کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 18 رای - 4.67 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
بیاییم به وصیت نامه های شهدا عمل کنیم ..
۱۲:۳۰, ۲۱/دی/۸۹ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۱/دی/۸۹ ۱۳:۳۵ توسط MAHDI59.)
شماره ارسال: #1
آواتار

برای اینکه خدا لطفش و رحمتش و آمرزشش شامل حال ما بشه باید اخلاص داشته باشیم.
و برای اینکه ما اخلاص داشته باشیم سرمایه می خواد که از همه چیزمون بگذریم و برای اینکه از همه چیزمون بگذریم باید شبانه روز دلمون و وجودمون و همه چیزمون با خدا باشه
اینقدر پاک باشیم که خدا کلا ازمون راضی باشه
قدم بر می داریم برای رضای خدا قلم ور می داریم روی کاغذ برای رضای خدا حرف می زنیم برای رضای خدا شعار می دیم برای رضای خدا می جنگیم برای رضای خدا
همه چی همه چی همه چی خاص خدا باشه که اگر شد پیروزی نزدیکه
چه بکشیم چه کشته بشیم اگر این چنین بشیم پیروزیم و هیچ ناراحتی نداریم و شکست معنا نداره برای ما
چه بکشیم چه کشته بشیم پیروزیم...


دوستان این حرفهای من نیست، این قسمتی از صحبتهای سردار شهید حاج ابراهیم همت هست. که انگار همی الان رویروی ما ایستاده واین حرف ها رو برای تمام منتظران مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) میزنه.
لینک دانلود این کلیپ رو اینجا قرار میدم و پیشنهاد می کنم حتما دانلود کنید. برای خود من که خیلی الهام بخشه.


دانلود کلیپ تصویری شهید همت

گوشه ای از وصیت نامه سردار شهید حاج ابراهیم همت

هر شب ستاره ای را به زمین می کشند و باز این آسمان غم زده غرق ستاره است. مادر جان ! می دانی تو را بسیار دوست دارم و می دانی فرزندت چقدر عاشق شهادت بود و عشق به شهیدان داشت

مادر ! جهل حاکم بر یک جامعه انسان ها را به تباهی می کشد و حکومت طاغوت مکمل این جهل اند و شاید قرن ها طول بکشد که انسانی از سلاله پاکان زائیده شود و بتواند رهبری یک جامعه ی سر در گم و سر در لاک خود فرو برده را در دست گیرد. و امام تبلور سلاله ادامه دهندگان راه امامت و شهامت و شهادت است. مادر جان ! به خاطر داری که من برای یک اطلاعیه امام حاضر بودم بمیرم. کلام او الهام بخش روح پر فتوح اسلام در سینه و وجود گندیده ی من بوده و هست.

مادر جان ! من متنفر بوده و هستم از انسان های سازشکار و بی تفاوت و متاسفانه جوانانی که شناخت کافی از اسلام ندارند و نمی دانند برای چه زندگی می کنند و چه هدفی دارند و اصلا اسلام چه می گوید بسیارند ، ای کاش به خود می آمدند.
از طرف من به جوانان بگویید چشم شهیدان و تبلور خونشان به شما دوخته شده است به پا خیزید اسلام را و خود را دریابید . نظیر انقلاب اسلامی ما در هیچ کجا پیدا نمی شود ، نه شرق و نه غرب. مادر جان ! جامعه ی ما انقلاب کرده و چندین سال طول می کشد تا بتواند صفات و و اخلاق طاغوت را از مغز انسان ها بیرون برد . من زندگی را دوست دارم ولی نه آنقدر که آلوده اش شوم و خویشتن را گم و فراموش کنم . علی وار زیستن و علی وار شهید شدن حسن وار زیستن و حسین وار شهید شدن را دوست دارم الگوی جاوید یک مومن از بند هوا و هوس رستن است و من این الگو را نیز دوست داشتم .

ببین ما به چه روزی افتاده ایم و استعمار چقدر جامعه ی ما را به لجن زار کشیده است ، ولی چاره نیست . این ها سد راه انقلاب اسلامی اند . پس سد راه اسلام باید برداشته شود تا راه تکامل طی شود .


انشاالله به برکت خون این شهید در ادامه راهمون ثابت قدم باشیم.ودرست قدم برداریم.

ربّنا أفرِغ علینا صبراً و ثَبَّت أقدامَنا وأنصُرنا علی القَوم الکافرین


(با تشکر از دوست خوبم(( ارتش یک نفره)) که این قسمت از وصیت نامه رو در اختیارم قرار داد.)

امضای MAHDI59
[تصویر: masoud.jpg]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: علی 110 ، Ramin_Ghn ، بیداری اندیشه ، احیاء ، mohamad ، parisan ، مسافر ، rastin ، zarati313 ، bidar ، oO DaViD Oo ، bozorgmehr ، ارتش1نفره ، aliakbar ، Seyed Mohsen ، سلمان ، MESSENGER ، Abasaleh ، ضد ماسون ، pajoheshgar ، دل خسته ، حلما ، خادمة الزهرا ، shafagh_mah ، محیصا ، chista3 ، SARV ، ali73 ، help me ، یاران مهدی ، KABOOTAREHARAM ، warior ، nooromahdi ، yamin ، ترنم ، m.hossein ، mohammad1369 ، nasimesaba ، zealous ، pop110 ، فدک زهرا ، N.Mahdavian ، Amirsaeed ، iman-s ، باهتول ، Farzaneh ، taleb ، saloomeh ، nafas ، jamandeh ، arashpersian ، behzad-jn ، azade ، omidman ، شهیدطیبه واعظی ، fiftynine ، سیمرغ ، عبدالرحمن ، گمنام313 ، میثم.ح ، آفتاب ، سدرة المنتهی

آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۲:۱۳, ۷/مهر/۹۰
شماره ارسال: #21

متن وصيت نامه سردار سرلشكر پاسدار شهيد احمد كاظمي فرمانده نيروي زميني سپاه پاسداران انقلاب اسلامي:

الله اكبر
اشهد ان لا اله الا الله اشهد ان محمد رسول الله اشهيد ان علياً ولي الله

خداوندا فقط مي‌خواهم شهيد شوم شهيد در راه تو، خدايا مرا بپذير و در جمع شهدا قرار بده. خداوندا روزي شهادت مي‌خواهم كه از همه چيز خبري هست الا شهادت، ولي خداوندا تو صاحب همه چيز و همه كس هستي و قادر توانايي، اي خداوند كريم و رحيم و بخشنده، تو كرمي كن، لطفي بفرما، مرا شهيد راه خودت قرار ده. با تمام وجود درك كردم عشق واقعي تويي و عشق شهادت بهترين راه براي دست يافتن به اين عشق.

نمي‌دانم چه بايد كرد، فقط مي‌دانم زندگي در اين دنيا بسيار سخت مي‌باشد. واقعاً جايي براي خودم نمي‌يابم هر موقع آماده مي‌شوم چند كلمه‌اي بنويسم، آنقدر حرف دارم كه نمي‌دانم كدام را بنويسم، از درد دنيا، از دوري شهدا، از سختي زندگي دنيايي، از درد دست خالي بودن براي فرداي آن دنيا، هزاران هزار حرف ديگر، كه در يك كلام، اگر نبود اميد به حضرت حق، واقعاً چه بايد مي‌كرديم. اگر سخت است، خدا را داريم اگر در سپاه هستيم، خدا را داريم اگر درد دوري از شهداي عزيز را داريم، خدا داريم.

اي خداي شهدا، اي خداي حسين، اي خداي فاطمة زهرا(سلام الله علیها)، بندگي خود را عطا بفرما و در راه خودت شهيدم كن، اي خدا يا رب العالمين.

راستي چه بگويم، سينه‌ام از دوري دوستان سفر كرده از درد ديگر تحمل ندارد. خداوندا تو كمك كن. چه كنم فقط و فقط به اميد و لطف حضرت تو اميدوار هستم. خداوندا خود مي‌دانم بد بودم و چه كردم كه از كاروان دوستان شهيدم عقب مانده‌ام و دوران سخت را بايد تحمل كنم. اي خداي كريم، اي خداي عزيز و اي رحيم و كريم، تو كمك كن به جمع دوستان شهيدم بپيوندم.

گرچه بدم ولي خدا تو رحم كن و كمك كن. بدي مرا مي‌بيني، دوست دارم بنده باشم، بندگي‌ام را ببين. اي خداي بزرگ، رب من، اگر بدم و اگر خطا مي‌كنم، از روي سركشي نيست. بلكه از روي ناداني مي‌باشد. خداوندا من بسيار در سختي هستم، چون هر چه فكر مي‌كنم، مي‌بينم چه چيز خوب و چه رحمت بزرگي از دست دادم. ولي خداي كريم، باز اميد به لطف و بزرگي تو دارم. خداوندا تو توانايي. اي حضرت حق، خودت دستم را بگير، نجاتم بده از دوري شهدا، كار خوب نكردن، بندة خوب نبود،... ديگر...
حضرت حق، اميد تو اگر نبود پس چه؟ آيا من هم در آن صف بودم. ولي چه روزهاي خوشي بود وقتي به عكس نگاه مي‌كنم. از درد سختي كه تمام وجودم را مي‌گيرد ديگر تحمل ديدن را ندارم. دوران لطف بي‌منتهاي حضرت حق، واي من بودم نفهميدم، واي من هستم كه بايد سختي دوران را طي كنم. الله اكبر خداوندا خودت كمك كن خداوندا تو را به خون شهداي عزيز و همة بندگان خوبت قسم مي‌دهم، شهادت را در همين دوران نصيب بفرماييد و توفيق‌ام بده هر چه زودتر به دوستان شهيدم برسم،

انشاء الله تعالي.

منزل ظهر جمعه 6/4/82
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: EMPERATOR ، arashpersian ، nafas ، خادمة الزهرا ، MESSENGER ، بیداری اندیشه ، yamin ، شهیدطیبه واعظی
۱۷:۰۲, ۷/مهر/۹۰
شماره ارسال: #22
آواتار
دوستان گرامي
لطفا دقت داشته باشيم با جو گير شدن در سخنراني ها و مراسماها نميتوان کاري را پيش برد براي بررسي عمل به وصيت نامه هاي شهداي گرانقدر که در ناب ترين لحظات نوشته شده اند به اين امر دقت داشته باشيم . چطور دشمنان انديشه هاي خود را بشکل هاي گوناگون در کشور ايران اسلامي گسترش ميدهند . مانيز بايد بقول دکتر حسن عباسي مبارزه بمثل کنيم تا بتوانيم هم در داخل و هم در خارج انديشه هاي شهيدانمان را در جانها روان سازيم
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: EMPERATOR ، arashpersian ، MESSENGER ، بیداری اندیشه ، rastin ، yamin ، شهیدطیبه واعظی
۱۸:۱۵, ۷/مهر/۹۰
شماره ارسال: #23
آواتار
ای کاش هزاران جان داشتم و فدای امام می کردم. ( شهید سید محمدرضا باقی)
دوستانی که در این تایپیک ارسال دارند خواهشاً طوری متن رو تنظیم کنید که چشم خواننده اذیت نشه!
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: meta ، arashpersian ، nafas ، خادمة الزهرا ، MESSENGER ، بیداری اندیشه ، yamin ، شهیدطیبه واعظی
۱۸:۳۶, ۷/مهر/۹۰
شماره ارسال: #24

وصيت نامه دکتر بهشتي بقلم خودش

اينجانب محمد حسيني بهشتي، دارنده شناسنامه شماره 13707 از اصفهان وصيت مي کنم به همسرم و فرزندانم و ساير بستگانم که در زندگي بيش از هر چيز به فروغ الهي که در دل انسانهاست اهميت دهند و با ايمان به خداي يکتاي عليم، قدير، سميع، بصير، رحمان و رحيم و پيامبران بزرگوارش و پيروي از خاتم پيامبران و کتابش قرآن و از ائمه معصومين سلام ا... عليهم اجمعين و اهتمام به ذکر و ياد خداي و نماز با حضور قلب، روزه، عبادات ديگر و انفاق و ايثار و صدق و جهاد بي امان در اين راه و حضور پيگير در جماعت و انس با مردم راه سعادت را به روي خود باز گردانند. و وصيت مي کنم که پس از ارتحال من بسوي خدا يک سوم از خانه مسکوني ام در تهران، قلهک، خيابان تورج، کوچه منطقي 8 و 9 و اثاث خانه متعلق به همسرم خانم عزت‌الشريفه مدرس مطلق است و از خداي متعال براي او و فرزندانم سعادت در راه خدا زيستن را خواستارم.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: meta ، arashpersian ، nafas ، خادمة الزهرا ، MESSENGER ، بیداری اندیشه ، yamin ، شهیدطیبه واعظی
۱۰:۵۱, ۸/مهر/۹۰
شماره ارسال: #25

وصیت نامه شهید حسن باقری(افشردی)
فعلاَ انقلاب ما همچون تیر زهرآگینی برای همه مستکبرین درآمده است و یاوری برای همه مستضعفین جهان.
ما با هیچ دولت و کشوری شوخی نداریم و با تمام مستکبرین جهان هم سرجنگ داریم و در رابطه با این هدف جنگ با صدام یزید مقدمه است ...

... در این موقعیت زمانی و مکانی، جنگ ما جنگ اسلام و کفر است و هر لحظه مسامحه و غفلت، خیانت به پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله) و امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و پشت پا زدن به خون شهداست و ملت ما باید خود را آماده هرگونه فداکاری بکند ...

... در چنین میدان وسیع و این هدف رفیع انسانی و الهی، جان دادن و مال دادن و فداکاری امری بسیار ساده و پیش پا افتاده است و خدا کند که ما توفیق شهادت متعالی در راه اسلام با خلوص نیت را پیدا کنیم ...

در مورد درآمدها، چیزی به آن صورت ندارم و همین بضاعت مزجاه را هم خمسش را داده‌ام و بقیه را هم در راه کمک رساندن به جنگجویان و سربازان اسلام با سپاه کفر خرج کنند ...
در صورت امکان با لباس سپاه مرا دفن کنید.

درود بر رهبر کبیر انقلاب اسلامی امام خمینی

اللهم عجل فی فرج مولانا صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)

غلامحسن افشردی 12 شب 27/7/1359 اهواز
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: meta ، arashpersian ، EMPERATOR ، خادمة الزهرا ، MESSENGER ، علی 110 ، بیداری اندیشه ، شهیدطیبه واعظی
۱۸:۰۹, ۸/مهر/۹۰
شماره ارسال: #26

محمدحسین: به خدا خمینی را رها نکنید ا


[color=greentext-align]در گلزار شهدای شهرستان میبد، روی قبر شهیدی که عکس وی بر پیشانی آن قرار دارد، نوشته شده است: خردسالترین شهید دفاع مقدس، نام این شهید محمدحسین ذوالفقاری است.[/color]



[تصویر: 6911751124523822610864213991110137764.jpg]

شاید برای خیلی ها سوال باشد که کم سن و سال ترین شهید دفاع مقدس کیست؟ در عملیات کربلا 6 نوجوانی 12ساله در گردان عاشورا به عنوان تک تیرانداز در جبهه شوش حضور داشت که شاید در آن زمان کمتر کسی از سن واقعی او خبر داشت، وی که در عملیات های مختلفی به همراه برادر خود حضور حماسی داشته و برای بچه های جنگ چهره ای آشنا بود دراین عملیات بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید و لقب کم سن و سالترین شهید دوران دفاع مقدس لقب گرفت.

وی در فرازهایی از وصیت نامه خود آورده است: ای دشمن! به من نگاه کن ببین که چگونه آزادانه به جنگ با کفار می روم و جانم را در راه اسلام و قرآن و خدا فدا می کنم... ای ملت ایران! از کودکی فرزندانتان را خود ساخته سازید که آینده فرزندانتان خوب باشد ... ای مردم! به خدا خمینی را رها نکنید که حسینی است و اگر خمینی را رها کردید از اهل کوفه و شام هستید و از یزیدیان زمانید، اگر رهایش نکردید و پیرو او بودید از حسینیان و از پیروان خط راستین او هستید و « هل من ناصر ینصرنی » حسین علیه السلام را از زمین گرم کربلا لبیک گفته اید...

شهید محمد حسین ذوالفقاری در دهم فروردین سال 1348 در خانواده ای عاشق اهل بیت عصمت و طهارت در شهیدیه میبد متولد شد، از کودکی به مکتب خانه رفت و قرآن را فرا گرفت، در 9 سالگی به همراه خانواده به زیارت عتبات عالیات مشرف شد و سه بار توفیق یافت به زیارت حضرت سیدالشهدا(علیه السلام) برود و در نجف به دست بوسی حضرت امام(رحمة الله علیه) مشرف شد و از آن حضرت سؤالاتی در باره انقلاب اسلامی پرسید و به همراه خود چند عکس از حضرت امام و شهید سید مصطفی خمینی را به ایران آورد.

وی در دوران انقلاب اسلامی فعال و کوشا بود و در تظاهرات شهر مشهد نیز شرکت داشت، برادرش علیرضا در این تظاهرات از ناحیه کتف زخمی شد؛ با شروع جنگ تحمیلی برادرش در جبهه ها حضور یافت و این حضور باعث اشتیاق محمد حسین شده و وی با کسب رضایت والدین به آموزش نظامی رفته و سپس درخواست اعزام به جبهه می کند و در نهایت با اصرارهای فراوان در23 مهرسال 1360 به جبهه می رود و کمتر از دو ماه بعد در منطقه لاله زار بستان برادرش علیرضا به شهادت می رسد و او برای تشییع جنازه برادر به یزد فرستاده می شود.

محمد حسین به یزد می آید و چند روز پس از تشییع برادر به جبهه باز می گردد و در گردان عاشورا به عنوان تک تیرانداز سازماندهی می شود و در جبهه شوش به پیکار با نابکاران می پردازد و سر انجام در تاریخ28 آذر سال 1360 بر اثر اصابت ترکش به معراج الهی پر می کشد.
وی در وصیت نامه خود چنین می نویسد: بسم الله الرحمن الرحیم
« بسم رب شهداء و الصدیقین »
« انا لله و انا الیه الراجعون »
سلام بر امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و سلام بر امام خمینی و سلام بر ملت شریف ایران.
به نام خدای در هم کوبنده ستمگران و به نام خدای یاری دهنده مستضعفان.

ای دشمن! بدان که ملت ما همیشه بیدار و پیروز خواهد بود. ای منافق! ای ستون پنجم! بدان که اگر اسلام در کشوری ریشه نهد دیگر جای تو نیست. ای دشمن! به من نگاه کن ببین که چگونه آزادانه به جنگ با کفار می روم و جانم را در راه اسلام و قرآن و خدا فدا می کنم، خودت فکر کن ای منافق! که تو در راه چه کسی کشته می شوی، به خاطر احساسات نفسانی و درونیت یا به خاطر شخص و اشخاص، یا برای خدا، معلوم است تو برای شخص و برای احساسات نفسانی و شیطانیت کشته می شوی، چه بیهوده. درود برآن کسانی که راه حق را پیمودند و در آن راه یک قدم عقب نگذاشتند و جان خود را نثار راه حق کردند.

ای ملت ایران ! هرگز نگذارید فرزندانتان در دامن این منافقین یا ستون پنجم گرفتار شوند. ای ملت ایران ! از کودکی فرزندانتان را خود ساخته سازید که آینده فرزندانتان خوب باشد . ای مردم ! هرگز فرزندانتان را به خاطر مال اندوزی و طمع دنیا بزرگ نکنید، که دنیا شما و فرزندانتان را در کام خود فرو می برد و از خدا دور می کند و بازگشت آنها را ناهموار می کند.

در عملیات کربلا 6 نوجوانی 12ساله در گردان عاشورا به عنوان تک تیرانداز در جبهه شوش حضور داشت که شاید در آن زمان کمتر کسی از سن واقعی او خبر داشت، وی که در عملیات های مختلفی به همراه برادر خود حضور حماسی داشته و برای بچه های جنگ چهره ای آشنا بود دراین عملیات بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید و لقب کم سن و سالترین شهید دوران دفاع مقدس لقب گرفت

ای مردم ! به خدا خمینی را رها نکنید که حسینی است و اگر خمینی را رها کردید از اهل کوفه و شام هستید و از یزیدیان زمانید ، اگر رهایش نکردید و پیرو او بودید از حسینیان و از پیروان خط راستین او هستید و « هل من ناصر ینصرنی » حسین علیه السلام را از زمین گرم کربلا لبیک گفته اید، به امید اینکه این چنین باشد.

ای کارمند! ای کشاورز! ای کارگر! ای بازاری! ای مردم ایران! کوچکترین کاری که به نفع این مملکت می کنید برای اسلام است، به خدا که چنین است ای مردم ایران! همه مسلمان شوید که مسلمان هستید ، شما هم مسلمان واقعی شوید زیرا این مملکت حکومت امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در آن استقرار خواهد یافت ، زیرا ظهور امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در این مملکت است و شما برای استقبال او هر لحظه آماده باشید.
خداحافظ ، به امید پیروزی اسلام برکفر .

وصیتم به پدر و مادرم : مادر عزیزم ! سلام بر تو که شب و روز از کوچکیم خواب نکردی تا من بزرگ شدم ، سلام بر تو ای پدری که بازوانت را شب و روز به کار بردی تا من رشد و نمو کنم و تا این حد برسم و برای زندگی آینده شما پر ثمر باشم ، ولی چه کار کنم که نه مال شما هستم نه مال خودم، بلکه هر عضو از اعضای بدن من امانت است و باید آن امانت را قربانی کنم و زودتر آن امانت را به او برسانم، پس شما نباید غصه بخورید و از مرگ من بگریید و به زاری بپردازید. زیرا که خدا در قرآن می فرماید: (ولاتحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتاً بل احیاء عند ربهم یرزقون) (و مپندارید کسانی که در راه خدا کشته شده اند، مرده اند، بلکه زنده اند و نزد خدا روزی می خورند) انشاء الله که این آیه قرآن به شما و دیگر کسانی که در سوگ من نشسته اند قوت و نیرویی عطا کند. ای پدر و مادر ! از دوستان و آشنایان بخواهید که اگر به آنها اذیت و آزاری کرده ام و آنها از من ناراضی هستند مرا ببخشند ، که خدای مهربان مرا ببخشد.

[b]روحش شاد و یادش گرامی
[/b]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: SARV ، ilidin ، خادمة الزهرا ، nafas ، أین المنتظر ، محمود ، mohammad008 ، bagheri4 ، خیبر110 ، Anti gods ، shafagh_mah ، ali73 ، بیداری اندیشه ، شهیدطیبه واعظی
۲۱:۵۱, ۸/مهر/۹۰
شماره ارسال: #27

[تصویر: attachment.php?attachmentid=6269&amp...1224462927]
وصيت نامه شهيد محمد جهان آرا
[تصویر: ibnibprb637u0xu1g1k5.gif][تصویر: 17085235311240194140223917238210154216228.jpg][تصویر: ibnibprb637u0xu1g1k5.gif]
از روزي که جنگ آغاز شد تا لحظه اي که خرمشهر سقوط کرد يک ماه بطور مداوم کربلا را مي ديدم. «ربنا افرغ علينا صبرا و ثبت اقدامنا و انصرنا علي القوم الکافرين».

بارپرودگارا، اي رب العالمين، اي غياث المستغيثين و اي حبيب قلبو الصالحين.
تو را شکر مي گيوم که شربت شهادت اين گونه راه رسيدن انسان به خودت را به من بنده ي فقير و حقير و گناهکار خود ارزاني داشتي.

من براي کسي وصيتي ندارم ولي يک مشت درد و رنج دارم که بر اين صفحه ي کاغذ مي خواهم همچون تيري بر قلب سياه دلاني که اين آزادي را حس نکرده اند و بر سر اموال اين دنيا ملتي را، امتي را و جهاني را به نيستي و نابودي مي کشانند، فرو آورم.

خداوندا! تو خود شاهدي که من تعهد اين آزادي را با گذراندن تمام وقت و هستي خويش ارج نهادم. با تمام دردها و رنج هايي که بعد از انقلاب بر جانم وارد شد صبر و شکيبايي کردم ولي اين را مي دانم که اين سران تازه به دوران رسيده، نعمت آزادي را درک نکرده اند چون دربند نبوده اند يا در گوشه هاي ترياهاي پاريس، لندن و هامبورگ بوده اند و يا در ...

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: MESSENGER ، arashpersian ، خادمة الزهرا ، بیداری اندیشه ، 59-11(یامهدی) ، شهیدطیبه واعظی
۲۰:۵۸, ۹/مهر/۹۰
شماره ارسال: #28

بسم الله الرحمن الرحیم
این بنده كوچك خداوند بزرگ با اعتراف به یك دنیا اشتباه، بی‌توجهی به ظرافت مسئولیت از خداوند رحیم طلب عفو و از همه برادران و خواهران متعهد تقاضای آمرزش خواهی می‌كنم.
وصیت حقیقی من مجموعه زندگی من است. به همه چیزهایی كه گفته‌ام و توصیه‌هایی كه داشته‌ام در رابطه با اسلام و امام با انقلاب تأكید می‌نمایم.
به كسی تكلیف نمی‌كنم ولی گمان می‌كنم اگر تمام جریان زندگی مرا به صورت كتاب در‌آورند برای دانش‌آموزان مفید باشد.
هر چه از مال دنیا دارم متعلق به همسر و فرزندانم می‌باشد. كیفیت عملكرد را طبق قانون شرع به عهده خودشان می‌گذارم.
برادرم محمدحسین رجایی وصی و همسرم ناظر و قیم باشند.
خدای را به وحدانیت، اسلام را به دیانت، محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را به نبوت و علی و یازده فرزندان معصومین علیهم‌السلام را به امامت و پس از مرگ را به قیامت و خدای را برای حسابرسی به عدالت قبول دارم و از دریای كرمش امید عفو دارم.
این مختصر را برای رفع تكلیف و تعیین خط ‌مشی برای بازماندگان و بر حسب وظیفه شرعی نوشتم وگرنه وصیت‌نامه این‌ بنده حقیر با این همه تحولات در زندگی در این مختصر نمی‌گنجد و مكّه، حج بیت‌الله بر من واجب شده بود امكان رفتن پیدا نشد. اینك كه به لقاءالله شتافتم این واجب را یكی از بندگان صالح خداوند به عهده بگیرد. ثلث اموال به تشخیص بازماندگان به «خیرالعمل» صرف شود و اگر به نتیجه قطعی نرسیدند به بنیاد شهید بدهید.
محمدعلی رجایی
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: خادمة الزهرا ، meta ، MESSENGER ، علی 110 ، arashpersian ، بیداری اندیشه ، شهیدطیبه واعظی
۲۰:۱۴, ۱۰/مهر/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/مهر/۹۰ ۲۰:۱۵ توسط علیرضا110.)
شماره ارسال: #29

[تصویر: ruzm85%5B1%5D.jpg]
عملیات خیبر طلائیه هورالعظیم جزیره مجنون


وصیت نامه پاسدار اسلام شهید جزیره مجنون مجتبی محمدی دارانی

بسم الله الرحمن الرحیم
انی وجهت وجهی للذی فطر السماوات و الارض حنیفا
و ما انا من المشرکین
همانا که من روی به سوی آفریدگاری برگرداندم که آسمانها و زمین را
یکتاپرست آفریده است و من از شرک ورزندگان نیستم.
اللهم عرفنی نفسک فانک ان لم تعرفنی نفسک لم اعرف رسولک
اللهم عرفنی رسولک فانک ان لم تعرفنی رسولک لم اعرف حجتک
اللهم عرفنی حجتک فانک ان لم تعرفنی حجتک ضللت عن دینی.
به نام الله آفریننده تمامی مخلوقات
برحسب نظم و انسجام و ارتباط مشخص
و به نام محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) آورنده و تکمیل کننده تکمیل ترین
و بنیادی ترین دین در طول تمام تاریخ از آدم تا به آخر یعنی اسلام عزیز
و به نام علی(علیه السلام) مظهر جوانمردی و اخلاص و کرم
و نمونه و سنبل دین اسلام
و به نام حسین(علیه السلام) سراینده بحق ندای آزادی و آزادمردی
و به نام یگانه منجی عالم بشریت مهدی موعود(علیه السلام) روحی له الفداء
و به نام نامی نائب برحقش حسین زمان
دنباله رو واقعی خط خونین شهدای کربلا خمینی روح الله.
در این لحظات حساس که اسلام عزیز از طرف ابرجنایتکاران جهان
در معرض خطر قرار گرفته است
در زمانی که هر روز به بهانه های واهی و پوچ
مظلومین و مستضعفین از طرف ابرقدرتها مورد هجوم قرار میگیرند
و در زمانی که از یکسو روزانه صدها نفر از گرسنگی
در معرض خطر مرگ قرار گرفته و از سوی دیگر
شاهان و ظالمان برای انتخاب غذای مورد علاقه
متوسل به استخاره میشوند
و در زمانی که ظلم و استبداد بیداد میکند و ...
ساکت نشستن جایز نیست و انتظار برای وقوع معجزه ای
جهت نابودی ظلم خیلی خام است.
آری بایستی ساکت ننشست و باید به داد محرومین و مستضعفان
و یاری اسلام عزیز شتافت.
آیا در زمانی که صدام کافر مردم مستضعف و بی پناه کشورمان را
با موشکهای چندمتری مورد حمله قرار میدهد و ما را هر روز
تحت ظلم و استبداد خود قرار میدهد و
دست به تهدیدهای گوناگون میزند ساکت ماندن جایز است؟
مگر نه اینست که ما خود را پیرو شهیدان کربلا و
حسین بن علی علیه السلام میدانیم پس چرا سخن
لا اری الموت الا السعاده او را نشنیده گرفته و تن به ظلم و جور دهیم.
من نیز با مختصر آگاهی که در این مورد داشتم و میخواستم
باری از دوش انقلاب اسلامی برداشته باشم
راه خود را انتخاب نمودم و امیدوارم خداوند نیز این تحفه ناقابل مرا
به درگاهش بپذیرد و صدام کافر بداند که نه با محاصره اقتصادی
و نه با حملات پی در پی به شهرها
و نه با تهدیدات مکرر خود و نه با موشکهای چندمتری خود
و نه با کمک و یاری گرفتن از اربابان و دوستان خود
نمیتواند ذره ای در روحیه و عزم راسخ ما خدشه وارد سازد.
این مسئله را هم نباید از نظر دور داشت که
اسلام به ما احتیاجی ندارد و خداوند متعال به ما احتیاجی ندارد
و اسلام هیچگاه بی یار و یاور نمیماند
و این ما هستیم که محتاج خداوند و پیامبر اسلام هستیم.
زیرا اگر بخواهیم در جهان آخرت عنایتی بر ما شود
باید با دستی پر در محضر عدالت حاضر شویم
باید در راه خدا جهاد کنیم که به فرموده مولای متقیان
جهاد دری از درهای بهشت است
که به روی بندگان خاص خدا باز میشود
و این کوچکترین کاری است که میتوانیم در این زمینه انجام دهیم
و اگر خدا قبول کند در عوض اجر و مزد اخروی برای ما در نظر گیرد
"فمن یعمل مثقال ذره خیر یره"
مادر عزیز و مهربانم که هیچگاه نتوانستم قدر زحمات
شبانه روزیت را بدانم و میدانم اگر بخواهم در قیامت سرفراز باشم
باید شما مرا تائید کنید زیرا هیچگاه فرزند خوبی برای شما نبودم.
شما خیلی دوست داشتید که من به دانشگاه بروم
ولی من موفق نشدم اما با سعی و کوشش فراوان
در دانشگاه جبهه پذیرفته شدم
و با توفیق خداوند متعال رتبه خوبی هم بدست آوردم.
امیدوارم همانقدر که از رفتن من به دانشگاه خوشحال میشدید
الآن هم که فارغ التحصیل شده ام خوشحال باشید.
من از این بابت هم سرفرازم که
پدری کاملا در خط اسلام و انقلاب دارم و از زحمات شما
با زبان قاصر و کلام ناقص نمیتوانم تشکر کنم.
انشاالله که بعد از رفتن من بیش از پیش
حافظ اسلام و انقلاب و قرآن باشید و
با منافقین و مشرکین به صورتی قاطع برخورد کنید.
خواهرانم که هریک با حجاب و نجابت خود
مایه افتخار من و خانواده هستید
راهی همچون راه زینب علیها السلام در پیش گیرید
و همیشه خود را برای مصیبتهای بزرگتر آماده سازید
زیرا نهال انقلاب اسلامی تشنه خون شهیدان است
و وظیفه ما مسلمانان است که آنرا سیراب سازیم.
عزیزانم سعی کنید در تربیت فرزندانتان دقت فراوان بخرج دهید.
از برادر کوچکم میخواهم که مرا ببخشد
که خیلی باعث ناراحتیش میشدم و باز میخواهم
که در پی درس و تعلیمات اسلامی باشد.
عزیزانم همه شما سختی و مصیبت دیده اید و انشاءا...
در رفتن من نیز بردبار و صبور باشید
که خداوند کسانی را که در برخورد با سختیها و مصائب بردبار هستند
بشارت میدهد:
و لنبلونکم بشیء من الخوف و الجوع و نقص من الاموال
و الانفس و الثمرات فبشرالصابرین.
امیدوارم مرا حلال کنید و همیشه مصداق گویندگان
انا لله و انا الیه راجعون باشید.
دانش آموزان عزیز و برادران کوچک من بدانید که
اهمیت درس خواندن و تعلیم کمتر از رفتن به جبهه و فعالیت در
سنگر رزم با دشمنان دین و قرآن نیست زیرا
با داشتن فرهنگی کاملا اسلامی میتوانیم
سد محکمی در برابر دشمنان اسلام برپا کنیم.
عزیزانم به نماز(مخصوصا جماعت) بیشتر اهمیت بدهید
و با قرآن بیشتر آشنایی پیدا کنید و برای قرآن احترام خاصی قائل شوید
زیرا که قران کتاب سعادت و دستور زندگی راستین
و کتاب سیاست و هدایت میباشد.
من طی این مدت درسهای زیادی از شما برادران کوچک فراگرفتم
و از این بابت افتخار میکنم.
امیدوارم مرا حلال کرده و از من راضی باشید.
دوست دارم اگر جنازه ام را نیافتید که هیچ ولی اگر جنازه ام
به دستتان رسید به پیروی از علامه مجلسی
در ورقی از ۴۰ نفر مسلمان با ایمان در مورد اینکه من شخصی
با ایمان و مسلمان بوده ام امضاء بگیرید و در کفنم بگذارید
این کار را به برادر عزیزم حسن گندمکار واگذار میکنم.
دفترچه ای دارم به نام دفترچه هجرت که آنرا به همراه چند عکس
که در آلبوم خودم هست به دوستم محسن شعبانی بدهید
تا بیادگار از من داشته باشد.
دفترچه دیگری به نام دفترچه شهادت دارم که به
برادر و دوست عزیزم مجتبی خداداد بدهید
تا اگر مایل بود از آن استفاده کند.
یکماه نماز و روزه قضا دارم که یا برایم بخوانید و
یا بدهید تا شخص دیگری برایم بخواند.
خواهر بزرگم! از من نواری خواسته بودید
که از صدای خودم پر شده باشد
این نوار بین نوارهای خودم میباشد. امیدوارم از من راضی باشید.
لباسهای ورزشی مرا به برادرم اکبر بدهید و به او
و تمامی دوستان ورزشکارم از قول من بگوئید که
سعی کنند ورزشهایشان هم برای خدا باشد
و به عنوان مسئله مهمی در ذهنشان تداعی نشود
زیرا به قول معروف ورزش هدف نهائی ما نیست
و هدف اصلی ما رسیدن به آرمانهای الهی و اسلامی است.
همیشه به یاد خدا باشید که خدا هم در عوض شما را یاری میکند.
دیگر عرضی ندارم جز اینکه دعا برای پیروزی اسلام
و رهبر عزیز و رزمندگان اسلام را فراموش نکنید.
از همه شما التماس دعا دارم.
میروم مادر که اینک کربلا میخواندم
از دیار دور یار آشنا میخواندم
خداحافظ امام و رزمندگان
مجتبی محمدی دارانی
اندیمشک ـ پادگان دوکوهه
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: MESSENGER ، arashpersian ، خادمة الزهرا ، بیداری اندیشه ، شهیدطیبه واعظی
۱:۰۹, ۱۲/مهر/۹۰
شماره ارسال: #30
آواتار
چه کودکانی که در این جنگ بودند و شهید شدند و نامی از آنها نیست
و چه طفل هایی که روز تولد و یا قبل از تولد در رحم مادران همراه با مادران جان باختند

بِأَيِّ ذَنبٍ قُتِلَتْ
به کدامین گناه کشته شده است

امضای mohamad
[تصویر: abbasalef.jpg]
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Anti gods ، shafagh_mah ، علیرضا110 ، بیداری اندیشه ، شهیدطیبه واعظی
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  وصیت نامه شهید محمد جهان آرا hadis222 1 1,180 ۴/اسفند/۹۴ ۱۶:۳۴
آخرین ارسال: mohammadz
Rainbow وصیت نامه های تصویری شهدا قبیله منتظر 4 2,989 ۲۸/شهریور/۹۴ ۱۴:۲۷
آخرین ارسال: قبیله منتظر
  وصیت نامه شهید شجاعیان با صدای خود شهید ehsan8taherian 0 1,136 ۱/شهریور/۹۴ ۲۲:۳۰
آخرین ارسال: ehsan8taherian
  وصیت نامه فرماندهان شهید پوستر شد vahrakan 0 1,367 ۲۲/فروردین/۹۴ ۹:۱۶
آخرین ارسال: vahrakan
  مگر نمی‌بینی مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) سرباز می‌طلبد؟ ظهور در وصيت نامه شهدا sarallah 1 1,574 ۸/مهر/۹۲ ۶:۱۲
آخرین ارسال: میلاد.م
  اگر به جای شهدا بودید در وصیت نامه خود چه می نوشتید؟؟؟؟؟؟؟؟؟ saloomeh 9 4,844 ۱۱/فروردین/۹۲ ۱۸:۰۴
آخرین ارسال: عماره

پرش در بین بخشها:


بالا