|
نگاهی به سینمای پسانوگرا
|
|
۱۵:۴۱, ۱۳/مهر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲/فروردین/۹۱ ۲۰:۳۲ توسط Admirer.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
به نام خدا سلام بر دوستان! همانطور که از نام جستار مشخص است قرار است نگاهی به سینمای پسانوگرا ( پست مدرن ) داشته باشیم. قبل از هرچیز توصیه میشه که حتما مطالب این تاپیک و به خصوص پست شماره 5 رو مطالعه کنید تا کلیت تاریخی دوره های فلسفی غرب رو بشناسید : چرا خدا پرستی ( بررسی دوره های مختلف ) سینمای پسانوگرا همانند سینمای نوگرا و کلاسیک متاثر از تحولات تاریخی دوره ی خودش می باشد و این طبیعی است. چرا که اصولا هنر حاصل ترشحات فکری هنرمندانی است که در جامعه ی روزمره زندگی می کنند و تحت تاثیر تحولات فکری عصر خود می باشند. در این جستار انشالله قصد داریم مباحث مفصلی در ارتباط با مولفه های سینمای پست مدرن داشته باشیم. روش کار به این صورت است که ابتدا نگاهی به خود پست مدرنیسم از زاویه ی مولفه ی مورد داریم و سپس این مولفه را در چارچوب سینمای پست مدرن بررسی می کنیم : 1.نگاه شک آلود و اوج گیری ژانر علمی_تخیلی : PostModernism ( پسانوگرا یا پست مدرنیسم ) مفهومی است که اولین بار در سال 1949 برای ابراز ناخرسندی نسبت به معماری مدرنیسم به کار گرفته شد و جامعه شناسان شروع رسمی آن را بعد از پایان جنگ جهانی دوم ( اواخر دهه ی چهل ) می دانند. تعریف دقیق پست مدرنیسم به عنوان یک جنبش فکری بسیار مشکل است. زیرا اصلا اساس آن گریز از چارچوب ها، شکستن ساختار ها و در نوردیدن همه ی مرزهای محدودیت آفرین است. برخی معتقدند که پست مدرنیسم اصلا در راستای مدرنیسم حرکت کرده و مدرنیسم را به اوج رسانده است و برخی دیگر آن را یک تفکر مستقل می دانند که اساسا نگاهی انتقاد آمیز به مولفه های مدرنسیم دارد. اما آنچه که مورد تایید همه ی جامه شناسان و نظریه پردازان غربی و شرقی است، ورود غرب و به ویژه کشورهای صدمه دیده ی اروپا در جنگ جهانی دوم به یک شوک ناگهانی ، ناباوری و ناامیدی است که حالا سعی می کند عقده گشایی کند و به ریش همه ی تئوری پردازان تاریخ پوزخند کنایه آمیز بزند!! هر کسی مستقلا سعی می کند آرمانشهری می سازد که تا چندی قبل احساس می کرد از مدرنیته و از دل اندیشمندان آن می تواند به آن برسد. مهم ترین ویژگی ساختن این آرمانشهر ها گریز از تعاریف و قوانین سفت و محکم مدرنیته بود . . . حالا این هنرمندان دور هم جمع می شوند و سعی می کنند حرف خود را در غالب هنر فریاد بزنند. عده ای که از چندی قبل و در حین جنگ جهانی اول، دادائیسم را ابداع کردند و حالا در بحبوحه ی جنگ جهانی دوم عده ای دیگر راه افتاده اند و برای جلوگیری از فراموشی خسارات جنگ جهانی اول و سبک دادائیسم، سوررئالیسم یا سوپرنتورالیسم را متاثر از افکار فروید به وجود آورده اند. سوررئالیسم کم کم در پست مدرنیته پر و بال می گیرد و در سینما به ژانر علمی_تخیلی کمک می کند و در دهه ی هشتاد رسما افق جدیدی به ژانر علمی_تخیلی باز می کند. البته این همه ی داستان نیست. چرا که ژانر علمی_تخیلی بیشتر از آن که مدیون ساختارشکنی های پست مدرنیسم و سوررئالیسم باشد، مدیون نگاه شک برانگیز انسان های شکست خورده ی مدرنیته است. شکی که منجر به در هم شکستن همه ی فرضیات قبلی می شود. و ماحصلش یک نگاه غیر معتمدانه به رسانه و آنچه که تا به حال به عنوان تاریخ به خوردش داده اند شده که دیگر حتی به چشمان خود هم نمی تواند اعتماد کند!!! و اوضاع زمانی وخیم تر می شود که آلبرت اینیشتین رسما در اوایل دهه ی پنجاه دیدگاه کلاسیک نسبت به زمان را زیر سوال می برد و فرضیات عجیب و غریبی را عنوان می کند که ذهن هنرمند غربی را بیش از پیش آشفته می سازد! اکیدا پیشنهاد می شود که قبل از خواندن ادامه ی بحث مطالب جستارهای زیر را به دقت مطالعه کنید : جهان موازی و هالیوود سفر در زمان واقعیت یا خیال ؟ بنابراین یکی از مولفه های اصلی پست مدرن و در راستای آن سینمای پست مدرن به چالش کشیدن تاریخ است. جولین بارنز، یکی از نوول نویسان پست مدرن می گوید : " تاریخ آن چیزی نیست که اتفاق افتاد، آن چیزی است که به ما می گویند! " و این از طرفی نگاه شک برانگیز غرب در آن دوره به رسانه را هم نشان می دهد. اصلا از این منظر هیچ گاه نمی توان به حقیقتی که در تاریخ افتاده پی برد و فقط باید به واقعیت ها بسنده کرد. بنابراین این راه را برای شک کردن در کل تاریخ باز می کند و به همین جهت کارگردانان و نویسنگان پست مدرن نگاه کنایه آمیز و غیر قابل تصور به مسائل بدیهی تاریخی دارند. فیلم های شاخصی که بتوان از آن ها نام برد سفر شگفت انگیز بیل و تد، و تریولوژی ( سه گانه ) بازگشت به آینده هستند که می توانید عین این دیالوگ ها رو از زبان شخصیت های داستان بشنوید! بعد از این نگاه شک بر انگیز به تاریخ، پست مدرنیسم به جایی می رسد که می گوید اصلا تاریخ دائما در حال تغییر است. قصه های سفر در زمان این منطق را به اوج خود رسانده اند. در اکثر این داستان ها شخصیت ها با یک دید فکاهی نسبت به مقوله ی زمان سعی می کنند تاریخ را آنطور که باید اتفاق بیفتد ( حالا با کمی بالا و پایین!!!! ) بسازند و احتمال تغییرات شگرف در تاریخ به صورت بالقوه وجود دارد. سری مشهور ترمیناتور مثال خوبی برای این مدعاست. در ترمیناتور 1 فیلم در مجموع یک نگاه تاریک به تاریخ دارد و ماشین ها سعی می کنند با فرستادن ترمیناتور به گذشته از متولد شدن رهبر انسان ها جلوگیری کنند. در ترمیناتور 2 هم ترمیناتور که به قطب مثبت ماجرا تبدیل شده، سعی می کند غول ماشینی که خود انسان ها درست کرده اند را نابود کند. و در واقع این غول همان هیولای مدرنیته است که با پیشرفت علمی محضی که مد نظر مدرنیته بود به وجود آمده است. در اینجا سارا در یک نریشن ( دیالوگ ) جالب در حالی که برای تغییر تاریخ حرکت می کند یکی از دغدغه های اصلی پست مدرنیته ها را عنوان می کند : " ما الان در ناحیه ی نامعلومی هستیم . . . و همین طور که پیش برویم، داریم تاریخ می سازیم. " و سرانجام در یکی از جنجالی ترین فیلم ها تاریخ تغییر می کند!! سارا در جایی که می گوید، در "ناحیه ی نامعلومی" هستند، به بعد دیگری از داستان پست مدرنیته اشاره می کند و آن مقوله ی فشردگی زمان و در راستای آن حس گمشدگی در تاریخ و بی هویتی است. ویوین سابچاک می گوید : " فیلم های علمی_تخیلی جدید ( پست مدرنیسمی ) به گذشته، حال و آینده ی در هم ادغام شده گرایش دارند و دوست دارند این تمایز زمانی را از بین ببرند. " و شالوده ی این تفکر را باید از آن فیزیک مدرن و شخص آلبرت اینیشتین دانست. جان گیربین، یک متخصص فیزیک نجومی که متون علمی هم می نویسد، می گوید : " زمان می تواند به طور طبیعی منحرف شود و یا نظمش به هم بریزد." در همین فیلم سارا را می توان به طور کمال و تمام نماد یک انسان گمشده ی پست مدرن دانست و سایه ی این فشردگی زمان در بالای سرش سنگینی می کندو جولین بارنز این کش و قوس پست مدرنیسمی و این انبساط و انقباض زمانی را به زیبایی توصیف می کند : " چه نامیدانه علامت می دهیم، چه تاریک است آسمان، چه بزرگ اند موج ها! ما همه در دریا گم شده ایم، خیس از ناامیدی، و کسی را صدا می زنیم که ممکن است هرگز نیاید . . . " بله این صدای ناله ی انسان غربی گمشده است که پارادوکس های زیادی گیجش کرده است. و این پیچیدگی و تناقض را می توان در فیلم های پست مدرن دید. موفق بمانید محمد برگرفته از مقاله ای در ماهنامه ی سینمایی فیلم |
|||
|
|
۱:۵۷, ۱۴/مهر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/مهر/۹۰ ۹:۳۹ توسط Reza2035.)
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
محمد جان ممنون بابت تاپیک زیبایی که زدی مطالب حالبی توش بود . فقط نکته ای راجع به زمان و فرجام گرایی توی این فیلم ها هست اینه که توی فیلم های مدرن همیشه ادم خوبه پیروز میشد نهایتش این بود که یه گروگان گیری میشد و بعدش فیلم تموم میشد . اما توی سینمای پست مدرن فرجام گرایی کاملا رد شده فیلم روی یه محور سوار نیست قهرمان فیلم یه جای ادم خوبی میشه یه جا با بدمن فیلم دوست میشه خیلی از مسائل به صورت شبهه باقی میمونه و بهش پاسخی داده نمیشه ... دیگه نمیشه پایان فیلم ها رو حدس زد چندین هدف به دنبال داستان برای ادم خوب های فیلم شکل میگیره و مجبورن یکی رو انتخاب کنن .
اما زمان رو باید در فلسفه جست و جو کرد . تلقی عمومی اینه که یه مدتی باید بگذره تا به یه نتیجه برسیم و چون ما از اینده خبری نداریم نمیتونیم راجع بهش تصمیم بگیریم . زمان به سه دسته تقسیم میشه : 1.زمان از ما میگذره(تلقی سنتی) 2.ما با زمان هستیم (تلقی مدرن) 3.زمان از ما نمیگذره و ما بیرون از زمان هستیم (تلقی پست مدرن ) توی فیلم های پست مدرن و ترنس مدرن زمان از اشخاص عبور نمیکنه و اشخاص با زمان نیستند بلکه خارج از زمان هستند (البته اگر بحث زمان در فیلم مطرح باشه) واسه همینه که اینده و گذشته و حال رو یکی میکنن چون چیزی به اسم زمان رو قبول ندارند به خاطر اینکه ایجاد نظم میکنه !البته کلا پست مدرنیسم با هر چیزی که ایجاد نظم کنه مخالفت میکنه . نکته ی بعدی راجع بعضی از تناقضات هست که راجع به بودن یا نبودن بحث میکنند ...راجع وجود یا عدم وجود صحبت میشه در تلقی پست مدرن ما صرفا وجود نداریم بلکه در لحظه هم وجود داریم هم وجود نداریم یعنی من الان در این لحظه هم هستم و موجودیت دارم و هم نیستم و موجودیت ندارم(خداوکیلی چه چرندیاتی رو اسمشون رو میذارن فلسفه) چون بحث کمی سنگینه واستون راجع به این قضیه چند تا مثال میزنم که بفهمید منظور کجای فیلم های پست مدرن و ترنس مدرن هستن : در سریال لاست بعد از مرگ جک در قسمت اخر دوباره شاهد این هستیم که جک با بقیه دوستان مرده اش توی کلیسا جمع میشن (این بحث هیچ ربطی به برزخ نداره) در سریال فرینج بعد از کمک کردن پر پروفسور بی شاپ از بین میره و اون اقایون کچل میگن : دیگه کسی اونو به یاد نمیاره چون هیچوقت وجود نداشت به راحتی یارو رو کشتن بعد همه از یادشون رفت که همچین شخصی وجود داشته پس ما در یک لحظه هم هستیم و هم نیستیم ( البته جدی نگیرید اینها چرندیات غربیه) یا علی |
|||
|
|
۱۴:۰۳, ۱۴/مهر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/مهر/۹۰ ۲۲:۱۴ توسط Admirer.)
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
سلام رضا جان!
ممنون از این که نظرت رو گفتی! دچار یه جور نوستالوژی شده بودم . . . !!!![]() قبل از هر چیز می خواستم خواهش کنم از کسانی که نظر میدن (؟) فقط بحث رو در چارچوب همین زمان و نوع روایت داستان که یکی از مولفه های اساسی پست مدرنه دنبال کنن! چون که انشالله قصد داریم اگر از تاپیک استقبال شد ( که بعید می دونم!؟ ) همه ی مولفه های پست مدرن رو بررسی کنیم!نقل قول:3.زمان از ما نمیگذره و ما بیرون از زمان هستیم (تلقی پست مدرن ) واقعا با همین یه جمله میشه کل قضیه رو داخل پست مدرن توضیح داد! واین نتیجه ی همون سرگشتگی و گمشدگی و بی هویته که از دل خرابه های بعد از جنگ جهانی دوم بیرون اومده و البته تغییرات علمی و فیزیک مدرن هم در این راستا بی تاثیر نبوده! و این ماجرا در نوع روایت داستان هم خودش رو نشون میده!! اجازه بدید یه بررسی کوتاهی در ارتباط با نوع روایت های داستان داشته باشیم : _ در دوره ی کلاسیک سینما ( قبل از جنگ جهانی اول ) : دانای کل _ در دوره ی مدرن سینما ( جنگ جهانی اول و دوم تا اوایل دهه ی هفتاد ) : سوم شخص _ در دوره ی پست مدرن سینما ( از اواسط دهه ی هفتاد تا قبل از سال 2000 ) : اسکیزوفرنی روایت به سبک اسکیزوفرنی به این صورته که داستان منقطع و در فواصل زمانی بی ربط جریان داره که شدیدا مخاطب رو به سختی می اندازه! این نوع منطق رو میشه در کارگردانان جدید سینما مثل کریستوفر نولان هم دید . . . نکته ی مهم دیگری هم که باید به اون توجه کرد گرایش شدید به نسبیت گرایی و تکثرگرایی در پست مدرنیسمه! که شدیدا از نمادگرایی و ساختارگرایی گریزانه و به همین دلیل برای تحلیلش نمیشه از کلیشه های رایج استفاده کرد و باید به عمق داستان پرداخته بشه . . . ! نکته ی آخر هم این که من بیشتر ترجیح میدم به پست مدرنیسم یک نگاه روانشناسانه و جامعه شناسانه داشته باشم تا یک تفکر منسجم فلسفی! فکر می کنم اگر از این زاویه نگاه کنیم و سعی کنیم به دل اتفاقات تلخ بعد از جنگ های جهانی اول و دوم بریم میتونیم قضایا رو بهتر درک کنیم! یا علی |
|||
|
|
۰:۳۲, ۱۵/مهر/۹۰
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
نقل قول:نکته ی آخر هم این که من بیشتر ترجیح میدم به پست مدرنیسم یک نگاه روانشناسانه و جامعه شناسانه داشته باشم تا یک تفکر منسجم فلسفی! افرین ...با این نگاه همیشه به نتیجه های خوب میشه رسید . یکی از اشکالات اصلی ما توی زمینه ی غرب شناسی اینه که همیشه میخوایم با فکر نخبگان اون جامعه پیش بریم و از خود جامعه و دیدگاهی که داخلشه دور میشیم . نکته ی دیگه ای که در سینمای پست مدرن هست اینه که رو به شهوت اوردن فیلم های پست مدرن یا بیشتر دارای صحنه های غیر اخلاقی هستند یا اینکه روابط مثلثی داخلشون شکل میگیره ...یه جورایی یه قسمت فیلم حتما باید مخصوص شهوت رانی باشه ! البته چیزی که خیلی بیشتر بعد از جنگ جهانی اول توی هنر غرب به خصوص سینما شکل گرفت سورئالیسم بود به نقل از ویکیپدیا: فراواقعگرایی یا سوررئالیسم (به انگلیسی: Surrealism) یکی از جنبشهای معروف هنری در قرن بیستم است. زمانی که دادائیسم در حال از بین رفتن بود، پیروان آن به دور آندره برتون که خود نیز زمانی از دادائیستها بود گرد آمدند و طرح مکتب جدیدی را ریختند که در سال ۱۹۲۲ به طور رسمی فراواقعگرایی نامیده شد. این جنبش در عمل با انتشار مجلهٔ انقلاب فراواقعگرا توسط برتون آغاز شد. فراواقعگرایی (سوررئالیسم) محصول تغییرات بعد از جنگ جهانی اول و فراموشی دادائیسم بود که از سال ۱۹۲۱ آغاز شد. ظهور سوررئالیسم زمانی بود که نظریههای فروید روانپزشک اتریشی درباره ضمیر ناخودآگاه و رویا و واپسزدگی(سرکوب)، فرهیختگان اروپا را به خود مشغول کرده بود. سوررئالیسم با جایگزینی مفهوم واقعیت برتر به جای عصیان و نفی موجود در دادائیسم شکل گرفت. «سوررئالیسم مشکل پر توقعی است که فقط عضویت دربست و پیروی کامل را میپذیرد» این مسلک در حوزههای مختلف فلسفی رویکردهای زیر را اختیار کردهاست: فلسفه علمی که همان رویکرد فروید به روانکاوی است. فلسفه اخلاقی که با هرگونه قرارداد مخالف است. فلسفه اجتماعی که میخواهد با ایجاد انقلاب سوررئالیستی بشریت را آزاد کند. .................... یه چیز دیگه که توی پست مدرنیسم هست اینه که اینها مخالف خرد گرایی یا راسیونالیزم هستند ... مخالف انسان تنهای مدرن هستند که توی نظم مدرنیته گم شده ... البته توی پست مدرنیسم هم انسان تنهاست ولی تنهائیش با انسان مدرن فرق میکنه ...در واقع انسان های تنهایی که فقط تنها چیزی که اونها را به هم جذب میکنه شهوته و روابط فوقالعاده شکستنی هستند یه جورایی به تار مو بسته هستند . در واقع دیگه فرد نیست که فدای جمع میشه این جمع ه که باید فدای فرد بشه فردی که دیگه روابط اجتماعی رو بر نمیتابه و به دنبال نوعی ایندیویژوالیسمه ...اینو توی فیلمهاشون خیلی میبینیم که بازیگرها خیلی راحت همدیگه رو میفروشن . مثال : جایی که در سریال لاست مایکل بقیه رو میفروشه . یا در اواخر فیلم که بازیگرها همشون به دنیال هدف خودشون هستند لاک میخواد توی جزیره بمونه ....جک میخواد بره از طرفی با ساویر مشکل داره هر کسی به فکر حل مشکله خودشه نه بقیه که الان بزرگترین مشکل غرب اینه همینه کسی حاضر نیست برای کسی ایثار کنه . البته الان بیشتر باید به ترنس مدرنیسم پرداخته بشه و به نظرم مدرنیسم و پست مدرنیسم دیگه تموم شدن ! یا علی |
|||
|
|
۲:۰۴, ۱۵/مهر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/مهر/۹۰ ۲:۱۵ توسط Admirer.)
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
نقل قول:افرین ...با این نگاه همیشه به نتیجه های خوب میشه رسید . یکی از اشکالات اصلی ما توی زمینه ی غرب شناسی اینه که همیشه میخوایم با فکر نخبگان اون جامعه پیش بریم و از خود جامعه و دیدگاهی که داخلشه دور میشیم . رضا جان من بارها و بارها توی پستام گفتم که هنر حاصل فکر و عقیده ی هنرمنده! اون هنرمند هم یه عضو عادی توی جامعه است که از اطرافش تاثیر می گیره و اون تاثیرات رو توی آثارش بروز میده! شکل گرفتن جنبش های مختلف در طول تاریخ بنابر نیاز انسان ها بوده و خدا هم توی قرآن به این موضوع اشاره می کنه که سرنوشت هیچ قومی رو تغییر نمیده مگر این که خودشون بخوان! باید نگاهمون رو در تحلیل غرب به سمت روانشناسی ببریم تا پیدا کردن دست های پنهان . . . !؟ ![]() در مجموع تا وقتی که مشتری وجود نداشته باشه هیچ چیزی به زور به وجود نمیاد!!!! ![]() نقل قول:نکته ی دیگه ای که در سینمای پست مدرن هست اینه که رو به شهوت اوردن فیلم های پست مدرن یا بیشتر دارای صحنه های غیر اخلاقی هستند یا اینکه روابط مثلثی داخلشون شکل میگیره ...یه جورایی یه قسمت فیلم حتما باید مخصوص شهوت رانی باشه ! البته شما به یکی دیگه از مولفه ها اشاره کردی که من قصد داشتم بعدا مطرح بشه! ![]() اون سینمای پورنوگرافی هست که متاثر از فرویدیسم شکل گرفت. در مجموع یکی از زیربناهای اساسی پست مدرنیسم همین مکتب فرویدیسم هست که اعتقاد به انقلاب جنسی داره! ( بعدا بیشتر توضیح میدیم انشالله! ) نقل قول:فراواقعگرایی یا سوررئالیسم (به انگلیسی: Surrealism) یکی از جنبشهای معروف هنری در قرن بیستم است. زمانی که دادائیسم در حال از بین رفتن بود، پیروان آن به دور آندره برتون که خود نیز زمانی از دادائیستها بود گرد آمدند و طرح مکتب جدیدی را ریختند که در سال ۱۹۲۲ به طور رسمی فراواقعگرایی نامیده شد. در ارتباط با dadaism ( دادائیسم ) که شاید بشه گفت سردم دار عقاید پست مدرنیسم در حول و حوش جنگ جهانی اول بود یه نکته ی جالب وجود داره این که "dada" به معنای "اسب چوبی بچه ها"ست. و به گفته ی یکی از بنیان گذاران این سبک از فرط بی معنایی و ساختارگریزی این معنا رو انتخاب کردن!!!!! ( این دیگه نشون میده که میخواد چی از توش در بیاد! )در ارتباط با سوررئالیسم که بعدتر به سوپرنتورالیسم رسید. مهم ترین نکته همون ساختن آرمانشهر خراب شده در جنگ های جهانیه! که با معناگزیری شدیدی همراه بود . . . نقل قول:در واقع دیگه فرد نیست که فدای جمع میشه این جمع ه که باید فدای فرد بشه فردی که دیگه روابط اجتماعی رو بر نمیتابه و به دنبال نوعی ایندیویژوالیسمه ...اینو توی فیلمهاشون خیلی میبینیم که بازیگرها خیلی راحت همدیگه رو میفروشن . این فردگرایی یکی از مولفه های اساسی پست مدرنه و اون هم به خاطر خلائیه که توی اون برهه به وجود اومده بود که به تعبیر برخی از مفسرین، شخص دیگه توی پست مدرن به چشماش هم نمیتونست اطمینان کنه! نقل قول:البته الان بیشتر باید به ترنس مدرنیسم پرداخته بشه و به نظرم مدرنیسم و پست مدرنیسم دیگه تموم شدن ! اول این که اینجا یه نکته ی مهم و ظریف وجود داره! اینه که لفظ سینمای پست مدرن با خود پست مدرن دو تا مقوله ی متفاوتند! و سینمای پست مدرن به طور مستقل از دوره ی مدرن و ترنس مدرن هنوز توی سینما داره به فعالیت خودش ادامه میده! مثالش همون فیلم های کریستوفر نولانه مثل اینسپشن و . . . و دوم این که برای درک پست مدرن حتما لازمه که مدرنیته رو کامل بشناسی و به همین روال برای درک ترنس مدرن هم لازمه که پست مدرن و مدرن رو خوب شناخته باشی! چون این مقوله ها از هم جدا نیستن و شدیدا به هم وابستگی دارن! پس پرداختن به پست مدرن باید شروع بررسی ترنس مدرن باشه! یا علی |
|||
|
|
۲:۱۴, ۱۵/مهر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/مهر/۹۰ ۲:۲۰ توسط Reza2035.)
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
نقل قول: سینما پست مدرن به طور مستقل از دوره ی مدرن و ترنس مدرن هنوز توی سینما داره به فعالیت خودش ولی من گمان میکنم اینسپشن ترنس مدرن باشه . نقل قول: اون سینمای پورنوگرافی هست که متاثر از فرویدیسم شکل گرفت. در مجموع یکی از زیربناهای اساسی پست مدرنیسم اقا یه سوال : الان منظورت اروتیکه یا پورنوگرافی ؟ چون سینمای روانشناسی بیشتر اروتیکه و مقوله پورن از اون جداست . نقل قول:باید نگاهمون رو در تحلیل غرب به سمت روانشناسی ببریم تا پیدا کردن دست های پنهان . . . !؟ در این مورد محمد عزیز باید به نظرم به نکات دیگه هم توجه بشه چون این فقط جامعه نیست که برای خودش تصمیم میگیره بلکه رهبران و نخبگان هستند که به اون سمت و سو میدن .به نظرم هر وقت جنبشی رو میخوایم بررسی کنیم اول باید بدونیم کجا شکل گرفته ؟رهبرانش چه کسانی بودند؟ تحت تاثیر چه اندیشه ای جنبش شکل گرفته ؟ هدفشون چیه ؟ |
|||
|
|
۱۱:۴۹, ۱۵/مهر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/مهر/۹۰ ۱۱:۵۱ توسط Admirer.)
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
نقل قول:ولی من گمان میکنم اینسپشن ترنس مدرن باشه . من فکر می کنم که ما باید حوزه ی دیدمون رو مشخص کنیم! اگر در حوزه ی استراتژیک بخوای فیلم رو بررسی کنی تقریبا باید با قواعد سینمای ترنس مدرن نقد بشه! ولی اگر بهوای از نظر هنری و قواعد کارگردانی و فیلم نامه نویسی نگاه کنی، به فیلم های پست مدرن منطق روایتش نزدیکتره! و نکته ی دیگه هم اینه که نولان خودش صاحب سبکه توی سینما و از نظر فنی نمیشه چندان توی حوزه ی خاصی گنجانده بشه و باید باهاش نولانی برخورد کرد! ![]() دقیقا نکته ی مهمی که از بعد از پست مدرن مطرح شد و توی ترنس مدرن هم بی تاثیر نبود، قالب گریزی بود! این نکته برای کسایی که می خوان اینجور فیلم ها رو نقد کنن خیلی مهمه! یعنی عمیقا باید خود کارگردان و سبک قصه گویی اش رو بشناسن تا بفهمن دغدغه اش چی بوده! بذارید یه مثال بزنم : وودی آلن یکی از ست مدرنیست های معروفه توی سینما و کارهاش و درواقع عقده گشایی هاش رو به سمت کمدی و طنز برد. در عین کوئینتین تارانتینو هم یکی دیگه از پست مدرنیست های معروفه! حالا خودتون می تونید تفاوت این دو تا رو ببینید! واقعا از زمیسن تا آسمون با هم کارهاشون فرق داره . . . . !! نقل قول:الان منظورت اروتیکه یا پورنوگرافی ؟ چون سینمای روانشناسی بیشتر اروتیکه و مقوله پورن از اون جداست . من دقیقا منظورم پورنوگرافی بود. اصلا به عنوان یه ژانر بیرون اومد از دل پست مدرنیته! در ضمن من در ارتباط با اروتیک فقط توی نقاشی و . . . شنیده بودم نه توی سینما! ( اگر بشه در این ارتباط بیشتر توضیح بده! ) نقل قول:در این مورد محمد عزیز باید به نظرم به نکات دیگه هم توجه بشه چون این فقط جامعه نیست که برای خودش تصمیم میگیره بلکه رهبران و نخبگان هستند که به اون سمت و سو میدن .به نظرم هر وقت جنبشی رو میخوایم بررسی کنیم اول باید بدونیم کجا شکل گرفته ؟رهبرانش چه کسانی بودند؟ تحت تاثیر چه اندیشه ای جنبش شکل گرفته ؟ هدفشون چیه ؟ رضا جان نمی دونم متوجه منظور من شدی یا نه!؟ من اصلا به این که نخبگان یه جامعه ای رو صد در صد هدایت کنن اعتقاد ندارم! بذار چند تا مثال بزنم : علت اصلی به وجود آمدن جنبشی مثل مدرنیته، اتفاقاتی بود که توسط کلیسا در دوران وسطی اتفاق افتاده بود، غیر از اینه؟ حالا یه شخصی مثل مارتین لوتر اومد و فقط یه خشم همگانی رو هدایت کرد و در واقع این لوتر نبود که جریان سازی کرد، بلکه فقط یه جریان رو هدایت کرد. یا مثلا مارکس! وقتی اومد یه فلسفه ای داد بیرون شرایط جامعه ی اون روز پذیرای او ایدئولوژی بود ولا اصلا کمونیسم شکل نمی گرفت! یعنی باید شرایط مهیا باشه تا یه روندی شکل گرفته باشه! واین مستقیما بستگی به مردم داره! نخبه ها جامعه رو هدایت نمی کنن اونا فقط یه جریان مردمی رو هدایت و یا شاید هم منحرف می کنن! باید ببینیم که جامعه توی چه شرایطی هست و از منظر روانشناسی بررسی اش کنیم! مثلا توی پست مدرنیسم چون شرایط مهیای برداشتن همه ی ساختارها و قوانین بود، یه عده ( خواسته یا ناخواسته! ) اومدن پونوگرافی رو به وجود اوردن! یعنی باز هم جامعه آماده ی پذیرش این موضوع بود! یا علی |
|||
|
|
۱۲:۴۱, ۱۵/مهر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/مهر/۹۰ ۱۲:۴۳ توسط Reza2035.)
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
نقل قول:باید با قواعد سینمای ترنس مدرن نقد بشه! ولی اگر بهوای از نظر هنری و قواعد کارگردانی و فیلم نامه نویسی نگاه کنی، درسته محمد عزیز فیلم نامه پست مدرنه ولی چون اساس ترنس مدرنیسم روی مفهومه و القای یه ماورا واسه همین گفتم ...چون همین که اینها وارد ذهن طرف مقابل میشن بوسیله ی یه دستگاه فیلم رو ترنس مدرن میکنه . نقل قول: در ضمن من در ارتباط با اروتیک فقط توی نقاشی و . . . شنیده بودم نه توی سینما! ( اگر بشه در این ارتباط بیشتر توضیح بده! ) ببین محمد عزیز پورنوگرافی که کاملا مشخصه چیه ...اما اروتیک میشه ماقبل پورنوگرافی اکثرا هم توی اثار روانشناسی ازش استفاده میشه مثه اثار استنلی کوبریک که خیلی استادانه اروتیک رو به نمایش میذاره در واقع اروتیک ما قبل پورنوگرافیه تصویری که ما رو سوق میده به پورن ! یه جورایی محرک اولیه واسه اینکه شما ادامه اش رو توی ذهنتون تصور کنید (زنای ذهنی).در واقع اکثرکارهایی که توی این حوزه هستند ماقبل پورن هستند تا اینکه پورن باشند . اینو گفتم چون واسم ایجاد شبهه شده که الان دقیقا منظورت پورنوگرافی که امروز داره جولان میکنه یا منظورت اروتیکه که بیشتر توی فیلمها هست؟ چون من مقوله ی پورنوگرافی را خارج از هالیوود میدونم و اون چیزی که توی هالیووده بیشتر اروتیکه خیلی عذر میخوام که میگم ولی بیشتر تحریک کننده است تا اینکه بخواد پورن باشه . نقل قول:رضا جان نمی دونم متوجه منظور من شدی یا نه!؟ من اصلا به این که نخبگان یه جامعه ای رو صد در صد هدایت کنن خب منم توی جمله ام گفتم که باید از چهار زاویه یه مسئله رو بررسی کرد .چون اگه 1.فقط نخبگان بررسی بشن اساسا ما به هیچ نتیجه ای نمیرسیم . 2.فقط جامعه بررسی بشه باز اون محرک جامعه نا دیده گرفته میشه حالا این نخبگان هم میتونند سیاسیون باشند هم سرمایه دارها اقتصاد دان ها .روشنفکرها . 3.اگر فقط چرایی جنبش رو بررسی کنیم اون وقت نمیتونیم با جاهای دیگه وفق بدیم . 4.اگه فقط کجایی جنبش رو بررسی کنیم از هدف جنبش عقب میمونیم . من معتقدم از همه ی زوایا باید بررسی بشه . یا علی |
|||
|
|
۱۳:۱۶, ۱۵/مهر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/مهر/۹۰ ۱۳:۱۷ توسط Admirer.)
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
نقل قول:ببین محمد عزیز پورنوگرافی که کاملا مشخصه چیه ...اما اروتیک میشه ماقبل پورنوگرافی اکثرا هم توی اثار روانشناسی ازش استفاده میشه مثه اثار استنلی کوبریک که خیلی استادانه اروتیک رو به نمایش میذاره در واقع اروتیک ما قبل پورنوگرافیه تصویری که ما رو سوق میده به پورن ! یه جورایی محرک اولیه واسه اینکه شما ادامه اش رو توی ذهنتون تصور کنید (زنای ذهنی).در واقع اکثرکارهایی که توی این حوزه هستند ماقبل پورن هستند تا اینکه پورن باشند . ممنون از توضیح جامعت! نکته ی ظریفی وجود داشت و اون تفاوت بین پورن و اروتیک هست که به خوبی اشاره کردی! من دقیقا منظورم پورنوگرافیه که برخی تحت عنوان آموزش س*ک*س هم ازش دفاع می کنن! من در این ارتباط تحقیقاتم هنوز کامل نیست و قصد داشتم به عنوان مولفه ی مهم بعدی ازش یاد کنم ( یعنی گرایش به فرویدیسم! ) اگر اجازه بدی هنگامی که بیشتر تحقیق کردم مقاله ی کاملش رو اینجا میذارم! ![]() ضمنا در ارتباط با کوبریک اگر میشه مثال بزن! ( من همچین عقیده ای رو ندارم! ) نقل قول: خب منم توی جمله ام گفتم که باید از چهار زاویه یه مسئله رو بررسی کرد من دقیقا همین رو می خوام بگم که این روابط خیلی به هم وابسته و نزدیکن و نمیشه جداشون کرد! یا علی |
|||
|
|
۱۴:۰۴, ۱۵/مهر/۹۰
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
نقل قول: من دقیقا منظورم پورنوگرافیه که برخی تحت عنوان آموزش س*ک*س هم ازش دفاع می کنن! من گمان میکنم پورنوگرافی بیشتر متاثر از جامعه است تا هنر !!!کلا یه مقوله ی جدا هست که توی همه روابط اجتماعی جا باز کرده مثلا ببین ما چطور وقتی از مدرنیته صحبت میکنیم ولی وقتی میخوایم از سکولاریزم صحبت کنیم کلا اونو جدا میکنیم و یه مبحث اصلی قلمداد میکنیم . توی پست مدرنیسم هم اگه بخوایم به مسئله پورن بپردازیم کلا باید از پورنوگرافی بگذریم و مسئله ای رو باز کنیم که میشه صنعت پورن که با توجه به فضای تالار نمیشه راجع بهش زیاد صحبت کرد . نقل قول:ضمنا در ارتباط با کوبریک اگر میشه مثال بزن! ( من همچین عقیده ای رو ندارم! ) به نقل از نقد فارسی: ![]() براي بازشناسي فيلمهاي استنلي كوبريك ميبايست به شخصيت سينمايي او و دغدغه اصلي او يعني خشونت رجوع كرد. او در فيلمهايش همواره اين مطلب را مد نظر قرار داده است، انسان و خشونت. او در هر فيلمش به يكي از جنبههاي اين رابطه لاينفك پرداخته است؛ در دكتر استرنج لاو و غلاف تمام فلزي رابطه جامعه و خشونت در قالب جنگ، در فيلم تلألو خشونت را از آينه روانشناسي، در باري ليندون خشونت كاناليزه شده در جامعه (قمار و دوئل)، در 2001: يك اديسه فضايي ماهيت و فلسفه خشونت و نيز رابطه خشونت و تكنولوژي و در پرتغال كوكي و [i]چشمان تمام بسته[/b] روانشناسي خشونت و س *ك* س را مورد بررسي قرار داده است. |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| نگاهی به نقش زنان در سینمای غرب | SAEED_KOSAR | 11 | 7,945 |
۸/خرداد/۹۱ ۸:۳۷ آخرین ارسال: seiied |
|










دچار یه جور نوستالوژی شده بودم . . . !!!



![[تصویر: wink.gif]](http://forum.bidari-andishe.ir/images/smilies/wink.gif)
![[تصویر: blush.gif]](http://forum.bidari-andishe.ir/images/smilies/blush.gif)
![[تصویر: standly-kubrick.jpg]](http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/91123/11/ch/standly-kubrick.jpg)