کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 4 رای - 4 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
درباره مردی که انسان تربیت می کرد
۱۶:۲۷, ۲۴/آبان/۹۰
شماره ارسال: #1
آواتار
بسم الله

[تصویر: 51_861023_L600.jpg]

.
آن چه در ادامه خواهد آمد مطالبی پیرامون آیت الله مجتهدی تهرانی است.
مردی که آيت‌الله العظمي وحيد خراساني در مورد ایشان گفته اند:

در مدرسه آيت‌الله مجتهدي تهراني، انسان، تربيت مي‌شود.



ابتدا از تمامی دوستان خواهش میکنم برای شادی روح ایشان فاتحه و صلواتی قرائت فرمایید




[تصویر: 84728027778532417055.gif]
.
********************************************************************************
.
اهمیت و معروفیت آیت‌الله مجتهدی به مدیریت کم‌نظیر ایشان بر مدرسه ملامحمد جعفر بود که بیشتر به نام خود وی شناخته می‌شد و نقطه آغاز آموزش بسیاری از جوانان تهرانی برای ورود به حوزه‌های علمیه بود. چنان که اشخاص مشهور و برجسته‌ای چون آیت‌الله استادی، علی‌اکبر ناطق نوری و سید علی‌اکبر محتشمی از دانش‌آموختگان مدرسه ایشان به شمار می‌روند.
.
[تصویر: IMAGE633772474159375000.jpg]
.
.
با این حال، وی چندان به تدریس دورس سطح بالاي حوزه نمی‌پرداخت و هم و غم خود را بر مدیریت طلاب تهران گذاشته بود.
آیت‌الله مجتهدی در کنار آیت‌الله میرزا عبدالکریم حق‌شناس، وارث مرحوم شیخ عبدالحسین زاهد به شمار می‌رفتند که در دوران رضاشاه که برای قلع و قمع تدریس علوم دینی، مانع فعالیت حوزه‌‌های علمیه شد، به آموزش طلاب در تهران ادامه دادند.
.
بسیاری از مردم، آیت‌الله مجتهدی را به واسطه پخش مباحث اخلاقی دلنشین ایشان می‌شناسند که گاهی از تلوزیون پخش می شود(البته بسیار کم)
.
.
*******************************************************************************
.
مرحوم آیت الله احمد مجتهدی تهرانی در نهم مهرماه سال 1302 شمسی ‏در تهران چشم به جهان گشود.
.
وی در خاندانی با تقوی و ورع و فضل و شرف پرورش یافت پدر ایشان ‏مرحوم محمدباقر از کسبه های معروف و با تقوی و متدین تهران بوده و ‏جد ایشان مرحوم میرزا احمد از تجار مشهور و از مؤمنین و متدینین عصر ‏خود بود. بعد از این دو بزرگوار اجداد حضرت آیت الله مجتهدی همگی در ‏کسوت روحانیت و از علمأ جلیل القدر و مبلغین اسلام و از ائمه جماعات ‏مشهور کاشان بودند.
.
از جمله اجداد ایشان آیات و حجج اسلام، حاج ملا محمدعلی مجتهد و ‏حاج ملامحمد باقر مجتهد و حاج ملا محمد کاظم مجتهد کاشانی بودند.
.
آیت الله مجتهدی در سال 1362 قمری و در سن 19 سالگی به کسوت ‏روحانیت درآمد و قبل از آن در بازار تهران مشغول به کار بود و پدر ایشان ‏یعنی مرحوم محمد باقر راضی نبود که فرزندش طلبه شود ولی بر اثر ‏عشق و علاقه زیادی که جناب استاد به علم و دانش داشت به سوی ‏طلبگی روی آورد.
.
با توجه به مخالفت پدر، سال ها با عسرت و سختی زیادی، در لباس ‏روحانیت به تحصیل علم پرداخت و بعد از سال ها نه تنها پدر راضی شد ‏بلکه بر وجود چنین فرزندی در نزد خویشان و نزدیکان و در اجتماع افتخار ‏می کرد.
.
وی پنج سال بعد یعنی در سال 1367 قمری و در سن 24 سالگی ازدواج ‏کرد و در همین سال دروس رسائل و مکاسب را نزد آیات و حجج اسلام ‏آقایان فاضل (پدر حضرت آیت الله العظمی فاضل لنکرانی) و سید حسین ‏قاضی و آقا شیخ قاسم نحوی امتحان داد و با موفقیت به اتمام رساند. ‏بعد از قریب دو سال در سن 26 سالگی و در سال 1369 قمری امتحان ‏کفایه و قسمتی از درس خارج را با موفقیت گذراند.
.
ادامه دارد ان شاء الله ....

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Agha sayyed ، MohammadMeraj ، MohammadSadra ، محمود ، rastin ، alitalebi ، ساقی ، hesam110 ، saloomeh ، جوینده حق ، Admirer ، بیداری اندیشه ، yamin ، یاران مهدی ، Mohammad Trust ، meshkat ، shakiba ، said_siraj ، zahra11 ، Aleyasin ، أین المنتظر ، اکبر.ع ، ario65 ، یا ثارالله ، نسیم ، حسن.س. ، m.hossein ، احیاء

آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۲۲:۴۰, ۲۴/دی/۹۰
شماره ارسال: #21
آواتار
یا رئوف
آيت‏الله مجتهدي(رحمة الله علیه) با چشماني پانسمان شده حضور زائر امام رضا(علیه السلام) را در كنار خود حس كرد.
پرستار مرحوم آيت‏الله مجتهدي(رحمة الله علیه)، مي‏گفت: در چند روز آخر عمر ايشان، به دليل عمل جراحي، مويرگ‏هاي پشت پلك ايشان پاره شده بود و به همين دليل چشم‏هايشان بسته بود.
يك روز كه رفتم براي گرفتن فشار خون و نبض ايشان، مچ دستم را توي دست‏شان گرفتند و فرمودند: از مشهد آمده‏اي؟
با تعجب از اين كه ايشان از كجا متوجه شده‏اند، گفتم:بله. شما از كجا مي‏دانيد؟
و ايشان فرمودند: بوي امام رضا(علیه السلام) را مي‏دهي
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: میلاد.م ، أین المنتظر ، said_siraj ، Hadith
۱۳:۲۱, ۱۱/بهمن/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/بهمن/۹۰ ۱۳:۲۱ توسط عاشورايي.)
شماره ارسال: #22
آواتار
روزی که شیخ احمد مجتهدی به دعوت اهالی محل به مسجد ملامحمد جعفر آمد و مشغول تربیت طلبه‎‎ها در این مسجد شد، کمتر کسی فکر می‎کرد این مسجد تبدیل به یکی از مشهور‎ترین مراکز دینی کشور شده و طلبه‎‎هایی در این مدرسه تربیت شوند که هرکدام توانایی تربیت شاگردان بسیاری را داشته باشند. ایشان بیش از هزار طلبه به‎صورت رسمی و آزاد، مستقیم و غیر مستقیم تربیت کرد و از ۱۶ مرجع از جمله امام خمینی (رحمت‎الله‎علیه) و مقام معظم رهبری، اجازه‎نامه تصدی‎گری امور شرعی داشت. مرحوم مجتهدی در سال‎‎های پایانی عمرشان، در گفت‎وگویی مفصل داستان زندگی طلبه شدن‎شان را شرح دادند که بسیار خواندنی و جذاب است.
[تصویر: 131115_269.jpg]
حاج‎آقا! آقا اجازه دهید گفت‎و‎گو را از ماجرای ورود به حوزه و طلبه‎شدن شما آغاز کنیم.

تقدیر الهی این بود که من به‎سمت حوزه و طلبگی بیایم. ۹ سالم بود که به تشخیص ناظم مدرسه‎مان پیش‎نماز شدم. فکر می‎کنم کلاس دوم یا سوم بودم. بعد از مدتی با جوانی رفیق شدم که با راهنمایی او در کلاس‎‎های قرآن چهارراه مولوی و دروس حوزوی ثبت‎نام کردم.

در سن ۹ سالگی امام جماعت شدید؟ مگر می‎شود؟!

امام جماعت دانش‎آموزان مدرسه بودم. کسانی‎که به من اقتدا می‎کردند، بین کلاس‎‎های اول تا پنجم بودند. یادم می‎آید روزی دیر به نماز رسیدم، برای همین ‎یکی دیگر از دانش‎آموزان امام جماعت شده بود. وقتی وارد شدم، او در حال خواندن آیه ایاک نعبد و ایاک نستعین بود، بلافاصله جلو رفتم و ادامه نماز را از اهدناالصراط‎المستقیم خواندم. جالب این‎جا بود که بدون تکبیره‎الاحرام شروع کردم و هیچ‎کس به من معترض نشد؛ نمازی خواندم که هیچ جنی نخوانده بود!

براي ادامه مطلب به اينجا برويد.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: saloomeh ، أین المنتظر ، میلاد.م ، بیداری اندیشه ، said_siraj
۱۵:۱۹, ۷/اسفند/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۷/اسفند/۹۰ ۱۵:۲۳ توسط میلاد.م.)
شماره ارسال: #23
آواتار
بسم الله
.
.
.
گفت ‎و ‎گو با همسر آیت ‎الله احمد مجتهدی تهرانی ( به نقل از هفته نامه پنجره)
.
.
.
.
تا ‎کنون درباره ابعاد مختلف زندگی آیت ‎الله مجتهدی نکته ‎‎‎های ارزشمند بسیاری گفته شده است، اما درباره زندگی خانوادگی و ارتباط ‎شان با همسر و فرزندان، کمتر حرفی به میان آمده است، در حالی ‎که این بعد از زندگی چنین شخصیت های، اهمیتش کمتر از رفتار های اجتماعی آن ‎‎‎ها نیست. قرار بود با همسر مرحوم آیت ‎الله مجتهدی مصاحبه مفصلی داشته باشیم، اما همسر حاج آقا کسالت داشتند و نمی توانستند ما را به حضور بپذیرند، به همین دلیل به گفت ‎و ‎گوی کوتاه تلفنی بسنده کردیم
.
.
..
.
.
اگر امکان دارد برای ‎مان تعریف کنید که چگونه با مرحوم آیت ‎الله مجتهدی آشنا شدید؟
.
عموی آقا از اقوام دور ما بودند و همین نسبت خانوادگی باعث شد روزی مادر آقا به ‎همراه عموی ‎شان، برای خواستگاری به خانه ما بیایند
.
.
.
.
.
یادتان هست چه سالی بود و حاج آن چند سال داشتند؟
.
.
فکر می ‎کنم سال ۱۳۶۷ قمری بود و آقا حدود ۲۴ سال داشت. مجلس عروسی ما بسیار ساده برگزار شد و تعدادی از روحانیون و اساتید هم در مراسم عروسی ما منبر رفتند و داستان عروسی حضرت علی و حضرت فاطمه را بیان کردند. زندگی ما از همان روز اول با منبر و علوم دینی شکل گرفت
.
.
.
.
.
می ‎خواهیم بدانیم که مرحوم مجتهدی در خانه چگونه رفتار می ‎کردند و رفتارشان با همسر و فرزندان چگونه بود؟
.
.
آقا بسیار دل رحم، مهربان و خانواده دوست بودند و همه مسایل اخلاقی را رعایت می ‎کردند. مثلا به کنار هم بودن، احترام زن به مرد و برعکس مرد به زن و مهربانی در خانواده خیلی تأکید داشتند
و می ‎گفتند حدیثی هست که می ‎فرماید:در زن در منزل مرد بداخلاق غریب است و مرد هم در منزل زن بداخلاق غریب است
« در منبرهای ‎شان هم بر این موضوع بسیار تأکید داشتند، هر از گاهی به گوش‎شان می ‎رسید که فلان طلبه با خانواده ‎اش رفتار مناسبی ندارد، آقا به ‎شدت از این موضوع ناراحت می شد، به همین دلیل مدام در منبرهای ‎شان تأکید می ‎کردند که طلبه خوب، با خانواده ‎اش مهربان است »
.
.
.
.
با توجه به این ‎که فعالیت ‎های حاج آقا زیاد بود، چقدر فرصت می ‎کردند برای خانواده، یعنی همسر و فرزندان وقت بگذارد؟

.
.

با این ‎که سرشان خیلی شلوغ بود، اما معمولا سعی می ‎کردند یک سوم از شبانه ‎روز را کنار خانواده و فرزندانش باشند. البته با توجه به این ‎که آقا به کار ‎‎های حوزه و مسایل طلبه ‎‎‎ها بسیار حساس بودند، گاهی نمی ‎توانستند مثل همیشه به خانه بیایند و این زمان کمتر می‎شد

.
.
.
.
.
ادامه در تاپیک بعدی ان شاء الله

امضای میلاد.م
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: rastin ، بیداری اندیشه ، Agha sayyed
۲۲:۳۱, ۸/اسفند/۹۰
شماره ارسال: #24
آواتار
بسم الله
.
.
.

آن ‎وقت شما ناراحت نمی ‎شدید؟ ایشان چگونه رضایت شما را جلب می ‎کرد؟
.
.
خیر، ناراحت نمی شدم. البته آقا هم سعی می‎کردند این کمتر آمدن را جای دیگری جبران کنند؛ مثلا قول سفر می ‎دادند. معمولا کار ‎‎‎ها خیلی منظم و با آرامش انجام می ‎شد، برای همین به ناراحتی نمی ‎رسید
.
.
.
.
.
با توجه به این ‎که یکی از بزرگ ‎ترین و فعال ‎ترین حوزه‎‎‎های شهر تهران زیر نظر حاج آقا بود، آیا هیچ ‎وقت انتظار خاصی از شما داشتند؟

.
.
انتظار حاج آقا این بود که در خوشی ‎‎‎ها و ناخوشی ‎‎‎ها کنارشان باشیم. آقا همیشه می فرمودند بالا و پایین در زندگی وجود دارد، اما نکته مهم توکل به خداست. مسأله بعدی که حاج آقا انتظار داشت، این بود که حجاب مان را رعایت کنیم و با تقوا و پرهیزگار باشیم و همچنین زمان مشکلات هم به ایشان سخت نگیریم
.
.
.
.
.
در زندگی هر انسانی خاطرات تلخ و شیرین فراوانی اتفاق می ‎افتد؛ شیرین ‎ترین خاطره شما با حاج آقا چه بود؟
.
.
همان ‎طور که گفتید زندگی پر از خاطرات تلخ و شیرین است، اما نخستین سفر حج تمتعی که با ایشان مشرف شدم، بهترین خاطره زندگی ‎ام است
.
.
.
.
.
و خاطره تلخ؟
.
.
شروع بیماری حاج ‎آقا خاطره تلخی است که هیچ ‎وقت آن را فراموش نمی ‎کنم و بعد هم رحلت ایشان که داغ بزرگی برای ما بود
.
.
.
.
.
چه مسایلی در خانواده باعث ناراحتی حاج آقا می ‎شد؟
.
.
هر مسأله ‎ای كه مخالف اخلاق اسلامی بود باعث رنجش حاج آقا می ‎شد. آقا از دروغ، بی احترامی به یکدیگر، بی ‎ادبی، ریا و بدحجابی خیلی ناراحت می ‎شدند و مدام به ما تذکر می ‎دادند که به این آفات دچار نشویم

.
.
.
التماس دعا....
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Agha sayyed
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  درباره مردی که رؤیاهایش صادق بود و نفسش حق میلاد.م 11 6,987 ۲۸/آذر/۹۱ ۸:۲۴
آخرین ارسال: كارمند پيمانی

پرش در بین بخشها:


بالا