کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 3 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
چهل حدیث حسینی (علیه السلام)
۲۰:۰۱, ۲۹/مهر/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۵/آذر/۹۰ ۹:۳۰ توسط میلاد.م.)
شماره ارسال: #1
آواتار
بسم الله

با توجه به نزدیک شدن به ایام محرم ان شاء الله هر روز با 1 حدیث در مورد عزاداری در خدمتتان خواهم بود .
باشد که سبب شفاعت ما در روز حشر نزد حضرت حق گردد.

===============================================================
1-پاداش شعر گفتن براى حسين عليه السّلام

قال الصّادق عليه السّلام :
ما مِنْ اَحَدٍ قالَ فى الحُسَينِ شِعْراً فَبَكى وَ اَبكْى بِهِ اِلاّ اَوْجَبَ اللّهُ لَهُ الْجَنّةً وَ غَفَرَ لَهُ.

ترجمه :
امام صادق عليه السّلام به جعفربن عفان فرمود:
هيچ كس نيست كه درباره حسين عليه السّلام شعرى بسرايد و بگريد و با آن بگرياند مگر آن كه خداوند، بهشت را بر او واجب مى كند و او را مى آمرزد.

رجال شيخ طوسى ، ص 289


ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Agha sayyed ، shafagh_mah ، وحید110 ، خادمة الزهرا ، meshkat ، hesam110 ، paradise ، zarati313 ، saloomeh ، rastin ، Seyed Mohsen ، MESSENGER ، nafas ، بیداری اندیشه ، یاران مهدی ، s_habibee ، ali.khm ، mhvvhm ، عبدالرحمن

آغاز صفحه 6 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۶:۵۰, ۱/آذر/۹۰
شماره ارسال: #51
آواتار
بسم الله

33-لا یوم کیومک یا اباعبدالله
شيخ صدوق از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده است كه امام حسين عليه السّلام روزى بر امام حسن عليه السّلام وارد شد چون چشم وى بر برادر افتاد گريست و فرمود: اى اباعبداللّه ! چه به گريه در آورد؟
گفت گريه من به جهت بلائى است كه به تو مى رسد، امام حسن عليه السّلام فرمود: آنچه به من مى رسد سمّى است كه به من مى دهند ولكن لايَوْمَ كَيَْومِك ؛ روزى چون روز تو نيست ! سى هزار نفر به سوى تو آيند همه مدّعى آن باشند كه از امّت جدّ تواَند و منتحل دين اسلامند و اجتماع بر قتل و ريختن خون وانتهاك حرمت و سبى نساء و ذَرارى و غارت مال و متاع تو مى كنند و در اين هنگام لعنت بر بنى اميّه فرود مى آيد و آسمان خون مى بارد و هر چيز بر تو مى گريد حتّى وحوش در بيابانها و ماهيها در درياها.

امالى شيخ صدوق

امضای میلاد.م
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: MohammadSadra ، MESSENGER ، saloomeh ، خادمة الزهرا ، Seyed Mohsen ، nafas
۱۳:۰۴, ۲/آذر/۹۰
شماره ارسال: #52
آواتار
بسم الله

34-بیت المقدس
حَدَّثَنِي أَبُو الْحُسَيْنِ أَحْمَدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَلِيٍّ النَّاقِدُ قَالَ حَدَّثَنِي عَبْدُ الرَّحْمَنِ الْبَلْخِيُّ [السُّلَمِيُّ ]قَالَ لِي أَبُو الْحُسَيْنِ وَ أَخْبَرَنِي عَمِّي عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبِي نَصْرٍ عَنْ رَجُلٍ مِنْ أَهْلِ بَيْتِ الْمَقْدِسِ أَنَّهُ قَالَ وَ اللَّهِ لَقَدْ عَرَفْنَا أَهْلَ بَيْتِ الْمَقْدِسِ وَ نَوَاحِيهَا عَشِيَّةَ قَتْلِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ ع قُلْتُ وَ كَيْفَ ذَاكَ- قَالَ مَا رَفَعْنَا حَجَراً وَ لَا مَدَراً وَ لَا صَخْراً إِلَّا وَ رَأَيْنَا تَحْتَهَا دَماً عَبِيطاً يَغْلِي وَ احْمَرَّتِ الْحِيطَانُ كَالْعَلَقِ وَ مُطِرَ ثَلَاثَةَ أَيَّامِ دَماً عَبِيطاً وَ سَمِعْنَا مُنَادِياً يُنَادِي فِي جَوْفِ اللَّيْلِ يَقُولُ-
أَ تَرْجُو أُمَّةٌ قَتَلَتْ حُسَيْناًـــــــ شَفَاعَةَ جَدِّهِ يَوْمَ الْحِسَابِ
مَعَاذَ اللَّهِ لَا نِلْتُمْ يَقِيناًـــــــ شَفَاعَةَ أَحْمَدَ وَ أَبِي تُرَابٍ
قَتَلْتُمْ خَيْرَ مَنْ رَكِبَ الْمَطَايَا ـــــــ وَ خَيْرَ الشِّيبِ طُرّاً وَ الشَّبَاب
- وَ انْكَسَفَتِ الشَّمْسُ ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ ثُمَّ تَجَلَّتْ عَنْهَا وَ انْشَبَكَتِ النُّجُومُ فَلَمَّا كَانَ مِنْ غَدٍ أُرْجِفْنَا بِقَتْلِهِ فَلَمْ يَأْتِ عَلَيْنَا كَثِيرُ شَيْءٍ حَتَّى نُعِيَ إِلَيْنَا الْحُسَيْنُ ع


ترجمه:

ابو الحسين احمد بن عبد اللّه بن على ناقد مى‏گويد:
عبد الرّحمن بلخى برايم نقل نمود و ابو الحسين برايم گفت و عمويم از پدرش برايم خبر داد، از ابى نضره و او از شخصى از اهل بيت المقدس كه وى گفت:
به خدا قسم ما اهل بيت المقدس و حوالى آن به عصرى كه حضرت حسين بن على عليهما السّلام در آن شهيد شدند آگاه و مطّلع هستيم.
به او گفتم: چه طور؟
گفت: هيچ ريگ و كلوخ و سنگى را بر نداشتيم مگر زير آن خون تازه‏اى ديديم كه مى‏جوشيد، ديوارها قرمز گشت همچون خون بسيار سرخ، باران تا سه روز بصورت خون تازه مى‏باريد و در دل شب منادى نداء مى‏كرد:
أ ترجوا امة قتلت حسيناـــــــ شفاعة حدّه يوم الحساب
آيا امّتى كه حسين عليه السّلام را كشتند اميد دارند در روز حساب جدّش ايشان را شفاعت كند؟
معاذ اللّه! لانلتم يقيناـــــــ شفاعة احمد و أبى تراب
پناه بر خدا! بطور قطع و يقين به شفاعت احمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و حضرت ابو تراب عليه السّلام نخواهيد رسيد.
قتلتم خير من ركب المطاياـــــــ و خير الشّيب طرّا و الشباب
كشتيد بهترين كسى را كه بر اسبان مى‏نشست و بهترين تمام سالمندان و جوانان بود.
تا سه روز خورشيد در نظر ما به حالت كسوف ديده مى‏شد و پس از سه روز باز مشاهده گرديد در شب ستارگان از كثرت و تراكم به طور خاصى ديده شدند پس فرداى آن روز از قتل و شهادت آن حضرت پى‏گيرى نموده چيزى عائد ما نشد تا خبر شهادت و قتل آن جناب عليه السّلام به ما رسيد.


کامل الزیارات
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: saloomeh ، MESSENGER ، خادمة الزهرا ، Seyed Mohsen ، MohammadSadra ، nafas
۱۳:۲۱, ۲/آذر/۹۰
شماره ارسال: #53
آواتار
امام حسین جامع بین اضداد بود

- در روز عاشورا امام حسین علیه السلام به خاطر امورى مضطرب شدند، اما هر چه به اضطراب حضرت افزوده مى شد، قلبش آرام تر مى شد. بنابراین حسین علیه السلام همان مضطرب وقور است.
- امام حسین علیه السلام در مواردى گریه كردند، اما گریه بر صبر آن حضرت افزود تا جایى كه صبر او ملائكه را به تعجب واداشت، پس امام گریان صبور است.
- امام حسین علیه السلام تنها و بى یاور بود، اما در همان حال، در جلالت شاءن و عظمت، خود یك لشكر بود، و به تنهایى وقتى به دشمن حمله مى كرد، دشمن چون گله بزى كه گرگ بر او حمله ور شده باشد، از مقابل امام مى گریخت، پس امام تنها اما صاحب یك لشكر است.
- امام براى اتمام حجت استغاثه مى كرد، و در همان حال به فریاد هر كس كه او را صدا مى زد و مى گفت: یا ابا عبدالله مرا دریاب مى رسید، پس امام هم مغیث است و هم مستغیث.
- شهدا همه، جان خود را فداى امام حسین علیه السلام كردند، امام نیز جان شریف خود را براى نجات و هدایت آنها فدا كرد. به همین خاطر برخى از حكما زبان حال حضرت را خطاب به اصحابش چنین بیان كرده اند كه: شما جان خود را فداى من كردید و من هم خود را براى نجات شما از آتش جهنم فدا كردم. بنابراین، امام حسین علیه السلام كسى است كه هم جان ها برایش فدا شد و هم خودش فداى جان ها شد.
- امام در حالى كه با بدن تكه تكه شده بر زمین افتاده بود، در همان حال براى نجات اهل بیت و هر كس به سوى او آمده بود، تلاش مى كرد، پس امام همان به خون غلطان تلاشگر است.
- امام علیه السلام به قدرى تشنه بودند كه زبانشان را در اطراف دهان مى گرداند، اما در عین حال سعى مى كرد تشنگان را سیراب كند. حتى امام خواستند قبل از اینكه خودشان آب بنوشند، ذوالجناح را هم سیراب كنند؛ پس امام ساقى لب تشنه است.
- براى امام حسین علیه السلام هیچ ماءمن و پناهى باقى نمانده بود، اما امام هر خائف بى پناهى را پناه بود. لذا امام حسین علیه السلام پناه بى پناهان است.
[/b]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: میلاد.م ، hajiali.m ، MESSENGER ، خادمة الزهرا ، Seyed Mohsen ، MohammadSadra ، Islam ، nafas
۲۲:۱۳, ۳/آذر/۹۰
شماره ارسال: #54
آواتار
بسم الله

35-رسول الله (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)

حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ جَعْفَرٍ الْقُرَشِيُّ الرَّزَّازُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ هَارُونَ بْنِ خَارِجَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ بَيْنَمَا الْحُسَيْنُ بْنُ عَلِيٍّ ع عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ ص إِذْ أَتَاهُ جَبْرَئِيلُ ع فَقَالَ يَا مُحَمَّدُ أَ تُحِبُّهُ فَقَالَ نَعَمْ فَقَالَ أَمَا إِنَّ أُمَّتَكَ سَتَقْتُلُهُ قَالَ فَحَزِنَ رَسُولُ اللَّهِ ص حُزْناً شَدِيداً فَقَالَ لَهُ جَبْرَئِيلُ يَا رَسُولَ اللَّهِ أَ تُرِيدُ [أَ يَسُرُّكَ ]أَنْ أُرِيَكَ التُّرْبَةَ الَّتِي يُقْتَلُ فِيهَا فَقَالَ نَعَمْ فَخَسَفَ مَا بَيْنَ مَجْلِسِ رَسُولِ اللَّهِ ص إِلَى كَرْبَلَاءَ حَتَّى الْتَقَتَا الْقِطْعَتَانِ هَكَذَا ثُمَّ جَمَعَ بَيْنَ السَّبَّابَتَيْنِ ثُمَّ تَنَاوَلَ بِجَنَاحِهِ مِنَ التُّرْبَةِ وَ نَاوَلَهَا رَسُولَ اللَّهِ ص ثُمَّ رَجَعَتْ أَسْرَعَ مِنْ طَرْفَةِ عَيْنٍ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص طُوبَى لَكِ مِنْ تُرْبَةٍ وَ طُوبَى لِمَنْ يُقْتَلُ فِيكِ

ترجمه:

محمّد بن جعفر قريشى رزّاز از محمّد بن حسين، از محمّد بن سنان، از هارون بن خارجه، از ابى بصير، از حضرت ابى عبد اللّه عليه السّلام نقل كرده، وى مى‏گويد:
شنيدم از حضرت امام صادق عليه السّلام كه مى‏فرمودند:
هنگامى كه حضرت حسين بن على عليهم السّلام نزد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بودند جبرئيل بر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم داخل گشت و عرضه داشت:
اى محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آيا وى را دوست مى‏دارى.
حضرت فرمودند: بلى.
عرض كرد: اين حتمى است كه امّت شما عنقريب او را خواهند كشت.
امام صادق عليه السّلام فرمودند:
رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم شديدا محزون و غمگين شدند.
پس جبرئيل عليه السّلام عرضه داشت: يا رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آيا مى‏خواهى تربت و خاكى كه وى روى آن كشته مى‏شود را ببينى؟
حضرت فرمودند: بلى.
پس فاصله بين مجلس رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و كربلا فرو رفت به طورى كه اين قطعه با هم متصل شد به اين نحو (سپس امام صادق عليه السّلام براى تصوير كردن اتصال دو قطعه زمين دو انگشت سبابه دست‏ها را به هم متّصل فرمودند).
پس از آن جبرئيل با بالش مقدارى از تربت كربلا را برداشت و رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آن را از وى گرفتند سپس جبرئيل به كمتر از چشم به هم زدن برگشت.
و بعد از آن رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمودند:
چه خوش تربتى هستى و چه خوش كسى است كه در تو كشته مى‏شود.

کامل الزیارات
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: MESSENGER ، خادمة الزهرا ، Seyed Mohsen ، MohammadSadra ، nafas
۱۶:۲۹, ۴/آذر/۹۰
شماره ارسال: #55
آواتار
بسم الله

36-شمشیر انتقام

حَدَّثَنِي أَبُو الْحُسَيْنِ مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَلِيٍّ النَّاقِدُ قَالَ حَدَّثَنِي عَبْدُ الرَّحْمَنِ الْأَسْلَمِيُّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ عُرْوَةَ بْنِ الزُّبَيْرِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا ذَرٍّ وَ هُوَ يَوْمَئِذٍ قَدْ أَخْرَجَهُ عُثْمَانُ إِلَى الرَّبَذَةِ فَقَالَ لَهُ النَّاسُ يَا أَبَا ذَرٍّ أَبْشِرْ فَهَذَا قَلِيلٌ فِي اللَّهِ تَعَالَى فَقَالَ مَا أَيْسَرَ هَذَا وَ لَكِنْ كَيْفَ أَنْتُمْ إِذَا قُتِلَ الْحُسَيْنُ بْنُ عَلِيٍّ ع قَتْلًا أَوْ قَالَ ذُبِحَ ذَبْحاً وَ اللَّهِ لَا يَكُونُ فِي الْإِسْلَامِ بَعْدَ قَتْلِ الْخَلِيفَةِ أَعْظَمُ قَتْلًا مِنْهُ [بَعْدَ قَتْلِ الْحُسَيْنِ أَعْظَمُ قَتِيلًا مِنْهُ [_وَ إِنَّ اللَّهَ سَيَسُلُّ سَيْفَهُ عَلَى هَذِهِ الْأُمَّةِ لَا يَغْمِدُهُ أَبَداً وَ يَبْعَثُ نَاقِماً [قَائِماً ]مِنْ ذُرِّيَّتِهِ فَيَنْتَقِمُ مِنَ النَّاسِ وَ إِنَّكُمْ لَوْ تَعْلَمُونَ مَا يَدْخُلُ عَلَى أَهْلِ الْبِحَارِ وَ سُكَّانِ الْجِبَالِ فِي الْغِيَاضِ وَ الآْكَامِ وَ أَهْلِ السَّمَاءِ مِنْ قَتْلِهِ لَبَكَيْتُمْ وَ اللَّهِ حَتَّى تَزْهَقَ أَنْفُسُكُمْ وَ مَا مِنْ سَمَاءٍ يَمُرُّ بِهِ رُوحُ الْحُسَيْنِ ع إِلَّا فَزِعَ لَهُ سَبْعُونَ أَلْفَ مَلَكٍ يَقُومُونَ قِيَامَا تُرْعِدُ مَفَاصِلُهُمْ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَ مَا مِنْ سَحَابَةٍ تَمُرُّ وَ تُرْعِدُ وَ تُبْرِقُ إِلَّا لَعَنَتْ قَاتِلَهُ وَ مَا مِنْ يَوْمٍ إِلَّا وَ تُعْرَضُ رُوحُهُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ ص فَيَلْتَقِيَانِ

ترجمه:

ابو الحسين محمّد بن عبد اللّه بن على ناقد مى‏گويد:
عبد الرحمن اسلمى از عبد اللّه بن الحسين، از عروة بن زبير برايم نقل نمود كه وى گفت:
در روزى كه عثمان ابا ذر را به ربذه تبعيد كرد از وى در پاسخ مردم كه به او گفتند:

بشارت باد تو را، اين مصيبت در راه خدا اندك است.
شنيدم كه فرمود: اين بلا سهل و آسان است ولى در چه حالى هستيد هنگامى كه حسين بن على عليهما السّلام شهيد شود شهيدشدنى.
يا فرمود:
چه حالى داريد وقتى حسين بن على عليهما السّلام ذبح شود ذبح‏شدنى.
به خدا قسم در اسلام بعد از قتل حسين بن على عليهما السّلام قتلى بزرگ‏تر از آن واقع نخواهد شد و خداوند عنقريب شمشير انتقامش را بر اين امت از نيام بيرون خواهد آورد و هرگز در غلاف نخواهد برد و از ذريّه آن حضرت خون خواهى را بر انگيزد كه از مردم انتقام خون آن جناب را بگيرد و شما اگر بدانيد كه از ناحيه قتل آن حضرت چه بر اهل دريا و ساكنين كوهها در جنگل‏ها و تپه‏ها خواهد آمد بخدا قسم آن قدر گريه مى‏كنيد تا از بين برويد و آسمانى نيست كه روح سيّد الشّهداء به آن عبور كند مگر آنكه هفتاد هزار ملك به فزع در مى‏آيند، اين ملائك و فرشتگان مى‏ايستند به طورى كه مفاصل آنها تا روز قيامت بانك و فرياد مى‏كنند و هيچ ابرى نيست كه حركت كرده و بغرّد و برق زند مگر آنكه كشنده آن حضرت را لعنت مى‏كند و هيچ روزى نيست مگر آنكه روح مطهّر آن حضرت را بر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم عرضه داشته پس آن دو با هم ملاقات مى‏كنند.

کامل الزیارات
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: saloomeh ، MohammadSadra ، nafas
۹:۲۶, ۵/آذر/۹۰
شماره ارسال: #56
آواتار
بسم الله

37-قائم آل محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)
وَ حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ الصَّفَّارِ عَنِ الْعَبَّاسِ بْنِ مَعْرُوفٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ رَجُلٍ قَالَ سَأَلْتُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فِي قَوْلِهِ تَعَالَى- وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنا لِوَلِيِّهِ سُلْطاناً فَلا يُسْرِفْ فِي الْقَتْلِ إِنَّهُ كانَ مَنْصُوراً قَالَ ذَلِكَ قَائِمُ آلِ مُحَمَّدٍ يَخْرُجُ فَيَقْتُلُ بِدَمِ الْحُسَيْنِ ع فَلَوْ قَتَلَ أَهْلَ الْأَرْضِ لَمْ يَكُنْ مُسْرِفاً وَ قَوْلُهُ فَلا يُسْرِفْ فِي الْقَتْلِ لَمْ يَكُنْ لِيَصْنَعَ شَيْئاً يَكُونُ سَرَفاً ثُمَّ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع يَقْتُلُ وَ اللَّهِ ذَرَارِيَّ قَتَلَةِ الْحُسَيْنِ ع بِفَعَالِ آبَائِهَا

ترجمه:
محمّد بن الحسن بن احمد، از محمّد بن الحسن الصفّار، از عباس بن معروف، از محمّد بن سنان، از شخصى نقل نموده كه وى گفت:
از حضرت ابى عبد اللّه عليه السّلام از تفسير آيه شريفه:
وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنا لِوَلِيِّهِ سُلْطاناً فَلا يُسْرِفْ فِي الْقَتْلِ إِنَّهُ كانَ مَنْصُوراً.
پرسيدم، حضرت فرمودند:
مقصود از «ولى» قائم آل محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بوده كه خروج نموده پس به خون خواهى حضرت سيّد الشهداء عليه السّلام شروع به كشتن مى‏نمايد بطورى كه اگر اهل زمين را بكشد اسراف نكرده است.
و در ذيل اين فقره از آيه «فلا يُسْرِفْ فِي الْقَتْلِ» مى‏فرمايد:
حضرت قائم عليه السّلام اقدام به چيزى كه اسراف محسوب شود نمى‏كنند.
سپس امام صادق عليه السّلام فرمودند:
به خدا قسم حضرت قائم عليه السّلام اعقاب كشندگان سيّد الشّهداء عليه السّلام را بواسطه عمل آباء و اجدادشان را خواهد كشت.

کامل الزیارات
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: MohammadSadra ، nafas
۹:۲۷, ۵/آذر/۹۰
شماره ارسال: #57
آواتار
از امام صادق علیه السلام در باب زیارت امام حسین علیه السلام آمده است كه؛ اگر زائر حسین بداند كه چه شادى و سرورى را بر پیامبر خدا صلى الله علیه وآله، و امیرالمؤ منین و فاطمه و ائمه علیهم السلام و شهداى ما از اهل بیت وارد مى كند و به این وسیله از دعاى آنها چه ثوابى در دنیا و آخرت به او باز مى گردد و چه چیزى در نزد خدا براى او ذخیره مى شود، بدون شك دوست دارد كه روح از جسدش پرواز كند. یعنى زائر به شوق رسیدن به آنچه كه خداوند از كرامت خود براى او مهیا كرده است، روح از بدنش جدا مى شود.
و از جمله شگفتى ها این است كه با یك بار به زیارت حسین علیه السلام نایل شدن، ثواب زیارت هاى آن حضرت - بنا بر روایت صحیح از صفوان كه بعدا خواهد آمد - تا روز قیامت حاصل مى شود.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: میلاد.م ، MohammadSadra ، nafas
۱۱:۱۵, ۶/آذر/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۶/آذر/۹۰ ۱۱:۳۸ توسط saloomeh.)
شماره ارسال: #58
آواتار
مجالسى كه براى ذكر مصیبت هاى آن حضرت و گریه بر ایشان، منعقد مى شود :

این مقصد درباره مجلسى است كه براى ذكر مصیبت هاى آن حضرت و گریه بر ایشان، منعقد مى شود و به طور كلى بر پنج قسم است:
مجلسى كه قبل از خلق آدم علیه السلام برپا شد.
دوم مجلسى كه بعد از آن و قبل از ولادت حسین علیه السلام منعقد شد.
سوم: مجلسى كه بعد از ولادت و قبل از شهادت آن بزرگوار برپا شد.
چهارم: مجالسى كه پس از شهادت امام در دنیا برپا مى شود. پنجم: مجلسى كه بعد از فانى شدن دنیا در روز قیامت منعقد مى گردد.

نوع اول، شامل دو مجلس است، هر چند تعبیر از مجلس در اینجا مجازى است مجلس اول، محل تقدیر آن حضرت است. هنگامى كه خداوند بر این امر اراده فرمود و قلم بر لوح تقدیر كشید، قلم و لوح بر آن حضرت اندوهگین شدند. دوم در اطراف عرش قبل از خلق آدم علیه السلام است. وقتى پروردگار به ملائكه فرمود من در روى زمین براى خود جانشین، قرار دادم، آنها گفتند، آیا در روى زمین كسى را خلیفه مى گردانى كه خونریزى مى كند؟ در بعضى از تفسیرها آمده است كه آنها در این مساءله، قتل حسین علیه السلام را ملاحظه كردند و این سخن را از باب اندوه و حسرت بیان نمودند؛ سپس خداوند تعالى فرمود: من به آنچه شما نمى دانید، آگاه هستم.

نوع دوم: در این نوع چهارده مجلس وجود دارد:

اول؛ عرفات: وقتى آدم علیه السلام به ساق عرش نگاه كرد و اسماء خمسه را مشاهده نمود و جبرئیل علیه السلام به او یاد داد كه بگوید: یا حمید بحق محمد، یا عالى بحق على، یا فاطر بحق فاطمه یا محسن بحق الحسن و الحسین و منك الاحسان وقتى نام حسین علیه السلام را به زبان آورد، اشكش جارى شد و قلبش خاشع گردید و گفت: اى برادر! ذكر پنجمین اسم، قلب مرا مى شكند و اشكم را جارى مى سازد. آنگاه جبرئیل علیه السلام با مرثیه سرایى براى حسین علیه السلام، علت این امر را توضیح داد، آدم و ملائكه حاضر در آنجا مى شنیدند و گریه مى كردند. آنگاه جبرئیل گفت: این فرزند تو، به مصیبتى گرفتار مى شود كه در برابر آن تمام مصیبت ها ناچیز مى شود. پرسید آن چه مصیبتى است؟ گفت: لب تشنه و غریب و تنها در حالى كه هیچ یار و یاورى ندارد كشته مى شود. اى آدم! اى كاش تو مى دیدى كه او واعطشا مى گوید و از كمى یار و یاور ناله و از شدت تشنگى، دنیا و آسمان جلوى چشمش تیره و تار مى گردد؛ جواب او را فقط با شمشیر مى دهند و او را چون گوسفند از قفا سر مى برند، خیامش را غارت مى كنند و سرهاى آنها را به همراه زنانش در شهرها مى گردانند.
دوم و سوم بهشت؛در بهشت دو مجلس برپا شد. در مجلس اول، مرثیه سرا حوریه بود و شنونده، پیامبر صلى الله علیه وآله و جبرئیل علیه السلام. در مجلس دوم، مرثیه سرا جبرئیل و شنونده، پیامبر صلى الله علیه وآله و حورالعین بودند. در بحارالانوار از پیامبر صلى الله علیه وآله روایت شده است كه فرمود: در شب معراج وقتى مرا سیر دادند، جبرئیل دست مرا گرفت و مرا كه خوشحال بودم وارد بهشت كرد، تا اینكه درختى از نور دیدم كه با نور مزین شده بود. در اصل آن درخت در ملك هستند كه تا روز قیامت به زر و زیور آراسته اند. سپس پیش رفتم تا به درخت سیبى رسیدم كه بزرگتر از آن را ندیده بودم، سیبى برداشتم و آن را دو نیم كردم، از آن براى من حوریه اى خارج شد كه پلك هایش مانند شاه پر بال عقاب بود. از او پرسیدم تو مال كیستى؟ گریه كرد و گفت: مال فرزند تو، حسین بن على بن ابى طالب، كه مظلومانه به شهادت مى رسد. اما روایت دیگر؛ روایت شده است كه وقتى وفات امام حسن علیه السلام نزدیك شد و سم در بدن ایشان اثر كرد و رنگش سبز شد، امام حسین علیه السلام گفت: چرا رنگت سبز شده است و بعد گریه كرد. امام حسن گفت: اى برادر حدیث جدم درباره من و تو صدق كرد: سپس امام حسین علیه السلام را در آغوش گرفت و به شدت گریه كرد. در این باره از امام حسن علیه السلام سؤ ال كرد؛ ایشان گفتند: جدم به من خبر داد كه وقتى شب معراج وارد بهشت شدم دو قصر عالى مجاور هم و شبیه به هم دیدم كه یكى از زبرجد سبز بود و دیگرى از یاقوت سرخ، از جبرئیل سؤ ال كردم، گفت: یكى از آنها به حسن و دیگرى به حسین تعلق دارد، زیرا حسن به واسطه سم از دنیا مى رود و رنگش سبز مى شود، اما آنكه سرخ است، قصر حسین است، چون كشته مى شود و چهره اش به خون آغشته مى گردد. در آن هنگام، پیامبر و جبرئیل گریه كردند و فرشتگان در آنجا به گریه و ناله ضجه زدند.
چهارم؛مجلس آدم علیه السلام در كربلا؛ آدم وقتى در زمین مى گشت، چون به محل شهادت حسین علیه السلام رسید، پایش لغزید و به زمین افتاد و خون از پایش جارى شد، آنگاه سر به سوى آسمان بلند كرد و گفت: بارالها! آیا خطاى دیگرى از من سر زد و مرا مجازات كردى؟ به او وحى شد، نه، اما در این سرزمین فرزند تو حسین مظلومانه كشته مى شود، از این رو خون تو از باب موافقت با خون او جارى شد. پرسید: قاتل او چه كسى است؟ به او وحى آمد كه یزید. آنگاه آدم چهار مرتبه یزید را لعنت كرد و چند قدمى به سمت كوى عرفات رفت.
پنجم؛سفینه نوح علیه السلام؛ وقتى سفینه بالاى قتلگاه حسین علیه السلام و محل طوفان سفینه اهل بیت (حسین علیه السلام) رسید، دچار مشكل شد و نوح علیه السلام ترسید كه غرق شود. آنگاه به درگاه الهى عرض كرد: خدایا! دنیا را آب فرا گرفته است، و در هیچ مكانى، مانند این سرزمین دچار وحشت و هراس نشدم.
جبرئیل علیه السلام براى بیان قضیه حسین علیه السلام نازل شد و گفت: او در اینجا كشته مى شود. آنگاه نوح و اصحاب سفینه گریه كردند و یزید را لعنت نمودند و از آنجا گذشتند.
ششم؛مجمع البحرین؛ آن طور كه در روایت آمده است، وقتى موسى علیه السلام با خضر علیه السلام ملاقات كرد، خضر براى او درباره آل محمد و مصیبت هاى آنها سخن گفت: وقتى سخن به حسین علیه السلام رسید، صداى هر دوى آنها به گریه بلند شد.
هفتم؛قالیچه سلیمان و لشكریان او، كه عبارت بودند از انس، جن و پرندگان؛ وقتى سلیمان علیه السلام در هوا بر روى قالیچه بود، چون بر فراز قتلگاه حسین علیه السلام قرار گرفت، باد قالیچه را سه دور چرخاند و بر زمین انداخت. سلیمان باد را مورد سرزنش قرار داد، اما باد شروع به نوحه سرایى كرد و گفت: اى پیامبر خدا! اینجا محل شهادت حسین علیه السلام است، تا آخر حدیث.
هشتم؛ساحل حرزان؛ وقتى به ابراهیم علیه السلام ملكوت آسمان ها و زمین ارائه شد و شبح حسین علیه السلام را ملاحظه كرد، بر آن حضرت گریه نمود.
نهم؛مجلس دوم ابراهیم؛ آن حضرت وقتى خواست بت ها را بشكند، گفت: من ناخوش هستم یعنى براى آنچه بر حسین علیه السلام وارد مى شود.
دهم؛مجلس سوم ابراهیم علیه السلام زمانى كه به جاى فرزندش قوچى را قربانى كرد؛ امام رضا علیه السلام فرمود: خداوند عز و جل به ابراهیم علیه السلام دستور داد كه به جاى فرزندش اسماعیل، قوچى را كه برایش فرستاده شده بود، ذبح كند. ابراهیم مایل بود فرزندش اسماعیل را به دست خودش ذبح كند و به او دستور ذبح گوسفند داده نمى شد تا به قلبش آن چیزى بازگردد كه به قلب پدرى باز مى گردد كه عزیزترین فرزندش را به دست خودش ذبح كند تا از این طریق سزاوار ارتقاى درجات اهل ثواب بر مصیبت ها شود. آنگاه خداوند عز و جل وحى فرستاد اى ابراهیم! كدام مخلوق من، براى تو محبوب تر است؟ گفت: اى پروردگار! مخلوقى دوست داشتنى تر براى من از حبیب محمد صلى الله علیه وآله خلق نكرده اى. خداوند وحى كرد: آیا او را بیشتر دوست دارى یا خودت را؟ عرض كرد؛ او براى من از خودم محبوب تر است. خداوند گفت: فرزند او نزد تو محبوب تر است یا فرزند خودت؟ عرض كرد؛ فرزند او. خداوند فرمود: ذبح مظلومانه فرزند او به دست دشمنانش قلب تو را بیشتر به درد مى آورد یا ذبح فرزندت به دست خودت در راه اطاعت از من؟ گفت: اى خداى من! ذبح او به دست دشمنانش بیشتر قلب مرا به درد مى آورد. خداوند فرمود: اى ابراهیم! طائفه اى كه گمان مى كنند از امت محمد هستند، فرزندش حسین را بعد از او مظلومانه و از روى ستم و عدوان مى كشند، آنچنان كه گوسفند را مى كشند و به این خاطر مستوجب خشم و غضب من خواهند شد. آنگاه ابراهیم از این حكایت بى تاب شد و قلبش به درد آمد و گریه سر داد. سپس خداوند عز و جل وحى فرستاد كه اى ابراهیم! بى تابى تو بر حسین و كشتن او را فداى بى تابى تو بر فرزندت اسماعیل - در صورتى كه آن را به دست خودت ذبح مى كردى - نمودیم و براى تو درجات اهل ثواب بر مصیبت ها را واجب كردیم. تفسیر فرمایش خداوند تعالى كه مى فرماید: و فدیناه بذبح عظیم " 1 " ما ذبح بزرگى را فداى او كردیم؛ این است.
یازدهم؛مجلس چهارم ابراهیم خلیل الله علیه السلام در كربلا؛ هنگامى كه ابراهیم علیه السلام سوار بر اسب به اهل بیتش رسید، پاى اسبش لغزید و بر زمین افتاد و سرش شكست. آنگاه گفت: الهى از من چه سرزده است. اسب شروع به صحبت كرد و گفت: شرمندگى ام از تو عظیم است، علت، آن بود كه در اینجا فرزند خاتم الانبیاء صلى الله علیه وآله كشته مى شود، خون تو از باب موافقت با خون او جارى شد.
باید بگویم: شاید محل افتادن ابراهیم از اسب، همان محل افتادن حسین علیه السلام از اسب باشد، اما به تفاوت میان این دو افتادن توجه كن!
دوازدهم؛مجلس اسماعیل ذبیح الله علیه السلام در شریعه فرات؛ گوسفندان آن حضرت در ساحل فرات مى چریدند؛ چوپان به ایشان اطلاع داد كه گوسفندان مدت هاست از این آب نمى نوشند. در این باره از پروردگارش سؤ ال كرد، به او وحى شد از گوسفندانت بپرس. اسماعیل پرسید: چرا از این آب نمى نوشید؟ به صراحت گفتند: به ما خبر رسیده است كه فرزند تو، حسین علیه السلام سبط محمد صلى الله علیه وآله در اینجا لب تشنه كشته مى شود؛ از این رو ما از غصه و غم از این رودخانه آب نمى نوشیم.
سیزدهم؛مجلس عیسى بن مریم علیهماالسلام در كربلا، بنا به نقل ابن عباس در آنجا مرثیه سرا آهو بود و گریه كننده، او و حواریون.
چهاردهم؛طور سینا؛ چندین بار در این نقطه مجلس حسین برپا شد و در آن مجلس ذاكر مصیبت، وحى از جانب خداوند جهانیان، و شنونده موسى علیه السلام بود. یكى از این مجالس آن بود كه؛ یك نفر از بنى اسرائیل موسى علیه السلام را دید كه با عجله و در حالى كه رنگش زرد شده، شانه هایش مى لرزد و چشمانش گود افتاده، مى رود؛ دانست كه براى مناجات با خدا دعوت شده است.
آن شخص گفت: اى پیغمبر خدا! من گناه بزرگى مرتكب شده ام، از پروردگارت درخواست كن، از من در گذرد. وقتى موسى علیه السلام به مقامش رسید و با خدا مناجات كرد؛ گفت: اى خدا! تو، قبل از اینكه من سخنى بگویم، آگاه هستى؛ فلان شخص مرتكب گناهى شده است و از تو درخواست عفو و بخشش دارد. خداوند فرمود: اى موسى! هر كس كه از من طلب مغفرت نماید، او را مى بخشم، بجز قاتل حسین را. موسى پرسید: اى خدا، این حسین كیست؟ فرمود: همان كسى كه در كنار كوه طور ذكر آن بر تو رفت. پرسید: چه كسى او را مى كشد؟ خداوند فرمود: عده اى باغى و طاغى از امت جدش او را در سرزمین كربلا مى كشند و اسبش مى گریزد و شیهه مى كشد و در شیهه خود مى گوید: وا مصیبت از ظلم امتى كه فرزند دختر پیامبر خود را كشتند. جسد او را بر روى رمل ها رها مى كنند، بدون اینكه غسل و كفن شده باشد و خیامش را غارت مى نمایند و زنانش را در شهرها به اسارت مى برند و یارانش را مى كشند و سر آنها را به همراه سر او بر نیزه ها مى كنند.
اى موسى! افراد خردسال او را تشنگى از پا در مى آورد و بزرگسالان او پوست بدنشان چین و چروك بر مى دارد؛ كمك مى طلبد، اما یاورى ندارد، در پى پناهگاهى مى گردد، اما ماءوایى ندارد. آنگاه موسى علیه السلام گریه كرد؛ و خداوند سبحان فرمود: اى موسى! آگاه باش كه هر كس بر او گریه كند، یا بگریاند یا تباكى (تظاهر به گریه كند)، جسدش بر آتش حرام مى شود.
باید بگویم كه؛ خوشا به حال آنان كه، در ایمان ثابت قدم بودند، با موسى كلیم الله سخن مى گفتند و هر گاه حاجتى داشتند یا طلب آمرزش مى كردند، از موسى مى خواستند كه در مقام مناجات آن را به خدا عرضه بدارد؛ اما باید بگویم كه ما هم، كلیم الله داریم؛ او صاحب ید بیضاء، عصا و معجزاتى است كه در یمین عرش - نه بر كوه سینا - همیشه در مقام مناجات ایستاده است و بدون اینكه سؤ الى از جانب ما مطرح شود، براى ما طلب آمرزش مى كند؛ اما كلیم الله ما، رنگ و چهره اش زرد نیست، بلكه گلگون است و شانه هایش نمى لرزد، بلكه دست ها و اعضا و جوارحش بریده و پاره پاره است.
پانزدهم؛بیت المقدس، در بیت المقدس، اجمالا، كسى كه به مصیبت اشاره مى كند، خدا، و گریه كننده زكریا علیه السلام به مدت سه روز است. این مطلب در روایتى از امام عصر - عج الله تعالى فرجه - آمده است. امام فرمودند: زكریا از خدایش خواست كه به او اسماء خمسه را بیاموزد، آنگاه جبرئیل علیه السلام بر او نازل شد و آن اسامى را به او آموخت. وقتى زكریا نام محمد، على، فاطمه و حسن علیهم السلام را برد، غم و غصه اش بر طرف شد، اما وقتى نام حسین علیه السلام را برد، اشك به چشمش آمد و مبهوت شد. آنگاه به درگاه خدایى عرض كرد: اى خدا، مرا چه شده است! وقتى نام حسین را به زبان آوردم، اشك از چشمم جارى شد و آه از نهادم برخاست. آنگاه خداوند زكریا را از ماجراى حسین علیه السلام آگاه كرد و گفت: كهیعص " 2 " كاف، اسم كربلا،هاء، هلاكت عترت پاك، یاء، یزید لعنت الله (قاتل حسین)، عین، عطشان و صاد، اشاره به صبر آن حضرت دارد. وقتى زكریا این مطالب را شنید، مدت سه روز از محل عبادتش خارج نشد و مردم را در این مدت از ورود به آن منع كرد و شروع به گریه و ناله نمود. او با نوحه و زارى مى گفت: مصیبت فرزند بهترین خلق تو قلبم را به درد آورد. سپس گفت: خدایا! به من فرزندى روزى كن كه در پیرى باعث روشنى چشمم بود، و چون او را روزیم كردى، مرا، شیفته او كن، سپس مرا داغدارش كن، همان طور كه محمد حبیب تو داغدار فرزندش مى شود. بعدا خداوند یحیى علیه السلام را به او عطا فرمود و زكریا داغدار فرزندش شد. نكته دیگر اینكه، یحیى و حسین علیهماالسلام هر دو شش ماهه به دنیا آمدند.
شانزدهم؛مجلس دوم عیسى بن مریم در كربلا، در این مجلس ذاكر مصیبت، حیوان وحشى و شنونده، عیسى و حواریون بودند. به این ترتیب كه، وقتى در ضمن سیاحتشان از كربلا مى گذشتند، شیرى افسرده را دیدند كه راه را بر آنها بسته است.
عیسى علیه السلام پیش رفت و گفت: چرا بر سر راه ما نشسته اى و نمى گذارى ما از آن گذر كنیم؟ شیر گفت: نمى گذارم بروید، مگر اینكه بر یزید قاتل حسین علیه السلام سبط محمد پیامبر امى و فرزند على ولى الله سلام الله علیهما، لعنت بفرستید.
نوع سوم
مجالس عزاى آن حضرت بعد از ولادت و قبل از شهادت ایشان است كه سى مجلس مى باشد:
مجلس اول؛فوق آسمان ها، نزد سدرة المنتهى، در شب ولادت آن حضرت برپا شد. بیان كننده مصیبت، خود خدا بود و شنونده جبرئیل و هزار صنف از ملائكه كه هر صنفى بالغ بر هزار، هزار مى شد. خداوند در آن هنگام به آنها دستور داد براى عرض تبریك و تهنیت به پیامبر صلى الله علیه وآله به خاطر ولادت حسین علیه السلام نازل شوند و به جبرئیل فرمود: وقتى به او تهنیت گفتى بگو كه این فرزند تو مظلومانه كشته مى شود.
مجلس دوم؛دامن حضرت فاطمه علیهماالسلام.
مجلس سوم؛دامن هاى همسران پیامبر صلى الله علیه وآله.
مجلس چهارم؛مسجدالنبى؛ در این مجلس، گاهى مرثیه سرا پیامبر، گاهى جبرئیل ملك القطر و گاهى دوازده ملك بود كه براى زیارت او به شكل هاى مختلف بودند و گاهى هم تمام ملائكه بودند. در حدیث آمده است كه هیچ ملكى باقى نماند، مگر براى مرثیه سرایى حسین علیه السلام نازل شد و این مجالس به شمارش نمى آید و هرگاه در صدد برآمدم تعداد این مجالس نبوى را از نظر حالت، مكان، زمان، گریه كنندگان و مرثیه سرایان، مانند دیگر مجالس ثبت و ضبط كنم، نتوانستم. اما از پیگیرى احادیث و جستجو در آنها برایم آشكار شده است كه از زمان ولادت حسین علیه السلام، بلكه از زمانى كه مادرش به او حامله شد، مجالس پیامبر صلى الله علیه وآله، در مسجد، در خانه ها، در باغ و بستان ها و در كوچه هاى مدینه، شبانه روز، در سفر و حضر، در خواب و بیدارى، مجلس رثاى امام حسین علیه السلام بوده است. گاهى با شنیدن از ملائكه و گاهى به خاطر مى آورند و آه مى كشیدند و گاهى حالت هاى حسین علیه السلام در نظرشان مجسم مى شد و گاهى مى فرمودند: گویى من با اسیران هستم كه بر شتران سوارند و یكبار مى فرمود: گویى من به همراه سر او هستم كه به یزید لعنت الله علیه اهداء مى شود، پس هر كس به سر او بنگرد و به این خاطر خوشحال شود با خدا در میان زبان و قلبش مخالفت كرده است؛ و گاهى مى فرمود: اى ابا عبدالله! صبر كن؛ و گاهى قاتل او را مى دید و رنگ چهره شان تغییر مى كرد و به محض نگاه به استقبال او مى رفت و پوشیدن لباس نو توسط حسین باعث گریه پیامبر مى شد، شادى او در عید، پیامبر را مى گریاند، بازیش موجب گریه او مى شد، خوردن غذاى لذیذ موجب گریه براى او مى شد و گرسنگى اش نیز به همین گونه، و همچنین گریه حسین علیه السلام باعث گریه آن حضرت مى شد؛ كما اینكه یك بار از كنار خانه حضرت فاطمه سلام الله علیها مى گذشت و صداى گریه حسین علیه السلام را شنید، آن حضرت به گریه افتاد و به خانه فاطمه آمد و فرمود: او را ساكت كن. آیا نمى دانى كه گریه او مرا آزار مى دهد؟
همچنین بوییدن تربتش باعث گریه آن حضرت مى شد، هر ملكى كه براى آن حضرت این تربت را آورد، ایشان هر بار گریه كردند و گاهى هم قاتل حسین علیه السلام را به خاطر مى آوردند و گریه مى كردند.

خواص چشم گریان
این مقصد درباره خواص چشم گریان است كه اشك از آن جارى مى شود؛ و در این باره چند نكته وجود دارد:
1 - چنین چشمى، محبوب ترین چشم در پیشگاه خداوند تعالى است.
2 - در روز قیامت هر چشمى به خاطر عذاب و شداید گریان است، بجز آن چشمى كه بر حسین علیه السلام گریان بوده است. صاحب چنین چشمى خندان مى باشد و او را به نعمت هاى بهشت بشارت مى دهند.
3 - چنین چشمى با نگاه بر كوثر متنعم مى شود؛ یعنى نگاه او به كوثر، نگاه تنعم و بهره مند شدن از آن است، وگرنه همه به كوثر نگاه مى كنند.
4 - ملائكه چنین چشمى را مس مى كنند، چرا كه آنها اشك را از آن چشم ها پاك مى نمایند.


* خواص اشكى كه در عزاى حسین جارى مى شود

از روایت هایى كه در این باره وارد شده است، پنج نكته دریافت مى شود:
1 - آن اشك، محبوب ترین قطرات در نزد خداوند است.
2 - اگر قطره اى از این اشك در جهنم افتد او را سرد و خاموش مى گرداند.
3 - ملائكه این اشك ها را مى گیرند و در شیشه اى نگهدارى مى كنند.
4 - چنین اشكى به خزانه داران بهشت داده مى شود تا آنها، آن را با آب حیوان كه در بهشت وجود دارد، در هم مى آمیزند و در نتیجه هزار برابر به گوارایى افزوده مى شود.
5 - قدر و ارزش ثواب چنین اشكى را نمى توان سنجید؛ هر چیزى ارزش مشخصى دارد، جز اجر و پاداش گریه بر حسین علیه السلام.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: میلاد.م ، MohammadSadra
۱۶:۳۱, ۶/آذر/۹۰
شماره ارسال: #59
آواتار
بسم الله

38-زیارت از راه دور
حَدَّثَنِي عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ وَ عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ قُولَوَيْهِ ره جَمِيعاً عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى الْعَطَّارِ عَنْ حَمْدَانَ بْنِ سُلَيْمَانَ النَّيْسَابُورِيِّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْيَمَانِيِّ عَنْ مَنِيعِ بْنِ الْحَجَّاجِ عَنْ يُونُسَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ عَنْ حَنَانِ بْنِ سَدِيرٍ عَنْ أَبِيهِ فِي حَدِيثٍ طَوِيلٍ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع يَا سَدِيرُ وَ مَا عَلَيْكَ أَنْ تَزُورَ قَبْرَ الْحُسَيْنِ ع فِي كُلِّ جُمُعَةٍ خَمْسَ مَرَّاتٍ وَ فِي كُلِّ يَوْمٍ مَرَّةً قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنَّ بَيْنَنَا وَ بَيْنَهُ فَرَاسِخَ كَثِيرَةً فَقَالَ تَصْعَدُ فَوْقَ سَطْحِكَ ثُمَّ تَلْتَفِتُ يَمْنَةً وَ يَسْرَةً ثُمَّ تَرْفَعُ رَأْسَكَ إِلَى السَّمَاءِ ثُمَّ تَتَحَرَّى نَحْوَ قَبْرِ الْحُسَيْنِ ع ثُمَّ تَقُولُ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ السَّلَامُ عَلَيْكَ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ يُكْتَبُ لَكَ زَوْرَةً وَ الزَّوْرَةُ حِجَّةٌ وَ عُمْرَةٌ قَالَ سَدِيرٌ فَرُبَّمَا فَعَلْتُهُ فِي النَّهَارِ أَكْثَرَ مِنْ عِشْرِينَ مَرَّةً

ترجمه:

على بن الحسين و على بن محمّد بن قولويه جميعا، از محمّد بن يحيى عطار، از حمران بن سليمان نيشابورى، از عبد اللّه بن محمّد يمانى از منيع ابن حجّاج، از يونس بن عبد الرحمن از حنّان بن سدير، از پدرش در ضمن حديث طويل مى‏گويد:
حضرت ابو عبد اللّه عليه السّلام فرمودند:
اى سدير، اين حق بر تو نيست كه قبر حسين عليه السّلام را در هر جمعه پنج مرتبه و در هر روز يك بار زيارت كنى عرض كردم: فدايت شوم بين ما و بين آن حضرت فرسخ‏هاى بسيار فاصله است.
حضرت فرمودند:
بر بام منزل برو سپس بطرف راست و جانب چپ خود توجه كن بعد سر به آسمان بلند كن، سپس سر را بطرف قبر امام حسين عليه السّلام برگردان و بعد بگو:


السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ السَّلَامُ عَلَيْكَ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ
درود بر تو اى ابا عبد اللّه، درود بر تو و رحمت و بركات خدا بر تو.

هر گاه چنين نمودى ثواب يك زوره برايت منظور مى‏شود.
زوره يعنى يك حج و يك عمره.
سدير مى‏گويد: بسى روزها بيش از بيست مرتبه حضرت را اين طور زيارت مى‏كردم.

کامل الزیارات
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: MohammadSadra ، saloomeh ، nafas
۱۱:۰۷, ۷/آذر/۹۰
شماره ارسال: #60
آواتار
زیارت هاى مخصوص حسین در اوقات خاص
زیارت مخصوص در اوقات خاص، كه خصوصیت آن وقت، بر اصل فضیلت مطلق آن مى افزاید؛ هر چند كه بیش از آن فضیلت نمى توان تصور كرد.
زیارت هاى مخصوص نزدیك به 30 مورد است؛ هر یك از این زیارت ها داراى اثر و فضیلت خاصى هستند كه هنگام ذكر هر یك از آنها، آن اثر و فضیلت خاص را تشریح مى كنیم:
1 - هر روز جمعه یك بار؛ براى كسى كه به فاصله یك روز آن حضرت دور باشد؛ و اگر آن را ترك كند، شدیدا جفا كرده است. از جمله خواص این امر، چیزى است كه در روایت داوود بن یزید به نقل از امام صادق علیه السلام آمده است. در آن روایت آمده كه خداوند او را مى آمرزد و در دل او حسرتى از دنیا باقى نمى ماند و در بهشت در جوار حسین بن على علیهماالسلام مسكن مى گزیند.
2 - هر ماه یك بار؛ از امام صادق علیه السلام روایت است كه هر كس حسین علیه السلام را در ماه یك بار زیارت كند، ثواب هزار شهید را مى برد. آن حضرت فرمودند: این كار را براى كسانى كه به آن حضرت نزدیك هستند، حداقل است؛ پس اگر كسى نزدیك باشد و آن حضرت را بیش از یك ماه ترك كند، خود حسین علیه السلام او را جفا كار نامیده است. این مطلب در روایتى آمده كه عقبه آن را نقل كرده است.
3 - در هر سال دو بار؛ از امام صادق علیه السلام نقل است كه شایسته است اغنیاء در سال دو بار به زیارت حسین علیه السلام بیایند. در روایت دیگرى فرموده اند سه بار به زیارت بیایند.
4 - در هر سال سه مرتبه؛ این كار علاوه بر خواص اصل زیارت، زائر را از فقر ایمن مى دارد.
5 - هر سال یك بار؛ این معنا در پانزده حدیث آمده است كه این كار بر فقیر قادر به زیارت حسین علیه السلام، حق است و اگر یك سال زیارت آن حضرت را ترك كند، این امر اولین جفا بر حسین علیه السلام است.
6 - هر سه سال یك بار براى كسانى كه دور هستند و اگر از سه سال تجاوز كند در زمره كسانى مى شود كه از رسول خدا صلى الله علیه وآله نافرمانى كرده اند.

7 - بنابر آنچه در روایات آمده، در هر عیدى؛ كه شامل عید نوروز، مبعث، مولود، غدیر و دیگر اعیاد مى شود.
8 - روزهاى مخصوص هر ماه؛ در اینجا هر ماه را به طور جداگانه ذكر مى كنیم. هر یك از این روزها داراى فضایل زیادى هستند، اما به ذكر ویژگى یك فضیلت مخصوص به آن اكتفا مى كنیم:
- در ماه رجب، چهار یا پنج روز اول و شب نیمه آن ماه و روز آن؛ ویژگى فضیلت این زیارت، علاوه بر اینكه گناهان را محو مى كند، زائر مانند روزى مى شود كه از مادر متولد شده است. و زیارت اول ماه رجب حتما موجب مغفرت مى شود؛ خداوند این امر را بر خود واجب كرده است.
- در ماه شعبان؛ روز سوم این ماه و شب نیمه شعبان و روز آن؛ عمده فضیلت این زیارت ها، مشرف شدن به مصافحه با 124 هزار پیامبر از جمله پیامبران اولوالعزم است. و اگر كسى سه سال پى در پى آن حضرت را در نیمه شعبان زیارت كند، این كار علاوه بر ثواب اصلى آن، در رفع گناهان تاءثیر خاصى دارد و از جمله خواص آن این است كه در اول شعبان منادى براى او، نداى مغفرت سر مى دهد.
- در ماه مبارك رمضان، به خاطر ویژگى خاص آن؛ در روایت از ابن الفضل
آمده كه گفته است: شنیدم جعفر بن محمد علیهاالسلام فرمود: هر كس قبر حسین علیه السلام را زیارت كند و در راه از دنیا برود، كسى متعرض او نمى شود و مورد محاسبه قرار نمى گیرد و به او گفته مى شود، آسوده خاطر وارد بهشت شو.
مورد دیگر، شب هاى اول نیمه، و آخر این ماه است، چنانچه در روایت معتبر از امام صادق علیه السلام آمده است. شش وقت مخصوص دیگر، سه شب قدر و روزهاى آن است. در روایت هاى متعدد آمده است كه خداوند هر كس را كه به زیارت قبر حسین آمده است، مورد رحمت و غفران خودش قرار دهد.
- در ماه شوال؛ خداوند هر كس را كه در ماه شوال، در شب عید و روز آن، به زیارت قبر حسین علیه السلام بیاید، مى آمرزد. ویژگى فضیلت زیارت این ماه آن است كه موجب مغفرت گناهانى مى شود كه پیش از این از او سر زده و بعد از آن از او سر مى زند.
- در ماه ذى الحجة؛ در این ماه هشت یا ده اوقات مخصوص زیارت وجود دارد: شب عرفه و روز آن، شب اضحى و روز آن، ایام تشریق، روز نزول سوره هل اتى روز مباهله و عید غدیر - بنابر ویژگى عید بودن آن
- فضیلت زیارت روز عرفه این است كه خداوند او را صدیق و كروبى مى نامد و اصل زیارت معادل هزار حج با حضرت قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و هزار هزار عمره با رسول خدا و آزاد كردن هزار هزار بنده در راه خدا و بار هزار هزار اسب در راه خدا است، بعد از آنكه غسل كرد و عازم شد، خداوند براى او به هر قدمى كه بر مى دارد، ثواب به جا آوردن یك حج با مناسك آن را مى نویسد. در بعضى از روایت ها آمده كه به ازاى هر قدمى ثواب صد حج براى او نوشته مى شود.
ویژگى زیارت عید قربان این است كه خداوند او را از شر آن سال در دنیا حفظ مى كند و تمام گناهان او را مى آمرزد.
- در ماه محرم؛ شب عاشورا و روز آن، هیچ بعید نیست كه روز سیزدهم این ماه نیز ایام مخصوص زیارت آن حضرت باشد؛ زیرا امام حسین در این روز دفن شدند. فضیلت زیارت شب عاشورا و بیتوته نمودن نزد آن حضرت، این است كه شخص زائر در زمره شهدا قرار مى گیرد، و كسى كه در كنار قبر آن حضرت در آن شب دیگران را سیراب كند، مانند كسى است كه به سپاهیان حسین علیه السلام در روز عاشورا آب داده باشد.
- در ماه صفر؛ روز بیستم این ماه كه به اربعین معروف است؛ ویژگى فضیلت زیارت امام حسین علیه السلام در این روز آن است كه این كار از نشانه هاى ایمان مى باشد.
سؤ ال؛ كدامیك از این زیارت ها برتر است؟
باید گفت: به هر یك از فضیلت ها كه دقت كردم، دریافتم كه در آن خصوصیاتى وجود دارد كه به روش و نهج واحدى نیستند تا به هنگام ذكر آنها، غایت و منظور معلوم شود و فاضل از مفضول شناخته مى گردد؛ و به هر یك كه بنگرى، ممكن است بگویى همان برتر است؛ اما طبق برخى از روایات، زیارت نیمه شعبان و نیمه رجب افضل است و شاید این معنا از جهت خاصى باشد. اما آنچه كه از ملاحظه مجموعه فضایل آشكار مى شود، افضلیت عرفه و عاشورا است و آنچه در این میان رجحان دارد ویژگى زیارت عاشورا است كه در آن وارد شده است كه زائر آن حضرت در حالى محشور مى شود كه آغشته به خون مقدس حسین علیه السلام است و در زمره شهدا مى باشد، كه این خصوصیت از صد هزار حج در ركاب پیامبر خدا صلى الله علیه وآله برتر و بالاتر است. درباره روز عاشورا علاوه بر این خصوصیات دیگرى نیز آمده است و آن این است كه زائر، خداوند را در عرش زیارت كرده است.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: میلاد.م
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
Heart سخنرانی عبد صالح پیرامون شخصیت حضرت عباس علیه السلام عبدالرحمن 0 1,154 ۱۸/بهمن/۹۶ ۱۷:۵۷
آخرین ارسال: عبدالرحمن
  لحظات اخر زندگانی امام حسن عسکری علیه السلام چگونه گذشت؟ Islam 0 1,227 ۱۸/آذر/۹۵ ۲:۴۰
آخرین ارسال: Islam
  40 حدیث در وصف,سالار شهیدان امام حسین(علیه السلام) GustavoWoltmann 0 1,191 ۱۹/شهریور/۹۵ ۲۱:۴۴
آخرین ارسال: GustavoWoltmann
  يا اميرالمومنين (علیه السلام) مصطفي مازح7610 4 2,881 ۱۸/تیر/۹۴ ۸:۵۵
آخرین ارسال: مصطفي مازح7610
  کاشانی | منقبت امیرالمومنین علی علیه السلام ehsan8taherian 0 1,507 ۱۷/تیر/۹۴ ۱۸:۱۷
آخرین ارسال: ehsan8taherian
  توصیه امام رضا علیه السلام برای روزهای پایانی ماه شعبان: مرتضی اقبالی 0 1,346 ۲۵/خرداد/۹۴ ۱۶:۳۱
آخرین ارسال: مرتضی اقبالی
  کلام جاودان علی علیه السلام عمار رهبری 12 4,968 ۲۲/خرداد/۹۴ ۱۲:۵۲
آخرین ارسال: عمار رهبری

پرش در بین بخشها:


بالا