کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 3 رای - 4 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
مد پدیده ای که به همه ساختار های زندگی اجتماعی باز می گردد (جنگ فرهنگی)
۱۳:۰۴, ۱۰/شهریور/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/شهریور/۹۰ ۱۳:۲۶ توسط mohammad790.)
شماره ارسال: #1
آواتار
از ابتدای خلقت انسان انسان ها سعی به انتخاب بهترین سبک پوشش بوده اند در ایران اسلامی نیز در هر عصر انسانها به سبک خاص پوشش گرایش پیدا می کردند و در برخی از موارد نیز سبک خاصی از پوشش به آنها تحمیل می شد این تغیرات تا انجا صورت می گرفت که با اصوی اعتقادی افراد متفاوت نبود اما دیر زمانی نمی گذرد که سبک پو شش و نوع پوشش در ایران تغییر کرده است و گاها سبک های پوششی مشاهده می شود که در آن نه تنها با فرهنگ ایرانی همخوانی ندارد بلکه به ترویج فرهنگ بیگانه می پردازند اکثر ما مد را برای چنین چیزی در نظر می گیریم.
هنگامی که سخن از مد به میان می آید ذهن ها سراغ مد لباس و چهره می رود، اما باید دانست مد همیشه و همه جا بد نیست . چرا ما فقط مد را به معنای قرضی و وارداتی ببینیم .
دکتر حسن عباسی، رئیس مرکز دکترینال امنیت بدون مرز ایران- نگاهی تازه به این موضوع می کند و می گوید: در خصوص مسائل مد گرایی و گزاره هایی از این دست باید این را در نظر داشت که مد بازتاب و انعکاس لایه های زیرین فرهنگی جامعه است; یعنی وقتی فرهنگ جامعه از یک عمق و غنایی برخوردار باشد و از یک دستمایه های فلسفی بهره برد، بازتاب و انعکاس این دستمایه های فرهنگی در رو بنای جامعه به صورت ظاهر تجلی پیدامی کند . این تجلی در هر عصر و هر مقطع و هر دوره که عموما این دوره ها امروزه مقاطع ده ساله را در بر می گیرد، تحقق می یابد . این رویکردها، نسبت به زیر ساخت های فکری و فلسفی جامعه که بازتابشان را به صورت مد می بینیم، جدیدند; ولی عمری به درازای زیر ساخت های فکری مردم دارند .
عباسی معتقد است: هیچ گاه مد و پدیده های نو در ظاهر رفتار و گفتار و کردار افراد دفعتا بوجود نمی آیند، حتما از ریشه خاصی نشات می گیرند که آن ریشه در مبانی فلسفی جامعه وجود دارد و به عمق ها و لایه های زیرین جامعه بر می گردد پس اگر بخواهیم انعکاس لایه های زیر ین فرهنگی جامعه را علنی و شفاف و عریان ببینیم، در قالب مد خودش را نشان می دهد . البته مد گاه جعلی است و گاه اصیل و ریشه دار است; یعنی از لایه های زیرین جامعه و نشات گرفته است اگر مد تقلیدی آگاهانه یا جاهلانه از گزاره های مربوط به مبانی فکری یک جامعه دیگر باشد، جعلی است و نوعی حرکت تقلیدی شمرده می شود .
رئیس مرکز دکترینال امنیت بدون مرز ایران برای بهتر مشخص شدن این شقوق ، باید بر گردیم به سطوح فرهنگی و جوانبی که در حوزه سطوح فرهنگی مختلف می توان این مدها را دید ما در فرهنگ خواص یا در فرهنگ نخبگان و نخبگان فرهنگی مساله مد را می بینیم; در حوزه فرهنگ عوام، عوام الناس فرهنگی، هم مد را به یک شکل دیگری می بینیم; در حوزه فرهنگ عمومی هم که حاصل جمع فرهنگ خواص و عوام محسوب می شود، باز مد را به صورت دیگری می بینیم . در فرهنگ خواص مساله مدگرایی عمدتا بر می گردد به پز روشنفکری; چون حوزه فرهنگ خواص و نخبگان فرهنگی هر جامعه که قرار است فرهنگ ساز باشند، عموما سعی می کنند در حوزه عقلانیت نوعی مد فرهنگی را ارائه کنند .
وی افزود: امروز به طور عمومی مساله ای را که خیلی برجسته می بینیم پدیده تلقی های پست مدرن است; برای نمونه امروز ارزیابی های پست مدرن در حوزه هنر و حوزه اندیشه و تلقی های پست مدرن از نظر دکوراسیون زندگی شخصی و آداب و سلوک اجتماعی در یک فرد، این یک مد روشنفکری است; مدی است که در پز روشنفکری خودش را نشان می دهد، ولی به هر جهت مد است و طبیعتا چون مساله پست مدرنیست مساله ما نیست و از بیرون از جامعه نشات گرفته در فرهنگ خواص مد گرایی نخبگان فرهنگی ما این را بر می تابد .
دکتر عباسی یاد آور شد: در حوزه مطالعات زنان هم تلقی های فمنیستی داشتن مد است . بدون این که بسیاری از کسانی که در حوزه مدهای فمنیستی رفتار فمنیستی را بر می تابند بخواهند زیر ساخت های اساسی و فلسفی فمنیزم را ارزیابی کنند . شما وقتی نگاه می کنید می بینید این ها هم در واقع چون موجی است در دنیا، مساله فمنیزم به ویژه فمنیزم چپ و حتی فمنیزم رادیکال این را بر می تابند و اساسا در حوزه مساله زنان مسائل مربوط به زنان در رفتار اجتماعی شان گزاره هایی از فمنیزم که تلقی فلسفی خاصی در تلقی های مدرن و مدرنیته محسوب می شود، به عنوان یک مد در جامعه جاری و ساری می شود .
وی تصریح کرد : در حوزه محیط زیست به همین نسبت، در حوزه جنبش فالونیزم یا نهضت آزادی خواهی مردان در مقابل فمنیزم باز به همین نسبت اخیرا در حوزه ترنس مدرنیزم، به موازات پست مدرنیزم داشتن تلقی های این چنینی، عمدتا چون که در سراسر جهان غرب امروز این گزاره ها از نظر فرهنگی برجسته است و برتافته می شود، در جامعه ما هم با کمال تاسف می بینیم که به عنوان یک مد روشنفکری مد نظر هست و سعی می کنند این ها را جدی بگیرند و بربتابند . در حوزه فرهنگ عوام در مقابل فرهنگ خواص، در حوزه فرهنگ توده ای در مقابل فرهنگ نخبگان یا حوزه ماسکالچر و فرهنگ انبوه هم مساله مدگرایی را به صورت عینی تر و برجسته تر در سر و صورت و ظاهر رفتار افراد می بینیم .
دکتر حسن عباسی متغیر فرهنگ خواص عقلانیت است و متغیر فرهنگ عوام هیجانات و احساسات است . آنچه به هیجانات و احساسات عوام الناس در واقع دامن می زند، گزاره هایی است که از سوی شاخص هایی که مد را ترویج می دهند مثل هنر پیشگان، خوانندگان موسیقی های جاز و راک و پاپ و حتی ورزشکاران رقم می خورد و دامن زده می شود . می بینیم در نشریات زرد، در نظام سینمایی که عمدتا طعنه می زند و نشات می گیرد از گزاره های هالیوود، مؤلفه هایی که از سینمای هالیوود بر می تابد و همچنین موسیقی منتج از این حوزه به صورت جدی بر تافته می شود . صورت ظاهرش را هم در نوع آرایش و سرو وضع پسران و دختران و در نوع پوشش آن ها می توانیم ببینیم .
رئیس مرکز دکترینال امنیت بدون مرز ایران فرهنگ عمومی را حاصل جمع فرهنگ خواص و عوام می داند و می افزاید: انعکاس این گونه مدگرایی یعنی مدگرایی روشنفکری و شبه روشنفکری و مدگرایی لمپنی با هم ترکیب می شوند و چهره ای از اجتماعی ارائه می کنند که شما در آن معجونی از حوزه های خواص و عوام را می بینید . در این عرصه گزاره هایی از شبه روشنفکری و لمپنیزم تلفیق شده است . این واقعیت را امروزه می توانیم به صورت عمومی ببینیم .
وی مدگرایی را نشات گرفته از تحولات اجتماعی دانست و یادآور شد : جنبش دانشجویی دهه 60 فرانسه و جنبش های ضد جنگ ایالات متحده در دهه 60تا80 تمام این ها دست به دست هم می دهند و نگاه اعتراضی افرادی که در این جنبش ها شرکت می کنند، مدل لباس، مدل شعار، مدل موسیقی و مدل سرو وضع و آرایشی را به ارمغان می آورد که شما می بینید حاصل جمع این مدها به مرور در جهان انعکاس پیدا می کند . فرض بفرمایید در حوزه روشنفکری و شبه روشنفکری وقایع پس از جنبش دانشجویی دهه 1960 فرانسه در تمام کشورهایی که از تلقی های چپ و سوسیالیستی می خواستند نشات بگیرند، به صورت یک پز روشنفکری در مجامع جهان سوم کپی برداری شد بدون این که بدانند مبنای آن اعتراضات چه بوده است .
دکتر حسن عباسی یاد آور شد: طبیعتا این مدگرایی و اقتباس از بیرون نه درحوزه روشنفکری اش نتیجه مثبتی داده و نه در حوزه فرهنگ عوام . این که یکباره یک فیلمی مثل تایتانیک در غرب معروفیت و محبوبیت پیدا می کند بی محابا در همه جهان از جمله جهان سوم و در کشور خود ما هنر پیشه های فیلم شاخص می شوند و افراد آن فیلم و نوع پوشش و نوع آرایش کاراکترهای فیلم این جا مبنا قرار می گیرد، این دیگر بستگی به آن موج های اجتماعی ندارد این تاثیر خاصی است از یک فیلم که به صورت تک مضراب موضوعیت پیدا می کند همین مساله را شما ببرید در آرایش یک ورزشکار کافی است یک فوتبالیستی مثلا موهایش را ببافد، پس از مقطعی این تبدیل به مد می شود . پس این ها - در واقع عرض کردم - اقتباس هایی است که هم در حوزه فرهنگ خواص و هم در حوزه فرهنگ عوام ناشیانه است; اقتباس ناشیانه ای از بیرون مرزها هیچ کدام مبنای مناسب و بومی ندارد.
رئیس مرکز دکترینال امنیت بدون مرز ایران- در ارتش مدرن که متاثر از همین عقلانیت بود، افرادی که در این ارتش ها رژه می روند، کاملا سرو وضع و پوششان هیکل و قد و قواره شان، تجهیزات و تسلیحاتشان یک خط شاخص را دنبال می کند; یعنی یک انضباط پولادین . همین خط را شما در کارخانه می بینید که کاملا در خط تولید همین عقلانیت و نظم رعایت شده و همین نظم و دیسیپلین را دارد . در موسیقی، موسیقی کلاسیک غرب، آنچه از بتهوون، موتزارت، شوپن، چایکفسکی و دیگران مانده شما ببینید صدها نفر یکباره در یک ارکستر بزرگ در حال نواختن هستند و آرشه ویولون آن ها وقتی با هم و هماهنگ حرکت می کند کانه این یکنواختی و همطرازی آرشه ویولون نوازندگان در واقع سرنیزه همان سربازان ارتش کلاسیک و ارتش مدرن است که دارند رژه می روند . این انضباط در ظاهر هنرمندهای این ادوار هم هویدا است . کاملا کت و شلوارها مرتب، پاپیون ها و کراوات ها منظم و آرایش موها کاملا مشخص و مرتب و منظم است; اما وقتی می بینیم عقلانیتی که قرار بود مدرنیته با آن بشر را به سعادت برساند به بن بست می رسد و این دیسیپلین افراطی خسته می کند انسان غربی را، در اعتراض به این تلقی فلسفی و دیسیپلین فولادین، یکباره شما می بیند در موسیقی جاز، راک و پاپ غربی و بلوز و سایر گزاره هایشان، یک شلختگی و به هم ریختگی به خصوص وجود دارد . در پاپ می بینید که سرو وضع خواننده ها و سرو وضع نوازنده ها، سرو وضع کسانی که می رقصند در واقع کاملا متفاوت از آن گزاره است . دیگر آن انضباطی که شما در آن گزاره موسیقی کلاسیک غربی می بینید نه در سازها هست و نه در سرو وضع کسانی که این موسیقی را اجرا می کنند و نه در کسانی که موسیقی را می شنوند .
وی یاد آور شد : این جا مد کاملا برعکس می شود و مد توده ای است، پاپ است موها کاملا به هم ریخته است از گزاره های تیفوسی به بعد استفاده می کنند پوشش ها وقتی نگاه می کنید شلوارها دیگر هماهنگ نیست شلوارها گشاد است تاجایی که از پاهادارد می افتد، کفش ها بی قواره و بزرگ، پیراهن ها گشاد و رو افتاده تمام این موارد در واقع نوعی اعتراض، نوعی دهن کجی و نوعی چهره معکوس همان نظم و دیسیپلین مقطع مدرن بود. این تلقی را شمابه سادگی در ارزیابی پست مدرنیست ها می بینید; یعنی مثلا شما به قطعاتی که پینک فلوید اجرا می کردند، به خصوص آنچه که در مجموع در فیلم «دیوار» جمع بندی شد، اعتراض به همان نظم مدرن بود و بر هم زدن آن نظم . از این نظم در کلاس ها، این نظم و یکپارچگی در نظامی که مثل یک کارخانه مثل یک ارتش همه چیز را یکدست ساماندهی و ارزیابی می کند، این را به یک نسبت می بینیم که واکنش به او صورت می گیرد و آن را به هم می زند . حالا یک ساختار شکنی می بینیم در نوع پوشش و گویش و آن انضباط و مؤدب بودنی که قبلا تقدیس می شد در مدرنیته . حالا در شرایط پست مدرن ارزش نه در مؤدب بودن در گفتار نه در آن مبادی آداب بودن، بلکه در شلختگی و در گونه ای پاپ زیستن و بی قاعده عمل کردن وبدون دیسیپلین بودن است .
دکتر حسن عباسی یادآور شد: این یک زیر ساخت فلسفی را بر می تافته که هم در مدرنیته و هم در پست مدرنیته از یک مبانی دیگری دارد خط می گیرد این مساله یک جامعه دیگری است; ولی وقتی همین ها آن جا برتافته شد، وارد جامعه غریبه ای مثل جامعه ما می شود طبیعی است که جعلی است یک مسائل دیگری را بر می تابد از این منظر وقتی ما نگاه می کنیم، می بینیم که کارکردها و ارزیابی ها و چارچوب ها تفاوت دارد مد و مدگرایی در واقع نوعی نوگرایی است; یعنی ما نمی توانیم بخواهیم که نسل بعدی مثل نسل فعلی و نسل قبلی پوششان، گویششان، و رفتارشان خط و ربط داشته باشد .
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۳:۰۵, ۱۰/شهریور/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/شهریور/۹۰ ۱۳:۲۲ توسط mohammad790.)
شماره ارسال: #2
آواتار
رئیس مرکز دکترینال امنیت بدون مرز ایران گفت: ما در حوزه فرهنگ خواص و در حوزه فرهنگ عوام ضروری است که مدگرایی و نوگرایی هر نسل را در پوشش و گویش و رفتار بومی ببینیم اگر جعلی باشد - حتی اگر آن جا بهترین کارکرد را داشته باشد و بهترین توجیهات را داشته باشد - از این جهت که فضا فضای یکپارچگی جهانی و جهانی شدن فرهنگی در اثر شرایط گلوبالیزه شدن حوزه فرهنگ ها است، این خیلی منطقی نیست . ضمن این که حتی خود تلقی های پست مدرنیست ها هم به بومی گرایی فرهنگی است در هر حوزه . به طور عمومی، اگر به فرهنگ خواص جامعه نگاه کنیم، خواص جامعه ما، روشنفکران ما و الیت های ما متاسفانه امروز دچار بحران هویت هستند; یعنی آنچه خودشان هستند و آنچه سعی می کنند باشند دو چیز متفاوت است; به نوعی یک ارزیابی فکری عاریتی دارند و از این جهت دچار بحران هویت هستند .
وی یاد آور شد: اگر قرار است مدگرایی فکری ما از لایه های زیرین اجتماع برجسته بشود و به سمت بالا بیاید، باید برچهره ها و عملکرد چهره هایی مثل سید مرتضی آوینی تاکید کنیم . او کسی است که همه این نحله هارادر دوران جوانی اش کهنه می کند . بعد وقتی سراغ خودش می آید، هویت خود را باز می یابد . اگر محاسن می گذارد، ریش می گذارد، نوع آرایش موهایش، نوع پوشش، نوع گویشش، یک گویش و پوشش و رفتار روشنفکری دینی است . من روشنفکری را معادل آنتلکتوالیته برای تفکر می بینم و در حوزه تفکر دینی این را آزاداندیشی می بینیم که در این فرد مصداق پیدا می کند; شخصیتی که از لایه های زیرین فکری و اعتقادی جامعه خودی و جامعه ایرانی و مذهبی نشات می گیرد .
دکتر حسن عباسی با اشاره به این موضوع که متاسفانه دوره تولید نوگرایی و مدگرایی بومی مان در حوزه فرهنگی عمومی محدود و منوط می شود به دوران جنگ تحمیلی یاد آور شد: بعد از جنگ - به دلیل پایان یافتن و این که در دوران سازندگی دیگر از مدل های بومی اقتصاد دینی استفاده نکردیم و دوران توسعه اقتصادی و توسعه فرهنگی و سیاسی بعد از دوم خرداد هم باز مدل های فرهنگی و سیاسی که در کشور وارد شدند، فرهنگ لیبرالی مبتنی بر تلورانس یا تسامح و تساهل و توسعه سیاسی مبتنی بر سیویل سوسایتی یاجامعه مدنی بود; باز چون این مبانی، مبانی فکری وارداتی بود، لذا هیچ کدام این ها یعنی نه دوران توسعه اقتصادی که مبتنی بر میکسد اکانومی (mixedeconomy) بود که باز وارداتی گفتیم و نه دوره سیاسی و فرهنگی از دوم خرداد به این سو که این ها هم مبانی فکری و فلسفی اش وارداتی بود - هیچ کدام از این حوزه های اقتصاد و سیاست نتوانست مدل مد گرایی در فرهنگ عمومی بومی را رقم بزند .
وی تصریح کرد: بعد از انقلاب فقط مقطع جنگ تحمیلی راداریم که در آن مقطع صاحبان تفکر بسیجی خود به خود به صورت یک مدلی از پوشش و گویش می رسند که دیر پا است و طبیعتا شما کسانی را می بینید که اصلا در جنگ نبودند و جنگ را درک نکردند; ولی با تشبث به نوع چفیه ای که به گردن حائل می کنند و نوع گفتارشان و نوع رفتارشان این را بر می تابند .
رئیس مرکز دکترینال امنیت بدون مرز ایران خاطرنشان کرد: اخیرا در فرهنگ نیروهای ارزشی و آزاد اندیشان نوعی تلقی های جدید که بسیار متفاوت است از متشرعین سنت گرای گذشته می بینیم، این را در اقبال جوانان امروزه به برخی از استادان دانشگاه ها که ارزشی هستند و بعضی از طلبه ها و روحانیون جوان داریم می بینیم . در حوزه فرهنگ توده ای در تفکر دینی هم خوب طبیعتا نمونه عمومی مدگرایی وجود دارد . ما در حوزه فرهنگ توده ای صاحبان تفکر دینی و متشرعین به طور عمده با آنچه که هیات های رزمندگان نامیده می شود، روبه رو هستیم . الان آنچه درباره هیات های مطرح می بینید، در حوزه فرهنگ توده ای واکنش و مقابله و مواجهه است با تلقی های از نوع جنس پاپ و جاز و راک در موسیقی که افرادی از بیرون می گیرند .
دکتر حسن عباسی افزود: البته من نمی خواهم مقایسه کنم عزاداری ها و مجالس عزاداری را با نوعی از موسیقی; ولی خوب واقعا همان گستره استقبال و انعکاسی که فرض بفرمایید در یک استادیوم ورزشی از یک کنسرت جاز، پاپ و راک در غرب می شود، می بینید یک چنین استقبال و گستره ای از نظر جامعه آماری مخاطب هم هیات های رزمندگان دارد منتهای مراتب این دیگر رویکرد معنوی است که البته من یک مقداری نگران هستم . اگر فقط قرار باشد این روند در حوزه موسیقایی عزاداری بسط پیدا کند و جنبه معرفتی پیدا نکند، ممکن است در واقع خود همین مدگرایی و نوگرایی در حوزه فرهنگ توده ای بچه های ارزشی هم مخاطراتی در آینده برای ما در برداشته باشد که به نوعی سلفی گری و نوعی کوته نگری برگردد و فقط یک نوع تخلیه انرژی و تخلیه پتانسیل جوانانی باشد که در این مجلس شرکت می کنند .
وی با اشاره به انددیشیدن در مورد محتوی اشعار یاد آور شد: باید عزاداری ها را - همان طور که تا این لحظه معرفتی بوده - معرفتی تر کرد و همچنین سمت و سوی کار را جایی برد که اگر قرار است خوانندگان این ا شعار از ملودی های موسیقی سنتی ایرانی و موسیقی اصیل ایرانی بهره ببرند، این ها اساسا خودشان موسیقی را بشناسند و کپی دسته چندمی از بعضی از دستگاه های موسیقی اصیل ایرانی نباشد که این یک نوع آسیب شناسی در این حوزه محسوب می شود . در حوزه فرهنگ خواص هم به همین صورت است واقعا متاثر از شخصیت و کاراکتر شهید بهشتی، نوع روشنفکر و آزاد اندیش امروزی مان می شود کسی که هم بسیجی است مثل شهید آوینی، هم با حوزه فرهنگ توده ای بسیجی ارتباط برقرار می کند مثلا در مجموعه سریال مستند روایت فتح، هم خودش به نوعی ترجمان آثار شهید مطهری و سایر گزاره ها است و ابایی از این هم ندارد که برود مثلا سرکلاس هایدگریست ها یا پوپریست ها بنشیند با اندیشه های جدید هم آشنا بشود و ببیند آن ها حرفی برای گفتن دارند یا نه و اتفاقا بیاید برای دوربین، برای سینما، تفسیرها و تحلیل های جدید بکند; دیگر نماند در شخصیت اینگمار برگمن یا اورسن ولز و امثال کاراکترهایی که در این حوزه ها هستند .
طبیعتا مد سازی بومی برمی گردد به لایه های زیرین هر اجتماع . ما یا باید دست به ابتکار عمل در این زمینه بزنیم; در گویش نوعی مطلب جدید تولید کنیم و در پوشش دست به ابتکار بزنیم . متاسف هستم که در طول سه چهار سال گذشته بعضی از نهادهای فرهنگی ارزشی که باید مرکز طراحی مد لباس، مد کفش، مد مو و غیره داشته باشد، دارند یک مقدار مسامحه می کنند . در حوزه گویش، مجموعه برنامه های طنزی که از شبکه سوم و از شبکه پنجم سیما پخش می شود، در طول 4 - 3 سال گذشته این ها در هر مقطع 6 ماهه تعدادی از واژه ها و مفاهیم را وارد عرصه اجتماع می کنند که به سرعت در حوزه فرهنگ توده ای جاری و ساری می شود . یک مقداری باید کار کردن روی این ها حساب شده تر باشد . من بعید می دانم در این نوع گویش ها و مدسازی هایی که در حوزه محاوره دارد صورت می گیرد، فرهنگستان زبان فارسی اشراف و نظارتی داشته باشد . باید مخاطراتی که این گویش ها ایجاد می کند ارزیابی بشود . در ایالات متحده سالانه لغت نامه ها و دیکشنری های جیبی کوچکی چاپ می شود که مربوط به واژه های سر چهارراه های هر کدام از شهرهای اصلی ایالت هایشان است . فرض کنید در میلواکی، دیترویت، شیکاگو، لوس آنجلس یا نیویورک جوان هااصطلاحاتی که سر چهارراه ها برای خودشان اختراع می کنند و استفاده می کنند . سال بعد توسط مراکز فرهنگی مشخصی جمع آوری می شود و در یک ویژه نامه هایی از این فرهنگ لغات منتشر می شود . ما هیچ مرکزی که متولی جمع آوری تکیه کلام ها و واژه های این چنینی باشد نداریم . من در سال 78 - 1377 یک امتحان کردم ببینم حجم این مفاهیم چطوری است . در یک جامعه آماری محدود در خیابان میر داماد، خیابان ظفر، آفریقا و کوچه های مشخص این منطقه از بعضی از نوجوان ها و جوان ها خواستم تکیه کلام های تخصصی و اصلیشان را فهرست کنند و به من بدهند، آنچه را بر دیوارها می نویسند هم فهرست کنند و بدهند . بالاخره برون رفتشان است، فرهنگ خلوتشان است، آن چیزی که از خودشان بیرون می ریزند . همین را وقتی در میدان شوش تهران تا نازی آباد هم به تعدادی از نوجوان ها دادم، حجم واژه های تخصصی که این ها سر چهارراه ها به کار می بردند و انحصاری آن خیابان ها و کوچه ها بود، با واژه های میرداماد نشینان و ظفری ها تفاوت بسیار داشت; به گونه ای که احساس می کردید دو کشور تعلق دارد .
بیش از سه چهارم کلماتی که بچه های خیابان ظفر و میرداماد تا میدان محسنی و از آن طرف تا خیابان آفریقا به کار می بردند، از الفاظ انگلیسی بود; واژه ها چه در حوزه فحش ها و تکیه کلام های عمومی و چه در کلمات دوستانه از الفاظ انگلیسی بود; به خصوص الفاظ انگلیسی با تلفظ آمریکایی; ولی در حوزه مثلا جنوب شهر تهران الفاظی که بوی غیرت ملی بالاتری داشت و گزاره های این چنینی . ببینید این ها در نوع گویش، ما باید مراکز بررسی مفاهیم گویش های ملی در مناطق مختلفی شهر بزرگی مثل تهران و در استان های مختلف داشته باشیم . ضمن این که باید مراکز طراحی مد لباس، طراحی مدل کفش و مدل موی متفاوت داشته باشیم هم برای کسانی که واقعا متشرع و هم برای کسانی که بی تفاوتند، ولی نمی خواهند حتما از مدل و کفش بیگانه استفاده کنند .
من بعضی از مدل ها را می بینم که در کشور توزیع می شود; ولی واقعا بدون فکر وارد می شود و هیچ کس هم نیست رسیدگی کند . البته خوب تلاش های خوبی را معاونت مراکز نیروی انتظامی، بخش های اطلاعات و بخش هایی در نیروی مقاومت بسیج صورت دادند; اما بایستی عناصر فرهنگی، به ویژه ارشاد اسلامی و صدا و سیما، جدی تر در این حوزه عمل کند . یک لکه ای بود که در سال 1368 به صورت شب رنگ پشت ماشین ها و پشت شیشه ماشینها نصب می شد . قطره ای بود پخش می شد . آن موقع نمی دانستند فردی که ایدز می گیرد چه مدت طول می کشد تا بیماری اوج بگیرد; اما متاسفانه از یک لکه ای استفاده می کردند که روی ماشین ها نصب شود تا وقتی تصادفی صورت می گیرد افراد بدانند راننده اتومبیل یا کسی که در این اتومبیل بوده ایدز داشته و خونش آلوده است و افراد به وی دست نزنند . این علامت نامانوس قطره بزرگی بود که پخش شده بود روی کاپوت عقب ماشین ها و روی شیشه های عقب . این را ما متاسفانه می بینیم که در کشور ما همه به عنوان یک وسیله تزئینی روی ماشین هایشان می زنند . از این جهت ما می بینیم بعضی از گزاره هایی که به عنوان مد به کشور ما وارد می شود، اصلا در محیط بومی خودش معنا و مفهومی دیگر دارد . به این معنا مانیتورینگ و کنترل روند آنچه به عنوان مد وارد جامعه می شود و تسری پیدامی کند و بعد از مدتی تاثیر خودش را می گذارد و می رود، در کشور توسط هیچ مرجعی تبیین نمی شود . با کمال تاسف امروزه در فرهنگ توده ای سیتنیزم و شیطان گرایی و شیطان پرستی با نوع گزاره های مدرنش موضوعیت پیدا کرده است و بیش از 5/2 و قریب 3 سال است که در کشور ما، به خصوص در تهران، موضوعیت دارد . نوجوانان و جوانان ما در مدارس و دانشگاه ها آن را می شناسند . علائم این بر دیوارها نصب و حک می شود . پوشش این تسری پیدا می کند و انتشاراتی در تهران ادبیات موسیقایی این ها را پخش و منتشر می کند و رسمیت پیدا می کند . اما با کمال تاسف می بینید هیچ نوع مواجهه ای برای پاسخ دادن به این موارد صورت نمی گیرد . اگر ما می گوییم ر پ نه، هوی متال نه، اگر می گوییم سیتنیست نه، پس یک مدلی باید به نوجوان بدهیم; یک گزاره ای را باید برایش بربتابیم . اگر آن گویش رانمی خواهیم، یک گویش جدیدی در ادبیات محاوره باید بهش بدهیم . همان طور که در موسیقی پاپ در کشور، شما می بینید اعتراف همه کسانی که کار پاپ می کنند این است که موسیقی پاپ ما به مراتب از موسیقی پاپ لوس آنجلس ضعیف تر است . اگر هم قرار است جایگزینی صورت بگیرد، آن کیفیت ها باید مد نظر باشد . خوب من خیلی متاسف هستم به خاطر این که آن شورای فرهنگ عمومی کشور برنامه مشخص مدون و معینی برای مواجه با این مساله ندارد . لذا باز هم باید دست به دامن نهادهای اصولگرا شد; برای اینکه گویش هایی جدید را در دهه ها مد کنند، پوشش های جدیدی را در حوزه فرهنگ توده ای مد کنند، وارد صحنه بشوند و از درون لایه های زیرین فرهنگی جامعه این را بسط بدهند . آن مدگرایی و نوگرایی در عزاداری ها واقعا متفاوت شود; واقعا ظرافت و زیبایی عزاداری بوشهری ها، عزاداری اقوامی مثل لرها و دیگران، خیلی جدی باید روی این ها مطالعات جدی کنیم و این ها را دامن بزنیم .
در حوزه مدگرایی خواص چگونه باید عمل کرد؟
در حوزه مد گرایی خواص هم به همین نسبت - آنچه که منشور آزاداندیشی توسط مقام معظم رهبری در پاسخ به جمعی از فضلا و طلاب حوزه علمیه قم ارائه شد و فرمودند بایستی در واقع با تحجر مواجهه صورت بگیرد و در این زمینه ما آزاداندیشی را بسط بدهیم و دامن بزنیم . امروز ما بایستی مد جدیدی، نوع جدیدی از ارتباط نخبگان اصولگرا در جامعه داشته باشیم . این اقبال را شما در رسانه های کشور و در مجامع دانشگاهی می بینید که بین بعضی از روحانیان جوان به ویژه بین بعضی از استادان دانشگاه ها با جوانان ارتباط خوب و ملموسی محقق شده است . این ها باید زیر ساخت های فکری و فلسفی نشات بگیرد . همین وضعیت در دانشگاه وجود دارد . در دانشگاه های ما، در نظام رسانه ای ما باید دهه به دهه یک بار موج اجتماعی جدیدی از حوزه فرهنگ نخبگانمان را در بر بگیریم که با مبانی فکری امروز و فردا آشنا باشند و بتوانند با نسل آینده ارتباط برقرار کنند و الا از روند پرشتاب تحولات در عرصه دانش و رسانه جا می مانیم . مد سخنرانی و مد برنامه رسانه ای ارائه کردن، مد شو اجرا کردن، مد این موسیقی، مد ورزش و مد گزاره های این چنینی از جاهای دیگر می آید و بازار تقاضا را اشباع می کند . لذا برای مساله عرضه متاسفانه این کار صورت نگرفته بود و این انتقاد عمدتا به دوستان ما برمی گردد که خیلی این موارد را جدی نمی گیرند . لذا باید این تذکر و گوشزد را صورت بدهیم که مقام معظم رهبری شخصا عنایت ویژه ای به مساله مد دارند و مد گرایی را جدی برمی تابند; اما بومی . نه آن گونه ای که اول اشاره کردم عاریتی بلکه از درون زیر ساختار فکری و فلسفی خودمان بر تافته بشود .
به عنوان آخرین سؤال فرهنگ عمومی ما باید برگرفته از چه گزاره هایی باشد؟
در حوزه فرهنگ عمومی هم که حاصل جمع فرهنگ خواص و عوام بود، ما باید مدگرایی را در حوزه فرهنگ عمومی با اقتباس از گزاره های ائمه (علیه السلام) صورت بدهیم; یعنی الگوی عوام و خواص ما معصومان ( علیهم السلام) هستند . در این زمینه ما کوتاهی کردیم و در معرفی معرفتی این بزرگواران، حداقل ها را در نظر گرفتیم . چه بسا بررسی زندگی این ها کدها و گزاره ها را به ما ارائه کند که بتوانیم با استفاده از آن ها رفتار و سلوک اجتماعی را برای دهه های متفاوت رقم بزنیم . جنگ تحمیلی و دفاع مقدس ما نمونه بسیار عالی و بارزی است که نشان می دهد اگر وارد یک پروسه اجتماعی از یک تحول جدی این چنینی بشویم، به یقین می توانیم از دل آن نوع پوشش و نوع گویش جدیدی را به بار بیاوریم . شما ببینید در جنگ تحمیلی نوع موسیقی خاص و ملودی خاصی که در حوزه نوحه خوانی توسط جناب آقای آهنگران، کویتی پور، فخری، منصور ارضی و دیگران ارائه شد، نوع موسیقای جنگ، حماسی انحصاری بود; نوع پوشش انحصاری بود; نوع گویش انحصاری بود . پس اگر ما می توانیم در جنگ مبتنی بر دین چنین گزاره هایی بربتابیم، گزاره های دیگر هم به همین نسبت . شاگردان مرحوم استاد اوستا نقل می کنند که یک بار - وقتی به دیدنش رفته بودند، قطعه ای را که روی کاستی ضبط کرده بود، برای این ها پخش می کند و می گوید به این ملودی گوش کنید . گوش می کنند . قطعه معروف «ممد نبودی » ببینی را ایشان پخش می کند و می گوید: کاری به این شعر نداشته باشید که ممکن است اشکال داشته باشد . ببینید این ملودی چقدر زیبا است; یعنی حتی می شود در این مسیرهاملودی سازی کرد . این است که امروز اگر بجنبیم، باز دیر جنبیدیم . سریع باید به صحنه بیاییم در حوزه مدگرایی بومی مبتنی بر مؤلفه های دین جدی تر و سریع تر عمل کنیم، هم در حوزه فرهنگ خواص و هم در حوزه فرهنگ عوام . در حوزه فرهنگ عمومی بایستی دست به ابتکارات مبتنی بر آزاداندیشی بزنیم; اما از آن سو گوشه چشمی هم به آنچه از بیرون وارد می شود، داشته باشیم و مخاطرات آن را بشناسیم .
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا