کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 5 رای - 2.4 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
بررسی فیلم ایرانی "زندگی با چشمان بسته"
۰:۱۷, ۲/آبان/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۲/فروردین/۹۱ ۱۹:۲۴ توسط Admirer.)
شماره ارسال: #1
آواتار
اين روزها بر پرده‌ي سينماي ايران مي‌توان شاهد اكران يكي ديگر از فيلم‌هاي رفع توقيف شده‌ توسط معاونت سينمايي جديد بود كه پس از سه سال ممنوعيت نمايش، حالا با اعمال اصلاحاتي هشت دقيقه‌اي، رنگ اكران به خود ديده است.
"زندگي با چشمان بسته" يازدهمين فيلم سينمايي رسول صدرعاملي است كه هم در اواخر دولت نهم و هم در دولت دهم با نظر تيم معاونت سينمايي فعلي، مدتي در توقيف بوده است و حالا در شرايطي كه كارگردان اين فيلم، خود اكران فيلمش را در يكي از بهترين دوره‌هاي اكران سينماي ايران -اكران عيد فطر- معجزه مي‌خواند، اين فيلم دومين هفته‌ي اكرانش را تجربه مي‌كند.
[تصویر: pcf470e10b4674734f2970dcae7494ac95_686429_orig.jpg]

رسول صدرعاملي از آن دست كارگردان‌هايي است كه سابقه‌ي فيلم‌سازي‌اش با آغاز انقلاب اسلامي گره خورده است. فرزند آيت الله سید فخرالدین صدرعاملی و از اعضاي خاندان پرافتخار "صدر"، از همان سال‌هاي ابتدايي انقلاب اسلامي در حوزه‌ي سينما احساس وظيفه كرده و وارد اين عرصه مي‌شود. او كه پيش از اين در كسوت خبرنگار در نوفل لوشاتو حضور داشته و تصاويري تاريخي از حضرت امام(رحمة الله علیه) تهيه كرده، پس از انقلاب در تمام عرصه‌هاي فيلم‌سازي و تهيه‌كنندگي اعم از ساخت فيلم ملودرام عامه پسند (گل‌هاي داوودي)،‌ فيلم دفاع مقدس (رهايي)، فيلم كودكان (سمفوني تهران) و بيش از هر چيز فيلم اجتماعي (من ترانه پانزده سال دارم) شانس خود را امتحان مي‌كند.
علاقه‌ي او به ساخت فيلم‌هاي اجتماعي موجب مي‌شود تا در دهه‌ي سوم فعاليتش يك سه‌گانه‌ي اجتماعي با محوريت دختران نوجوان بسازد. "دختري با كفش هاي كتاني" و به ويژه "من ترانه پانزده سال دارم" موجب تثبيت موقيعت او به عنوان يك فيلم‌ساز اجتماعي مي‌شود و جوايز داخلي و خارجي زيادي براي او به همراه مي‌آورد. هر چند سومين بخش اين سه‌گانه "ديشب باباتو ديدم آيدا" كاملا با شكست مواجه مي‌شود.
فيلم هاي بعدي صدرعاملي (شب و هر شب تنهايي) كه تجربه‌هايي در باب سينماي ديني به شمار مي‌روند، چه از سوي تماشاگران و چه از سوي منتقدان با استقبال روبرو نمي‌شود و همين موجب مي‌شود تا صدرعاملي به سينماي اجتماعي بازگردد و "زندگي با چشمان بسته" را بسازد. اما بر خلاف فيلم‌هاي قبلي اين كارگردان، "زندگي با چشمان بسته" نه از حيث فني كه از حيث محتوايي، فيلم مهمي در كارنامه‌ي صدرعاملي به شمار مي‌آيد.

[تصویر: 36707.jpg]
"زندگي با چشمان بسته" داستان خانواده‌اي مذهبي را روايت مي‌كند كه در محله‌اي سنتي روزگار مي‌گذرانند. پرستو و علي فرزندان اين خانواده هستند كه علي به دليل موقعيت شغلي‌اش چند سالي است كه از خانواده جدا شده است. در اين ميان، پرستو پس از گذشت مدتي از تحصيلش در دانشگاه، به دليل يك مشكل انضباطي- اخلاقي از دانشگاه اخراج مي‌شود. همين موجب تغييراتي در رابطه‌‌ي او با پدر و مادر مذهبي‌اش مي‌شود. پرستو هم در اين ميان تصميم مي‌گيرد تا سبك زندگي‌اش را عوض كند. اين تغيير سبك زندگي موجب بدگماني خانواده و ساكنان محله به پاكدامني او مي‌شود تا جايي كه خانواده‌اش نقشه‌ي قتل او را مي‌كشند. اما درست در همان شبي كه قرار است اين اتفاق بيفتد، علي پسر خانواده از سفر دور و دراز چندين ساله‌اش بازمي‌گردد و به زودي روي باورهاي خانواده و حتي محله‌ي سنتي‌اش تأثير مي‌گذارد.

[تصویر: n00002209-b.jpg]
"زندگي با چشمان بسته" از آن جهت در كارنامه‌ي صدرعاملي جايگاه ويژه‌اي مي‌يابد كه بي پرده‌ترين و صريح‌ترين فيلم او در نقد يك جامعه‌ي سنتي و مذهبي است. او در اين فيلم چنان بي‌رحمانه بر پيكره‌ي خانواده‌ي مذهبي و سنتي ايراني مي‌تازد كه گويا يك روشنفكر ضد مذهب پشت دوربين اين فيلم ايستاده است و نه يك روحاني‌زاده‌ي سابقاً انقلابي كه به قول خودش سه دهه قبل براي آرمان‌ها و رؤياهايش هزينه داده است!


البته در فيلم‌هاي قبلي صدرعاملي هم مي‌توان كدهايي مبني بر نقد برخي تعصب‌هاي مذهبي يافت؛ چه آنكه در "من ترانه پانزده سال دارم" منفي ترين كاراكتر فيلم يك زن چادري است كه اعمالش هيچ تناسبي با ظاهرش ندارد و تمام سعي خود را مي‌كند تا ترانه فرزندش را سقط كند. اما آنچه موجب تمايز ميان فيلم‌هاي ديگر اين كارگردان با "زندگي با چشمان بسته" مي‌شود، تعميم دادن چنين تفكري از يك فرد به يك محله‌ي مذهبي به عنوان نمادي از يك جامعه‌ي مذهبي است.
محله‌اي كه اتفاقات فيلم در آن رخ مي دهد، به وضوح نماد يك جامعه‌ي مذهبي است كه چه پايان بندي فيلم -كه با نمايي درشت از اين محله به پايان مي‌رسد- و چه صحبت‌هاي خود كارگردان صحت اين ادعا را تاييد مي‌كند. در واقع، محله به يكي از كاراكترهاي اصلي اين فيلم تبديل شده است كه نقش مهمي در پيش‌برد حوادث فيلمنامه دارد. اما تصويري كه از محله‌اي اين‌چنين مذهبي و سنتي ارائه مي‌شود، تصويري است سياه و چركين از جامعه‌اي پر از ريا، تحجر و دروغ.
ساكنان اين محله مدام در حال سرك كشيدن در زندگي يكديگر هستند و اين موضوع آن‌چنان گل‌درشت در فيلم به تصوير كشيده شده است كه مخاطب را به فكر وا مي‌دارد كه شايد كارگردان و فيلمنامه نويس در فكر انتقام از چنين جامعه‌ و محله‌اي بوده‌اند. علاوه براين، مردان اين جامعه در پس چهره‌ي نسبتاً مذهبي و غيرتي خود،‌ عموماً چشم به ناموس مردم دارند و در برابر اميال شهواني خويش، همه‌ي آرمان‌ها و باورهاي مذهبي و سنتي‌شان را زير پا مي گذارند. جالب تر آن است كه شخصيت‌هاي مثبت محله (مانند كاراكتر اميد با بازي پولاد كيميايي) در چنين مختصاتي به شدت منزوي شده‌اند و در عوض، نفوذ شخصيت‌هاي آلوده‌ي محله (مانند كاراكتر مقدم با بازي فرهاد قائميان) به قدري زياد است كه در عرض چند ساعت مي‌توانند كل اعضاي محله را در برابر يك نفر بشورانند و عليه او شهادت جمع كنند.

[تصویر: zendegi_ba_chashmane_basteh_855_413769.jpg]
اما مهم‌ترين معضل اين محله از ديدگاه آقاي كارگردان، تحجر اعضاي محله است. چنان كه صدرعاملي تاكيد كرده است كه "زندگي با چشمان بسته" فيلمي‌ست در مذمت تحجر و تعصبات خشك. اما عملاً آنچه كه به عنوان تحجر به مخاطب معرفي مي‌شود، واكنش منطقي خانواده‌ي پرستو و اعضاي محله به كارهاي غيرمنطقي اوست. به طور مثال، خانواده‌ي پرستو به اينكه او هميشه نيمه‌ي شب با ظاهري نامناسب و هر بار هم توسط يك ماشين مدل بالا به خانه بازمي‌گردد، مشكوك هستند. حال سوال اينجاست كه آيا چنين شكي نشانه‌ي تحجر است؟ آيا اگر چنين موردي براي دختر خود صدرعاملي اتفاق بيفتد، او با لبخند از اين موضوع مي‌گذرد؟
جالب‌تر آن است كه هر بار خانواده‌ي پرستو در مورد چرايي اين رفت و آمدهاي مشكوك از او سؤال پرسيده‌اند، به گواه نريشن فيلم، پرستو با سكوت جواب آنها را داده است و اين روند چندين سال ادامه پيدا كرده است! مشخص است كه با در پيش گرفتن چنين روندي، يك خانواده‌ي سالم بايد هم به فرزندشان مشكوك شوند.
تلخ‌تر از همه‌ي اينها آن است كه فيلم مدام در حال توجيه اعمال و افعال پرستو و تقبيح رفتار پدر و مادر اوست. چنان كه در يكي از سكانس‌هاي پاياني فيلم ادعا مي‌شود كه پرستو كاملاً پاكدامن و به قول خود فيلم "دختر خوب"يست و اين خانواده‌ي او بوده‌اند كه با ايجاد جوي بسته در داخل محيط خانه، باعث فرار فرزندان‌شان از اين محيط شده‌اند. در اين سكانس، سعي مي‌شود به مخاطب القا شود كه حتي رفتن علي از خانه دلايل كاري نداشته بلكه به سبب همين جو بسته‌ي خانه، او ترك وطن كرده است ولي چون او از جنس مذكر بوده، بر خلاف پرستو كسي معترض اين رفتن او نشده است. اما مشكل آنجاست كه هيچ نشانه‌اي مبني بر اين رفتار متحجرانه و بسته‌ي خانواده‌ي پرستو در طول فيلم وجود ندارد و مشخص نيست چرا بايد اين پدر و مادر مذهبي را متحجر دانست؟

[تصویر: Zendegi_Ba_Chashmnae_Basteh_03_284191.jpg]
موضع فيلم در مورد حجاب نامناسب پرستو هم به شدت جالب و نيازمند تامل است. در يكي از سكانس‌هاي فيلم كه در دكان حصيرفروشي پدر خانواده (با بازي فرهاد آئيش) مي‌گذرد، مشتري خانمي كه به دنبال حصير مدل جديد مي‌گردد، وارد دكان شده و درخواستش را مطرح مي‌كند. اما صاحب مغازه پاسخ مي‌دهد كه از اين حصيرهاي جديد در دكانش موجود نيست و سپس ديالوگي را مي گويد كه نشانگر جهان‌بيني اوست. او به مشتري خانم يادآور مي‌شود كه حصير براي پوشاندن و عدم جلب توجه به خانه است، نه آنكه خود با نقش و نگارهايش موجب جلب توجه به داخل خانه شود. اما خانم مشتري بي‌توجه به حرف‌هاي صاحب مغازه تكرار مي‌كند كه به دنبال حصير جديد و مدرن مي‌گردد و به اين حصيرها نيازي ندارد.
بدين ترتيب فيلمنامه‌نويس و كارگردان با ترسيم حصير به عنوان نمادي از حجاب كه قرار است نقش پوشاننده ايفا كند، اين چنين نشان مي‌دهند كه نسل جديد دختران و خانم‌هاي ايراني كه حجاب نامناسبي دارند، فقط به دنبال مدرن شدن و نو بودن هستند و به همين سبب نبايد اين حركت را نشانه‌ي بي‌عفتي آنان دانست و هر كس هم كه معترض آنان مي‌شود، متحجر است! البته فيلم پا را فراتر از اين هم مي‌گذارد و سعي مي‌كند اين‌چنين به مخاطب خود القا كند كه تمام شب‌گردي هاي پرستو با مردان خانواده‌دار و رستوران رفتن‌هاي او با اين مردان، به سبب كنجكاوي پرستو و علاقه‌ي او به كارهاي خطرناك است و بس!

[تصویر: 01.jpg]
در پايان فيلم هم كاراكتر علي در نقش منجي ظاهر مي‌شود و با مرگ قهرمانانه‌ي خود موجب تحول جامعه مي‌شود تا مدرنيته با اين شوك قوي، جاي سنت را در اين محله‌ي قدمي‌ بگيرد. به عبارت ديگر، به زعم فيلمنامه‌نويس و كارگردان براي اصلاحات در چنين جامعه‌اي بايد خون داد!


نكته‌ي آخر آنكه فيلمنامه‌ي اين فيلم را محمود اربابي نوشته كه در دولت نهم، خود مسئول بخش نظارت و رازشيابي فيلم‌ها بوده است و فيلم‌هاي سينماي ايران بايد براي اكران از زير تيغ مميزي او و اداره‌ي متبوعش مي‌گذشتند! البته مهم‌تر از پست سابق او، دليل نوشتن چنين فيلمنامه‌اي از جانب اوست كه توسط صدرعاملي در يكي ازمصاحبه‌هاي اخيرش كاملاً توضيح داده شده است: «آقای اربابی وقتی فیلمنامه‏ را می‏نوشت، می‌دانست می‌خواهد به سینما برگردد و نمی‌خواهد در ارشاد بماند، پس دوست داشت با یک کار خاص برگردد.»
به نظر مي‌رسد اين روزها براي پذيرفته شدن در ميان سينمايي‌ها، ناگزير بايد به سراغ چنين فيلم‌ها و فيلمنامه‌هايي رفت وگرنه ادامه‌ي حيات در اين سينما مشكل مي‌شود. اين چنين است كه صدرعاملي مانند خيلي از هنرمندان نسل اول انقلاب، بايد براي ديده شدن، به آرمان‌هاي سابق خود و پدرش پشت كرده و به بهانه‌ي نقد تحجر، مظاهر ديني را مورد نوازش قرار دهد.
به نقل از رجانیوز
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: K-1 ، فاطمه خانم ، یاران مهدی ، SARV ، Yaser_h2011 ، MOHIE ، MohammadSadra ، Agha sayyed ، hesam110 ، yamin ، rastin
۱۵:۰۲, ۳/آبان/۹۰
شماره ارسال: #2

baba chera be har bande khodai ke 1 tem ejtemai kar mikone jebhe migirid ?
on az yas inam az in agha baw ekhoda az shoma i ke mikhayd fekre javona ro baz konid baide
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۰:۱۳, ۳/آبان/۹۰
شماره ارسال: #3
آواتار
(۳/آبان/۹۰ ۱۵:۰۲)shantia.tolstoy نوشته است:  baba chera be har bande khodai ke 1 tem ejtemai kar mikone jebhe migirid ?
on az yas inam az in agha baw ekhoda az shoma i ke mikhayd fekre javona ro baz konid baide

سلام دوست من....قبل از هرچیز باید بگم در این انجمن پست های فینگلیش حذف میشه پس سعی کن فارسی بنویسی....

درباره نظرت باید بگم من کاری ندارم کی چی میسازه....وقتی اثری ساخته شد باید اثر رو بررسی کرد که این تاپیک هم جز این کاری نکرد....

ببین دوست من.....هرچیزی قانونی داره...قانون ژانر اجتماعی بیان واقعیت هاست نه بزرگنمایی و اغراق درباره یک موضوع....کی گفته جامعه مذهبی عقب افتاده دروغگو ریاکار..حتی آدم کش و به شدت فضول هستن؟......این صفاتی که عرض کردم میتونه مربوط به هر محله و قوم و گروهی باشه.....اگر هدف از ساخت فیلم اجتماعی بیان واقعیت هاست پس بهتره فیلمی درباره ابتذال در خیلی از محله های به اصطلاح روشنفکر و در عمل جاهلین عصر مدرن بسازن....شب خوش

یاعلی
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: hesam110
۱۴:۰۹, ۱۷/آذر/۹۰
شماره ارسال: #4
آواتار
من تافيلم رو نبينم نميتونم نظر بدم . شما هم همين كار رو بكنيد دوستان .
در مورد طلا و مس هم خيلي نقدهاي منفي خوندم ، بعد كه فيلم رو تماشا كردم ديدم جز معدود فيلمهاي عالي و با محتواي سالهاي اخير بوده .
.
راستي صدر عاملي با امام موصي صدر خويشاوندي داره!
.
[تصویر: 65wnw.jpg]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: hesam110 ، حسن.س. ، yamin ، dani
۱۵:۴۷, ۱۷/آذر/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/آذر/۹۰ ۱۵:۴۷ توسط فانوس *7*.)
شماره ارسال: #5
آواتار
سلام
الحق که فیلم جامی برای بیان حرفاشون ساختن
پیام اصلی این فیلم :باید خون ریخته بشه تا بساط این مذهبی ها جم بشه این ریاکاران
و هم این که مسلمانی مخالف مدرنیته شدنه
جامه داره از این بچه مذهبی ها می خوره
و..............
همه ی این ها توی این فیلم بیان میشه و در نهایت اسم این فیلم زندگی با چشمان بسته
یعنی دین داری بدون قل و منطق آن چه است که مل می کنیم
این فیلم هم در جهت تفکری است که این روزها داره کل فضای جامعه رو اشغال می کنه
همون تفکری که میگه بچه مذهبی ها امل و بی سواد و عقب افتاده اند و به خاطر همین خیلی ها خجالت می کشن بگن نماز می خونند
خیلی فیلم کلیپ داستان جوک اس مس عکس داره در این زمینه کار می کنه و فضای جامعه رو تو دستاش میگیره
مثل فیلم پوپک و مش ماشاالله و زندگی شیرین و این فیلم هم که دیگه در این زمینه اول شد
برادر
shantia.tolstoy

این فیلم بر خلاف تصور شما خیلی مهمه خیلی عوامل دست اندر کارشم خیلی مهمن باید نقد بشه کسی بی جهت نمی خواد به چیزی گیر بده هرچند هستند افراد مریض که به اسم اسلام کارهایی رو می کنند اما دقت کن تشخیص الکی گیر دادن یا با دلیل گیر دادن خیلی مهمه چون مسئله همینه هر فیلمی پیامی داره به نظرت پیام این فیلم چیه؟؟؟؟؟؟؟؟
آنونس فیلم
new PopupMenu("profilelink_60848");
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: dani
۱۶:۴۸, ۱۸/آذر/۹۰
شماره ارسال: #6

با اینکه این مدل فیلمها در سینمای ایران به طرز خطرناکی دارن زیاد میشن موافقم تمام فیلمها و فیلمنامه های اصغر فرهادی سعادت آبادی که اخیرا روی پرده بود برخی آثار کمال تبریزی تهمینه میلانی و... با تمام وجود در جهت عقب مونده و متحجر خواندن خونواده های مذهبی و روحانیهای ما تلاش میکنن به نظر میرسه هدف اینه که القا بشه چیزی به نام انسان دیندار امکان وجود خارجی نداره این از کارگردانای خوب سینمای ما بقیه هم که غیر از ترویج ابتذال کار دیگه ای نمیکنن
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: dani
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  فیلم ایرانی بدون حجاب! Silence 1 1,463 ۲/اسفند/۹۵ ۹:۳۹
آخرین ارسال: عبدالرحمن
  نقد فیلم ایرانی "از ما بهترون" MARTINI80 9 8,964 ۱۳/خرداد/۹۲ ۱۱:۱۸
آخرین ارسال: pari74bala
  بررسی فیلم سینمایی قلاده های طلا ( در مورد فتنه ی 88 ) sarallah 80 54,257 ۲۰/شهریور/۹۱ ۱۳:۰۱
آخرین ارسال: جویای حقیقت
  نقد فیلم مهمان (مقایسه مردان ایرانی با مردان امریکایی) seiied 8 6,371 ۱۱/مرداد/۹۱ ۱۳:۱۸
آخرین ارسال: دل خسته
  بررسی فیلم "طلا و مس" عـلـی 29 12,980 ۲۹/خرداد/۹۱ ۷:۵۱
آخرین ارسال: عبدالرحمن
  راه آبی ابریشم ، کاری دیدنی که دیده نشد "بررسی علل کم فروشی فیلم های فاخر ملی" mohsen-321 19 10,742 ۱۶/اردیبهشت/۹۱ ۲۱:۳۳
آخرین ارسال: ZaHra_20
  فیلم زندگی خصوصی کثیفترین فیلم سال 91 mohsen-321 4 3,497 ۸/اردیبهشت/۹۱ ۱۳:۱۰
آخرین ارسال: Tohid_Prince

پرش در بین بخشها:


بالا