کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 12 رای - 4.08 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
اشعار و نوشته های ادبی کاربران (طوفان واژه ها)
۱۷:۲۸, ۱۳/آبان/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۰/فروردین/۹۳ ۶:۵۴ توسط مجید املشی.)
شماره ارسال: #1
آواتار


با سلام خدمت همه شما دوستان عزیزم

این تاپیک رو ایجاد کردم تا هرکدام از شما عزیزان اشعار ونوشته های زیبایتان را که خودتان سرودید یا نوشته اید را در اینجا قرار دهید.همانطور که اطلاع دارید در تالار بیداری اندیشه بخشی زیبا به نام دلنوشته ها واشعار وجود دارد.ولی در آنجا کاربران اشعار ونوشته هایی که دیگر شاعران یا نویسندگان نوشته اند را قرار میدهند.من خواستم با ایجاد این تاپیک هرکس میخواهد اشعار و نوشته های ادبیش رو بقیه دوستان ببینند و یا در موردش نظر بدهند و نقدش کنند در اینجا قرار دهد.

(۱۳/فروردین/۹۳ ۲۲:۰۵)HermeS نوشته است:  
دست و قلم بجنبانید و بنویسید...
می نویسیم، پس هستیم...
«قسم به قلم و آنچه می نگارد...»
.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: SAViOR ، netlog36 ، MohammadSadra ، vahid1878 ، نگار ، m.hossein ، *منجی* ، مفقود الاثر ، Farzaneh ، soheyl68 ، help me ، Ali#59 ، سدرة المنتهی ، السا ، انتصـار ، رضوانه ، Just God ، محمد حسین ، مجید املشی ، حضرت عشق ، رهگذر. ، fafa* ، nasimesaba

آغاز صفحه 6 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۹:۲۲, ۶/اردیبهشت/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۶/اردیبهشت/۹۳ ۲۰:۳۷ توسط HermeS.)
شماره ارسال: #51
آواتار
از این هلالی خورشید عصرگاه، که هر نگاش در نگاه ِ زهره می رود
تقدیر سرخ صدها ستاره هست پیدا که وقت طلوع می کند غوغا...

با هر نسیم باد که شاخه های کاج را به رقص ِ خواب می برد در غروب
زیباست امواج جزر ِ یک طلوع تازه که با ماه نو می شود هم پا

17:22 --93/2/6
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: اسکای ، Ali#59 ، fafa* ، captaincharisma ، nasimesaba ، حضرت عشق
۱۳:۱۶, ۱۹/اردیبهشت/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/اردیبهشت/۹۳ ۱۷:۱۷ توسط HermeS.)
شماره ارسال: #52
آواتار

My dilemma's plays are on as always again

Eruption of flames at my heart now begin

my dilemma's fire in an sunset suddenly attacks

sunshine glistens and cloudy sky crazy shows as blacks



1:10 PM
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: اسکای ، captaincharisma ، Ali#59 ، nasimesaba
۲۱:۰۶, ۱۷/خرداد/۹۳
شماره ارسال: #53
آواتار
معجون طرح و تحقیق تازه در طبیعتی
افسون رنگ گندمی و جادوی منحنی

تعریف تازه ای از اسلیمی و ختا
نسبیتی یگانه از رنگ و روغنی

نه..نه خیال یک هلالی تازه بر افق
شقّی برای معجزه ی رسول خاتمی

تاریخ خلق جهان روی بوم زرد
تعبیر خالق واحد، ستودنی

مات و سپید و کدر، خط سایه ها
تلفیق رنگ و شکل بر اصل تقارنی
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: اسکای ، captaincharisma ، Ali#59 ، مجید املشی ، یاســین ، nasimesaba ، حضرت عشق
۸:۲۸, ۱۹/خرداد/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/خرداد/۹۳ ۸:۳۰ توسط IR66.)
شماره ارسال: #54
آواتار
به نام خدا



دلم گرفته....
هستی خدایا؟...
کجای خانه ام چای مینوشی که صدایت را نمیشنوم؟!
فنجانت را به من بده ....
این دمنوش مدتهاست که سرد شده ....
بیا با هم به اشپزخانه ام برویم...
کنار پنجره ی داغ خاطرات بودن و نبودنش ... نبودنش.... نبودنش .... و بالاخره! نبودنم ................
برایت یک نوشیدنی گرم ولی تلخ دارم ......مثل مزه مزه های این روزهای زندگی... در دهان کودک نو پایی ؛
که نیامده رفت......




خدای من.....
بیا برویم ...................
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: اسکای ، یاســین ، Ali#59 ، nasimesaba ، HermeS
۱:۲۴, ۷/بهمن/۹۳
شماره ارسال: #55
آواتار
شفق میان دو کوه است و باد ِ سبز بهاری
و من که ساکت و تنها نشسته ام به کناری
به یاد خاطره ها،شعرهای تازه و دیرین
به صرف چای،تماشای این نشانه ی شیرین!
به جای یاد تو ای شهسوار مُلک خدایی
ستاره های زمین را نشانده ام که بیایی
حدیث باغ بهشتی که آرزوی جهان بود
جلوه ای ز نظرهای یار ِ غایبمان بود
هزار رود بهشتی و چشمه های سرابی
چو قطره ایست در آن چشم آسمانی آبی
« تو پیک خلوت رازی و دیده بر سر راهت » (1)
چو وصف علم کند فردی از مقام بلاهت ؟
مرا ندیدی و رفتی،تو را ندیدم و رفتم
و من هنوز از این سرّ نانگفته شگفتم
که در کنار تو بودم ، ندیدم از تو نشانی
نخورده نانم و در انتظار تکّه ی نانی
نشسته ام به تماشای آسمان سیاهی
دقایقیست شفق رفته،مانده ابری و ماهی...
( 1 ) : حافظ
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: حضرت عشق
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا