|
درباره مردی که انسان تربیت می کرد
|
|
۱۶:۲۷, ۲۴/آبان/۹۰
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله
![]() . آن چه در ادامه خواهد آمد مطالبی پیرامون آیت الله مجتهدی تهرانی است. مردی که آيتالله العظمي وحيد خراساني در مورد ایشان گفته اند: در مدرسه آيتالله مجتهدي تهراني، انسان، تربيت ميشود. ابتدا از تمامی دوستان خواهش میکنم برای شادی روح ایشان فاتحه و صلواتی قرائت فرمایید . ******************************************************************************** . اهمیت و معروفیت آیتالله مجتهدی به مدیریت کمنظیر ایشان بر مدرسه ملامحمد جعفر بود که بیشتر به نام خود وی شناخته میشد و نقطه آغاز آموزش بسیاری از جوانان تهرانی برای ورود به حوزههای علمیه بود. چنان که اشخاص مشهور و برجستهای چون آیتالله استادی، علیاکبر ناطق نوری و سید علیاکبر محتشمی از دانشآموختگان مدرسه ایشان به شمار میروند. . ![]() . . با این حال، وی چندان به تدریس دورس سطح بالاي حوزه نمیپرداخت و هم و غم خود را بر مدیریت طلاب تهران گذاشته بود. آیتالله مجتهدی در کنار آیتالله میرزا عبدالکریم حقشناس، وارث مرحوم شیخ عبدالحسین زاهد به شمار میرفتند که در دوران رضاشاه که برای قلع و قمع تدریس علوم دینی، مانع فعالیت حوزههای علمیه شد، به آموزش طلاب در تهران ادامه دادند. . بسیاری از مردم، آیتالله مجتهدی را به واسطه پخش مباحث اخلاقی دلنشین ایشان میشناسند که گاهی از تلوزیون پخش می شود(البته بسیار کم) . . ******************************************************************************* . مرحوم آیت الله احمد مجتهدی تهرانی در نهم مهرماه سال 1302 شمسی در تهران چشم به جهان گشود. . وی در خاندانی با تقوی و ورع و فضل و شرف پرورش یافت پدر ایشان مرحوم محمدباقر از کسبه های معروف و با تقوی و متدین تهران بوده و جد ایشان مرحوم میرزا احمد از تجار مشهور و از مؤمنین و متدینین عصر خود بود. بعد از این دو بزرگوار اجداد حضرت آیت الله مجتهدی همگی در کسوت روحانیت و از علمأ جلیل القدر و مبلغین اسلام و از ائمه جماعات مشهور کاشان بودند. . از جمله اجداد ایشان آیات و حجج اسلام، حاج ملا محمدعلی مجتهد و حاج ملامحمد باقر مجتهد و حاج ملا محمد کاظم مجتهد کاشانی بودند. . آیت الله مجتهدی در سال 1362 قمری و در سن 19 سالگی به کسوت روحانیت درآمد و قبل از آن در بازار تهران مشغول به کار بود و پدر ایشان یعنی مرحوم محمد باقر راضی نبود که فرزندش طلبه شود ولی بر اثر عشق و علاقه زیادی که جناب استاد به علم و دانش داشت به سوی طلبگی روی آورد. . با توجه به مخالفت پدر، سال ها با عسرت و سختی زیادی، در لباس روحانیت به تحصیل علم پرداخت و بعد از سال ها نه تنها پدر راضی شد بلکه بر وجود چنین فرزندی در نزد خویشان و نزدیکان و در اجتماع افتخار می کرد. .وی پنج سال بعد یعنی در سال 1367 قمری و در سن 24 سالگی ازدواج کرد و در همین سال دروس رسائل و مکاسب را نزد آیات و حجج اسلام آقایان فاضل (پدر حضرت آیت الله العظمی فاضل لنکرانی) و سید حسین قاضی و آقا شیخ قاسم نحوی امتحان داد و با موفقیت به اتمام رساند. بعد از قریب دو سال در سن 26 سالگی و در سال 1369 قمری امتحان کفایه و قسمتی از درس خارج را با موفقیت گذراند. . ادامه دارد ان شاء الله .... |
|||
|
| آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۲۲:۴۰, ۲۴/دی/۹۰
شماره ارسال: #21
|
|||
|
|||
|
یا رئوف آيتالله مجتهدي(رحمة الله علیه) با چشماني پانسمان شده حضور زائر امام رضا(علیه السلام) را در كنار خود حس كرد. پرستار مرحوم آيتالله مجتهدي(رحمة الله علیه)، ميگفت: در چند روز آخر عمر ايشان، به دليل عمل جراحي، مويرگهاي پشت پلك ايشان پاره شده بود و به همين دليل چشمهايشان بسته بود.
يك روز كه رفتم براي گرفتن فشار خون و نبض ايشان، مچ دستم را توي دستشان گرفتند و فرمودند: از مشهد آمدهاي؟ با تعجب از اين كه ايشان از كجا متوجه شدهاند، گفتم:بله. شما از كجا ميدانيد؟ و ايشان فرمودند: بوي امام رضا(علیه السلام) را ميدهي |
|||
|
|
۱۳:۲۱, ۱۱/بهمن/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/بهمن/۹۰ ۱۳:۲۱ توسط عاشورايي.)
شماره ارسال: #22
|
|||
|
|||
|
روزی که شیخ احمد مجتهدی به دعوت اهالی محل به مسجد ملامحمد جعفر آمد و مشغول تربیت طلبهها در این مسجد شد، کمتر کسی فکر میکرد این مسجد تبدیل به یکی از مشهورترین مراکز دینی کشور شده و طلبههایی در این مدرسه تربیت شوند که هرکدام توانایی تربیت شاگردان بسیاری را داشته باشند. ایشان بیش از هزار طلبه بهصورت رسمی و آزاد، مستقیم و غیر مستقیم تربیت کرد و از ۱۶ مرجع از جمله امام خمینی (رحمتاللهعلیه) و مقام معظم رهبری، اجازهنامه تصدیگری امور شرعی داشت. مرحوم مجتهدی در سالهای پایانی عمرشان، در گفتوگویی مفصل داستان زندگی طلبه شدنشان را شرح دادند که بسیار خواندنی و جذاب است.
![]() تقدیر الهی این بود که من بهسمت حوزه و طلبگی بیایم. ۹ سالم بود که به تشخیص ناظم مدرسهمان پیشنماز شدم. فکر میکنم کلاس دوم یا سوم بودم. بعد از مدتی با جوانی رفیق شدم که با راهنمایی او در کلاسهای قرآن چهارراه مولوی و دروس حوزوی ثبتنام کردم. در سن ۹ سالگی امام جماعت شدید؟ مگر میشود؟! امام جماعت دانشآموزان مدرسه بودم. کسانیکه به من اقتدا میکردند، بین کلاسهای اول تا پنجم بودند. یادم میآید روزی دیر به نماز رسیدم، برای همین یکی دیگر از دانشآموزان امام جماعت شده بود. وقتی وارد شدم، او در حال خواندن آیه ایاک نعبد و ایاک نستعین بود، بلافاصله جلو رفتم و ادامه نماز را از اهدناالصراطالمستقیم خواندم. جالب اینجا بود که بدون تکبیرهالاحرام شروع کردم و هیچکس به من معترض نشد؛ نمازی خواندم که هیچ جنی نخوانده بود! براي ادامه مطلب به اينجا برويد.
|
|||
|
|
۱۵:۱۹, ۷/اسفند/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۷/اسفند/۹۰ ۱۵:۲۳ توسط میلاد.م.)
شماره ارسال: #23
|
|||
|
|||
|
بسم الله . . . گفت و گو با همسر آیت الله احمد مجتهدی تهرانی ( به نقل از هفته نامه پنجره)
. . . . تا کنون درباره ابعاد مختلف زندگی آیت الله مجتهدی نکته های ارزشمند بسیاری گفته شده است، اما درباره زندگی خانوادگی و ارتباط شان با همسر و فرزندان، کمتر حرفی به میان آمده است، در حالی که این بعد از زندگی چنین شخصیت های، اهمیتش کمتر از رفتار های اجتماعی آن ها نیست. قرار بود با همسر مرحوم آیت الله مجتهدی مصاحبه مفصلی داشته باشیم، اما همسر حاج آقا کسالت داشتند و نمی توانستند ما را به حضور بپذیرند، به همین دلیل به گفت و گوی کوتاه تلفنی بسنده کردیم . . .. . . اگر امکان دارد برای مان تعریف کنید که چگونه با مرحوم آیت الله مجتهدی آشنا شدید؟ . عموی آقا از اقوام دور ما بودند و همین نسبت خانوادگی باعث شد روزی مادر آقا به همراه عموی شان، برای خواستگاری به خانه ما بیایند . . . . . یادتان هست چه سالی بود و حاج آن چند سال داشتند؟ . . فکر می کنم سال ۱۳۶۷ قمری بود و آقا حدود ۲۴ سال داشت. مجلس عروسی ما بسیار ساده برگزار شد و تعدادی از روحانیون و اساتید هم در مراسم عروسی ما منبر رفتند و داستان عروسی حضرت علی و حضرت فاطمه را بیان کردند. زندگی ما از همان روز اول با منبر و علوم دینی شکل گرفت . . . . . می خواهیم بدانیم که مرحوم مجتهدی در خانه چگونه رفتار می کردند و رفتارشان با همسر و فرزندان چگونه بود؟ . . آقا بسیار دل رحم، مهربان و خانواده دوست بودند و همه مسایل اخلاقی را رعایت می کردند. مثلا به کنار هم بودن، احترام زن به مرد و برعکس مرد به زن و مهربانی در خانواده خیلی تأکید داشتند و می گفتند حدیثی هست که می فرماید:در زن در منزل مرد بداخلاق غریب است و مرد هم در منزل زن بداخلاق غریب است « در منبرهای شان هم بر این موضوع بسیار تأکید داشتند، هر از گاهی به گوششان می رسید که فلان طلبه با خانواده اش رفتار مناسبی ندارد، آقا به شدت از این موضوع ناراحت می شد، به همین دلیل مدام در منبرهای شان تأکید می کردند که طلبه خوب، با خانواده اش مهربان است » . . . . با توجه به این که فعالیت های حاج آقا زیاد بود، چقدر فرصت می کردند برای خانواده، یعنی همسر و فرزندان وقت بگذارد؟ . . با این که سرشان خیلی شلوغ بود، اما معمولا سعی می کردند یک سوم از شبانه روز را کنار خانواده و فرزندانش باشند. البته با توجه به این که آقا به کار های حوزه و مسایل طلبه ها بسیار حساس بودند، گاهی نمی توانستند مثل همیشه به خانه بیایند و این زمان کمتر میشد . . . . . ادامه در تاپیک بعدی ان شاء الله
|
|||
|
|
۲۲:۳۱, ۸/اسفند/۹۰
شماره ارسال: #24
|
|||
|
|||
|
بسم الله
. . . آن وقت شما ناراحت نمی شدید؟ ایشان چگونه رضایت شما را جلب می کرد؟ . . خیر، ناراحت نمی شدم. البته آقا هم سعی میکردند این کمتر آمدن را جای دیگری جبران کنند؛ مثلا قول سفر می دادند. معمولا کار ها خیلی منظم و با آرامش انجام می شد، برای همین به ناراحتی نمی رسید . . . . . با توجه به این که یکی از بزرگ ترین و فعال ترین حوزههای شهر تهران زیر نظر حاج آقا بود، آیا هیچ وقت انتظار خاصی از شما داشتند؟ . . انتظار حاج آقا این بود که در خوشی ها و ناخوشی ها کنارشان باشیم. آقا همیشه می فرمودند بالا و پایین در زندگی وجود دارد، اما نکته مهم توکل به خداست. مسأله بعدی که حاج آقا انتظار داشت، این بود که حجاب مان را رعایت کنیم و با تقوا و پرهیزگار باشیم و همچنین زمان مشکلات هم به ایشان سخت نگیریم . . . . . در زندگی هر انسانی خاطرات تلخ و شیرین فراوانی اتفاق می افتد؛ شیرین ترین خاطره شما با حاج آقا چه بود؟ . . همان طور که گفتید زندگی پر از خاطرات تلخ و شیرین است، اما نخستین سفر حج تمتعی که با ایشان مشرف شدم، بهترین خاطره زندگی ام است . . . . . و خاطره تلخ؟ . . شروع بیماری حاج آقا خاطره تلخی است که هیچ وقت آن را فراموش نمی کنم و بعد هم رحلت ایشان که داغ بزرگی برای ما بود . . . . . چه مسایلی در خانواده باعث ناراحتی حاج آقا می شد؟ . . هر مسأله ای كه مخالف اخلاق اسلامی بود باعث رنجش حاج آقا می شد. آقا از دروغ، بی احترامی به یکدیگر، بی ادبی، ریا و بدحجابی خیلی ناراحت می شدند و مدام به ما تذکر می دادند که به این آفات دچار نشویم . . . التماس دعا.... |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| درباره مردی که رؤیاهایش صادق بود و نفسش حق | میلاد.م | 11 | 6,987 |
۲۸/آذر/۹۱ ۸:۲۴ آخرین ارسال: كارمند پيمانی |
|







![[تصویر: 51_861023_L600.jpg]](http://mileyr.persiangig.com/image/51_861023_L600.jpg)
![[تصویر: 84728027778532417055.gif]](http://mileyr.persiangig.com/image/84728027778532417055.gif)
![[تصویر: IMAGE633772474159375000.jpg]](http://mileyr.persiangig.com/image/IMAGE633772474159375000.jpg)





![[تصویر: 131115_269.jpg]](http://www.mashreghnews.ir/files/fa/news/1390/11/11/131115_269.jpg)