|
من مصرف می کنم پس هستم
|
|
۱۶:۳۸, ۸/شهریور/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۸/شهریور/۹۰ ۱۸:۵۸ توسط حلما.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
من مصرف می کنم پس هستم!
امروزه در بسیاری از جوامع, میزان مصرف و دارایی به معیاری برای ارزش گذاری افراد تبدیل شده است. هرکس بیشتر توانایی خرید داشته باشد و بیشتر مصرف کند از وجهه اجتماعی بالاتری برخوردار است. این امر به ویژه در جوامع پیشرفته غربی قابل مشاهده است. در چنین جوامعی بسیاری از افراد بر سر مصرف و دارائی با هم رقابت دارند و تبلیغات نیز موید و مشوق این رقابت هستند و مردم را به مصرف گرایی بیشتر ترغیب می کنند و چنین القا می کنند که دارایی و مصرف بیشترمی تواند فرد را به شادکامی و خوشبختی برساند و آن آرامشی که هر فردی به دنبال آن است از طریق خرید بیشتر و مصرف کالاهای گوناگون و رنگارنگ برایش به ارمغان خواهد آمد. در این دیدگاه که مبنی بر لذت گرایی است به جای آن که ارزش های حقیقی همچون آزادی, بی نیازی, صرفه جویی, اعتدال و فداکاری تبلیغ شوند, لذت و شادکامی در مصرف گرایی و دارایی بیشتر تعریف می گردد. سرمایه داران و تولید کنندگان در پشت این تبلیغات و ترویج مصرف گرایی یک هدف را دنبال می کنند که همان تولید سود بیشتر است. آنان برای نیل به این مقصود از راهکارهای متفاوتی استفاده میکنند. ما همواره شاهد بوده ایم که در تبلیغات گوناگون تلاش میشود این شعار را بر اذهان القا کنند که تا میتوانی بخر و مصرف کن و هرچه بیشتر داشته باشی و بیشتر بخری وجهه اجتماعی بالاتری خواهی داشت . تبلیغات در رسانه های جمعی از تاثیرگذارترین راهکارها برای ترغیب افراد به مصرف و خرید کالاها هستند. ما هرروزه تحت تاثیر این بمباران تبلیغاتی هستیم. بخش عمده ای از برنامه ی تلویزیون به تبلیغات اختصاص دارد. در مجلات و روزنامه ها, در رادیو و حتی وقتی از خانه خارج میشویم روی بیلبوردها و روی در و دیوار میتوانیم این تبلیغات را ببینیم و بشنویم و ناخواسته با آن ها مواجه می شویم. در خیابان هازیباترین و بزرگترین و شیک ترین ساختمان ها به مجتمع های تجاری اختصاص دارند که خود, افراد را به خرید بیشتر ترغیب می کنند. یکی دیگر از راهکارهای سرمایه داران برای گسترش مصرف گرایی ترویج مدگرایی به ویژه در بین جوانان است.در این روش افراد برای افزایش وجهه اجتماعی خود و یا اینکه پرستیژ بالاتری داشته باشند کالاهایی که در زمانی به اصطلاح مد هستند را با هر قیمتی می خرند ولی این اجناس تنها در محدوده زمانی خاص و کوتاهی قابل استفاده هستند و پس از مدتی به اصطلاح از مد می افتند و فرد ناچار است برای وفق دادن خود با مد بعدی کالاهایی دیگر خریداری کند و این چرخه همچنان ادامه پیدا می کند. نتیجه این امراز یک سو رسیدن سود بیشتر به سرمایه داران و از سوی دیگر افزایش مصرف گرایی و وارونه شدن ارزش ها می باشد. از ترفند های دیگری که تولید کنندگان برای ترغیب خریداران به مصرف گرایی به کار می برند برگزاری حراج کالاهاست. بدین ترتیب که اعلام میکنند اجناسشان را در یک دوره زمانی در حراج با قیمت کمتر می فروشند. این مساله موجب می شود افراد با اینکه در واقع احتیاجی به آن کالای خاص ندارند احساس نیازی کاذب پیدا کنند و چون می بینند مدت حراج کوتاه است و قیمت ها کمتر, با وجود عدم نیاز کالا را خریداری می کنند. پس از خرید هم گاه متوجه می شوند که به آن کالا اصلا احتیاجی ندارند و مجبور میشوند یا آنرا بیرون بیاندازند, یا به دیگران ببخشند و یا با قیمتی کمتر بفروشند.و این چرخه نیز به همین صورت ادامه پیدا میکند و نتیجه اش منفعت سرمایه داران است. اینچنین است که مصرف گرایی برای مردم به یک عادت تبدیل می شود و خواسته یا ناخواسته در این چرخه که هدفش سود بیشتر برای سرمایه داران است وارد می شوند. حال این پرسش مطرح می شود که مصرف گرایی چه ضرری برای افراد دارد و چرا برخی می کوشند با آن مبارزه کنند؟ در واقع بخش عمده ضرر این امر برای اقشار فقیر جامعه و به طور کلی کشورهای فقیر و جهان سوم است. کشورهای پیشرفته بخش عظیمی از منابع زمین را به میزانی بیش از حد نیاز مصرف می کنند. در حالی که کشورهای جهان سوم با کار و سختی این منابع را فراهم می کنند اما خود سودی از آن نمی برند و قسمت زیادی از آن به کشورهای پیشرفته برده می شود و به مصرف آنان می رسد و روز به روز بر فقر کشورهای فقیر و درحال توسعه افزوده می گردد. همچنین این مصرف بی رویه منابع طبیعی باعث می شود این منابع محدود کمتر و کمتر شوند و سرانجام پایان یابند و نتیجه آن خواهد بود که بر سر اندک منابع باقی مانده رقابت و چه بسا جنگ برقرار گردد و بر افزایش نا امنی و فساد دامن زند. که در این صورت نیز باز هم بیشترین ضرر به کشورهای فقیر می رسد. بر اثر کمبود منابع نسل های پس از ما رنج زیادی را متحمل خواهند شد. به جز مضرات عام و کلی , مصرف گرایی برای افراد به صورت شخصی نیز مشکلاتی ایجاد می کند. بر اثر تفکر مصرف گرایانه افراد لذت را در مصرف هرچه بیشتر و دارایی های خود می بینند و آسایش در خرید خرت و پرت ها و کالاهای بیشتر تعریف می شود . اما پرسش اینجاست که ایا این دارایی ها حقیقتا می توانند افراد را به شادکامی واحساس خوشبختی که انتظار دارند برسانند؟ پاسخ این پرسش بر همگان آشکار است. چه بسا این دارایی ها باعث مشکلات بیشتر و درگیری ها و مشغله های بیشتر افراد هم گردد زیرا برای این که شخص بتواند از عهده خرید مصارف خود برآید باید هزینه زیادی بپردازد و برای داشتن این پول ناچار است به انجام کارها و مشاغلی دست زند که گاه هیچ علاقه ای به انجام آن ندارد. در تفکر مصرف گرایانه رفاه بر اصول مقدم است. بدین معنا که هدف اصلی انسان رفاه تعریف می شود و نه اصول انسانی. در جامعه مصرف گرا افراد کار می کنند تا بتوانند کالاهای بیشتری بخرند. در چنین جامعه ای ارزش ها و اصول دگرگون می شوند: به جای آن که صرفه جویی ارزش باشد مصرف بیش از حد ارزش است. به جای آزادی و بی نیازی, افراد برای رسیدن به رفاه به خرید کالاها وابسته می شوند. و به جای آنکه کمال و سعادت آدمی در رشد ارزش های معنوی و آزادی روح از قید و بند دنیوی تعریف گردد, سعادت را در داشتن دارائی های بیشتر و دنیای پرزرق و برق تر معرفی می کنند. و تمام این ها انسان را از آن چه باید باشد غافل می کند و در فراموشی و غفلتی بزرگ فرو می برد. نتیجه ای که حاصل می شود افزایش سود و منفعت برای تولیدکنندگان و سرمایه داران است. |
|||
|
|
۱۴:۵۰, ۶/شهریور/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/شهریور/۹۲ ۳:۰۴ توسط medad.sefid.)
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
سلامی مجدد
دوستان ![]() ایمیلی رو که یه دوست قدیمی برام فرستاده ، براتون اینجا کپی میکنم تا بخونید ![]() لزومی ندیدم براش تاپیک جدید ایجاد کنم..... ![]() امید وارم تکراری نباشه و امید وارم همه مطالعه کنند.....با تشکر . واقعیت هایی در مورد چند شرکت تولیدی و بازرگانی بازرگانان ايراني فقط جيب [b]هاي خود و جيب هاي كشور دوست و برادر ... چين را پر مي كنن شعور مردم كيلويي چند ؟؟؟!!! ولي اگر همين عمل متقابلا از سوي بازرگانان چيني جهت واردات اجناس نامرغوب به كشورشان چين باشد مجازات آن اعدام است !!!! اتفاقات زير را بخوانيد و به حال خودمان افسوس بخوريم... - نمی دانم جریان مارک اوه AVE[b] یادتان هست؟ اگر خبر ندارید این را بگویم که این نام مدتها در تبلیغات تلویزیونی ادعا میکرد تحت لیسانس شرکتپیتراندجورج انگلستان است تا اینکه یک نفر از بین ما و از افرادی که گاهی فکر می کنند و هر چیز را به راحتی قبول نمی کنند (که متاسفانه تعدادشان بسیار کم است) ته قضیه را در آورد که بله این شرکت پیتر اند جورج یک شرکت صوری است که آقای صاحب شرکت گلرنگ خودش در انگلستان ثبت کرده و اصلا هیچ وجود خارجی ندارد و در واقع هیچ تولیداتی ندارد در واقع کارخانه ای در کار نیست و فقط یک نام تجاری است و کلیه محصولات در شرکت پاکشو در کیلومتر 10 جاده قدیم کرج و مثلاً تحت لیسانس تولید می شود به مارک اوه اضافه کنید : دیگر نامهای جعلی و... شرکت گلرنگ مثل (سافتلن ، مریت ، اسپیف ، مرسی ، نانسی ، هوم پلاس ، اکتیو و از همه مهم تر کرم های مای myکه با ادعای تحت لیسانس کهل اند کوهل آلمان KOHLو در منطقه سلفچگان قم تولید میشود) کهل اند کوهل هم شرکتی جعلیست که توسط مدیر شرکت گلرنگ ثبت شده است. من چند وقتی بود که می دیدم نمایندگی های تفال فرانسه (منظورم ظروف آشپز خانه است) یکی یکی نا پدید می شوند و خیلی از آنها جای خود را به دسینیDESSINI می دهند. از طرفی فهمیدم که تفال تولیدات خود در ایران را متوقف کرده و فقط محصولات فرانسه را می توان تهیه کرد. حدس زدم کاسه ای زیر نیم کاسه است و این دسینی یک جاش می لنگد بعد از جست و جو در اینترنت متوجه شدم تنها یک سایت با این عنوان هست که آن هم فاقد هر گونه آدرس و شماره تلفن از سازنده است . از طرفی با یک جست و جوی حرفه ای تر متوجه می شویم ثبت کننده دامنه آن هم یک آقای ایرانی است به نام آرام غریبی که نماینده شرکتی بوده که این دامنه را برای دسینی خریداری کرده. با جست و جوی بیشتر متوجه شدم یک نام تجاری با همین عنوان در دبی ثبت شده که هیچ تولید کننده ای به اون مربوط نیست. حال داستان چیست ؟ آقایی که دفترشان در تقاطع کارگر و جمهوری واقع می باشد زمانی توزیع انحصاری محصولات تفال را از شرکت پرکیش نمایندگی رسمی این محصولات دریافت می کنند ، سپس اقدام به ثبت نام دسینی در دوبی مینمایند و کم کم محصولات دسینی را به جای تفال وارد کانال توزیع می کنند و خریدارن به خیال آنکه برند متعلق به تفال است اغفال می شوند. به هر حال مهم این است که این ها اجناس چینی هستند که با رنگ و لعاب و کلاه برداری وارد کشور می شوند و شما به عنوان جنس خارجی و اروپایی می خرید محل تولید آنها هم در شهر شین زن در چین می باشد. اخیراً نیز در فروشگاههای اتکا وابسته به سازمان صنایع دفاع، نوعی از لوازم منزل به نام مرسیMERCI عرضه میگردد که عنوان شده است از ایتالیا وارد می شود. برگه ای نیز تحت عنوان گواهی تصدیق از سوی یک نفر کارشناس رسمی دادگستری به ضمیمه وجود دارد که حاکی از وجود دفتری تحت عنوان مرسی ( یاد و خاطره پیتر اند جورج) در ایتالیاست و اینکه این لوازم نیز از از مرز بازرگان وارد ایران می شود - حال با کمی کنکاش متوجه می شوید که هیچ سایتی در خصوص کارخانه مرسی در دنیا وجود ندارد و فقط یک سایت دو زبانه فارسی - انگلیسی است که کام[i][/b]لاً رنگ و لعاب طراحی های زپرتی را دارد. به نظر میرسد که این لوازم نیز از چین تمام و کمال وارد ایران می شوند و به نام اجناس ایتالیائی به خورد مردم بدبخت میدهند. لطفا این پیام را برای همه بفرستید تا لااقل به این وسیله جلوی کلاهبرداری بیش از این گرفته شود. |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |













