|
درباره مردی که رؤیاهایش صادق بود و نفسش حق
|
|
۹:۲۰, ۳/مهر/۹۰
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله
![]() حالا روزها گذشته اند و بیش از چهار سال از رحلت جانسوز آیتالله عبدالکریم حقشناس گذشته است، ولی هنوز هم بسیاری دل به سیر و سلوکی سپردهاند که او به آنها آموخته است. گزارش زیر نگاهی گذراست به زندگی آن بزرگوار به زبان خودش که هفته نامه پنجره آن را روایت کرده است: «مادرم سواد نوشتن و خواندن نداشت؛ اما به خوبی قرآن و مفاتیح را میخواند و حتی آیات مبارکه قرآن را میان کلمات دیگر تشخیص میداد. این را به خوابی که از امیرالمؤمنین(علیه السلام) دیده بود، مربوط میدانست. در آن رؤیا ایشان امام(علیه السلام) را دیده بود که به او دو قرص نان میدهد؛ یکی از آنها را شیطان میدزدد، اما او موفق میشود که دیگری را بخورد. پس از این که صبح از خواب برخاسته بود، دیگر میتوانست قرآن را بشناسد و بخواند.» آیت الله حاج میرزا عبدالکریم حقشناس تهرانی، در سال 1298 شمسی در خانوادهای متدین در خیابان عینالدوله تهران (ایران کنونی) متولد شد. نام پدرش علی بود و نشانان صفاکیش. او سالها بعد نام خانوادگیاش را برای رفع مشکل سربازی به حقشناس تغییر داد. پدرش یکی از صاحبمنصبان فرمانداری تهران بود و به همین دلیل به علیخان شهرت داشت، ولی او در همان دوران طفولیت عبدالکریم فوت کرد و سرپرستی بچهها بر دوش مادر افتاد. مادر هم تا سن 15 سالگی عبدالکریم زنده بود. روایت تغییر مسیر زندگی «من در همان سنین از مادر مرحومه ام خوابی دیدم. ایشان در عالم رؤیا دست دراز کرد و چراغی روشن را از سقفی با سیم کند. مادرم آن چراغ را به دست من داد. چراغ همچنان روشن ماند.» راه زندگی عبدالکریم پس از دیدن این خواب تغییر کرد و چراغی پرفروغ در زندگیاش روشن شد. او در همین دوران از جمع فارغالتحصیلان مدرسه دارالفنون جدا شد و به جای ادامه تحصیل در دانشگاه یا اشتغال در یک اداره دولتی، به دنبال علوم دینی رفت. عبدالکریم نخست در محضر شیخ محمد حسین زاهد به یادگیری دروس حوزوی و نیز سلوک اخلاقی پرداخت. خیلی زود استاد از اوضاع زندگی شاگرد جوانش آگاه شد و به او توصیه کرد که برای مؤمن، شایسته نیست دست بر سفره دیگران داشته باشد. عبدالکریم پس از توصیه استاد، از خانه دایی بیرون رفت و با توجه به تسلط بر ریاضیات جدید و زبان فرانسه که ارمغان تحصیل در دارالفنون بود، کار حساب و کتاب یکی از تجار بازار را بر عهده گرفت. حقوق ماهانه پیشنهادی تاجر به عبدالکریم بین 20 تا 25 تومان بود، ولی او حقوق سه تومان را درخواست کرد و در ازای تعجب تاجر گفت: «من حقوق کمتری میگیرم تا بتوانم نماز و درسم را سر وقت به جای آورم.» ادامه دارد ان شاء الله .... |
|||
|
|
۶:۰۸, ۴/مهر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۴/مهر/۹۰ ۶:۱۲ توسط میلاد.م.)
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
بسم الله
mall"> mall">روایت جستوجوی استاد «آقا شیخ محمد حسین شخصیتی خالیالهوی داشت. وقتی این مسأله را به ایشان گفتم، خود او دست من را گرفت و گفت: بیا برویم دنبال استاد.» بی شک، شیخ محمد حسین زاهد را میتوان نخستین استاد آیتالله حقشناس دانست. شیخ زاهد شخصیتی پاک بود که نقش مهمی در متوقف نشدن تعلیم علوم حوزوی در دوره رضاخان داشت. همه شاگردان شیخ از طلاب نبودند، بلکه بسیاری از بازاریان متشرع از اعضای حلقه معنوی آقا شیخ محمدحسین زاهد در مسجد امینالدوله بازار به شمار میآمدند. آیتالله حقشناس، چند ماهی همراه استاد اولش به دنبال استادی جدید گشت تا این که سرانجام با آیتالله سید علی حائری معروف به مفسر آشنا شد. mall"> «شب پیش از اینکه ما به محضر ایشان برسیم در عالم رؤیا سید بزرگواری را که بر منبری نشسته بود، به من نشان دادند وگفتند که او باید تربیت من را بر عهده بگیرد. فردا وقتی به محضر آیتالله حائری رسیدیم، همانی بود که دیشب در خواب دیده بودم. به او که رسیدم، احساس آرامش کردم. چون ایشان چند پرسش از من کرد و من حالاتم را توضیح دادم و بعد ایشان گفت که خودش باید تربیت من را بر عهده بگیرد. ایشان تا پایان عمر مبارکشان تربیت مرا بر عهده داشتند. گاهی مسائلی پیش میآمد که از هیبت استاد نمیتوانستم به نزدیک او بروم و بپرسم؛ اما خود ایشان، بدون اینکه من چیزی پرسیده باشم، میان صحبتهایش، پاسخ پرسش من را میفرمود و مرا از حیرت بیرون میآورد.» ![]() عبدالکریم حقشناس تنها شاگرد آیت الله سیدعلی مفسر بود و در اخلاق و سیر و سلوک، شاگرد انحصاری او به شمار میآمد. در آن دوره در یکی از حجرههای مسجد جامع تهران، کنار شبستان چهل ستون سکونت داشت. «در اوایل دوران تحصیل، به ناراحتی سینه دچار شده بودم. حتی گاهی از سینه ام خون میآمد. سل، مرض خطرناک آن سالها بود. بیماری من احتمال سل داشت و دکتر و دارو افاقه نمیکرد. یک روز، همه پساندازم را صدقه دادم. شبهنگام در عالم رؤیا حضرت ولی عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) را زیارت کردم و از ایشان شفا خواستم. دست مبارک را بر سینهام کشید و فرمود: این مریضی چیزی نیست. مهم مرضهای اخلاقی آدم است. سینهام پس از آن رؤیا بهبود یافت.» عبدالکریم حقشناس توانست دروس حوزوی را تا سطح عالی در تهران و در محضر آیتالله مفسر بگذراند. البته او همچنین تحصیلات مقدماتی و ادبیات را در محضر آیتالله حاج شیخ محمدرضا تنکابنی فرا گرفت و عرفان را نیز از محضر آیتالله شاهآبادی تلمذ کرد و سپس راهی قم شد. ادامه دارد ، ان شاء الله ... |
|||
|
|
۹:۱۸, ۴/مهر/۹۰
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
یادش بخیر تو شبهای قدر ایشون دستهای مبارکشون رو می آوردن بالا می گفتن:
به گلوی بریده علی اصغر (علیه السلام) الهی العفو ............. جمعیتی کثیری هم با ایشون ناله می زدن الهی العفو...... آنقدر ارادت و علاقه ایشون به حضرت علی اصغر (علیه السلام) زیاد بود که در انتهای عمر پر برکتشان گلوی ایشان را برای عمل جراحی بریدند و ایشان عمر با برکتشان با گلوی بریده به پایان رسید و با گلوی بریده داخل خانه قبرشان شدند تا همون جوری که به نظر می آمد در خانه قبرشان مهمان حضرت علی اصغر(علیه السلام) باشند. یادشان گرامی و خاطرشان تا ابد در دلهای ما زنده باد. با تشکر از ایجاد کننده این تاپیک که یادی از ایشون رو در دلهای ما زنده کردند یا علی التماس 2a |
|||
|
|
۱۹:۰۷, ۴/مهر/۹۰
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
بسم الله
روایت هجرت به قم «من برای آینده تحصیل به حضرت ولی عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) متوسل شدم. در خواب، ایشان را زیارت کردم. آن حضرت در همان عالم رؤیا کمر من را گرفتند و در نجف به زمین گذاشتند؛ اما از بس هوا گرم بود، عرض کردم، سوختم، سوختم. باز کمر مرا گرفتند و در وسط مدرسه دارالشفای قم به زمین نهادند. آنجا را موافق یافتم. بعدها وقتی به قم رفتم، فقط توانستم در مدرسه دارالشفا که متصل به مدرسه فیضیه بود، حجرهای پیدا کنم. متصدی حجرهها مرحوم شهید صدوقی بود. کلید همان حجرهای را به من داد که در عالم خواب به من داده شده بود. موقعی که تازه به قم آمده بودم، یک روز بعد از زیارت در صحن مطهر حضرت معصومه(سلام الله علیها) دعا کردم که خدایا نمیخواهم دستم جلوی کسی دراز باشد و به کسی محتاج باشم. شب این حدیث را در خواب برایم قرائت کردند: خودت را برای بندگی فارغ ساز. ما سینهات را پر از بینیازی میکنیم و فقر تو را بر طرف میسازیم.» آیت الله حقشناس به قم رفت تا از محضر بزرگانی چون آیتالله حجت و آیتالله خوانساری در دروس فقه و اصول بهرهمند شود. مدتی نیز از محضر فقه و اصول امام خمینی(رحمة الله علیه) بهرهمند شد و البته مراوداتی در بحث اخلاق با امام راحل داشت. آیتالله حقشناس افزون بر زبان عربی به زبانهای فرانسه و انگلیسی هم مسلط بود و سرانجام اجازه اجتهادش را از بزرگانی چون آیتالله سید ابوالقاسم خویی، آیتالله سید محمد حجت، شیخ عبدالنبی عراقی و آیتالله شاه آبادی دریافت کرد. ادامه دارد ان شاء الله ... |
|||
|
|
۶:۲۳, ۵/مهر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۵/مهر/۹۰ ۶:۲۷ توسط میلاد.م.)
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
(۳/مهر/۹۰ ۱۵:۰۱)saloomeh نوشته است: با تشکر از شما بنده سخنرانیهای ایشون رو هر وقت بتونم گوش خواهم کرد . مطالب ارزنده ای دارن . به امید خدا تو همین تاپیک سخنرانیهای تصویری ایشون رو قرار خواهم داد . یا حق ما منتظریم.پس چرا سخنرانی ها رو نمیذارید.خواهشن با حجم کم قرار بدبد که راحت دانلود بشه... بسم الله روایت آشنایی با امام «همین طور که حرکت میکردیم، امام یک آجر از روی زمین برداشت، و فرمود: ماهیت این چیست؟ من عرض کردم: ماهیت این، آجریت است. پس از چند پرسش دیگر فرمود: پیش چه کسی درس خواندهای؟ من عرض کردم: آیتالله شاهآبادی. فرمود: اگر میدانستم تو شاگرد آقای شاهآبادی هستی، امتحانت نمیکردم.» آیت الله حقشناس در همان کلاسهای درس آیتالله شاهآبادی با امام(رحمة الله علیه) آشنا شد و در همان اوایل به محضر امام خمینی(رحمة الله علیه) رفت و از ایشان اجازه ورود به کلاس فلسفهشان را گرفت. علاقه آیتالله حقشناس در این دوران به امام(رحمة الله علیه) آنقدر زیاد شد که هر روز خودش را زودتر به نماز جماعت مدرسه فیضیه میرساند تا بتواند در صف جماعت کنار امام(رحمة الله علیه) بنشیند و با او هم صحبت شود. گاهی امام(رحمة الله علیه) و آیتالله حقشناس با هم به تهران میآمدند و آیتالله حقشناس در یکی از این سفرها، ایشان را با مرحوم شیخ محمدحسین زاهد آشنا کرد. ادامه دارد ان شاء الله ... |
|||
|
|
۱۹:۳۹, ۷/مهر/۹۰
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم سلام! بابت این موضوع عالی، ازتون تشکر می کنم. بنده جزء ارادتمندان حضرت استاد هستم و این یادآوری شما حس بسیار خوبی برام ایجاد کرد... که از این بابت ازتون تشکر می کنم. واسه اینکه اسم ما رو هم در این حرکت خوب بنویسند، چند فایل صوتی از گلچین دروس اخلاقی حضرت استاد که از رادیومعارف پخش شده رو برای دانلود قرار می دم، ان شاءالله که مورد استفاده قرار گیرد.
«... این روحانی پرهیزکار و پاک نهاد به خاطر تربیت جوان های مؤمن و معرفت جوی در طول ده ها سال، حق بزرگی بر گردن همه مشتاقان معارف اسلامی دارد و امید است برکات ناشی از نفس پاک و مؤثر ایشان همواره مستدام شود.» بخشی از پیام مقام معظم رهبری ـ مُدّظلّه العالی ـ به مناسبت ارتحال حضرت استاد ـ قدُس سرّه الشریف ـفرمت: MP3 - لینک مستقیم از فارس تی وی قسمت اول (حجم: 10.06 مگابایت) - ( مدت زمان : 0:25:07) قسمت دوم (حجم: 09.32 مگابایت) - ( مدت زمان : 0:23:16) قسمت سوم (حجم: 10.13 مگابایت) - ( مدت زمان : 0:25:18) قسمت چهارم (حجم: 09.68 مگابایت) - ( مدت زمان : 0:24:11) قسمت پنجم (حجم: 09.83 مگابایت) - ( مدت زمان : 0:24:33) بازم هست! اما نمی دونم می تونم همینجا قرار بدم یا نه ... جسارت بنده رو ببخشید بازم تشکر یاعلی التماس دعا |
|||
|
|
۲۳:۲۲, ۸/مهر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۹/مهر/۹۰ ۷:۱۵ توسط میلاد.م.)
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
بسم الله
روایت بازگشت به تهران «مردم به قم آمدند و برای اداره مسجد امینالدوله تقاضای کسی را کردند. امام خمینی(رحمة الله علیه) که آن روز در محضر آقای بروجردی بودند و نسبتشان به حقیر چون پدری به فرزند بود به من فرمودند شما بروید و از آیتالله بروجردی هم درخواست کردند که ایشان هم حکم کنند. ایشان هم حکم فرمودند. حس کنجکاوی و مقام گستاخی فرزند به پدر باعث شد که بگویم آقا! چرا خودتان تشریف نمیبرید؟ حضرت امام(رحمة الله علیه) فرمودند: مردم گفتهاند عبدالکریم. به جدم اگر میگفتند روحالله، من پیشقدم میشدم.» در سال 1331 شمسی شیخ محمد حسین زاهد، استاد اول آیت الله حقشناس و متولی مسجد معروف امینالدوله بازار پیش از فوت وصیت کرد، درس او را آیتالله مجتهدی تهرانی ادامه دهد و مسجد را آیتالله حقشناس که در علم و عمل از او جلوتر است اداره کند. آیتالله بروجردی هم بنا به درخواست اهل مسجد و محل، به آیتالله حقشناس دستور داد تا برای حل مشکلات دینی و رسیدگی به امور شرعی مسجد، به تهران بروند. ادامه دارد ، ان شاء الله.... ---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- جناب منتظر کوچولو خواهش میکنم ادامه بدید . خیلی عالی بود.
|
|||
|
|
۶:۱۷, ۱۰/مهر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/مهر/۹۰ ۶:۲۰ توسط میلاد.م.)
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
بسم الله
روایت زندگی در پایتخت «بازگشت به تهران برای من بسیار گران بود. قم برای من، محل پیشرفت و ترقی علمی و عملی بود و به هیچ وجه میل آمدن به تهران را نداشتم.» سرانجام آیتالله حقشناس به خلاف میل باطنی و با تأکید و دستور آیتالله بروجردی به تهران آمد و تا پایان عمر در این شهر به تهذیب نفس جوانان و اهل علم و طلاب و کسبه مشغول بود. ایشان مدتی نیز ریاست مدرسه فیلسوفالدوله و سپهسالار قدیم (شهید بهشتی فعلی) را بر عهده داشت و در آن به تدریس مکاسب و کفایه در فقه و اصول، و منظومه سبزواری در حکمت پرداخت. ![]() |
|||
|
|
۶:۴۲, ۱۱/مهر/۹۰
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
|
بسم الله
و ... روایت روزهای پایان عمر آیتالله حقشناس در سن 88 سالگی پس از یک دوره بیماری در بیمارستان پارسیان تهران دار فانی را وداع گفت. پیکر این عالم بزرگوار، در دوم مرداد ماه سال 1386 از مسجد ارگ تهران واقع در خیابان پانزده خرداد به سوی حرم حضرت عبدالعظیم حسنی(علیه السلام) تشییع و در همان مکان مقدس به خاک سپرده شد. مقام معظم رهبری پس از رحلت این عالم ربانی درباره وی گفتند: «این روحانی پرهیزکار و پاکنهاد به دلیل تربیت جوانهای مؤمن و معرفتجو در دهها سال، حق بزرگی بر گردن همه مشتاقان معـارف اسـلامی دارد و امید است برکات ناشی از نفـس پاک و مؤثر ایشان همواره مستدام شود». ![]() التماس دعا. |
|||
|
|
۱۱:۰۴, ۱۱/مهر/۹۰
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
باسلام جاداره یک تشکر ویژه ازجناب mileyعزیز داشته باشم .بایت انتخاب بجای موضوع ،قسمت بندی مناسب،و پشتکاری که بابت به مقصودرساندن مطلب داشتند بااینکه هرچه ازین عالم ربانی بدونیم بازهم کمه : آب دریا را اگر نتوان کشید/ هم به قدر تشنگی باید چشید! یاحق. |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| درباره مردی که انسان تربیت می کرد | میلاد.م | 23 | 13,912 |
۸/اسفند/۹۰ ۲۲:۳۱ آخرین ارسال: میلاد.م |
|







![[تصویر: 63610_874.jpg]](http://tabnak.ir/files/fa/news/1389/5/2/63610_874.jpg)



![[تصویر: 63611_202.jpg]](http://tabnak.ir/files/fa/news/1389/5/2/63611_202.jpg)



![[تصویر: 63612_933.jpg]](http://tabnak.ir/files/fa/news/1389/5/2/63612_933.jpg)
![[تصویر: 20100611_1600327602_280398_orig.jpg]](http://www.hoda.ws/main/components/com_ponygallery/img_pictures/20100611_1600327602_280398_orig.jpg)
![[تصویر: 20100611_1965447024_50.jpg]](http://www.hoda.ws/main/components/com_ponygallery/img_pictures/20100611_1965447024_50.jpg)