|
آداب و منازل توبه
|
|
۱۷:۰۹, ۱۵/آبان/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/آبان/۹۰ ۹:۵۵ توسط paradise.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
![]() با عرض سلام خدمت دوستان عزیز به امید خدا قصد دارم در این تاپیک، مطالبی پیرامون توبه و آدابش، تقدیم تان کنم. امیدوارم عمری باقی بماند و توفیق خدمت گذاری از حقیر سلب نشود. مطالب از کتاب "" تخلی "" استاد کریم محمود حقیقی نقل می شود. ایشان چهل سال شاگرد آیت الله نجابت بوده اند و آیت الله نجابت هم شاگرد جناب عارف کامل انصاری همدانی و همینطور شاگرد سید علی قاضی طباطبایی بوده اند. کتاب تخلی، قسمتی از یک مجموعه هشت جلدی ست که به «آداب و مراحل سلوک الهی» می پردازد. برای آشنایی بیشتر: دفتر اول: تخلی (در آداب و منازل توبه) - یک جلد دفتر دوم: تزکی (در تزکیه نفس از صفات ذمیمه) - یک جلد دفتر سوم: تحلّی (در آراستن دل به صفات حمیده) - دو جلد دفتر چهارم: تجلّی (در جلوه گر شدن انوار الهی) - چهار جلد این مجموعه گزیده ای از آیات قرآنی و روایات معصومین (علیهم السلام) است که به نظم و نثر پارسی و با لطایف معنوی نگاشته شده، در آینده و به مرور بخشی از مطالب کتاب تخلی را تقدیم تان خواهم کرد، ان شاء الله . . . |
|||
|
|
۱۰:۲۸, ۱۹/آبان/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/آبان/۹۰ ۱۱:۰۰ توسط paradise.)
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
به نام خدا
آهنگ توبه ای عزیز! هرگز از دوست بریده ای؟ و با کسان ترک آشنایی گفته ای؟ چون تو از سویی روی، او از سوی دیگر رود! و اگر در رهگذرش بینی از تو روی بگرداند و بسا اگر سلامش کنی، جوابی نیاید. کار این آشنایان چنین دان! اما از آن دم که از جان جانان بردی و از این جیب روی بگردانیدی مدتهاست که او به دنبالت افتاده و فریاد بازگرد، بازگرد سر داده و در نامه مطهرش تُوبوا تُوبوا فراوان آورده، با تو گفته بود: فَفِرُّوا إِلَى اللَّه پس بگریزید بسوی خدا ذاریات 50 چه کهف حصین دامان اوست ولی تو بازنگشتی، اینجایت بسوی او مفرّ است ولی دانی روزی مفرّ خواهی و دیگر او را نبینی؟ يَقُولُ الْإِنسَانُ يَوْمَئِذٍ أَيْنَ الْمَفَر انسان در آن روز گوید: گریزگاه کجاست؟ قیامت 10 چون از این سرنوشت آگه است، عاشق بازگشت توست تا بدانجا که در روایت آمده: «لَو عَلِمَ المِدَبِّرونَ عَنّی کَیفَ اِشتیاقی لَهُم وَ اِنتِظاری اِلی توُبَتِهِم لماتو شوقاً اِلیَّ وَ تَقَطّعَت اَوصالَهُم» «اگر روگردانان از من بدانند که چگونه بر آنان مشتاقم و در انتظار توبه و بازگشت آنان هستم، از شوق جان می سپردند و بندبندشان از هم می گسیخت» چون او چنینت خواهد چون است که تو اینچنین هستی؟ دست یاریت پیش آورد، دست وا پس زنی. وعده ستّاریت دهد تو گناه آشکار کنی. نوید آمرزش دهد تو بر لغزشها درافزایی، آخر کجا باشد که بر سر عقل بازآیی و به دوست ره گشایی... بازآ بازآ هرانچه هستی بازآ *** گر کافر و گبر و بت پرستی بازآ این درگه ما درگه نومیدی نیست *** صدبار اگر توبه شکستی بازآ از خوبان حکایتها کرد تا مگر بر حال ایشان نگری، چه کسانند ایشان؟ التَّائِبُونَ الْعَابِدُونَ الْحَامِدُونَ السَّائِحُونَ الرَّاكِعُونَ السَّاجِدونَ الآمِرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّاهُونَ عَنِ الْمُنكَرِ وَالْحَافِظُونَ لِحُدُودِ اللّهِ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِين آنان توبهكارانند و پرستشگران و سپاسگزاران و روزهداران و نمازگزاران و اهل سجود كه آمران به معروف و ناهيان از منكر و پاسداران احكام الهى هستند، و مؤمنان را بشارت ده توبه 112 خواهی که این بشارت تو را باشد از باب نخست آیه درآی که قدم اول توبه باشد. مراحل بعد آیه تا توبه راست نیاید چه باید؟ چون چشم باز کنی همانجا که بوده ای هستی! اسب عصاری را دیده ای؟! هر صبح چشمش بربندند و تا غروب به حرکت آورند. ساعتها می رود و بسا که پندارد بر چراگاهی سبز و خرم اندر آید. در شام که چشمش گشایند، به ناگه بیند که افسوس که بعد از این همه رفتن، همان جا که بود هست. با این تفاوت که آن جایگه که بود صبحی روشن داشت و هم اکنون شامی تیره!!!!!!!!!!!!!!!! مباد که این سرنوشتِ مارا ماند که در تیره دخمه گور چشم باز شود و تیره روزتر از آغاز کار خود همی بینیم! گفته شد توبه یعنی بازگشت و معنی آن را خدا در این آیه فرمود که: وَمَن تَابَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَإِنَّهُ يَتُوبُ إِلَى اللَّهِ مَتَابً و هر كس توبه كند و كار شايسته انجام دهد در حقيقت به سوى خدا بازمىگردد فرقان 71 تا سیئات را به حسنات تبدیل نکنی، توبه را چه معنی بود؟ اگر بر خویشتن یا کسان ظلمی رفته است، نومید مباش و بازآی که فرمود: فَمَن تَابَ مِن بَعْدِ ظُلْمِهِ وَأَصْلَحَ فَإِنَّ اللّهَ يَتُوبُ عَلَيْهِ إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ اما آن كس كه پس از ستم كردن، توبه و جبران نمايد خداوند توبه او را ميپذيرد زيرا خداوند آمرزنده و مهربان است. مائده 39 اگر در ایام شباب و غرور جهل و نادانی با خدایت ستیزی بوده چرا چه باک که با تو این سخن سر داده: مَن عَمِلَ مِنكُمْ سُوءًا بِجَهَالَةٍ ثُمَّ تَابَ مِن بَعْدِهِ وَأَصْلَحَ فَأَنَّهُ غَفُورٌ رَّحِيم هركس از شما كه از روى نادانى مرتكب كار ناشايستى شود، سپس توبه و درستكارى كند و به صلاح آيد [بداند كه] خداوند آمرزگار مهربان است انعام 54 و اگر نماز از تو ضایع شد و پیرو شهوات و هوای نفس گشتی، از کتابش این مژده برخوان: فَخَلَفَ مِن بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أَضَاعُوا الصَّلَاةَ وَاتَّبَعُوا الشَّهَوَاتِ فَسَوْفَ يَلْقَوْنَ غَيًّا ۞ إِلَّا مَن تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَأُوْلَئِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ وَلَا يُظْلَمُونَ شَيْئًا اما بعد از آنها فرزندان ناشايستهاي روي كار آمدند كه نماز را ضايع كردند و پيروي از شهوات نمودند و به زودي (مجازات) گمراهي خود را خواهند ديد ۞ مگر آنها كه توبه كنند، ايمان آورند، و عمل صالح انجام دهند، چنين كساني داخل بهشت ميشوند و كمترين ستمي به آنها نخواهد شد. مریم 59 و 60 و اگر خدایی ناکرده از تو زنا سر زده است، قرآن بگشای و بر این آیه نظر کن: وَلَا يَزْنُونَ وَمَن يَفْعَلْ ذَلِكَ يَلْقَ أَثَامًا ۞ يُضَاعَفْ لَهُ الْعَذَابُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَيَخْلُدْ فِيهِ مُهَانًا ۞ إِلَّا مَن تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ عَمَلًا صَالِحًا فَأُوْلَئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا زنا نميكنند، و هر كس چنين كند مجازاتش را خواهد ديد ۞ در روز قيامت عذابش دو چندان شود، و به خوارى و زارى جاودانه در آن [عذاب] بماند ۞ مگر كسي كه توبه كند و ايمان آورد و عمل صالح انجام دهد كه خداوند گناهان اين گروه را به حسنات تبديل ميكند. و خداوند آمرزنده و مهربان است. فرقان 68 – 70 و اگر حکم خدا را پوشانیده ای و مانع سلوک رهروان شده ای و هدایت را سدّ نموده ای، نور چشمت و گشایش دلت در این آیه است: إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ مَا أَنزَلْنَا مِنَ الْبَيِّنَاتِ وَالْهُدَى مِن بَعْدِ مَا بَيَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِي الْكِتَابِ أُولَئِكَ يَلعَنُهُمُ اللّهُ وَيَلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ ۞ إِلاَّ الَّذِينَ تَابُواْ وَأَصْلَحُواْ وَبَيَّنُواْ فَأُوْلَئِكَ أَتُوبُ عَلَيْهِمْ وَأَنَا التَّوَّابُ الرَّحِيمُ كسانى كه آيات روشن و رهنمودهايى را كه نازل كردهايم، بعد از آنكه در كتاب براى مردم بيان كردهايم، پنهان مىدارند، خداوند و لعنتگران بر آنان لعنت مىفرستند ۞ مگر كسانى كه توبه كنند و به صلاح بازآيند و [پنهان داشتهها را] آشكار كنند كه از آنان در مىگذرم و من توبهپذير مهربانم بقره 159 و 160 بالاتر روم، آیا شده است که محارب با خدا و حکمش شده باشی؟ اگر چنین است باز نومید مباش و به این آیه دل خوش کن: إِنَّمَا جَزَاء الَّذِينَ يُحَارِبُونَ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَيَسْعَوْنَ فِي الأَرْضِ فَسَادًا أَن يُقَتَّلُواْ ... ۞ إِلاَّ الَّذِينَ تَابُواْ مِن قَبْلِ أَن تَقْدِرُواْ عَلَيْهِمْ فَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ سزاى كسانى كه با [دوستداران] خدا و پيامبر او مىجنگند و در زمين به فساد مىكوشند جز اين نيست كه كشته شوند ... ۞ مگر كسانى كه پيش از آنكه بر آنان دست يابيد، توبه كنند، كه بدانيد در اين صورت خداوند آمرزگار مهربان است مائده 33 و 34 باش تا بالاتر روم؛ دانی که از شرک بالاتر نیست! اگر که گاه با شرکت سر و کار افتاده این آیه برخوان: ... فَاقْتُلُواْ الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدتُّمُوهُم ... فَإِن تَابُواْ وَأَقَامُواْ الصَّلاَةَ وَآتَوُاْ الزَّكَاةَ فَخَلُّواْ سَبِيلَهُمْ إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ مشركان را هرجا كه يافتيد بكشيد ... آنگاه اگر [از كفر] توبه كردند و نماز برپا داشتند و زكات پرداختند، آزادشان بگذاريد كه خداوند آمرزگار مهربان است توبه 5 اگر خدای با همه ی گنهکاران ندا در داده و آنان را مخاطب ساخته که از رحمت من نومید نشوید. نفس با تو چند غلط نجوا کند و شیطان در محضر تو چند وسوسه سراید که این در باز نمی شود. برخوان: قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيم ۞ وَأَنِيبُوا إِلَى رَبِّكُمْ وَأَسْلِمُوا لَهُ مِن قَبْلِ أَن يَأْتِيَكُمُ الْعَذَابُ ثُمَّ لَا تُنصَرُونَ بگو: اي بندگان من كه بر خود اسراف و ستم كردهايد! از رحمت خداوند نوميد نشويد كه خدا همه گناهان را ميآمرزد ۞ و به درگاه پروردگارتان بازگرديد، و در برابر او تسليم شويد، پيش از آنكه عذاب به سراغ شما آيد سپس از سوي هيچكس ياري نشويد زمر 53 و 54 پژوهشگران را عقیده بر این است که: از این مژده در قرآن بهتر برای گنه کار نیست و بر این دعوت نامه که ویژه گنه کاران فرستاده شده و در آن خدای جمیع گناهان را گوشزد فرموده، کیست تا دیگر تو را از بارگاه این کریم، مایوس دارد؟؟ ان شاء الله ادامه دارد . . . |
|||
|
|
۱۷:۳۱, ۲۴/آبان/۹۰
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
به نام خدا عشق خدا با تائب ای عزیز تائب! دانی که خدا با تو چه عشقی دارد؟ از قرآن برخوان که: إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَيُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ به راستی که خدا تائبان و پاکان را دوست دارد بقره 222 چون با بریده ای از خویشان بازگردی، تا چندی داستان بی مهری و گِله بر تو خوانند و از جفاهایت حکایت کنند ولی این سرا نه آن سراست. نخست بر خود ناز و سپاس خدای دار که از سرای شیطان به سرای رحمان رخت بربستی که: وَمَن تَابَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَإِنَّهُ يَتُوبُ إِلَى اللَّهِ مَتَاباً و هر كس توبه كند و كار شايسته انجام دهد در حقيقت به سوى خدا بازمىگردد فرقان 71 و دیگر بیندیش صاحب خانه را با تو چند مهر است، که دوستت دارد و در دنیا و آخرت گناه را به رخت نکشد و در نزد دیگران بر کارت پرده پوشی کند، حتی بر فرشتگان همراهت. تا بر این اصل یقین کنی از معصوم گوش دار که: امام صادق (علیه السلام) می فرمایند: بنده چون توبه نصوح کند خدا او را دوست دارد و در دنیا و آخرت بر او پرده پوشی کند، یعنی هرچه از گناهان که دو فرشته موکل برایش نوشته اند از خاطرشان ببرد و به اعضای بدنش وحی فرماید و گناهانش را نهان دارند و بر قسمتهای زمین فرماید که آنچه گناه بر تو کرده است، نهان ساز و در هنگام ملاقات او با خدا هیچ گواهی بر گناهش اقامه نشود. و نیز از معصوم رسیده است که: خداوند عز و جل به تائبان سه خصلت داده است که اگر یک خصلت آن به همه اهل آسمانها و زمین دهند، نجات یابند: 1. تائب را دوست دارد، هرکه را دوست دارد او را عذاب نکند. 2. فرشتگان حامل عرش بر او طلب آمرزش کنند و سعادت او از خدا خواهند. 3. خداوند گناهانش را به ثواب بدل کند. از این سه خصلت بهتر چه خواهی؟ از محبت پروردگارت با تو چه گویم و چه شنوی؟ بر این گفتار توجه کن و آن را چند بار بازخوان، که بر این پیام، تائب باید از خوشحالی در پوست نگنجد. امام باقر (علیه السلام) می فرمایند: به راستی که خداوند به توبه و بازگشت بنده خود شادتر باشد از مردی که در شب تار، شتر و توشه خود را گم کرده باشد و آن را بیابد. خدا به توبه بنده خود از این راحله جُسته شادتر است. تو که خویشتن دوست داری تا بدانجا که برای تن ِ فانیت این همه مدارا کنی، از آلودگی پاکش سازی، با کمتر بیماری به پزشک مراجعه نمایی و داروی تلخ خوری، نسزد که برای روح جاودانت مداوا طلبی و دارو آوری؟ گوش دار تا از این نوع دارو حدیثی از معصوم آورم: لِکُلِّ شَی ءٍ دَواءُ وَ دَواءُ الذُنوُب ِ الاِستِغفار هر چیزی را دارویی ست و داروی گناه، آمرزش خواهی ست. و باز تا با خداوندت بر سر مهر آیی و قصد گریز نکنی، این داستان شنو که او را با تو چه مهرهاست. امام صادق (علیه السلام) فرموده است: به راستی که آدم عرض کرد: پروردگارا ... شیطان را بر من چیره ساختی و همچون خون بر من روانش ساختی، مرا چیزی مقرر فرما. در پاسخ فرمود: برای تو مقرر کردم هر کدام از فرزندانت قصد گناهی کند، بر او نوشته نشود و اگر انجام دهد بر او یک گناه نوشته شود. و هر کدامشان قصد حسنه کند برای او یک حسنه نوشته شود و اگر انجام دهد، برای او ده حسنه نوشته شود. عرض کرد: پروردگارا بیفزا. فرمود: برای تو مقرر کردم که هر کدامشان گناهی کرد و سپس آمرزش خواست او را بیامرزم. عرض کرد: پروردگارا بیفزا. فرمود: توبه را مهلت دادم تا نَفَس به گلو رسد. عرض کرد برایم همین بس. این وعده خدای است برای تو با جدت آدم علیه السلام ، با چنین رب ودود چه اندیشی؟ باری ندانم گاه به شکار رفته ای؟ اگر هم نرفته باشی شنیده ای که شکارچی بسا ساعات و حتی روزها در کمین گاه نشیند و سکوت گزیند و حتی حرکت نکند تا او را شکاری صید افتد. دانی که در تمام عمرت خدای در انتظار بازگشت تو است؟ از گفتار معصوم در دعای ابوحمزه بشنو: وَاعلَم اِنَّکَ لِلرّاجی بِموضِع ِ اِجابَة وَ لِلمَلهُوفینَ بِمَرصِد اِغاثَة و دانم که تو برآورنده نیاز امیدوارانی و دل شکستگان را در کمینگاه فریاد رسی هستی. در روضه کافی از نصایحی که خداوند به عیسی بن مریم علیهما السلام فرموده چنین آمده: به من بازگرد و به درگاهم توبه آور؛ زیرا بر من، بزرگ نیاید که گناهی را بیامرزم با اینکه من ارحم الراحمین هستم. تا مهلت از عمر داری برای خویش کار کن، پیش از آنکه دیگری به کارت نیاید و کردارت نیفزاید. مرا بپرست برای روزی که هزار ساله است که در آن روز حسنه را هزار برابر پاداش دهم و به راستی که سیئه در آن روز صاحب خود را گرفتار کند. برای خود در دوران مهلت آمادگی فراهم ساز و در کار خوب رقابت کن چه بسا مجلسی که اهل آن از آن برخیزند و خود را از دوزخ پناه داده باشند. و رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بیشتر می خواند: اَللّهُمَّ اغفِرلِی کُلَّ ذَنبٍ و تُب عَلَیَّ اِنّکَ اَنتَ التَوّابُ الرَّحِیم پروردگارا... تمامی گناهان مرا بیامرز و توبه مرا بپذیر که تو بسیار توبه پذیر و مهربانی. و گفته شده است که: شیطان با پروردگار گفت: به عزت تو قسم سعی دارم مادام که روح در بدن آدمیزاد است، ایشان را فریب دهم و اغوا و گمراه کنم. خداوند فرمود: به عزت و جلالم سوگند که منع نکنم از آنها توبه را تا روح از بدن ایشان مفارقت کند. اگر خیری در فرزند آدم باشد بالاخره تا پایان عمر بیدار شود و به سوی پروردگار عزیزش بازگردد مگر آنکه در او هیچ خیری نباشد و مرگ ناگهان از در آید و داستان توبه ناخوانده به حیاتش خاتمه دهد. اینان هم آنانند که خدا در حقشان فرمود: وَلَوْ رُدُّواْ لَعَادُواْ لِمَا نُهُواْ عَنْهُ وَإِنَّهُمْ لَكَاذِبُون و اگر باز گردند به همان اعمالي كه نهي شدهاند، باز ميگردند و آنها دروغ گويند. انعام 28 بعضی از دوستان آیین دوستی ندانند و ادب آشنایی نگزارند ولی هر از چندی یادی از دوست کنند و زمره ای چنان پشت کنند که دیگر ایشان را نیابی. شیطانت گوید: تو که ترک معصیت نتوانی، چند توبه کنی؟ دیگر این در مکوب و هوس آشنایی بگذار. تو چه دانی که همین در کوفتن رمز آشنایی است. اگر صد بار پشت کردی، بازآی که در این باز آمدن خود هزار نکته نهفته است. این حدیث گوش دار: مردی بر رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) عرض کرد که: من گناه کرده ام. فرمود: استغفار کن و آمرزش خواه. عرض کرد: توبه می کنم و باز می شکنم. فرمود: هروقت گناه کردی باز استغفار کن. عرض کرد: در این هنگام گناهم بسیار خواهد شد. فرمود: عفو و بخشش خداوند بیشتر از آن است و همیشه توبه را رها مکن تا روزی بتوانی شیطان را از خود دور گردانی؛ زیرا حضرت احدیت بندگان تائب را دوست دارد و می فرماید: اِنَّ الله یُحِبُّ التّوّابین وَ یُحِبُّ المُتَطَهّرین (ارشاد القلوب دیلمی) و نیز فرمود: نیست بنده ای که گناهی کرده باشد و دو رکعت نماز بگزارد و سپس طلب آمرزش کند جز اینکه خدایش بیامرزد؛ زیرا فرمود: وَ مَن یَعمَل سوءاً اَو یَظلِمُ نَفسَهُ یَستَغفِرُ اللهَ یَجِدَ اللهَ غَفوراً رَحیماً. هر کس عمل بدی کند و یا به خویشتن ستم نماید پس توبه نماید، خدا را آمرزگار و مهربان می یابد. چه پنداری؟ بیماری کز طبیب و دارو گریزان باشد ره کی به سلامتی برد؟ خواهی آلودگی بر آلودگی افزایی و حمامی نبینی؟ ترسم روزی اگر به آلودگی ها نظر افکنی، خود را در میان آن پیدا نکنی. در رودخانه توبه در آی و خویشتن باز شوی تا در خود صفایی بینی و ره به وفایی بری و جایی جویی و خدایی یابی؛ بی آبرویی را این آب آبروست. و ناپاکان را صفا بر طرف جوست. اگر هنوزت آهنگ حرکت نیست بر این حدیث چشم دوز: هرگاه بنده گناهی کند نقطه سیاهی در قلب او پدید آید. اگر توبه کرد برطرف گردد و اگر توبه ننمود، گناه بر گناه درافزاید و سیاهی بر سیاهی افزون شود تا همه قلب را فرا گیرد. پس با گناهی زیاد و قلبی تیره می میرد چنانکه حق تعالی فرماید: بَل رانَ عَلی قُلوبِهِم ما کانُوا یکسِبُونَ. بلکه ظلمت بر قلب ایشان با آنچه کسب کردند پیروز شود. (ارشاد القلوب دیلمی) گرسنه از کنار سفره کریم چون گذری؟ تشنه از کنار نهر عظیم چون باز گردی؟ همای سعادت تو را همی خواند، تو گوش به نعره زاغان درون دهی؟! إِنَّ اللّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لاَ يَشْكُرُونَ خداوند نسبت به بندگان خود احسان ميكند، ولي بيشتر مردم، شكر (او را) بجا نميآورند بقره 243 او را عشق توست و تو سر خویش داری. از این بیزاری باید بیزاری جویی. و از این بی غمی باید به غم بنشینی. و چه دردی از این بی دردی بدتر؟! بر خویشتن بنگر که آن دم که گناه کردی، لغزش را با اراده خویش بر حکم او ترجیح دادی. او تو را می نگریست و تو بر گناه نظر داشتی. با سرمایه های او تجارت می خواستی ولی آن مایه ها را در خلاف امر او به کار گرفتی و هم اکنون هم درصدد جبران نیستی. اگر هوای وصال در سر است، از قال در گذر و به حال در آی. کمر بربند و ره پیمای که در شوم سرای گناه جای ماندن نیست. آفتاب دمید و تو هنوز در خوابی، مگر عزم نابودی خویش داری؟ مگر دل نهادی به مردن ز پس
که بر می نخیزی به بانگ جرس مرا همچو تو خواب خوش در سر است ولیکن بیابان به پیش اندر است خنک هوشیاران فرخنده بخت که بیش از شتربان ببستند رخت در نصایح پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به ابوذر چنین آمده است: دو نعمت است که بسیاری از مردم قدر آن ندانند: یکی سلامتی و دیگری فراغت که فریب خورند و قدر آن نشناسند تا از دست شان برود. ای ابوذر، پنج چیز را پیش از پنج چیز غنیمت دان: جوانی را پیش از پیری که چون پیر شدی، بندگی خدای نتوانی و حسرت بری. تندرستی را پیش از بیماری که چون بیمار شدی عبادت نتوانی. و توانگری را پیش از درویشی که چیزی در راه خدای نتوانی داد و حسرت توانگری بری یا به علت فقر از عبادت باز مانی. و فراغت را پیش از شغل که چون مشغول شوی به خدای نپردازی. و زندگی را پیش از مرگ که بعد از مرگ چاره نتوانی. ان شاء الله ادامه دارد . . . |
|||
|
|
۱۸:۱۴, ۲۴/آبان/۹۰
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
اقای paradise بسیار ممنون
یادمه یکی از شبای احیا موقع قران سر گرفتن حاج اقا این داستان رو تعریف که نمیدونم درسته یا نه؟ گفتن روزی قوم موسی (علیه السلام) با حضرت برای دعا کردن به درگاه خدا که که از خدا طلب کنند که باران ببارد میروند. پس از چند روز که دعا ها بی نتیجه است حضرت موسی(ع9 به درگه دوست می گوید خدایا ........... این یه تیکه اش یادم نمیاد ندا میرسه که موسی در میان جمع شما فرد گنه کاری هست که این فرد انقدر بد است که با وجود او خداوند حتی دعا تورا مستجاب نمیکند. موسی (علیه السلام) می پرسد این فرد کیست؟ ندا میرسد : خدای تو موسی پوشاننده ی عیبها ست خداوند ابروی کسی نبرد خدای تو ستار العیوب است ابرو برد!!!!!! موسی (علیه السلام) به سوی جمعیت بر میگردد و ماجرا را برای جمع شرح میدهد. ان فرد گنه کار لحظه ای حالت عجیبی پیدا می کند و به خدا می گوید خدایا یعنی مرا میبخشی؟ ناگاه ابرهای سیاه به سوی انان می ایند موسی به خدا می گوید: خدایا گفتی که بخاطر وجود یک فرد گنه کار دعایم را مستجاب نمی کنی ! پس چه شد ؟ کسی از جمع ما نرفت؟ ندا می رسد این باران به دعا تو نیست این باران به توبه و دعا همان فرد گنه کار است. بدان نزد درگه ما ناامیدی از رحمت از بزرگترین گناه هاست. اگر کم و بیش هست مرا ببخشید. |
|||
|
|
۱۳:۴۷, ۲۵/آبان/۹۰
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
به نام خدا
سلام محمود جان. ممنونم از حسن توجه شما برادرم... داستان زیبایی که نقل کردید، شکل کاملش بدین صورت است: در دوران حضرت موسی ـ علی نبیّنا و آله و علیه السلام ـ در بنی اسرائیل قحطی شدیدی پیدا آمد. مؤمنین برای طلب باران هفتاد مرتبه دست به دعا برداشتند، امّا دعایشان به اجابت نرسید. شبی موسی بن عمران ـ علی نبیّنا و آله و علیه السلام ـ به کوه طور رفت و بعد از مناجات و گریه زیاد عرض کرد: پروردگارا! اگر مقام و منزلت من نزد تو بی ارزش شده، از تو می خواهم به مقام پیامبری که وعده دادی در آخر الزمان مبعوث کنی، باران رحمتت را بر ما نازل فرما! خطاب آمد: ای موسی! مقام و منزلت تو نزد ما بی ارزش نشده، ولی در میان شما شخصی است که مدت چهل سال آشکارا معصیت مرا می کند، اگر او را از میان خود بیرون کنید، من باران رحمتم را بر شما نازل می کنم. موسی ـ علی نبیّنا و آله و علیه السلام ـ در میان بنی اسرائیل فریاد برآورد: ای بنده ای که چهل سال معصیت پروردگار می کنی، از میان ما بیرون برو، تا خداوند باران رحمتش را بر ما نازل کند. آن مرد گناهکار ندای حضرت را شنید، فهمید او مانع نزول رحمت الهی است، با خود گفت چه کنم؟ اگر بمانم خداوند باران رحمت نمی فرستند و اگر از میان آنها بیرون بروم، مرا می شناسند و آبرویم می رود. عرض کرد: خداوندا! می دانم که از روی جهل و نادانی معصیت تو را کرده ام، حال به درگاه با عظمتت آمده ام، در حالی که از گذشته خویش پشیمانم، توبه ام را قبول کن و رحمتت را از این جماعت منع مکن. هنوز سخنش تمام نشده بود که ابری ظاهر شد و باران زیادی بارید. حضرت موسی ـ علی نبیّنا و آله و علیه السلام ـ عرض کرد: تو باران رحمت بر ما نازل کردی در حالی که کسی از میان ما نرفت، خطاب رسید: ای موسی! همان کسی که برای او رحمتم را از شما قطع کردم حال به واسطه او رحمتم را فرو فرستادم. عرض کرد: خداوندا! آن بنده ات را به من نشان بده، خطاب آمد: من او را در حالی که چهل سال آشکارا گناه می کرد رسوا نکردم، حال که توبه کرده مفتضحش کنم؟! یا حق. |
|||
|
|
۲۳:۵۵, ۲۵/آبان/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۵/آبان/۹۰ ۲۳:۵۵ توسط Abasaleh.)
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
الهی با نام تو...
سلام. ممنون از تاپیک زیبا و کارآمد شما. از این تاپیک ها هم می تونید کمک بگیرید تقریبا در یک راستا هستند. http://forum.bidari-andishe.ir/thread-95...8%A8%D9%87 و http://forum.bidari-andishe.ir/thread-87...8%A8%D9%87 التماس دعا. |
|||
|
|
۱۹:۴۵, ۲۶/آبان/۹۰
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
به نام خدا منازل توبه منزل اول: بیداری
وای از آن مستی کز سر مستی
آفتابش دمید و خفته هنوز بتماشا ستاده رهگذران اندر آلودگی دمیدش روز شود آیا که قبل از بیچارگی به چاره اندیشی و پیش از بی مایگی سرمایه را دریابی؟ این سرمایه عمر است و این دریافت بیداری. بیندیش چند ساله ای؟ چشم بر هم نه پشت سر در خاطر بگذران، بینی خوابی و خیالی بیش نیست. پندار چنینی دیگر در پی است، اگر باشد آن نیز جز خیالی بیش نیست. قَالَ كَمْ لَبِثْتُمْ فِي الْأَرْضِ عَدَدَ سِنِينَ ۞ قَالُوا لَبِثْنَا يَوْمًا أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ (خداوند) ميگويد چند سال در روي زمين توقف كردهايد؟ ۞ ميگويند: تنها به اندازه يك روز يا قسمتي از يك روز! مومنون 112 و 113 چون عمر و زندگانی چنین خواب و خیالی است، از خواب غفلت بیدار شو که: کاروان رفت و تو در خواب و بیابان در پیش
کی روی، ره ز که پرسی، چه کنی، چون باشی؟ در اندرز رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به ابوذر آمده است: ای ابوذر! تو در گذرگاه شب و روزی که بر تو می گذرد و از عمر تو می کاهد و خدا و فرشتگانش عملهای تو را ثبت نموده و حفظ می کنند. و مرگ به ناگاه و بی خبر همی رسد و هر آن کس که بذر نیکی در دنیا می پاشد بزودی در آخرت حاصل آن را می درود. و هر آن کس بذر بدی کاشت، حاصل آن ندامت و پشیمانی و هرچه کِشتی همان می دروی. بیداری، نخستین قدم است؛ چون در خواب کسی ره نپوید و اگر پوید، راه از چاه نشناسد. آنچه فضیل راهزن را از راهزنی برید، آن پنداری بود که از این آیتش حاصل آمد: أَلَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَن تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّه آيا وقت آن نرسيده است كه دلهاي مؤمنان در برابر ذكر خدا و آنچه از حق نازل شده است خاشع گردد؟ حدید 16 مر تو را ای عزیزم این دم نرسیده؟ اگر رسیده دریاب که دم، دم مبارکی است. بیدار شو و اندیشه کن که زمان زود می گذرد. به صدای ساعت گوش فرا داده ای؟ صدای پای عمرت است اینکه میشنوی: با زبان عقربک میگفت عمر می روم بشنو صدای پای من وه که چه زود می گذرد! خرما نتوان خورد از این خار که کشتیم دیبا نتوان بافت از این پشم که رشتیم پیری و جوانی چو شب و روز بر آمد ما شب شد و روز آمد و بیدار نگشتیم این بیداری اگر تو را حاصل آید، نخستین جرقه منوری است که در دل سالک پدیدار شود. اگر رهایش کردی، خاموش شود و اگر پرورش دادی از همین جرقه، دلت در جوش شود و سپس پرخروش. برای ایجاد این جرقه بنشین و بیندیش، نخست نعمتهای حق بر خود برشمر. دنیا را به بازی مگیر و همی دان که انسان را برای کاری آفریده اند. چون چنین دانستی، به کوتاهی خود در گذشته نگر که چه عمر بیهوده به باد داده ای و سپس عزم آن نما که گذشته ها را جبران کنی. اگر این عشق در خود بینی، بدان که منزل اول تمام شد، به منزل دوم در آی . . . ان شاء الله ادامه دارد . . . |
|||
|
|
۱۸:۰۷, ۲۸/آبان/۹۰
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
به نام خدا منازل توبه
منزل دوم: قیام
قُلْ إِنَّمَا أَعِظُكُم بِوَاحِدَةٍ أَن تَقُومُوا لِلَّهِ بگو: تنها شما را به يك چيز اندرز ميدهم و آن اينكه براي خدا قيام كنيد سباء 46 در منزل اول فقط اندیشه و اراده بود و در این منزل حرکت. حال باید بدانی که محرّک، خداست و حرکت بسوی اوست؛ آنکه تو را در کار آورد او بود و آنکه تو را در سکون داشت، خود بودی. نقطه حرکت از منزل خود است، تا کنون خودخواهی و خودجویی و خود شنوی داشتی اکنون بر آن باش خداخواهی و خداجویی و خداشنوی داشته باشی. تا از خود بدر نیایی به خدا نرسی. از قطره ای بدر آی تا به دریا رسی. از ذره ای گریز تا بر خورشید درآیی. تاریخ امروز را بنویس. حساب عمر از دست رفته را یادداشت کن. همه ساله این روز را جشن دار که شادمانی نبود جز از این روز. روزهای گذشته همه بر باد رفته ولی این روزها همه ساله در یاد. یادی میمون که تو را به سوی او به حرکت آورد. ای خدا ای قادر بی چند و چون
واقفی بر حال بیرون و درون ای خدا ای فضل تو حاجت روا با تو یاد هیچکس نبود روا اینقدر ارشاد تو بخشیده ای تا بدین بس عیب ما پوشیده ای قطره دانش که بخشیدی تو پیش متصل گردان به دریاهای خویش قطره ای علم است اندر جان من وا رهانش از هوا وز خاک تن از امروز قصد هجرت آمد و از منزل بدر آمدی. وَمَن يَخْرُجْ مِن بَيْتِهِ مُهَاجِرًا إِلَى اللّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ يُدْرِكْهُ الْمَوْتُ فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلى اللّه و كسي كه از خانهاش به عنوان مهاجرت به سوي خدا و پيامبر او بيرون رود سپس مرگش فرا رسد پاداش او بر خدا است نساء 100 حال که از خود و از مقصد باخبر شدی، مپرس کجا خواهم رسید زیرا: کس ندانست که منزلگه معشوق کجاست آنقدر هست که بانگ جرسی می آید این راه، راه کوی اوست و چراغش، نور روی او. در این ره گمشده نیابی چراکه این راه، راه مستقیم است. این همان راه است که روزی ده بار در فرایض از خدا خواستی که: اهدِنَا الصِّرَاطَ المُستَقِيمَ ما را به راه راست هدايت فرما حمد 6 و اما از این ره، خبرها با تو داریم. دانی که اگر قصد مقصدی کنی، دو راه بسوی مقصد بیش نداری: یکی راهی که کوتاه ترین است و این راه مستقیم است و خط مستقیم بین دو نقطه یک خط بیش نیست و روندگان بر نعمت وصال پروردگار نائل آیند. و قرآن از این رو رهروان این راه را فرمود: الَّذِينَ أَنعَمتَ عَلَيهِمْ . . . خدایا مارا بدین راه رهنمون ساز. جمعی پشت به این راه آورند و از حق گریزان و این راه را خداوند راه مغضوبین نامید. و اما راه سوم، راه کسانی است که می خواهند بسوی خدا روند ولی راه مستقیم را نیافتند. دانی که بین دو نقطه بی نهایت خط است. هرکس به راهی رود. نه تنها طول راه زیاد است که بسا سرگشته و عمر تمام و مقصد نامعلوم ماند و از این رو خداوند ایشان را ضالین فرمود. و تو از کنه قلب هر روز در نماز این آیت برخوان که: اهدِنَا الصِّرَاطَ المُستَقِيمَ ۞ صِرَاطَ الَّذِينَ أَنعَمتَ عَلَيهِمْ غَيرِ المَغضُوبِ عَلَيهِمْ وَلاَ الضَّالِّين ما را به راه راست هدايت فرما ۞ راه آنها كه بر آنان نعمت دادي نه آنها كه بر ايشان غضب كردي و نه گمراهان! حمد 6 و 7 حال بدان که همه راه ها از آن خداست ولی خداوند هرکس را که دوست دارد، به راه مستقیمش در آرد و رهروی کوی خود گرداند. لِّلّهِ الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ يَهْدِي مَن يَشَاءُ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ مشرق و مغرب از آن خدا است هر كس را بخواهد به راه راست هدايت ميكند بقره 142 گویی چه سازم تا مرا بدین ره در آوَرَد؟ با هم او متوسل شو و چنگ به دامنش زن که این وعده با تو داده است: وَمَن يَعْتَصِم بِاللّهِ فَقَدْ هُدِيَ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ و هر كس به خداوند پناه برد، به راه راست رهنمون شده است آل عمران 101 گفته شد از مزایای این راه، یکی آنکه کوتاهترین است، دیگر آنکه گمشدن ندارد، سوم آنکه بر این راه خدا را یابی. إِنَّ رَبِّي عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ به راستى پروردگار من بر راه راست است هود 56 تمام پیامبران و ذریّات ایشان که ائمه اطهار (علیهم السلام) باشند و درود پاک به روان همه باد، در این خط در انتظار تواند. از زکریا و اسحق و یعقوب و نوح و داوود و سلیمان و ایوب و یونس و یحیی و عیسی و الیاس و اسماعیل و یونس و لوط که خدا بر عالمیان فضیلت شان داد جزء صالحین نامیدشان، سخن به میان است که گوید: وَمِنْ آبَائِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ وَإِخْوَانِهِمْ وَاجْتَبَيْنَاهُمْ وَهَدَيْنَاهُمْ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ و از پدران و فرزندان و برادرانشان برخى را [بر جهانيان برترى داديم] و آنان را برگزيديم و به راه راست راهنمايى كرديم انعام 87 گویی این راه چه نشان دارد؟ با تو از نشان راه گوییم تا خود بیازمایی که بر این راهی یا نه. اگر پیرو محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) هستی و گام بر جای گام او نهی و در خط عبودیت در افتادی، این خود صراط مستقیم است. این اولین نشان. إِنَّ اللّهَ رَبِّي وَرَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيم در حقيقت خداوند پروردگار من و پروردگار شماست پس او را بپرستيد [كه] راه راست اين است آل عمران 51 وَأَنْ اعْبُدُونِي هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيمٌ و اينكه مرا بپرستيد اين است راه راست یس 61 انَّكَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ ۞ عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ كه تو قطعا از رسولان (خداوند) هستي ۞ بر راهى راست یس 3 و 4 زهی آنان که در عمر، این ره گزیدند. در این ره جان دادند و خدا خریدند. آهسته رفتند و یا سریع با عشق رفتند و یا به اکراه در این مسیر بودند. زندگی بسر کردند و از ره عدول نکردند. اینان با غضب شدگان که خلاف این ره گزیدند چون مانند؟ أَفَمَن يَمْشِي مُكِبًّا عَلَى وَجْهِهِ أَهْدَى أَمَّن يَمْشِي سَوِيًّا عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ پس آيا آن كس كه نگونسار راه مىپيمايد هدايتيافته تر است يا كسي كه راست قامت در صراط مستقيم گام برمي دارد؟! ملک 22 حال که عازم راهی و به امید خدا کمر بستی، باش تا تا نکته دیگرت بگویم. از این ساعت، شیطان یا در درون و یا بیرون به صورت انسانها بر این راه سد کند و نگذارد قدم در راه نهی، به هوش باش و همه دم با او درخروش. قَالَ فَبِمَا أَغْوَيْتَنِي لأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِيمَ گفت: اكنون كه مرا گمراه ساختي من بر سر راه مستقيم تو براي [فريفتن] آنها كمين ميكنم اعراف 16 هرکس تو را از راه مانع شد، هر کس بر عبادت مزاحمت نمود، هر کس بر راه گناهت برد، همه شیطان اند. ایشان را بازشناس و از ایشان بپرهیز. الَّذِي يُوَسْوِسُ فِي صُدُورِ النَّاسِ ۞ مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ كسى كه در دلهاى مردم وسوسه مىكند ۞ خواه از جن باشد يا از انسان! ناس 5 و 6 ای عزیزتر! از پیش درآی که چون از جفا درآمدی، بر خدا وارد شدی ولی راه، راهی باریک است و شیطان بر سر راه، بکوش تا روی از راه نپیچی. کند رفتن عیب نیست، برگشتن ننگ است. هرکس روی به راهی آورد، به راهی پشت کرده است. آنچه در آن بودی در پیش، اگر وانگذاری به راه جدید وارد نشدی. یاران و آشنایان، پندار و کردار، خواب و خور، گفتار و نوشتار خویش دگرگون باید کرد. سوی، سوی دیگر و روی، روی دیگر است. تو از خزان به باغ و خارستان به گلستان درآمدی. مشامت رایحه دیگر شنود و جانت ذائقه دیگر یابد. فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللّهِ چون عزمت را جزم كردى بر خداوند توكل كن آل عمران 159 عادات پیش رها، دل از غیر جدا، و آهنگ خدا باید کرد. از این ارادت ضرر نکنی. ضرر آن است که از این عزم روی گردانی که معلوم نیست دیگرت فرصت باشد. در طلب زن دائما تو هر دو دست که طلب در راه نیکو رهبر است گر گران و گر شتابنده بود آنکه جوینده ست یابنده بود لنگ و لوک و خفته شکل و بی ادب سوی او می خیز و او را می طلب گه به گفت و گه به خاموشی و گه بوی کردن گیر و هر سو بوی شه ان شاء الله ادامه دارد . . . |
|||
|
|
۱۰:۲۱, ۳/آذر/۹۰
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
|
به نام خدا منازل توبه
منزل سوم: اعتراف به تقصیر ای عزیز! گفته شد باید این من را رها کرد و رو به خدا کرد. این من بدین آسانی رها نشود، نخست آن را لاغر توان نمود. فکر من و رای من، در عالم رندی نیست کفر است در این مذهب، خودبینی و خودرایی هرچند خدا را عظیم بینی، خود را کوچک توان نمود و هرچند خود را بزرگ بینی، از خدا به دور افتاده ای. بیندیش که در پیشگاه خدا و حضور او چند نافرمانی کردی و حال با خود گوی من کیستم که بتوانم عبادت او کنم. عطایی است هر موی از او بر تنم چگونه به هر موی شکری کنم چون هم او فرموده: اتَّقُواْ اللّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ آنچنان كه حق تقوي و پرهيزكاري است، از خدا بپرهيزيد آل عمران 102 این پرهیز و نگه داری شایسته او باید، من چون توانم و تو چون؟ در عبادتم ادب نبود، در گناه چه توانم گفت؟ در هیچ منزل کار خود صادق مدان. امام کاظم (علیه السلام) به یکی از فرزندانش فرمود: ای فرزند، بر تو باد به کوشش، مبادا خود را در عبادت و طاعت خدای عزوجل بی تقصیر دانی، زیرا خدا چنانچه شایسته است پرستش نشود. و نیز جابر گفت که امام باقر (علیه السلام) در حق من این دعا را فرمود: ای جابر، خدایت از کاستی و تقصیر بیرون مبرد. امام خواست که هیچ وقت جابر خود را نبیند، چون در حضور حق تعالی، خود یعنی شرک است. ابوالحسن (علیه السلام) می فرمود: مردی در بنی اسراییل چهل سال خدا را عبادت کرد و سپس یک قربانی تقدیم داشت و از او پذیرفته نشد، با خود گفت: این نالایقی جز از من نیست. خدای تعالی به او وحی فرمود که: این نکوهش که از خود کردی بهتر از پرستش چهل ساله بود. در کوی ما شکسته دل می خرند و بس بازار خودفروشی از آن سوی دیگر است فَلَا تُزَكُّوا أَنفُسَكُمْ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنِ اتَّقَى پس خودتان را پاك مشماريد او به [حال] كسى كه پرهيزگارى نموده داناتر است نجم 32 بر گذشته خویش بنگر که محصول زندگی بر باد رفته ات چیست؟ چقدر جهل کودکی و چقدر غرور جوانی و چقدر ضعف پیری؟ یک ثلث از زندگی به خواب، و دو ثلث دیگر به غفلت بگذاشتی و هم اکنون که می خواهی دریابی، دریافتن چون است؟ بر این مناجات امام سجاد (علیه السلام) بنگر: ای خدای من؛ اگر آنقدر بگریم که مژگان چشمانم بریزد، و آنقدر ناله کنم که صدایم فرو نشیند، و آنقدر در پیشگاهت بایستم که دو پایم ورم کند و آنقدر به رکوع روم که بندهای کمرم از هم بگسلد و آنقدر سجده کنم که حدقه های چشمم فرو افتد و در عمر خوراکم خاک زمین باشد و تا پایان زندگیم آب گِل آلود نوشم و در خلال این احوال همه و همه به ذکر تو پردازم تا بدانجا که زبانم از کار افتد، با تمام این احوال از سرافکندگی شرمم آید که گوشه چشمی بر آسمان اندازم و استحقاق این را در خود نمیبینم که بر گناهی از گناهانم قلم عفو کشی و از صحیفه اعمالم محو نمایی. و نیز از امام صادق (علیه السلام) رسیده است که: اگر در حساب روز قیامت هولی به جز، شرم عرضه ی اعمال بر خدای تعالی و رسوایی پرده در شدن آدمی نبود، همانا سزاوار بود که آدمی از سر کوه فرود نیاید و روی به آبادی نیارد و تا مرز مرگ نخورد و نیاشامد و خواب نداشته باشد. یا رب این بخشش نه حد کار ماست لطف تو لطف خفی را خود سزاست دستگیر از دست ما، ما را بخر پرده را بردار و پرده ما مَدر بازخر، مارا از این نفس پلید کاردش تا استخوان ما رسید از چو ما بیچارگان این بند سخت که گشاید جز تو ای سلطان بخت اینچنین قفل گران را ای ودود که تواند جز که فضل تو گشود؟ ما ز خود سوی تو گردانیم سر چون تویی از ما به ما نزدیکتر امام باقر (علیه السلام) فرمود: به خدا سوگند از گناه رها نشود جز کسی که بدان اعتراف کند. و نیز امام صادق (علیه السلام) فرمود: به راستی که مرد گناهی کند و خدا به وسیله آن به بهشتش برد. پرسیدم: با گناه به بهشت رود؟ فرمود: آری، راستش این است که گناهی می کند و پیوسته ترسان است و بر خود خشمگین و از این رو خدا به او ترحم می کند و او را به بهشت می برد. و نیز فرمود: خدا دوست دارد که بنده از جرم بزرگی طلب عفو کند و بد دارد بنده ای که جرم اندک را خوار و بی اعتبار داند. ان شاء الله ادامه دارد . . . |
|||
|
|
۱۸:۲۷, ۸/آذر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۸/آذر/۹۰ ۱۸:۳۴ توسط paradise.)
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
|
به نام خدا منازل توبه منزل چهارم: پشیمانی دانم که گاه با اهل بازار و تجارت نشسته ای. در آن روزها که بازار تغییر کرده است همه را پشیمان بینی، به ویژه اگر این تغییر فاحش باشد. اگر چیزی گران شده باشد، همه را دریغ باشد که چرا نخریده ایم و آنکه خریده، گوید چرا بیش نخریدم. برای تائب بازار تغییر کرد چراکه معرفت دگرگون شد.لذت انس دریافت. گوید: چرا تا کنون بر بساط این لذت نیاسودم و از فساد گناه خبر یافت و آلودگی آن دریافت، حسرت خورد که چرا بدین آلودگی، خویشتن را بیالودم. زهر خورده ای که زهر در طعامی لذیذ بدو دادند و نمی دانست، از طعام لذت چشید ولی هم اکنون که آثار زهر در بدنش کاری افتاده و ظاهر گشته، از آن لقمه ها چند دل ناخوش دارد. باید که تو را مادام که بر گناه یاد افتد، چنین حالی باشد. این حال همه را پیش از مرگ پیش آید و سود ندهد ولی تائب را اینجا باشد و بسیار سود دهد. أَن تَقُولَ نَفْسٌ يَا حَسْرَتَى علَى مَا فَرَّطتُ فِي جَنبِ اللَّهِ وَإِن كُنتُ لَمِنَ السَّاخِرِينَ مبادا كسي روز قيامت بگويد افسوس بر من از كوتاهي هائي كه در اطاعت فرمان خدا كردم و (آيات او را) به سخره گرفتم! زمر 56 ای عزیز! حسرت امروز را کارایی باشد و تو را سود دهد به ویژه که به جبران درآیی ولی همی دان که روز حسرتی در پیش است که کار از دست رفته و گذشته را چاره نبینی. وَأَنذِرْهُمْ يَوْمَ الْحَسْرَةِ إِذْ قُضِيَ الْأَمْرُ و آنان را از روز حسرت بترسان، كه امر [الهى] تحقق يابد مریم 39 عمری که گذشته، دنیایی که پشت سر افتاده، از کسان به دور و به پاداش نزدیک. دفتر ورق می خورد و در هر ورق حسرت بر حسرت افزاید و رنج بر رنج فزونی گیرد و آه به دنبال آه سینه شکافد. كَذَلِكَ يُرِيهِمُ اللّهُ أَعْمَالَهُمْ حَسَرَاتٍ عَلَيْهِمْ وَمَا هُم بِخَارِجِينَ مِنَ النَّارِ اين چنين خداوند اعمال آنها را بصورت حسرت زائي به آنها نشان ميدهد و هرگز از آتش (دوزخ) خارج نخواهند شد. بقره 167 اکنون باز خود نگر، اگر به اعمال بد خویش پشیمانی خوری و حسرت داری، در این منزل گام نهاده ای وگرنه تو را با ما کاری نیست. از زمره ی آن کسانی که خدای تعالی درباره ایشان فرمود: أَفَمَن زُيِّنَ لَهُ سُوءُ عَمَلِهِ فَرَآهُ حَسَنًا آيا كسي كه عمل بدش براي او تزيين شده، پس آنرا خوب و زيبا مي بيند فاطر 8 چنین کس در جهل مرکب است. تو شکر کن که بحمدالله از این جهل به در آمدی. هر شب با خود بیاندیش که در حضور حضرت باری تعالی ایستاده ای و : حق همی گوید چه آوردی مرا اندرین مهلت که دادم مر تو را عمر خود را در چه پایان برده ای قوت و قوت در چه فانی کرده ای گوهر دیده کجا فرسوده ای پنج حس را در کجا پالوده ای گوش و چشم و هوش و گوهرهای عرش خرج کردی چه خریدی تو ز فرش نعمتت دادم بگو شکرت چه بود دادمت سرمایه همین بنمای سود سوزش از پشیمانی و حسرت گناه تو را نور دهد همچون سوزش روغن در چراغ. هر روز در این سوز باش و هر شب در این تب و همه دم آنت بر لب باشد که آنچه فتاد غلط بود و با خدایی. شرمنده سخن بازگشای که ای رب ودود: اِن کُنتُ بِئسَ العَبد وَ اَنتَ نِعمَ الرَّب. اِن کانَ قُبحُ الذَنبِ مِن عَبدِکَ فَلیَحسُن مِن عِندِک اگر من بد بنده ای هستم، تو نیکو پروردگاری. اگرچه زشت است گناه بر بنده ات پس چه نیکوست عفو مر تو را. بخشی از مناجات امام سجاد (علیه السلام) و باز هم گوی: الهی اِن کانَ النَّدَمُ عَلَی الذَنب تَوبَةً فَاِنّی وَ عِزَّتِکَ مِنَ النّادِمین خدای من، اگر پشیمانی از گناه خود توبه است، به عزتت سوگند از پشیمانانم. بخشی از مناجات امام سجاد (علیه السلام) ان شاء الله ادامه دارد . . . |
|||
|
|
|
|
|
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| منازل چهارگانه سير و سلوك | عمار رهبری | 0 | 963 |
۹/تیر/۹۳ ۱۷:۵۸ آخرین ارسال: عمار رهبری |
|
| تاپیک جامع توبه ( خلاصه تاپیکهای توبه + معرفی) | Tolou | 7 | 5,068 |
۱۹/آذر/۹۱ ۱:۵۱ آخرین ارسال: ats |
|
| آداب و نتايج توبه از گناه | فدايي ولايت | 1 | 1,528 |
۱۶/فروردین/۹۱ ۱۶:۴۱ آخرین ارسال: فدايي ولايت |
|





![[تصویر: 0000.png]](http://paradise-110.persiangig.com/0000.png)




