|
شکاف بین خانواده ها و رشد طلاق !!!
|
|
۱۴:۱۱, ۲۰/مرداد/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۰/مرداد/۹۰ ۱۴:۴۶ توسط MESSENGER.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
جستجوی علل پیدایش و افزایش بحران ها و جدایی ها در کانون خانواده از منظر دانش های متفاوتی می تواند پیگیری شود.
هر گروه از دانشمندان رشته های مختلفی که پیگیر کشف علل این مشکل اجتماعی هستند، از نگاه خود دلایل محکم و همخوان با واقعیت ها ارائه می دهند. به ذکر برخی علل بسنده می کنیم: 1 - آشنا نبودن با وظایف خانوادگی کسی که در اندیشه تشکیل کانون خانوادگی است، نخست باید بدند که سازمان خانواده مانند هر سازمان اجتماعی دیگر دارای اصولی است که تنها در سایة شناخت اصول و انجام وظایف می تواند به هدف های مقدس ازدواج دست یابد. ناآگاهی از اصول سبب می شود آسیب های جبران ناپذیری بر پیکر خانواده وارد آید و زن و شوهر نتوانند خوشبختی خود و فرزندان شان را در پیوند زناشویی تضمین کنند. برخی زوج های جوان بدون آمادگی قبلی و بی آن که با وظایف و مسئولیت های خود و حقوق شریک زندگی اش به درستی آشنا شوند و راه و روش سلوک در زندگی خانوادگی را بیاموزند، به تشکیل خانواده اقدام می کنند و پس از گذشت مدت زمانی در می یابند چه اشتباه بزرگی را مرتکب شده اند! 2 - عدم شناخت زوجین از یکدیگر کسی که در اندیشه ازدواج است ، پس از آشنایی با وظایف و مسئولیت های خود و حقوق شریک زندگی اش باید بداند با چه کسی ازدواج می کند. نیز معیارهای مهمی که از دید صاحب نظران، از شرایط ازدواج موفق بیان شده، تا چه میزان وجود دارد. شناخت زن و شوهر از وضعیت اخلاقی و معنوی و تفکر اجتماعی و بینش اقتصادی و میزان پای بندی به آداب و رسوم یا گرایش به مدرنیسم ، قبل از ازدواج امری لازم است. اسلام اجازه داده است هنگانی که زن و مرد قصد ازدواج دارند، همدیگر را ببینند، با هم گفتگو کنند، به شرطی که این کار از روی هوسرانی نباشد. باید توجه داشت که تحقیق، با معاشرت ها و انتخاب دوست غیر همجنس که منشأ آن هوس های زودگذر است، تفاوت دارد! 3 - سست شدن مبانی اعتقادی و عدم پایبندی و عدم پایبندی به مقررات دینی اگر با نگاه جستجوگرانه وضع خانواده هایی را که متلاشی شده اند، مورد مطالعه قرار دهیم، درمی یابیم که مهم ترین عامل آن ضعف اصول اخلاقی می باشد. تجربه نشان می دهد کسانی که فاقد تعهدات ایمانی هستند و حتی اگر قبل از ازدواج مدت ها با هم آشنایی داشته باشند، پس از تشکیل زندگی مشترک به دلیل نداشتن ارزش های ثابت و یکسان و نداشتن پشتوانة درونی، با کوچک ترین آسیب، پیوندشان سست شده، چه بسا از هم می گسلد.1 غرق شدن در مادیات و لذت جویی ها و روی گردانی عملی از دین (اگر چه در ذهن معتقد باشد) هیچ نقطة مشترک و عاملی برای وحدت باقی نمی گذارد تا موجب استمرار صمیمیت استواری بنیان خانواده گردد. 4 - گرایش به فرهنگ مصرف غرب و گسترش فساد و بی بند و باری های جنسی و آزادی های افسارگسیخته تفکری حاکم بر جامعه امریکا است، مبنی بر این که "خوشی و لذت مقدّم بر استواری و نگهداری کانون خانوادگی است"! ترویج این اندیشه در جوامع دیگر از جمله ایران یکی از عوامل گسترش جدایی ها و سست شدن بنیان خانواده است. شهید مطهری در این مورد،چه زیبا زمان خود را توصیف کرده است: "در هر جا که آداب و رسوم جدید غربی بیشتر نفوذ کرده است، آمار طلاق هم افزایش یافته است. آمار طلاق ها در شهرها بیشتر از روستاها و شهرهای بزرگ تری که آداب غربی را بیشتر پذیرفته اند، زیادتر است، مثلا بیش از یک چهارم طلاق های ثبت شده سراسر کشور (یعنی 27 درصد) مربوط به تهران است، در حالی که نسبت جمعیت تهران به جمعیت سراسر کشور تقریبا ده درصد می باشد".2 5 - ازدیاد اعتیاد اعتیاد به مواد مخدر، قاچاق، الکل، قمار و سایر مفاسد باعث اختلال در سلامت جسمی، روحی و شخصیت خانوادگی و اجتماعی شده، در نتیجه آمار طلاق را بالا برده است. 6 - بالا بودن میزان مهریه ها یکی از علل طلاق بالا بودن میزان مهریه ها و هوس گرایی زنان جهت دریافت مهریه ها و ازدواج مجدد با مردی دیگر و اخذ مهریه ای دیگر است. 7 - قرار گرفتن طلاق به بهانه های مختلف در دست زنان یکی از احکام اسلام این است که طلاق را در دست مرد قرار داده است، علاوه بر قرآن که در آیاتی چند نظیر49 احزاب و 231 بقره، روایات (3) معتبر زیادی ، قرار گرفتن طلاق به دست مردان را بحث کرده است. جهت روش شدن ارزش اینحکم ، و این که یکی از عوامل شکاف بین خانواده ها ، انحراف از این قانون به بهانه های متفاوت است، به گزارش زیرتوجه کنید. "طلاق های ثبت شده در دادگاه های فرانسه نشان می دهد که بیش از هفتاد درصد طلاق ها به درخواست زنان بوده است".4 لوسون د انشمند امریکایی ، ضمن بیان آمارهای هولناک طلاق در امریکا می نویسد: "قابل توجه این که هشتاد درصد طلاق ها به تقاضای زنان واقع شده است". این وضعیت به بهانه های مختلف در سال های بعد از انقلاب در ایران افزایش یافته است. 8 - صنعتی و ماشینی شدن زندگی زنان و مردان صنعتی شدن زندگی و زنان و مردان موجب بالا رفتن سطح توقعات بانوان و زیاده طلبی و تنوع خواهی مردان گشته و زمینه را برای بروز اختلاف و جدایی ها فراهم ساخته است. نویسنده کتاب "طلاق یا فاجعه انحلال" می نویسد : "طبق آمار ، زن و شوهرهای تهرانی ماهانه دو هزار دادخواست طلاق به دادگستری می دهند. یکی از قضات در این باره اظهار می دارد که : اکثر دادخواست های طلاق از طرف زنان به دادگستری داده می شود. اختلافات این زن و شوهر ها بیشتر در نتیجه ماشینی شدن زندگی و بیشتر شدن توقعات زنان و زیاده طلبی و تنوع خواهی مردان است".5 بخشی از مشکلات خانواده های جدید، ریشه در تغییر و تحول روحی زنان مدرن دارد. همان گونه که مشکلات مردان جدید هم شکل عوض کرده و چهرة تازه تری را به رخ می کشد، اما این مشکل خاص یعنی تحمل ناپذیری برخی از زنان به خصوص قشر فرهیخته، به دیل تغییر مشکل جامعه است. در واقع جامعه ما به سرعت از جامعة سنتی به سوی صنعتی شدن پیش می رود، طبیعی است که در این مسیر زنانی بیشتر درگیر تحول می شوند که در جریان مستقیم این تغییرات قرار دارند. 9 - ناهماهنگی زن و شوهر از جهت وضعیت اقتصادی ، علمی و سطح تحصیلات اسلام توصیه کرده است با کسی ازدواج کنید که "هم کفو" شما باشد، یعنی از جهت اعتقادی ، فکری ، سطح علمی و موقعیت مالی، به هم نزدیک باشید تا بتوانید همدیگر را درک کنید و به احساسات یکدیگر پاسخ مناسبی بدهید. نادیده گرفتن این اصل ، یکی دیگر از علل جدایی ها و ناسازگارهای زن و شوهر ها می باشد، به خصوص اگر زن از جهت سطح تحصیلات یا موقعیت مالی فراهم شده از طریق خانواده ، ارث یا شغل و درآمد ، وضعیت برتری نسبت به شوهر داشته باشد، زمینه برای تنش و اختلاف سریع تر فراهم می شود. ناهماهنگی قدرت علمی، اقتصادی و فکری موجب متفاوت شدن انتظارات می شود و زمینه را برای بروز ناسازگاری فراهم می سازد. عوامل دیگری نیز در گسترش جدایی ها دخالت دارند...جهت آگاهی بیشتر به کتاب نظام حقوق زن در اسلام، نوشته شهید مطهری، از ص 263 به بعد مراجعه شود. پی نوشت ها : 1 - بینش اسلامی پیش دانشگاهی ، ص 93 2 - حقوق زن در اسلام، ص 261 3 - وسایل الشیعه، ج7، ص 340، باب الطلاق بیدالرجل دون المرأه 4 - طلاق یا فاجعه انحلال خانواده، حسین حقانی زنجانی، ص 86 5 - همان ص 94 |
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۸:۱۶, ۷/مهر/۹۰
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
|
متاسفانه طلاق عاطفي در ميان خانواده ها رشد يافته است و گفتگو و ارتباط در ميان زن و مرد در خانواده هاي ايراني رو به كاهش است.بررسي هاي علمي و تجربي روشن كرده است، ازدواج و تشكيل خانواده مهمترين عامل سلامت جسم و روان است؛ مردان و زنان متاهل كه زندگي موفقي دارند نسبت به افراد مجرد عمر طولاني تري خواهند داشت.خانواده به دليل عملكرد گسترده خود در ابعاد اقتصادي، اجتماعي و عاطفي دستخوش تغييرات بسياري شده است از جمله اين تغييرات ازدواج ميان فرهنگي، شكاف بين نسل ها، بالارفتن سن ازدواج، تمايل به تجرد، اشتغال زنان، تماس كمتر والدين و فرزندان و كمرنگ شدن ارزش هاي ديني و اخلاقي است.نرخ طلاق در كشورهاي پيشرفته تا ۵۰ درصد ازدواج هاي انجام شده است،در جامعه ايراني طلاق عاطفي و خشونت خانگي رو به افزايش است همچنين شاهد ارتباط انفعالي مانند قهر هاي طولاني و بي اعتنايي ميان همسران هستيم. آسيب شناسي خانواده هاي ايراني در دهه هاي اخير نشان مي دهد بالارفتن سن ازدواج تمايل به تشكيل خانواده را كاهش داده و جوانان تا دستيابي به مدرك تحصيلي موقعيت شغلي و مالي مناسب ازدواج خود را به تاخير مي اندازند همچنين شيوع فرهنگ مدرك گرايي از موانع ازدواج بهنگام است. قبح طلاق در جامعه ايراني كاهش يافته است،طلاق به درخواست زنان در كشور رو به افزايش است و بسياري از پسران جوان به دليل ترس از پرداخت مهريه و توقعات غيرواقعي دختران به ازدواج تمايلي نشان نمي دهند.افزايش خشونت خانگي در خانواده ها و نداشتن مهارت هاي ارتباطي لازم براي تعامل بين زوجين از آسيب هاي خانواده در ايران است،عدم آگاهي زوجين از حقوق قانوني خود و تضعيف جايگاه والدين كه رسانه ها در تحقق آن نقش بسياري دارند از ساير آسيب هاي خانواده است.يك ازدواج موفق داراي ۴ ويژگي ارتباط جنسي موفق، ارتباط و تعامل همراه با تفاهم، فراهم كردن زمينه تشويق يكديگر در جهت رشد و شكوفايي و عشق به ازدواج و نه تنها عشق ميان زن و مرد است همچنين خانواده سالم داراي نظم اجتماعي همراه با ارزش و اخلاق است و ارتباط و گفتگو در ميان اين خانواده براي بيان درد ها و رنج ها، گلايه ها و شادي ها به اندازه كافي وجود دارد. باتشکر آیدین |
|||
|
|
۱۰:۰۹, ۹/مهر/۹۰
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
|
با سلام و احترام به نظر دوستان به نظرم جمله بیان شده کاملا گویاست: "عادی شدن روابط زن و مرد در محیط کار" اگر در اجتماع، ارتباط زن و مرد یک امر عادی به شمار آید، این امر خود یک آسیب اجتماعی است. همکلامی خارج از حوزه کاری،بیان احساسات نابجا،اظهار رازهای درون خانواده،از بین رفتن حجب و حیا در نگاه،کلام و رفتار...همه و همه با ایجاد زمینه گناه و عادی کردن چنین روابطی از علل مهم طلاق در کشور بشمار میآید. . . . مروری کوتاه در چند پست اخیردر خصوص "زن و محیط کار" و "شکست خانواده" : - - عدم توجه به آموزه های اصیل و ناب اسلامی در این خصوص - - برخورد سلیقه ای با این موضوع - - سرایت رفتارهای نامناسب زن و مرد، از کلان شهرها به محیط های کوچک(همراه با عوارض بیشتر) - - عدم توجه به تفاوتهای شکلی و محتوایی زن و مرد در انتخاب شغل - - بهم خوردن نظم جنسیتی در بازار کار (منجر به افزایش بیکاری مردان) - - گزینش نسنجیده و عدم تعادل در جذب دانشجوی دختر و پسر - - ایجاد توقع نامناسب در جنس زن برای اشتغال در هر رده شغلی(ولو نامتناسب با روحیات این جنس ظریف و لطیف) - - آثار و تبعات برخی از مشاغل مردانه(اختیار شده توسط بانوان) بر رفتار زنان و اثر منفی آن بر خانه و خانواده - - تایید مفید بودن بانوان در مشاغل مرتبط و مطابق با شاخصه های شخصیتی و روانشناختی آنان (بعنوان مثال: بسیار تاثیرگذار در دو حوزه ی "اموزش و پرورش" و "بهداشت و درمان" ) - - مشکلات اقتصادی خانوار و اجبار برخی از زنان برای کار علیرغم میل درونی و با قبول عوارض آن - - امکان آلودگی رفتاری بالا در محیط های مختلط (انکار نکنیم!)
|
|||
|
|
۱۲:۱۹, ۱۱/مهر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۲/مهر/۹۰ ۱۶:۵۵ توسط در جستجوی سختی.)
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
(۷/مهر/۹۰ ۱۸:۰۱)Reza_Jackman نوشته است: ولی بعد از یه مدت ادم مشکل هاش رو سر کار مطرح میکنه واسه اینکه از همکاراش کمک بگیره به نظره شما چرا همچین اتفاقی میفته ؟ چون من یا طرف مقابل و دیگر همکاران نسبت به محیط و همدیگه انس گرفتیم و هیچ ربطی هم به امیال نفسانی نداره . مقدمه : بنده از شرایط محیط کار و زندگی شما اطلاعی ندارم و تمام گفته های بنده جزو خصوصیات اخلاقی و تجربیات شخصی می باشد. این قبیل مشکلات بر می گردد به این موضوع که ما ارتباط درستی با افراد خانواده و درجه یک خودمان مثل مادر, پدر, خواهر و ...نداریم بنابراین مجبور می شویم که مشکلات خودمان را با غریبه ها (خارج از محیط خانواده) مطرح کنیم. بنده شخصا تمام مشکلات خانوادگی خودم را در درجه اول سعی می کنم که در محیط خانواده مطرح کنم تا مجبور نشوم که مثلا با همکار یا دوست خودم دردل کنم یا انس بگیرم. متاسفانه, متاسفانه و متاسفانه در زندگی امروزی اینقدر درگیر سیاسی کاری شده ایم (به معنای عام) که دیگر جایی برای روابط عاطفی در خانواده باقی نمانده است. این روابط سیاسی می تواند یک زن و شوهر یا خواهر و برادر و حتی ارتباط والدین با فرزندان را دچار نماید. در این صورت است که دیگر اعضای خانواده به یکدیگر اعتماد ندارند و حتی برای مطرح کردن کوچکترین و بی اهمیت ترین مشکل دست به دامن افراد غریبه می شویم. با تشکر (۷/مهر/۹۰ ۱۵:۲۴)rastin نوشته است: دوست عزیز،فرمایش شماصحیح.ولی به طور عادی کدوم یکی ازما رفتارهای خارج ازعرف دوتاهمکار بادوجنس مخالف روتابحال ندیدیم؟؟؟؟..... بنده دارم در مورد افراد عضو تالار (به طور کلی افراد مومن و مذهبی) از جمله خودم صحبت میکنم. یعنی اینکه مثلا باید یک فرقی بین من نوعی که ادعای مذهبی بودن دارد, و یک فردی که هیچ گونه حد و حدودی در مسایل اخلاقی را رعایت نمی کند باشد. بنده که چنین ادعایی دارم اگر نتوانم خودم را کنترل کنم نه تنها از افراد لا قید بهتر نیستم حتی مقام پایین تری نزد خداوند متعال دارم. چون علاوه بر گناهان انجام شده, عمل ریا هم به گناهانم اضافه می شود. با تشکر |
|||
|
|
۱:۴۴, ۱۸/مهر/۹۰
شماره ارسال: #14
|
|||
|
|||
|
با سلام انسان متمدن امروزی به همانگونه که در سایر نیازهای مصرفی خود تنوع طلب شده در رابطه با نیاز جنسی خود نیز به همین سمت و سو گرایش پیدا کرده . برای مثال در گذشته ای نه چندان دور مردم از یک دست لباس ، یا یک جفت کفش ویا یک قلم خود نویس سالها استفاده میکردند و از آن لذت میبردند و احساس خستگی نمیکردند اما امروزه شما با کمتر کسی مواجه میشوید که هر دقیقه و یا ساعتی کیف و کفش و لباس و اتوموبیل و ....... عوض نکند و باز به دنبال چیز تازه و جدید تری نباشد . دیگه گذشت و مُرد آن زمانی که یک مرد و یک زن تا آخر عمر با هم زندگی میکردند و هر روز بیشتر از روز قبل عاشق هم بودند . بی رو در واستی ، انسان حریس و شهوت ران امروزی دوست میدارد به همانگونه که هر ساعت و هر دقیقه کیف و کفش و لباس و ....... خود را عوض می کند ، زن و یا شوهر خود را عوض کند و تمامی عواملی که دوستان علل جدایی زوجین از هم بر میشمارند بهانه ای بیش نیست . جدایی انسان از خدا و بی ایمانی و دنیا پرستی و نظام سرمایه داری و اختلاف طبقاتی فاحش و شهوت رانی میررود از او هیولایی بسازد که از حیوان و شیطان فرومایه تر و پست تر شود. شما اگر تا خرخره چلو کباب خورده باشید وقتی بوی قورمه سبزی به مشامتان بخورد اشتهایتان باز میشود و احساس گرسنگی میکنید و این یک غریضه است . مرد یا زنی که مجبور است با همسر خود سالهای سال با هم زندگی کنند و قتی چشمشان به حوری و یا قلمان بیفتد از خود بیخود میشود ، این نیز یک غریضه است بنام غریضه جنسی ، واز این روست که شارع مقدس میفرماید زن و مرد باید حجاب خود را رعایت کنند ، حجاب روسری و یا چادر نیست بلکه رعایت حریم خصوصی زن و مرد است که حریم زن و جای زن در خانه و دور از چشم نا محرم است و حریم مرد و جای مرد در بیرون از خانه و کسب روزی برای زن و فرزندان خود است که امروزه عنوان نمودن این حقیقت مساوی با کفر محسوب میگردد و کسی را جراّت بیان آن نیست . من میتوانم به جرات قسم بخورم که اگر زن در خانه بماند و از حریم خود بیرون نرود بیش از نود درصد از مشکلات کنونی بشر حل خواهد شد، افسوس که مردان مساوی با زن چنین اجازه ای را به کسی نمیدهند. عبدالوهاب
|
|||
|
|
۱۷:۴۵, ۲۵/آبان/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱/آذر/۹۰ ۱۴:۰۹ توسط bagheri4.)
شماره ارسال: #15
|
|||
|
|||
|
نگاهی به یافتن همسر در ایران باستان
در لابهلای تاریخ، اساطیر و باستان شناسی ایران همواره خانواده به عنوان مهمترین واحد اجتماعی و نگهدارنده رابطه خویشی و پایگاه عاطفی نقش مهمیایفا میکند. «مان» در مفهوم خانواده، از صورت اوستایی «نمانیه»، در واژه «خانمان» به معنی خانه و خانواده باقی مانده است. در آثار باستانشناسی ایران، در گورهای مختلف آثار مادری که فرزندش را بغل کرده است و حتی یک نمونه از تپه حسنلو، پایینتر از دریاچه ارومیه، آثار زن و مردی که یکدیگر را در آغوش گرفتهاند، به دست آمده است که خود تاکیدی است بر مفهوم خانواده و عشق. خانواده که امروز نیز از مقدسترین و محترمترین نهادهای اجتماعی به شمار میرود، همواره در این سرزمین از اهمیت والایی برخوردار بوده است. تا بدان جا که در اعتقادات ایرانی تشکیل خانواده به صورت تکلیفی دینی در آمده است. خانواده از نظر اقتصادی، اشتراک منافع و همیاری و امداد مادی و معنوی را تضمین میکند و عشق و محبت مایه استواری این پیوند میگردد. در آن زمان که زنربایی و حتی خرید زن در میان بسیاری از ملل و اقوام هند و اروپایی معمول و متداول بود، ازدواج ایرانی در سایه نظم و نسقی که آیین زرتشت آورده بود، نتیجه عقد بود. وجود ایزد بانوانی چون آناهیتا و اشی و نقش آنان در تفکرات ایرانی اهمیت خانواده را بیشتر مینمایاند. آناهیتا با صفات نیرومندی، زیبایی و خردمندی، به صورت ایزد بانوی عشق و باروری نیز در میآید، زیرا چشمه حیات از وجود او میجوشد و بدین گونه «مادر خدا» نیز میشود. و اشی نماد توانگری و بخشش، ایزد بانویی است که پیشرفت و آسایش به خانهها میبرد و خرد و خواسته میبخشد. به نظر ایرانیان، ازدواج نتیجه تراضی زن و مرد بود و این ازدواج در آن واحد معنی مذهبی و اجتماعی داشت. مومن که تن به قیود زناشویی میدهد، برای روح خود سعادت جاودانی فراهم میآورد و برای خویشتن راهی خجسته به سوی زندگی آینده میگشاید. چرا که مومن باید در گسترش و توسعه آفرینش نیک سهیم باشد و به این منظور، چه وسیلهای شایستهتر و نیکوتر از ازدواج و به بارآوردن موجودات «اهورایی» خواهد بود؟ با این اعتقاد، تجرد در آیین زرتشتی مجاز نیست. زناشویی بیعقد مایه دهشت است و نزد ایرانیان پذیرفتنی نبوده است. به همین خاطر فرزندان حاصل از این گونه پیوندها از وراثت بیبهره بودهاند. زندگی زناشویی و خانواده از لحاظ اجتماعی نیز از اهمیت والایی برخوردار بود تا بدانجا که در زمان ساسانیان، شاهنشاهان، به عنوان نمایندگان راستین اهورامزدا در روی زمین از ازدواج مردم حمایت میکردند. دولت هر سال برای عده زیادی از دوشیزگان نیازمند جهاز فراهم میآورد و دختران بیصاحب و بیجهاز را به خرج خود شوهر میداد و در انجام دادن این گونه نیکوکاریها خسرو انوشیروان سرآمد دیگر پادشاهان ساسانی بود. ایرانیان آنچنان به خانواده اهمیت میدادند که از مشاغلی که مستلزم تجرد بود یا از زندگی حادثه جویانه که مردان را مدتی دراز از کانون خانواده دور نگه میداشت، مانند دریانوردی و بازرگانی، خوششان نمیآمد. حتی سربازان ایرانی همه زن داشتند و دلبسته اجاقهای خانوادگی خود بودند و هر سال، جز چند ماهی خدمت به شاه مملکت دینی به گردن نداشتند. خانواده از چنان بنیان محکمیبرخوردار بود که حتی بچهدار نشدن و نازایی زن دلیلی بر برهم خوردن پیمان زناشویی نبود. زرتشتیان در این گونه موارد به راحتی بچهای را به فرزندی میپذیرفتند. گرچه بنابر دین خود مجاز به انتخاب همسر دیگری با رعایت حقوق همسر اول بودند. اما در همه متن پهلوی «مادیکان هزار دادستان» تنها یک نمونه از دو زنه بودن میبینیم و این امر دلیل آن است که چنین کاری نادر بوده است. نکته جالب دیگر در تفکر ایرانیان، همین مساله به فرزندی پذیرفتن است که تنها در مورد خانوادههای بیاولاد صدق نمیکند. آوردن بچهای به آغوش خانواده منشا مذهبی دارد. این عمل ثواب به شمار میآید و به منزله عبادت است. از این رو، خانوادهای که چند فرزند هم داشته باشد، اگر ببیند بچهای از پرستاری و مواظبتی شایسته برخوردار نیست یا بر سر راه مانده، مکلف است آن بچه را به فرزندی بپذیرد. مساله مهم دیگر در بدو تشکیل خانواده به چشم میخورد. پدر و مادر در انتخاب همسر برای دختر خود دخیل بودند اما دختر هم حق داشت در صورتی که داماد منتخب پدر و مادر را نپذیرفت، دست رد بر سینه او بزند. قوانین دوره ساسانی ازدواجی را که به زور صورت میگرفت، به منزله جرم و خیانت میشمرد. و این امر، از پیشرفتهای بزرگ حقوق ساسانی بود. این در حالی است که در سرزمینهای هممرز ایران، دختر از این آزادی خبر نداشت. در بابل، دختر میبایست مردی را بپذیرد که پدرش برای وی در نظر گرفته بود و در هند، دختر مثل کالایی به مردی داده میشد که بیشترین پول را پرداخته بود. در چنین شرایطی، دختر ایرانی از امتیازهایی بیش از همه دختران مشرق زمین برخوردار بود و میتوانست یار و همدم زندگیش را به میل و اراده خویش برگزیند. نمونههای چنین آزادی و اختیاری در شاهنامه کم نیستند. شاهدخت رودابه هاماوران مخالف با نظر پدر، کاوس را به همسری خود برگزید، منیژه زیبا هم، به همین گونه، به سوی بیژن پهلوان، دشمن سوگند خورده پدرش افراسیاب نگریست. کتایون همسر خویش را در انبوه خلق با پرتاب سیبی زرین به سوی او برگزید. پس از گزینش همسر، باید به حضور پدر دختر رفت و مراسم خواستگاری را به جا آورد. در این مرحله، کسان دختر بیش از هر چیز دیگر نگران خلق مادر شوهر بودند که خوشبختی نوعروس سراپا به آن بسته بود و این نگرانیها نشان میدهد همانگونه که احترام به بنیان خانواده و قدر و منزلت آن در ایران باستان ریشه دارد، دعوای عروس و مادرشوهر هم ریشهای بس کهن داشته است! مقام زن در ایران باستان در ایران باستان همیشه مقام زن و مرد برابر و در کنار هم ذکرشده است، حتی گروهی از ایزدان مانند آناهیتا زن هستند و در میان امشاسپندان، امرداد و خرداد و سپندارمذ، که صفات اهورامزدا است زن میباشند. آنچه در اوستا آمده است همه نشانه ای از همسنگی زن و مرد است، در فروردین یشت چنین آورده شده: اینک فروهر همه مردان و زنان پاک را میستائیم آنان که روان هایشان در خور ستایش و فروهرهایشان شایسته است اینک فروهر همه مردان و زنان پاکدین را میستائیم. در زمان شاهنشاهی هخامنشیان، براساس لوح های گلی تخت جمشید زنان هم دوش مردان در ساختن کاخ های شاهان هخامنشی دست داشتند و دستمزد برابر دریافت مینمودند، پیشه بیشتر زنان در دوره هخامنشیان صیقل دادن نهائی سنگ نگاره ها و همچنین دوخت و دوز و خیاطی بوده است. بنابراین در شاهنشاهی بزرگ هخامنشی با برابری و تساوی حقوق زنان با مردان سر و کار داریم. باید خاطرنشان کرد که زنان در زمان بارداری و با بدنیا آوردن کودکی برای مدتی از کار معاف میشدند، اما از حداقل حقوق برای گذران زندگی برخوردار میگشتند و علاوه بر آن اضافه حقوقی بصورت مواد مصرفی ضروری زندگی دریافت مینمودند، همچنین در گل نوشته های تخت جمشید شاهد آن هستیم که در کارگاههای خیاطی، زنان بعنوان سرپرست و مدیر بودند و گاه مردان زیردست زنان قرار میگرفتند. اما زنان خاندان شاهی از موقعیت دیگری برخوردار بودند، آنان میتوانستند به املاک بزرگ سرکشی کنند و کارگاه های عظیم را با همه کارکنانش اداره و مدیریت میکردند و درآمدهای بسیار زیاد داشتند، اما باید خاطرنشان کرد که حسابرسی و دیوان سالاری هخامنشی حتی برای ملکه هم استثنا قائل نمیشد و محاسبه درآمد و مخارج از وی مطالبه میکرد. در یکی از گل نوشته ها (لوح های گلی) رئیس تشریفات دربار داریوش بزرگ دستور تحویل 100 گوسفند را به ملکه صادر میکند تا درجشن بزرگ تخت جمشید که 2000 مهمان دعوت شده بودند، بکار روند. دریکی از مهرهای بدست آمده از تخت جمشید زنی بلندپایه در صندلی تخت مانندی نشسته و پاهایش را روی چهارپایه ای گذارده و گل نیلوفری در دست دارد و تاجی برسرنهاده که چادری روی آن انداخته شده است و به تقلید از مجلس شاه، ندیمه ای در برابر او ایستاده و عود سوزی در آن دیده میشود. این مهر یکی از زنان ثروتمند دربار هخامنشی است که نقش مهمی در مدیریت جامعه داشته است و دستورات خود را به این مهر منقوش میکرده است. بنابراین با کمک گل نوشته های تخت جمشید تصویری کاملا نو از زنان و ملکه های هخامنشی بدست میآوریم که برخلاف ادعای نویسندگان یونانی، که آنها را عروسکهایی محبوس در حرم سراها میدانستند، نه تنها همدوش مردان در آئین های مذهبی شرکت میکردند، بلکه در صحنه زندگی و در اداره امور کشور هم نقش و شخصیت مستقل خویش را حفظ میکردند. بررسی دقیق لوح های دیوانی تخت جمشید نشان میدهد، که زن در دوران فرمانروائی هخامنشیان بویژه در زمان شاهنشاهی داریوش بزرگ از چنان مقامی برخوردار بودند که در میان همه خلق های جهان باستان نظیر نداشت. منبع: shahram1001.blogfa.com
|
|||
|
|
۱۴:۰۴, ۵/بهمن/۹۰
شماره ارسال: #16
|
|||
|
|||
|
سلام به دوستان عزیز.بنده در پست "میشه لطفا یکی این حدیث حضرت زهرا(سلام الله علیها) رو برام تفسیر کنه؟" راستش یه سری سوال پرسیدم.از اقای دکتر ممنون هستم که این تاپیک رو برپا کردند.و کاش بنده سوالم رو همین جا مطرح کرده بودم.اونجا از دوستان خواهش کردم هر کسی هر اطلاعاتی راجع به حضرت زهرا(سلام الله علیها) داره البته با ذکر منبع برام ارسال کنه.ولی متاسفانه.... بنده فکر می کنم اگه زندگی حضرت زهرا (سلام الله علیها) خوب بررسی بشه همه ی این سوالها رفع خواهد شد.چون حضرت ولی عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) فرمودند:"حضرت زهرا خوب الگویی برای من است."این جمله حضرت خیلی عجیب هست.برای بنده سوال شده که چطور یک زن میتونه الگوی یک مرد باشه؟مگه طبق مطالعات روانشناسی امروز مردوزن تو دو دنیای متفاوت زندگی نمی کنند؟اصلا بر همین اساس "جان گری" کتاب معروف مردان مریخی و زنان ونوسی رو نگارش کردند.حالا چطور ممکنه یک زن الگوی یک مرد باشه؟البته در قران هم حضرت زهرا(سلام الله علیها) الگو برای همه بشر چه مرد و چه زن معرفی شدن و فکر میکنم بیشتر باید به این موضوع پرداخته بشه.راستش بنده خیلی سوال راجع به روابط بین مرد و زن تو ذهنم هست.مثلا اینکه اگر حضور زن در اجتماع خوب هست چرا پس اطلاعات راجع به حضرت انقدر کمه؟ایا این بیانگر این موضوع نیست که حضرت خیلی خیلی کم در جامعه حضور پیدا می کردند و اکثر فعالیت هاشون رو در محیط منزل به انجام میرسوندن؟ایا به عقیده ایشون فعالیت در محیط خارج از منزل به دلیل اینکه زن یک موجود فوق العاده ظریف و حساس هست مخرّب روح و روان او نیست؟ایا یک زن می تونه در محیط خارج از منزل فعالیت مستمر و فعال داشته باشه و به انجام مسئولیت هایی که بر عهده داره صدمه نخوره؟ایا به این ترتیب قادر به همسر داری خوب که در روایات جهاد در راه خدا مطرح شده خواهد بود؟ایا به این ترتیب قادر به تربیت فرزندان خوبی خواهد بود؟چرا از علائم ظهور حضرت(عجل الله تعالی فرجه الشریف) این هست که زن ها همه ی پست ها رو اشغال می کنن؟پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) با مطرح کردن این موضوع قصد داشتند چه نکته ای رو بیان کنند که ما از آن غافلیم؟و دهها سوال دیگر؟لطفا مرا راهنمایی کنید تا به جواب سوال هام برسم.ممنونم.
|
|||
|
|
۱۰:۴۸, ۶/بهمن/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۶/بهمن/۹۰ ۱۰:۵۱ توسط MESSENGER.)
شماره ارسال: #17
|
|||
|
|||
(۵/بهمن/۹۰ ۱۴:۰۴)یا صاحب الزمان نوشته است: راستش بنده خیلی سوال راجع به روابط بین مرد و زن تو ذهنم هست.مثلا اینکه اگر حضور زن در اجتماع خوب هست چرا پس اطلاعات راجع به حضرت انقدر کمه؟ایا این بیانگر این موضوع نیست که حضرت خیلی خیلی کم در جامعه حضور پیدا می کردند و اکثر فعالیت هاشون رو در محیط منزل به انجام میرسوندن؟ با سلام و احترام ضمن تشکر از محتوی سخن شما که از تعمقی مناسب براومده؛ خواهشاً به این چند نکته توجه فرمایید: 1- انسان کامل ارتباطی با جنسیت اش،ندارد! 2- حضرت زهرای اطهر از همین منظر(دیگر مراتب بماند که که این بانوی دو عالم واجد آن می باشد)یک انسان کامل بوده و لذا الگویی کامل در تمام شئونات برای کل بشریت(زن و مرد) می باشد 3- اختصاصاً برای جنس زن ویژگی های خاصه نیز بلاشک دارا می باشند 4- وجوه زندگی عادی،اجتماعی و به اصطلاح روزمره ائمه معصومین و بانوی دو عالم(علیهم السلام) هم کم شناخته شده، هم کم نگاشته و گفته میشود! و این جفایی ست بس بزرگ و دردآور که بلاشک متدینین هم مسئول این کم نگری و قصور می باشند! 5- با همه ی این قصورها و کم کاری ها و... منابع قرآنی و روایی ما کم نیست از تاثیرات و نقش برتر اجتماعی و... زنان مکرمه و مجلله ای چون: زهرای اطهر،حضرت خدیجه،حضرت مریم،زینب کبری،حضرت سمیه-اولین بانوی شهیده اسلام- و..... که وصایا و خطبه های تاریخی از خود برای بشریت،به هدیه گذاشته اند 6- در طول این 14 قرن ملعونین کمی نبودند که اجازه ندادند وجوه کامله ای این بزرگواران بدرستی بدست بشریت برسد؛حتی همین روزها هم شاهدیم که به مشاهد مشرفه و بی بقعه ائمه هدی هتاکی می کنند(لعنت الله علیهم)؛ بعبارتی طاقت بارگاه و مقابر را ندارند! تا برسد به تفکرات ناب الهی و انسانی وجود نازنین ائمه هدی(علیهم السلام) 7- در تفسیر احادیث نیاز به دقت همه جانبه(علم رجال و .... می باشد) 8- انسان گرچه در دوجنس با تفاوتهای بسیار آفریده شده و مورد تایید(که آنهم برای کمال است!)؛ بااینحال؛در وجوه انسانی و کرامت آدمیت هیچ تفاوتی نداشته و در آموزه های الهی،برترین انسان،با تقوی ترین انسان است! 9- حضور این بزرگواران بسته به زمان حیات،موقعیت امام حاضر،میزان تاثیرگذاری کلام،شرایط اسلام و دین خدا و... متفاوت بوده و گاهی با تنها چند حضور مقطعی و کوتاه ، ولی جانانه، نقطه عطفی شدند برای تمام تاریخ...مثالهای شناخته شده در خصوص حضرت زهرا س(مثلا در جریان حمایت از حضرت علی ع) و حضرت زینب(خطبه مجلس شام) و قصه قرآنی حضرت مریم و .... بقدر کفایت محکم و تاثیرگذار می باشند در همین راستا تنها به تیتر موضوعی اشاره می کنم که تحقیق های مناسبی در این زمینه موجود است؛با عنوان: "" تلاش هاي سياسي اجتماعي حضرت زهراس "" ازمهمترین و بارزترین حرکت حضرت زهراس بحث دفاع از ولایت ایشان است.ولایت مداری حضرت زهراس و دفاع از حضرت علی (علیه السلام) به عنوان امری شخصی ، فردی نبوده است ، بلکه در واقع مساله امت و اصل اسلام بوده و به همین دلیل حرکت حضرت فاطمه س در این رابطه ، حرکتی در راستای حمایت از امت اسلامی و رسالت مکتبی به شمار می آید.همچنین خطابه آتشین ایشان در مسجد و پاسداری از ولایت ، نشان دهنده این است که یک زن در سخت ترین شرایط همچون استوانه ای محکم ، محور یک حرکت اجتماعی و سیاسی قرار دارد که حضرت زهرا س محور تداوم مقاومت و حفظ ولایت بودند. 10- جنس زن ار "رایحه خوش و لطیف" است...این روح و کالبد لطیف نیاز به مکان و موقعیتی متفاوت از جنس به اصطلاح ضخیم مردانه دارد(موضوعی که امروزه بشدت از آن غفلت می شود!!!) 11- مسئله "زن با زنانگی خویش" و "مرد با مردانگی خود" مقولاتی جدا و در خور تامل هستند که اغلب به آن توجه نمی شود(قسمتی که مجدداً تاکید بر کمرنگ شدن نقش جنسیت دارد) 12- تعریف خانه و خانواده تعریفی است پویا که باید با شناخت ساز و کارهای امروزی و صد البته بر اساس، پایه ها و مبانی دینی و شرعی بنیان باشد(حرف در این قسمت مفصل است!) 13- با کمی تعمق در روانشناختی زن و مرد،علت این تفاوتها و ارزش گذاری شکلی، روشن می شود 14- با تاکید دوباره بر "انسان کامل" تبیین این موضوع بسیار راحت و قابل پذیرش است 15- برخی از وجوه سوال شما بقدر کفایت در تاپیک های مربوطه در همین تالار بحث شده است..که برخی از تاپیک ها و بحث های صورت گرفته،منجر به ایجاد زیربخش مجزای "حریم روابط مرد و زن و حجاب و عفاف " شده که استدعا می کنم سرچی با حوصله بفرمایید .....در پناه خدای مهربان
|
|||
|
|
۲۰:۰۱, ۶/بهمن/۹۰
شماره ارسال: #18
|
|||
|
|||
|
با سلام خدمت دوستان
![]() مطالب در جای خودش درسته اما افرادی مثل بنده حقیر رو عرض میکنم که وظایف روزمره خودشون رو به درستی انجام نمیدن درک درستی از زندگی ندارن به معنای واقعی زن و مرد تکمیل کننده هم هستن ناآگاهی از وظایف هم یکی از گزینه های بروز مشکلات طرفینه ما دارای خصوصیات اخلاقی متفاوتی هستیم اما زمانی که این اختلاف نظرات معقولانه باشه به نظر بنده مشکلی ایجاد نمیکنه تو زندگی زمانی که من مطرح بشه طرفین موضع گیری رو شروع میکنن ما منتظرین زمان موعود باید به سفارشات دینمون عمل کنیم ما که از هر داروخانه ای دارو میگیریم به اصل خودمون برگردیم و از خدا کمک بخوایم. موفق باشید
|
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| چرا ازدواج ؟ چرا طلاق ؟ | جویای حقیقت | 10 | 4,629 |
۲۹/تیر/۹۴ ۲۳:۰۵ آخرین ارسال: Fatemeee |
|
| طلاق، سکته را افزایش می دهد | آیات | 0 | 931 |
۱۷/خرداد/۹۴ ۲۲:۵۳ آخرین ارسال: آیات |
|
| طلاق عاطفی | زینب خانوم | 91 | 35,838 |
۱۳/شهریور/۹۳ ۱۵:۴۲ آخرین ارسال: شیدا |
|
| طلاق و پيامدهاي آن | besooiekamal | 0 | 980 |
۱۰/شهریور/۹۳ ۱۰:۳۴ آخرین ارسال: besooiekamal |
|
| رضایت جنسی و طلاق قسمت ۲ | وحید110 | 13 | 8,187 |
۱۵/مهر/۹۲ ۱۷:۵۷ آخرین ارسال: غربت تشیع |
|











