|
دلبریان ، حدیث غریبان از زبانی سرخ
|
|
۱۲:۴۹, ۱۵/شهریور/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/شهریور/۹۰ ۱۵:۴۵ توسط SARV.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم .
سلام به همه همسنگران عزیز. دلبریان.شاید این نام برای خیلی از مشهدی ها آشنا باشه . با صداقت تمام میگم که من نمیتونم این مرد بزرگوار رو توصیف و یا معرفی کنم . برای آشنایی با این مرد بزرگ معرفی که خود آقای دلبریان در وبلاگ شخصی خودشون قرار دادند رو میزارم: مرا میشناسید،به همان قصدونیت که درجبهه دیروزایستاده بودم،امروزهم به میدان آمده ام.اما سلاحم امروز،کلام ست وخط ؛ تابقدربضاعت،گوشه های نادیده ی بسیار آن رابه معرفی بنشینم و دربرابرهجمه های سنگین و پی در پی به آن،به مدد خدا،به دفاع برخیزم خیلی وقته که میخواستم در این تالار از آقای دلبریان صحبت کنم اما نمیشد . تا اینکه دیشب در یک اردوی دانش آموزی ایشون رو دیدم . از ساعت 11 تا 1 و نیم شب برای مسئولین انجمن های اسلامی صحبت کرد . دقیقا یک ربع از سخنرانیش گذشته بود که گریه همه بچه ها دراومد دقیقا تا 1 و نیم شب بچه ها گریه میکردند . باورتون نمیشه نه ؟ قصد دارم سخنرانی هاشو در این تاپیک قرار بدم . ممکنه دیر دیر آپ بشه ولی تموم سعی خودمو میکنم تا تمام سخنرانیهاشونو در اینجا قرار بدم . ![]() ![]()
|
|||
|
|
۱۱:۲۱, ۱۶/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
ایشون کلام قوی و متینی داره.
و چون خود رزمنده دفاع مقدس بوده و الان هم که رزمنده جنگ نرم است. آشنا و کاربلد این ماجراست. خدا به همه خدمتگزاران و رزمنده دفاع مقدس چه سخت و چه نرم عمر با برکت بده. من منتظرم که شما به قولتون عمل کنیدو سخنرانی های ایشون رو (حالا اگه کامل هم نشد ایرادی نداره مختصر هم باشه عالیه) رو در اینجا بذارید. توفیقی بوده چند باری از تلویزیون سخنرانی ایشون رو ببینم و گوش کنم ایشون ظاهرا در دفاع مقدس تخریبچی بوده و خدا می دونه چه کار سختی بوده این کار. |
|||
|
|
۱۲:۲۹, ۱۰/آذر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/آذر/۹۰ ۱۲:۳۱ توسط rastin.)
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
امروز به طور اتفاقی به وبلاگ جناب دلبریان برخوردم: گردان یاسین البته بروز نیست. اما تعدادی از روایتهاشون رو که موجود بود خوندم. واینم سهم شما دوستان.: [b]داش منشهای بامعرفت،وبامرام
نیروهای جبهه،خیلی متنوع بودند،ازهر قشری،باهر تخصصی،باهرسطح علمی،سن وسالهای مختلف از پیر مرد تا نوجوان یکی از عظمتها هم این بود که این نیروها در کنار هم،وباهم کار میکردند وفرماندهان توانسته بودند با این نیروها،سازمان رزم شکل داده، عملیات نظامی و آفندی انجام دهند عملیاتهایی در شرایط فوق العاده سخت، دربیابان،درکوه،دردریا،درهور و در هرشرایط جوی،درشب تاریک، در برف،درسرماوگرما باکمترین امکانات ،باتوکل بخدا،وانجام تاکتیک های منحصر به فرد، باپیروزی قاطع انجام میشد فرماندهان عالی رتبه دشمن به عظمت کار بچه ها ،گاهی اعتراف میکردند این نوع جنگیدن و با این نیرو در تاریخ کم نظیر ویا بینظیر بوده. بعد از عملیات کربلای 4و5 در زمستان سال1365که خیلی از رفیقای قدیمی مثل حسن شاد.امیرنظری.محمدرضاکرابی...تواین عملیات شهیدشدند.من هم روی مین رفتم واز مچ پا مجروح شدم.بعد از درمان و گرفتن پروتز،بلافاصله برگشتم جبهه، ولی اون تحرک قبلی رو مسلما نداشتم گردان یاسین به فرماندهی جلیل محدثی توی ایلام. پایگاه ظفر. مستقر بود.فرماندهی تنها، که بهترین نیروهاش رو از دست داده بود. ![]() جلیل ما،دیگه اون جلیل قبل عملیات کربلای 4و5 توی خرمشهر نبود.گردانش هم، اون گردان قبلی نبود، گردان غواصی،شده بود،گردان پیاده و کوهستانی آموزشهای توی رودخانه کارون،شده بود راه پیمایی های شبانه،کوه نوردی خبری از لباسهای غواصی،ماسک،اشنوگر،فین....نبود درسته که اومده بودیم منطقه غرب ولی دلم تو شلمچه بود،هنوز هم توی شلمچه ست،اونجا چکار کرد با دل ما.... بعداز مدتی،قرار شد گردان برای تحویل گرفتن خط توی منطقه غرب،به ماووت عراق اعزام بشه آقا جلیل،با گروهان اولی با چند دستگاه اتوبوس به شهر بانه و از اونجا با هلی کوپتربه منطقه ماووت عزیمت کردتد قرار شد من ومعاون گردان(شهیدسمندری)با بقیه نیروها روزهای بعد اعزام بشیم. روز اعزام، از موتوری لشکر تقاضای یک وانت تویوتا کردم،چون ماشینهای خودمان با گروهان قبلی رفته بودن لحظاتی گذشت،توی چادر زیر درختای بلوط نشسته بودم،شنیدم یک نفر با صدای بلند و بقول معروف، خیلی عمویی و داش منشی،صدا میزد: داداش، گردان یاسین اینجاست!! سرم رو از چادر بیرون آوردم،یا حضرت عباس..... یکنفر با موهای بلند روی یقه ،برگه جلوپیرهن نظامی اش باز،پاشنه های کفش خوابیده،یک دستمال ابریشمی دور دستش، همینطو لخ میکشید و داد میزد :داداش گردان یاسین کجاس......یک تویوتا وانت قراضه هم وسط محوطه روشن پارک بود....! اول تعجب کردم،ولی بعد در اولین نگاه ازش خوشم اومد! من از این تیپ آدما که معمولا رو راستند،اهل ادا اصول نیستن خیلی خوشم میاد... صدا زدم بفرمایید،گردان یاسین همین جاست،گفت: سام علیکم داداش، منو از موتوری فرستادن! فهمیدم راننده جدیده ! گفتم :ماشینتونو بزنید جلو اون چادر،تا وسایل رو بار بزنن ،بااشاره چادر تدارکات رو نشونش دادم ....... یک قدم جلوتر نیامد،بمحض اینکه فهمید وظیفش چیه بدون مکث برگشت،تا ماشین رو جلو چادر بزنه...! خوب شناختمش،در اجرای اولین دستور نمره 20گرفت! برگشتم داخل چادر ،گفتم: آخ جون، یکی از اون نیروهایی که میخواستم ،خدا رسوند...حرف نداره، تا آخر نگهش میدارم،وازموتوری منتقلش میکنم گردان خودمون... اما ،یک نفر از اون رزمنده های .............که صحبت مرا با او دید و شنید،گفت: نه آقای دلبریان،این چه حرفیست میزنید،این نیرو به درد تخریب نمیخوره،تخریب جای اینطور آدما نیست... گفتم :مگه شما چی ازش دیدی،....گفت :ندیدی چطوری صحبت میکرد، سلامٌ علیکم را میگفت سام علیکم،ع را از حلق ادا نکرد،موهاش رو ندیدی،چقدر بلند بود،پاشنه های کفشش خوابیده بود،اصلا اون دستمال ابریشمی چیه دست یک رزمنده، اون وقت شما ، این جور نیرویی رو میخوای بیاری توی تخریب! اگه با حضور او معنویت کم شد .چی؟ جواب خدا وشهدا رو میدی؟ استغفرا... توی دلم به اوج حماقتش خندیدم،گفتم:پسرجان ،اینیی که گفتی هیچ کدوم ملاک ارزشگذاری نیست ملاک ارزش آدما ، عملکرد،نحوه اجرای دستور، امانتداری، وفای به عهدو... اینهاست حالا من، این نیرو رو با مسئولیت خودم جذب میکنم،ببین چطوره! اگه، از خیلی ماها جلو نزد، ولی مطمئنم از تو یک نفر جلوتره ..! 2دستگاه موتور سیکلت 250ومقداری وسایل بار زدیم،من کنار راننده واون برادر(الهی قلبی محجوب)ومعنوی. کنار من،مواظب بود یه وقت تنش به این راننده نخوره و از بهشت بمونه..... ما چی کشیدیم ،چی میکشیم،چی خواهیم کشید، از دست این آدمای........ !توخود حدیث مفصل بخوان از این چندتا نقطه [/b] ازپادگان بیرون آمدیم طرف کرمانشاه......
|
|||
|
|
۱۶:۳۲, ۲۸/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم .
سلام دوستان . بعدازتقریبا یک سال!! دوباره به تاپیکی که خودم درستش کردم سرزدم!!! داخل پست اول گفته بودم که میخوام سخنرانیهای آقای دلبریان رو داخل این تاپیک قرار بدم اما بدقولی کردم .... از همه عذر میخوام!! برای شروع این دو تا رو قبول کنید تا بعدیهارو هم بزارم.... ( تمام سخنرانیها به صورت صوتی هستند و حجمشون هم کمه تا همه دوستان بتونن استفاده کنن ) کلیپ صوتی شماره 1 : عشق کلیپ صوتی شماره 2 : مقاومت |
|||
|
|
۱۱:۲۷, ۲۹/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
|
۱۷:۰۸, ۲۹/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
۲۱:۲۷, ۲۹/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
۲۰:۱۴, ۳۰/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
|
|
|
| 1 میهمان |





![[تصویر: d2b0bb22ea150c9a9cb21058afcc6729.jpg]](http://www.ashouraiyan.com/public/uploads/galleries/photos/d2b0bb22ea150c9a9cb21058afcc6729.jpg)
![[تصویر: 1372954353.jpg]](http://www.ansarclip.com/up/uploads/1372954353.jpg)






![[تصویر: 111.gif]](http://dekopaj.persiangig.com/image/111.gif)