عمل نکرده است که ‏اختلاف بین مسلمانان بوجود نیاید مثلا آیا اصلاً خداوند صفت دارد یا ندارد؟ و اگر فرضاً دارد متحد با ‏ذات است یا نه؟ و آیا ممکن است خدا جسم و مکان داشته باشد؟ کلام خدا و اراده خدا ‏حادث است یا نه؟ و... اینها مباحثی است که اختلافات زیادی را در بین مسلمانان موجب گشته است، حال آیا می شود اشکال کرد ‏که چرا قرآن اینها را بگونه ای واضح ننوشت که مردم در آن اختلاف نکنند. در حالیکه با تدبر در قرآن همة این ‏مسائل و حتی امامت امیرالمؤمنین علیه السلام قابل اثبات است.‏
‏ب: ‏ اگر فرضاً در قرآن اسم امام را هم تعیین می کرد از کجا که اختلاف دیگری بین مسلمانان ایجاد نمی گشت، واز کجا معلوم که به انکار اصل دین منجر نمی شد و اگر قرآن می فرماید: "انا نحن نزلنا الذکر و انا له ‏لحافظون" یکی از معانی آن این است که قرآن بگونه ای طراحی شده است که هم راه هدایت را برای حقیقت جویان تبیین می نماید و هم این تبیین را بگونه ای به انجام می رساند که از آسیب ‏دیگران در امان باشد و زمینه را برای تحریف فراهم نسازد و ما معتقدیم که جای دادن آیات مربوط به اهل بیت در بین ‏آیات دیگرتوسط پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) درهمین راستا قابل ارزیابی است.‏
‏ج:‏ اگر در قرآن اسم امام می آمد هیچ بعید نبود و این امکان کاملاً قابل طرح بود که عده ای که دارای ‏تشکیلات به هم پیوسته و منظمی بوده اند، توطئه چیده و بگویند که پیامبر صلی الله و علیه و آله و سلم ‏در آخرین لحظات حیات خود فرموده که این آیه باید نسخ گردد و مثلاً انتخاب خلیفه به شورا واگذار ‏شده است و صلاحیت حضرت امیر (علیه السلام) از طرف خداوند سلب گردیده است.‏
‏د: ‏ ممکن است گفته شود: اگر در قرآن اسم امام می آمد ریشه اختلاف می خشکید ‏چون قابل تصور نیست که مسلمانان صدر اسلام بر خلاف متن قرآن عمل بکنند.
درجواب می گوئیم: در موارد متعددی مشاهده شده است که خلفای ‏سه گانه بر خلاف صریح قرآن عمل کردند . اینک نمونه هایی از آن را برمی شماریم:

1) ابوبکر با آوردن حدیثی که تنها خود شاهد صدور آن از پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بود بر خلاف آیات ‏شریفه “و ورث سلیمان داوود“ (نمل/16) و “فهب لی من لدنک ولیاً یرثنی و یرث من آل ‏یعقوب و اجعله رب رضیا” (مریم/5) ارث بردن از پیامبران را انکار و فدک را از حضرت فاطمه (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) ‏پس گرفت.‏
2) ابوبکر بر خلاف صریح آیة 41 سورة انفال: “واعلموا انما غنمتم من شیء فأن لله خمسه وللرسول ‏و لذی القربی” از پرداخت خمس به حضرت فاطمه (سلام الله علیها) و اولاد او سرباز زد و احدی بدو ‏اعتراض نکرد.
‏3) آیه ی "فما استمعتم به منهن فآتوهن اجورهن" (سوره نساء آیه 28) صریح در متعه النساء است و اما خلیفه ‏دوم آن حکم را ممنوع اعلام کرد.‏
4) عمر آیه ی "فمن تمتع بالعمره الی الحج (بقره آیه 192) را منسوخ اعلام کرد و دستور داد تا بدان عمل ننمایند.
5) قرآن کریم در باره ی پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) می فرماید: " و ما ینطق عن الهوی ان هو الاوحی یوحی علمه شدید القوی" (نجم آیه 3) ولی ‏وقتی پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) قلم و دوات برای نوشتن خواست تا بدان وسیله جلوی ضلالت امت را بگیرد، گفتند: این ‏مرد هذیان می گوید، در حالیکه این خلاف صریح قرآن است.
البته مواردی ازاین دست بسیاراست و ما به جهت اختصار به همین مقدار بسنده می کنیم و شما را به مطالعه ی کتابی همچون المراجعات حواله می دهیم.‏
ه: دانشمندان معتقدند که "الکنایه ابلغ من التصریح" یعنی به کنایه سخن گفتن از تصریح بلیغ تر است و در قرآن از این شیوه برای معرفی حضرت علی (علیه السلام) استفاده شده است . بعنوان مثال آیا بردن نام حضرت کارگشاتر است یا معرفی آن حضرت با صفتی (مثل اینکه بگوید رهبر شما کسی است که در رکوع انگشترش را به سائل داد و.... ) که هیچ مصداقی غیر از امام علی (علیه السلام) ندارد.
برتری شیوه ی دوم در اینست که هم شما با صفات و ویژه گی های رهبرتان آشنا می شوید و هم بازیگران سیاست به جهت ابهام آن در صدد محو آن بر نمی آیند.
‏ نتیجه اینکه آمدن اسم امام در قرآن نه تنها به نفع امامت نبود بلکه به مراتب خطرناکتر از عدم نام ‏بردن او بود و این احتمال خیلی قوی است که بگوئیم حتی اساس دین هم در خطر قرار می گرفت زیرا همانطوریکه ملاحظه شد عمل کردن بر خلاف ‏قرآن امری معمولی و عادی بوده و چندان حساسیتی را در بین مسلمین ایجاد نمی کرده است .
البته درپایان لازم است متذکر گردیم که بازیگران صحنه سیاست هیچ وقت خود را در مقابل اعتقادات مردم قرار نمی دادند و به مخالفت صریح با قرآن نمی پرداختند بلکه در این کار با توجیهات عوام پسند ، مردم را مجاب می کردند.‏
‏(برای مطالعه ی بیشتر رجوع کنید به: کشف الاسرار امام خمینی چاپ جیبی، ص 112 ال ص 120)‏
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: علی 110 ، ELENOR ، mohamad ، Seyed Mohsen ، MESSENGER ، zarati313 ، حلما ، nafas ، hesam110 ، در جستجوی سختی ، mhvvhm ، بیداری اندیشه ، spaceshi ، بیداری12 ، عبدالرحمن ، رکن الهدی
۲۲:۲۰, ۲۰/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #4
آواتار
آیات وارده در شأن علی علیه السلام در منابع اهل سنت!

آیات فراوانى را علماى اهل سنت در شأن امام علی علیه السلام ـ تفسیر كرده اند و در تأیید آن روایاتى را از پیغمبر اكرم صلى الله علیه وآله آورده اند به طورى كه بعضى از علماى اهل تسنن مانند ابن حجر، خطیب بغدادى، سیوطى، گنجى شافعى، ابن عساكر، شیخ سلیمان قندوزى حنفى و... از ابن عباس روایت كرده اند كه گفت:
"نَزَلَتْ فِى علی ثَلاثُ مِائَةِ آیة"1
در شأن علی علیه السلام سیصد آیه نازل شده است.
و گروه دیگرى از علما عامّه از یزید بن رمّان چنین روایت كرده اند:
گفت:
«تعداد آیاتى كه در شأن علی علیه السلام نازل شده در مورد هیچ كس نازل نشده است.» 2


نمونه هایى از آیات وارده در شأن امام علی علیه السلام

1 ) جریان خوابیدن امام علی علیه السلام ـ در بستر پیامبر و نزول آیه در فضیلت امام
قال الله تبارك و تعالى: (وَ مِنَ النّاسِ مَنْ یَشرى نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاةِ اللّه) 3

ابو عباس احمد بن عثمان بن ابى علی مى گوید:
هنگامى كه پیامبر صلى الله علیه وآله مى خواستند به (مدینه) هجرت كنند علی علیه السلام را جهت رسیدگى به كارهاى خویش و اداى امانات و پرداخت دیون مأمور نمود و شبى كه مشركین خانه پیامبر ـ صلى الله علیه وآله وسلم ـ را محاصره كرده بودند تا ایشان را به قتل برسانند، پیامبر اسلام صلى الله علیه وآله (به امر خدا) خانه خویش را به سوى غار ترك كردند و به علی علیه السلام ـ فرمودند:
بروید (امشب را) در بستر من بخوابید.
پس علی علیه السلام ـ (با جان و دل) قبول كردند و آن شب را در بستر پیامبر خوابیدند و جان خویش را فداى پیامبر نمودند. در این حال خداوند به جبرئیل و میكائیل فرمود:
من بین شما پیمان برادرى بستم و عمر یكى از شما را طولانى تر از دیگرى قراردادم، اكنون كدامیك از شما عمر طولانى را انتخاب مى كنید؟ هر دو عمر طولانى را انتخاب كردند و خداوند فرمود:
آیا نمى خواهید از علی بن ابیطالب سرمشق بگیرید كه چگونه حیات پیامبر را بر حیات خویش ترجیح داد و در بستر رسول خدا به جاى او خوابید و براى فداكارى و ایثار آماده شد؟
به سوى علی روید و او را مراقبت و محافظت نمایید.
آنگاه جبرئیل و میكائیل فرود آمده در حالى كه جبرئیل در نزد سر آن حضرت و میكائیل در نزد پاى ایشان بود، به آن حضرت تبریك گفتند و اظهار داشتند كه:
مبارك بادبر تو اى پسر ابوطالب، خداوند به وجود تو در برابر ملائكه مباهات مى كند.
سپس این آیه شریفه نازل شد:
وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَشْرى نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرَضَاة اللّه 4



2) امام علی علیه السلام ـ اسرار قرآن كریم

(قُلْ كَفى بِاللّهِ شَهیداً بَیْنى وَ بَیْنَكُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ)5

طبق نقل عده اى از علماء اهل سنت، آیه شریفه فوق درباره امام علی علیه السلام ـ نازل شده است.
از عبدالله بن سلام نقل شده كه:
از رسول خدا صلى الله علیه وآله درباره آیه شریفه (وَ مَنْ عنده علم الكتاب)
«كسى كه نزد اوست علم و (اسرار) كتاب (قرآن) سؤال شد، حضرت فرمود: این آیه منحصراً درباره حضرت علی بن ابیطالب است.6


3)امام علی علیه السلام ـ و انفاق آشكار و پنهان

ابن عباس مى گوید:
این كلام خدا:
«كسانى كه مال خود را در شب و روز، پنهان و آشكارا، انفاق مى كنند مزدشان نزد پروردگارشان است و نه ترسى بر آنهاست و نه غمگین مى شوند»7
در شأن علی بن ابى طالب علیه السلام ـ نازل شده است كه نزد علی بن ابى طالب علیه السلام ـ چهار درهم بود، آن حضرت یك درهم را شب و درهم دیگر را در پنهانى و یك درهم دیگر را آشكارا انفاق نمود.8
و خداوند به جهت اهمیت این عمل، آیه فوق را بر پیامبر اكرم صلى الله علیه وآله نازل كردند كه از این طریق شخصیت معنوى و برجسته امام علی علیه السلام ـ را به همگان معرفى نماید.


4) امام علی علیه السلام و انفاق انگشتر به سائل در حال ركوع

ضریس از علی علیه السلام ـ نقل مى كند:
این آیه:
اِنَّما وَلِیُّكُمُ اللّهُ وَ رَسوُلُهُ وَ الَّذِینَ آمَنوُا اَلَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ رَاكِعُونَ9
بر پیامبر نازل شد، پس از آن در حالى كه مردم مشغول نماز بودند پیامبر وارد مسجد شد و دید یك نفر سائل ایستاده است، حضرت رو به سائل كرد و فرمود:
اى سائل آیا كسى چیزى به تو داده است؟
عرض كرد: نه یا رسول اللّه، جز آن ركوع كننده (به علی علیه السلام ـ اشاره كرد) كه انگشتر خود را به من داد، غیر از او كسى چیزى به من نداده است.10


5)در روز قیامت خداوند از ولایت علی علیه السلام سؤال خواهد كرد

طبق نقل مفسرین خاصّه و عامّه، آیه شریفه زیر درباره ولایت علی علیه السلام ـ بوده و در روز قیامت از ولایت آن حضرت سؤال خواهد شد:
وَقِفُوهُمْ اِنَّهُمْ مَسئولُونَ11

در روز قیامت خداوند به ملائك فرمان مى دهد كه آنها یعنى مردمان كفر پیشه و گمراه را متوقف سازید كه در كارشان سخت مسؤول هستند و باید مورد بازپرسى قرار بگیرند.

و روایات متعددى جهت تأیید این مطلب از طریق عامه نقل شده است كه ذیلا به نمونه هایى از آن اشاره مى شود:
الف) از ابى سعید خدرى روایت شده است كه پیغمبر اكرم صلى الله علیه وآله در تفسیر این آیه شریفه «وقفوهم انهم مسئولون» مى فرمود: از ولایت علی بن ابى طالب، سؤال مى شود.
ب) از ابو اسحاق روایت كرد كه او در مورد تفسیر این آیه شریفه «وقفوهم انهم مسئولون» گفت: یعنى از ولایت علی بن ابى طالب علیه السلام ـ (پرسیده مى شود). به درستى كه كسى حق عبور از صراط را ندارد مگر آن كه در دستش برات ولایت علی بن ابى طالب علیه السلام باشد.


6)در روز قیامت از نعمت ولایت سؤال خواهد شد

از امام جعفر بن محمدـ علیه السلام روایت شده كه در مورد آیه:
«ثم لتسألن یومئذ عن النعیم»12
فرمود:
مراد از نعمتى كه در قیامت از آن سؤال مى شود، ولایت علی بن أبى طالب علیه السلام است.13


7) جریان انتصاب امام علی علیه السلام بر ولایت

اى پیامبر، آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است را كاملا (به مردم) ابلاغ كن و اگر چنین نكنى رسالت او را انجام نداده اى، و خداوند تو را از (خطرات) مردم نگاه مى دارد و خداوند جمعیت كافران را هدایت نمى كند.14

از ابن عباس در مورد این آیه شریفه:
«یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیك من ربك...» روایت شد كه گفت:
در مورد علی علیه السلام نازل شد. (خداوند در این آیه) به پیامبرش فرمان داد كه در مورد علی علیه السلام تبلیغ نماید. (ولایت) علی علیه السلام را ابلاغ كند. پس پیامبر اكرم ـ صلى الله علیه وآله وسلم دست علی علیه السلام را گرفت و فرمود:
هر كس كه من آقا و مولایش هستم، پس علی آقا و مولاى اوست، خداوندا; دوست بدار هر كس او را دوست بدارد و دشمن بدار هر كسى با او دشمنى مى كند.15


8) ولایت امام علی علیه السلام كمال دین و اتمام نعمت

امروز دین شما را به حد كمال رسانیدم و بر شما نعمت خود را تكمیل نمودم، و اسلام را به عنوان آیین (جاودان) براى شما پذیرفتم.16

ابو سعید خدرى مى گوید:
وقتى این آیه بر پیامبر اكرم صلى الله علیه وآله نازل شد، حضرت صلى الله علیه وآله فرمودند:
«الله اكبر بر تكمیل شدن دین و اتمام نعمت پروردگار و خشنودى خداوند از رسالت من و ولایت علی بعد از من»




پی نوشت ها:
1خطیب بغدادى در ترجمه اسماعیل بن محمد بن عبدالرحمن در شماره 3275 از تاریخ بغداد، ج 6، ص 221
ـ شیخ سلیمان قندوزى حنفى، ینابیع الموده، باب 42، ص 148 (...اكثر من ثلاث مائة آیه
ـ حافظ بن عساكر در حدیث 941 از ترجمه امیرالمؤمنین از تاریخ دمشق، ج 2، ص 431، ط 2
ـ گنجى شافعى در باب 62 از كتاب كفایة الطالب، ص 231
ـ سیوطى، تاریخ الخلفاء، ص 172
ـ ابن حجر صواعق المحرقه، ص 76
2. ابن عساكر در حدیث 940 از ترجمه امیرالمؤمنین علیه السلام ـ از تاریخ دمشق، ج 2، ص 430، ط 2
ـ ابن حجر در كتاب صواعق، ص 7
ـ سیوطى در تاریخ الخلفاء، ص 171 (عن ابن عباس)
ـ حافظ الحسكانى در حدیث 50 در اول فصل 5 از مقدمه كتاب شواهد التنزیل، ج 1، ص 39، ط 1. و در حدیث 55، ص 41 از همین كتاب
ـ گنجى شافعى، در باب 62 از كفایة الطالب، ص 253
3. بقره: 207
4. الف) أسد الغابة فى معرفة الصحابة، لابن الأثیر(بیروت، دار احیاء التراث العربى، باب العین) المجلد الرابع، ص 25
ب) ترجمة الامام علی بن أبى طالب علیه السلام ـ من تاریخ مدینة دمشق، لابى القاسم علی بن الحسین بن هبة الله الشافعى المعروف بابن عساكر بتحقیق الشیخ محمد باقر المحمودى (بیروت، مؤسسة المحمودى، للطباعة و النشر، الطبعة الثانیة، 1399 هـ 1978) ج 1، ح 187ـ190
ج) مستدرك علی الصحیحین، ابى عبدالله الحاكم النیابورى. و بذیله حافظ الذهبى، (بیروت، دار المعرفه) ج 3
د) التفسیر الكبیر، ج 5 ص 204. ج 3، ص 132
5. رعد 43
6. تفسیر ثعلبى. ـ شیخ سلیمان قندوزى حنفى، ینابیع المودة، باب مناقب السبعون، ص 284، حدیث 60. ـ سیوطى الاتقان، ج 1، ص 13 و تفسیر درّ المنثور در ذیل آیه شریفه
7. بقره: 274

8.التفسیر الكبیر، ج 7، ص 89. در ذیل آیه شریفه. اسد الغابة فى معرفة الصحابة (با مشخصات سابق) ج 4، ص 25. ـ ابراهیم بن محمد الجوینى الخراسانى، فرائد السمطین، حققه و علّقه الشیخ محمد باقر المحمودى (مؤسسة المحمودى، الطباعة بیروت، الطبعة الاولى، 1398 هـ ق) ج 1، ص 356، ح 282
9.مائده: 55
10. ابوالفداء الحافظ ابن كثیر الدمشقى، البدایة و النهایة (مكتبة المعارف ـ بیروت) الجزء السابع، ص 358. ـ فرائد السمطین، (با مشخصات سابق) ج 1، ص 195، ح 153. ـ فخر الدین راضى، تفسیر الكبیر (دار الكتب العلمیه، طهران ـ ایران) ج 12، ص 26 ذیل آیه شریفه، عبارتى با مختصر تفاوت. ـ شیخ سلیمان قندوزى، ینابیع المودة، ص 251
11. صافات: 24
12.تكاثر/8
13.حافظ ابى نعیم اصبهانى، ما نزل من القرآن فى علی علیه السلام ـ ، ذیل آیه شریفه. ـ حافظ الحسكانى، شواهد التنزیل، ج 2، ص 368
14.مائده/67
15. سیوطى، تفسیر الدرالمنثور، ج 2، ص 327، ذیل آیه شریفه. فخر رازى، تفسیرالكبیر، ج 3، ص 636، ذیل آیه شریفه. ترجمة الامام علی ابن ابیطالب علیه السلام ـ ، (با مشخصات سابق)، ج 2، ص 86، حدیث 589
- شیخ سلیمان قندوزى حنفى، ینابیع الموده، ص 140، باب 39. ـ شهاب الدین آلوسى شافعى، روح المعانى، ج 6، ص 172، ذیل آیه شریفه. قاضى شوكانى، فتح القدیر، ج 3، ص 57.و دهها كتاب دیگر كه نقل آنها از حوصله این مختصر خارج است
16. مائده/4


(بخش سیره و عترت تبیان)
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: zarati313 ، Mitsonary ، nafas ، أین المنتظر ، hesam110 ، در جستجوی سختی ، دل خسته ، یا ثارالله ، mhvvhm ، محیصا ، saloomeh ، علی 110 ، بیداری اندیشه ، loverofgod-61 ، mahdy30na ، بیداری12 ، عبدالرحمن ، رکن الهدی
۱۳:۲۴, ۱۵/اسفند/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/اسفند/۹۰ ۱۳:۲۴ توسط Imam12.)
شماره ارسال: #5
آواتار
اسم حضرت علی و امامان واسه این تو قرآن نیومده چون اون زمان و حتی همین الان خیلی ها بودن که امامان رو قبول نداشتن و ممکن بود با دیدن نام اهل بیت در قرآن دست به تحریف قرآن بزنند و اخرین کتاب اسمانیرو دستکاری کنند اما به نظر من تو قرآن بسیار به اهل بیت به طور غیر مستقیم اشاره شده نمونش آیه ای که میگه:

کسانی که ایمان آورده و نماز به پا میدارند و در حال نماز زکات میدهند(امام علی)
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: علی 110 ، در جستجوی سختی ، محیصا ، بیداری اندیشه ، بیداری12 ، saloomeh
۱۳:۴۴, ۱۵/اسفند/۹۰
شماره ارسال: #6
آواتار
سلام.
پیشنهاد میکنم به این تاپیک هم سری بزنید:

امضای أین المنتظر
www.kamitafakkor.blogfa.com

صفحه اینستاگرام:
hadithcity
soldierr313
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: علی 110 ، saloomeh ، mahdy30na
۱:۳۷, ۲۲/اسفند/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۲/اسفند/۹۰ ۱:۴۲ توسط bahari.)
شماره ارسال: #7

دقت شود:با همه ی این توضیحات:واقعاً اسم حضرت علی علیه السلام در قرآن نیست؟
خداوند در قرآن می فرماید:ابراهیم از خدا چیزی در امت آینده خواست:"وَ اجْعَلْ لِي لِسانَ صِدْقٍ فِي الْآخِرِينَ"(شعرا-84)

و نونه ای از یک تفسیر روائی: (في تفسير علي بن إبراهيم و قال علي بن إبراهيم رحمه الله في قوله عز و جل وَ اجْعَلْ لِي لِسانَ صِدْقٍ فِي الْآخِرِينَ قال هو أمير المؤمنين صلوات الله عليه.)

و نمونه دیگر در تفسیر برهان في قوله: رَبِّ هَبْ لِي حُكْماً وَ أَلْحِقْنِي بِالصَّالِحِينَ يعني بالصالحين: الذين لا يحكمون إلا بحكم الله عز و جل، و لا يحكمون بالآراء و المقاييس، حتى يشهد له من يكون بعده من الحجج بالصدق، بيان ذلك في قوله: وَ اجْعَلْ لِي لِسانَ صِدْقٍ فِي الْآخِرِينَ أراد في هذه الأمة الفاضلة، فأجابه الله، و جعل له و لغيره من الأنبياء: لِسانَ صِدْقٍ فِي الْآخِرِينَ و هو علي بن أبي طالب (عليه السلام)، و ذلك قوله: وَ جَعَلْنا لَهُمْ لِسانَ صِدْقٍ عَلِيًّا)

یعنی در سوره ی مریم آیه ی 50 : وَ جَعَلْنا لَهُمْ لسان صِدْقٍ عَلِيًّا.

و این نام مبارک همان کسی است که حضرت ابراهیم (علی نبینا و اله و علیه السلام) از خدا خواست و اجابت شد.

(مراجعه و توجه شود)
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: علی 110 ، أین المنتظر ، یا ثارالله ، بیداری اندیشه ، mahdy30na ، بیداری12
۲۱:۳۶, ۹/تیر/۹۱
شماره ارسال: #8
آواتار
با سلام
با پوزش از دوستان . لازم دونستم در این مجال چند نکته ای در این زمینه برای روشن شدن پاره ای مسائل بیان کنم.
در قسمتی دوستی ذکر کردن که اگر نام امام در قرآن می آمد ممکن بود قرآن را تحریف میکردند. مگر خدا در قران نمیفرماید که "انّا نحن نزّلنا الذّکر و انّا له لحافظون؛ " حجر (15) آیه 9
حال چند نکته خلاصه شده بگم اینکه :
1- قران یکی از ویژگیهایی که داره این هست که شما اگر حتی غنیترین مباحث را در میان آیات قرار بدید اهل قرآن میتوانند ان قسمت رو از دیگر آیات تشخیص بدن .
2- دیگر اینکه این بحث تحریف را آیا شیعه مطرح میکند یا .... ؟
شما دقت کنید که اگر به شما میگویند شیعه میگوید قران حاظر هم قران عثمان هستش ، در حالی که قران در دوره عثمان جمع اوری شد .
3- یک سوال مگر امام علی (ع ) قران رو با تفسیر و شان نزول آماده نکرده بودند؟ در حالی که اجازه ندادند ان قران در جهان اسلام انتشار داده شود.
"مهم : در قران امام چه چیزی وجود داشت که حاظر نشدن آن قران نشر داده شود؟"
4- نام پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) چند بار در قران ذکر شده؟ یک بار و در حالی که در جاهای دیگر از الغاب و اشاره استفاده شده است.
وَ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ آمَنُوا بِما نُزِّلَ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ هُوَ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ كَفَّرَ عَنْهُمْ سَيِّئاتِهِمْ وَ أَصْلَحَ بالَهُمْ (2) محمد
دوستانی که دنبال نام امام میگردن تا اینکه ایمان بیارن ، اگر نام امام هم می امد باز دلیل دیگری میخواستند.
نکته پایانی اینکه شیعه اعتقاد به تفسیر و شان نزول دارد اما غیر شیعه فقط ظاهر قران را ملاک قرار میدهند.
فقط ببخشید بعضی قسمت ها رو صریح نمیشه بیان کرد. اگر باز هم لازم باشد منابع و مدارکی ذکر میکنم.

امضای mahdy30na
بسم الله الرحمن الرحیم
ادع إلى سبيل ربك بالحكمة والموعظة الحسنة وجادلهم بالتي هي أحسن إن ربك هو أعلم بمن ضل عن سبيله وهو أعلم بالمهتدين

با حکمت و اندرز نيکو، به راه پروردگارت دعوت نما! و با آنها به روشى که نيکوتر است، استدلال و مناظره کن! پروردگارت، از هر کسى بهتر می‏داند چه کسى از راه او گمراه شده است؛ و او به هدايت‏يافتگان داناتر است

Invite to the way of your Lord with wisdom and good instruction, and argue with them in a way that is best. Indeed, your Lord is most knowing of who has strayed from His way, and He is most knowing of who is [rightly] guided.
نحل 125
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: علی 110
۱۴:۳۵, ۲۰/مرداد/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۰/مرداد/۹۱ ۱۵:۲۹ توسط أین المنتظر.)
شماره ارسال: #9
آواتار
چرا نام حضرت على علیه السلام در قرآن نیامده است؟

اگر امامت یکى از اصول دین است، پس اهمیت آن از توحید و نبوت و عدل و معاد کمتر نیست، پس چرا آشکارا وجوب آن در قرآن مطرح نشده است؟ به گزارش ظهور، یکی از اصلی ترین شبهاتی که دشمنان اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام به مذهب تشیع وارد می کنند، عدم ذکر شدن نام مبارک أمیرالمؤمنین، حضرت علی علیه السلام در قرآن کریم است.

اکنون با توجه به این که در شب شهادت مولای متقیان، علی علیه السلام هستیم، با هدف بررسی علت بیان نشدن نام مبارک ایشان در قرآن کریم، خبرنگار ما در قم پرسشی از حضرت آیت الله سید «صادق روحانی» در این باره کرد. متن کامل این پرسش و پاسخ به شرح ذیل است:
پرسش: اگر امامت یکى از اصول دین است، پس اهمیت آن از توحید و نبوت و عدل و معاد کمتر نیست، پس چرا آشکارا وجوب آن در قرآن مطرح نشده است؟
پاسخ: باسمه جلت اسمائه؛ حدیث غدیر که شیعیان با آن امامت را اثبات مى کنند از نظر شیعه و سنى، مسلم و قطعى است زیرا هم از طرف شیعه و هم سنى به تواتر نقل شده است. این حدیث آشکارا بیان داشته که پیامبر صلى الله علیه وآله على علیه السلام را به امر الهى به جانشینى خود منصوب نمود. در عین حال، خداوند متعال در این باره تأکید نموده و تعهد کرده تا جان پیامبر صلى الله علیه وآله در امان باشد و در اثر اعتراض مردم به انجام این کار گزندى به او نرسد.
ایرادى که بر جانشینى حضرت على علیه السلام وارد کردند این بود که چرا آشکارا نام على علیه السلام در قرآن نیامده؟ ولى روشن شده که اگر نام مبارک حضرت على علیه السلام و امامان دیگر که از فرزندان او هستند در قرآن مى آمد، قرآن تحریف مى شد. و این است راز عدم ذکر نام على علیه السلام و ائمه علیهم السلام در قرآن..; علاوه بر این نقل صحیحى از ابى بصیر است که گفت: «از امام صادق علیه السلام پرسیدم مردم مى گویند: براى چه نام على و اهل بیتش در قرآن نیامده است؟» امام صادق علیه السلام فرمودند: «به ایشان بگویید حکم نماز بر پیامبر صلى الله علیه وآله نازل شد و خداوند تعداد رکعات که سه یا چهار باشد را معین نکرد و این رسول خدا صلى الله علیه وآله بود که نماز را چنین تفسیر کرد». (۱) از این روایت روشن مى شود که تمامى روایت هایى که بر ذکر نام ائمه علیهم السلام در قرآن دلالت مى کند منظورشان تفسیر و تبیین و یا بیان شأن نزول و تأویل است بدون آنکه خداوند، ابلاغ صریح این مسأله را امر کرده باشد.
—————————————
۱- قُولُوا لَهُمْ: إِنَّ رَسُولَ اللهِ صلى الله علیه وآله وسلم نَزَلَتْ عَلَیْهِ الصَّلاةُ وَ لَمْ یُسَمِّ اللهُ لَهُمْ ثَلاثاً وَ لاَ أَرْبَعاً، حَتَّى کانَ رَسوُلُ اللهِ صلى الله علیه وآله وسلم هُوَ الَّذى فَسَّرَ ذلِکَ لَهُمْ; اصول کافى، ج ۱، ص ۲۸۶; بحارالانوار، ج ۳۵، ص ۲۱۰; تفسیرالعیاشى، ج ۱، ص ۲۴۹; تفسیر فرات کوفى، ص ۱۱۰٫

امضای sarallah
به امید روزی که این پُست سرتاسر این تالار گفت و گو را پرکند:
امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) آمد!
[تصویر: NatureGif16.gif]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: میلاد.م ، بیداری12
۱:۳۴, ۲۱/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #10
آواتار
این سؤالی است که همیشه ذهن شیعه را به خود مشغول نموده است. چرا که از طرفی، مخالفین امامت بلافصل آن حضرت، به عنوان یک اشکال چنین مطرح می کنند که اگر مقام حضرت علی (علیه السلام) آن گونه است که شما می گویید، چرا نام آن حضرت در قرآن نیامده است؟ از طرفی دیگر، ضرورت ذکر نام آن حضرت در قرآن برای برخی از شیعیان آن قدر مسلم بوده که نبودن نام، باعث شده که حتی برخی از شیعیان فکر کنند نام آن حضرت در قرآن بوده اما خدای ناکرده بر اثر تحریف قرآن، حذف شده است!!
مشهورترین پاسخ به این پرسش این است که اگر نام حضرت علی (علیه السلام) در قرآن وجود داشت قطعاً این کتاب مقدس توسط دشمنان آن حضرت تحریف می شد و خدا برای اینکه که این کتاب مقدس سرنوشتی همانند تورات و انجیل پیدا نکند و تحریف نشود و از ذکر نام آن حضرت در قرآن خودداری فرموده است.
اگه قرار بود اسم امام هم تو قران بیاد چون خدا خودش وعده اینو داده که حفظ میکنه واسه همین میشه گفت که تحریف نمیشه.(یافته شخصی من هست و به اصل مظلب مربوط نیست)
اما به نظر می رسد این پاسخ، کامل نیست چرا که نتیجه این سخن این می شود که بگوییم علی رغم این که آمدن نام حضرت در قرآن لازم و واجب بوده اما خداوند متعال این کار لازم را از ترس منافقان و بی دینان انجام نداده است!
اما یک سؤال دیگر پیش می آید و آن این که مگر با وجود نام آن حضرت در قرآن، خدای متعال توان محافظت از قرآن و عدم تحریف آن را ندارد؟
آن چه در پاسخ به این سؤال باید مد نظر داشت چند نکته است:
1 ـ چه کسی گفته همه چیز صریحاً و به اسم در قرآن باید وجود داشته باشد؟ این تفکر که متأسفانه در جامعه امروز ما گسترش زیادی پیدا کرده و خطرناک نیز هست، یک تفکر انحرافی است چرا که قرآن و عترت در کنار هم هستند و عترت مفسر قرآن اند و قرار نیست همه مطالب در قرآن بیان شود.
ابوبصیر از امام صادق (علیه السلام) سؤال کرد که دشمنان ما می گویند چرا نام ائمه در قرآن نیامده است؟ حضرت فرمودند: به آنان بگویید: [کلیات] نماز بر رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نازل شد ولی (خدا) تعداد رکعات آن را (در قرآن) بیان نفرمود و آن حضرت جزئیات آن را برای مردم تفسیر فرمودند و هم چنین زکات بر آن حضرت نازل شد و ...(اصول کافی ج 1 ص286.)
بنابراین خداوند متعال در قرآن کلیات را بیان می فرماید و حضرت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) و ائمه (علیهم السلام) که جانشینان آن حضرت هستند جزئیات آن را برای مردم بیان می فرمایند. همان گونه که در تفسیر آیه شریفه اولی الامر ( آیه 59 سوره نساء)، در روایات متعددی نام معصومین (علیهم السلام) ذکر شده است.
2- صرف آمدن نام کسی در قرآن، نشانه فضیلت و شرافت او نیست. در قرآن نام پیامبران گذشته، بسیار بیشتر از نام پیامبر اسلام آمده است. بعنوان مثال نام حضرت ابراهیم (علیه السلام) در قرآن 69 مرتبه و نام حضرت موسی (علیه السلام) نیز 136 مرتبه ذکر شده اما آیا این ذکر نام، می تواند نشان دهنده مقام بالاتر ایشان باشد که فقط نامش 5 مرتبه در قرآن آمده است؟
3ـ قانون خداوند متعال در قرآن این است که افراد را در حد امکان با صفات و خصوصیات ذکر می کند نه نام و برای همین بسیاری از قرآن پژوهان معتقدند هر جا نام کسی در قرآن آمده این استثناء است و باید دقت شود که چرا شخصی به نام ذکر شده است.
برای اثبات این ادعا کافی است که نگاهی به داستان پر فراز و نشیب حضرت یوسف (علیه السلام) در قرآن کریم بیاندازیم تا ببینیم در طول این داستان حتی نامی از زلیخا در قرآن نیست! و در بین شخصیت های متعدد آن ، تنها دو نام ذکر شده است: حضرت یوسف و یعقوب (علیهما السلام).

4 ـ اگر اسم حضرت علی (علیه السلام) هم در قرآن می آمد، باز راه نپذیرفتن برای منافقان باز بود و تفاوتی نمی کرد!
وقتی ما می گوییم چرا نام حضرت علی (علیه السلام) در قرآن نیامده با این تصور این پرسش را مطرح می کنیم که اگر نام آن حضرت در قرآن آمده بود تمام اختلافات بین شیعه و سنی برطرف شده و تفرقه ها و مشکلات رخت بر می بست. در صورتی که به نظر می آید به دو دلیل، حقیقت این چنین نیست:
اول ـ در آیه 6 سوره مبارکه صف آمده است:«و اذ قال عیسی ابن مریم یا بنی اسرائیل انی رسول الله الیکم مصدقاً لما بین یدی من التوراه و مبشراً برسول یاتی من بعدی اسمه احمد فلما جاء هم بالبینات قالوا هذا سحر مبین».
در این آیه شریفه پس از این که حضرت عیسی (علیه السلام) نبوت خود را متذکر می شود (که طبیعتاً معصوم است و اشتباه و دروغ در سخنان او راه ندارد) مژده آمدن پیامبری پس از خودش را می دهد که نامش احمد است. ولی چه شد؟
دوم ـ حدیث غدیر حدیثی متواتر است و می دانیم متواتر، حدیثی است معتبر که یقین به صحت آن داریم. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در روز غدیر فرمودند: «من کنت مولاه فهذا علی مولاه». همان گونه که می بینیم در این روایت، نام جانشین آن حضرت به صراحت آمده است اما با این حال آیا مشکل حل شده است؟ در این روایت معنای مولا دست کاری شده و با وجود قرائن متعدد که معنای مولا را در معنای سرپرست و رهبر و جانشین متعین می سازد با این حال چنین مطرح شده که در این روایت، مولا به معنای دوست است.
5 ـ نکته اساسی در عدم ذکر نام مقدس امیرمؤمنان (علیه السلام) در قرآن، همان چیزی است که در آیات بسیاری از قرآن، بعنوان یک سنت مسلم خداوند متعال مطرح شده و آن سنت امتحان و آزمایش مردم است.
به عبارت دیگر در مورد ذکر یا عدم ذکر نام مبارک آن حضرت بین یک امر خوب ( ذکر نام حضرت) و یک امر لازم و واجب ( امتحان مردم) تزاحم بوجود آمده که خداوند متعال آن امر واجب را مقدم داشته اند.
آری؛ همان گونه که آیات آغازین سوره مبارکه عنکبوب بیان می فرماید، این گونه نیست که فقط با ادعای ایمان، خداوند متعال بدون آزمایش و امتحان کسی را بهشت ببرد. بلکه نه تنها امتحان می کند بلکه برای امتحان بندگان، از سوژه هایی استفاده می کند که لغزشگاه است. در موضوعاتی که اغلب مردم به راحتی می پذیرند و عمل می کنند و با آن ها مشکلی ندارند و لغزشی نیست، مورد امتحان قرار نمی گیرد. بعنوان مثال خداوند در سوره های بقره، اعراف و نساء به داستانی اشاره می کند در رابطه با قومی که آنان را اصحاب سبت( شنبه) می نامد. قومی بودند که در کنار دریا زندگی می کردند و طبق معمول، مهم ترین حرفه ای که به آن اشتغال داشتند ماهی گیری بود. خداوند آنان را امتحان فرمود به این که امر نمود که در ایام هفته فقط روز شنبه ماهی گیری حرام است. ولی نکته این جاست که در آیه شریفه آمده است: «اذا تاتیهم حیتانهم یوم سبتهم شرعاً و یوم لا یسبتون لا تاتیهم» در روز شنبه ماهی های فراوانی می آمدند و پدیدار می شدند و روزهای غیر از شنبه نمی آمدند. مدتی تحمل کردند ولی نتوانستند با نفس خود مبارزه کنند و حوضچه هایی ایجاد کردند و در روز شنبه ماهی ها را در آن ها گرفتار می کردند و یکشنبه آن ها را می گرفتند! در نتیجه خداوند هم می فرماید ما همه را تبدیل به بوزینه کردیم. در اینجا نیز این چنین است. به این معنا که تمامی مسلمین بر روی شخصیت پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) اتفاق نظر دارند ولی در مورد حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) این گونه نیست خداوند متعال بوسیله وجود مقدس حضرت علی (علیه السلام) مؤمنین را امتحان می کند. این روایت در صحیح بخاری از کتب معتبر اهل سنت آمده است که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده اند:« یا علی! حبک ایمان و بغضک نفاق و کفر». محبت حضرت علی (علیه السلام) نشانه ایمان است و دشمنی با او نشانه نفاق و کفر.
شناخت شخصیت ملکوتی و جایگاه حضرت علی (علیه السلام) و اطاعت از ایشان ملاک کفر و ایمان است. به این گونه که اگر چه خداوند متعال نام آن حضرت و فرزندان معصومش (علیهم السلام) را در قرآن کریم نیاورده اما به گونه ای از ایشان در قرآن یاد شده که اگر کسی بیماری قلبی و باطنی نداشته باشد و در صدد یافتن حقیقت باشد، با تأمل در آیات متعدد قرآن کریم، خاصه آیاتی مانند آیه تطهیر، مباهله، اولی الامر و ولایت به عظمت ملکوتی و جایگاه بی بدیل آن عزیزان خدا، دست خواهد یافت.
منبع: نشریه نسیم وحی، ش 30.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: mbaghaee
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  چرانام علی(علیه السلام)در قران نیامده؟ saeed6121 1 1,613 ۲۷/دی/۹۳ ۱۶:۱۴
آخرین ارسال: غربت تشیع

پرش در بین بخشها:


بالا