کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 6 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
رهــــبــر را بهتر بشناسیــــــــم
۱۹:۱۷, ۱/مهر/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۱/مهر/۹۰ ۱۹:۱۹ توسط nooromahdi.)
شماره ارسال: #1
آواتار
رهـــــــبــر را بهـــــتر بشناسیــــــــــــــــم


اول رهبر تو بشناس بعد برو دنبال مقدمات ظهورت
زندگينامه
رهبر عاليقدر حضرت آيت الله سيد على خامنه اى فرزند مرحوم حجت الاسلام والمسلمين حاج سيد جواد حسينى خامنه‌اى، در روز 24 تيرماه 1318 برابر با 28 صفر 1358 قمرى در مشهد مقدس چشم به دنيا گشود. ايشان دومين پسر خانواده هستند. زندگى سيد جواد خامنه اى مانند بيشتر روحانيون و مدرسّان علوم دينى، بسيار ساده بود. همسر و فرزندانش نيز معناى عميق قناعت و ساده زيستى را از او ياد گرفته بودند و با آن خو داشتند.
رهبر بزرگوار در ضمن بيان نخستين خاطره هاى زندگى خود از وضع و حال زندگى خانواده شان چنين مى گويند:
«پدرم روحانى معروفى بود، امّا خيلى پارسا و گوشه گير... زندگى ما به سختى مى گذشت. من يادم هست شب هايى اتفاق مى افتاد که در منزل ما شام نبود! مادرم با زحمت براى ما شام تهيّه مى کرد و... آن شام هم نان و کشمش بود.»
امّا خانه اى را که خانواده سيّد جواد در آن زندگى مى کردند، رهبر انقلاب چنين توصيف مى کنند:
«منزل پدرى من که در آن متولد شده ام، تا چهارـ پنج سالگى من، يک خانه 60 ـ 70 مترى در محّله فقير نشين مشهد بود که فقط يک اتاق داشت و يک زير زمين تاريک و خفه اى! هنگامى که براى پدرم ميهمان مى آمد (و معمولاً پدر بنا بر اين که روحانى و محل مراجعه مردم بود، ميهمان داشت) همه ما بايد به زير زمين مى رفتيم تا مهمان برود. بعد عدّه اى که به پدر ارادتى داشتند، زمين کوچکى را کنار اين منزل خريده به آن اضافه کردند و ما داراى سه اتاق شديم.»
رهبرانقلاب از دوران کودکى در خانواده اى فقير امّا روحانى و روحانى پرور و پاک و صميمي، اينگونه پرورش يافت و از چهار سالگى به همراه برادر بزرگش سيد محمد به مکتب سپرده شد تا الفبا و قرآن را ياد بگيرند. سپس، دو برادر را در مدرسه تازه تأسيس اسلامى «دارالتعّليم ديانتى» ثبت نام کردند و اين دو دوران تحصيل ابتدايى را در آن مدرسه گذراندند.
[تصویر: khamenei-shajarename.jpg]
لطفا پس از ذخيره كردن مشاهده كنيد

در حوزه علميه
ايشان از دوره دبيرستان، خواندن «جامع المقدمات» و صرف و نحو را آغاز کرده بود. سپس از مدرسه جديد وارد حوزه علميه شد و نزد پدر و ديگر اساتيد وقت ادبيات و مقدمات را خواند.
درباره انگيزه ورود به حوزه علميه و انتخاب راه روحانيت مى گويند: [تصویر: bio_1.jpg] «عامل و موجب اصلى در انتخاب اين راه نورانى روحانيت پدرم بودند و مادرم نيز علاقه مند و مشوّق بودند».
ايشان کتب ادبى ار قبيل «جامع المقدمات»، «سيوطى»، «مغنى» را نزد مدرّسان مدرسه «سليمان خان» و «نوّاب» خواند و پدرش نيز بر درس فرزندانش نظارت مى کرد. کتاب «معالم» را نيز در همان دوره خواند. سپس «شرايع الاسلام» و «شرح لمعه» را در محضر پدرش و مقدارى را نزد مرحوم «آقا ميرزا مدرس يزدى» و رسائل و مکاسب را در حضور مرحوم حاج شيخ هاشم قزوينى و بقيه دروس سطح فقه و اصول را نزد پدرش خواند و دوره مقدمات و سطح را بطور کم سابقه و شگفت انگيزى در پنچ سال و نيم به اتمام رساند. پدرش مرحوم سيد جواد در تمام اين مراحل نقش مهّمى در پيشرفت اين فرزند برومند داشت. رهبر بزرگوار انقلاب، در زمينه منطق و فلسفه، کتاب منظومه سبزوار را ابتدا از «مرحوم آيت الله ميرزا جواد آقا تهرانى» و بعدها نزد مرحوم «شيخ رضا ايسى» خواندند.


در حوزه علميه نجف اشرف
[تصویر: bio_2.jpg] آيت الله خامنه اى که از هيجده سالگى در مشهد درس خارج فقه و اصول را نزد مرجع بزرگ مرحوم آيت الله العظمى ميلانى شروع کرده بودند. در سال 1336 به قصد زيارت عتبات عاليات، عازم نجف اشرف شدند و با مشاهده و شرکت در درسهاى خارج مجتهدان بزرگ حوزه نجف از جمله مرحوم سيد محسن حکيم، سيد محمود شاهرودى، ميرزا باقر زنجانى، سيد يحيى يزدى، و ميرزا حسن بجنوردى، اوضاع درس و تدريس و تحقيق آن حوزه علميه را پسنديدند و ايشان را از قصد خود آگاه ساختند. ولى پدر موافقت نکرد. پس از مدّتى ايشان به مشهد باز گشتند.
[تصویر: 514.jpg]

در حوزه علميه قم
آيت الله خامنه اى از سال 1337 تا 1343 در حوزه علميه قم به تحصيلات عالى در فقه و اصول و فلسفه، مشغول شدند و از محضر بزرگان چون مرحوم آيت الله العظمى بروجردى، امام خمينى، شيخ مرتضى حائرى يزدى وعلـّامه طباطبائى استفاده کردند. در سال 1343، از مکاتباتى که رهبر انقلاب با پدرشان داشتند، متوجّه شدند که يک چشم پدر به علت «آب مرواريد» نابينا شده است، بسيار غمگين شدند و بين ماندن در قم و ادامه تحصيل در حوزه عظيم آن و رفتن به مشهد و مواظبت از پدر در ترديد ماندند. آيت الله خامنه اى به اين نتيجـه رسيدند که به خاطر خدا از قــم به مشهد هجرت کنند واز پدرشان مواظبت نمايند. ايشان در اين مـورد مى گويند:
«به مشهد رفتم و خداى متعال توفيقات زيادى به ما داد. به هر حال به دنبال کار و وظيفه خود رفتم. اگر بنده در زندگى توفيقى داشتم، اعتقادم اين است که ناشى از همان بّرى «نيکى» است که به پدر، بلکه به پدر و مادر انجام داده ام». آيت الله خامنه اى بر سر اين دو راهى، راه درست را انتخاب کردند. بعضى از اساتيد و آشنايان افسوس مى خوردند که چرا ايشان به اين زودى حوزه علميه قم را ترک کردند، اگر مى ماندند در آينده چنين و چنان مى شدند!... امّا آينده نشان داد که انتخاب ايشان درست بوده و دست تقدير الهى براى ايشان سر نوشتى ديگر و بهتر و والاتر از محاسبات آنان، رقم زده بود.
[تصویر: rahbar-khamenee.jpg]
آيا کسى تصّور مى کرد که در آن روز جوان عالم پراستعداد 25 ساله، که براى رضاى خداوند و خدمت به پدر و مادرش از قم به مشهد مى رفت، 25 سال بعد، به مقام والاى ولايت امر مسلمين خواهد رسيد؟! ايشان در مشهد از ادامه درس دست برنداشتند و جز ايام تعطيل يا مبازره و زندان و مسافرت، به طور رسمى تحصيلات فقهى و اصول خود را تا سال 1347 در محضر اساتيد بزرگ حوزه مشهد بويژه آيت الله ميلانى ادامه دادند. همچنين ازسال 1343 که در مشهد ماندگار شدند در کنار تحصيل و مراقبت از پدر پير و بيمار، به تدريس کتب فقه و اصول و معارف دينى به طلـّاب جوان و دانشجويان نيز مى پرداختند.


مبارزات سياسى
آيت الله خامنه اى به گفته خويش «از شاگردان فقهى، اصولى، سياسى و انقلابى امام خمينى (رحمة الله علیه) هستند» امـّا نخستين جرقـّه هاى سياسى و مبارزاتى و دشمنى با طاغوت را مجاهد بزرگ و شهيد راه اسلام شهيد «سيد مجتبى نوّاب صفوى» در ذهن ايشان زده است، هنگاميکه نوّاب صفوى با عدّه اى از فدائيان اسلام در سال 31 به مشهد رفته در مدرسه سليمان خان، سخنرانى پر هيجان و بيدار کننده اى در موضوع احياى اسلام و حاکميت احکام الهى، و فريب و نيرنگ شاه و انگليسى و دروغگويى آنان به ملـّت ايران، ايراد کردند. آيت الله خامنه اى آن روز از طـّلاب جوان مدرسه سليمان خان بودند، به شدّت تحت تأثير سخنان آتشين نوّاب واقع شدند. ايشان مى گويند: «همان وقت جرقه هاى انگيزش انقلاب اسلامى به وسيله نوّاب صفوى در من به وجود آمده و هيچ شکى ندارم که اولين آتش را مرحوم نوّاب در دل ما روشن کرد».

همراه با نهضت امام خمينى (قدس سره)
آيت الله خامنه اى از سال 1341 که در قم حضورداشتند و حرکت انقلابى واعتراض آميز امام خمينى عليه سياستهاى ضد اسلامى و آمريکا پسند محمد رضا شاه پهلوى، آغاز شد، وارد ميدان مبارزات سياسى شدند و شانزده سال تمام با وجود فراز و نشيب هاى فراوان و شکنجه ها و تعبيدها و زندان ها مبارزه کردند و در اين مسير ازهيچ خطرى نترسيدند. نخستين بار در محرّم سال 1383 از سوى امام خمينى (قدس سره) مأموريت يافتند که پيام ايشان را به آيت الله ميلانى و علماى خراسان در خصوص چگونگى برنامه هاى تبليغاتى روحانيون در ماه محرّم و افشاگرى عليه سياست هاى آمريکايى شاه و اوضاع ايران و حوادث قم، برسانند. ايشان اين مأموريت را انجام دادند و خود نيز براى تبليغ، عازم شهر بيرجند شدند و در راستاى پيام امام خمينى، به تبليغ و افشاگرى عليه رژيم پهلوى و آمريکا پرداختند. بدين خاطر در 9 محرّم «12 خرداد 1342» دستگير و يک شب بازداشت شدند و فرداى آن به شرط اينکه منبر نروند و تحت نظر باشند آزاد شدند. با پيش آمدن حادثه خونين 15خرداد، باز هم ايشان را از بيرجند به مشهد آورده، تحويل بازداشتگاه نظامى دادند و ده روز در آنجا با سخت ترين شرايط و شکنجه و آزارها زندانى شدند.


دوّمين بازداشت
[تصویر: bio_3.jpg] در بهمن 1342 - رمضان 1383- آيت الله خامنه اى با عدّه اى از دوستانشان براساس برنامه حساب شده اى به مقصد کرمان حرکت کردند. پس از دو ـ سه روز توقف در کرمان و سخنرانى و منبر و ديدار با علما و طلـّاب آن شهر، عازم زاهدان شدند. سخنرانى ها و افشاگرى هاى پرشور ايشان بويژه درايـّام ششم بهمن ـ سالگرد انتخابات و رفراندوم قلـّابى شاه ـ مورد استقبال مردم قرار گرفت. در روزپانزدهم رمضان که مصادف با ميلاد امام حسن (علیه السلام) بود، صراحت و شجاعت و شور انقلابى ايشان در افشاگرى سياستهاى شيطانى و آمريکايى رژيم پهلوى، به اوج رسيد و ساواک شبانه ايشان را دستگير و با هواپيما روانه تهران کرد. رهبر بزرگوار، حدود دو ماه ـ به صورت انفرادى ـ در زندان قزل قلعه زندانى شدند و انواع اهانت ها و شکنجه ها را تحمّل کردند.


سوّمين و چهارمين بازداشت
کلاسهاى تفسير و حديث و انديشه اسلامى ايشان در مشهد و تهران با استقبال کم نظير جوانان پرشور و انقلابى مواجه شد. همين فعاليت ها سبب عصبانيت ساواک شد و ايشان را مورد تعقيب قرار دادند. بدين خاطر در سال 1345 در تهران مخفيانه زندگى مى کردند و يک سال بعد ـ 1346ـ دستگير و محبوس شدند. همين فعاليّت هاى علمى و برگزارى جلسات و تدريس و روشنگرى عالمانه و مصلحانه بود که موجب شد آن بزرگوار بار ديگر توسط ساواک جهنّمى پهلوى در سال 1349 نيز دستگير و زندانى گردند.


پنجمين بازداشت
حضرت آيت الله خامنه اى «مد ظله» درباره پنجمين بازداشت خويش توسط ساواک مى نويسد:
«از سال 48 زمينه حرکت مسلحانه در ايران محسوس بود. حساسيّت و شدّت عمل دستگاههاى جارى رژيم پيشين نيز نسبت به من، که به قرائن دريافته بودند چنين جريانى نمى تواند با افرادى از قبيل من در ارتباط نباشد، افزايش يافت. سال 50 مجدّداً و براى پنجمين بار به زندان افتادم. برخوردهاى خشونت آميز ساواک در زندان آشکارا نشان مى داد که دستگاه از پيوستن جريان هاى مبارزه مسلـّحانه به کانون هاى تفـّکر اسلامى به شدّت بيمناک است و نمى تواند بپذيرد که فعاليّـت هاى فکرى و تبليغاتى من در مشهد و تهران از آن جريان ها بيگانه و به کنار است. پس از آزادى، دايره درسهاى عمومى تفسير و کلاسهاى مخفى ايدئولوژى و... گسترش بيشترى پيدا کرد».


بازداشت ششم
در بين سالهاى 1350ـ1353 درسهاى تفسير و ايدئولوژى آيت الله خامنه اى در سه مسجد «کرامت» ، «امام حسن» و «ميرزا جعفر» مشهد مقدس تشکيل مىشد و هزاران نفر ازمردم مشتاق بويژه جوانان آگاه و روشنفکر و طلـّاب انقلابى و معتقد را به اين سه مرکز مى کشاند و با تفکّرات اصيل اسلامى آشنا مى ساخت. درس نهج البلاغـه ايشان از شور و حال ديگـرى برخوردار بود و در جزوه هاى پلى کپى شده تحت عنوان: «پرتوى از نهج البلاغه» تکثير و دست به دست مى گشت. طلـّاب جوان و انقلابى که درس حقيقت و مبارزه را از محضر ايشان مى آموختند، با عزيمت به شهرهاى دور و نزديکِ ايران، افکار مردم را با آن حقايق نورانى آشنا و زمينه را براى انقلاب بزرگ اسلامى آماده مى ساختند. اين فعاليـّت ها موجب شد که در دى ماه 1353 ساواک بى رحمانه به خانه آيت الله خامنه اى در مشهد هجوم برده، ايشان را دستگير و بسيارى از يادداشت ها و نوشته هايشان را ضبط کنند. اين ششمين و سخت ترين بازداشت ايشان بود و تا پاييز 1354 در زندان کميته مشترک شهربانى زندان بودند. در اين مدت در سلولى با سخت ترين شرايط نگه داشته شدند. سختى هايى که ايشان در اين بازداشت تحمّل کردند، به تعبير خودشان «فقط براى آنان
که آن شرايط را ديده اند، قابل فهم است». پس از آزادى از زندان، به مشهد مقدس برگشتند و باز هم همان برنامه و تلاش هاى علمى و تحقيقى و انقلابى ادامه داشت. البته ديگر امکان تشکيل کلاسهاى سابق را به ايشان ندادند.


در تبعيد
رژيم جنايتکار پهلوى در اواخر سال 1356، آيت الله خامنه اى را دستگير و براى مدّت سه سال به ايرانشهر تبعيد کرد. در اواسط سال 1357 با اوجگيرى مبارزات عموم مردم مسلمان و انقلابى ايران، ايشان از تبعيدگاه آزاد شده به مشهد مقدس بازگشتند و در صفوف مقدم مبارزات مردمى عليه رژيم سفـّاک پهلوى قرار گرفتند و پس از پانزده سال مبارزه مردانه و مجاهدت و مقاومت در راه خدا و تحمّل آن همه سختى و تلخى، ثمره شيرين قيام و مقاومت و مبارزه؛ يعنى پيروزى انقلاب کبير اسلامى ايران و سقوط خفـّت بار حکومتِ سراسر ننگ و ظالمانه پهلوى، و برقرارى حاکميت اسلام در اين سرزمين را ديدند.


در آستانه پيروزى
درآستانه پيروزى انقلاب اسلامى، پيش از بازگشت امام خمينى از پاريس به تهران، «شوراى انقلاب اسلامى» با شرکت افراد و شخصيت هاى مبارزى همچون شهيد مطهرى، شهيد بهشتى، هاشمى رفسنجانى و... از سوى امام خمينى در ايران تشکيل گرديد، آيت الله خامنه اى نيز به فرمان امام بزرگوار به عضويت اين شورا درآمد. پيام امام توسط شهيد مطهرى «ره» به ايشان ابلاغ گرديد و با دريافت پيام رهبر کبير انقلاب، از مشهد به تهران آمدند.
[تصویر: -rlPwsh7TU4.jpg]

[تصویر: 61240_981.jpg]
[تصویر: 61239_847.jpg]
[تصویر: o6tjvbf5z1f8cir4hq64.jpg]

[تصویر: 2010_9_27_17_16_22.jpg&w=520&...p;amp;q=90]
[تصویر: 74faf9c14883f637d5b47870b3e94e65.jpg]
[تصویر: 19656_392.jpg]
[تصویر: untitled13.JPG]
[تصویر: 18_8807080268_L600.jpg]
[تصویر: 1191069854n00065352-r-b-005.jpg]
[تصویر: 113285_833.jpg]
[تصویر: 20090923144549cgb-19267.jpg]
پس از پيروزى
آيت الله خامنه اى پس از پيروزى انقلاب اسلامى نيز همچنان پرشور و پرتلاش به فعاليّت هاى ارزشمند اسلامى و در جهت نزديکتر شدن به اهداف انقلاب اسلامى پرداختند که همه در نوع خود و در زمان خود بى نظير و بسيار مهّم بودند که در اين مختصر فقط به ذکر رؤوس آنها مى پردازيم: [تصویر: bio_4.jpg]
٭ پايه گذارى «حزب جمهورى اسلامى» با همکارى و همفکرى علماى مبارز و هم رزم خود: شهيد بهشتى، شهيد باهنر، هاشمى رفسنجانى و... دراسفند 1357.
٭ معاونت وزارت دفاع در سال 1358.
٭ سرپرستى سپاه پاسداران انقلاب اسلامى، 1358.
٭ امام جمعه تهران، 1358.
٭ نماينده امام خميني«قدّس سرّه» در شوراى عالى دفاع ، 1359.
٭ نماينده مردم تهران در مجلس شوراى اسلامى، 1358.
٭ حضور فعّال و مخلصانه در لباس رزم در جبهه هاى دفاع مقدس، در سال 1359 با شروع جنگ تحميلى عراق عليه ايران و تجاوز ارتش متجاوز صّدام به مرزهاى ايران؛ با تجهيزات و تحريکات قدرت هاى شيطانى و بزرگ ازجمله آمريکا و شوروى سابق.
٭ ترور نافرجام ايشان توسط منافقين در ششم تيرماه 1360 در مسجد ابوذر تهران.
٭ رياست جمهورى؛ به دنبال شهادت محمد على رجايى دومّين رئيس جمهور ايران، آيت الله خامنه اى در مهر ماه 1360 با کسب بيش از شانزده ميليون رأى مردمى و حکم تنفيذ امام خمينى (قدس سره) به مقام رياست جمهورى ايران اسلامى برگزيده شدند. همچنين از سال 1364 تا 1368 براى دوّمين بار به اين مقام و مسؤوليت انتخاب شدند.
٭ رياست شوراى انقلاب فرهنگ، 1360.
٭ رياست مجمع تشخيص مصلحت نظام، 1366.
٭ رياست شوراى بازنگرى قانون اساسى، 1368.
٭ رهبرى و ولايت امّت، که از سال 1368، روز چهاردهم خرداد پس از رحلت رهبر کبيرانقلاب امام خمينى (قدس سره) توسط مجلس خبرگان رهبرى به اين مقام والا و مسؤوليت عظيم انتخاب شدند، و چه انتخاب مبارک و درستى بود که پس از رحلت امام راحل، با شايستگى تمام توانستند امّت مسلمان ايران، بلکه مسلمانان جهان را رهبرى نمايند.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: MAJID.D.H ، shafagh_mah ، Agha sayyed ، میرزا احمد ، آوینار ، am_po ، idea ، chista3 ، MESSENGER ، hesam110 ، mrfarzadj ، بیداری اندیشه ، Ramin_Ghn ، میلاد.م ، A L I ، saloomeh ، montazer_rm ، mohammad008 ، خادمة الزهرا ، میثاق ، یاران مهدی ، zaeim ، محمود ، EMPERATOR ، rastin ، fardinho ، Abasaleh ، azade ، ali.khm ، أین المنتظر ، سجاد313 ، gabriel40 ، F_R ، تفکر ، یوسف خان ، nafas ، vahrakan ، مهرومه ، heaven ، سرباز سید علی ، sunrise59 ، mhklord ، مجتبی110 ، sagheb ، help me

آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۰:۲۵, ۲۴/مهر/۹۰
شماره ارسال: #11
آواتار
ايشون خارق العادن!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!Angel
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: محمود ، zaeim ، nooromahdi ، MESSENGER ، میرزا احمد ، MohammadSadra ، azade ، مجتبی110 ، sagheb
۸:۲۱, ۲۵/مهر/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۵/مهر/۹۰ ۸:۲۳ توسط میلاد.م.)
شماره ارسال: #12
آواتار
بسم الله

چند سال قبل شب عيد فطر دفتر بوديم براي استهلال و كار‌هاي آن، نماز را به امامت ايشان خوانديم. بعد از نماز گفتند افطار را برويم منزل ما و ما تعارف كرديم كه نه، اگرچه تمايل داشتيم كه برويم. ايشان اصرار كردند كه نه، بياييد منزل ما. ما هم رفتيم، سر سفره چاي بود و نان و پنير و ظرفي حلوا، ما با اين غذا‌ها خودمان را سير نكرديم كه براي غذاي اصلي جا داشته باشيم، به اشاره از خادم آقا كه پيرمردي است پرسيديم خبري هست، گفت: نه، همين غذاست.
وقتي آقا رفتند اين خادم گفت خانواده آقا رفته‌اند مشهد و براي خانه يك ظرف بزرگ حلوا درست كرده‌اند. افطار همين را هر شب مي‌خوريم، دربارة سحري پرسيديم، گفت «هر شب من يك آبگوشتي براي سحر بار مي‌گذارم و سحر با آقا مي‌خوريم.»


حجت الاسلام مروي

امضای میلاد.م
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: میثاق ، nooromahdi ، منتظر کوچولو ، rastin ، MESSENGER ، MohammadSadra ، azade ، سرباز سید علی ، مجتبی110 ، help me
۱۵:۴۴, ۲۶/آبان/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/آبان/۹۰ ۱۵:۴۸ توسط میلاد.م.)
شماره ارسال: #13
آواتار
بسم الله
.
وقتي در ايرانشهر سيل آمد، خانه هاي بسياري از مردم خراب شد. ما از طريق كرمان براي كمك رساني به ايرانشهر رفتيم. وقتي به آن جا رسيديم پرسيديم: مسئوليت كارها را چه كسي به عهده دارد؟ گفتند: آن سيدي كه داخل سيل است. نزديكتر رفتم، سيد رشيدي (آيت الله خامنه اي ) را ديدم كه يك كيسه آرد به دوش گرفته، پاچه هاي شلوارش را بالا زده است تا آب نگيرد و به كساني كه دچار سيل شده اند كمك مي كند . پس از سلام و احوال پرسي، به او گفتم:چه چيز نياز است؟ فرمودند: همه چيز نياز است، ولي الآن كمك هاي نقدي بهتر است. سريع به رفسنجان آمديم و در مساجد پول جمع كرده، به ايرانشهر برگشته و خدمت حضرت آيت الله خامنه اي رسيديم. ايشان فرمودند: الآن وقت خوبي است، آقايان همه جمع هستند، خوب است ببينيم با اين پول چه كار كنيم تا بيشترين استفاده را براي سيل زده ها داشته باشد. هر كس پيشنهادي داد، در پايان ايشان فرمودند: به نظر مي رسد براي هريك از خانواده هاي سيل زده يك گوسفند پاكستاني كه شير فراوان مي دهد و زاد و ولدش زياد است بخريم تا بتوانند از پوست، گوشت، شير و زاد و ولدشان استفاده كنند. اين كار ارزشمندي بود كه آن موقع براي سيل زده ها انجام شد...
.
حجت الاسلام والمسلمين شيخ عباس پور محمدي (قم)
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
.
در ليبي، خيمه اي بر پا كرده بودند كه ارتفاع در ورودي آن خيمه كوتاه بود و به ناچار هركس مي خواست وارد بشود، بايد خم مي شد. از طرفي داخل خيمه، روبروي در، عكس قذاّفي بود، يعني هر كس وارد ميشد ناخواسته در مقابل عكس قذّافي سر خم مي كرد. حضرت آيت الله خامنه اي وقتی ميخواستند وارد خيمه شوند، به قهقرا (پشت) وارد مي شوند تا در مقابل عكس قذّافي سر خم نكنند
.
آيت الله خزعلی
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: MESSENGER ، azade
۲۰:۲۲, ۲۶/آبان/۹۰
شماره ارسال: #14
آواتار
عکس های جالب هدیه دادن رهبر به زوج دانشجو
[تصویر: IMG_9287.jpg]
خبرنامه دانشجویان ایران: در این مراسم هدایایی از طرف ریاست دانشگاه، مسئول امور مالی، رئیس دانشکده علوم اجتماعی و رئیس بسیج اساتید به این زوج جوان اهدا شد.



دو دانشجوی دانشگاه تهران مراسم عقد خود را در کنار مزار شهدای گمنام دانشگاه تهران برگزار کردند.

ظهر امروز ۲۵ آبان ۱۳۹۰ دو دانشجوی دانشگاه تهران مراسم عقد خود را با حضور جمعی از دانشجویان و رئیس دانشگاه تهران دکتر فرهاد رهبر، نمایندگی ولی فقیه در دانشگاه، رئیس دانشکده علوم اجتماعی و چند تن دیگر از مسئولین دانشگاه برگزار نمودند.

خانم مهناز مقدم دانشجوی رشته مردم شناسی و آقای مرتض شرقی دانشجوی رشته مهندسی برق هدف این کار خود را فرهنگ سازی و توجه به مقام شهدا و ارج نهادن به ارزش های دفاع مقدس و انقلاب اسلامی می دانند.

در این مراسم هدایایی از طرف ریاست دانشگاه، مسئول امور مالی، رئیس دانشکده علوم اجتماعی و رئیس بسیج اساتید به این زوج جوان اهدا شد.
[تصویر: IMG_9307.jpg]
[تصویر: IMG_9314.jpg]
[تصویر: IMG_9328.jpg]
[تصویر: IMG_9360.jpg]
[تصویر: IMG_9365.jpg]
[تصویر: IMG_9385.jpg]
[تصویر: IMG_9387.jpg]
[تصویر: IMG_9425.jpg]
[تصویر: IMG_9439.jpg]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: میلاد.م ، MESSENGER ، azade ، حسن عزتي ، سرباز سید علی ، saloomeh ، gomnam
۲۰:۴۶, ۱/بهمن/۹۰
شماره ارسال: #15
آواتار
در این تاپیک انشاالله به خواست خدا تعدادی از گفتنی هایی از زندگی مقام عظمای ولایت، حضرت آیت الله خامنه ای مینویسیم.
احتمالا برخی از آن ها را خوانده اید.
انشاالله خدا آقامون رو تا زمان ظهور و در زمان ظهور امام زمان (ارواحنا لتراب مقدمه الفداه) نگه داره.



1

بعد از امام
اصلا در ضمیر ما نمیگنجد که کسی جانشین امام باشد. به محض اینکه گفتند قرار است آقای خامنه ای رهبر شوند، یعنی همان روز پانزده خرداد، من ادامه ی مرثیه ای را که می سرودم، خود به خود و به قول علما : "من حیث لایشعر" بقیه ی شعر را اینگونه ادامه دادم که "بر سر ما سایه ی روح خدایی دیگر است" البته برخی شعرا تعجب کردند و گفتند شما چرا اینطوری میکنید؟ شما نباید شعر می گفتید. معترض بودند که چرا شما بیعت کردید؟ من هم در ادامه ی شعر جواب آنها را دادم:
یک دو شاعر شعر خود را فقه اکبر کرده اند**** حفظ نفس خویش را با حق برابر کرده اند
زمانی قرار بود این شعر چهل بند شود که دیگر این توفیق پیش نیامد.
برای مناسبتی پس از چند وقت، خدمت آقا رسیدیم و به ایشان گفتم که شعری را سروده ام و شعر را خواندم. آقا نیز مطابق معمول بزرگواری کردند و شعر را ستودند و گفتند : حالا چون این برای من است، خیلی چیزی نمیتوانم بگویم. البته باز هم یک غلط از من گرفتند.
یوسفعلی میرشکاک


2
آشنایی با علوم

روزی که مقام معظم رهبری در منزل آیت الله حسن زاده آملی حضور پیدا کردند، آیت الله حسن زاده در مقابل آقا دو زانو نشسته بودند و مکررا می گفتند: آقای من! مولای من! سرور من!
آیت الله حسن زاده، اسطرلابی را آوردند و درباره ی آن مطالبی را بیان کردند. مقام معظم رهبری نیز گاهی مطالبی می فرمودند و آیت الله حسن زاده قبول می کردند. ما به دلیل ناآشنایی به علم اسطرلاب متوجه نمی شدیم. از اینجا معلوم بود که آقا به علوم غریبه نیز آشنا هستند.
حجت الاسلام موسوی کاشانی
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Ramin_Ghn ، أین المنتظر ، F_R ، ایمانی ، mohammad reza ، میثاق ، بیداری اندیشه ، mhvvhm
۲۳:۵۰, ۱۷/اردیبهشت/۹۱
شماره ارسال: #16

(۱۰/مهر/۹۰ ۱۴:۰۹)nooromahdi نوشته است:  - آقا سر راهی برو كنار.

تازه وارد حسینیه شده بودم و رفته بودم سروقت شیرینی‌هایی كه برای پذیرایی گذاشته بودند دم در كه یك نفر بلند گفت: آقا سر راهی برو كنار. برگشتم و دیدم یك تخت بیمارستانی منتظر است تا كنار بروم تا مردی درشت هیكل كه بیسیم به كمر دارد (و احتمالا یكی از محافظ‌هاست) آن را هل بدهد. كنار رفتم و با بهت نگاه كردم به مردی نحیف كه روی تخت دراز كشیده بود و ملحفه‌ای رویش بود و ...



بسم الله الرحمن الرحیم
سلام دوستان عزیز :
راستش رو بخواید اون دوره ای که آقا ، توی حسینیه با جانبازان ملاقات کردن ، یه بنده خدایی ازم پرسید چرا خود ایشون نرفتن ملاقات و این بندگان خدا رو آوردن توی حسینیه ، اونم با اون وضع ؟
راستش رو بخواید یکه خوردم و جوابی نداشتم بدم . بهش گفتم می پرسم بهت میگم . الان چند ماهی میشه که هر موقع ما رو می بینه به حالت تمسخر می پرسه ، هنوز نپرسیدی ؟ اگه کسی میدونه که چرا حضرت آقا ، خودشون نرفتن آسایشگاه ، ما رو هم روشن کنه ، بلکه دیگه اینقدر ما رو مسخره نکنن و جواب داشته باشیم بدیم .
در پناه الله
یا مهدی مدد
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: azade
۱۵:۳۹, ۲۷/اردیبهشت/۹۱
شماره ارسال: #17
آواتار
در لیبی خیمه ای برپا کرده بودند که ارتفاع در ورودی آن خیمه کوتاه بود و به ناچار هر کس می خواست وارد بشود باید خم می شد .از طرفی داخل خیمه ,روبه روی در عکس قذافی بود ,یعنی هر کس وارد می شد نا خواسته در مقابل عکس قذافی سر خم می کرد ,حضرت آیت الله خامنه ای وقتی می خواستند وارد شوند ,به قهقهرا (پشت) وارد می شدند تا در مقابل عکس قذافی سرخم نکنند .
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: azade ، seyed313 ، أین المنتظر ، 234110payam ، ایمانی ، میثاق ، بیداری اندیشه ، mhvvhm ، مجتبی110
۱۶:۴۳, ۳۰/شهریور/۹۱
شماره ارسال: #18

خواهش میکنم دوستان اگر میدونن و می تونن ای تاپیک رو خالی نگذارن تا بهره بیشتری ببریم
جانم فدای رهبر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: میثاق ، بیداری اندیشه
۱۷:۲۵, ۳۰/شهریور/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۳۰/شهریور/۹۱ ۱۷:۳۶ توسط میثاق.)
شماره ارسال: #19
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم
نامه‌ای که آیت‌الله‌بهجت به رهبری نوشتند
شروع نامه آیت الله بهجت به آقا این بود که بنده انتصاب حضرتعالی را به سمت مقام ولایت و رهبری تبریک عرض می‌کنم.... بعد آقا به آیت ا... مصباح فرموده بودند که تا حالا خیلی‌ها از مردم و مسؤولین با من بیعت کردند ولی هیچ کدام دلم را آرام نکرد که من در این جایگاه باید باشم یا نه؛ الا این نامه که خیالم را راحت کرد. چون می‌دانم ایشان اصلا بر مبنایی که دیگران ممکن است بنویسند و حرف بزنند، نمی‌نویسند و صحبت نمی‌کنند.

تمجیداتم از رهبر انقلاب بسیار بجا بود
روزی خدمت علامه حسن زاده بودم و در مورد تعابیری همچون «قائد ولی وفی»، «رائد سائس وفی»، «مصداق بارز نرفع درجات من یشاء» و «دادار عالم و آدم همواره سالار و سرورم را سالم و مسرور دارد» و... که ایشان برای مقام معظم رهبری به کار برده‌اند، گفت‌وگو و سؤال کردم. چرا که آن زمان برخی نتوانستند این ستایش‌ها را تحمل کنند. ایشان فرمودند: این عناوین بسیار خوب و بجا بود.

حجت‌الاسلام حسن رمضانی از شاگردان علامه
نامه ای که آیت ا... العظمی بهجت(رحمة الله علیه) به حضرت آقا نوشتند....
امام(رحمة الله علیه) به حضرت آیت ا... خامنه‌ای فرموده‌ بودند که از آقای بهجت استفاده کنید. ایشان هم نامه‌ای می‌نویسند و به حاج آقا مصباح می‌دهند که این را شما لطف کنید و به‌ آقای بهجت بدهید.
البته آن طور که من اطلاع دارم، حاج آقا برای ثبت این مکاتبات حساس شرط می‌گذارند که من به شرطی نامه رسانی می‌کنم که نامه را ببینم و نسخه‌ای هم کپی کنم و نگه دارم.
حضرت آقا هم به دلیل علاقه خاصی که به آیت ا... مصباح داشتند، قبول می‌کنند. ظاهرا حضرت آقا تقاضای دستورالعمل داشتند که آیت ا... مصباح می‌آوردند و آیت ا... بهجت هم در پاسخ در مواقعی خودشان می‌نوشتند و در مواقعی هم به حاج آقا می‌فرمودند که این موارد را بنویسید و به ایشان تحویل بدهید...
تا این که امام از دنیا رفتند، یادم است ما مشهد بودیم که حاج آقا مصباح برای بیعت با آقا به تهران آمده بودند و از آن‌جا هم به مشهد آمدند. ما خدمت‌شان رسیدیم و از اوضاع پرسیدیم. حاج آقا فرمودند که برای بیعت خدمت آقا رفته بودم ولی خدا را شکر دست خالی نرفتم، چون آیت ا... بهجت یک نامه چهار صفحه‌ای برای حضرت آقا که تازه رهبر شده بودند، نوشتند.
شروع نامه هم این بود که بنده انتصاب حضرتعالی را به سمت مقام ولایت و رهبری تبریک عرض می‌کنم.... بعد آقا به آیت ا... مصباح فرموده بودند که تا حالا خیلی‌ها از مردم و مسؤولین با من بیعت کردند ولی هیچ کدام دلم را آرام نکرد که من در این جایگاه باید باشم یا نه؛ الا این نامه که خیالم را راحت کرد. چون می‌دانم ایشان اصلا بر مبنایی که دیگران ممکن است بنویسند و حرف بزنند، نمی‌نویسند و صحبت نمی‌کنند.

حجت الاسلام و المسلمین آقا تهرانی،
ادب ماندلا در برابر رهبری
حجت‌الاسلام محمدی گلپایگانی در سخنانی با اشاره به عظمت کار انقلاب گفت: خوشبختانه جمهوری اسلامی ایران دارای رهبری آگاه و هوشمند است که یک سر و گردن بالاتر از رهبران جهان قرار دارد و این حرف بنده در دیدار رهبران سایر کشورهای جهان با مقام معظم رهبری کاملا مشهود است. به‌عنوان مثال نلسون ماندلا، پیرمرد 80 ساله، وقتی به دیدار رهبر انقلاب آمد، دو زانو مقابل ایشان نشست و ایشان را رهبر خود خطاب کرد.

دانا و متواضع
ایشان یک انسان متفکر، فرهیخته، دانا، بزرگوار، وارسته و متواضع است، همان گونه که شایسته یک رهبر است. در مورد آیت‌ا...خامنه‌ای باید بگویم که او پیرو امام خمینی(رحمة الله علیه) است و امام خمینی(رحمة الله علیه) هم پیرو امام علی(علیه السلام) بود. آیت‌ا... خامنه‌ای مردی بزرگ است و اگر این‌گونه نبود، به این مرتبه نمی‌رسید. ایشان انسانی بزرگ می‌باشد و ایران به خاطر وجود چنین شخصی باارزش است. من از همین جا آرزو می‌کنم که ایران در این زمان همان‌گونه که شایسته چنین مردی است، همراه با عدالت و اخلاق و همه خوبی‌ها باشد.

جرج جرداق، نویسنده مشهور مسیحی
شرط خواندنی برای دیدار رهبری
حضرت آیت‌ا... «سیدکاظم حائری»، از مراجع قم، وقتی به دیدار رهبری رفتند، اصرار داشتند، دست رهبری را ببوسند اما آقا اجازه ندادند. بعد از آن، آقا به دیدار ایشان رفتند و به گفته حجت‌الاسلام «مروی»، آیت‌ا... حائری، در تماسی اعلام شرط کردند که اگر ملتزم به یک شرط می‌شوید، بازدید آقا را قبول می‌کنم و آن شرط این بود که دست آقا را ببوسد و بالاخره به زور دست آقا را بوسید.

آیت‌ا... علم الهدی، عضو مجلس خبرگان
عشق به امت اسلامی
زمانی که با امام خامنه‌ای دیدار کردم، در صحبت‌ها و برخورد ایشان عشق و علاقه به امت اسلامی را می‌دیدم. این علاقه را ایشان به خوبی با جملات و سخنرانی عربی منتقل می‌کردند و همچنین عشق امام خامنه‌ای به انقلاب مردم مصر بسیار زیبا بود. صحبت‌ها و توصیه‌های ایشان از علم و شناخت نشأت گرفته بود و برخلاف حاکمان کشورهای عربی، نسبت به مسائل بی‌تفاوت نیستند.
من اصرار دارم که از لفظ «سید القائد، الامام الخامنه‌ای» استفاده کنم؛ زیرا بعد از امام خمینی ایشان امامت و رهبری امت اسلامی را بر عهده دارند. هنگامی که ما به پیشنماز یک مسجد می‌گوییم امام جماعت، به خاطر این است که یک عده‌‌ای از نمازگزاران را امامت می‌کند، زمانی که من می‌گویم امام خامنه‌ای، به این خاطر است که ایشان یک امت اسلامی را رهبری و هدایت می‌کنند. ایشان بعد از امام خمینی آمده‌اند و حامل همان پیام‌ها و رهنمودها هستند.
دکتر کمال هلباوی، از رهبران اخوان المسلمین

یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: ایمانی ، بیداری اندیشه ، yamin ، gomnam
۱۴:۳۲, ۸/آذر/۹۱
شماره ارسال: #20
آواتار
اگه اجازه هست اجرای ازدواج آقا رو اینجا بیارم



ماجرای ازدواج سیدعلی/ خطبه عقد را چه كسي خواند؟
ازدواج

مدتي از بازگشت به مشهد نمي گذشت. بانو خديجه كه در انديشه ازدواج پسر دومش بود، دست به كار شد و دختري را كه در خانواد ه اي سنتي و با علائق مذهبي پرورش يافته بود، به او پيشنهاد كرد. همو پا پيش گذاشت و مقدمات خواستگاري را فراهم نمود. همان راهي را كه چهار پنج سال پيش براي سيدمحمد رفته بود، اين بار براي سيدعلي پيمود.

حاج محمداسماعيل خجسته باقرزاده، پدر عروس، از كاسبان ديندار و باسواد مشهد بود. او پذيرفت كه دخترش به عقد طلبة تازه از قم برگشته اي درآيد كه تصميم دارد در مشهد ساكن شود، آيت الله ميلاني و ديگر بزرگان اهل علم مشهد او را مي شناسند و تأييد مي كنند و به او علاقه دارند. هزينه ازدواج، آن بخشي كه طبق توافق به عهده داماد بود، توسط آيت الله حاج سيدجواد خامنه اي تأمين شد كه مبلغ قابل توجهي نبود. مخارج عقد را گذاشتند به عهده خانواده عروس كه حتماً قابل توجه بود. " آنها مرفه بودند، مي توانستند و كردند."

اوايل پاييز 1343 سيدعلي خامنه اي و خانم خجسته پيوند زناشويي بستند. خطبه عقد توسط آيت الله ميلاني خوانده شد. از اين زمان، همدم، همسر و همراهي تازه، كه هفده بهار بيش نداشت، پا به دنياي آقاي خامنه اي گذاشت كه در همه فرودهاي سرد و سخت زندگي سياسي و شايد تك فرازهاي آن در آن روزگار، ياري غم خوار و دوستي مهربان بود. كارت دعوت را سفارش دادند و روز جشن را كه در خانه پدر عروس در پايين خيابان برگزار مي شد، تعيين كردند. آن شب آقاي خامنه اي در آستانه ورودي خانه ايستاده بود و از ميهمانان استقبال مي كرد. مراسم، آن طور كه مرسوم خانواده هاي مذهبي و مقيد آن زمان بود، برگزار شد.

پس از عقد و پيش از هم خانه شدن، نوعروس خانواده خامنه اي باخبر شد كه شوي 25 ساله اش پا در ميدان مبارزه دارد. " شايد اولين روزها و ... يا هفته هاي پيوند [مان ] ...بود، مسائل سياسي من به وسيله خودم براي ايشان مطرح شد ... شايد قبلاً هم مي دانستند كه من توي اين مسائل سياسي هستم، لكن مرا به [چشم] طلبه اي ... كه مورد توجه و علاقه... بزرگان و اساتيد... هستم... نگاه مي كردند."

[تصویر: 242326_356.jpg]




***تبعيد امام

چند هفته اي از پيوند اين زوج نمي گذشت كه در 13 آبان 1343 حاج آقا روح الله خميني به تركيه تبعيد شد. خبر امكان تبعيد امام به تركيه، چند روز پيش از اجراي حكم به مشهد رسيده بود و در محافل علاقه مند به امور سياسي، به ويژه در بين روحانيان گفته و شنيده مي شد. همين موضوع موجب شد كه عده اي از روحاني ان از آيت الله ميلاني بخواهند درباره لغو مصونيت سياسي مستشاران نظامي آمريكا [= كاپيتولاسيون] اعلاميه بدهد. عصر روز سيزدهم آبان كميسيون امنيت در مشهد تشكيل شد و براي مقابله با اقدامات احتمالي روحانيان به بررسي اوضاع پرداخت. قرار بود چهاردهم آبان، فرداي تبعيد امام، جلسه اي بسيار مهم در خانه آيت الله سيدحسن قمي برپا شود . مأموران امنيتي از تشكيل اين نشست سياسي بي خبر نبودند.

از ساعت 15 كميسيوني از طرف آقاي قمي و ميلاني و عده اي از علماء در منزل آقاي قم ي برپا بود و در ساعت 20 پايان يافت. مخبر ساواك نوشت كه يكي از دعوت شدگان به اين جلسه آقاي خامنه اي بود. آن روز خطاب به همسرش گفت كه "بايد بروم ... و ممكن است ... ديگر برنگردم؛ يا زنداني شوم، يا ما را بكشند . از آنجا او را وارد جريانات كردم. ديدم آدم قرصي است و آماده است كه اين حوادث را پذيرا باشد."

خانم منصوره خجسته در اين مورد مي گويد كه شوهرش اين گفته را درست همان روزي كه امام خميني دوباره بازداشت شدند و ايشان را از قم به تهران آورده و سپس به تركيه تبعيد كردند، مطرح نمود. در آن روز آقاي خامنه اي و ديگران در مشهد براي نشان دادن مخالفت شان با اين امر آماده شده بودند و در همين زمان بود كه از من در برخورد با مسئله دستگيري شان سئوال كردند. از همان روز من خودم را از لحاظ فكري آماده رويارويي با خطراتي كه در راه مبارزات همسرم پيش خواهد آمد، نمودم.

پسر آقاي قمي خبر اين نشست را به آقاي خامنه اي رسانده بود و خواسته بود خودش را برساند. در خانه آقاي قمي بود كه خبر دستگيري و تبعيد امام را شنيد..."براي ما مثل عزايي بود كه آقاي خميني را مجدداً گرفته اند."

غير از آيت الله ميلاني، تقريباً همه معاريف مشهد چون شيخ مجتبي قزويني، شيخ كاظم دامغاني و شيخ غلامحسين تبريزي شركت كرده بودند. آقاي قمي خبر را داد و گفت كه بايد اقدامي بكنيم. اظهارنظرها شروع شد و شيخ غلامحسين تبريزي جمله اي گفت كه در آن رنگي از عذر ديده م يشد. شيخ مجتبي قزويني تاب نياورد و چنان با قاطعيت و استحكام از اقدام و حركت گفت كه از حاضران جرأت توصيه به سكون و سكوت را گرفت. "قرص و محكم مي گفت بايد اقدام كرد، امان نداد، بايد مبارزه كرد ...بايد يك عكس العمل [نشان داد.] امروز آقاي خميني را گرفته اند، فردا نوبت ديگران است."


***قرار تحصن در مسجد گوهرشاد

آقايان خامنه اي و واعظ طبسي و برخي ديگر هم در طول بيانات شيخ مجتبي قزويني حرف زدند. قرار گذاشتند فردا بروند مسجد گوهرشاد، سخنراني كنند، مردم را دعوت به تحرك نمايند. آقاي خامنه اي پذيرفت كه سخنران آن مراسم باشد و گفت در پايان سخنان اعلام خواهد كرد كه متحصن مي شوند.

"وقت ها فكر ها خام و شكننده طرح ... مي شد ... گمان هم نمي كنم كه منتهايي براي ماندن در مسجد گوهرشاد معين كرده باشيم كه خوب چه بشود؟ آقاي خميني را آزاد كنند، يا قول بدهند كه آزاد خواهند كرد؟ ... دنباله اي نداشت."

فضلاي جوان حاضر در خانه آقاي قمي اين پيشنهاد را دادند و شيخ مجتبي قزويني و سيدحسن قمي پذيرفتند. شهرباني مشهد به دستور كميسيون امنيت استان پيش از اذان صبح، مسجد گوهرشا د را قرق كر د. نه اجازه رفتي بود و نه شدي. حتماً منبع ساواك در منزل آقاي قمي شركت كرده بود؛ يا پس از نشست خبر تصميم جلسه را به دستگاه امنيتي داده بودند. "بلند شديم برويم مسجد گوهرشاد. ميهماني داشتيم آن روزها از علماي تبريز به اسم آقاي نصرالله شبستري ... ميهمان منزل پدرم بود. قبل از اذان رفته بود حرم، ايشان را نگذاشته بودند [وارد شود]... معلوم شد كه از پيش از اذان صبح پاسبان و نظامي... تمام حرم را احاطه كردند ... من اطمينان نكردم. در عين حال پدرم مانع مي شد كه نرو... آمدم بيرون ديدم بله، از در بازار پاسبان ايستاده، هيچ كس را اجازه نمي دهند كه عبور كند... نقشه ما به اين ترتيب خنثي شد."
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: rastin ، KABOOTAREHARAM ، سید ابراهیم ، saloomeh ، Agha sayyed
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا