کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
به بهانه ی نزدیکی عید بزرگ غدیر
۱۵:۴۱, ۱۸/آبان/۹۰
شماره ارسال: #1

فَليُبَلِّغِ الحاضِرِالغائِبَ وَالوالِدِ الوَلَدَ الی یُومِ القِيامَة
پس برسانند حاضران غائبان را و پدران فرزندان را تا روز قيامت.
فرازی از خطابه غديرپيامبر خدا (صلی الله عليه وآله)
در مورد واقعه ی غدیر و حدیث ثقلین وهابیت و عده ای از تسنن شبهاتی بیان می کنند، به نظرم اومد بخشی از این شبهات و پاسخ به اونها رو به این مناسبت قرار بدم .


مثلا ابن تیمیه که فقیه و محدث حنبلی که قرن 6و7 زندگی کرده وحدود 300 جلد کتاب دارد، گفته حدیث ثقلین آنطور که شیعه بیان کرده نبوده بلكه متن دقيق و صحيح حديث شريف ثقلين اين‏گونه است :

«انا تارك فيكم الثقلين اولهما كتاب الله فيه الهدى و النور، فخذو بكتاب الله و استمسكوا به فحث على كتاب الله و رغب فيه ثم قال و اهل بيتى اذكركم الله فى اهل بيتى، اذكركم الله فى اهل بيتى اذكركم الله فى اهل بيتى» صحيح مسلم، 4/ 873

پاسخ تفصیلی به این شبهه:

براى روشن شدن جواب نكاتى تحت عنوان مقدّمه بيان مى‏شود:

1- جايگاه حديث ثقلين:
حديث ثقلين از احاديث متواتره اسلامى است كه علماء و دانشمندان آن را از پيامبر اكرم- صلّى الله عليه و آله- نقل كرده‏اند، مراجعه به اسناد و روايات اين حديث، صدور حديث را از پيامبر- صلّى الله عليه و آله- قطعى مى‏سازد و هيچ فرد دير باور هم، نمى‏تواند در صحّت و استوارى آن شك و ترديد نمايد، (1) و اين حديث را پيامبر- صلّى الله عليه و آله- فقط يكبار نگفته، بلكه بارها و در موارد مختلفى بيان نموده است (2) كه در منابع اهل سنّت و شيعيان نقل شده است.

2- ابن تيميّه كيست:
ابوالعباس احمدبن عبدالحليم معروف به «ابن تيميّه» از علماى حنبلى است كه در سال 728 در زندان شام درگذشت.
(3) كه از چند جهت، كلام و نقل او قابل اعتبار نيست: 1- چون در زمان پيامبر اكرم- صلّى الله عليه و آله- نبوده تا بتواند از پيامبر اكرم- صلّى الله عليه و آله- حديث نقل كند. 2- او حتّى در نزد علماى اهل سنّت هم اعتبار و جايگاهى ندارد، و ائمه چهارگانه اهل سنّت او را كافر مى‏دانند. (4) 3- عناد و دشمنى سرسختى با ائمه اطهار- عليهم السّلام- و شيعه دارد. 4- سند محمّد بن مسلم، قرائنى در خود روايت دارد كه مى‏رساند جعلى و نادرست مى‏باشد كه بعداً بيان مى‏شود.

3- نكات مهمّى كه از حديث ثقلين استفاده مى‏شود: اين حديث شريف خطوط مهمّى را در بردارد كه به طور فشرده به قسمتى از آن اشاره مى‏شود:

1- قرآن و اهلبيت- عليهم السّلام- هميشه همراه يكديگرند و جدايى ناپذيرند.
2- پيروى اهلبيت- عليهم السّلام- مثل قرآن، بدون قيد و شرط واجب مى‏باشد.
3- با توجّه به دو نكته قبلى، عصمت اهلبيت عليهم السلام به خوبى اثبات مى‏شود.
4- در هر عصر و زمان، بايد فردى يا افرادى از اهلبيت- عليهم السّلام- در كنار قرآن باشند.
5- جدايى و يا پيشى گرفتن از اهلبيت عليهم السلام مايه گمراهى است.
6- آن‏ها از همه افضل و اعلم و برترند. (5)

اشكلات نقل ابن تيميه از مسلم؛

اوّلًا: در اين نقل قرائنى داريم كه مى‏رساند اين نقل درست نيست. چون كه جمله «نساؤه من اهل بيته» در پايان اين روايت آمده است زيدبن ارقم مى‏گويد: اهل بيت علاوه بر زنها، شامل آل على عليه السلام و آل عقيل و آل جعفر و آل عباس (6) مى‏شود. با اين‏كه فخر رازى بعد از تطبيق اهل بيت بر خمسه طيبّه- عليهم السّلام- در آيه‏ى مباهله، مى‏گويد: «و بدان كه صحت اين روايت بين اهل تفسير و حديث متفق عليه است و همه صحّت آن‏را پذيرفته‏اند». (7) خود صحيح مسلم هم اين روايت را نقل نموده است كه مراد از اهل‏بيت، خمسه طيّبه عليهم السلام مى‏باشد. (8) پس ذيل روايت مذكور در شبهه، دليل بر عدم صحت آن است.

ثانياً: بر فرض كه تنها طريق صحيح حديث شريف ثقلين، همان باشد كه ابن تيميّه گفته است، باز هم تا حدودى مدعاى شيعيان را ثابت مى‏كند، و مى‏رساند كه به‏هرحال دو ثقل اكبر جا مانده از پيامبر اكرم- صلّى الله عليه و آله- قرآن و اهلبيت (ولو به معناى وسيع آن) مى‏باشد و اتفاقاً در مورد اهل بيت سه بار تأكيد مى‏كند كه «خدا را بياد شما مى‏اندازم در مورد اهل بيتم». هر چند جملات لن يفترقا را ندارد، اى كاش ابن تيميّه و وهابى‏ها به همين مضمون عمل مى‏كردند، و اين همه مضامين قرآن را كه درباره شفاعت، وسيله تحصيل نمودن براى قرب به خداوند متعال، متوسل شدن به پيامبر اكرم- صلّى الله عليه و آله- براى است استغفار و نفى تجسيم، زير پا قرار نمى‏دادند، و اى كاش به تأكيد حديث توجّه مى‏كردند كه سه بار درباره اهلبيت تأكيد نموده است و اين همه بى‏حرمتى‏ها به اهلبيت و قبور آن‏ها در بقيع و كربلا و ... روا نمى‏داشتند. (9)

ثالثاً: محدّثين ديگرى از اهل سنّت حديث ثقلين را به‏گونه‏اى كه شيعه نقل نموده است، نقل كرده‏اند، كه ما به يك نمونه اشاره و بقيّه را به مراجع مربوطه ارجاع مى‏دهيم ترمذى در صحيحش با سندى منتهى به همان زيدبن ارقم كه ناقل روايت مذكور در شبهه است، چنين نقل مى‏كند (10) كه پيامبر اسلام- صلى الله عليه و آله- فرمود «يا ايها الناس انى قد تركت فيكم ما ان اخذتم به لن تضلوا كتاب الله و عترتى اهل بيتى» اى مردم بيدار باشيد كه من در بين شما چيزى را باقى گذاشتم كه اگر آن‏را بگيريد و بدان تمسك كنيد، هرگز گمراه نخواهيد شد، آن كتاب خدا و خانواده من اهلبيت من هستند. مرحوم سلطان الواعظين حدود چهل طريق از علماى عامّه را نام مى‏برد كه حديث را به اين صورت نقل كرده‏اند «انى تارك فيكم الثقلين كتاب‏الله و عترتى اهل بيتى لن يفترقا حتّى يردا علىّ الحوض من توسل (اوتمسك) بهما فقد نجى و من تخلّف عنهما فقد هلك ... ما ان تمسكتم بهما لن تضلّوا ابداً» (11) آيا مى‏شود چشم‏ها را بست و گفت نقل دقيق همان است كه ابن تيميّه مى‏گويد با اين‏كه اين همه از علماى عامّه برخلاف ايشان و موافق با شيعه نقل نموده‏اند؟

رابعاً: اين كه اگر در نقل حرفى از شخصيتى، خلافى صورت بگيرد و بر فرض آن شخصيّت هم از دنيا رفته باشد، بايد برويم درب خانه اهل بيت و بستگان او زانو بزنيم و بپرسيم كه حقيقت آن حرف چه بوده است؟ «اهل البيت ادرى ما فى البيت» وقتى مى‏رويم در خانه اهل بيت پيامبر اكرم- صلّى الله عليه و آله- همان اهلبيتى كه فخر رازى اتّفاق اهل تفسير و حديث را بر آن مدّعى شده است، (كه قبلًا نقل نموديم) مى‏گويند: پيامبر اكرم- صلّى الله عليه و آله- جدّ ما چنين فرمودند «انى مخّلف (در بعضى تاركٌ دارد) فيكم الثقلّين كتاب الله و عترتى اهلبيتى لن تضلّوا (ما تمسكتم بهما) (12)» به عبارت‏هاى ديگرى كه مقدارى با اين تفاوت دارد نيز نقل شده است. (13)

نتيجه اين شد كه:

اوّلًا: خود ابن تيميه در زمان پيامبر اكرم- صلّى الله عليه و آله- حضور نداشته تا بتواند مستقيم حديث نقل كند و بگويد نقل شيعيان صحيح نيست، بلكه هم او و هم شيعيان بايد با واسطه نقل كنند و آن واسطه‏ها را بايد بررسى نمود.
ثانياً: در خود روايت قرائنى داريم كه مى‏رساند اين نقل در شبهه و سخن ابن تيميّه صحيح نمى‏باشد و
ثالثاً: همين متن مورد تأييد ابن تيميّه هم تا حدودى مدّعاى شيعيان را ثابت مى‏كند، مخصوصاً كه سه بار درباره اهلبيت تأكيد و سفارش نموده است، آيا خود ابن تيميّه به اين سفارشات عمل كرده و يا وهابى‏ها به آن عمل نموده‏اند؟ و يا برعكس قبور ائمه اطهار- عليهم السّلام- را تخريب نموده‏اند.
رابعاً: اكثر محدّثين اهل سنّت شبيه آن‏چه را كه شيعيان نقل نموده‏اند، نقل كرده‏اند، و
خامساً: بر فرض اين كه اختلافى در نقل كلام پيامبر اكرم- صلّى الله عليه و آله- وجود داشته باشد، بايد از اهلبيت او سئوال كنيم كه «أدرى ما فى البيت» مى‏باشند و اهلبيت هم برخلاف نقل ابن تيميّه نقل كرده‏اند.

مدارك حديث ثقلين:

مرحوم سلطان الواعظين شيرازى، چهل طريق را از علماى عامّه نام مى‏برد كه حديث ثقلين را نقل كرده‏اند. (14) و هم‏چنين سيّد هاشم بحرينى در غايته المرام به سى و نه طريق از علماى عامّه و 82 طريق از علماى شيعه، حديث مذكور را نقل نموده است. (15) اخيراً از طرف دارالتقريب بين المذاهب الاسلاميّه رساله‏اى پيرامون اسناد و متون حديث ثقلين، منتشر گرديد، كه حاكى از آن است كه اساتيد عصر و پايه‏گذاران دارالتقريب، همگى به صحّت و تواتر حديث، ايمان راسخ دارند.
در اين رساله، اين حديث از مدارك زير نقل شده است صحيح مسلم، ج 7، ص 122، سنن ترمذى، ج 2، ص 307، سنن دارمى، ج 2، ص 432، مسند احمد، ج 3، ص 14، 17، 26، ... خصائص العلوى نسائى، ص 30، مستدرك حاكم، ج 3، طبقات محمدبن سعد زهرى و ده‏ها كتاب ديگر كه نقل همه آن‏ها باعث طولانى شدن جواب مى‏شود. (16)
و هم‏چنين در پيام قرآن به 22 طريق اشاره شده است. (17)


--------------------------------------------------------------------------------
(1)- ر. ك: آيت الله جعفر سبحانى، پيشوائى از نظر اسلام، (قم، انتشارات مكتب اسلام، 1374)، ص 203.
(2)- ر. ك: آيت الله مكارم شيرازى و جمعى از دانشمندان، پيام قرآن (قم، انتشارات نسل جوان)، ج 9، ص 62.
(3)- ر. ك: استاد جعفر سبحانى، آئين وهابيّت، (قم، انتشارات اسلامى، پنجم، 1372)، ص 33.
(4)- ر. ك: ابن حجر عسقلانى، الدرالكافه، (طبع بيروت) ص 145 و ر. ك: مخالفه الوهابيّه للقرآن و السنه، عمر عبدالسلام، (بيروت دارالهدايه، اوّل، 1416 ه-) ص 11.
(5)- پيام قرآن، (پيشين)، ج 9، ص 77- 76.
(6)- ابوالحسين مسلم بن حجّاج القشيرى، صحيح مسلم بشرح النووى، (بيروت، دارالفكر، 1401) ج 15، ص 179.
(7)- فخر رازى، التفسير الكبير، (بيروت، دار احياء التراث العربى)، ج 8، ص 80.
(8). صحيح مسلم بشرح النورى (پيشين) ج 15، ص 514 و هم‏چنين ديگر محدثين عامه همچون حاكم در مستدرك و ... نقل نموده‏اند.
(9)- ر. ك: استاد جعفر سبحانى، آئين وهابيت، (پيشين)، تمام كتاب.
(10)- محمدبن عيسى ترمذى، صحيح ترمذى، (مطبعه بولاق 1292) ج 2، ص 308.
(11)- سلطان الواعظين شيرازى، شبهاى پيشاور، (تهران، دارالكتب الاسلاميّه، سى و هفتم، 1376) ص 226- 224؛ و ر. ك: خطبه خوارزمى، مناقب خوارزمى با مقدمه محمدرضا موسوى خراسان، (تهران، مكتبه، نينوى الحديثه) ص 224- 222.
(12)- محمّد بين الحسن الحرّ العاملى، اثبات الهداه (قم، مطبعه العلميه)، ج 1، ص 562.
(13)- ر. ك: همان مدرك، ج 1، ص 568 و ج 1، ص 571 و ج 1، ص 693 و ج 1، ص 529 و ر. ك: محمدبن بابويه الصدوق القمى- معانى الاخبار (تهران، مطبعه الحيدرى، مكتبه الصدق) 90.
(14)- ر. ك: سلطان الواعظين شيرازى، شبهاى پيشاور، (تهران، دارالكتب الاسلاميه، سى و هفتم 1376)، ص 225.
(15)- آيه الله جعفر سبحانى، پيشوائى از نظر اسلام، (قم، مكتب اسلام 1374)، ص 203.
(16)- ر. ك: همان، ص 206- 204.
(17)- پيام قرآن، (پيشين)، ج 9، ص 71- 62

(نامه ی امام هادی ع )در بخشی از این نامه نیز پاسخ کاملی به نمونه ی این شبهات است.

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: میثاق ، MohammadSadra ، انتصـار ، khadem ، paradise ، shafagh_mah ، خادمة الزهرا ، میلاد.م ، MESSENGER ، Agha sayyed ، Hadith ، M03TAFA ، Resistance ، Elia ، saloomeh
۲۰:۲۸, ۱۹/آبان/۹۰
شماره ارسال: #2
آواتار
سلام
یه فایل صوتی نه یعنی 5 تا فایل صوتی از غوالی در مورد امام علی (علیه السلام) در یک فایل زیپ براتون میزارم
دانلود کن!
وگرنه ضرر می کنی
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: rastin ، MESSENGER ، محیصا ، میثاق ، Elia ، saloomeh
۲۱:۳۴, ۱۹/آبان/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/آبان/۹۰ ۲۱:۴۷ توسط محمود.)
شماره ارسال: #3
آواتار
یک مداحی از محمود کریمی در وصف امام علی (علیه السلام)
دانلود

دو تا مداحی از محمود کریمی و محمدرضا آقاسی حتما دانلود کنید
دانلود
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: rastin ، MESSENGER ، محیصا ، میثاق ، Elia ، saloomeh
۱۳:۵۴, ۲۰/آبان/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۰/آبان/۹۰ ۱۳:۵۵ توسط محیصا.)
شماره ارسال: #4

سیمای امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) در خطابه غدیر
***
در آن دوران که اعراب جاهلی شبه جزیره عربستان در تاریکی و ظلمت محض به پرستش بت ها مشغول بودند و جنگ و خون ریزی بین قبایل همه جا را فرا گرفته بود، خداوند کاملترین دین را به دست خاتم رسولان و پیامبر رحمت بر مردم عرضه داشت، بعد از تلاش بی وقفه آن حضرت آرام آرام بین مردم بدوی و صحرا نشین آن روزگار الفت و همدلی و برابری و برادری ایجاد، و مدینه تبدیل به مدینه فاضله گشت، و همه مردم، مهاجر و انصار به عنوان مسلمان گرد پیامبر جمع شدند، و امّت اسلامی را در آن زمان بوجود آوردند، و گرچه عده ای منافق بودند ولی با وجود پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) جرأت اظهار نیات پلید خویش را نداشتند: ولی بعد از رحلت پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) همه چیز دگرگون شد و اتفاقاتی رخ داد که پایه و اساس اختلاف در امّت اسلام و در اقلّیت قرار گرفتن اهلبیت عصمت و طهارت(علیه السلام) پدید آمد، از مهمترین اتفاقات مسأله رهبری و جانشینی پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بود.
امّا از آنجا که پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) این آینده شوم را می دید از همان آغاز بعثت بارها و بارها علی(علیه السلام) را به عنوان شایسته ترین فرد، و منتخب از جانب خداوند برای امر امامت معرّفی نمودند. شاهد این ادّعا احادیث فراوانی است که از آن حضرت در این زمینه رسیده است از جمله: حدیث یوم الدّار(1) حدیث منزلت(2) حدیث معروف ثقلین، و حدیث غدیر که در ضمن خطبه غدیریّه آن حضرت آمده است. آنچه پیش رو دارید نگاهی است گذرا به خطبه غدیر و مطالبی که درباره امیرمؤمنان در آن آمده است:

1ـ علی خلیفه بعد از من است .

بعد از حمد و ثنای الهی فرمود: «خداوند بر من چنین وحی کرده است: «ای پیامبر! آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده ابلاغ کن و اگر انجام ندهی، رسالت او را نرسانده ای و خداوند تو را از مردم حفظ می کند.»(3)
ای مردم! من در رساندن آن چه خداوند بر من نازل کرده کوتاهی نکرده ام، جبرئیل سه مرتبه بر من نازل شد و از طرف خداوند سلام رساند... و مرا مأمور کرد که در این محل اجتماع بپاخیزم و بر هر سفید و سیاهی اعلام کنم «ان علیّ بن ابی طالب اخی و وصیّی و خلیفتی و الامام من بعدی، الّذی محلّه منّی محل هارون من موسی الّا انه لانبیّ بعدی و هو ولیّکم بعد اللّه و رسوله؛ به راستی علی بن ابی طالب برادر، وصی و جانشین من و امام بعد از من است. کسی که نسبت او به من همانند نسبت هارون به موسی است، جز اینکه پیامبری بعد از من نیست و او صاحب اختیار شما (و سرپرست شما) بعد از خدا و رسولش می باشد.»(4)
جملات فوق با صراحت تمام اعلام می دارد که خلیفه و امام بعد از پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) امیرمؤمنان علی(علیه السلام) است و این جملات صریح هیچ توجیه دیگری غیر از خلافت را نمی پذیرد.

2ـ آیه ولایت درباره حضرت علی(علیه السلام) است .

آنگاه فرمود: خداوند درباره ولایت و امامت علی (علیه السلام) (آیاتی نازل نمود و از جمله) در آیه ای از قرآنش می فرماید: «انّما ولیّکم اللّه و رسوله والّذین آمنوا الّذین یقیمون الصلاة و یؤتون الزکاة و هم راکعون؛(5) سرپرست شما فقط خدا و رسول خدا و کسانی هستند که ایمان آورده و نماز را برپا داشته و زکات (صدقه) را در حال رکوع، و علی بن ابی طالب کسی بود که نماز را برپا داشت و صدقه را در حال رکوع (در راه خدا به فقیر) داد. و علی کسی است که در همه حال اراده خدا داشت (و جز رضایت خداوند چیزی نخواست).» و آنگاه در ادامه فرمود: مردم آیه تبلیغ درباره علی(علیه السلام) نازل شده است و خدا در آن تهدید کرده اگر ابلاغ نکنم رسالت الهی من ناتمام مانده است.

3ـ اطاعت علی واجب و مخالفت او ممنوع است .

برای تأکید بیشتر مسأله امامت و خلافت فرمود: بدانید ای مردم! «انّ اللّه قد نصبه لکم ولیّاً و اماماً مفترضة طاعته علی المهاجرین و الانصار...و علی البادی والحاضر و علی الاعجمی و العربی و الحرّ و المملوک و الصغیر و الکبیر و علی الابیض و الاسود؛براستی خداوند علی را به عنوان ولی (و سرپرست) شما و امام شما نصب کرده است که اطاعت او بر مهاجر و انصار، بیابانی و شهری، عرب و عجم، آزاده و برده، بزرگ و کوچک، سفید و سیاه واجب است» هرچه بگوید و فرمان دهد واجب الاطاعت است.
«و علی کل موحد ماض حکمه، جائز قوله نافذٌ امره ملعونٌ من خالفه مرحوم من تبعه و من صدّقه فقد غفر اللّه له و لمن سمع منه و اطاع له؛ بر هر خداپرستی حکمش واجب و سخنش لازم و امرش نافذ است. ملعون (و دور از رحمت خدا) است آنکه او را مخالفت کند و مورد رحمت الهی است کسی که او را متابعت و تصدیق نماید. پس خدا ببخشد علی را و کسی را که سخن او را شنید و اطاعت کرد.»(6)

4ـ امامت در نسل علی(علیه السلام) .

پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در غدیر به بیان امامت امیرمؤمنان (علیه السلام) بسنده نکرد در چندین مورد مسأله امامت را در طول زمان، و در نسل علی(علیه السلام) بیان و تصریح نمود از جمله فرمود: «ثمّ من بعدی علیٌ ولیّکم و امامکم بامر اللّه ربّکم، ثم الامامة فی ذریتی من ولده الی یوم تلقون اللّه و رسوله لاحلال الّا ما احلّه اللّه و رسوله و هم ولا حرام الّا ما حرّمه اللّه و رسوله و هم؛(7) و بعد از من علی صاحب اختیار شما و امام شما به امر خداوند، پروردگار شماست و سپس امامت در نسل من از فرزندان اوست تا روزی که خدا و رسولش را ملاقات کنید. حلالی نیست مگر آنچه خدا و رسولش و آنان (امامان) حلال کرده باشند و حرامی نیست مگر آنچه خدا و رسولش و آنان حرام کرده باشند...».

5 ـ مخالفت با ولایت علی قابل بخشش نیست .

برای تحکیم پایه های امامت علی(علیه السلام) بارها مردم را از مخالف با آن حضرت ترساند و شدیداً تهدید نمود که اگر کسانی مخالف امامت آن حضرت باشند جرمشان قابل بخشش نیست، به این جهت فرمود: «معاشر النّاس فضّلوه فقد فضّله اللّه، و اقبلوه فقد نصبه اللّه، معاشر النّاس انّه امامٌ من اللّه، ولن یتوب اللّه علی احدٍ انکر ولایته ولن یغفر له حتماً علی اللّه ان یفعل ذلک بمن خالف امره فیه، و ان یعذّبه عذاباً نکراً ابد الابد و دهر الدهور...؛ ای مردم خدا علی (علیه السلام) را (بر همه) برتری داده است شما هم او را برتری دهید، و روی آورید به علی(علیه السلام) به راستی خدا او را نصب نموده است (برای امامت) ای مردم به راستی او امامی است از طرف خدا، هر کس ولایت او را انکارکند خداوند توبه او را نمی پذیرد و او را نمی بخشد و بر خدا است که همین رفتار را با کسی داشته باشد که با فرمان او مخالفت کند و او را دچار عذاب سختی برای همیشه و ابد نماید.»(8) ممکن است برخی افراد در این سخنان روا دارند که چگونه انکار امامت باعث عذاب ابدی می شود، پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) برای رد این تردید فرمود: «فمن شکّ فی ذلک فقد کفر کفر الجاهلیة الاولی و من شکّ فی شی ءٍ من قولی فقد شکّ فی الکل منه و الشّاک فی ذلک فله النّار؛ هر کس در این باره شک کند، مانند کفر جاهلیت نخستین کافر شده است و هر کس در چیزی از سخن من شک کند در همه آنچه (بر من نازل شده) شک کرده، و شک کننده در این باره جایگاهش در آتش است.

6ـ علی برترین مردم بعد از من است .

در فراز بعدی علاوه بر اثبات فضیلت علی(علیه السلام) بر تمام مردم بعد از خود، ولایت تکوینی خود و امامان را به اثبات رسانده لذا فرمود: «معاشر النّاس فضّلوا علیّاً فانّه افضل النّاس بعدی من ذکرٍ و انثی بنا انزل اللّه الرزق و بقی الخلق؛ای مردم! علی را برتری دهید، زیرا او برترین مردم از مرد و زن بعد از من است به (برکت و) وسیله ما خداوند روزی را نازل می کند و (به برکت ماست که هستی دوام دارد) خلقت پایدار است.»(9) این مطلب همان است که در روایات دیگر آمده که اگر لحظه ای هستی از حجّت و امام خالی باشد تمام هستی از هم خواهد پاشید و زمین اهلش را فرو خواهد برد.

7ـ علی(علیه السلام) و اهلبیت ثقل اصغرند .

در فراز دیگر باز حدیث ثقلین را گوشزد مردم نموده و دوباره همراهی قرآن و اهلبیت را و عدم جدایی آن دو را از هم گوشزد نموده و فرمود: «معاشر النّاس انّ علیّاً و الطیبین من ولدی هم الثقل الاصغر و القرآن هو الثقل الاکبر و کلّ واحد مبنی ءٌ صاحبه و موافقٌ له، لن یفترقا حتّی یردا علیّ الحوض؛ ای مردم! براستی علی و فرزندان پاک من ثقل اصغرند و قرآن ثقل اکبر الهی است این دو از همدیگر خبر داده و همدیگر را تأیید می کنند، هرگز از هم جدا نمی شوند تا در حوض (کوثر) بر من وارد شوند.»(10)

8 ـ علی مفسّر قرآن و جامع الکلمات .

برای همراه بودن قرآن و اهلبیت وجوه مختلفی بیان شده است که برخی از آنها در جملات فوق مورد اشاره قرار گرفت، یکی از وجوه این است که قرآن را باید اهل بیت تفسیر کنند و هر تفسیری که از غیر اهلبیت منشأ گیرد، تفسیر واقعی قرآن نیست، لذا همیشه حضور امامی از اهلبیت در کنار قرآن لازم و ضروری است، لذا پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در فراز بعدی خطبه غدیر فرمود: «معاشر النّاس هذا علیّ اخی و وصیّی و داعی علمی و خلیفتی علی امّتی و علی تفسیر کتاب اللّه عزّ و جلّ و الدّاعی الیه و العامل بمایرضاه و المحارب لاعدائه، و الموالی علی طاعته، و الناهی عن معصیته، خلیفة رسول اللّه و امیر المؤمنین...؛(11) ای مردم این علی برادر و وصی و مخزن علم من، و خلیفه من بر امتم است (جانشین من) در تفسیر کتاب خدای عزیز و جلیل و دعوت کننده به آن است و عمل کننده به آنچه که پسند خدا در آن است و مبارزه کننده با دشمنان خدا، و دوستدار مطیعان خدا، و بازدارنده از معصیت، خلیفه خدا و امیرمؤمنان است.»

9ـ امامت علی (علیه السلام) باعث کمال دین .

راستی دین بی امامت ناقص، و قرآن بی حجّت نامفهوم، و هستی خالی از امام مهدوم و نابود شدنی خواهد بود، در همین راستا پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمود: «معاشر النّاس انّما اکمل اللّه عزّ وجلّ دینکم بامامته، فمن لم یأتمّ به و بمن یقوم مقامه من ولدی من صلبه یوم القیامة و العرض علی اللّه عزّ و جلّ فاولئک حبطت اعمالهم و فی النار هم خالدون؛(12) ای مردم همانا خداوند با امامت او دین شما را کامل نمود، پس کسی که او را و کسانی که جانشین او هستند از فرزندان من از نسل او تا روز قیامت و زمان عرضه شدن بر خداوند امام نداند اعمالش نابود شده و در جهنم ابدی خواهد بود.»

10 ـ رابطه علی (علیه السلام) با پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) .

عظمت یک فرد در برخورد او با رهبر و پیامبر خویش بخوبی نمایان می شود، علی (علیه السلام) در این بخش نیز سرآمد روزگار است چرا که بهترین و بیشترین حمایت را از پیامبر اسلام داشت، و جز در راه رضایت الهی و رسولخدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) قدم برنداشت. خوب است از زبان خود پیامبر بشنویم که فرمود: «معاشر النّاس هذا علیٌّ انصرکم لی واحقکم بی و اقربکم الیّ و اعزّکم علیّ و اللّه عزّ و جلّ و انا عنه راضیان؛ای مردم این علی یاری کننده ترین شما نسبت به من، و سزاوارترین شما نزد من، و نزدیکترین فرد در در پیشگاه من، و عزیزترین شما نزد من می باشد. و خدای عزیز و جلیل و من از او راضی هستیم.» در سطور بعد فرمود: «او یاور دین خدا، دفاع کننده از رسول خدا، پاکیزه و هدایت شده و هدایتگر است، پیامبر شما بهترین پیامبر، وصی شما بهترین وصی و فرزند او برترین اوصیاء هستند.

11ـ علی(علیه السلام) در قرآن .

همیشه این بحث مطرح بوده که چند آیه از قرآن درباره علی (علیه السلام) است؟ دویست آیه، پانصد، یا بیشتر؟ پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به این پرسش این گونه پاسخ می دهد: «و ما نزلت آیة رضیً الّا فیه و ما خاطب اللّه الذین آمنوا الّا بدأ به و لا نزلت آیة مدحٍ فی القرآن الّا فیه، ولاشهداللّه فی الجنّة فی «هل اتی علی الانسان» الّا له و لا انزلها فی سواه و لامدح بها غیره؛ هیچ آیه ای درباره خشنودی (خدا) نازل نشده است مگر درباره اوست، و با مؤمنین در قرآن سخن نگفته جز آنکه به او آغاز نموده، و هیچ آیه مدحی وارد نشده است جز آنکه درباره اوست. و شهادت به پاداش بهشت در سوره هل اتی جز برای او نیست و جز درباره او و در مدح او نازل نشده است در فراز دیگر فرمود: «معاشر النّاس القرآن یعرّفکم ان الائمة من بعده ولده و عرّفتکم انه منی و انا منه حیث یقول اللّه عزّ و جلّ «کلمة باقیة فی عقبه»(13) و قلت: لن تضلّو ما ان تمسّکتم بهما؛(14) ای مردم! قرآن به شما معرّفی می کند که امامان بعد از علی فرزندان اوست و من نیز گفتم به شما که علی از من و من از او هستم، قرآن می گوید: «کلمه باقی مانده است در نسل او» و من نیز گفتم: اگر به قرآن و اهلبیت تمسّک جویید هرگز گمراه نمی شوید.

12 ـ فرزندان پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) از نسل علی(علیه السلام) است .

پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) این سنّت خرافی را شکست که فرزند دختر، فرزند انسان شمرده نمی شود چنان که عرب جاهلی چنین بودند که فقط فرزندان پسر را فرزندان خویش می دانستند نه فرزندان دختر را(15) ولی پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمود: «معاشر النّاس ذریة کل نبیّ من صلبه و ذریتی من صلب علیّ؛(16) ای مردم! نسل هر نبی از صلب خودش بود، ولی ذریه من از نسل علی است.» به همین جهت است که به امامان معصوم (علیه السلام) یابن رسول اللّه گفته می شود، و ذریّه رسول خوانده می شوند.

13ـ دوستان و دشمنان علی(علیه السلام) .

علی میزان سنجش الهی است، و دوستی و دشمنی او معرّف شخصیّت واقعی افراد. راستی اگر همه به گرد دوستی علی(علیه السلام) حلقه می زدند جهنّم و عذابی در کار نبود، امّا چه می شود کرد که افراد شقی و فاسد همیشه در جامعه حضور داشته و دارند، به این جهت پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمود: «الا انّه لا یبغض علیّاً الّا شقیٌ و لا یتوالی علیّاً الّا تقی و لا یؤمن به الّا مؤمنٌ مخلصٌ(17)
بیدار به راستی دشمن نمی دارد علی را جز شقی و دوست نمی دارد علی را جز انسان با تقوی و ایمان نمی آورد به او جز مؤمن بااخلاص.»
در بخش دیگر فرمود: «الا انّ اعداء علیّ هم اهل الشقاق و النفاق و اخوان الشیاطین الّذین یوحی بعضهم الی بعض زخرف القول غروراً؛ بیدار باشید دشمنان علی اهل شقاوت و نفاقند و برادران شیاطین که بعضی بر بعض دیگر سخنان فریبنده از روی غرور القاء می کنند».
آنگاه فرمود: دوستان علی و اهلبیت کسانی هستند که ایمان دارند به خدا و آخرت (18) و ایمان خویش را به ستم نیالوده اند(19) آن ها بدون حساب وارد بهشت می شوند(20) و...(21).

14ـ علی اوّلین وصی و مهدی آخرین آنها .

اشاره شد که در غدیر فقط امامت علی (علیه السلام) مطرح نبوده بلکه امامت تمامی امامان دوازده گانه مطرح و با تأکید زیاد بیان شده است. از جمله فرمود: «انی نبیّ و علیّ وصیی الا انّ خاتم الانبیاء منّا القائم المهدی؛ براستی من پیامبرو علی وصی من است. بیدار باشید که آخرین امامان مهدی قائم از ماست».(22)
15ـ گرفتن بیعت برای علی(علیه السلام) و امامان .

حضرت سخنان خویش را ادامه داد تا رسید به جمله معروف «من کنت مولاه فهذا علیٌّ مولاه...؛ هر کس من صاحب اختیار اویم، این علی صاحب اختیار اوست» تا می رسد به اینجا که بدانید که من با خدا بیعت و علی با من بیعت کرده است و من از جانب خدا برای او از شما بیعت می گیرم...
ای مردم! شما بیش از آن هستید که با یک دست و در یک زمان با من دست دهید، و پروردگارم مرا مأمور کرده است «ان آخذ من السنتکم الاقرار بما عقدت لعلیٍّ من امرأةٍ المؤمنین و من جاء بعده من الائمّة...؛ که درباره آنچه برای علی امیرالمؤمنین و امامانی که بعد از او می آیند و از نسل من و اویند منعقد نمودم از زبان شما اقرار بگیرم «فقولوا باجمعکم انا سامعون مطیعون راضون منقادون لما بلّغت عن ربّنا و ربّک فی امر علیٍّ و امر ولده من صلبه من الائمة» سپس همگی چنین بگویید: ما شنیدیم و اطاعت می کنیم و راضی هستیم و سر تسلیم فرود می آوریم درباره آنچه از جانب پروردگار ما و خودت درباره امامت امامان، علی امیرالمؤمنین و امامانی که از صلب او به دنیا می آیند به ما رساندی بر این مطلب با قلبهایمان و با جانمان و با زبانمان و با دستانمان با تو بیعت می کنیم. بر این عقیده زنده ایم و با آن می میریم و با آن محشور می شویم، تغییر نخواهیم داد و تبدیل نمی کنیم و شک نمی کنیم و انکار نمی نماییم و تردید به دل راه نمی دهیم و از این قول بر نمی گردیم و پیمان را نمی شکنیم.»(23)
آنگاه فرمود: «معاشر النّاس فبایعوا اللّه و بایعونی و بایعوا علیّاً امیرالمؤمنین و الحسن و الحسین و الائمة کلمة باقیة؛ای مردم! با خدا بیعت کنید و با من بیعت نمایید و با علی امیرمؤمنان و حسن و حسین و امامان از ایشان به عنوان کلمه باقیه بیعت کنید»(24) و اضافه فرمود: هر کس بیعت را بشکند به ضرر خویش شکسته است و هر کس به آنچه با خدا پیمان بسته وفا کند خداوند به او اجر بزرگی عنایت می فرماید...».

16ـ پیشگامان در بیعت .

پیشگامان هر کار خیر از ارزش و عظمت خاص برخوردار است، و قرآن نیز دستور داده که در انجام کار خیر پیش قدم باشید «سارعوا الی الخیرات»(25) و پیشگامان در اسلام و جهاد را می ستاید «والسابقون السابقون اولئک المقرّبون»(26) منتهی مهم تر از پیشگامی حفظ پیشگامی است، آیا این پیشگامان تا آخر خط ماندند؟ پاسخ این پرسش را تاریخ بخوبی بیان نموده و در آینده به آن اشاره می کنیم، اکنون باید دید سابقان در بیعت چه کسانی بودند.
مردم به سوی پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و علی(علیه السلام) هجوم آوردند و می گفتند: «آری شنیدیم و طبق فرمان خدا و رسول با قلب و جان و دستمان اطاعت می کنیم» آنگاه به عنوان بیعت با پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و علی(علیه السلام) دست می دادند و به آنها تبریک می گفتند: «فکان اوّل من صافق رسول اللّه (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) الاوّل و الثانی و الثالث و الرّابع و الخامس و باقی المهاجرین و الانصار و باقی الناس عن آخرهم علی قدر منازلهم؛ پس اوّل کسانی که به پیامبر دست داد اوّلی(ابوبکر)و دوّمی (عمر) و سوّمی (عثمان) و چهارمی و پنجمی بودند، آنگاه مهاجرین و انصار و باقی مردم به ترتیب منزلتشان بیعت نمودند.

17ـ پیشگامان ثابت قدم رستگارند .

انسان ها چهار دسته اند، برخی از اوّل تا آخر خوب و روبراه هستند، گروه دوّم از اوّل تا آخر گمراه و بی راهه می روند، گروه سوم کسانی هستند که از اوّل منحرف و گمراهند، ولی عاقبت هدایت پذیر می شوند، گروه چهارم که از همه بیچاره تر و زیانکارتر است کسانی هستند که از اوّل در مسیر و پیشگامند ولی عاقبت گمراه و منحرف می شوند، و بر صراط مستقیم تا ابد نمی مانند، پیشگامان در بیعت غدیر اگر جزء گروه دوّم نمی باشند، یقیناً مصداق گروه چهارم شدند، همین ها اوّل کسانی بودند که سر از سقیفه درآوردند و پیشگام در بیعت شکنی شدند، لذا پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) هشدار داد و فرمود: «معاشر النّاس السابقون الی مبایعته و التسلیم علیه بامرة المؤمنین اولئک الفائزون فی جنات النعیم؛ پیشگامان در بیعت با او (علی) و دوستی او و تسلیم شدن به عنوان حاکم مؤمنین (و ماندن بر این بیعت) رستگارند در بهشت نعیم.»(27) و آخرین سخن ما این است که خدایا ما را تا آخرین لحظه بر امامت و ولایت علی و اولادش ثابت قدم بدار.

منبع
ــــــــــــــــــــــ
1. «هذا اخی و وصیّی و خلیفتی فیکم ؛ این (علی) برادر و خلیفه بعد از من در میان شما است. ر.ک تاریخ ابن اثیر، بیروت دارصادر 1399 هـ،ج 2، ص 63 و بحارالانوار، داراحیاء التراث، ج 38، ص 144.
2. اما ترضی ان تکون بمنزلة هارون من موسی، ای علی راضی نیستی که نسبت به من به منزله هارون نسبت به موسی باشی؛ رـ ک صحیح بخاری، داراحیاء التراث، ج 5، ص 24.
3. سوره مائده، آیه 67.
4. محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، داراحیاء التراث، ج 37، ص 206 و عوالم ج 15، ص 307 و الغدیر، ج 1، ص 12.
5. سوره مائده، آیه 55.
1، بحار، همان، ص 207.
6. همان، ص 207 ـ 208.
7. همان، ص 208.
8. همان، ص 208 - 209.
9. همان، ص 209.
10. همان، ص 209.
11. همان، ص 210.
12. همان، ص 210.
13. سوره زخرف، آیه 28.
14. بحار، ج 37، همان، ص 215.
15. این شعر منسوب به دوران جاهلی است که بنونا بنو ابنائنا....
16. بحارالانوار، همان، ج 37، ص 210.
17. همان.
18. سوره مجادله، آیه 22.
19. سوره انعام، آیه 82.
20. سوره مؤمن، آیه 40.
21. بحار، همان 7 ص 213 با تلخیص.
22. همان، ص 213.
23. همان، ص 218ـ 219.
24. همان، ص 219.
25. سوره آل عمران، آیه 133.
26. سوره واقعه، آیه 11.
27. بحار، همان، ج 37، ص 217.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: میثاق ، Elia
۱۰:۲۶, ۲۳/آبان/۹۰
شماره ارسال: #5

نزول آیه ی ولایت 24 ذوالحجه سال10 قمری
.
قال الله تبارك و تعالى: انما وليكم الله و رسوله و الذين آمنوا الذين يقيمون الصلوه و يؤتون الزكاه و هم راكعون.
شبهه ی گفته شده :
شيعيان به آيه فوق راجع به شأن و منزلت على ابن ابيطالب و اثبات ولايت و امامت آن حضرت با توجه به وجود قرائن و ادله متقن عقلى و نقلى ا ستناد مى كنند.
اشكالات پيرامون استناد شيعيان:
1- عدم صحت استشهاد به اين آيات در اثبات منزلت و امامت على ابن ابيطالب، به خاطر عدم مطابقت از حيث مفرد و جمع، چرا كه على يك نفر است و آيه فرموده: «الذين».
2- در حقيقت آيه اشاره به جمعى از مؤمنين دارد كه چنين خصلتى (يقيمون الصلوه و ...) را داشته اند.
3- اگر اطلاق لفظ جمع بر واحد، براى ترغيب ديگران باشد، ادعاى اختصاص على به صفت ذكر شده، صحيح نيست.
4- اگر اطلاق لفظ جمع براى على، به خاطر منزلت والاى او باشد، لازمه اش والاتر بودن شأن على از مقام پيامبر اكرم است، چرا كه در قرآن همواره براى پيامبر، مطابقت صيغه لحاظ شده است؟
جواب:

مقدمه:
1- براى فهم آيه اى از قرآن، علاوه بر قرائن داخلى خود آيه، به شأن نزول و قرائن عقلى نيز بايد توجه شود.

2- حدود بيست مورد در قرآن داريم كه لفظ جمع آمده و مراد از آن يك نفر است بعنوان نمونه: 1- «قالوا انّ الله فقيرٌ (1)». 2- «منهم الذين يؤذون النبى و يقولون هو اذن (2)» كه مراد الذين يؤذون، (اذيت مى كنند) و يقولون (مى گويند) عتاب بن قشير است.
3- «الذين يأكلون اموال اليتامى ظلماً انما يأكلون فى بطونهم ناراً (3)» كه مراد از الذين (كسانيكه) و يأكلون (مى خورند) در دو مورد موثد بن زيد غطفانى است.
4- «ان الذين يتلون كتاب الله و اقاموا الصلوه و انفقوا (4)» مراد از الذين (كسانيكه) و يتلون (تلاوت مى كنند) و اقاموا (به پا مى داردند) حصين بن مطلب است و ... كه مقدارى از آن بعداً نقل مى شود (5).

بعد از اين مقدمه اولين جواب كلى از اشكالات فوق الذكر، جواب نقضى است كه حتى عامه هم بايد از اين اشكالات جواب دهند، چون مى شود گفت كه نزول آيه در مورد امير المؤمنين تقريباً اتفاقى است بين شيعه و عامه چنانكه مرحوم علامه طباطبايى (6) و علامه مجلسى و تفسير نمونه (7) اين ادعا را مطرح نموده اند و مرحوم علامه امينى 66 طريق از اهل سنت نامبرده كه اين حديث را نقل كرده اند (8) از طريق شيعه كه نيازى به نقل نيست روايات زيادى در بحار الانوار (9)، مجمع البيان (10) و الميزان (11) نقل شده است كه اين آيه د رمورد على (علیه السلام) است اما از طريق عامه بعنوان نمونه به بعضى از آنها اشاره مى شود.

1- حاكم نيشابورى با سلسله سند خود نقل مى كند كه اين آيه بر پيامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نازل شده است «انما وليكم الله ...» پيامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) داخل مسجد شد در حاليكه مردم در حال نماز و ركوع بودند، حضرت نماز خواند، يكمرتبه متوجه سائلى شد فرمود آيا كسى به شما كمك كرد گفت نه، جز على كه در حال ركوع انگشترى به من داد (12).

2- انس مى گويد: فقيرى به مسجد آمد و درخواست كمك كرد على (علیه السلام) در حال ركوع با دست خود پشت فقير را گرفت كه باز گردد و انگشتر را از دست او بيرون بياورد و بردارد ... هنوز از مسجد خارج نشده بوديم كه جبرئيل آيه ى «انما وليكم الله ...» را نازل كرد و حسان بن ثابت اشعارى درباره آن سروده (13).

3- زمخشرى در كشاف مى گويد: «والايه نزلت فى على كرم الله وجهه حين سائله سائلٌ و هو راكعٌ فى صلاته فطرح له خاتمه» آيه ى انما وليكم درباره على (علیه السلام) نازل شده است، هنگامى كه در حال ركوع به سائلى انگشتر خود را داد (14).

- پس بايد علماى عامه هم از اشكال هاى فوق الذكر جواب دهند، و اما جواب كلى اشكالات؛ از اشكال اول چند جواب داده مى شود:

اولا: در خود قرآن موارد عديده اى داريم كه مفرد به لفظ جمع تعبير شده است كه در مقدمه به بعضى از آنها اشاره شده و براى نمونه به سه مورد ديگر اشاره مى كنيم.

1- «الذين قال لهم الناس ... (15)» مراد از ناس (مردم) كه اسم جمع است نعيم بن مسعود است.

2- «يستقتونك قل الله ... (16)» كلمه يستفتونك «سئوال مى كند از تو» جمع است ولى مراد جابر بن عبدالله انصارى است.

3- «يسألونك ماذا ينفقون (17)» يسألون و ينفقون (سئوال مى كنند كه چه چيز را انفاق كنند» جمع است ولى مراد از آن عمرو بن جمح است (18) و همچنين در آيه ى مباهله مراد از نسائنا و انفسنا فاطمه الزهرا و على (علیه السلام) مى باشند با اينكه لفظ جمع است (19) و هيچ كس در موارد فوق ايراد نگرفته است (غير از آيه ى مباهله).

ثانياً: ممكن است بر اساس آن چيزى باشد كه در روايات شيعه آمده است، كه آيه اختصاص به على (علیه السلام) ندارد بلكه همه امامان (علیه السلام) را شامل مى شود و براى تك تك آنها چنين قضيه اى اتفاق افتاده است (20).

ثالثاً: بايد فرق گذاشت بين استعمال جمع در مفرد و استعمال لفظ در معناى كلى ولى مصداق آن در خارج يكى باشد آنچه مجاز است و خلاف قاعده است اولى است ولى دومى خلاف قانون ادب نيست (21).

رابعاً: بر فرض استعمال جمع در مفرد باشد در جايى درست نيست كه قرينه در كار نباشد، رواياتى كه قبلا اشاره شد قرينه است بر اينكه مراد از جمع مفرد است.

خامساً: اگر استعمال جمع در مفرد اشكال داشت راويان حديث كه از صحابه پيامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بودند و عرب و اهل فصاحت بودند بايد اعتراض مى كردند و حال آنكه چنين اعتراضى (22) نكرده اند.

سادساً: شايد بخاطر اهميت موقعيت آن فرد (على) جمع بكار رفته است.

سابعاً: ممكن است جمع بودن براى اين باشد كه ملاك انحصار در فرد مورد نزول آيه ندارد بلكه تحقق و امكان فرد ديگر هم هست (23).

ثامناً: ممكن است به كار برن لفظ جمع به اين جهت بوده است كه اگر قرآن صريح اسم على را مى برد باعث تحريك كينه توزان و متعصبين مى شد، لذا به صورت جمع آمده است (24).

اما جواب اشكال دوم:

از گذشته روشن شد كه ما هم در دو جواب (اول و هفتم) اين احتمال را داديم، ولى اين هيچ تنافى ندارد كه مورد شأن نزول فقط على (علیه السلام) باشد و ملاك عام باشد.

و جواب سوم اينجا نيز مى آيد چنانكه جواب اشكال دوم هم روشن شد، كه ترغيب ديگران تنافى ندارد كه مورد نزول فرد خاص باشد، البته بايد توجه داشت كه آن ديگران هر كس نمى تواند باشد، بايد در سطوح خود على (علیه السلام) باشد كه در نتيجه باز هم جز ائمه دوازده گانه چنانكه در جواب اول گفتيم كسانى ديگر داخل نمى شود و روايات زيادى از فريقين وارد شده است كه عدد خلفاء بعد از پيامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) دوازده مى باشد (25).

اما جواب اشكال چهارم:

اولا: با توجه به آيات ديگر، كه بيان گر مقام عظماى پيامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) است و اخلاق او را عظيم مى داند (26) اين بيان منزلت على (علیه السلام) نسبى مى شود، يعنى نسبت به ديگران غير از پيامبر چنين برترى دارد.

ثانياً: در جاى خود بيان شده كه شرف خطاب مستقيم خداوند، نسبت به لفظ غائب و لو به صورت جمع باشد بيشتر است، لذا خداوند در آيات نوعاً؛ مستقيم با مردم سخن نمى گويد، بلكه به صورت «قل للمؤمنين» تو به مردم و مؤمنين بگو.

ثالثاً: اگر صرف جمع بودن باعث شود كه منزلت على (علیه السلام) از پيامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) والاتر شود بايد در آن بيست موردى كه بعضى از آن ها نقل شد بپذيريم كه عبدالله بن ابى منافق، ابو عبيد جراح، عمر بن جموح، جابربن عبدالله و ... هم مقامشان از پيامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) والاتر مى باشند كه مشكل است قبول كنيد. خلاصه اين شد كه استعمال جمع در مورد على (علیه السلام) هفت جواب دارد كه با هر يك از آنها اشكال اول قابل حل است چنانكه اشكال دوم و سوم جواب داده مى شود و اشكال چهارم هم جوابش اين است كه در موارد مشابه هم اين اشكال وارد است، گذشته از اين چون اهل سنت شأن نزول را كه على (علیه السلام) است قبول دارند بايد اشكالات جواب دهند.

--------------------------------------------------------------------------------
(1)- آل عمران/ 181.
(2)- توبه/ 61.
(3)- نساء/ 10.
(4)- فاطر/ 29.
(5)- علامه امينى، الغدير (دار الكتب الاسلاميه، تهران، چاپ دوم، 1366)، ص 163 تا 167.
(6)- علامه طباطبايى، الميزان، (دار الكتب الاسلاميه چاپ چهارم، 1362) ج 6، ص 5.
(7)- آيه الله مكارم و ... تفسير نمونه (دار الكتب الاسلاميه، 1370) ص 434، ج 4.
(8)- الغدير (پيشين)، ج 3، ص 156 تا ص 162. و بحار ج 35، ص 189.
(9)- مجلسى، بحار الانوار (دار احياء التراث العربى، مؤسسه الوفاء، بيروت، 1403 ه-، 1983 م) ج 35، ص 183 تا ص 206 كه در ص 189 مى گويد، اجماع امت است كه آيه درباره على (علیه السلام) نازل شده است.
(10)- طبرسى، مجمع البيان، دار المعرفه چاپ دوم، 1408 ه-) ج 3، ص 324 به بعد.
(11)- الميزان، (پيشين) ج 6، ص 14 تا 24.
(12)- حاكم نيشابورى، معرفه الحديث، بيروت (دار الكتب العلميه) ص 102.
(13)- الغدير، پيشين، ج 3، ص 162.
(14)- زمخشرى، الكشاف، عن حقائق غوامض (دار الكتب العربى، 1407 ه-، 1987 م) ج 1، ص 649، س 3.
(15)- آل عمران/ 173.
(16)- نساء/ 176.
(17)- بقره/ 215، نقل از الغدير.
(18)- بقره/ 215، الغدير، ج 3، ص 166.
(19)- تفسير نمونه، (پيشين) ج 1، ص 427 و كشاف (پيشين) ج 1، ص 368.
(20)- اصول كافى (مكتبه الاسلاميه)، ج 1، ص 228.
(21)- الميزان (پيشين) ج 6، ص 6.
(22)- همان مدرك، ص 7، ص 6.
(23)- الامامه و الولايه فى القرآن، مؤلفون گيلانى، يزدى، مظاهرى، قم، دار القرآن الكريم، 1412، ص 61.
(24)- همان، ص 61.
(25)- سلطان الواعظين، شبهاى پيشاور (دار الكتب الاسلاميه، چاپ سى و هفتم، 1376) ص 996 به بعد.
(26)- قلم/ 4.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Elia ، saloomeh
۱۴:۳۶, ۲۳/آبان/۹۰
شماره ارسال: #6

غدير در قرآن:
اليوم اكملت لكم دينكم‏ و اتممت عليكم نعمتى‏ و رضيت لكم الاسلام دينا.
سوره‌ی مائده، آيه‌ی 3
امروز (روز غدير خم) دين شما را به حد كمال رساندم و نعمتم را بر شما تمام كردم و اسلام را بعنوان دين براى شما پسنديدم.

[تصویر: leafsep.jpg]
غدير از نگاه معصومين(علیه السلام):

1- عيد خلافت و ولايت
زياد بن محمد گويد: بر امام صادق(علیه السلام) وارد شدم و گفتم: آيا مسلمانان عيدى غير از عيد قربان و عيد فطر و جمعه دارند؟ امام(علیه السلام) فرمود: آرى، روزى كه رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) اميرمؤمنان(علیه السلام) را (به خلافت و ولايت) منصوب كرد.
[تصویر: leafsep.jpg]
2- برترين عيد امت
رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمود: روز غدير خم برترين عيدهاى امت من است و آن روزى است كه خداوند بزرگ دستور داد برادرم على بن ابى طالب را به عنوان پرچمدار (و فرمانده) امتم منصوب كنم، تا بعد از من مردم توسط او هدايت ‏شوند، و آن روزى است كه خداوند در آن روز دين را تكميل و نعمت را بر امت من تمام كرد و اسلام را به عنوان دين براى آنان پسنديد.
[تصویر: leafsep.jpg]
3- عيد بزرگ خدا
امام صادق(علیه السلام) فرمود: روز غدير خم عيد بزرگ خداست، خدا پيامبرى مبعوث نكرده، مگر اينكه اين روز را عيد گرفته و عظمت آن را شناخته و نام اين روز در آسمان، روز عهد و پيمان و در زمين، روز پيمان محكم و حضور همگانى است.
[تصویر: leafsep.jpg]
4- عيد آسمانى
امام رضا(علیه السلام) فرمود: پدرم به نقل از پدرش، امام صادق(علیه السلام) نقل كرد كه فرمود: روز غدير در آسمان مشهورتر از زمين است.
[تصویر: leafsep.jpg]
5- عيد بى‌‏نظير
على(علیه السلام) فرمود: امروز (عيد غدير) روز بس بزرگى است. در اين روز گشايش رسيده و منزلت (كسانى كه شايسته آن بودند) بلندى گرفت و برهان‏هاى خدا روشن شد و از مقام پاك با صراحت ‏سخن گفته شد و امروز روز كامل شدن دين و روز عهد و پيمان است.
[تصویر: leafsep.jpg]
6- عيد پربركت
امام صادق(علیه السلام) فرمود: به خدا قسم اگر مردم فضيلت واقعى «روز غدير» را مى‏شناختند، فرشتگان روزى ده‏ بار با آنان مصافحه مى‏كردند و بخششهاى خدابه‏كسى‏كه‏آن روز را شناخته، قابل‏شمارش نيست.
[تصویر: leafsep.jpg]
7- عيد فروزان
امام صادق(علیه السلام) فرمود: ... روز غدير خم در ميان روزهاى عيد فطر و قربان و جمعه همانند ماه در ميان ستارگان است.
[تصویر: leafsep.jpg]
8- روز پيام و ولايت
رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) (در روز غدير) فرمود: اى مسلمانان! حاضران به غايبان برسانند: كسى را كه به من ايمان آورده و مرا تصديق كرده است، به ولايت على سفارش مى‏كنم، آگاه باشيد ولايت على، ولايت من است و ولايت من، ولايت‏خداى من است. اين عهد و پيمانى بود از طرف پروردگارم كه فرمانم داد تا به شما برسانم.
[تصویر: leafsep.jpg]
9- روز اطعام
امام صادق(علیه السلام) فرمود: عيد غدير، روزى است كه رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) على(علیه السلام) را بعنوان پرچمدار براى مردم برافراشت و فضيلت او را در اين روز آشكار كرد و جانشين خود را معرفى كرد، بعد بعنوان سپاسگزارى از خداى بزرگ آن روزه را روزه گرفت و آن روز، روز روزه‏دارى و عبادت و طعام دادن و به ديدار برادران دينى رفتن است. آنروز روز كسب خشنودى خداى مهربان و به خاك ماليدن بينى شيطان است.
[تصویر: leafsep.jpg]
10- روز هديه
امير المؤمنين(علیه السلام) (در خطبه روز عيد غدير) فرمود: وقتى كه به همديگر رسيديد همراه سلام، مصافحه كنيد، و در اين روز به يكديگر هديه بدهيد، اين سخنان را هر كه بود و شنيد، به آن كه نبود برساند، توانگر به سراغ مستمند برود، و قدرتمند به يارى ضعيف، پيامبر مرا به اين چيزها امر كرده است.
[تصویر: leafsep.jpg]
11- روز كفالت
امير مؤمنان(علیه السلام) فرمود: ... چگونه خواهد بود حال كسى كه عهده‏دار هزينه زندگى تعدادى از مردان و زنان مؤمن (در روز غدير) باشد، در صورتى كه من پيش خدا ضامنم كه از كفر و تنگدستى در امان باشد.
[تصویر: leafsep.jpg]
12- روز سپاس و شادى
امام صادق(علیه السلام) فرمود: عيد غدير، روز عبادت و نماز و سپاس و ستايش خداست و روز سرور و شادى است به خاطر ولايت ما خاندان كه خدابر شما منت گذارد و من دوست دارم كه شما آن روز را روزه بگيريد.
[تصویر: leafsep.jpg]
13- روز تبريك و تهنيت
على(علیه السلام) فرمود: بعد از پايان گردهم آيى خود (در روز غدير) به خانه برگرديد، خدا بر شما رحمت فرستد. به خانواده خود گشايش و توسعه دهيد، به برادران خود نيكى كنيد، خداوند را بر اين نعمت كه شما را بخشيده است، سپاس گزاريد، متحد شويد تا خدا به شما وحدت بخشد، نيكويى كنيد تا خدا دوستيتان را پايدار كند، به همديگر نعمت‏خدا را تبريك بگوئيد، همانطور كه خداوند در اين روز با چندين برابر عيدهاى ديگر پاداش دادن به شما تبريك گفته، اين گونه پاداشها جز در روز عيد غدير نخواهد بود.
[تصویر: leafsep.jpg]
14- روز تكبير
امام رضا(علیه السلام) فرمود: كسى كه در روز (غدير) مؤمنى را ديدار كند، خداوند هفتاد نور بر قبر او وارد مى كند و قبرش را توسعه مى‏دهد و هر روز هفتاد هزار فرشته قبر او را زيارت مى‏كنند و او را به بهشت بشارت مى‏دهند.
[تصویر: leafsep.jpg]
15- روز ديدار و نيكى
امام صادق(علیه السلام) فرمود: شايسته است با نيكى كردن به ديگران و روزه و نماز و بجاآوردن صله رحم و ديدار برادران ايمانى به خدا نزديك شويد، زيرا پيامبران زمانى كه جانشينان خود را نصب مى‏كردند، چنين مى‏كردند و به آن توصيه مى‏فرمودند.
[تصویر: leafsep.jpg]
16- نماز روز غدير
امام صادق(علیه السلام) فرمود: كسى كه در روز عيد غدير هر ساعتى كه خواست، دو ركعت نماز بخواند و بهتر اينست كه نزديك ظهر باشد كه آن ساعتى است كه اميرالمؤمنين(علیه السلام) در آن ساعت در غدير خم به امامت منصوب شد، (هر كه چنين كند) همانند كسى است كه در آن روز حضور پيدا كرده است.
[تصویر: leafsep.jpg]
17- روزه غدير
امام صادق(علیه السلام) فرمود: روزه روز غدير خم با روزه تمام عمر جهان برابر است. يعنى اگر انسانى هميشه زنده باشد و همه عمر را روزه بگيرد، ثواب او به اندازه ثواب روزه عيد غدير است.
[تصویر: leafsep.jpg]
18- روز تبريك و تبسم
امام رضا(علیه السلام) فرمود: عيد غدير روز تبريك و تهنيت است. هر يك به ديگرى تبريك بگويد، هر وقت مؤمنى برادرش را ملاقات كرد، چنين بگويد: «حمد و ستايش خدايى را كه به ما توفيق چنگ زدن به ولايت اميرمؤمنان و پيشوايان عطا كرد» آرى عيد غدير روز لبخند زدن به چهره مردم با ايمان است.
[تصویر: leafsep.jpg]
19 - پيامبر و ولايت على(علیه السلام)
ابو سعيد گويد: در روز غدير خم رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) دستور داد: منادى ندا دهد كه: براى نماز جمع شويد. بعد دست على(علیه السلام) را گرفت و بلند كرد و فرمود: خدايا كسى كه من مولاى اويم پس على هم مولاى اوست، خدايا دوست بدار كسى را كه على را دوست بدارد و دشمن بدار كسى را كه با على دشمنى كند.
[تصویر: leafsep.jpg]
[b]20- زندگى پيامبرگونه

رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمود: كسى كه مى‏خواهد زندگى و مرگش همانند من باشد و در بهشت جاودانه‏اى كه پروردگارم به من وعده كرده، ساكن شود، ولايت على بن ابى طالب(علیه السلام) را انتخاب كند، زيرا او هرگز شما را از راه هدايت بيرون نبرده، به گمراهى نمى‏كشاند.
[تصویر: leafsep.jpg]
21- پيامبر و امامت على(علیه السلام)
جابربن عبد الله انصارى مى‏گويد: از رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) شنيدم كه به على بن ابى‏طالب(علیه السلام) فرمود: اى على، تو برادر و وصى و وارث و جانشين من در ميان امت من در زمان حيات و بعد از مرگ منى. دوستدار تو دوستدار من و دشمن و كينه‏توز تو دشمن من است.
[تصویر: leafsep.jpg]
22- پايه‏‌هاى اسلام
امام باقر(علیه السلام) فرمود: اسلام بر پنج پايه استوار شده است: نماز، زكات، روزه، حج و ولايت و به هيچ چيز به اندازه آنچه در روز غدير به ولايت تاكيد شده، ندا نشده است.
[تصویر: leafsep.jpg]
23- ولايت جاودانه
امام كاظم(علیه السلام) فرمود: ولايت على(علیه السلام) در كتابهاى همه پيامبران ثبت‏شده است و هيچ پيامبرى مبعوث نشد، مگر با ميثاق نبوت محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و امامت على(علیه السلام)
[تصویر: leafsep.jpg]
24- ولايت و توحيد
رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمود: ولايت على بن ابيطالب(علیه السلام) ولايت‏خداست، دوست داشتن او عبادت خداست، پيروى كردن او واجب الهى است و دوستان او دوستان خدا و دشمنان او دشمنان خدايند، جنگ با او، جنگ با خدا و صلح با او، صلح با خداى متعال است.
[تصویر: leafsep.jpg]
25- روز ناله نوميدى شيطان
امام باقر(علیه السلام) از پدر بزرگوارش امام صادق(علیه السلام) نقل كرد كه فرمود: شيطان دشمن خدا چهار بار ناله كرد: روزى كه مورد لعن خدا واقع شد و روزى كه به زمين هبوط كرد و روزى كه پيامبر اكرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) مبعوث شد و روز عيد غدير.
[تصویر: leafsep.jpg]
26- ولايت علوى دژ توحيد
پيامبر اكرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمود: خداوند مى‏فرمايد: ولايت على بن ابيطالب دژ محكم من است، پس هر كس داخل قلعه من گردد، از آتش دوزخم محفوظ خواهد بود.
[تصویر: leafsep.jpg]
27- جانشين پيامبر
رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمود: اى على من شهر علمم و تو درب آن هستى، به شهر جز از راه درب آن وارد نشوند. تو پيشواى امت من و جانشين من در اين شهرى، كسى كه اطاعت تو كند سعادتمند است، و كسى كه تو را نافرمانى كند، بدبخت است، و دوستدار تو سود برده و دشمن تو زيان كرده است.
[تصویر: leafsep.jpg]
28- ده هزار شاهد
امام صادق(علیه السلام) فرمود: اى حفص! شگفتا از آنچه على بن ابى طالب(علیه السلام) با آن مواجه شد! او با ده هزار شاهد و گواه (در روز غدير) نتوانست‏حق خود را بگيرد، در حالى كه شخص با دو شاهد حق خود را مى‏گيرد.
[تصویر: leafsep.jpg]
29- على(علیه السلام)، مفسر قرآن
پيامبر اكرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) روز عيد غدير فرمود: على(علیه السلام) تفسير كتاب خدا، و دعوت كننده به سوى خداست، آگاه باشيد كه حلال و حرام بيش از آنست كه من معرفى و به آنها امر و نهى كنم و بشمارم. پس دستور داشتم كه از شما عهد و پيمان بگيرم كه آنچه را در مورد على اميرمؤمنان، و پيشوايان بعد او از طرف خداوند بزرگ آوردم، بپذيريد.
اى مردم! انديشه كنيد و آيات الهى را بفهميد، در محكمات آن دقت كنيد و متشابهات آن را دنبال نكنيد. به خدا قسم هرگز كسى نداهاى قرآن را نمى‏تواند بيان كند و تفسير آن را روشن كند، جز آن كسى كه من دست او را گرفته‏ام (و او را معرفى كردم).
[تصویر: leafsep.jpg][تصویر: leafsep.jpg][تصویر: leafsep.jpg]
منابع:
1- قرآن كريم.
2- امالى شيخ صدوق، كتابخانه اسلاميه.
3- قرب الاسناد، عبد الله جعفر الحميرى، آل البيت.
4- مصباح المتهجد، شيخ طوسى، مؤسسة فقه الشيعه.
5- وسايل الشيعه، شيخ حر عاملى، مكتبة الاسلامية.
6- سفينة البحار، شيخ عباس قمى، اسوه.
7- جامع الاخبار، محمد سبزوارى، آل البيت.
8- بحار الانوار، علامه مجلسى، دار الكتب الاسلاميه.
9- حماسه غدير، محمدرضاحكيمى، مؤلف.
10- اقبال الاعمال، سيد بن طاووس مؤسسة الاعلمى.
11- اصول كافى، كلينى، دار الكتب الاسلاميه.
12- الغدير، علامه امينى دار الكتب الاسلامية.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: rastin ، Elia ، paradise ، saloomeh
۱۲:۴۰, ۲۴/آبان/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/آبان/۹۰ ۱۲:۵۲ توسط محمود.)
شماره ارسال: #7
آواتار
متن خطابه غدیر بر روی موبایل


متن و صوت خطابه غدیر بر روی موبایل


کد PHP:
کتاب بركه ی بی ساحل        
http
://farashare.com/users/247/ebook/ebook/islamic/Berkeye-Bi-Sahel-[p30download.com].zip 


کد PHP:
[align=CENTER]     
            
[
b]كتاب نفيس خطابه غدیر به همراه قرائت            [/b]
  [
php]http://farashare.com/users/247/ebook/ebook/islamic/Khetabe_Ghadir.part1-[p30download.com].rar
http://farashare.com/users/247/ebook/ebook/islamic/Khetabe_Ghadir.part2-[p30download.com].rar
http://farashare.com/users/247/ebook/ebook/islamic/Khetabe_Ghadir.part3-[p30download.com].rar 



http://farashare.com/users/247/addon/qad..._Story.pdf

ترجمه فارسی خطابه غدیر


English translate of Qadir Khutba

منبع http://p30download.com/

اگر احیانا فایلها رمز داشت
http://www.p30download.com
[/align]
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: saloomeh
۱۳:۳۹, ۲۴/آبان/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/آبان/۹۰ ۱۳:۴۳ توسط محمود.)
شماره ارسال: #8
آواتار
دانلود نرم افزار قضاوتهای شگفت انگيز حضرت علی (علیه السلام)

[تصویر: 1321263248_ghezavat-ali.jpg]

قضاوتهاى محيرالعقول و معجز گونه حضرت على عليه السلام آنچنان اعجاب برانگيز است كه پس از قرن ها، هنوز انديشمندان و نوادر عالم از اين درخشش هاى الهى، انگشت حيرت به دندان گرفته و در شگفتى فرو رفته اند. الحق كه على شخصيتى بود كه غير از خدا و رسولش، كسى او را نشناخته و هيچ پرواز كننده اى به قله فضل و كمال او راه نيافته است.
او تنها بشرى بود كه: در كعبه زاده و گشت به محراب حق شهيد.
اين كتاب، ترجمه كتاب قضاء اميرالمومنين على بن ابيطالب تاليف: علامه بزرگوار، مجاهد خستگى ناپذير آيه الله حاج شيخ محمد تقى تسترى دام ظله مى باشد.
براي راحتي مطالعه، اين کتاب توسط انجمن گفتگوی ديني به صورت مالتي مديا و بدون نياز به نصب آماده شده و ضمن تبريک اين ايام تقديم می گردد.

کد PHP:
http://dl.4downloads.ir/user/user1/download/1390/8/Ghezavat.Ali-[www.4downloads.ir].zip 

کد PHP:
رمزwww.4downloads.ir 

نمونه ای از این قضاوت ها

ا
نقل قول:ين حكم خداست
رسول خدا صلى الله عليه و آله از مردى اعرابى ، ماده شترى به چهار صد درهم خريدارى نموده بود، و هنگامى كه اعرابى پول را تحويل گرفت ، فرياد بر آورد: درهمها و شتر، مال من است . اتفاقا ابوبكر از آنجا عبور مى كرد، پيامبر به ابوبكر فرمود: بين من و اعرابى قضاوت كن !
ابوبكر گفت : اعرابى از شما گواه مى خواهد. عمر نيز از آنجا عبور مى كرد و سخنان ابوبكر را در آن باره تكرار نمود. در اين موقع على عليه السلام از دور نمايان گرديد، پيامبر صلى الله عليه و آله به اعرابى فرمود: قبول دارى اين جوان كه مى آيد بين ما قضاوت كند؟
گفت : بلى .
حضرت على آمد، اعرابى ادعاى خود را مطرح كرد.
اميرالمومنين عليه السلام به اعرابى فرمود: شتر را به پيامبر تسليم كن !
اعرابى اعتنا نكرد تا اين كه آن حضرت سه بار گفتار خود را تكرار نمود ولى نتيجه اى نبخشيد، در اين هنگام على عليه السلام اعرابى را با يك ضربه شمشير، دور كرد. پس ‍ اهل حجاز گفتند: كه با آن ضربه ، سر او را پراند و اهل عراق گفتند: عضوى از او را قطع كرد.
و آنگاه على عليه السلام به پيامبر عرضه داشت : يا رسول الله ! ما شما را در وحى تصديق مى كنيم چگونه در چهار صد درهم تصديق ننمائيم ؟! (473).
و در خبرى آمده : كه پيغمبر صلى الله عليه و آله به ابوبكر و عمر رو كرده و به آنان فرمود: اين حكم خداست نه آنچه كه شما به آن حكم كرديد.


نقل قول:اقرار ضمنى
مردى غلام خود را نزد حضرت امير عليه السلام برد و گفت : اين غلام من بدون اجازه ام ازدواج كرده است .
حضرت به او فرمود: آنان را از هم جدا كن .
مولا به غلام رو كرده و گفت : اى دشمن خدا زنت را طلاق بده !
اميرالمومنين عليه السلام فرمود: تو چه گفتى ؟
مولا: گفتم زنت را طلاق بده .
على عليه السلام به غلام رو كرده و به او فرمود: تو الان اختيار دارى ، مى خواهى زنت را طلاق ده و مى خواهى او را بگذار.
مولا گفت : يا اميرالمومنين ! چگونه حقى را كه متعلق به من بود به ديگرى واگذار نمودى ؟
فرمود: درست است ولى آن به اقتضاى اقرار خودت بود؛ زيرا وقتى كه به غلام گفتى زنت را طلاق بده به ازدواج او اقرار كرده اى (471).
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: یا ثارالله
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا