|
عصر ظهور
|
|
۲۲:۲۸, ۱۳/آذر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/آذر/۹۰ ۱۵:۴۴ توسط ali.khm.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
با سلام به تمامی برادران و خواهران مسلمانم
ان شاءالله در این تاپیک سعی خواهد شد به تدریج مطالبی در مورد عصر ظهور امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) با کمک شما عزیزان درج شود. پایتخت حکومت جهانی امام عصر(علیه السلام) مسجد کوفه خواهد بود امّا این امر باعث كاستن از رونق حج نخواهد شد. در منابع روایی دربارة کراهت سکونت در شهر مکّه گفتوگو به میان آمده که علل متعددی برای آن میتوان برشمرد، اما از همه مهمتر و قابل فهم تر برای مردم زمانی خواهد بود که طیّ الارض، طیّ الهواء و طیّ الماء یک اتفاق عادی خواهد شد و بسیاری از مردم جهان با استفاده از این تواناییها ميتوانند مسافتهای طولانی را طی کنند. از همینرو امام عصر(علیه السلام) قوانین خاصی را برای زوّار و حجّاج وضع میکنند که از آن جمله میتوان به ممنوعیت خواندن نماز مستحبی در مسجد الحرام اشاره کرد تا بقیه بتوانند به اعمال واجب خود برسند. [b]اشاره: شبه جزیرة حجاز و کشور عربستان افتخار ظهور اسلام را قرنها پیش یافت و از همین رو، در سالهای متمادی پس از آن، همواره مورد توجه مسلمانان بوده است. سالانه در ایام حج مسمانان جهان، از هر رنگ و زبانی، چند روزی را کنار هم گرد آمده، به انجام مناسک حج ميپردازند. با توجه به روایاتی که در دست داریم، در آستانة ظهور و پس از آن، این کشور به جهت اتفاقاتی که در آن رخ ميدهد توجه بیشتری را به خویش معطوف خواهد ساخت و نقش قابل توجهی خواهد يافت. در این نوشتار به بررسی این موضوع ميپردازيم. [b] 1. پیش از ظهور بخشی از تحولات و اتفاقاتی که در عربستان رخ میدهد، ناشی از حوادث اجتماعی و طبیعی داخلی است و بخشی متأثر از حملات و هجوم بیگانگان، به ويژه سفیانی است که مجموعاً شرایط ملتهب و کاملاً بیثباتی را در عربستان به وجود ميآورند و این دیار را مهیّای ظهور امام عصر(علیه السلام) میکنند. 1ـ 1. تحولات داخلی عربستان: روايات منابع شيعه و سني در مورد طليعة ظهور حضرت مهدي(علیه السلام) در حجاز، بر پيدايش خلأ سياسي و کشمکش بين قبائل بر سر فرمانروايي همداستانند. اين حادثه در پي مرگ پادشاه يا خليفهاي رخ ميدهد که با مردن او گشايش و توسعه در امور به وجود ميآيد. نام وي در برخي روايات، «عبدالله» ذكر شده است. بعضي از روايات مرگ او را در روز عرفه تعيين ميکنند، که حوادثي پياپي آن، در حجاز تا خروج سفياني، نداي آسماني، درخواست نيرو از سوريه از جانب حجاز و سرانجام ظهور حضرت مهدي(علیه السلام) به وقوع ميپيوندد.1 از اميرالمؤمنين علي بن ابي طالب(علیه السلام) نقل شده است، که فرمود: «سه پرچم به مخالفت با يکديگر برافراشته ميشود؛ پرچمي در مغرب، پرچمي در عربستان و پرچمي در شام. فتنه و جنگ بين آنها يک سال طول ميکشد»2 امام صادق(علیه السلام) در اين زمينه ميفرمايد: «هرکس مرگ عبدالله را براي من تضمين کند، من ظهور قائم(علیه السلام) را براي او ضمانت ميکنم»، سپس فرمود: «وقتي عبدالله درگذشت، مردم بعد از او با کسي براي حکومت توافق نميکنند. و اين اختلاف و درگيري به خواست خدا تا ظهور صاحبالامر(علیه السلام) ادامه مييابد و فرمانرواييهاي چند ساله پايان يافته و حکومت چند ماهه و چندين روزه فرا ميرسد»، سؤال کردم: آيا اين ماجرا بهطول ميانجامد؟ فرمود: «هرگز».3 نيز فرمود: «زمانيکه مردم در سرزمين عرفات در حال وقوف ميباشند، سواري بر شتري سبک سير به آنجا وارد ميشود و مرگ خليفه را خبر ميدهد؛ با مرگ او فرج آل محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و گشايش کار تمام مردم فرا ميرسد».4 رواياتي که درگيري بر سر تاج و تخت در حجاز را بعد از کشته شدن اين فرمانروا توصيف ميکند فراوان است. اينک نمونههايي از آن را يادآور ميشويم. حضرت رضا(علیه السلام) فرمود: «از جمله نشانههاي فرج، حادثه اي است که بين حرم مکه و مدينه رخ ميدهد»، پرسيدم: آن حادثه چيست؟ فرمود: «تعصّب قبيلهاي بين دو حرم به وجود ميآيد و فلاني از خاندان فلان، پانزده رئيس قبيله را به قتل ميرساند».5 احاديث شريف ما از آشوبي كه در ميان حاجيان طيّ مراسم حج رخ خواهد داد، خبر ميدهند كه در واقع دنبالة اختلافات اهالي حجاز بر سر پادشاهي آن ديار است. امام صادق(علیه السلام) فرمودند: «مردم با هم حج ميكنند و وقوف در عرفاتشان را هم با همديگر و بدون امام انجام ميدهند. هنگامي كه در منا هستند، فتنة سختي برميخيزد و همة قبايل برهم ميشورند. جمرة عقبه از خون رنگين ميشود. مردم وحشتزده گشته، به كعبه پناهنده ميشوند».6 از اين حديث ميتوان فهميد كه مردم در آن زمان چندان روابط صميمانهاي با هم ندارند كه بلافاصله پس از انجام مناسك حج يا حتي پيش از اتمام آنها طيّ انجام «رمي جمرات در منا» كه بخشي از مناسك حج است، دسته دسته شده و شورشها شكل ميگيرد. حاجيان غارت ميشوند، اموالشان به تاراج ميرود و خودشان هم كشته ميشوند و پردههاي نواميس مردم دريده ميشود. سهل بن حوشب از رسول مكرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نقل كرده است كه: «در ماه رمضان صدايي خواهد بود و در ماه شوال درگيري و در ذيقعده قبايل با هم به جنگ ميپردازند و نشانة آن تاراج (در) حج است. جنگي در منا به پا ميشود و كشتار زيادي طيّ آن رخ ميدهد و چنان خوني به جريان ميافتد كه به جزيره (جمره) ميرسد».7 عبدالله بن سنان هم از امام صادق(علیه السلام) روايت كرده است: «مردم چنان دچار مرگ و كشتار ميشوند كه به حرم پناه ميبرند پس (از آن) منادي راستگويي ندا در ميدهد كه براي چه جنگ و كشتار به پا كردهايد؟ سرور شما فلاني است».8 1ـ2. حملة اجانب و بیگانگان به عربستان: علاوه بر آشوبهای داخلی، اتفاقی که تحولات عربستان را جدیتر ميکند حملة بیگانگان است که در دو قالب سپاه خیر و شر به این کشور روانه ميشوند. بخشی از سپاه سفیانی، پس از جنایاتی که از شام تا عراق انجام دادهاند،9 به شبه جزیرة عربستان و به خصوص شهر مدینه رو ميکنند. در نسخة خطي «فتن» ابن حماد، از ابي قبيل نقل شده است که گفت: «سفياني، سپاه خود را به مدينه، ميفرستد و به آنها دستور ميدهد، هر کس از بنيهاشم در آنجاست، حتي زنان باردار را بکشند! و اين کشتار در برابر عملکرد شخصيهاشمي است که با ياران خود از مشرق خروج کرده است. سفياني ميگويد: تمام اين بلاها و کشته شدن ياران من فقط از ناحية بنيهاشم است. پس فرمان به کشتار آنان ميدهد به طوريکه ديگر کسي از آنها در مدينه شناخته نميشود، آنان و حتي زنانشان سر به بيابانها و کوهها ميگذراند و به سوي مکه ميگريزند. چند روزي دست به کشتار آنها ميزند سپس دست نگه ميدارد و هر کس از آنان يافت شود وحشت زده است تا اينکه نهضت مهدي(علیه السلام) در مکه آشکار شود و هر کس که به آنجا آمده گرد آن حضرت جمع ميشود».10 هتّاکی سفیانی به مسجد النبی(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نیز کشیده میشود.11 امام صادق(علیه السلام) در جاي ديگر فرمودند: «سفياني لشكري را به مدينه گسيل ميدارد كه آنجا را خراب و قبر مطهر [حضرت رسول(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)] را منهدم ميكنند و استران و چهارپايان آنها در مسجدالنبي(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) مدفوع خود را ميريزند».12 سپاه سفیانی به دنبال خبر ظهور امام عصر(علیه السلام) روانة مدینه شده بود و به دنبال ایشان میگشتند. در ادامه بیشتر به موضوع خواهیم پرداخت. 1. ر. ك: كوراني، عصر ظهور، ص293. 2. ص84، باب 1، 33. 3. بحارالانوار، ج52، ص210. 4. همان، ج52، ص240. 5. همان، ج52، ص210. 6. الممهدون للمهدي(علیه السلام)، ص60؛ يومالخلاص، ص570. 7. منتخبالاثر، ص451؛ بشارةالاسلام، ص34، يومالخلاص، ص532؛ بيانالائمّه(علیه السلام)، ج1، ص433 و ج2، ص355. 8. الغيبـ[ نعماني، ص178؛ در اين زمينه ر. ك: عصر ظهور، ص293. 9. تفصيل اين مطلب و جنايات و كشتارگاههايي را كه سفياني در شهرهاي مختلف عراق از خون شيعيان به راه مياندازد در كتاب شش ماه پاياني، نوشتة استاد مجتبي الساده مطالعه نماييد. 10. نسخة خطي، فتن، ابن حماد، ص89، به نقل از: عصر ظهور، ص 145. 11. تفصيل بيشتر اين مطلب را در ضمن حوادث ماه محرم كتاب شش ماه پاياني مطالعه نماييد. 12. الزام الناصب، ج2، ص166؛ يوم الخلاص، ص701. منبع : سایت موعود http://www.mouood.org/ ادامه دارد ان شاءالله ... |
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۲۲:۵۹, ۳/دی/۹۰
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
|
محمدبن مسلم نيز از آن حضرت نقل كرده كه فرمودند: «گويي جبرئيل كه به صورت پرندهاي سفيد درآمده، اولين مخلوق خداوند است كه با آن حضرت بيعت ميكند و پس از آن، سيصدوسيزده نفر بيعت خواهند كرد. هر كه در اين مسير امتحان خود را پس داده باشد، در آن ساعت ميآيد، كه برخي در رختخوابشان ناپديد ميشوند كه حضرت علي(علیه السلام) فرمودند: «ناپديد شدگان در رختخوابهايشان» و اين گفتة الهي است: «در خيرات با هم مسابقه دهيد كه هر كجا باشيد، خداوند همة شما را ميآورد». 35
|
|||
|
|
۲۳:۳۰, ۴/دی/۹۰
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
|
مفادّ اين پيمان نامه و بيعت را حضرت علي(علیه السلام) چنين بيان كردهاند: «از يارانش پيمان ميگيرد كه: دزدي، زنا و فحاشي به هيچ مسلماني نكنند، خون كسي را به ناحق نريزند، به حريم ديگران جفا و تجاوز نكنند، به خانهاي حمله نبرند، تنها به حق و به جا، افراد را بزنند، هيچ طلا، نقره، گندم يا جويي را [براي خويش] انبار نكنند، مال يتيم را نخورند، به آنچه نميدانند شهادت ندهند، هيچ مسجدي را خراب نكنند، آنچه را كه مست كننده است، ننوشند، خز و ابريشم نپوشند، در مقابل طلا سر فرود نياورند، راه را نبندند و ناامن نكنند، همجنسبازي نكنند، گندم و جو را انبار نكنند، به كم، راضي و طرفدار پاكي و گريزان از نجاسات باشند، امر به معروف و نهي از منكر كنند، لباسهاي خشن بپوشند و خاك را متّكاي خويش سازند و آنگونه كه شايستة خداوند است در راهش جهاد كنند. آن حضرت خود نيز متعهد ميشود كه همانند آنها قدم برداشته، لباس بپوشد و سوار مركب شود و آنگونه باشد كه آنها ميخواهند و به كم راضي باشد و به كمك خداوند متعال جهان را همانطور كه از جور پر شده است، از عدالت آكنده سازد، خداوند را آنگونه كه شايسته است عبادت كند و هيچ حاجب و درباني اختيار نكند».
|
|||
|
|
۲۲:۵۵, ۵/دی/۹۰
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
|
پس از اتمام مراسم بيعت، جبرئيل برخاسته، به نام حضرت در دنيا بانگ ميزند. ابان بن تغلب از امام صادق(علیه السلام)، روايت كرده است: «اولين كسي كه با حضرت مهدي(علیه السلام) بيعت ميكند جبرئيل است. به صورت پرندهاي سفيد رنگ فرود آمده، با ايشان بيعت ميكند. سپس يك پايش را روي كعبه و پاي ديگرش را روي بيتالمقدس مينهد و با صدايي گويا و فصيح ندا در ميدهد: فرمان خداوند رسيد، دربارة آن شتاب نكنيد».37 پس از بیعت جناب جبرئیل(علیه السلام) دیگران نیز با آن حضرت(علیه السلام) بیعت کرده، مهیای اقدامات جهانی میشوند |
|||
|
|
۲۳:۵۱, ۶/دی/۹۰
شماره ارسال: #14
|
|||
|
|||
|
. فراخوان لایة دوم یاران (سپاه ده هزار نفری): مفضل بن عمر از امام صادق(علیه السلام) چنين روايت كرده است: «خداوند متعال جبرئيل را ميفرستد تا اينكه به نزد او بيايد؛ بر حجر اسماعيل در نزديك كعبه فرود آمده، به او ميگويد: به چه دعوت ميكني؟ حضرت مهدي(علیه السلام) او را باخبر كرده، جبرئيل پاسخ ميدهد: من اولين كسي هستم كه با تو بيعت ميكنم، دستت را دراز كن. پس دستش را بر دست حضرت [به نشان بيعت] ميكشد. سيصد و اندي مرد هم به نزد او ميآيند و با او بيعت ميكنند. او هم آنقدر در مكه ميماند كه دههزار نفر اصحابش جمع شوند و پس از آن به سوي مدينه حركت ميكند». |
|||
|
|
۰:۰۴, ۸/دی/۹۰
شماره ارسال: #15
|
|||
|
|||
|
3ـ 3. خسف بیدا: یکی از نشانههای حتمی و قطعی ظهور کهاندکی پس از اعلان جهانی (صيحه) اتفاق ميافتد، فرورفتن بخشی از سپاه سفیانی در بیابانی نزدیک مکه است. حديفـ[ بن يمان از وجود مقدس پيامبراكرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نقل ميكند: «... سپاه دوم وارد مدينه ميشوند و سه شبانهروز آنجا را تاراج ميكنند. سپس به قصد مكه از آن شهر خارج ميشوند تا اينكه به بيابان (بيداء) ميرسند. خداوند متعال جبرئيل را ميفرستد و به او ميگويد: برو آنها را محو كن. او هم ضربهاي با پايش به زمين ميزند و خداوند متعال آنها را در زمين فرو ميبرد. جز دو نفر از آنها نجات نمييابند كه هر دو از قبيلة جهينه هستند و براي همين گفتهاند خبر يقيني و مسلّم نزد جهينهايهاست. سپس حضرت اين آية قرآن كريم را تلاوت كردند: «ولوتري إذ فزعوا...».39 |
|||
|
|
۲۲:۱۱, ۸/دی/۹۰
شماره ارسال: #16
|
|||
|
|||
|
3ـ4. حرکت به سمت مدینه: بعد از وقوع حادثة فرو رفتن لشکريان سفياني، روايات نقش نظاميِ ديگري را براي سفياني در حجاز ذکر نميکند، با توجه به اينکه اين ماجرا پايانبخش نقش او در حجاز خواهد بود. اما احتمال دارد نيروهايي براي او در مدينه باقي بماند که با قواي حکومت (خاندان فلان) کار زار کند و روايات خاطرنشان ميسازد که حضرت مهدي(علیه السلام) پس از معجزة فرو رفتن قواي دشمن، با سپاه خود که متشکّل از چند ده هزار نفر رزمنده است براي آزاد سازي مدينه راهي آنجا شده، با دشمنان خود در آنجا درگير ميشود. به هر حال آن حضرت مهدي(علیه السلام) مدينه را فتح و حجاز را آزاد و نيروهاي دشمن را منکوب ميسازد و لشکر سفياني هر کجا که روياروي او باشد، از حجاز تا عراق و شام، شکست ميخورد. روايات يک نبرد يا بيشتر را ياد ميکند که در عراق بين لشکر سفياني از طرفي و سپاهيان مهدي(علیه السلام) و ياران خراساني وي از ناحية ديگر اتفاق ميافتد.40 |
|||
|
|
۲۰:۳۳, ۹/دی/۹۰
شماره ارسال: #17
|
|||
|
|||
|
3ـ 5. حرکت به سمت عراق و بقیة نقاط جهان: امام(علیه السلام) پس از بازپسگیری شبه جزیره، رو به منطقة بینالنهرین و عراق نموده، با همراهی ایرانیان این منطقه را از سفیانیان بازپس میگیرند.
حضرت باقر(علیه السلام) فرمود: «قائم ما، نهضت خويش را از مکه آغاز ميكند. پرچم و شمشير رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و ديگر نشانههاي پيامبر و درخشش گفتار محمدي(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) با اوست. پس از نماز شامگاه فرياد بر ميآورد: اي مردم! شما که در ديدگاه خدا و زير فرمان و ارادة او هستيد، به هوش باشيد. به خدا ايمان آوريد که پيامبران را با مشعل کتاب و قانون و برهانهاي روشن، فرستاده است. خدا شما را فرمان ميدهد که براي او شريک قرار ندهيد و پاسدار دين و گفتار پيامبر باشيد. زنده بداريد آنچه را قرآن زنده کرده است و نابود سازيد آنچه را قرآن از بين برده است. قلبتان به خاطر هدايت و نجات گمراهان بتپد. من شما را به سوي خدا و پيامبر ميخوانم، که برنامههاي قرآن را اجرا کنيد. باطل را بکوبيد و راه و روش پيامبر را به پا داريد. پس از اين گفتار، يارانش که 313 نفر ميباشند، مانند ابرهاي پراکندة پاييزي، به هم ميپيوندند. آنها مرداني هستند که در شب به راز و نياز با خدا زندهاند و در روز، شيران بيشة شجاعتاند. خداوند نخست حجاز را براي او ميگشايد و او زندانيان بنيهاشم را آزاد ميسازد، پرچمهاي سياه کوفه به زير ميآيد، و به عنوان نشانة بيعت، به سوي امام قائم فرستاده ميشود. در اين هنگام است که امام سپاه را به شرق و غرب جهان ميفرستد تا بيداد و بيدادگران را ريشهکن سازند، و کشورها براي او گشوده ميگردد و به دست او استانبول (دروازة غرب) فتح ميشود».41
|
|||
|
|
۲۳:۱۳, ۱۰/دی/۹۰
شماره ارسال: #18
|
|||
|
|||
|
4. دورة استقرار حکومت جهانی
پایتخت حکومت جهانی امام عصر(علیه السلام) مسجد کوفه خواهد بود امّا این امر باعث كاستن از رونق حج نخواهد شد. در منابع روایی دربارة کراهت سکونت در شهر مکّه گفتوگو به میان آمده که علل متعددی برای آن میتوان برشمرد، اما از همه مهمتر و قابل فهم تر برای مردم زمانی خواهد بود که طیّ الارض،42 طیّ الهواء43 و طیّ الماء44 یک اتفاق عادی خواهد شد و بسیاری از مردم جهان با استفاده از این تواناییها ميتوانند مسافتهای طولانی را طی کنند. علاوه بر اين، حتی طیّ طریق عادی با چنان امنیتی خواهد بود که یک زن بدون آنکه دچار مشکلی شود و کسی متعرض او شود، مسير شام تا حجاز را پیاده در مینوردد و به بیت الله الحرام میرسد. به همین دلیل در ایام حج، شهر مکه مملو از جمعیت خواهد بود؛ از همینرو امام عصر(علیه السلام) قوانین خاصی را برای زوّار و حجّاج وضع میکنند که از آن جمله میتوان به ممنوعیت خواندن نماز مستحبی در مسجد الحرام اشاره کرد تا بقیه بتوانند به اعمال واجب خود برسند.45 |
|||
|
|
۲۱:۲۹, ۲۲/بهمن/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۲/بهمن/۹۰ ۲۱:۳۱ توسط ali.khm.)
شماره ارسال: #19
|
|||
|
|||
|
آخر الزمان از زبان پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)
روزگاری که دینتان: پول، قبلهگاهتان: زنان و کاسبانتان: رباخوار ميشوند. غربت چیست؟ پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمود: «اسلام غریب ظهور کرد و در آخرالزّمان نیز غریب خواهد شد. چه بسیارند مسلمانان که از اسلام جز پوستهای وارونه بر خویش ندارند.» از علی(علیه السلام) پرسیده شد: آن زمان چه زمانی است؟ پاسخ گفته شد: «زمانی است که پستفطرتان همه جا را پر ميکنند؛ بزرگواران کمیاب ميشوند؛ روزگاری است که پادشاهان چون درّندگان، تهیدستان، طعمة آنانند؛ راستی غارت ميشود و دروغ، فراوان ميگردد. مردمانشان با زبان، تظاهر به دوستی دارند؛ امّا در دل، دشمن هستند. گناه همه جا را فرا ميگیرد و علنی به گناه افتخار ميکنند و اسلام را چون پوستینی واژگونه ميپوشند.»1 احادیث بيشماري از پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در جلد 22 «بحارالانوار»، صفحة 453 و «کنزالاعمال» دربارة روزگار غربت اسلام در آخرالزّمان از شیعه و اهلسنّت نقل شده که در اینجا به برخي از آنها اشاره ميکنیم: شخصيّتهای بزرگ، حیلهگر خوانده ميشوند. «روزگاری خواهد آمد که دین خدا تکّه تکّه خواهد شد. سنّت من در نزد آنان بدعت و بدعت در نزد آنان سنّت باشد، شخصيّتهای بزرگ در نزد آنها حیلهگر خوانده ميشوند و اشخاص حیلهگر در نزد مردم، با شخصيّت و وزین خوانده شوند. مؤمن در نزد آنان حقیر و بيمقدار ميشود و فاسق به پیش آنها محترم و ارجمند باشد، کودکانشان پلید و گستاخ و بيادب و زنانشان بيباک و بيشرم و بيحیا شوند، پناه بردن به آنها خواری و اعتماد به آنان ذلّت و درخواست چیزی از آنها نمودن، جامة درویشی به تن کردن و مایة بیچارگی و ننگ است. در آن هنگام خداوند، آنان را از باران به هنگام، محروم سازد و در وقت نامناسب، بر آنها ببارد.» اگر در جمع آنها باشی به تو دروغ گویند. «زمانی بر مردم بیاید که چهرههایشان، چهرههای آدمیان ولی دلهایشان، دلهای شیاطین باشد، بهسان گرگان درّنده، خونریز باشند. از منکرات اجتناب نکنند، پیوسته به کارهای ناپسند خویش ادامه دهند، اگر در جمع آنها باشی به تو دروغگویند و اگر خبری برایشان بازگویی تو را دروغگویی شناسند و چون از آنها غایب باشی، غیبتت کنند. افراد بد، بر آنان مسلّط شود که آنان را به انواع عذاب معذّب دارند، نیکانشان دعا کنند ولی اجابت نشود.» شکمهاشان خدایان آنها و زنانشان قبلهگاهشان و پولشان دینشان در جایی دیگر رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمود: «زمانی بر مردم بیاید که شکمهاشان، خدایان آنها شود و زنانشان، قبلهگاهشان و پولشان، دینشان شود و کالاهای دنیوی را مایة شرف، اعتبار و ارزش خویش دانند. از ایمان جز نامی و از اسلام جز آثاری و از قرآن جز درس نماند. ساختمانهای مسجدهایشان آباد باشد؛ ولی دلهایشان از جهت هدایت خدا خراب شود. در آن روزگار است که خداوند، آنها را به چهار بلا مبتلا سازد. نخست: تجاوز به ناموسشان؛ دوم: هتک حرمت از ناحیة زورمندان و ثروتمندانشان؛ سوم: خشکسالی؛ چهارم: ظلم و ستم از جانب زمامداران و قاضیان. اصحاب از سخنان آن حضرت سخت به شگفت آمدند و گفتند: یا رسول الله! مگر آنها بتپرست هستند؟ پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمود: «آری، هر پول و درهمی به نزد آنها بتی است که در حدّ پرستش به آن تعلّق خاطر دارند. آنچنان از علما بگریزند که گوسفند از گرگ گریزد.» از پیامبر خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در منابع شیعه و اهل تسنّن روایت شده است که در جایی دیگر فرمود: «روزگاری بیاید که مردمشان آنچنان از علما بگریزند که گوسفند از گرگ گریزد. در آن هنگام، خداوند آنها را به سه بلا دچار سازد: نخست آنکه برکت از مالشان بگیرد؛ دوم: ستمگران را بر آنها مسلّط سازد و سوم آنکه بيایمان از دنیا بروند.» یکی از اصحاب از پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) پرسید: یا رسولالله! دین مردمشان چگونه خواهد بود؟ پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمود: «زمانی بر مردم بیاید که هر کس دین خویش را به سختی حفظ کند. دینداریشان بهسان کسی ماند که آتش در دست خود نگه دارد.» از قرآن جز رسم الخطّی و از اسلام جز نامی برای مسلمانان نماند. در جایی دیگر پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمود: «زمانی برسد که از قرآن، جز رسم الخطّی و از اسلام، جز نامی برای مسلمانان نماند، آنچنانکه گروهی در جهان به دین خدا خوانده شوند در حالیکه همین گروه از هر کسی از اسلام دورتر باشند. مسجدهاشان از حیث ساختمان، آباد ولی از نظر هدایت، خراب باشد. در میان مردمانشان قرآن و اهل آن در اقلّیت باشند. مؤمنانشان در میان مردم باشند؛ ولی در میان آنها نباشند، با مردم باشند؛ ولی به راستی با مردم نباشند، زیرا هدایت با ضلالت همراه نیست گرچه در کنار یکدیگر باشند.»2 به اندک نانی پیش هر کسی کرنش کنند پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در اواخر عمر خود اصحاب را جمع کردند و فرمودند: «زمانی بر مردم بیاید که اخلاق انسانی از آنان رخت بربندد؛ چنانکه اگر نام یکی را بشنوی به از آن بود که آن را ببینی یا اگر او را ببینی به از آن است که او را بیازمایی. چون او را بیازمایی، حالاتی زشت و ناروا در او مشاهده کنی. دینشان پول و قبلهگاهشان زنانشان شود. برای رسیدن به اندک نانی پیش هر کسی کرنش کنند نه خود را در پناه اسلام دانند و نه به کیش نصرانی زندگی کنند. بازرگانان و کاسبانشان رباخوار و فریبکار و زنانشان خود را برای نامحرمان بیارایند. در آن هنگام اشرارشان بر آنها چیره گردند و هرچه دعا کنند به اجابت نرسد.»3 آنچنان به قوانین اسلامی بياعتنا شوند که ... «روزگاری خواهد آمد که مردمانشان به پراکندگی مصمّم باشند و از هماهنگی و اتّفاقنظر و اتّحاد به دور شوند. آنچنان به قوانین اسلامی بياعتنا بشوند که گویی آنان خود پیشوای قرآن بودند نه قرآن پیشوای آنها. از حق جز نامی نزد آنها نمانده باشد و از قرآن جز خط و ورقی نشناسند. بسا یکی در درس قرآن و تفسیر وارد شود، هنوز جا خوش نکرده از دین خارج شود و چون در آخرالزّمان دینتان دستخوش افکار گوناگون و روایات جدید شود، کمتر کسی از شماست که دینش را حفظ کند.» هنگامی که معیشت جز با گناه تأمين نگردد یکی از اصحاب از رسول خاتم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) پرسید، دین خدا چگونه خواهد شد؟ پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمود: «زمانی بر مردم بیاید که هیچ دیندار، دینش برایش سالم نماند جز اینکه از قلّة کوهی بگریزد یا از سوراخی به سوراخ دیگر پناه برد چون روباه که با بچّههایش چنین کند و این آخرالزّمان باشد.»4 هنگامی که معیشت جز با گناه تأمين نگردد چون این وضع پیش آید عزب بودن و تجرّد حلال شود، در آن روزگار است که مرد به دست پدر و مادرش تباه و گمراه شود و اگر پدر و مادر نداشته باشد به دست زن و فرزندش و اگر زن و فرزند نداشته باشد، چه بسا هلاکت و تباهیاش به دست خویشان و همسایگانش باشد، که او را به تهیدستی و فقر سرزنش کنند و بترسانند و تکالیفی بر او نهند که وی از عهدة آن بر نیاید تا گاهی که او به پرتگاههای هلاکت سقوط کند. در آخرالزّمان فریبکارانی بیایند که حدیثهایی نو و روایتهایی جدید از دین بر شما بخوانند و نیز از خاتم الانبياء(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) روایت شده است که فرمود: «در آخرالزّمان دغلبازان و فریبکارانی بیایند که حدیثهایی نو و روایتهایی جدید از دین بر شما بخوانند، آنچنان که نه شما و نه پدرانتان چنین حدیثهایی نشنیده باشید. پس دوری گزینید از آنها. مبادا به دام تزویر و فریبشان بیفتید.»5 از علیّ بن ابی طالب(علیه السلام) دربارة آخرالزّمان پرسیده شد: آیا در آن زمان مؤمنانی وجود دارند؟ فرمود: «آری.» باز پرسیده شد: آیا از ایمان آنان بر اثر فتنهها چیزی کاسته ميشود؟ فرمود: «نه، مگر آن مقدار که قطرات باران از سنگ خارا بکاهد؛ امّا آنان در رنج به سر برند.» امیرالمؤنین(علیه السلام) فرمود: «زمانی بر مردم بیاید که مقرّب نباشد جز به سخنچینی و جالب شمرده نشود جز به فاجر بودن و تحقیر نشوند جز افراد با انصاف، در آن زمان دستگیری مستمندان زیان به شمار آید و صلة رحم لطف و بزرگواری به شمار آید.»6 امام سجّاد(علیه السلام) فرمود: «چون خداوند ميدانست در آخرالزّمان اهل فکر دقیق النّظر خواهند آمد، از این جهت قل هو الله احد و آیاتی از سورة حدید را نازل کرد.»7 بر شما باد که همچون بادیه نشینان و زنان دینداری کنید امام صادق(علیه السلام) فرمود: «چون قائم ما قیام کند خداوند آنچنان نیرویی به چشم و گوش پیروانش داده که به پیک و پیامآور نیازی نداشته باشند و به هر کجای جهان که باشند امام خود را ببینند و سخنش را بشنوند.»8
پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمود: «این دین مدام برپا خواهد ماند و گروهی از مسلمانان از آن دفاع کنند و در کنار آن بجنگند تا قیامت بر پا شود.» و فرمود: «در هر عصر و زمانی گروهی از امّتم مدافع احکام خدا باشند و از مخالفان باکی نداشته باشند.»9
در جای دیگری فرمودند: «چون در آخرالزّمان دینتان دستخوش افکار گوناگون گردد، بر شما باد که همچون بادیهنشینان و زنان دینداری کنید که به دلهایشان دیندارند و دین آنها از آلایش به افکار مصون ماند.»10
ماهنامه موعود شماره 122 پينوشتها: 1. نهج البلاغه. خ 108. 2. بحارالانوار، ج 52، ص190. 3. همان، ج 77، ص369. 4. کنزالاعمال، ح 31008. 5. کنزالاعمال، حدیث 290324. 6. نهجالبلاغه، ح 102. 7. بحارالانوار، ج 60، ص 18. 8. بحارالانوار، ج ۳۶، ص ۴۵. 9. کنزالاعمال، ح 34499 و34500. 10. بحارالانوار، ج 52، ص111. |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |







