کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 4 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
راه رسیدن به خدا#&(مهم)
۲۰:۵۶, ۲۱/بهمن/۸۹ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/مرداد/۹۰ ۲:۲۶ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #1
آواتار
سلام
من از محضر اساتید و بزرگان فروم یک سوال داشتم که چند وقتی هست که ذهن این حقیر را مشغول خود کرده ولی نتونستم جوابی درست براش پیدا کنم امیدوارم اینجا با حضور برادر بزرگوارم علی110 و دیگران دوستان به جوابی مناسب برسم.
اکثر دوستان باید فیلم مارمولک رو دیده باشند در این فیلم یک جمله هست که راه رسیدن به خدا به اندازه تمام انسانهاست
میخواستم ببینم این تعدد راه برای رسیدن به خدا منافاتی با تفکر شیعه نداره اصلا معنی این جمله یعنی چی ؟؟؟؟؟

یعنی اینکه همه ما داریم بسوی خدا و نظم خداوندی میریم حالا هر کی یکجای این نظم هستش.

و در غیر اینصورت
اگر راه رسیدن به خدا یکی هستش چرا بین نحوه تبلیغ و گسترش دین بین بزرگان تفاوت وجود داره .

اصلا ما چگونه میتوانیم ذات نامتناهی الهی را درک کنیم و به عروج معنوی برسیم از طریق کدام راه؟؟؟

و در پایان اگر تنها یک راه وجود دارد میخواستم بدونم این راه چقدر برای ما محدودیت گذاشته و دست ما برای سپری کردن این راه چقدر بازه؟
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سینا ، zarati313 ، aliakbar ، EMPERATOR ، mahdidost ، سیماباروتیان ، fazel ، وحید الف ، MESSENGER ، MohammadMeraj ، یا ثارالله ، یاران مهدی ، گل مرداب ، shafagh_mah ، حسام+ ، فانوس *7* ، Tolou ، مجنون الحسین ، عالم مقدس لاهوت ، مسجد عشاق
۲۱:۳۳, ۲۱/بهمن/۸۹ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۱/بهمن/۸۹ ۲۱:۳۸ توسط سینا.)
شماره ارسال: #2

سلام دوست عزیز
من از اساتید و بزرگان این تالار نیستم و مثل شما منتظر می مونم از محضر این اساتید بیشتر یاد بگیرم ولی چیزی رو که میدونم رو میگم (گمان نکنم مشکلی داشته باشه ):
عزیز همانطور که خودتون گفتین نحوه ی برخورد بزرگان با دین متفاوته و در این مورد سوال شما نیز برخوردها متفاوته و اون چیزی درسته که خود شما بعد مطالعه نظر همه ی این بزرگان و اندیشه خودتان تشخیص بدین کدام درستر میگن آما آنچه بین علما غالب است این است که آنچه در قرآن به "راه" اشاره دارد به 2 کلمه "صراط " و "سبیل" باز می گردد و این بزرگان اعتقاد دارند که طراط رسیدن به خدا یکی است و سبیل ها زیاد و متفاوت است (و نشانه هایی هم بر این امر در قرآن است که صراط در قرآن مفرد به کار رفته و سبیل به صورت جمع والبته نشانه های بیشتری که می توانید با مراجعه به کتب بزرگان که اگر شد آخر میگم مراجعه کنید ) اما همانطور که گفتم نظر هایی دیگری هم است به نام تکثر گرایی دینی و یا پلورالیسم دینی که معتقد است راه های رسیدن به خدا متفاوت است (کتاب فارسی مهم نوشته شده در این مورد کتاب "صراط های مستقیم ، عبدالکریم سروش" است )
«مچه در این مورد مهم است تفکر و برداشت خود ما و پیدا کردن درست ترین بین همه ی آرا و نظر هاست و کورکورانه تقلید نکردن است...
پس از متظر بزرگانی که به گروه اول تعلق دارند تفاوت در روش ها به "سبیل "های متفاوت بر میگردد ولی در کلیات راه ها یکی است که همان "صراط" مستقیم است ...
نقل قول:اصلا ما چگونه میتوانیم ذات نامتناهی الهی را درک کنیم و به عروج معنوی برسیم از طریق کدام راه؟؟؟

و در پایان اگر تنها یک راه وجود دارد میخواستم بدونم این راه چقدر برای ما محدودیت گذاشته و دست ما برای سپری کردن این راه چقدر بازه؟
در این مورد چیزی که واضحهه انسان به دلیل محدودیتی که دارد هرگز نمیتواند ذات الهی را کامل درک کند ولی می تواند به ذات تعالی نزدیکتر و نزدیکتر شود و این مورد 2 روش اصلی وجود دارد
روش علما و عرفا که در مورد هم اختلافاتی بین عرفا و علما وجود دارد و گهگاهی همدیگر رو زیر سوال هم می برند ..ولی چیزی که از نظر من باید با آن شروع کنیم دست کم اطلاعات اولیه خودمون در مورد توحید زیاد کنیم و بعد مسیر خودمون رو پیدا کنیم ،
برای شروع میتونیم از کتاب های دکتر مطهری در باب توحید و یا دکتر شریعتی و یا سایر علما در باب توحید شروع کنیم و ....
عذر خواهی اگه خوب نگفتم
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: aliakbar ، فرهاد ، zarati313 ، EMPERATOR ، علی 110 ، mohamad ، mahdidost ، سبز سفید قرمز ، Hadith ، سیماباروتیان ، montazer ، fazel ، وحید الف ، Ramin_Ghn ، MESSENGER ، MohammadMeraj ، یا ثارالله ، یاران مهدی ، هدهد ، حسام+ ، یا زهرا(س) ، meshkat ، Tolou ، مجنون الحسین
۲۲:۴۵, ۲۱/بهمن/۸۹
شماره ارسال: #3

دوست عزیز راه رسیدن به خدا یکی بوده و هست "صراط مستقیم" که توی سوره حمد موقع نماز میخونید. اگر راه های رسیدن به خدا بود باید میومد صراطین!
راه رسیدن به خدا فقط راه پیامبر و ائمه و اهل بیت و در حال حاضر ولایت فقیه هست. هر نوع راه دیگه و یا کند/تند رفتن از این مسیر انحرافه.
امیدوارم جوابتون رو داده باشم.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: فرهاد ، zarati313 ، EMPERATOR ، سیماباروتیان ، وحید الف ، MESSENGER ، یاران مهدی ، mahdy_mir ، فانوس *7* ، مجنون الحسین ، عالم مقدس لاهوت
۲۳:۲۷, ۲۱/بهمن/۸۹ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۲/بهمن/۸۹ ۰:۴۱ توسط zarati313.)
شماره ارسال: #4
آواتار
ضمن تشکر از جناب فرهاد به خاطر طرح سوالی مهم و مفید. همینطور از جناب سینا که به مباحث مهمی اشاره داشتن.
قبل از هر چیز باید بگم بنده و مدیران دیگر نه ادعای استادی داریم نه خدای ناکرده خود را بزرگ تالار قلمداد می کنیم.
بنده به شخصه خود را کوچک و شاگرد تمامی حق جویان می دانم.

اما بحث :
این جمله که فرمودید : "راه رسیدن به خدا به اندازه تمام انسانهاست" ترجمه این عبارت مشهور است: الطرق الی الله بعدد نفوس الخلایق.

این مسئله را از دو دیدگاه مورد نظر قرار میدهیم :

الف) معنای طرق ، تعدد دین و راههای سعادت بشر باشد (که مورد اشکال است و بیان می کنیم)

ب) معنای طریق ، راههایی در بطن صراط مستقیم باشد که آن را نیز توضیح می دهیم .

اما چون احتمال اول پررنگ تر بوده و بحث های معاصر بیشتر ناظر به همین امر است با آن شروع می کنیم .

جمله مورد نظر در برخی کتب به عنوان حديث به پيامبر ص نسبت داده شده‌، نخست آن كه باید دانست این جمله حدیث نيست‌، بلكه سخني از عارفان و فيلسوفان است‌.

دوم آن كه آن‌چه آن‌ها گفته‌اند، به عدد انفاس خلايق است‌، نه به عدد انفاس انسان‌ها: "و قد قال الحكمأ و العرفأ الطريق الي اللّه بعدد انفاس الخلايق‌; يعني حكما و عرفا گفته‌اند كه راه‌هاي خدا به تعداد مخلوقات است‌.
(شرح الاسمأ الحسني‌، حاج ملا هادي سبزواري‌، ج 1، ص 245، نشر مكتبة بصيرتي‌.)

پس از آن كه معلوم شد مطلب گفته شده‌، حديث نيست و از پيامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و يا امامان معصوم‌: نقل نشده است‌، بلكه كلامي بشري و از طايفه‌اي از علما و عرفا مي‌باشد، شايستگی خطاپذیری و ناتمام بودن را به خود اختصاص می دهد . بسیاری از این جمله خواستند این را اثبات کنند که دین واحد نداریم و هرکسی هر راهی برگزید به سعادت خواهد رسید . و این به پلورالیسم مشهور شد .

پلوراليزم يا تكثّر اديان از مباحث "فلسفة دين‌" است كه در قرن حاضر به صورت جدي متفكران غرب آن را مطرح كرده‌اند. قرائت و معناي شايع و متبادر آن پذيرفتن حقانيت تمامي اديان است‌; و لازمة آن تعدّد صراطهاي مستقيم است‌. پيشينة اين بحث در ايران حدوداً به چند دهة گذشته ـ البته نه با اصطلاح پلوراليزم بلكه به عنوان "تعدّد اديان‌" ـ بر مي‌گردد. اين مقوله در آن عصر نيز براي خود طرفداران و مخالفاني داشته است كه مي‌توان به دو فيلسوف و متفكر معاصر يعني علامه طباطبايي‌(علامه طباطبائي‌، ظهور شيعه‌، ص 8 و 9.) و شهيد مطهري اشاره كرد كه هر دو گام در اين عرصه نهادند و به ابطال پلوراليزم پرداختند.

پذیرش پلورالیزم منجر به این می شود که مکاتب شیطان پرستی، گوساله پرستی، ماه و ستاره پرستی و کلا هر آئین و مکتبی ادعای حقانیت و سیر انسان به سوی حقیقت و کمال را داشته باشد. پرداخت به پلورالیزم و تبیین و نقد آن به عهده خود شما، اطاعات بیشتر را با یک جستجوی ساده به دست می آورید.

ب) اما از منظر دوم اگر فرض را بر این بگیریم که منظور از آن جمله ، تعدد ادیان نبوده است و کمی تنزل کنیم ،

شاید بتوان چنین تفسیر نسبتا مقبولی را از آن ارائه کرد :

صراط مستقیم یکی است و همه باید به آن درآیند ، اما در همین صراط مستقیم که مبدا و منتهایش مشخص و واحد است و جهتش هم نیز واحد ،ممکن است برخی از راههای درونی آن نیز یکی را انتخاب کنند . مثلا یک مسلمان درس نخوانده با خدمت خلق به خدا نزدیک می شود و دیگری که علمی آموخته با نوشتن و تعلیم و تبلیغ معارف الهی به خدا نزدیک شود و ... امثال آن .

در این مورد می بینیم که همه در همان صراط هستند اما طرق یا سبل کمی باهم متفاوت است که ما این تفاوت را در ظاهر می دانیم چراکه در باطن و غرض باز هم وحدت وجود دارد ، یا حتی در روش شاید فکر کنیم که تعدد وجود دارد اما باز هم آنجا باید از روش خدایی بهره برد که در صراط (دین) به آن اشاره شده و از آن روش خدایی باید بهره گرفت که می بینیم اینجا نیز وحدت روش وجود دارد.

منظور نهایی يعني راهي كه هر فرد با آن به خدا مي رسد ويژه خود او است و با راه رسيدن ديگران به خداوند متفاوت است. دليل اين امر اين است كه خداوند هر انساني را با ويژگي هاي ظاهري و باطني و جسماني و روحاني ويژه خود آفريده و راهي كه او به سوي خدا مي پيمايد متناسب با اين ويژگي هاي منحصر به فرد اوست.

اما چون در آن جمله "الی الله" کمی مبهم است ، لذا یا در غایت باید بگیریم که به خدا می رسند و یا در ابتدا . در ابتدا یعنی به وجود خدا رسیدن یعنی درک اینکه خدایی وجود دارد . یعنی راههایی که از آن می توان وجود خدا را اثبات کرد . که این متفاوت است با همان در مسیر قرار گرفتن و قدم زدن .

بلکه این به معنی ابتدای راه را پیدا کردن و آغاز مسیر است لذا ممکن است اینجا نیز بپذیریم که راههای اثبات خدا ممکن است برای هرکس با دیگری متفاوت باشد :

چون آيات قرآني دلالت دارد كه عده اي از مردم خداوند را با آيات و نشانه هاي او در پهنه آفرينش و ديدن عجايب خلقت وضع ربوبي مي شناسند. گروهي با چراغ عقل و استدلال و برهان هاي عقلي و فلسفي راه خود به سوي خداوند را هموار مي سازند و به خداوند مي رسند. گروهي ديگر از راه دل و اشراقات باطني و دروني و با مشاهده جلوه هاي جمال و جلال ربوبي حضور او را در همه عرصه وجود و آفرينش مي يابند. خداوند در آيه پاياني سوره مباركه فصلت مي فرمايد: «سنريهم آياتنا في الافاق و في انفسهم حتي يتبين لهم انه الحق؛ به زودي آيات خود را در پهنه هستي و در درون جانشان به آنها مي نمايانم تا براي آنها روشن گردد كه او حق است».

البته از نظر قرآن كريم و روايات پيشوايان دين، بهترين و سودمندترين راه شناخت خداوند، راه شناخت نفس است: «من عرف نفسه عرف ربه؛ هر كس خود را بشناسد، خدايش را شناخته است» و يا «معرفه النفس انفع المعارف؛ شناخت خويشتن، سودمندترين شناخت است» (از علي(علیه السلام) در غررالحكم).

پس نتیجه این شد که برای ورودبه راه اصلی و نیز ادامه مسیر (در همان صراط مستقیم واحد) ممکن است تعدد مختصری وجود داشته باشد که بازهم توضیح دادیم که وحدت نیز در آن قابل رد نیست .

قرآن از راه به سوی خدا دو تعبیر دارد:

الف) سبیل
ب) صراط و صراط مستقیم

راغب اصفهانی در مفردات، صراط را «الطَّرِیقُ الْمُسْتَقیمُ» معنا می‌کند و دربارۀ معنای سبیل می‌نويسد:

الطَّریقُ الَّذي فیهِ سُهُولَةٌ. سبیل آن راهی است که پیمودن آن هموار و آسان است.

علامه طباطبایی در اين‌باره می‌فرمايد:

صراط در قرآن هیچ‌گاه جمع بسته نشده و همیشه مفرد است ولی سبیل به «سُبُل» جمع بسته شده است.

اكنون آیاتی که در آنها واژۀ سبیل و صراط آمده است را بررسی می‌کنیم تا علت مفرد بودن صراط و جمع بسته شدن سبیل روشن شود و در نهایت راه و راههای خداشناخته شده و این پرسش نیز پاسخ داده شود که آیا رسیدن به معرفت الهی و کمال معرفت از دیدگاه قرآن و احادیث اسلامی یک راه است یا راههای متعدد؟

الف) سبل الهی در قرآن

یکی از آیاتی که در آن برای خدا «راهها» مطرح شده این است:

﴿وَالَّذِينَ جاهَدُوا فِينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ﴾
و كسانى كه در [راه] ما كوشيده‏اند به يقين راههاى خود را بر آنان می‌نماييم و در حقيقت‏ خدا با نيكوكاران است. جهاد به معنای استفراغ وسع و به‌کارگیری تمامی توان است و عبارت «فينا» بر خلوص دلالت دارد. بنابراين خداوند به دو شرط راه خود را به انسان نشان می‌دهد، نخست به‌کارگیری از تمام توان و دوم اخلاص. در واقع کسانی که این دو شرط را در زندگی معنوی خود ایجاد می‌کنند و با تمامی توان برای خدا به میدان می‌آیند، به وعدۀ خداوند، به طور قطع راههای الهی به آنها نشان داده می‌شود. در این آیه از راه خدا به سُبُل تعبیر شده است و با توجه به اینکه سُبُل به معنای راهها است، درمی‌یابیم که برای رسیدن به خدا راههایی وجود دارد.

پیامبران الهی در احتجاج با مخالفان خود این نکته را مطرح می‌کردند، که چرا در مسیر زندگی بر خدا تکیه نمی‌کنید، در حالی كه خداوند متعال، راههای رسیدن به مقصد را به ما نشان داده و تبيين كرده است. از اين رو در سورۀ ابراهيم می‌فرماید:﴿وَما لَنا أَلَّا نَتَوَكَّلَ عَلَى اللَّهِ وَقَدْ هَدانا سُبُلَنا﴾ و چرا بر خدا توكل نكنيم و حال آنكه ما را به راههايمان رهبرى كرده است.بنابراين پیامبران راههایی به سوی مقصد دارند، که خداوند آنها را به سوی آن راهها هدایت کرده است.

در قرآن كريم واژۀ «سُبُل» علاوه بر پيامبران، در سورۀ نحل برای زنبور عسل نيز به كار رفته است: ﴿وَأَوْحى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذِي مِنَ الْجِبالِ بُيُوتاً وَمِنَ الشَّجَرِ وَمِمَّا يَعْرِشُونَ ثُمَّ كُلِي مِنْ كُلِّ الثَّمَراتِ فَاسْلُكِي سُبُلَ رَبِّكِ ذُلُلًا﴾
و پروردگار تو به زنبور عسل وحى [= الهام غريزى] كرد كه از پاره‏اى كوهها و از برخى درختان و از آنچه داربست [و چفته‏سازى] می‌كنند خانه‏هايى براى خود درست كن سپس از همۀ ميوه‏ها بخور و راههاى پروردگارت را فرمانبردارانه بپوى.

از این رو مطابق این آیه معلوم می‌شود که زنبور عسل هم به سوی پروردگار خود راههایی دارد.
در آیۀ هجدهم سورۀ مبارکۀ مائده به واژۀ صراط و همچنین سُبُل اشاره شده است:﴿يَهْدِي بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوانَهُ سُبُلَ السَّلامِ وَيُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِهِ وَ يَهْدِيهِمْ إِلى صِراطٍ مُّسْتَقِيمٍ﴾
خدا هركه را از خشنودى او پيروى كند، به وسيلۀ آن [كتاب] به راههاى سلامت رهنمون می‌‌شود، و به توفيق خويش آنان را از تاريكيها به سوى روشنايى بيرون می‌‌برد و به راهى راست هدايتشان می‌‌كند.

در اینجا واژۀ سبیل، جمع بسته شده و صراط به صورت مفرد آمده است. از این آیه چنین استنباط می‌شود که راههای مختلف باید به صراط مستقیم منتهی شوند. خداوند به وسیلۀ قرآن و به وسیلۀ پیامبر (صلّی الله عليه و آله) کسانی را که از رضوان و خشنودی خداوند پیروی کنند به راههای سلام، هدایت می‌کند. سلام یا سلامتی نامی از نامهای خداوند است و يا چون یکی از نامهای بهشت، دار السلام است، می‌توان از آن به بهشت تعبیر کرد، همچنين می‌توان از آن، سلامتی مادی و معنوی را برداشت کرد. بنابراين خداوند انسان را به راههای خدا، راههای بهشت يا راههای سلامتی مادی و معنوی هدایت می‌كند و به این وسیله رهروان را از تاریکیها می‌رهاند و به عالمی نورانی وارد می‌کند و در نتيجه، آنها را به صراط مستقیم هدایت می‌کند. به اين ترتيب، این آیه نشان می‌دهد، راههای فرعی و سبیل‌های مختلف، باید به صراط مستقیم منتهی شوند

فعلا تمام
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: فرهاد ، EMPERATOR ، علی 110 ، mahdidost ، سبز سفید قرمز ، Hadith ، سیماباروتیان ، احیاء ، وحید الف ، مجنون الحسین ، Ramin_Ghn ، Seyed Mohsen ، MESSENGER ، یاران مهدی ، هدهد ، حسام+ ، محب الزهرا ، mahdi.adrekne ، mahdy_mir ، بیداری12 ، rastin ، یا ثارالله ، فانوس *7* ، meshkat ، zahra.shakiba ، دستهای سبز ، بیداری اندیشه ، عالم مقدس لاهوت
۱:۲۶, ۲۲/بهمن/۸۹ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۲/بهمن/۸۹ ۲:۰۳ توسط فرهاد.)
شماره ارسال: #5
آواتار
سلام مجدد
سینا جان و اقای زراتی چوب کاری میکنید بنده تمام کاربران این سایت را به چشم یک استاد میبینم و پست هایشان را میخوانم.
دلیل این امر هم اطلاعات ارزشمند و بالای شما و در طرف دیگر دانش اندک حقیر هست.

از نظرتت و مطالبی که زحمت کشیدید نوشتید بسیار سپاسگذارم و تا حدودی بحث برایم جا افتاد البته از خواندن مطالب دیگر دوستان هم خوشحال میشوم .

جناب زراتی من این طور فهمیدم که مقصد ما که همون صراط باشه یکی هست ولی حالا یکی با ماشین به سوی این مقصد میره و دیگری با کشتی یا هواپیما ولی مقصد که همان صراط باشه یکی هست
از نظر عقلی هم قابل قبوله کسی که توحید را قبول کنه باید صراط را که همون مقصد هستش بصورت مفرد و غیر جمع بپذیره
و وسیله سفر رو هم ما میتونیم به عنوان سبیل نام ببریم.

جناب زراتی یا دیگر دوستان بگید این برداشت من درست هست یا نه چون الان یک سوال دیگه برام پیش اومد که در صورت تایید برداشتم میپرسم.
و اگر نه بگید کجای برداشتم اشتباه هستش.

ایا ما نمیتونیم بگیم صراط همون مقصده چون کسی که در راه صراطه یعنی در مقصده ؟؟

و نمیتونیم بگیم سبیل وسیله طی کردن این صراط و نگهدارنده ما در صراطه و برنده ما به مقصد ؟؟
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: zarati313 ، بیداری12 ، meshkat ، مجنون الحسین
۳:۳۸, ۲۲/بهمن/۸۹ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۲/بهمن/۸۹ ۵:۰۷ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #6
آواتار
سلامی از طرف کوچیک تالار به باقی دوستان
سلام فرهاد عزیز
مباحث الحمدالله تا حالا خوب پیش رفته
چند نکته رو هم من خدمت دوستان و شما فرهاد عزیز عرض میکنم
نکته اول در مورد پلورالیزم و باقی ایسمهای عالم
جوابش فقط و فقط یه آیه هست که همون امضای mohmmad هست
انسان شك در معاد ندارد، بلكه او مى‏خواهد آزاد باشد و بدون ترس از دادگاه قيامت در تمام عمر گناه كند.
سوره قیامت آیه 5
پلورالیزم یکی از قطعه های اومانیسم یا همان انسان خدایی هست که معیار تعیین درست غلط عقل خودبنیاد یا همان نفس بشریست در اون و مبنا و محور اون هم لذت هر چه بیشتر از دنیاست
استاد ما حرف بسیار جالبی میزنند
ایشان میگن
آدمها امروز میگردن دنبال دین و مسلکی که به سایز خودشون بخوره !
نه اینکه سایز خودشون رو بکنن اندازه ی اون سایزی که خدا گفته!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

جمله بسیار لطیف و عمیقی هست

از اینکه بگذریم میرسیم به بحث مختصری در باب مقصد
اونقدری که من از آیات قرآن و روایات فهمیدم
به قول شما دین خدا که همون صراط هست راه هست و مقصد ما نیست
بهشت هم اقامت گاه ما هست و مقصد ما نیست
هدف معرفت خداست که در سایه قرب به خدا حاصل میشه و راهش عبودیت و بندگی خداست که از طریق انجام احکام دین خدا و تولی به ولایت امیر المومنین در این صراط ما سیر پیدا میکنیم
این صراط مثل هر محدوده ای دو تا خط در چپ و راستش داره که بهش میگن واجبات و محرمات که عبور از اونها میشه خروج از صراط و نور و وارد شدن به بی راهه و ظلمات
یه حاشیه ی خاکی هم داره که بهش میگن مکروهات که حرکت در اونجا طی طریق را بسیار سخت میکنه و هر لحظه ممکن هست شما با اندکی لغزش به خارج جاده پرت بشی
مستحبات شما رو به مرکز جاده که هموار ترین قسمت اون هست هدایت میکنه و سرعت سیر رو بسیار زیاد میکنه
تمام اینها یک طرف اما موتور حرکت شما از همه مهمتر یه بخشی داره به نام حب فی الله و بغض فی الله که تا میتونی باید از این مرکب راهوار بهره بگیری ولایت خدا انحصار یافته در ولایت رسول اکرم و ولایت ایشان در ولایت علی بن ابیطالب انحصار یافته و راه ورود به درگاه رحمت رحیمیه خدا که شامل حال بهشتیان میشه داشتن ولایت امیرالمومنین هست در این مورد به طور مفصل در 2 پست رابطه حب اهل بیت و ایمان و حقیقت ایمان و کفر چیست صحبت شده که حتماً مطالعه بفرماید
و اما مقصد خود خداست
مقصد لقای خداست با چشم دل که به لفظ نیاید
مقصد شناخت خدایی خداست
روز قیامت چه اتفاقی می افته؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
اصلی ترین اتفاق در روز قیامت چیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!
چرا اینقدر این روز عظمت داره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!
چرا بهش میگن یوم تبلی السرائر (روزی که اسرار آشکار میشه)؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!
اولاً اصلی ترین اتفاق در روز قیامت حساب و کتاب نیست!!!!!!!!!!
دوماً خدا قرار نیست آبروی بندگانش رو بریزه و منظور از روزی که اسرار آشکار میشه ریختن آبروی مومنانی که گناه هم مرتکب شدند نیست!!!!
خدایی که توی این دنیا ستارالعیوب هست و از 100 قسمت رحمتش 99 قسمتش رو گذاشته توی اون دنیا نمیاد آبروی رو که خودش داده توی این دنیا به مومنی رو که احیانا معصیت کرده رو بر ملا کنه!!!!!
پس روز قیامت چی میشه؟
اصلی تری اتفاق در اون روز چیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
روز قیامت روز تجلی عظمت و خدایی خداست!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
حتماً آیاتی رو خوندید که در اون خدا در روز قیامت صدا میزنه کجایند معبود هایی که میپرستیدید؟؟؟؟؟؟!!! و از آنها گمان سود و زیان میکردید؟
در روز قیامت علت و معلول فقط بین خالق و مخلوق هست و واسطه ها میان خلایق از بین میره و خدایی خدا تجلی تام داره به همین علت به هر میزان که هر شخص در این دنیا خدایی خدا رو با اسما و صفاتی که در قرآن خودش رو توصیف کرده به کمک بندگی و توسل به 14 معصوم بهتر بشناسه حول هراسش در اون روز کمتر هست و در زیر سایه امن الهی هست و هر کسی بیشتر در این دنیا خوف و خشیتش از عظمت خدا بیشتر باشه و متصف کنه خودش رو به صفات خدا مانند ستارالعیوبی و غفاری و لوطی گری و مرام و... در اون روز کمتر گرفتار حول هراس میشه
اما امان و هیهات از اینکه خدایی نکرده انسان بدون شناخت از خدایی خدا پاشو بگذاره در صحرای محشر......
پس هدف چی شد؟
معرفت به مقام خدایی خدا متناسب با ظرفیت هر کس که هر چه در این مسیر بیشتر سیر کنه بیشتر به خدا قرب پیدا میکنه و...
اینهمه بالا و پایین و گشادی و تنگی و نعمت و رحمت و بلا و مصیبت و آسایش و سختی همه و همه برای این هست که بابا جون خدا همه کاره ی عالم هست و ما هیچی نیستیم جز فقیر الی الله
تعریف انسان چیه؟
فلاسفه میگن : انسان موجود ناطق
عرفا میگن : انسان موجود عاشق
فلان ها میگن: انسان موجود بیسار
اما قربانش بروم آقا امام سجاد میفرمایند : انسان موجودی شدیداً فقیر به خدایی که غنی بالذات است
ما باید بفهمیم که هیچی نیستیم و خدا همه چیز است
این منیت باید کشته شود
یه مثال قشنگ بزنم از فنای فی الله
ببین برادر
آب بین دو ظرف کی جاری میشه؟
وقتی اختلاف پتانسیل گرانشی بینش به وجود بیاد
جریان بین دو سر سیم کی جاری میشه؟
وقتی اختلاف پتانسیل الکتریکی بین دو سر سیم به وجود میاد
جریان رحمت خاص الهی کی به وجود میاد؟
زمانی که شما ادعای منیتت رو و غنی بودنت رو در مقابل خدای صمدی که غنی بالذات است بشکنی و کاسه گدایی و اقرار به فقر در مقابلش کنی و اونوقت جریان رحمت خاص الهی جاری میشه
حالا هر چی بنده بیشتر بفهمد شدت فقر و نیازش رو و بیشتر خودش رو در مقابل خدا بشکنه شدت این جریان بیشتر بیشتر میشه تا یه جایی که بهش میگن فنا که من دیگه اینا رو خیلی بلد نیستمSmile
حالا چه جوری میشه این نفس و منیت رو آدم از بین ببره؟
راهش تن دادن به چند چیز هست
انجام واجب و مستحب و ترک حرام و مکرو
توبه های پیاپی و استغفار
و توسل شدید به 14 معصوم که برای کشتن نفس و منیت از همه اینها مهمتر هست!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
تخصص امیر المومنین دار عالم تربیت نفس هست و برای همین هست که کمتر کسی نفسش رو تحت ولایت امیرالمومنین میاره به صورت تمام و کمال ایشان مربی نفسوند که خودشون تحت تربیت رسول اکرم بودند و رسول اکرم هم طبق احادیث قدسی خود خداوند تربیت فرمودند!!!
این پست رو با دو حدیث قدسی به اتمام میرسونم
(کن لی أکن لک) 4 تا کلمه بیشتر نیست
خودمونیش میشه ای آدمی که هیچی نیستی تو برای من کار کن و دلت رو بسپار به من و با من باش، من با همه ی خداییم برای تو میشم
اون یکی هم
من طلبنی وجدنی، من وجدنی عرففنی، من عرفنی أحبنی، من إحبنی عشقنی، من عشقنی عشقته ، من عشقته قتلته، من قتلته فعلیّ دیته، من علیّ دیته فأنا دیته!!!!
هر کس مرا طلب کرد می یابد، هر کس مرا یافت میشناسد، هر کس مرا شناخت مرا دوست میدارد، هر کس مرا دوست بدارد عاشقم میشود، هر کس عاشقم شود من عاشق او میشوم، هرکس عاشقش شوم اورا میکشم، هر کس را من بکشم دیه او بر من واجب است، و هرکس دیه اش بر من واجب باشد من خودم خونبهایش هستم
و این است معنی این که ای انسان همه عالم را برای تو آفریدم و تورا برای خودم
بهای انسان خود خداست نه بهشت
خدایا کاری کن ما خود را حداقل به این دنیای پست نفروشیم!!!!
پس فهمیدیم که نتیجه شناخت میشود محبت و بعد عشق بازی با خدا شروع میشود و.... دیگه بلد نیستم از اونجا به بعد چی میشهSmile
یه نکته ی دیگه
چرا وقتی از بهشت خدا توصیف میکنه همش از حوری و قوری و لذات مادی بیشتر گفته میشه؟
چون اکثر مردم توی دنیا دنبال همین چیزها هستند
اما اصل نعمات بهشت اینها نیست
پس چیه؟
خدا در آیه در قرآن به شب زنده دارانش وعده داده که هیچ کس نمیداند که چه چیزهایی که مایی روشنی چشمهاست برای آنها قرار داده ام
یعنی چی؟
یعنی دربهشت یه نعماتی هست که به لفظ نمیاد و مخصوص کسانی هست که توی همین دنیا مقداری از اون رو چشیدن مثل انس و مناجات با خدا در دل شب که ...
خلاصه یه سری چیزها رو قلب و روح میچشه و به لفظ نمیاد راهشم تبعیت محض از شریعت و توسل به 14 معصوم و شکستن در مقام پیشگاه خداوند است!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
اولین گامش هم عمل به دانسته ها و به خصوص اهتمام به نماز اول وقت است
میگن تجلی انوار رحیمه خدا که با لفظ لقای خدا در قرآن اومده و توسط چشم دل شهود میشه بالاترین نعمت بهشت هست و مال اون خفن هایی هست که توی این دنیا هم شمه ای از اون رو چشیندند و این دنیای پست و فانی رو واگذاردند و فقط عملی رو انجام میدن که محبوب و معشوقشون میپسنده
یا علی و التماس دعا

امضای علی 110
پرستش به عبادت نیست، به اطاعت است!!!!
از که اطاعت می کنیم؟!
همو معبود ماست!!

امام زمان علیه السلام:
ظهور ما به تأخیر نیفتاده مگر به سبب اعمال ناپسندی که از ایشان (شیعیان) سر می‌زند و خبر آنها به ما می‌رسد.

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: EMPERATOR ، zarati313 ، فرهاد ، سبز سفید قرمز ، ایران ، Hadith ، وحید الف ، مجنون الحسین ، MohammadMeraj ، Ramin_Ghn ، Seyed Mohsen ، MESSENGER ، یاران مهدی ، یا ثارالله ، هدهد ، حسام+ ، بیداری12 ، یا زهرا(س) ، ali.khm ، yashar1374 ، meshkat ، zahra.shakiba ، دستهای سبز ، بیداری اندیشه ، ilidin ، عالم مقدس لاهوت ، Ali#59
۵:۰۹, ۲۲/بهمن/۸۹
شماره ارسال: #7
آواتار
راستی باز تأکید میکنم که خیلی از جواب های شما در پست رابطه حب اهل بیت و ایمان هست!!!!!
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: فرهاد ، مجنون الحسین ، عالم مقدس لاهوت
۱۰:۰۷, ۲۲/بهمن/۸۹
شماره ارسال: #8
آواتار
دوستان واقعاً هالی مخصوصاً علی 110 و زراتی 313
ممنون از دوتسی که این سئوال رو مطرح کردن
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: فرهاد ، MESSENGER
۱۹:۲۹, ۲۲/بهمن/۸۹
شماره ارسال: #9

نقل قول:پذیرش پلورالیزم منجر به این می شود که مکاتب شیطان پرستی، گوساله پرستی، ماه و ستاره پرستی و کلا هر آئین و مکتبی ادعای حقانیت و سیر انسان به سوی حقیقت و کمال را داشته باشد.
خواستم فقط بگم که پلورالیزم هم چند نوع مختلف است و در بعضی از آنها اینچنین نیست (در مورد شیطان پرستی و ...) اسامی قرائت های مختلفش را یاد ندارم اما مثلا یک نوع آن در چارچوب توحید محدود می شوند ،مثل همون حرفی که خود آقا فرهاد زدن، توحید را اصل قرار داده و باقی را مشابه سبیل میگیرند.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: zarati313 ، فرهاد ، وحید الف ، MESSENGER ، عالم مقدس لاهوت
۲:۰۹, ۲۴/بهمن/۸۹ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/بهمن/۸۹ ۲:۱۱ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #10
آواتار
شما یا مفهوم توحید رو خوب نمیدونید یا مفهوم پلورالیزم رو
توحید در تضاد با پلورالیزم هست
چرا؟
چون توحید معناش بسیار بسیار گسترده تر از خدایکی است و خالق این جهان است میباشد
شما هر یک از اصول 4گانه تشیع 12 امامی رو که توش خدشه وارد کنی یعنی معاد و نبوت و امامت و عدل رو در حقیقت اصل توحید زیر سوال رفته
معاد رو حذف کنی بسیاری از اتفاقات این دنیا مفهومش رو از دست میده اولیش صفات حکمت و عدل خداست
نبوت رو که حذف کنی باز دریغ رو به خدا نسبت دادی که هدایت کنه بشر رو به طور مطلقاً صحیح و ربوبیت خدا و هادی بودن خدا رو زیر سوال میبری که بشری و البته اینها باز توضیحات بیشتری داره
عدل رو که زیر سوال ببری چی میشه؟
عدل یعنی قرار گرفتن هر چیز در جای خودش
یعنی هر کس در مرتبه شایسته خودش باشه
و شیطان لعنت الله با پرسشی که کرد همین صفت را زیر سوال برد
از نظر او ، جایگاه جنی که از آتش آفریده شده از انسانی که از خاک آفریده شده بالاتر است و خدا در حکم کرنش شیطان به آدم از نظر شیطان عادل نبوده!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!​!!!!!!!!!!!!!!!!
و به علاوه کسی هم که قائل به تعیین امام از سوی خدا نیست و تعیین کسی که مانند پیامبر از گناه و اشتباه مصون نیست برای ادامه رهبری و تبیین بسیاری از آیات قرآن و احکامی که پیامبر برای مردم بیان نفرمودند در حقیقت در صفت هادی خدا تشکیک کرده و دریغ را به ساحت خدا نسبت داده که از هدایت بی چون چرا و بی شک و شبهه بشریت دریغ ورزیده و باز با نفی امامت ، اشکال در توحید به وجود می آید
چرا در روز غدیر خدا می فرماید الیوم اکملتم لکم دینکم؟؟؟؟؟؟؟؟؟
در حالی که همانطور که گفتم هنوز بسیاری از آیات قرآن تبیین نشده بود و خود قرآن میگه این قرآن باید لتبین لناس بشه یعنی برای مردم تبیین بشه اونم توسط کسی که علمش متصل به علم خداست و بعلاوه بسیاری از احکام هنوز محل ابتلایش واقع نشده بود که پیامبر بخواهد حکمش را برای مردم بیان کند
دین کامل میشه با وجود جانشین تعیین شده توسط خدا و معرفی شده توسط رسول خدا که علمش متصل به علم خداست و عصمت در گناه و خطا داره و مانند رسول خدا ، خداوند اطاعت از او را بر همه واجب کرده
اسلام و تشیع (12 امامی) 2 چیز نیستند یک چیز هستند
پس توحید بسیار گسترده تر از اون چیزی هست که فکر میکنیم
و با این وصف توحید و پلورالیزم یه جا جمع نمیشه
یه بحثی داریم حقانیت یک بحثی داریم مورد رحمت واقع شدن
حقانیت فقط و فقط با شیعه 12 امامی هست و این قابل اثبات هست
اما طبق آیات و روایات در مورد رحمت واقع شدن ما پلورالیزم داریم و اون به رحمت واسعه خدا هست و به عهدی از ماسوا الله ربطی نداره
ریشه پلورالیزم ، منیت انسان هست که میخواد مسلک به سایز خودش داشته باشه نه خودش رو به سایز مورد نظر خدا تغییر بده
یا علی
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سبز سفید قرمز ، فرهاد ، zarati313 ، ایران ، Seyed Mohsen ، Hadith ، وحید الف ، مجنون الحسین ، MohammadMeraj ، Ramin_Ghn ، MESSENGER ، یاران مهدی ، یا ثارالله ، حسام+ ، محب الزهرا ، بیداری12 ، meshkat ، zahra.shakiba ، saloomeh ، ilidin ، عالم مقدس لاهوت
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا