کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
افسانه ی موسیقی ایران
۲:۳۷, ۶/شهریور/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۱/بهمن/۹۱ ۱۴:۴۵ توسط Amir.)
شماره ارسال: #1

بسم الله الرحمن الرحیم .
این روزها که بحث موزیک خلاصه شده توی مفهوم نماد شناسی و بررسی اثار یک سری فاحشه و الاغ تصمیم گرفتم خواننده ای رو معرفی کنم نه تنها نمادی توی کارهاش نیست بلکه به قول معروف یه فعال اجتماعی و سیاسیه و به معتاد ها کمک میکنه که اعتیادشون رو ترک کنند و اثارش رو هم عموم جوون ها تشکیل میدن و اون رو شدیدا قبول دارند.این خواننده یکی از سه خواننده اسطوره ای ایرانه که در خارج از کشور زندگی میکنه .


بیوگرافی

داریوش اقبالی زاده ی 15 بهمن 1329 خواننده , بازیگر , فعال اجتماعی با بیش از 30 البوم موسیقی و حضور در دو فیلم سینمایی یکی از شاخص ترین چهره های موسیقی ایران است .بسیاری از خوانندها ی جوان متاثر از اثار او به خوانندگی علاقه پیدا میکنند و به سراغ موسیقی میروند البته موسیقی به سبک داریوش !!!
داریوش در سال 1351 زمانی که 22 ساله بود به خاطر خواندن ترانه های (بوی گندم، بن بست، جنگل، علی کنکوری و خونه) باعث بر انگیخته شدن خشم نظام شاهنشاهی شد و به زندان قصر افتاد و در سن 23 سالگی دوباره به زندان اوین افتاد.

اعتیاد

به گفته ی خود داریوش از سن 18 سالگی رو به اعتیاد اورد و هر گونه اعتیاد اعم از تزریق و ... را تجربه کرده است و بسیاری از اثار او همچون : گلایه , اینه متاثر از اوضاع روحی وخیم به او به خاطر اعتیاد است .اما اکثر مخاطبان موسیقی او میدانند که تمامی کارهای او متاثر از اعتیاد بیش از حد او به مواد مخدر بوده است . او در سال 2000 اعتیاد خود را ترک کرده و سپس به عنوانی انسانی پاک رو اثار خود را تولید کرد این یعنی بیش از 80 در صد اثار او متاثر از تفکرات دوران اعتیاد او بوده که شاعرانی چون ایرج جنتی عطایی و شهیار قنبری و ... به این اعتیاد شکل و شمایل شعر گونه داده اند .

اعتیاد ذهنی و تفرد گرایی در مخاطبان

ویژگی بارز یک معتاد چیست ؟
1.میخواهد از جمع دور باشد
2.همیشه دیگران را مقصر میداند
3.همیشه به خود حق میدهد

در دانش روانشناسی به این رفتار خود محوری (اگوسنتریزم)گفته میشود که در بیماران مبتلا به اعتیاد حالت اگزجره به خود گرفته و تشدید میشود که از دو محور خارج نیست .

---تمایز ناکافی بین خود و جهان (شامل دیگران)
---گرایش به درک , فهم و تفسیر جهان به رای خود .

خود محوری نهایتا به فرد گرایی می انجامد که بزرگترین مشکل جوامع امروز بشری است . فردگرایی (به انگلیسی: individualism) را می‌توان جهان‌بینی‌ای تصور کرد که فرد در مرکز آن قرار دارد. اهدافِ فردی، ویژگی‌های منحصر به فرد، فرمان راندن بر خویشتن، کنترلِ شخصی و بی‌تفاوتی به مسائلِ پیرامون از خصوصیاتِ این نوع جهان‌بینی است. تمام کارنامه ی هنری داریوش قبل از سال 2000 دارای 11 مولفه ی اصلیست :

1.علایق و نیازها و اهداف فردی ترجیح داده می‌شوند
2.ارزشها و هنجارها، مبنای فردی دارند ( خودانگارشت هستند )
3.کسب لذت فردی، در اولویت است.
4.باورهای فردی، متمایز کننده فرد از گروه‌است
5.استقلال و هویت فردی اهمیت دارند
6.راهبردهای مستقیم و مواجه رو در رو ترجیح داده می‌شوند
7.ارتباط بین اعضاء متکی به افراد است . رابطه اعضاء با فاصله زیاد صورت می‌گیرد .
8.روابط اجتماعی در بین اعضاء داوطلبانه بوده و اندازه گروه‌ها کوچکتر است
9.ورود و خروج به گروه براحتی صورت می‌گیرد
10.دوستی‌ها رنگ کمتری داشته، رفاقتها و وفاداری به گروه و شخص دیگر کمتر است.
11.رفتار افراد بر اساس فرا ارتباط بنیان گذارده می‌شوند .

موسیقی جادوئی داریوش و پاشیده شدن بنیان خانواده

همان طور که در قسمت قبل اشاره شد مهم ترین ایدوئولوژی اهنگ های او تفرد گرایی است ...بررسی تفرد گرایی در جوامع خود مستلزم مقاله ی طولانیست که در حوصله ی این بحث نمیگنجد و ما تنها به موردی از القائات موسیقی وی میپردازیم .مطمئنا مریم تنها قربانی اثار داریوش نیست که به خاطر داریوش زندگی خود را از دست داد و برای انتقام به صورت داریوش اسید پاشید .

هفته نامه اطلاعات هفتگی شهریور 1356

قسمت اول

چهارشنبه شب گذشته هنگامی که داریوش خواننده رادیو تلویزیون سرگرم اجرای برنامه در کاباره ای واقع در اتوبان تهران کرج بود ناگهان زنی از میان مشتریان کاباره به طرف داریوش حمله برده و ظرف محتوی اسید را به سروروی داریوش می پاشد.چند ساعت پس از وقوع این حادثه سرویس هنری و حوادث مجله به پیگیری این واقعه پرداخت.
چگونگی ماجرا..یکی از کارکنان کاباره خرم که داریوش در آن اجرای برنامه می نماید و در شب حادثه در کنار سن حضور داشته است به خبرنگار ما گفت که در حدود ساعت30 /11بعدازظهر چهارشنبه بود داریوش تازه بر روی سن آمده و دو ترانه اجرا کرده بود سرگرم اجرای سومین ترانه (نفرین نامه) شد در این هنگام زنی که پشت یکی از میزهای روبروی سن نشسته بود از جای خود بلند شد و با حرکت سریعی به روی سن آمد .داریوش به عادت همیشگی خود که در هنگام اجرای ترانه هایش چشمان خود را می بنددبا چشمان بسته سرگرم اجرای ترانه اش بود و به همین خاطر متوجه حمله این زن به طرف خود نشد در یک لحظه ما متوجه شدیم که این زن لیوان بزرگی را با محتویاتش به طرف داریوش پرتاب کرد . داریوش فریاد زد سوختم سوختم و نقش بر سن کاباره شد.اما ماجرا را از زبان مریم بشنویم که چگونه زندگی خود را از دست داد .

یکی از دوستانم میخواست به اتفاق شوهرش به تهران بیاید از من خواست اگر چیزی لازم دارم بگویم تا از تهران برایم بیاورد و من به او سفارش یک جفت کفش و چند نوار آهنگهای ایرانی را دادم . وقتی به من گفت دوست داری کدام خواننده ها را برایت بیاورم گفتم مهم نیست چه خواننده ای باشد تازه ترین آهنگهای روز را بخر و برایم بیاور و دوستم همین کار را کرد . من تا ان زمان اصلا داریوش را نمی شناختم . در بین کاست ها دو آهنگ هم از خواننده ای به اسم داریوش ضبط شده بود که من دربین همه آهنگ ها فقط از صدا و آهنگهای این خواننده خوشم آمد به طوری که صدها بار آنرا گوش کردم . چند روزی گذشت و یک روز که من به تنهایی در شهر قدم می زدم وقتی ازجلوی تنها کاست فروشی شهر رد می شدم چشمم به پوستر بزرگ یک مرد افتاد . وارد مغازه شدم و ضمن خریدن چند نوار از فروشنده پرسیدم این پوستر کیست و او در جوابم گفت داریوش خواننده و از همین لحظه بود که من دچار بزرگترین اشتباه زندگیم شدم. اشتباهی که حالا پس از دو سال هیچ چیز نمی تواند جبرانش کند من چنان مجذوب این پوستر شدم که خواستم آنرا خریداری کنم ولی فروشنده می گفت من آنرا نمی فروشم و این را برای خودم از تهران خریداری کرده ام . به هر ترتیبی بود با پرداختن 50 تومان آن پوستر را خریدم و با خود به خانه آوردم ولی فرصت نصب آنرا پیدا نکردم چون شوهرم همان روز به من اطلاع داد که ما برای همیشه به تهران می رویم . مثل اینکه همه چیز دست به دست هم می داد تا راه اشتباهی را که در پیش گرفته بودم هموارتر شود . از این خبر خیلی خوشحال شدم چون مطمین بودم در تهران فرصت دیدار داریوش نصیبم خواهد شد . چند روز بعد راهی تهران شدیم و در خانه مجللی که شوهرم نیمی از آنرا به اسم من کرده بود اقامت کردیم و من یک هفته پس از ورود به تهران بود که پوستر داریوش را به دیوار یکی از اتاق های خانه نصب کردم . وقتی ظهر آن روز شوهرم به خانه آمد و پوستر داریوش را روی دیوار دید خیلی عصبانی شد و ضمن پاره کردن آن با من دعوا کرد که این کارها چیست که تو می کنی.
هیچ وقت آن لحظه را که برای اولین بار داریوش را می دیدم فراموش نمی کنم . وقتی داریوش بر روی سن آمد و شروع به خواندن کرداین عشق گناه آلود با من کاری کرده بود که ضربان شدید قلبم را به خوبی احساس می کردم. پس از پایان برنامه به خانه برگشتیم و خوابیدیم و صبح زود که من از خواب بیدار شدم یکی از آهنگهای داریوش را بر روی ضبط صوت پخش کردم . شوهرم از خواب بیدار شد و با عصبانیت ضبط صوت را خاموش کرد و من به او اعتراض کردم و آن وقت شوهرم بیشتر عصبانی شد و ضبط صوت را شکست و آن وقت من بدون اینکه بدانم چکار می کنم فریاد زدم من داریوش را دوست دارم وای که شوهرم با شنیدن این حرف چه حالی شد .

و بعد هم اشنایی با داریوش و رد کردن مریم توسط داریوش که بهانه ای شد تا مریم با اسیدپاشی تقاص پاشیدن زندگی خود را از داریوش بگیرد . مریم بعد ها کتابی با عنوان شکوفه ی سیاه نوشت با مضمون همین داستان .

حمایت از فرقه ی ضاله ی بهائیت

چندی پیش اثری با عنوان معلم و دانش اموز بهایی در نت پخش شد که سر و صدای زیادی به پا کرد چون کسی که ان اهنگ را خوانده بود داریوش بود !!!
هر چند که بعدها مشخص شد مثه دفع های قبل از صدای داریوش برای معروفیت استفاده شده و داریوش نیز خواندن این اهنگ را رد کرد اما با کمال تعجب در صفحه ی فیس بوک خود نوشت : این صدای اعتراض از نابرابری ها در ایران است و به دلیل مسائل سیاسی به این افراد بهایی ارزش زیادی در ایران قائل نیستن پس بیایید به دور از طنش ها در کنار یکدیگر باشیم .
اصول دوازده گانه بهائیت که نشات گرفته از تفکر ماسونی و نظریه پردازان مشرب فراماسونر انگلیسی است . ماسونیت با نشر این تعالیم سعی در استحاله ی تمامی فرهنگ های مذهبی در تفکر و فرهنگ غربی داشت . سوالی که مطرح است چرا وی با اینکه دخالت انگلیس در این فرقه بر هیچ کس پوشیده نیست از مردم شیعه ی ایران میخواهد با انها مهربان تر باشند ولی جرات نمیکند که به این فرقه اقلیت و ضاله بگوید شما باید با فرهنگ شیعی ایران یکی باشید تا مشکلی پیش نیاید .

چندین سال تلاش تنها برای ایجاد اغتشاش

در ابتدای مقاله اشاره شد که او قبل از انقلاب به خاطر اجرای چند اهنگ به زندان اوین رفت پس شاید برای شما هم سوال باشد چرا هنوز هم با تغییر نظام شاهنشاهی بر علیه حکومت ایران میخواند ؟
بعد از انقلاب در کمال تعجب او اهنگ وطن را خواند که باز هم اهنگی اعتراضی نسبت به حکومت بود اما چرا ؟ مگر او هم جز مرمی نبود که بر علیه حکومت شاه اهنگ میخواند ؟ به قول یکی از دوستان صمیمی وی که میگفت : داریوش با رژیم سابق مخالف بود ...با رژیم الان مخالفه ...با رژیم اینده هم مخالفه ...به نظرم باید داریوش بشه شاه ایران چون مردم دوسش دارن !!!

خب ایا به راحتی از این جمله نمیتوان استنباط کرد که داریوش نه تنها هیچ هدفی ندارد بلکه جز حزب باد است یعنی هر جا مردم جمع شوند و اعتراضی کنند او هم اهنگی میخواند تا خود را جز مردم نشان دهد ؟ ایا براستی او هدفی جز ایجاد اشوب و تشویش اذهان عمومی دارد ؟ به جای دعوت مردم به ارامش دعوت به اعتراض ؟
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: mesmaeil ، mhklord ، Havbb 110 ، black ، دل خسته ، MAHDI59 ، هدهد ، رمز شب ، shahabm
۲:۴۳, ۱۹/دی/۹۱
شماره ارسال: #2
آواتار
گاهی پرداختن به بعضی مسائل بیهوده همچون مطلب بالا وقیحتر از وقاحت یک مطرب می تونه باشه . یه مقدار برای آونچه از زمانهای زندگی می خواهید هزینه شه ، انتخابی سنجیده تر و عاقلانه تر داشتن توجیه خوبی می تونه باشه .
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: jamande ، سجاد313
۲۱:۱۹, ۲۹/دی/۹۱
شماره ارسال: #3
آواتار
به نام خدا
سلام علیکم

منظورتان از افسانه ی موسیقی ایرانی چیست؟؟؟
آیا موسیقی ارانی به چند تا داریوش و گوگوش و لیلا و هایده و شهرام و ... ختم می شود که می گویید افسانه ی موسیقی ایران؟؟؟
موسیقی ایرانی قدمتی بالا دارد.ما موسیقی دانانی چون باربد،رامتین،سرکش،رامش،بامشاد و نکیسا و ... داشتیم.همچنین بعد از اسلام نشیط فارسی،زکریای رازی و بوعلی سینا و جرجانی و رودکی و عبدالله خوارزمی و ... از برزگان در زمینه موسیقی ایرانی بودند.همچنین دستگاه های موسیقی از جمله چهار گاه و سه گار و شور و نوا و ... داشتیم.
این همه گواهی بر موسیقی ایرانی.
لطفا موسیقی ایران را با نام امثال داریوش لکه دار نکنید.

فی امان الله
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: farzad313
۲۱:۵۴, ۲۹/دی/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/دی/۹۱ ۲۳:۵۳ توسط aboutorab.)
شماره ارسال: #4
آواتار
سلام

ببخشيد دوستان، آيا من اجازه دارم با كل موسيقي مخالف باشم ؟

اگرنه

برام دليلي بياريد كه موسيقي مفيده تا منم ازش بهره ببرم .

موفق باشيد و سلامت

يا حق

سلام بر دوستان دانشجو و محقق خودم
لطفا با توجه به لينك هاي زير كمكم نماييد .
[size=large]

لطف نماييد
بدونم موسيقي چيه ؟ غنا چيه؟ لهو لعب چيه ؟ آلات مشتركه چيه؟ آلات غير مشتركه چيه؟
موفق باشيد و سلامت
يا حق
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: غفران غ ، سجاد313 ، بچه شیعه ، laanbar1-2-3
۲۰:۲۱, ۳۰/دی/۹۱
شماره ارسال: #5
آواتار
به نام خدا
سلام علیکم

به تعبیر دبیر ادبیات ما،موسیقی شاید همان آوای خوشی باشد که در روز ازل،از انسان ها بیعت بندگی گرفت.
موسیقی خوب است به تعبیر بنده نه از نوع غنا.
نمی توان گفت همه ی موسیقی ها غناست.اگر اینطور بود پس آواز خوش بلبلان نیز غناست.
من دلیلی نمی آورم اگر کسی دیگری خواست دلیل بیاورد خوب بیاورد اما من سواد کافی در این زمینه ندارم.
و من ادعای مفید بودن برای موسیقی نکردم.
البته بنده هم بیکار نیستم صبح تا شب موسیقی گوش کنم اما بحث اصلا سر این چیز ها نبود.
بحث سر واقعی یا افسانه بودن موسیقی ایرانی بود.

فی امان الله
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: aboutorab
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  اگر نسبت به موسیقی شبهه داری یا معرفی یک نوع موسیقی حلال... Femme Moderne 12 10,741 ۲۴/شهریور/۹۰ ۱۴:۱۹
آخرین ارسال: Reza2035
  از موسیقی تا جادو ؛شیطان پرستی در ایران FOADG 18 9,331 ۲/شهریور/۹۰ ۱۰:۱۲
آخرین ارسال: S.P.H

پرش در بین بخشها:


بالا