|
واقعیت یا حقیقت ؟
|
|
۱۴:۰۶, ۱۰/تیر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/تیر/۹۰ ۱۸:۵۷ توسط Reza2035.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
نقل قول:رضا جکمن : دوستان عزیز این تاپیک به خاطر شبهه ای که برای دوست عزیزمون پیش اومده درست شده ...اصل مطلب در تاپیک سخنرانی های دکتر عباسی بود که به صلاح دید وحید 110 برادر عزیز و بزرگوارم به صورت تاپیک جداگانه در اومد موضوع شبهه هم در این پست میبینید . من هنوز این مفهوم second life تو بعضی موارد نفهمیدم و چند تا سوال برام پیش اومده کجا میتونم بپرسم ؟ مخصوصا اون قسمتی که در قسمت 4 ذنای ذهنی درباره ایمانوئل کانت صبحت میکنه که همه چیز براساس ذهن ....
|
|||
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۶:۴۹, ۱۱/تیر/۹۰
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
نقل قول:دوست دارم پاسخ شما رو با یه سوال بدم ...چطور میشه توی رابطه با دوستمون بر مبنای حقیقت تصمیم بگیریم؟خب اگر بخواهیم اینطور باشیم،خیلی راحت نیست. مشکل دوستی های خاله خرسی ماهم همینجاست... حقیقتا بحث مفیدی بود مخصوصا بااین قسمت که جواب خودم روگرفتم: نقل قول:علاوه بر اینها واقعیت هم نسبی است و هر کس برداشت خود را از ان دارد .یاحق |
|||
|
|
۱۷:۰۱, ۱۱/تیر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/تیر/۹۰ ۱۸:۴۵ توسط وحید110.)
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
نقل قول:دوست دارم پاسخ شما رو با یه سوال بدم ...چطور میشه توی رابطه با دوستمون بر مبنای حقیقت تصمیم بگیریم؟ حالا رفیقمون رو توی فضای واقعی میبینیم اما ایا باز هم حقیقت اون رو متوجه میشیم ؟رضا جان کاش این بحث ها رو در یک تاپیک جداگانه پی میگرفتیم دید بشر مادیه یعنی محدود به حواس 5 گانه و افکار و شناخت و در یافتها و تجربیات قبلیست . بنابرین اگر یک جوان . یک مکانیک و یک زیست شناس یک ماشین را ببینند با این که واقعیت ماشین ثابت است . اولی قیافه و مدل و سرعت را میبیند . دومی صدای موتور را میشنود و سومی میزان سوخت و الایندگی را . بنابرین اولی از ماشین خوشش می اید دومی نمیپسندد و سومی نظری ندارد.... در واقع برداشتها به تعداد بینندگان متفاوت است . و این بر میگردد به خط فکری و معیار ذهنی . معیار ذهنی همانی است که بر اساس ان قضاوت میکنیم . در یافتها را بر ان منطبق کرده و نتیجه میگیریم .یعنی فقط به یک یا چند بعد خاص ان هم باز نه به طور کامل مینگریم . این نقص در معیار . دید . و تفاوت فکری . و تنوع سلیقه و هوش و گیرایی و خواسته های متفاوت .... باعث میشه که هر کسی دید خودش رو داشته باشه و برداشت خودش رو واقعیت حساب کنه.حقیقت یک دید همه بعدی و همه جانبه هست طوری که پیرامون مسئله هیچ مجهولی باقی نمونه و کامل و جامع باشه . و معیار هم کامل و جامع باشه (مثلا معیار خدا باشه و یا نفس) فقط کسانی همه بعدی مینگرند که از ماده و حدود ان بیرون شده و الهی فکر کنند . انگاه با توجه به اینکه همه چیز را میبینند بهترین تنیجه را میگیرند . این همه بعدی دیدن و اشراف و علم کامل حقیقت موضوع است . البته اسلام در مواجهه با دنیا راهکارهای خوبی ارائه داده حسن ظن. بخشش . باید ها و نباید ها ...اطاعت از فرمان خدا و لی خدا که به منبع حقیقت وصل است تا کم کم بتوان از قید ماده و محدودیت ان خلاص شد (رسد ادمی به جایی که به جز خدا نبیند ) خدا یعنی حقیقت . و وقتی خدا را دیدید یعنی حقیقت برای ما مکشوف شده در واقع وقتی بر اساس فرمایشات خداوند و برای او تصمیم گرفتید و عمل کردید با توجه به میزان شناخت و دید شما به خداوند به حقیقت و عمل به ان نزدیک تر شده اید البته در همین موضوع هم باز برداشتها نسبیست . برای همین خداوند میفرماید تفسیر ایات ما را فقط راسخون فی العلم میدانند. تا زمانی که نفس مطمئنه حاکم نشده باید به تکلیف عمل کنیم و تا انجا که بشود از مشتبهات دوری کنیم .در زمانی هم که جایی واقعا ماندیم مشورت با اهل علم و بعد از ان که دیگر همه راهها بسته بود استخاره (توکل و طلب خیر و رضا و تسلیم) به همین خاطر است که خداوند رسیدن به خودش را فقط از راه برگزیدگانش ممکن میداند . در واقع انها خلیفه الله هستند و بدون انها رسیدن به حقیقت امکان نداد. انها خود نمود حقیقت هستند و راهنمای حق . دوستان این ها افکار شخصی است . اگر کم و کثری میبینید به حساب شخص وحید 110 بگذارید . یا حق |
|||
|
|
۱۸:۵۷, ۱۱/تیر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/تیر/۹۰ ۱۹:۲۵ توسط فرهاد.)
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
|
سلام
از نوشته هایتان استفاده بردم لطفا ادامه بدهید. یادم میاد اوایل بحثی مشابه داشتیم که گویا بخاطر گذشت زمان گم شده و هر چه سعی میکنم لینکش رو پیدا نمی کنم تا در اختیار دوستان قرار بدم بگذریم. صحبت از پلورالیزم شد قبلا در تایپیکی مشابه بچه ها در این مورد کمی بحث کردند http://forum.bidari-andishe.ir/thread-1148.html |
|||
|
|
۱۹:۱۸, ۱۱/تیر/۹۰
شماره ارسال: #14
|
|||
|
|||
|
وحید جان اتفاقا بسیار دید کاملی رو ارائه دادید ... مشکل اینه که توی واقعیت مهم نیست که چه چیزی وجود داره مهم اینه که ما چه چیزی میدونیم ...خب به طبع همچین تفکری من میام اون چیزایی که میدونم رو روش مند میکنم یعنی برای هر چیزی یک روش در نظر میگیرم و کارهامو با این روشهایی که ذهنم ساخته پیش میبرم ...سوال: جای خدا کجاست ؟ خدای ما میشه یه خدای ابزاری هر وقت مغزمون چیزی رو نکشید میگیم خدایا به دادم برس ... یه مثال میزنم که راحت تر متوجه موضوع بشیم : توی فیلم های هالیوودی اگه دقت کرده باشید خدا دقیقا همین حالت رو داره تا وقتی قهرمان داستان با فکر خودش جلو میره با خدا کاری نداره ولی تا یه مشکلی پیش میاد میگه : OH MY GOD ... اما کسی که حقیقت رو ببینه حتی کاری رو که مطمئنه خودش میتونه با فکرش انجام بده رو هم قبلش میگه : الهی به امید تو .
|
|||
|
|
۱۹:۴۶, ۱۱/تیر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۲/تیر/۹۰ ۷:۳۶ توسط وحید110.)
شماره ارسال: #15
|
|||
|
|||
نقل قول:کسی که حقیقت رو ببینه حتی کاری رو که مطمئنه خودش میتونه با فکرش انجام بده رو هم قبلش میگه : الهی به امید تو .به نظر حقیر کسی که حقیقت رو میبینه کاری رو انجام میده که خدا می خواد . همچین شخصی دیگه خودی نداره که بخواد بدون کمک حضرت حق(بدون کمک باز میشه یک جز خدا یک جز خود که باز مناسب نیست )و بدون حضرت حق کاری انجام بده . و نمیگه الهی به امید تو میگه الهی تو چی میخوای تا انجام بدم (همین جمله هم منیت داره ). کسی که از خود رها شده باشه . اونی که خدا بخواد میبینه و اونی که خدا بخواد انجام میده . به اونی که خدا بخواد راضی و تسلیم و خشنوده و از خود ش چیزی نداره . اگر خدا رو ازش برداری میشه هیچ. اگر کاری رو خودت بخوای انجام بدی و از خدا هم کمک بخوای . این باز منیته . باید ماری که خدا می وخاد رو انجام بدی کسی که حقیقت رو میبینه دیگه از خودش فکری نداره . میشه همون که حلاج گفت (انا الحق) میشه جلوه الله و میشه خدا رو بوسیله اون شناخت (امامان معصوم ع) برای همین خداوند به پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) میگه اسوه حسنه . چون هیچ چیزی جز الله نداره پس با دیدن و تقلید از اون میشه به حقیقت و حضرت حق نزدیک شد . میشه مصداق حدیث هر کسی فاطمه را دوست بدارد مرا دوست داشته و هر کس مرا دوست بدارد خدا را دوست داشته و ....دیگه وجود این بزرگواران از خدا جدا نیست و توسل به ایشون توسل به خداست . وقتی کاری خدایی شد دیگه مهم عمل به تکلیفه نه توانایی. در مکالمات روز مره ما هم چیزی که شما میفرمایید صادقه . فقط زمانی میگیم ان شا الله که حدث میزنیم کاری که قراره انجام بدیم به مشکل بر میخوره . وقتی کسی بگه ان شا الله میگیم حتما از یک احتمال حرف میزنه . اسلام مراحل داره .اینی که بنده دارم میبینم و عمل میکنم پوسته اونه . هر چه به حق نزدیکتر بشی حقیقت رو واضح تر میبینیم . یا حق |
|||
|
|
۲۰:۱۵, ۱۱/تیر/۹۰
شماره ارسال: #16
|
|||
|
|||
|
وحید جان شما الان اوج تفکر حقیقت بین رو مطرح کردی که بنده قبولش دارم ...منظور توی اون جمله این بود که چه طور میشود به سمت حق رفت ... من بیشتر منظورم تقوا بود ( دیدن خودمون از نگاه خدا ) اینکه هر کاری میکنیم از دید خدا باشه
|
|||
|
|
۶:۱۳, ۲۰/تیر/۹۰
شماره ارسال: #17
|
|||
|
|||
نقل قول:... خب طبیعتا همه کس به نفس مطمئنه نمیرسن... چرا؟ |
|||
|
۲۲:۵۹, ۱۵/مهر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/مهر/۹۰ ۲۳:۴۱ توسط مسافر.)
شماره ارسال: #18
|
|||
|
|||
(۱۱/تیر/۹۰ ۱۶:۴۹)rastin نوشته است:اینکه بگوئیم واقعیت نسبی است به نظر صحیح نیست. بل استنباط و درک از واقعیت است که نسبی است.نقل قول:علاوه بر اینها واقعیت هم نسبی است و هر کس برداشت خود را از ان دارد . حقیقت وجودی "من" به عنوان یک انسان آن است که خلیفه الهی هستم. اما واقعیت وجودی "من" در این لحظه چیزی است که هستم. و این لزوما با حقیقت منطبق نیست. در عالم بالا بین حق و واقعیت فاصله ای نیست. اما در این عالم چرا. اما به هر حال واقعیت، وضعیت فعلی موجود است... هر چند این وضعیت موجود، از رصد کامل ما خارج باشد و بعضی پارامترها و المان هایش را به عللی از نظر انداخته باشیم و در معادلات منظور نکنیم... |
|||
|
|
۵:۳۸, ۱۶/مهر/۹۰
شماره ارسال: #19
|
|||
|
|||
نقل قول:علاوه بر اینها واقعیت هم نسبی است و هر کس برداشت خود را از ان دارد . اگر واقعیت را برداشت انسان از حقیقت بدانیم نسبی است . اما اگر واقعیت را جزیی از حقیقت بدانیم خیر اگر برداست واقعیات مختلف از یم حقیقت مد نظر باشد با توجه به این که هر کسی واقعیتی جدا را خواهد فهمید . برداشت واقعیت از حقیقت نسبی است . نقل قول:... خب طبیعتا همه کس به نفس مطمئنه نمیرسن...طبیعتا شاید واژه مناسبی نباشه اما با توجه به اختیار در عمل با اینکه همه پتانسیل ان را دارند . ولی همه به ان نخواهند رسید یا علی (علیه السلام) |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |









