|
رضا امیرخانی
|
|
۲۰:۰۶, ۶/آذر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۸/آذر/۹۰ ۲۳:۳۷ توسط mosafer.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
به نام آنکه جانم از اوست، به دست اوست، با اوست و به سوی اوست.
گفتم یک کتاب معرفی کنم ، ولی نمی شد برا همین نویسنده اش رو معرفی می کنم و شما برید سراغ کتاباش. گفت : بنویس (من او) ، گفتم : پس ( داستان سیستان) چی؟ گفت : پس هر دوش رو بنویس به اضافه (ارمیا) گفتم: گفتم خوبه می نویسم اونوقت خود آقا رضا نمیگه پس ( جانستان کابلستان ) و ( بیوتن) کو؟ گفت: پس چی می نویسی؟ گفتم: می نویسم خالق اثرهای (ناصر ارمنی)و (نشت نشا) و ( ازبه) و ( نفحات نفت) و اون بالاییها که نوشتم. گفت : پس بگو این کتابا چی هستم. حالا خودم براتون میگم اگه می خواین سفرنامه بخونین : سفرنامه (داستان سیستان) و ( جانستان کابلستان) اولی سفر رهبر معظم به سیستان و دیگری سفر مولف به دیار افغانستان و هرات و کابل و قندهار اگه اهل رمان هستید که (من او) و ( ازبه) و (ارمیا) و (بیوتن) و حتاتر (ناصر ارمنی) و اگه یک کم جدی تر هستید (نفحات نفت) و (نشت نشا) حرفای نزده زیاده ولی به همین کم بسنده می کنم و بقیه رو به شما واگذار می کنم که اگه از هرکدوم از این کتابا خونده اید و حال داشتید، بنویسید. ولی داستان سیستان، داستان سیستان، داستان سیستان |
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۱:۵۱, ۸/آذر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۸/آذر/۹۰ ۱۱:۵۷ توسط Resistance.)
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
|
اگر به دنبال روایتی متفاوت هستید ، کتاب “داستان سیستان” امیرخانی را بخوانید. کتابی که نویسنده آن می گوید « تقریباً مطمئن بودم این کار، چاپ نخواهد شد! فکر میکردم شاید بهعنوان یکسری خاطرات و سفرنامهی شخصی برای خودم و برخی از دوستانم- با انتشار غیر رسمی- مطرح باشد. اصلاً در دورانی این اتفاق افتاد که فکر میکردم کار من شاید فقط یک مخاطب داشته باشد: خود آقا؛ که شاید این نوع نگاه برایشان جذاب باشد! برای همین توانستم خودممیزی را کنار بگذارم. از آن طرف کار دچار ممیزی بیرونی هم نشد؛ حتی جملهای از آن.»
در سال 1352 در تهران متولد شد، در دبیرستان علامه حلی درس خواند و دارای مدرك كارشناسی در رشته مكانیك است و سردبیری سایت لوح را نیز بر عهده دارد. از میان آثار او، كتاب ارمیا در جشنواره آثار 20 سال دفاع مقدس برگزیده شده و در اولین دوره جشنواره مهر و دومین جشنواره دفاع مقدس مورد تقدیر قرار گرفته است. همچنین كتاب من او در دومین جشنواره مهر مورد تقدیر قرار گرفته و یكی از سه كتاب برگزیده منتقدان مطبوعات و سه كتاب برگزیده سال 79 بوده است. ارمیا (رمان، سال 74)، ناصر ارمنی (مجموعه داستان، سال 78)، من او (رمان، سال 78)، از بد (داستان بلند، سال 80)، داستان سیستان (سفرنامه، سال 82). زاده شدن به تاريخِ بيست و هفتمِ ارديبهشت ماهِ 52ي شمسي، بزرگ شدن در فضاي پرهيجانِ انقلاب اسلامي. گهگاه با كيفِ كودكانهاي پر از اعلاميه پوششي بودن براي كارهاي پدري و گهگاه همبازي بودن با ادموند و آربي و آرش در محلهي بيست و پنج شهريور در تهران. بحرانِ اول شدن و بيست گرفتن در هر آن چه كه ميشد در دورهي دبستان راستي، يك بار هم بوسيدنِ دستِ امام به سالِ 61... بعدترك، سال 62، رفتن به مركزِ آموزش تيزهوشِ علامهي حلي كه قبل از تاسيسِ سازمانِ استعدادهاي درخشان(66) زيرِ نظر معاونتِ آموزشِ استثنايي، عقبافتادهها بود... بزرگ شدن در فضايي سرشار از تكثر و تنوع در علامه حلي تهران و رفاقت... رفاقت با كلي رفيق كه هنوز كه هنوز است مويشان را با عالم و آدم عوض نخواهم كرد... گرفتار شدن در گروهي سه نفره به سرپرستي جواني مهندس كه از جنگ برگشته بود و پروژهي موشكيش تمام نشده بود و طراحي و ساختنِ هواپيماي يك نفرهي غدير-24 و شايد هم جايزه گرفتن در 69، در چهارمين جشنوارهي اختراعات و ابتكاراتِ خوارزمي كه البته اول شدنِ در آن كمترين فايدهي آن پروژه بود... قبول شدن در رشتهي مهندسيِ مكانيك دانشگاهِ صنعتي شريف. كار كردن در پروژهي هواپيماي دو نفرهي آموزشي غدير-27 و همزمان گرفتنِ مدركِ خلبانيِ شخصي (پي.پي.ال.) به عنوانِ جوانترين خلبانِ شخصيِ كشور در آن سالها، به سالِ 71 تا بپرانم غدير-27 را به عنوانِ خلبانِ آزمايشيِ گروه... عضو شدن در هيات مديرهي موسسهي خصوصي هواپويان به سالِ 71 كه قرار بود به همتِ مرداني ميانسالتر صنعتِ هوايي را به ميانِ مردم ببرد... رد شدنِ پروژهي غدير-27 در مزايدهاي داخلي و دولتي و عوضش دادنِ پروژهي دولتي به يك شركتِ خارجي! به سالِ 72... افسرده شدن و بازگشتن به جنين تولد، دبيرستانِ علامه حلي و معلمي و همزمان راه انداختنِ معاونتِ پژوهشي دبيرستان و فعاليت در آن از سالِ 72 تا 74 كه حاصلش چند مقام شد براي دوستانِ كوچكترِ آنروز و برادرانِ امروزم در جشنوارههاي دانشآموزيِ خوارزمي... راستي، مدتي هم كار كردن در هيات تحريريهي نشريهي روايت كه مخصوص دانشآموزان و فارغالتحصيلان استعدادهاي درخشان بود، از سالِ 70 تا 72. و البته شاعر شدن در چندين دوره از دوازده دوره شبهاي شعرِ انقلاب اسلامي علامه حلي با آن مخاطبهاي فراوان و دوستداشتني. و خدمتگزارِ خدمتگزاران بودن در هياتِ خدمتگزارانِ اهلِ بيت از تاسيسش در سال 70 تا همين حالا و به مددِ ارباب تا تهِ كار... بعدترك هم ساختن و نصب كردنِ يك تنورِ خورشيدي در بشاگرد با همان برادرانِ علامه حلي به سالِ 79... همزمان نوشتنِ داستان و مقاله در شمارههاي مياني تا پايانيِ ماهنامهي نيستان، از 75 تا 76. بعدتر سفري به ايالاتِ متحده به سالِ 79. راه انداختنِ سايتِ لوح به سالِ 81 و سردبيريش تا سالِ 84... كه در زمانِ خود پرمخاطب بود و ... داشتنِ يك كارِ تجاريِ شخصي از سالِ 81 تا 83 و شايد هم تا همين حالا... رياستِ هيات مديرهي انجمن قلم ايران از سالِ 84 تا 86، ساختنِ سالن و كتابفروشيِ انجمنِ قلمِ ايران، برگزار كردنِ جشنوارهي سلام بر نصرالله همزمان با جنگِ سي و سه روزه و فرستادنِ بزرگترين كاروانِ اهلِ فرهنگِ ايراني به لبنان به سالِ 86 و سه نقطههاي فراوان كه اقلِ حسنش شناختن آدمها بود به قيمتِ هديهي دو سال از عمر... و از همه شيرينتر، سفر به همهي استانهاي كشور و بيست و دو كشورِ دنيا. و حالا كه برخي نويسندهام ميخوانند، منتشر كردنِ 1- رمانِ ارميا به سال 74 كه جايزهِ بيست سال داستاننويسيِ دفاعِ مقدس سال 79 را گرفت و تقديرِ ويژهي اولين جشنوارهي مهر و دومين كتابِ سالِ دفاعِ مقدس. 2- مجموعهي داستانِ ناصر ارمني به سالِ 78 3- رمانِ منِ او به سالِ 78 كه سالِ 79 جزوِ سه كتابِ برگزيدهي منتقدان مطبوعات شد و البته تقديرِ ويژهي دومين جشنوارهي مهر. 4- داستانِ بلندِ ازبه به سالِ 80 5- سفرنامهي داستانِ سيستان به سالِ 82 6- مقالهي بلندِ نشتِ نشا به سالِ 83 7- رمانِ بيوتن به سالِ 87 كه برندهي جايزهي اول جشنوارهي حبيب غنيپور شد به سالِ 88 و البته نامزدِ نمايشيِ جايزهي جلالِ ارشاد بود در ميانِ پنج گزينهي نهايي كه هيچكدام جايزه نبردند 8- گزيدهي يادداشتها(ي 81 تا 84) به نام سرلوحهها به سال 87 9- مقالهي بلند نفحات نفت به سال 89 10- و جانستان کابلستان، گزارش سفر به افغانستان به سالِ 90 (۶/آذر/۹۰ ۲۰:۳۸)yamin نوشته است: سلام و التماس دعا.. مقام معظم رهبری، سوم تا یازدهم اسفند ۱۳۸۱ سفری مهم به سیستان و بلوچستان داشتند که امیرخانی در این سفر همراه ایشان بود و داستان سیستان یادداشتهای شخصی این نویسنده درباره آنچه در این سفر اتفاق افتاده را در بر میگیرد. داستان سیستان با متنی به جای مقدمه آغاز میشود که امیرخانی در آن به چگونگی فراهم شدن زمینه حضور وی در این سفر اشاره دارد و در آن از پیشبینی و پیش فرضهایش از این سفر مینویسد. نویسنده داستان سیستان یادداشتهای شخصیاش از سفر را به بخشهای روزانه تقسیم کرده و در پایان هر روز از سفر به آن بخش پایان میدهد. امیرخانی در سفر مقام معظم رهبری به سیستان و بلوچستان در اکثر دیدارهای ایشان با مردم عادی، دانشجویان، نخبگان، نیروهای نظامی و سران قبایل حضور دارد و روایتی داستان گونه از دیدار رهبری با اقشار مختلف به ویژه خانواده شهیدان ارائه میدهد. نویسنده در این اثر، خارج از آنچه رویکرد اصلی او در روایت از جزء جزء اتفاقات این سفر است، نگاهی انتقادی بر بخشهای مدیریتی استان دارد و از چارچوبهای عادی سفرنامه نویسی خارج میشود |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| رمان ((قیدار)) اثر رضا امیرخانی | MAHDI59 | 0 | 1,644 |
۶/مهر/۹۳ ۲۰:۱۱ آخرین ارسال: MAHDI59 |
|







