کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
چطوری حق رو از باطل تشخیص بدیم؟
۱۸:۳۳, ۱۷/مهر/۹۰
شماره ارسال: #1
آواتار
سلام به همه...
شاید به نظرتون سوالم تابلو باشه ولی واسه من خیلی مهمه بدونم تو این همه آدمای مختلف با عقاید مختلف،که هیچکدومشون،به جرات میگم هیچکدومشون عقاید شبیه به هم ندارند(حتی اگر در کلیات شبیه هم باشن بدون شک در بسیاری از جزئیات تفاوت زیادی با هم دارن)چطوری حق رو از باطل تشخیص بدیم؟ نه اون مسائلی که حق و باطل بودنشون واضحه...
چیزایی که به ظاهر حق و در واقع باطل هستن، راستش یه مدته اینقدر حرفای عجیب شنیدم که واقعا تشخیص واقعیت برام خیلی سخت شده...(البته خودم معتقدم در عصر حاضر برای تشخیص حق باید به فرمایشات رهبر معظم انقلاب گوش کنیم، در یک کلام حقیقت اون چیزی هست که ولی فقیه می فرمایند،چون ولایت ایشون ولایت الهی هستش...)ولی خوب ایشون که نمیتونن مرتب به ما بگن چی خوبه،چی بده! کما اینکه خیلی از اتفاق ها تا نیوفته ما به حق یا باطل بودنشون اعتقاد پیدا نمی کنیم،یعنی اینکه حتی اگه گفته بشه خیلی ها باور نمی کنن...پس اینجا یه بحث پیش میاد : لازمه تشخیص حق از باطل چیه؟
متاسفانه نمیتونم مثال بزنم ولی:
اینقدر آدمایی در طول تاریخ بودن و هنوز هم هستن که اولش از بهترین ها بودن ولی در آخر جزء بدترین ها...
آخه چطور میشه یه نفر این همه سقوط میکنه!؟
ما چیکار کنیم که جزء این دسته نباشیم؟Huh

یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Agha sayyed ، amin015 ، Abasaleh ، Anti gods ، محمود ، saloomeh ، SAViOR

آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۷:۲۸, ۱۹/مهر/۹۰
شماره ارسال: #21
آواتار
(۱۸/مهر/۹۰ ۱۴:۳۸)azam نوشته است:  
(۱۷/مهر/۹۰ ۲۱:۵۹)Agha sayyed نوشته است:  بسم الله النور
سلام علیکم
خواهر عزیز، همانطور که اشاره کردید ، برای تشخیص حق باید به فرمایشات رهبر معظم انقلاب گوش کنیم، اما نیک میدانیم آنچه معظم الله میفرمایند عین آیات قرآن و روایات معصومین (سلام الله علیهم اجمعین) است و لا غیر. آنچه برای ما تشخیص حق از باطل را دشوار مینماید دوری ما از نص صریح آیات و روایات است. پس برای شروع میباست تلاوت قرآن و تدبر در آیات با استفاده از ترجمه و سپس استفاده از تفاسیر را آغاز نماییم ، ودر کنار آن خواندن دُرَرَ الکُتبی بمانند نهج البلاغه را فراموش ننماییم. صد البت هنگامیکه دل را خدایی کردیم ، او خود راهنمایمان خواهد بود و مسیر درست را از نادرست نشان خواهد داد.
در مورد «اینقدر آدمایی در طول تاریخ بودن و هنوز هم هستن که اولش از بهترین ها بودن ولی در آخر جزء بدترین ها...» نیز باید بگویم که هر چه مراتب ایمانیمان بالاتر رود ، دشمن سر سختمان «شیطان» بر وسوسه های خود می افزاید ، تا به هر شکل ممکن ما را از مسیر حق جدا نماید و این میسر نمیشود مگر آنکه حرف و عملمان دویی شود و دل ، آنچه زبان میگوید نخواهد .
موفق باشید و خدایی .


سلام
خیلی ممنون، بله درست می فرمائید، ولی یه وقتایی بدون اینکه خود آدم متوجه بشه راهو اشتباه میره، ایمانشم خوبه ها ولی نخواسته یه کاری میکنه کارستون!!
نمیدونم مثال بزنم یا نه؟


بسم الله النور
سلام علیکم
خواهر عزیز، در مطلبم به وضوح به عملیاتی نمودن آیات و روایات اشاره داشتم . خداوند در سراسر قرآن به تفکر ،تعقل و تدبر اشاره نموده است. پس هنگامیکه ما عملی را با تفکر انجام دهیم و شرط رضایت خداوند عز و جل را در نظر بگیریم راه را به بیراهه نخواهیم رفت. اگر به دقت آیات را مطالعه نماییم ، بایدها و نبایدها را در میابیم و به عنوان یک نیروی کمکی الهی ، میتوانیم از کلام معصومین (سلام الله علیهم اجمعین) بهره گیریم. اگر هم در جایی مسیر را اشتباه رفتیم، جا برای بازگشت هست که خداوند بازگشت کنندگان را بسیار دوست میدارد. اگر مثالی در ذهن دارید بیان نمایید ،تا انشاالله شبهات رفع گردد.
موفق باشید وخدایی .

امضای Agha sayyed
صِبغَةَ اللهِ وَ مَن اَحسَنُ مِنَ اللهِ صِبغَةً
رنگ خدایی بپذیرید ! رنگ ایمان و توحید و اسلام و چه رنگی از رنگ خدایی بهتر است ؟!
بقره -138
اين است نگارگرى الهى؛ و كيست ‏خوش‏نگارتر از خدا
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: میثاق
۱۲:۱۱, ۱۹/مهر/۹۰
شماره ارسال: #22
آواتار
(۱۹/مهر/۹۰ ۷:۲۸)Agha sayyed نوشته است:  
(۱۸/مهر/۹۰ ۱۴:۳۸)azam نوشته است:  
(۱۷/مهر/۹۰ ۲۱:۵۹)Agha sayyed نوشته است:  بسم الله النور
سلام علیکم
خواهر عزیز، همانطور که اشاره کردید ، برای تشخیص حق باید به فرمایشات رهبر معظم انقلاب گوش کنیم، اما نیک میدانیم آنچه معظم الله میفرمایند عین آیات قرآن و روایات معصومین (سلام الله علیهم اجمعین) است و لا غیر. آنچه برای ما تشخیص حق از باطل را دشوار مینماید دوری ما از نص صریح آیات و روایات است. پس برای شروع میباست تلاوت قرآن و تدبر در آیات با استفاده از ترجمه و سپس استفاده از تفاسیر را آغاز نماییم ، ودر کنار آن خواندن دُرَرَ الکُتبی بمانند نهج البلاغه را فراموش ننماییم. صد البت هنگامیکه دل را خدایی کردیم ، او خود راهنمایمان خواهد بود و مسیر درست را از نادرست نشان خواهد داد.
در مورد «اینقدر آدمایی در طول تاریخ بودن و هنوز هم هستن که اولش از بهترین ها بودن ولی در آخر جزء بدترین ها...» نیز باید بگویم که هر چه مراتب ایمانیمان بالاتر رود ، دشمن سر سختمان «شیطان» بر وسوسه های خود می افزاید ، تا به هر شکل ممکن ما را از مسیر حق جدا نماید و این میسر نمیشود مگر آنکه حرف و عملمان دویی شود و دل ، آنچه زبان میگوید نخواهد .
موفق باشید و خدایی .


سلام
خیلی ممنون، بله درست می فرمائید، ولی یه وقتایی بدون اینکه خود آدم متوجه بشه راهو اشتباه میره، ایمانشم خوبه ها ولی نخواسته یه کاری میکنه کارستون!!
نمیدونم مثال بزنم یا نه؟


بسم الله النور
سلام علیکم
خواهر عزیز، در مطلبم به وضوح به عملیاتی نمودن آیات و روایات اشاره داشتم . خداوند در سراسر قرآن به تفکر ،تعقل و تدبر اشاره نموده است. پس هنگامیکه ما عملی را با تفکر انجام دهیم و شرط رضایت خداوند عز و جل را در نظر بگیریم راه را به بیراهه نخواهیم رفت. اگر به دقت آیات را مطالعه نماییم ، بایدها و نبایدها را در میابیم و به عنوان یک نیروی کمکی الهی ، میتوانیم از کلام معصومین (سلام الله علیهم اجمعین) بهره گیریم. اگر هم در جایی مسیر را اشتباه رفتیم، جا برای بازگشت هست که خداوند بازگشت کنندگان را بسیار دوست میدارد. اگر مثالی در ذهن دارید بیان نمایید ،تا انشاالله شبهات رفع گردد.
موفق باشید وخدایی .

سلام، خیلی ممنون از توضیحاتتون
تا دلتون بخواد مثال تو ذهنمه از انواع مختلف اشتباهات که اینجا به چندتا اشاره می کنم: ببینید مثلایه نفرکه بسیار آدم باتقواییه و تا بحال چندین کتاب در مورد ائمه اطهار نوشته و طبع شعر هم داره و اشعار بسیار زیبایی در مدح ائمه(علیه السلام) و خاندانشون گفته و این کتاب ها الان هم موجود هستش و مردم ازشون استفاده می کنن...ولی با توجه به اینکه از شاگردان یکی از مراجع تقلید اون زمان!؟ بودن، معتقدند انقلاب اسلامی نباید شکل می گرفته...
یه مورد دیگه هم که من شنیدم و البته از صحتش مطمئن نیستم اینکه(فکر کنم) شهید مدرس بعد از مدتها که بخاطر اسلام مبارزه کردن، اون اواخر تازه متوجه شدن کاری که انجام می دادن چیزی بوده که انگلیس میخواسته...یا یه نمونه عمومی تر اشتباهی بود که اوایل انقلاب خیلی ها در مورد شهید بهشتی مرتکب شدن و بعد از شهادت ایشون فهمیدن اشتباه کردن...یا مثلا این آقای کشمیری منافق که هیچکی نتونست تشخیص بده واقعا کی هست و بعد از اون بمب گذاری واسش عزاگرفتن،آخرشم فهمیدن کار خودش بوده... همین الانم نظیر این اتفاقات کم نیست... آدم به این راحتی نمیتونه درست و نادرست بودنشون رو تشخیص بده...من الان چند سالی هست که ذهنم درگیر این موضوعاته...دلیلشم اینه با آدمای مختلفی برخورد کردم که هرکدومشون در عین مومن بودن تناقضاتی در اعمال یا گفتارشون بوده که گیجم کرده...از طرفی هم انقدر علمم زیاد نیست که بتونم تشخیص بدم واقعا چی به چیه؟
الان جنگ دشمن، جنگ نرمه و فکر می کنم که حتی تشخیص حق از باطل واسه افراد خیلی مومن هم بسیار دشواره، کما اینکه نمونه ش هم همین حالا موجوده!...الان که داشتم اینارو مینوشتم این موضوع به ذهنم رسید که یکی از مهم ترین دلایلی که شناخت حق رو از باطل سخت میکنه وجود افراد منافق بین مردم هستش که تشخیصشون فقط کار افرادی هست که بصیرت و معرفت خیلی بالایی دارن و صدافسوس که این توفیق هم نصیب افراد زیادی نمیشه...
دیگه نمیدونم چی بگم! فقط اعتراف می کنم: کفر و ایمان چه به هم نزدیک است...
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Agha sayyed
۱۴:۳۷, ۱۹/مهر/۹۰
شماره ارسال: #23
آواتار
بسم الله النور
سلام علیکم
خواهر عزیز، مثالهای شما در مورد افراد است و افراد و اشخاص ملاک حق و باطل نیستند. چراکه در تمامی اعصار کسانی بودند که ظاهر الصلاح اما دقیقا بر عکس ظاهر درونی غیر الهی داشتند .از یهودا در بین حواریون عیسی بن مریم (سلام الله) تا منافقان زمان پیامبر(صلوات الله علیه و آله) و پس از آن تا این زمان.این دسته دیر یا زود چهره خود را آشکار میکنند و دروغهایشان بر همگان آشکار میشود که درغگو فراموشکار است .خداوند عزوجل نیز میفرماید:«و مکرو و مکروالله إن الله خیر الماکرین». آنان با خدعه عمل میکنند و خداوند شیطنت آنان را به خودشان باز میگرداند. در مورد اوایل انقلاب هم این موجودات با رخنه به درون احزاب اسلامی ضربات سنگینی زدند و بزرگمردان زیادی را به شهادت رساندند ، اما این طبیعت یک قیام الهی است تا قربانی بگیرد تا حواسمان کاملا جمع گردد . آیا در لبنان در سالهای دهه هشتاد و نود بزرگانی از حزب الله به شهادت نرسیدند ، ولی حال به فضل الهی و هوشیاری حزب الله سالها است که مرد بزرگی همچون سید حسن نصرالله (حفظکم الله) باعث بر هم زدن نقشه های صهیونیستی گردیده.
خواهر عزیزم،همانطور که خود نیز اظهار داشته اید ،فاصله بین حق و باطل به اندازه کمتر از مویی است و تنها راه شناخت حق، الهی شدن است و پس از آن خداوند پرده از ابهامات برخواهد داشت و راه حق را برایتان نمایان خواهد کرد.
موفق باشید و خدایی .
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: میثاق
۱۵:۴۴, ۱۹/مهر/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/مهر/۹۰ ۱۵:۴۷ توسط میثاق.)
شماره ارسال: #24
آواتار
سلام
شاید افراد ملاک حق و باطل نباشن ولی قطعا میتونن حق رو باطل جلوه بدن و باطل رو حق...
معرفت پیدا کردن کار آسونی نیست...خیلیا در حالی از نظر معنوی سقوط کردن که شاید یه زمانی بهترین بودن...

من میگم باید یه سری ملاک ها وجود داشته باشه که آدمای عادی مثل من که ممکنه تا آخر عمرشونم نتونن بصیرت و معرفت کافی برای شناخت حق از باطل کسب کنن و همون پله اول بمونن طبق اون ملاک ها به راه خطا و اشتباه نرن...
فکر کنم اینو قبول دارید که حداقل 80 درصد آدما به هر دلیلی نمیتونن به اون معرفت دست پیدا کنن! اون 20درصد بقیه هم نصفشون یجا اشتباه می کنن!!
خلاصه سخته آقا سید...سخته...(گویند که سنگ لعل شود در مقام صبر آری شود، لیک به خون جگر شود)
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Agha sayyed ، SAViOR
۱۰:۴۳, ۳۱/اردیبهشت/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۳۱/اردیبهشت/۹۱ ۱۰:۵۵ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #25
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

سلام
قسمت زیادی از پاسخ سوال شما در این تاپیک وجود دارد:
چگونه از فتنه های آخرالزمان در امان باشیم؟؟!!

در ادبیات قرآن به قوای تشخیص حق از باطل میگویند فرقان (فرق بین حق و باطل را مشخص میکند)

فرقان طبق آیات قرآن بیش از هر چیز وابسته است به تقوا!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!


( إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ يَجْعَلْ لَكُمْ فُرْقاناً- اگر تقوای الهی پیشه کنید برایتان فرقان (قدرت تشخیص حق از باطل) قرار می دهیم (29-انفال))

تقوا یعنی ترجیه دادن حکم خدا در هر امری بر هوای نفس!



و همچنین کسی که تقوا پیشه کند، خداوند شخصاً به او تعلیم می دهد { وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ يُعَلِّمُكُمُ اللَّه – تقوا پیشه کنید خداوند شخصاً شما را تعلیم می دهد} و این از برکات ویژه و کم نظیر رعایت تقواست




و همچنین به شدت باید از ظلم پرهیزکنیم ، ظلم یکی از کارهایی است که شدیداً ما را از هدایت خدا باز می دارد
آنچنان که خداوند کریم در قرآن می فرماید: { وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمينَ (258- بقره) خداوند مردمان ظالم را هدایت نمی کند.}
ما در حق خودمان و احکام خداوند و خلق خداوند نباید ظلم کنیم.

خداوند عالم از هدایت خلق دریغ ندارد آنچنان که خورشید از نور افشانی دریغ ندارد، اما اگر ما جلوی پنجره، پرده ای ضخیم بیاندازیم آیا می توانیم بگوییم که خورشید نور نمی دهد آیا اگر ما با اعمال خود جلوی پنجره قلب خود با انجام گناهان و ظلم به خود و دیگران پرده بیافکنیم و مانع رسیدن انوار هدایت پروردگار شویم می توانیم از هادی نبودن خدا شکایت کنیم؟!




یکی دیگر از کارهایی که در هدایت ما به سمت حق بسیار مؤثر است هم در حدیث زیر آمده:
اگر به آنچه می دانید عمل کنید، خداوند آن چه را که نمی دانید به شما خواهد آموخت.
یکی از مهمترین دانسته های ما که تا به آنها عمل نشود، می تواند مانع رسیدن هدایت های بعدی خداوند به ما شود توصیه ها و تأکید های اهل بیت است که إن شاء الله اگه خدا توفیق بدهند بعضی از مهمترین توصیه هایی را که معصومین در رابطه با امام زمان و آخرالزمان کرده اند را خدمت رفقا عرض خواهم کرد.

به عنوان یک نمونه یکی از مهمترین این دستورات را تقدیم میکنم:
یکی از مهمترین دستوراتی که خود ائمه به ما در این دوران پرفتنه برای رهایی از سرگردانی و عافیت یافتن از ماجراهای آخرالزمان به ما داده اند دعاست آنهم دعای عاجزانه و ملتمسانه و چگونگی آن در روایت زیر آمده:

يونس بن عبد الرحمن از عبد اللَّه بن سنان روايت كرده كه حضرت صادق عليه السّلام فرمود: در اين زودى براى شما شبهه‏اى پيش خواهد آمد كه نه علم خروج از آن را داريد و نه امامى هست كه شبهه را براى شما حل كند، و در سرگردانى خواهيد ماند،
افرادى كه بخواهند از اين گونه شبهات رهائى پيدا كنند بايد دعاى غريق را بخوانند گويد: عرض كردم دعاى غريق كدام است؟ فرمود: ميگوئى:
«يا اللَّه يا رحمان يا رحيم، يا مقلب القلوب ثبت قلبى على دينك» گفتم: «يا مقلب القلوب و الابصار ثبت قلبى على دينك» فرمودند: خداوند مقلب قلوب و ابصار هست و ليكن همان طور كه من دستور دادم قرائت كن و بگو: «يا مقلب القلوب ثبّت قلبى على دينك»
كمال الدين و تمام النعمة، ج‏2، ص: 353





یک توضیح: شاید این سوال پیش آید که چه رابطه ای بین تقوا و فرقان وجود دارد؟
اساساً عقل چیزی نیست که مجرد از هوای نفس بتواند تحلیل کند و هوای نفس کاملاً بر منطق انسانها اثر مستقیم دارد، هیتلرها و چنگیزها هم تحلیل عقلی میکردند برای خود اما درست و غلط را چیز دیگری می یافتند
حب و بغض ها و کینه ها و حسد ها و طمع ها و تکبر ها و ... همه و همه بر دستگاه تعقلی و منطقی انسان اثر مستقیم دراد
حال تقوا چه میکند؟
تقوا این هوای نفس را کنترل میکند و میگذارد تا قوای عاقله حاکم شود بدون اثر پذیری از این هواها
بعلاوه عنایت ویژه ی خدا هم شامل حال متقی میشود

خدا میفرماید:
وَذَرُواْ ظَاهِرَ الإِثْمِ وَبَاطِنَهُ إِنَّ الَّذِينَ يَكْسِبُونَ الإِثْمَ سَيُجْزَوْنَ بِمَا كَانُواْ يَقْتَرِفُونَ﴿۱۲۰-انعام﴾
و گناه آشكار و پنهان را رها كنيد زيرا كسانى كه مرتكب گناه مى‏شوند به زودى در برابر آنچه به دست مى‏آوردند كيفر خواهند يافت(۱۲۰)

اگر کسی به این دستور یعنی رها کردن گناه در آشکار و پنهان عمل کردن نتیجه اش چه میشود؟

أَوَ مَن كَانَ مَيْتًا فَأَحْيَيْنَاهُ وَجَعَلْنَا لَهُ نُورًا يَمْشِي بِهِ فِي النَّاسِ كَمَن مَّثَلُهُ فِي الظُّلُمَاتِ لَيْسَ بِخَارِجٍ مِّنْهَا كَذَلِكَ زُيِّنَ لِلْكَافِرِينَ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ﴿۱۲۲﴾
يا كسى كه مرده[دل] بود و زنده‏اش گردانيديم و براى او نورى پديد آورديم تا در پرتو آن در ميان مردم راه برود چون كسى است كه گويى گرفتار در تاريكيهاست و از آن بيرون‏آمدنى نيست اين گونه براى كافران آنچه انجام مى‏دادند زينت داده شده است(۱۲۲)

خداوند دلش را زنده میکند و نوری برایش قرار میدهد و ازهدایت ویژه الهی برخوردارش میکند!

باز هم پیشنهاد میکنم دوستان این تاپیک را مطالعه کنند

چگونه از فتنه های آخرالزمان در امان باشیم؟؟!!
و پرهیز فوق العاده شدید از مال حرام که با مال حرام شک نکنید که علامه ی دهر هم که باشید نفهم میشوید و هیچ بعید نیست که در مقابل امام زمان هم بیاستیم ، پناه بر خدا
این تاپیک ها را به دقت مطالعه بفرماید:

کسی که از لحاظ مالی حقی بر گردن دارد نمیتواند در رکاب امام زمانش باشد
و

کدام اثر از آثار مال حرام بیشتر شما را میترساند؟!!


این تاپیک را هم با تأمل مطالعه بفرماید:
فتنه‏اى اضطراب آور،شكننده و نابود كننده،آغاز خواهد شد!!!!!!!

تضرع شدید به درگاه خدا برای اینکه هدایت خدا شامل حالمان بشود
توسل شدید به اهل بیت
و پرهیز شدید از ظلم و مال حرام

(۱۹/مهر/۹۰ ۱۵:۴۴)azam نوشته است:  من میگم باید یه سری ملاک ها وجود داشته باشه که آدمای عادی مثل من که ممکنه تا آخر عمرشونم نتونن بصیرت و معرفت کافی برای شناخت حق از باطل کسب کنن

این حرف شما حرف درستی نیست سرکار اعظم
این حرف شما کوچک کردن رحمت خداوند است!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

خدا دریغ دارد که به شما بصیرت و معرفت بدهد یا عاجز است؟
اگر کسی حقیقتاً طالب باشد
خداوند بسیار رحیم است و خودش در قرآن میفرماید اگر کسانی حقیقتاً طالب حق باشند:


انّ کید الشیطان ضعیفاً،(سوره نساء آیه 76)

همانا کید شیطان ضعیف بوده است
منتتها برای کسی که حقیقتاً طالب هدایت باشد و پناه برنده و متوکل به خدا باشد و متوسل به اهل بیت باشد
امید به رحمت خدا داشته باشید

اشخاص ملاک حق و باطل نیستند بر اساس فرمایش مولا علی هر که میخواهد باشد!


مولا علی میفرمایند تو حق را بشناس اهل حق را خواهی شناخت!!!!!!!!!!!!!!!!!!!



کسانی هم که با اهل باطل دوستی میکنند از مصادیق کسانی هستند که دلهایشان مرض پیدا کرده و خود نیز اهل باطل شده اند!!!!!!!!!!!!!!!!!!
این هم ملاک مهمی است

به عنوان نمونه:
کسی که ابراز دوستی میکند با کسانی که دشمنی علنی دارند با امام زمان وجود نازنین امام زمان را انکار و اعتقاد به آن را تمسخر میکنند و یا حتی بیزاری نمیجوید از آنها بی شک خود نیز باطل است.

امضای علی 110
پرستش به عبادت نیست، به اطاعت است!!!!
از که اطاعت می کنیم؟!
همو معبود ماست!!

امام زمان علیه السلام:
ظهور ما به تأخیر نیفتاده مگر به سبب اعمال ناپسندی که از ایشان (شیعیان) سر می‌زند و خبر آنها به ما می‌رسد.

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: zarati313 ، SAViOR
۲۱:۳۴, ۲۳/تیر/۹۲
شماره ارسال: #26
آواتار
در تاريخ آمده است كه شخصى به نام حارث بن حوط به حضور على عليه السلام آمده و گفت: گمان مى كنى من طلحه و زبير و عايشه را باطل مى دانم؟! كنايه از اين كه من بين تو و آنان فرق نمى گذارم، و نمى دانم كداميك حق، و آن ديگرى باطل مى باشيد!! حضرت در جوابش فرمودند: تو در تشخيص حق و باطل دچار اشتباه شده اى، تو مى خواهى براى تشخيص آنها به سراغ خود افراد روى! و اين صحيح نيست، بلكه بايد در شناسايى اشخاص به سراغ معيارهاى حق و باطل بشتابى و از اين طريق، صحيح را از ناصحيح و صواب را از خطا تميز دهى

حارث گفت: من به دنبال عبدالله و سعد وقاص مى روم كه راه بى طرفى اعلان نموده،و داخل مسائل سياسى نمى گردد

حضرت فرمودند: آنان از حق و حقيقت پشتيبانى ننموده، و بر ضد باطل قيام نكرده اند!! تو چگونه از راه ناصحيح آنان پيروى مى نمايى؟

در حالات آن دو نفر آمده است كه: پس از قتل عثمان، سعد وقاص چند رأس گوسفند خريده و راه صحرا را پيش گرفت، و از بيعت با اميرالمؤمنين خوددارى نموده و به چوپانى مشغول شد ولى عبدالله عمر با آن حضرت بيعت كرد، و سپس بيعت خود را شكسته، و زير حمايت خواهرش حفصه همسر رسول خدا راه بى طرفى را پيش گرفت، و خانه نشينى را بر نظام اجتماعى اميرالمؤمنين ترجيح داد!!

او بر همين منوال مى گذرانيد تا اينكه حجاج بن يوسف در جنگى كه در مكه رخ داد، عبدالله زبير را به دار زد و عبدالله عمر شبانگاه به منزل حجاج آمده و بدو گفت من از پيامبر خدا شنيدم كه فرمود:

'هر كس از دنيا برود و امام زمان خويش را نشناسد، مسلمان نمرده است'.

اينك آمده ام از طريق تو براى عبدالملك مروان بيعت نمايم، هم اينك دستت را بده تا با تو بيعت كنم! حجاج در حالى كه با وى با تحقير و بى احترامى برخورد مى كرد، در اين هنگام پايش را دراز نموده و گفت: بيا به جاى دستم با پايم بيعت كن

عبدالله عمر گفت: چرا به من اسائه ادب نموده و تحقيرم مى نمايى؟

حجاج گفت: اى احمق نادان! آيا على بن ابى طالب عليه السلام امام نبود؟ چرا با او بيعت نكردى؟ آيا او امام زمان نبود؟! سوگند به خدا تو براى بيعت و دستور رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم به اينجا نيامده اى! بلكه تو را اين چوبه دار به اينجا كشانيده، و از ترس وارد شده اى!! [ نهج البلاغه فيض الاسلام حكمت254 و1213 و 1214 سفينه ج2 ص136.نقل از آفتاب ولايت، ص312-310]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا