|
آتلانتيس آرمانشهر ماسون ها
|
|
۲۲:۴۲, ۲۷/دی/۸۹
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
مكانهای اسرارآمیز و بناهای فراوانی روی زمین وجود دارند كه منشا و انگیزه برپایی آنها قرنهاست ذهن بشر را به خود مشغول كرده است. بعضی از آنها تنها در صفحات كتابها و ذهن مردم وجود دارند و بعضی دیگر اگرچه وجود خارجی دارند، ولی اسرارشان هنوز كشف نشده است.
هرم بزرگ خئوپس در مصر، ستونهای عظیم استونهنج در انگلستان و خطوط منسوب به قوم اینكا در بیابانهای پرو كه تنها از آسمان دیده میشوند، از این جملهاند. اما به جرات میتوان گفت كه هیچیك از آنها به جذابیت و مرموزی آتلانتیس نیست؛ قاره گمشدهای كه بیش از 2هزار كتاب، مقاله و شعر درباره آن نوشته شده و جستوجو برای كشف آن به كشف تمدنهایی مانند تمدن هلن در یونان، تمدن مایاها و اینكاها در قاره آمریكا منجر شده است. ![]() نام آتلانتیس نخستین بار از زبان فیلسوف بزرگ یونان، افلاطون (428 تا 348 قبل از میلاد) خارج شد. وی حدود 350 سال قبل از میلاد مسیح (در اواخر عمرش) در رساله تیمائوس (Timaeus) چنین نوشت: «12هزار سال پیش از این جزیرهای بزرگ وجود داشت با تمدنی ستایشانگیز موسوم به آتلانتیس.» وی در رساله دیگر خود، كریتیاس (Critias) شرح بیشتری از قاره آتلانتیس نوشت: «آتلانتیس جزیرهای خوش آبوهوا به وسعت 390 هزار كیلومتر مربع بود كه جمعیت چند میلیون نفری آنرا آتلانت میخواندند. این جزیره مهد تمدنی بسیار عالی و پیشرفته بود كه در تمام شاخههای علوم و هنر، سرآمد زمان خود محسوب میشد. نخستین فرد ساكن این جزیره، اونور بود كه با لئوكیپیه ازدواج كرد و از او صاحب دختری به نام كلیتو شد. پوزیدون، خدای حامی جزیره، عاشق كلیتو شد و حاصل ازدواج آنها، پنج جفت پسر دوقلو بود. پوزیدون جزیره را بین پسرها تقسیم كرد و اطلس را كه پسر بزرگتر بود، پادشاه جزیره كرد. قد بلند، پوست سفید و موهای روشن ویژگی آتلانتها بهشمار میرفت؛ این مردم مومن، بسیار خوشخلق و مهربان بودند و هیچ چیز نزد آنها مهمتر از اخلاقیات و ارزشها نبود. ارتش آتلانتیس بیش از یك میلیون و دویست هزار نفر نیرو داشت و در جنگلهای انبوه آن، انواع جانوران بزرگ و كوچك میزیستند. شهرهای آباد این جزیره مملو از ساختمانهای مرمری عظیم و هرمی شكل بود كه تلالو نور خورشید به آن شكوه میبخشید.» اما افسوس كه این شكوه تداوم نیافت. قدرت روزافزون آتلانتها موجب شد كه آرامآرام به دستدرازی به سرزمینهای دیگر روی آورند. این شد كه زئوس مجازاتی غیرقابل تصور برایشان درنظر گرفت: توفانی سهمگین همراه با زمینلرزه و سیلهای بزرگ كه به مدت یك شبانهروز ادامه یافت، تا آنكه دریا، جزیره آتلانتیس را به زیر خود فرو برد و ناپدید گشت. افلاطون تردید داشت كه هرگز نشانهای از این سرزمین گمشده به دست آید؛ از اینرو نوشت «اقیانوس در آن نقطه به مكانی غیر قابل عبور و جستوجو تبدیل شده است.» اینچنین شد كه تمدن آتلانتیس در اوج شكوفایی خود توسط سه نیروی سهمگین طبیعت یعنی آتشفشان، زلزله و توفان نابود شد. در جستوجوی لوح زمرد فكر میكنید اهمیت آتلانتیس در چیست كه چنین تحقیقات فراوانی درمورد آن انجام شده است؟ پاسخ این سوال چیزی نیست جز گنج آتلانتیس. اگر آنچه افلاطون درمورد آتلانتیس گفته درست باشد، آنگاه هر آنچه از آن تمدن برجامانده باشد، ارزش غیرقابل تصوری خواهد داشت. این میراث بزرگ كه به گنج آتلانتیس معروف شده، فقط شامل اجسام قیمتی (گنج معمولی!) نیست، بلكه تمام دانش، علوم و فناوریهای آن زمان را نیز در خود دارد. مهمترین میراث آتلانتیس، گنجی است به نام لوح زمرد كه هم در تورات و هم در بسیاری از افسانههای ملل از آن نام برده شده است. طبق افسانهها، لوح زمرد درحقیقت شامل 12 لوح سبز زمردین فاسدنشدنی و مقاوم در برابر همه عناصر است كه خدای آتلانتیس باستان، دانش و علوم عالی را روی آنها كندهكاری كرده و هرگاه ملتی آن را در اختیار بگیرد، به تمدنی پیشرفته دست پیدا میكند. گفته میشود بعد از نابودی آتلانتیس، این مصریان بودند كه مالك این الواح شدند و تمدن پیشرفته مصر باستان هم در نتیجه این گنجینه ارزشمند پدید آمد. آتلانتیس در گذر زمان پژوهشگران در مورد اینكه آیا افلاطون این داستان را از گذشتگان شنیده یا اینكه (دستكم بخشی از آن را) تحت تاثیر سنتهای قدیمیتر از خود نوشته، با هم توافق ندارند. بعضی از پژوهشگران بر این عقیدهاند كه افلاطون خاطراتی از بعضی حوادث گذشته را (مانند فوران كوه ترا و جنگ تروا) به این صورت در آورده؛ در حالی كه بعضی دیگر اصرار دارند كه او از بعضی حوادث دوران خود الهام گرفته، حوادثی مانند نابودی هلیكه در 373 پیش از میلاد و حمله ناموفق آتنیها به سیسیل. یكی از اولین كسانی كه به صحت گفتههای افلاطون باور داشت، كرانتور شاگرد زنوكراتس بود كه خود از شاگردان افلاطون به شمار میرفت. كار او كه شرحی بر كتاب تیمائیوس افلاطون است، گم شده ولی پروكلوس، از نوافلاطونیان قرن پنجم پیش از میلاد، به آن اشاره كرده است. به گفته پروكلوس، كرانتور از مصر بازدید كرده، با كاهنان صحبت كرده، بعضی آثار هیروگلیف را دیده كه این داستان را تایید میكنند. داستان افلاطون در زمان خود هم الهامبخش نویسندگانی شده بود. چند دهه بعد از كتابهای افلاطون، تاریخدانی به نام تئوپومپوس در مورد سرزمینی در آنسوی اقیانوس نوشت كه مروپیس نام داشت. این داستان در كتاب هشتم از مجموعه فیلیپیسا ذكر شده كه در آن، مروپیدها را نژادی از آدمیان توصیف میكند كه به بلندی دو مرد عادی بودند و در دو شهر در جزیره مروپیس میزیستند. بعد از اینها تا قرنهای سوم و چهارم، نویسندگان و تاریخنگاران علاقه خود را به این تمدن گمشده حفظ كرده بودند، تا قرون وسطی از راه رسید و با تسلط كلیسا، تاریخ و ادبیات در كنار دیگر مظاهر خرد بشر به محاق رفت و تا افول قدرت كلیسا، قریب به یك هزاره در دیار فراموشان ماند. بعد از پایان دوران تاریك قرون وسطی، به جای تاریخدانان و كاوشگران، این بشردوستان بودند كه آتلانتیس را دوباره كشف كردند. توصیفهای افلاطون از تمدن آتلانتیس، الهامبخش كارهای بسیاری از نویسندگان دوران رنسانس شد كه در مورد آرمانشهر مینوشتند، افرادی مانند سر فرانسیس بیكن كه كتاب «آتلانتیس نو» را در سال 1627 نوشت. او آرمانشهری به نام بنسالم را در ساحل غربی آمریكا توصیف كرد كه شباهت بسیاری به آتلانتیس افلاطون دارد. البته او مشخص نكرد كه این شهر در آمریكای جنوبی واقع شده بود یا آمریكای شمالی. آتلانتیس چطور از بین رفت؟ از نظر علمی، قویترین احتمال نابودی آتلانتیس، برخورد سنگی آسمانی با سطح زمین در محدوده دریای كارائیب و خلیج مكزیك است. بعضی محققان اندازه و زاویه برخورد این سنگ آسمانی را بررسی و اثرات برخورد آن را با زمین شبیهسازی كرده و مدعی شدهاند كه تاریخ برخورد با تاریخ توفان بزرگ مطابقت دارد. ورود یك سنگ آسمانی بزرگ به جو زمین باعث به هم ریختن جو و بروز توفانها و رعدوبرقهای قدرتمندی میشود كه میتواند روزها و هفتهها طول بكشد. به دنبال برخورد سنگ آسمانی با زمین هم زلزله مهیبی رخ میدهد كه همراه با حالت انفجار است و در بخش بزرگی از سطح زمین، خرابیهای بسیاری ایجاد میكند. اگر سنگآسمانی به اقیانوس برخورد كند، موجهای بسیار عظیمی به وجود میآید كه امروزه به آنها سونامی میگوییم. بستر قاره آتلانتیس از شن و ماسه بود كه بر اثر برخورد سنگ آسمانی با بستر اقیانوس و زمینلرزه شدید بهدنبال آن، احتمالا خالی شد و منجر به غرق شدن آتلانتیس در اقیانوس شد. البته قبل از غرق شدن، سطح قاره بر اثر شعلههای آتشی كه از برخورد سنگ آسمانی با جو به وجود آمده بود، سوخته و بر اثر زلزله كاملا تخریب شده بود و در نهایت به زیر آب فرو رفته بود. آتلانتیس قلب تپنده تمدن آن روز بود و به دنبال غرقشدنش، تمدنهای بسیاری كه شعبههای تمدن آتلانتیس بودند، به یكباره از میان رفتند. دانشمندان جامعهشناس بر این باورند كه نجاتیافتگان از این حادثه، تقریبا تمام تمدن و منابع علمی خود را از دست داده بودند و برای ادامه حیات مشكلاتی جدی داشتند. آنها تمام وسایل و ابزارهای خود را از دست داده بودند و بسیاری از متخصصان در علوم و فنون مختلف از میان رفته بودند. به طور خلاصه میتوان گفت كه بشر آن دوره مجبور شد از صفر شروع كند و تمدنی جدید را از ابتدا پایهریزی كند. این همان تمدنی است كه تا امروز ادامه یافته است. نابودی آتلانتیس و توفان بزرگ آن دوران در واقع پایان دورهای طلایی از تمدن بشری بود كه بشر امروزی هرگز نتوانسته به محتویات اسرار و رموز آن دست یابد. به نظر شما اگر در زمان ما چنین اتفاقی رخ دهد، از تمدن امروزی ما برای آیندگان چه باقی خواهد ماند؟ آیا آیندگان هم ما را به چشم افسانهای خواهند دید؟ شواهد باستانی از آتلانتیس باستانشناسان، اغلب اطلاعات موجود در مورد دوران قبل از نابودی آتلانتیس را در پاپیروسها و كتیبههای سنگی اقوام قدیمی مانند مایا و آزتك یافتهاند. به عقیده بعضی كارشناسان، تمدنهای پیشرفته آمریكای مركزی و جنوبی، مصر باستان و خاورمیانه تصادفی نیست و احتمالا آنها میراثدار تمدنی پیشرفتهتر در گذشته دور بودهاند. بعضی به صراحت، ریشه و مبداء تمام تمدنهای گذشته را آتلانتیس میدانند و حتی به دنبال نشانههای ارتباط آنها با آتلانتیس برآمدهاند. به عقیده مغولها در زمان قدیم، دو قاره در اقیانوس اطلس وجود داشته كه هر دو در آب فرو رفتند، ولی بعضی از ساكنان آنها توانستند در پناهگاههایی زیرزمینی به زندگی خود ادامه دهند. این غارها با نور عجیبی روشن میشد كه گیاهان در پرتو آن رشد میكردند. تونلهای زیرزمینی بلند و متعددی در سینچوان چین كشف شده كه این تعبیر مغولی را تایید میكند. اوتو هاینریشموك، مهندس اتریشی كه علاقه وافری به تاریخ و جغرافیا داشت، كتابی تحت عنوان راز آتلانتیس نوشت كه شهرتی جهانی یافت و بار دیگر آتلانتیس را سر زبانها انداخت. به اعتقاد وی، جزیره آتلانتیس وجود داشته و دستخوش بلای سهمگین طبیعی شده اما تمام آتلانتها از بین نرفتهاند و بازماندگان آن فاجعه توانستهاند خود را به سواحل اقیانوس اطلس (شامل آمریكای جنوبی، آمریكای شمالی، آفریقا و اروپا) برسانند. آنها به هر سرزمینی كه رسیدند، دانش خود را در زمینه شهرسازی و معماری به كار گرفتند تا بناهایی عظیم، معابدی باشكوه و قصرهایی بزرگ مانند آنچه در آتلانتیس وجود داشت، بسازند. براساس فرضیههای موك، بناهایی مانند اهرام مصر، معابد مایا و آزتك و بسیاری از تمدنهای دوره باستان همگی زاییده یك تمدن مادر به نام آتلانتیس هستند! به گفته موك، زلزله و توفان هولناكی كه 12هزار سال پیش در اقیانوس اطلس روی داد، نهتنها تمدن درخشان آتلانتیس را از میان برد، بلكه دامنه امواج خروشان آن همه خشكیهای زمین را در برگرفت و باید همان توفانی باشد كه در كتابهای آسمانی از آن نام برده شده است (یعنی توفان نوح پیامبر). به گفته وی 4هزار سال از آن توفان سپری شد تا تمدنهای انسانی بتوانند یك بار دیگر در نقاط مختلف كره خاكی جوانه بزنند. شاید بتوان این فرضیات موك را به سونامی نسبت داد. ولی مشكل اینجاست كه اینها خیلی با توصیف افلاطون از آتلانتیس كه مشخصترین وجه آن «در مقابل ستونهای هركول» است و اینكه نابودی آن در «9هزار سال پیش از زمان سولون» یا 9600 سال پیش از میلاد رخ داده، جور در نمیآیند. یكی از مهمترین دلایل تاریخی، نقشهای باستانی است كه به نقشه پیریرایس، دریانورد ترك معروف شده و قاره آتلانتیس را به وضوح در میان اقیانوس اطلس نشان میدهد. |
|||
|
|
۰:۴۸, ۳/بهمن/۸۹
(آخرین ویرایش ارسال: ۷/مرداد/۹۰ ۱۶:۴۳ توسط ANTI satan.)
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
سلام دوست خوبم
ممنون از مطلب خوبتون ایکاش در مورد این مطلب و ارتباط آن با ماسون ها هم مطلبی می گذاشتید ، در هر صورت ممنونSmile بنده تا جایی که تحقیق کرده ام ، گویا تا چندین سال پیش قاره آتلانتیس فقط یک افسانه بوده و کسی تصور نمی کرد واقعیت خارجی داشته باشد اما در سالهای اخیر و با پیشرفت های صورت گرفته در علم کامپیوتر و ساخت ابر کامپیوتر ها ، در یکی از بررسی ها وشبیه سازی های جغرافیای باستان که صورت گرفت توسط همین ابر کامپیوترها ،البته با اطلاعات داده شده جغرافیای و تغییرات آن طی دوره های مختلف تاریخ ، مشخص شد دقیقاً قاره آتلانتیس وجود داشته و یک افسانه نبوده و توسط ابر کامپیوتر ها شبیه سازی شد و با بررسی ها مشخص شد که این قاره به زیر آب رفته و با پی بردن به این قضیه آمریکایی ها تمامی آنچه در آن مکان و در دل اقیانوس بود را از آب خارج کردند اما آتلانتیس چه ویژگی داشت ، در اکثر حکایت ها و نقل های تاریخی ،مردم آتلانتیس افرادی مومن ، پاک و خدا جو معرفی شده اند !!!!!!!!! که به خاطر همین خوبی ، توسط فرشتگانی از عالم بالا ! به آنها علوم بسیار خاصی داده شد که سبب برتری آنها بر همه تمدن ها بود ، اما نکته بسیار مهم ، تاریخ شناسان می گویند که زمانی که این قاره در حال غرق شدن بوده عده ای از مردم این قاره از آن مکان کوچ کرده و به مکان دیگر رفته اند اما به کجا ؟؟؟؟؟ تاریخ شناسان می گویند عده ای از این افراد به سمت اقوام مایا ، اینکا ، مصر باستان و ببن النهرین رفته اند و تمامی علوم خاص از جمله ساخت هرم ، تقویم مایاها ، زیگورات سازی ، علوم خاص این نواحی ،تمامی آنها از وجود این افراد بوده ، اما بررسی ها نشان می دهد که این علوم که در مصر ، بین النهرین ،مایاها و... بوده ،در همه آنها پرستش الهه هایی مشترک بوده که با بررسی ها مشخص شده که آن الهه های همه شیاطین بوده اند و در اصل آنها شیطان و اجنه را می پرستیدند ، باتوجه به بررسی ها و علی الخصوص مقدس جلوه دادن مردم قاره آتلانتیس در کتب تاریخی غرب ، جای شکی نمی ماند که این افراد در اصل همان شیطان پرستانی بوده اند که با پرستش شیطان به علومی دست پیدا کرده بودند و مردم قاره آتلانتیس در اصل افرادی بودند که شیطان پرستی را اشاعه و گسترش داده اند ، البته این نظر بنده با توجه به تحقیقاتی که صورت داده ام بود با تشکر |
|||
|
|
۱۸:۴۲, ۴/بهمن/۸۹
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
آتلانتیش بوسیله جادو به زیر آب میره .
چون این قوم توانایی های قوی در این زمینه داشتند . |
|||
|
۱۵:۰۷, ۵/بهمن/۸۹
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
|
۱۴:۲۸, ۶/بهمن/۸۹
(آخرین ویرایش ارسال: ۶/بهمن/۸۹ ۱۴:۲۹ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
جادو خوراک حرامی است که طبق آیات قرآن کسانی که به سمت آن گرایش پیدا می کنند که نصیبی در آخرت ندارند
|
|||
|
۱۵:۴۶, ۲۷/اسفند/۸۹
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
گروهي از محققان آمريكايي در نهايت توانستند موقعيت احتمالي شهر گمشده و افسانه اي آتلانتيس، كلانشهري افسانه اي كه گفته مي شود هزاران سال پيش به دليل وقوع سونامي در گل و لاي فرو رفته و ناپديد شده را بيابند.
به گزارش خبرگزاري مهر، محققان مي گويند باور كردن اينكه سونامي بتواند سازه اي به وسعت 90 كيلومتر را در خود ببلعد كمي دشوار است براي حل اين راز قديمي محققان از تصاوير ماهواره اي شهري غرق شده در شمال كاديز در اسپانيا استفاده كرده و توانستند در زير لجنزارهاي وسيع پارك دونا آنا نشانه هايي از شهري باستاني و مدفون شده را شناسايي كنند. محققان طي دو سال گذشته از ابزارها و تكنولوژي هاي متعددي از قبيل رادارهاي عمق، نقشه برداري ديجيتال و تكنيكهاي اكتشاف در زير آب براي كشف اين شهر استفاده كردند. بررسي و مقايسه نشانه هايي كه از مهاجران آتلانتيس پس از خراب شدن شهر به جا مانده است ميزان اطمينان محققان را از اينكه مكان يافته شده مي تواند همان آتلانتيس باشد را افزايش داد. ![]() افلاطون، فيلسوف يوناني در حدود دو هزار و 600 سال پيش درباره آتلانتيس مطالبي را نوشته و آن را جزيره اي توصيف كرده كه در برابر دروازه اي قرار گرفته است كه امروزه آن را ستونهاي هركول مي نامند. با استفاده از جزئياتي كه افلاطون از اين شهر بيان كرده محققان بر روي مناطق مديترانه و اطلس متمركز شدند زيرا اين منطقه را منطبق ترين مكان براي يافتن آتلانتيس مي دانستند. وقوع سونامي براي قرنها در اين منطقه به ثبت رسيده است و يكي از بزرگترين آنها موجي به اندازه يك ساختمان 10 طبقه بوده است كه در نوامبر 1755 شهر ليسبون را درهم كوبيد. بحث بر سر وجود داشتن يا نداشتن آتلانتيس هزاران سال است كه ادامه دارد. در حالي كه گفته هاي افلاطون تنها منبع تاريخي اطلاعاتي درباره اين نشانه تاريخي به شمار مي رود. بر اساس گزارش رويترز، افلاطون در نوشته هاي خود ذكر كرده كه آتلانتيس در يك شب و يك روز كاملا ناپديد شده و در اعماق دريا غرق شد.دانشمندان قصد دارند به زودي اكتشافات بيشتر را بر روي اين منطقه آغاز كنند. |
|||
|
|
۱۷:۴۳, ۱۹/فروردین/۹۰
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
نام آتلانتیس نخستین بار از زبان فیلسوف بزرگ یونان، افلاطون (428 تا 348 قبل از میلاد) خارج شد. وی حدود 350 سال قبل از میلاد مسیح (در اواخر عمرش) در رساله تیمائوس (Timaeus) چنین نوشت: «12هزار سال پیش از این جزیرهای بزرگ وجود داشت با تمدنی ستایشانگیز موسوم به آتلانتیس.»
وی در رساله دیگر خود، كریتیاس (Critias) شرح بیشتری از قاره آتلانتیس نوشت: «آتلانتیس جزیرهای خوش آبوهوا به وسعت 390 هزار كیلومتر مربع بود كه جمعیت چند میلیون نفری آنرا آتلانت میخواندند. این جزیره مهد تمدنی بسیار عالی و پیشرفته بود كه در تمام شاخههای علوم و هنر، سرآمد زمان خود محسوب میشد. نخستین فرد ساكن این جزیره، اونور بود كه با لئوكیپیه ازدواج كرد و از او صاحب دختری به نام كلیتو شد. پوزیدون، خدای حامی جزیره، عاشق كلیتو شد و حاصل ازدواج آنها، پنج جفت پسر دوقلو بود. پوزیدون جزیره را بین پسرها تقسیم كرد و اطلس را كه پسر بزرگتر بود، پادشاه جزیره كرد. قد بلند، پوست سفید و موهای روشن ویژگی آتلانتها بهشمار میرفت؛ این مردم مومن، بسیار خوشخلق و مهربان بودند و هیچ چیز نزد آنها مهمتر از اخلاقیات و ارزشها نبود. ارتش آتلانتیس بیش از یك میلیون و دویست هزار نفر نیرو داشت و در جنگلهای انبوه آن، انواع جانوران بزرگ و كوچك میزیستند. شهرهای آباد این جزیره مملو از ساختمانهای مرمری عظیم و هرمی شكل بود كه تلالو نور خورشید به آن شكوه میبخشید.» اما افسوس كه این شكوه تداوم نیافت. قدرت روزافزون آتلانتها موجب شد كه آرامآرام به دستدرازی به سرزمینهای دیگر روی آورند. این شد كه زئوس مجازاتی غیرقابل تصور برایشان درنظر گرفت: توفانی سهمگین همراه با زمینلرزه و سیلهای بزرگ كه به مدت یك شبانهروز ادامه یافت، تا آنكه دریا، جزیره آتلانتیس را به زیر خود فرو برد و ناپدید گشت. افلاطون تردید داشت كه هرگز نشانهای از این سرزمین گمشده به دست آید؛ از اینرو نوشت «اقیانوس در آن نقطه به مكانی غیر قابل عبور و جستوجو تبدیل شده است.» اینچنین شد كه تمدن آتلانتیس در اوج شكوفایی خود توسط سه نیروی سهمگین طبیعت یعنی آتشفشان، زلزله و توفان نابود شد. در جستوجوی لوح زمرد فكر میكنید اهمیت آتلانتیس در چیست كه چنین تحقیقات فراوانی درمورد آن انجام شده است؟ پاسخ این سوال چیزی نیست جز گنج آتلانتیس. اگر آنچه افلاطون درمورد آتلانتیس گفته درست باشد، آنگاه هر آنچه از آن تمدن برجامانده باشد، ارزش غیرقابل تصوری خواهد داشت. این میراث بزرگ كه به گنج آتلانتیس معروف شده، فقط شامل اجسام قیمتی (گنج معمولی!) نیست، بلكه تمام دانش، علوم و فناوریهای آن زمان را نیز در خود دارد. مهمترین میراث آتلانتیس، گنجی است به نام لوح زمرد كه هم در تورات و هم در بسیاری از افسانههای ملل از آن نام برده شده است. طبق افسانهها، لوح زمرد درحقیقت شامل 12 لوح سبز زمردین فاسدنشدنی و مقاوم در برابر همه عناصر است كه خدای آتلانتیس باستان، دانش و علوم عالی را روی آنها كندهكاری كرده و هرگاه ملتی آن را در اختیار بگیرد، به تمدنی پیشرفته دست پیدا میكند. گفته میشود بعد از نابودی آتلانتیس، این مصریان بودند كه مالك این الواح شدند و تمدن پیشرفته مصر باستان هم در نتیجه این گنجینه ارزشمند پدید آمد. آتلانتیس در گذر زمان پژوهشگران در مورد اینكه آیا افلاطون این داستان را از گذشتگان شنیده یا اینكه (دستكم بخشی از آن را) تحت تاثیر سنتهای قدیمیتر از خود نوشته، با هم توافق ندارند. بعضی از پژوهشگران بر این عقیدهاند كه افلاطون خاطراتی از بعضی حوادث گذشته را (مانند فوران كوه ترا و جنگ تروا) به این صورت در آورده؛ در حالی كه بعضی دیگر اصرار دارند كه او از بعضی حوادث دوران خود الهام گرفته، حوادثی مانند نابودی هلیكه در 373 پیش از میلاد و حمله ناموفق آتنیها به سیسیل. یكی از اولین كسانی كه به صحت گفتههای افلاطون باور داشت، كرانتور شاگرد زنوكراتس بود كه خود از شاگردان افلاطون به شمار میرفت. كار او كه شرحی بر كتاب تیمائیوس افلاطون است، گم شده ولی پروكلوس، از نوافلاطونیان قرن پنجم پیش از میلاد، به آن اشاره كرده است. به گفته پروكلوس، كرانتور از مصر بازدید كرده، با كاهنان صحبت كرده، بعضی آثار هیروگلیف را دیده كه این داستان را تایید میكنند. داستان افلاطون در زمان خود هم الهامبخش نویسندگانی شده بود. چند دهه بعد از كتابهای افلاطون، تاریخدانی به نام تئوپومپوس در مورد سرزمینی در آنسوی اقیانوس نوشت كه مروپیس نام داشت. این داستان در كتاب هشتم از مجموعه فیلیپیسا ذكر شده كه در آن، مروپیدها را نژادی از آدمیان توصیف میكند كه به بلندی دو مرد عادی بودند و در دو شهر در جزیره مروپیس میزیستند. بعد از اینها تا قرنهای سوم و چهارم، نویسندگان و تاریخنگاران علاقه خود را به این تمدن گمشده حفظ كرده بودند، تا قرون وسطی از راه رسید و با تسلط كلیسا، تاریخ و ادبیات در كنار دیگر مظاهر خرد بشر به محاق رفت و تا افول قدرت كلیسا، قریب به یك هزاره در دیار فراموشان ماند. بعد از پایان دوران تاریك قرون وسطی، به جای تاریخدانان و كاوشگران، این بشردوستان بودند كه آتلانتیس را دوباره كشف كردند. توصیفهای افلاطون از تمدن آتلانتیس، الهامبخش كارهای بسیاری از نویسندگان دوران رنسانس شد كه در مورد آرمانشهر مینوشتند، افرادی مانند سر فرانسیس بیكن كه كتاب «آتلانتیس نو» را در سال 1627 نوشت. او آرمانشهری به نام بنسالم را در ساحل غربی آمریكا توصیف كرد كه شباهت بسیاری به آتلانتیس افلاطون دارد. البته او مشخص نكرد كه این شهر در آمریكای جنوبی واقع شده بود یا آمریكای شمالی. آتلانتیس چطور از بین رفت؟ از نظر علمی، قویترین احتمال نابودی آتلانتیس، برخورد سنگی آسمانی با سطح زمین در محدوده دریای كارائیب و خلیج مكزیك است. بعضی محققان اندازه و زاویه برخورد این سنگ آسمانی را بررسی و اثرات برخورد آن را با زمین شبیهسازی كرده و مدعی شدهاند كه تاریخ برخورد با تاریخ توفان بزرگ مطابقت دارد. ورود یك سنگ آسمانی بزرگ به جو زمین باعث به هم ریختن جو و بروز توفانها و رعدوبرقهای قدرتمندی میشود كه میتواند روزها و هفتهها طول بكشد. به دنبال برخورد سنگ آسمانی با زمین هم زلزله مهیبی رخ میدهد كه همراه با حالت انفجار است و در بخش بزرگی از سطح زمین، خرابیهای بسیاری ایجاد میكند. اگر سنگآسمانی به اقیانوس برخورد كند، موجهای بسیار عظیمی به وجود میآید كه امروزه به آنها سونامی میگوییم. بستر قاره آتلانتیس از شن و ماسه بود كه بر اثر برخورد سنگ آسمانی با بستر اقیانوس و زمینلرزه شدید بهدنبال آن، احتمالا خالی شد و منجر به غرق شدن آتلانتیس در اقیانوس شد. البته قبل از غرق شدن، سطح قاره بر اثر شعلههای آتشی كه از برخورد سنگ آسمانی با جو به وجود آمده بود، سوخته و بر اثر زلزله كاملا تخریب شده بود و در نهایت به زیر آب فرو رفته بود. آتلانتیس قلب تپنده تمدن آن روز بود و به دنبال غرقشدنش، تمدنهای بسیاری كه شعبههای تمدن آتلانتیس بودند، به یكباره از میان رفتند. دانشمندان جامعهشناس بر این باورند كه نجاتیافتگان از این حادثه، تقریبا تمام تمدن و منابع علمی خود را از دست داده بودند و برای ادامه حیات مشكلاتی جدی داشتند. آنها تمام وسایل و ابزارهای خود را از دست داده بودند و بسیاری از متخصصان در علوم و فنون مختلف از میان رفته بودند. به طور خلاصه میتوان گفت كه بشر آن دوره مجبور شد از صفر شروع كند و تمدنی جدید را از ابتدا پایهریزی كند. این همان تمدنی است كه تا امروز ادامه یافته است. نابودی آتلانتیس و توفان بزرگ آن دوران در واقع پایان دورهای طلایی از تمدن بشری بود كه بشر امروزی هرگز نتوانسته به محتویات اسرار و رموز آن دست یابد. به نظر شما اگر در زمان ما چنین اتفاقی رخ دهد، از تمدن امروزی ما برای آیندگان چه باقی خواهد ماند؟ آیا آیندگان هم ما را به چشم افسانهای خواهند دید؟ شواهد باستانی از آتلانتیس باستانشناسان، اغلب اطلاعات موجود در مورد دوران قبل از نابودی آتلانتیس را در پاپیروسها و كتیبههای سنگی اقوام قدیمی مانند مایا و آزتك یافتهاند. به عقیده بعضی كارشناسان، تمدنهای پیشرفته آمریكای مركزی و جنوبی، مصر باستان و خاورمیانه تصادفی نیست و احتمالا آنها میراثدار تمدنی پیشرفتهتر در گذشته دور بودهاند. بعضی به صراحت، ریشه و مبداء تمام تمدنهای گذشته را آتلانتیس میدانند و حتی به دنبال نشانههای ارتباط آنها با آتلانتیس برآمدهاند. به عقیده مغولها در زمان قدیم، دو قاره در اقیانوس اطلس وجود داشته كه هر دو در آب فرو رفتند، ولی بعضی از ساكنان آنها توانستند در پناهگاههایی زیرزمینی به زندگی خود ادامه دهند. این غارها با نور عجیبی روشن میشد كه گیاهان در پرتو آن رشد میكردند. تونلهای زیرزمینی بلند و متعددی در سینچوان چین كشف شده كه این تعبیر مغولی را تایید میكند. اوتو هاینریشموك، مهندس اتریشی كه علاقه وافری به تاریخ و جغرافیا داشت، كتابی تحت عنوان راز آتلانتیس نوشت كه شهرتی جهانی یافت و بار دیگر آتلانتیس را سر زبانها انداخت. به اعتقاد وی، جزیره آتلانتیس وجود داشته و دستخوش بلای سهمگین طبیعی شده اما تمام آتلانتها از بین نرفتهاند و بازماندگان آن فاجعه توانستهاند خود را به سواحل اقیانوس اطلس (شامل آمریكای جنوبی، آمریكای شمالی، آفریقا و اروپا) برسانند. آنها به هر سرزمینی كه رسیدند، دانش خود را در زمینه شهرسازی و معماری به كار گرفتند تا بناهایی عظیم، معابدی باشكوه و قصرهایی بزرگ مانند آنچه در آتلانتیس وجود داشت، بسازند. براساس فرضیههای موك، بناهایی مانند اهرام مصر، معابد مایا و آزتك و بسیاری از تمدنهای دوره باستان همگی زاییده یك تمدن مادر به نام آتلانتیس هستند! به گفته موك، زلزله و توفان هولناكی كه 12هزار سال پیش در اقیانوس اطلس روی داد، نهتنها تمدن درخشان آتلانتیس را از میان برد، بلكه دامنه امواج خروشان آن همه خشكیهای زمین را در برگرفت و باید همان توفانی باشد كه در كتابهای آسمانی از آن نام برده شده است (یعنی توفان نوح پیامبر). به گفته وی 4هزار سال از آن توفان سپری شد تا تمدنهای انسانی بتوانند یك بار دیگر در نقاط مختلف كره خاكی جوانه بزنند. شاید بتوان این فرضیات موك را به سونامی نسبت داد. ولی مشكل اینجاست كه اینها خیلی با توصیف افلاطون از آتلانتیس كه مشخصترین وجه آن «در مقابل ستونهای هركول» است و اینكه نابودی آن در «9هزار سال پیش از زمان سولون» یا 9600 سال پیش از میلاد رخ داده، جور در نمیآیند. یكی از مهمترین دلایل تاریخی، نقشهای باستانی است كه به نقشه پیریرایس، دریانورد ترك معروف شده و قاره آتلانتیس را به وضوح در میان اقیانوس اطلس نشان میدهد. گروهي از محققان آمريكايي در نهايت توانستند موقعيت احتمالي شهر گمشده و افسانه اي آتلانتيس، كلانشهري افسانه اي كه گفته مي شود هزاران سال پيش به دليل وقوع سونامي در گل و لاي فرو رفته و ناپديد شده را بيابند. به گزارش خبرگزاري مهر، محققان مي گويند باور كردن اينكه سونامي بتواند سازه اي به وسعت 90 كيلومتر را در خود ببلعد كمي دشوار است براي حل اين راز قديمي محققان از تصاوير ماهواره اي شهري غرق شده در شمال كاديز در اسپانيا استفاده كرده و توانستند در زير لجنزارهاي وسيع پارك دونا آنا نشانه هايي از شهري باستاني و مدفون شده را شناسايي كنند. محققان طي دو سال گذشته از ابزارها و تكنولوژي هاي متعددي از قبيل رادارهاي عمق، نقشه برداري ديجيتال و تكنيكهاي اكتشاف در زير آب براي كشف اين شهر استفاده كردند. بررسي و مقايسه نشانه هايي كه از مهاجران آتلانتيس پس از خراب شدن شهر به جا مانده است ميزان اطمينان محققان را از اينكه مكان يافته شده مي تواند همان آتلانتيس باشد را افزايش داد. [تصویر: 629905_orig.jpg] افلاطون، فيلسوف يوناني در حدود دو هزار و 600 سال پيش درباره آتلانتيس مطالبي را نوشته و آن را جزيره اي توصيف كرده كه در برابر دروازه اي قرار گرفته است كه امروزه آن را ستونهاي هركول مي نامند. با استفاده از جزئياتي كه افلاطون از اين شهر بيان كرده محققان بر روي مناطق مديترانه و اطلس متمركز شدند زيرا اين منطقه را منطبق ترين مكان براي يافتن آتلانتيس مي دانستند. وقوع سونامي براي قرنها در اين منطقه به ثبت رسيده است و يكي از بزرگترين آنها موجي به اندازه يك ساختمان 10 طبقه بوده است كه در نوامبر 1755 شهر ليسبون را درهم كوبيد. بحث بر سر وجود داشتن يا نداشتن آتلانتيس هزاران سال است كه ادامه دارد. در حالي كه گفته هاي افلاطون تنها منبع تاريخي اطلاعاتي درباره اين نشانه تاريخي به شمار مي رود. بر اساس گزارش رويترز، افلاطون در نوشته هاي خود ذكر كرده كه آتلانتيس در يك شب و يك روز كاملا ناپديد شده و در اعماق دريا غرق شد.دانشمندان قصد دارند به زودي اكتشافات بيشتر را بر روي اين منطقه آغاز كنند. منبع:nooromahdi.ir |
|||
|
|
۱۸:۴۱, ۱۹/فروردین/۹۰
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
البته دلایل زیادی هست که چرا آتلانتیس نابود شد یکیش هم این بود که مردم آتلانتیس به چنان علمی دست پیدا کرده بودند که خدایان آن ها رو نابود کردن حالا این جا دو چیز مبهمه 1- منظور از خدایان کیست اگه از نظر فرماسونری و کابالا برسی کنی شاید خدایان رو همون جنی ها بشمار بیاری که نشون می ده جنی ها این شهر رو نابود کردن
2- ولی نه آگه به کتاب های ودای هندو ها نگاه کنی تو اونجا از خدایانی سخن می که که خیلی شبه انسان های فضایی هستند البته دانیکن هم تو کتاباش به این موضوع اشاره داره و یه دلیل جالب آورده که چرا مایا ها هرم می سازن در صورتی که مصری ها هم هرم می سازن شاید نشون بده که با جنیان در رابطه بودن اما یه دلیلش هم اینه چرا سبک زندگی مایا ها تا حدودی با مصری ها یکیه یا بهتر دقت کن می تونیم بگیم بعد از این که مردم آتلانتیس به خدایانشون خیانت کردن خدایان شهر اون ها رو نابود می کنه و مردم اون شهر به نا چار گروه گروه برای زندگی به سرزمین های کشف نشده میرن دقت کن هجاری های مصریان- مایاها یا بهتر هندی شمردگان با هم یکی در صورتی که تو آسای شرقی این جوری نیست برای مثال در چین هم خدایان رو می پرستیدن و این جا به نظرم یه تناقض پیش میاد که اکه ما با جن ها رو خدایان می دونستیو با اون ها ارتباط داشتیم پس باید نماد هاد چینی ها هم مثل مصری ها بود که این طوری نیت البته باز در هرم ساختن یکی میشن چون اگه توجه کرده باشی خونه ی چینی ها هم مثل هرم چند طبقه ولی هیچ کاه یه هرم کامل نشده توجه کنید اگر ما با جنیان در ارتباط بودیم مسلما زیر سلطه ی اون ها بودیم نه ارباب اون ها برای مثال به کتاب اسرار فضانوردان باستانی دقت کن فکر کنم تو بعلبک یه کاخ است که بیستا انسان رو رو هم بزاری به دیواراش می رسی این برای چیه آیا این معبد رو برای جنیان ساختند یا برای خدایانشون البته حرف و حدیث در این رابطه زیاد ولی برای مطالعه بیشتر می تونی به کتاب های دانیکن و ودای هندوها و اسرار فضانوردان باستانی مرجعه کنی و این رو بدون تنها آتلانتیس نیست که مرموز بلکه جزیره ایستر و یا استون هنج هم باید یه این لیست اضافه کنیم البته الن منطقه ی اریا 51 در آمریکا هم مرموزه |
|||
|
|
۱۹:۰۰, ۱۹/فروردین/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/فروردین/۹۰ ۱۹:۰۴ توسط ANTI satan.)
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
|
سلام خدمت دوستان خوبم
لازمه از دوستانی که برای بیداری اندیشه ها زحمت می کشند و اطلاعات مفید خود را به دیگران ارایه می دهند تشکر کنم ان شاء الله که جزء منتظران حقیقی امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) باشند فقط دوستان خوبم یک نکته بی زحمت قبل از قرار دادن مطلب و ایجاد تاپیک جدید ، در قسمت جستجو ،موضوعی که می خواهید قرار دهید را سرچ کنید ، تا مطمئن شوید کسی این مطلب را قبلاً ایجاد نکرده باشد در مورد این تاپیک ،دقیقاً تاپیکی با همین نام قبلاً ایجاد شده به همین خاطر ، این تاپیک با تاپیک قبلی ادغام می شود با تشکر از توجهتان
|
|||
|
|
۱۹:۲۶, ۱۹/فروردین/۹۰
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
|
دانیکن یه دروغگوی به تمام معناست
بهتره به وبلاگ حقیقت خاموش مراجعه کنید تا این آدم رو بهتر بشناسید البته این فقط نظر منه شاید اشتباه باشه |
|||
|
|
|
|
| 1 میهمان |





![[تصویر: IMAGE634306967357973750.jpg]](http://www.ayandenews.com/UserUpload/Image/IMAGE634306967357973750.jpg)






![[تصویر: 629905_orig.jpg]](http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2011/03/629905_orig.jpg)
