کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 4 رای - 4 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
درباره مردی که رؤیاهایش صادق بود و نفسش حق
۹:۲۰, ۳/مهر/۹۰
شماره ارسال: #1
آواتار
بسم الله

[تصویر: 63610_874.jpg]
هنوز هم زمزمه صدایش در مدرسه فیلسوف الدوله و سپهسالار قدیم شنیده می‎شود، هنوز هم خیلی‎‎‎ها به پیروی از او برای خواندن زیارت عاشورا، اربعین می‎گیرند، هنوز هم خیلی‎‎‎ها مسجد امین‎الدوله بازار را به نام او می‎شناسند و هنوز هم شاگردانش همدیگر را «داداش جون» خطاب می‎کنند و بعد هم اشک در چشمان‎شان حلقه می‎زند.

حالا روز‎‎ها گذشته اند و بیش از چهار سال از رحلت جانسوز آیت‎الله عبدالکریم حق‎شناس گذشته است، ولی هنوز هم بسیاری دل به سیر و سلوکی سپرده‎اند که او به آنها آموخته است.
گزارش زیر نگاهی گذراست به زندگی آن بزرگوار به زبان خودش که هفته نامه پنجره آن را روایت کرده است:

«مادرم سواد نوشتن و خواندن نداشت؛ اما به ‎خوبی قرآن و مفاتیح را می‎خواند و حتی آیات مبارکه قرآن را میان کلمات دیگر تشخیص می‎داد. این را به خوابی که از امیرالمؤمنین(علیه السلام) دیده بود، مربوط می‎دانست. در آن رؤیا ایشان امام(علیه السلام) را دیده بود که به او دو قرص نان می‎دهد؛ یکی از آن‎‎‎ها را شیطان می‎دزدد، اما او موفق می‎شود که دیگری را بخورد. پس از این‎ که صبح از خواب برخاسته بود، دیگر می‎توانست قرآن را بشناسد و بخواند.»

آیت‎ الله حاج میرزا عبدالکریم حق‎شناس تهرانی، در سال 1298 شمسی در خانواده‎ای متدین در خیابان عین‎الدوله تهران (ایران کنونی) متولد شد. نام پدرش علی بود و نشان‎ان صفاکیش. او سال‎‎‎ها بعد نام خانوادگی‎اش را برای رفع مشکل سربازی به حق‎شناس تغییر داد. پدرش یکی از صاحب‎منصبان فرمانداری تهران بود و به همین دلیل به علی‎خان شهرت داشت، ولی او در همان دوران طفولیت عبدالکریم فوت کرد و سرپرستی بچه‎‎‎ها بر دوش مادر افتاد. مادر هم تا سن 15 سالگی عبدالکریم زنده بود.

روایت تغییر مسیر زندگی

«من در همان سنین از مادر مرحومه‎ ام خوابی دیدم. ایشان در عالم رؤیا دست دراز کرد و چراغی روشن را از سقفی با سیم کند. مادرم آن چراغ را به دست من داد. چراغ همچنان روشن ماند.»

راه زندگی عبدالکریم پس از دیدن این خواب تغییر کرد و چراغی پرفروغ در زندگی‎اش روشن شد. او در همین دوران از جمع فارغ‎التحصیلان مدرسه دارالفنون جدا شد و به جای ادامه تحصیل در دانشگاه یا اشتغال در یک اداره دولتی، به‎ دنبال علوم دینی رفت. عبدالکریم نخست در محضر شیخ محمد حسین زاهد به یادگیری دروس حوزوی و نیز سلوک اخلاقی پرداخت.

خیلی زود استاد از اوضاع زندگی شاگرد جوانش آگاه شد و به او توصیه کرد که برای مؤمن، شایسته نیست دست بر سفره دیگران داشته باشد. عبدالکریم پس از توصیه استاد، از خانه دایی بیرون رفت و با توجه به تسلط بر ریاضیات جدید و زبان فرانسه که ارمغان تحصیل در دارالفنون بود، کار حساب و کتاب یکی از تجار بازار را بر عهده گرفت.

حقوق ماهانه پیشنهادی تاجر به عبدالکریم بین 20 تا 25 تومان بود، ولی او حقوق سه تومان را درخواست کرد و در ازای تعجب تاجر گفت:

«من حقوق کمتری می‎گیرم تا بتوانم نماز و درسم را سر وقت به ‎جای آورم.»


ادامه دارد ان شاء الله ....

امضای میلاد.م
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: rastin ، خادمة الزهرا ، Agha sayyed ، أین المنتظر ، saloomeh ، محیصا ، zarati313 ، parisan ، بیداری اندیشه ، hesam110 ، Hadith ، nafas ، oO DaViD Oo ، منتظر کوچولو ، محمداحسان ، soltanmahmoud ، Ramin_Ghn ، K-1 ، سرود پیروزی ، yamin ، حسام+ ، كارمند پيمانی ، sarallah ، ilidin ، ali.khm ، عبدالرحمن
۶:۰۸, ۴/مهر/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۴/مهر/۹۰ ۶:۱۲ توسط میلاد.م.)
شماره ارسال: #2
آواتار
بسم الله
mall">
mall">روایت جست‎وجوی استاد

«آقا شیخ محمد حسین شخصیتی خالی‌الهوی داشت. وقتی این مسأله را به ایشان گفتم، خود او دست من را گرفت و گفت: بیا برویم دنبال استاد.»

بی‎ شک، شیخ محمد حسین زاهد را می‎توان نخستین استاد آیت‎الله حق‎شناس دانست. شیخ زاهد شخصیتی پاک بود که نقش مهمی در متوقف نشدن تعلیم علوم حوزوی در دوره رضاخان داشت. همه شاگردان شیخ از طلاب نبودند، بلکه بسیاری از بازاریان متشرع از اعضای حلقه معنوی آقا شیخ محمدحسین زاهد در مسجد امین‎الدوله بازار به شمار می‎آمدند. آیت‎الله حق‎شناس، چند ماهی همراه استاد اولش به‎ دنبال استادی جدید گشت تا این‎ که سرانجام با آیت‎الله سید علی حائری معروف به مفسر آشنا شد.

mall">[تصویر: 63611_202.jpg]
«شب پیش از این‎که ما به محضر ایشان برسیم در عالم رؤیا سید بزرگواری را که بر منبری نشسته بود، به من نشان دادند وگفتند که او باید تربیت من را بر عهده بگیرد. فردا وقتی به محضر آیت‎الله حائری رسیدیم، همانی بود که دیشب در خواب دیده بودم. به او که رسیدم، احساس آرامش کردم. چون ایشان چند پرسش از من کرد و من حالاتم را توضیح دادم و بعد ایشان گفت که خودش باید تربیت من را بر عهده بگیرد. ایشان تا پایان عمر مبارک‎شان تربیت مرا بر عهده داشتند. گاهی مسائلی پیش می‎آمد که از هیبت استاد نمی‎توانستم به نزدیک او بروم و بپرسم؛ اما خود ایشان، بدون این‎که من چیزی پرسیده باشم، میان صحبت‎هایش، پاسخ پرسش من را می‎فرمود و مرا از حیرت بیرون می‎آورد.»

عبدالکریم حق‌شناس تنها شاگرد آیت‎ الله سیدعلی مفسر بود و در اخلاق و سیر و سلوک، شاگرد انحصاری او به شمار می‎آمد. در آن دوره در یکی از حجره‎‎‎های مسجد جامع تهران، کنار شبستان چهل ستون سکونت داشت.

«در اوایل دوران تحصیل، به ناراحتی سینه دچار شده بودم. حتی گاهی از سینه‎ ام خون می‎آمد. سل، مرض خطرناک آن سال‎‎‎ها بود. بیماری من احتمال سل داشت و دکتر و دارو افاقه نمی‎کرد. یک روز، همه پس‎اندازم را صدقه دادم. شب‎هنگام در عالم رؤیا حضرت ولی عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) را زیارت کردم و از ایشان شفا خواستم. دست مبارک را بر سینه‎ام کشید و فرمود: این مریضی چیزی نیست. مهم مرض‎‎‎های اخلاقی آدم است. سینه‎ام پس از آن رؤیا بهبود یافت.»

عبدالکریم حق‎شناس توانست دروس حوزوی را تا سطح عالی در تهران و در محضر آیت‎الله مفسر بگذراند. البته او همچنین تحصیلات مقدماتی و ادبیات را در محضر آیت‎الله حاج شیخ محمدرضا تنکابنی فرا گرفت و عرفان را نیز از محضر آیت‌الله شاه‌آبادی تلمذ کرد و سپس راهی قم شد.


ادامه دارد ، ان شاء الله ...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: بیداری اندیشه ، hesam110 ، rastin ، Hadith ، خادمة الزهرا ، nafas ، montazer ، منتظر کوچولو ، محمداحسان ، Ramin_Ghn ، K-1 ، حسام+ ، ilidin ، ali.khm
۹:۱۸, ۴/مهر/۹۰
شماره ارسال: #3
آواتار
یادش بخیر تو شبهای قدر ایشون دستهای مبارکشون رو می آوردن بالا می گفتن:
به گلوی بریده علی اصغر (علیه السلام) الهی العفو ............. جمعیتی کثیری هم با ایشون ناله می زدن الهی العفو......
آنقدر ارادت و علاقه ایشون به حضرت علی اصغر (علیه السلام) زیاد بود که در انتهای عمر پر برکتشان گلوی ایشان را برای عمل جراحی بریدند و ایشان عمر با برکتشان با گلوی بریده به پایان رسید و با گلوی بریده داخل خانه قبرشان شدند تا همون جوری که به نظر می آمد در خانه قبرشان مهمان حضرت علی اصغر(علیه السلام) باشند.
یادشان گرامی و خاطرشان تا ابد در دلهای ما زنده باد.
با تشکر از ایجاد کننده این تاپیک که یادی از ایشون رو در دلهای ما زنده کردند
یا علی
التماس 2a
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: saloomeh ، rastin ، Hadith ، میلاد.م ، خادمة الزهرا ، nafas ، بیداری اندیشه ، montazer ، منتظر کوچولو ، محمداحسان ، Ramin_Ghn ، حسام+ ، كارمند پيمانی ، ilidin ، ali.khm
۱۹:۰۷, ۴/مهر/۹۰
شماره ارسال: #4
آواتار
بسم الله

روایت هجرت به قم

«من برای آینده تحصیل به حضرت ولی عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) متوسل شدم. در خواب، ایشان را زیارت کردم. آن حضرت در همان عالم رؤیا کمر من را گرفتند و در نجف به زمین گذاشتند؛ اما از بس هوا گرم بود، عرض کردم، سوختم، سوختم. باز کمر مرا گرفتند و در وسط مدرسه دارالشفای قم به زمین نهادند. آنجا را موافق یافتم. بعد‎‎ها وقتی به قم رفتم، فقط توانستم در مدرسه دارالشفا که متصل به مدرسه فیضیه بود، حجره‎ای پیدا کنم. متصدی حجره‎‎‎ها مرحوم شهید صدوقی بود. کلید همان حجره‎ای را به من داد که در عالم خواب به من داده شده بود. موقعی که تازه به قم آمده بودم، یک روز بعد از زیارت در صحن مطهر حضرت معصومه(سلام الله علیها) دعا کردم که خدایا نمی‎خواهم دستم جلوی کسی دراز باشد و به کسی محتاج باشم. شب این حدیث را در خواب برایم قرائت کردند: خودت را برای بندگی فارغ ساز. ما سینه‎ات را پر از بی‎نیازی می‎کنیم و فقر تو را بر طرف می‎سازیم.»

آیت‎ الله حق‎شناس به قم رفت تا از محضر بزرگانی چون آیت‌الله حجت و آیت‌الله خوانساری در دروس فقه و اصول بهره‎مند شود. مدتی نیز از محضر فقه و اصول امام خمینی(رحمة الله علیه) بهره‌مند شد و البته مراوداتی در بحث اخلاق با امام راحل داشت.

آیت‌الله حق‌شناس افزون بر زبان عربی به زبان‌‎‎های فرانسه و انگلیسی هم مسلط بود و سرانجام اجازه اجتهادش را از بزرگانی چون آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی، ‌آیت‌الله سید محمد حجت، شیخ عبدالنبی عراقی و آیت‌الله شاه آبادی دریافت کرد.


ادامه دارد ان شاء الله ...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: hesam110 ، nafas ، بیداری اندیشه ، rastin ، منتظر کوچولو ، محمداحسان ، Ramin_Ghn ، K-1 ، كارمند پيمانی ، ilidin ، ali.khm
۶:۲۳, ۵/مهر/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۵/مهر/۹۰ ۶:۲۷ توسط میلاد.م.)
شماره ارسال: #5
آواتار
(۳/مهر/۹۰ ۱۵:۰۱)saloomeh نوشته است:  با تشکر از شما بنده سخنرانیهای ایشون رو هر وقت بتونم گوش خواهم کرد . مطالب ارزنده ای دارن . به امید خدا تو همین تاپیک سخنرانیهای تصویری ایشون رو قرار خواهم داد . یا حق Smile


ما منتظریم.پس چرا سخنرانی ها رو نمیذارید.خواهشن با حجم کم قرار بدبد که راحت دانلود بشه...


بسم الله

روایت آشنایی با امام

«همین ‎طور که حرکت می‎کردیم، امام یک آجر از روی زمین برداشت، و فرمود: ماهیت این چیست؟ من عرض کردم: ماهیت این، آجریت است. پس از چند پرسش دیگر فرمود: پیش چه کسی درس خوانده‎ای؟ من عرض کردم: آیت‎الله شاه‎آبادی. فرمود: اگر می‎دانستم تو شاگرد آقای شاه‎آبادی هستی، امتحانت نمی‎کردم.»

آیت‎ الله حق‎شناس در همان کلاس‎‎‎های درس آیت‎الله شاه‌آبادی با امام(رحمة الله علیه) آشنا شد و در همان اوایل به محضر امام خمینی(رحمة الله علیه) رفت و از ایشان اجازه ورود به کلاس فلسفه‎شان را گرفت. علاقه آیت‎الله حق‎شناس در این دوران به امام(رحمة الله علیه) آن‎قدر زیاد شد که هر روز خودش را زودتر به نماز جماعت مدرسه فیضیه می‎رساند تا بتواند در صف جماعت کنار امام(رحمة الله علیه) بنشیند و با او هم صحبت شود. گاهی امام(رحمة الله علیه) و آیت‌الله حق‌شناس با هم به تهران می‌آمدند و آیت‎الله حق‌شناس در یکی از این سفر‎‎ها، ایشان را با مرحوم شیخ محمدحسین زاهد آشنا کرد.



ادامه دارد ان شاء الله ...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: بیداری اندیشه ، hesam110 ، rastin ، منتظر کوچولو ، محمداحسان ، Ramin_Ghn ، K-1 ، كارمند پيمانی ، ilidin
۱۹:۳۹, ۷/مهر/۹۰
شماره ارسال: #6
آواتار
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام!
بابت این موضوع عالی، ازتون تشکر می کنم.
بنده جزء ارادتمندان حضرت استاد هستم و این یادآوری شما حس بسیار خوبی برام ایجاد کرد...
که از این بابت ازتون تشکر می کنم.

واسه اینکه اسم ما رو هم در این حرکت خوب بنویسند، چند فایل صوتی از گلچین دروس اخلاقی حضرت استاد که از رادیومعارف پخش شده رو برای دانلود قرار می دم، ان شاءالله که مورد استفاده قرار گیرد.
«... این روحانی پرهیزکار و پاک نهاد به خاطر تربیت جوان های مؤمن و معرفت جوی در طول ده ها سال، حق بزرگی بر گردن همه مشتاقان معارف اسلامی دارد و امید است برکات ناشی از نفس پاک و مؤثر ایشان همواره مستدام شود.»
بخشی از پیام مقام معظم رهبری ـ مُدّظلّه العالی ـ به مناسبت ارتحال حضرت استاد ـ قدُس سرّه الشریف ـ

فرمت: MP3 - لینک مستقیم از فارس تی وی
قسمت اول (حجم: 10.06 مگابایت) - ( مدت زمان : 0:25:07)
قسمت دوم (حجم: 09.32 مگابایت) - ( مدت زمان : 0:23:16)
قسمت سوم (حجم: 10.13 مگابایت) - ( مدت زمان : 0:25:18)
قسمت چهارم (حجم: 09.68 مگابایت) - ( مدت زمان : 0:24:11)
قسمت پنجم (حجم: 09.83 مگابایت) - ( مدت زمان : 0:24:33)

بازم هست! اما نمی دونم می تونم همینجا قرار بدم یا نه ...
جسارت بنده رو ببخشید
بازم تشکر
یاعلی
التماس دعا
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: بیداری اندیشه ، sadegh-a ، میلاد.م ، rastin ، saloomeh ، محمداحسان ، Ramin_Ghn ، hesam110 ، كارمند پيمانی ، ilidin
۲۳:۲۲, ۸/مهر/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۹/مهر/۹۰ ۷:۱۵ توسط میلاد.م.)
شماره ارسال: #7
آواتار
بسم الله


روایت بازگشت به تهران

«مردم به قم آمدند و برای اداره مسجد امین‎الدوله تقاضای کسی را کردند. امام خمینی(رحمة الله علیه) که آن روز در محضر آقای بروجردی بودند و نسبتشان به حقیر چون پدری به فرزند بود به من فرمودند شما بروید و از آیت‌الله بروجردی هم درخواست کردند که ایشان هم حکم کنند. ایشان هم حکم فرمودند. حس کنجکاوی و مقام گستاخی فرزند به پدر باعث شد که بگویم آقا! چرا خودتان تشریف نمی‌برید؟ حضرت امام(رحمة الله علیه) فرمودند: مردم گفته‌اند عبدالکریم. به جدم اگر می‌گفتند روح‌الله، من پیشقدم می‌شدم.»

در سال 1331 شمسی شیخ محمد حسین زاهد، استاد اول آیت‎ الله حق‎شناس و متولی مسجد معروف امین‎الدوله بازار پیش از فوت وصیت کرد، درس او را آیت‎الله مجتهدی تهرانی ادامه دهد و مسجد را آیت‎الله حق‎شناس که در علم و عمل از او جلوتر است اداره کند. آیت‌الله بروجردی هم بنا به درخواست اهل مسجد و محل، به آیت‌الله حق‌شناس دستور داد تا برای حل مشکلات دینی و رسیدگی به امور شرعی مسجد، به تهران بروند.


ادامه دارد ، ان شاء الله....
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
جناب منتظر کوچولو خواهش میکنم ادامه بدید . خیلی عالی بود.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: منتظر کوچولو ، rastin ، محمداحسان ، Ramin_Ghn ، K-1 ، hesam110 ، بیداری اندیشه ، كارمند پيمانی ، ilidin
۶:۱۷, ۱۰/مهر/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/مهر/۹۰ ۶:۲۰ توسط میلاد.م.)
شماره ارسال: #8
آواتار
بسم الله


روایت زندگی در پایتخت

«بازگشت به تهران برای من بسیار گران بود. قم برای من، محل پیشرفت و ترقی علمی و عملی بود و به هیچ وجه میل آمدن به تهران را نداشتم.»

سرانجام آیت‎الله حق‎شناس به خلاف میل باطنی و با تأکید و دستور آیت‎الله بروجردی به تهران آمد و تا پایان عمر در این شهر به تهذیب نفس جوانان و اهل علم و طلاب و کسبه مشغول بود. ایشان مدتی نیز ریاست مدرسه فیلسوف‌الدوله و سپهسالار قدیم (شهید بهشتی فعلی) را بر عهده داشت و در آن‎ به تدریس مکاسب و کفایه در فقه و اصول، و منظومه سبزواری در حکمت پرداخت.


[تصویر: 63612_933.jpg]
«با آغاز جنگ تحمیلی، این شبهه برای من ایجاد شد که مبادا در جبهه به من نیاز باشد. به خدمت امام راحل مشرف شدم. آیت‌الله شهید صدوقی هم در مجلس حضور داشتند. من دو وجبی زعیم عالی‎قدر بودم که گفتم: بنده مدرس حوزه و امام جماعت مسجد امین‌الدوله هستم. اگر چنانچه وظیفه طور دیگر است و دستور می‌فرمایید به جبهه بروم. امام(رحمة الله علیه) فرمودند: مگر تو می‌توانی تفنگ بلند کنی؟ گفتم: بنده یک‎بار تفنگ بلند کردم و گلنگدن را کشیدم و ماشه را چکاندم. به‎ جای این‎ که من تفنگ را نگه دارم، تفنگ من را مسافتی عقب برد. امام تبسمی کردند و اظهار داشتند: جبهه تو همان مدرسه است و مسجد امین‎الدوله.»
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: rastin ، منتظر کوچولو ، محمداحسان ، Ramin_Ghn ، K-1 ، hesam110 ، بیداری اندیشه ، كارمند پيمانی ، ilidin ، ali.khm
۶:۴۲, ۱۱/مهر/۹۰
شماره ارسال: #9
آواتار
بسم الله

و ... روایت روز‎‎های پایان عمر


آیت‎الله حق‎شناس در سن 88 سالگی پس از یک دوره بیماری در بیمارستان پارسیان تهران دار فانی را وداع گفت. پیکر این عالم بزرگوار،‌ در دوم مرداد ماه سال 1386 از مسجد ارگ تهران واقع در خیابان پانزده خرداد به‎ سوی حرم حضرت عبدالعظیم حسنی(علیه السلام) تشییع و در همان مکان مقدس به خاک سپرده شد.

[تصویر: 20100611_1600327602_280398_orig.jpg]

مقام معظم رهبری پس از رحلت این عالم ربانی درباره وی گفتند: «این روحانی پرهیزکار و پاک‎نهاد به‎ دلیل تربیت جوان‌‎‎های مؤمن و معرفت‎جو در ده‎‎‎ها سال، حق بزرگی بر گردن همه‌ مشتاقان معـارف اسـلامی دارد و امید است برکات ناشی از نفـس پاک و مؤثر ایشان همواره مستدام شود».
[تصویر: 20100611_1965447024_50.jpg]

التماس دعا.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: rastin ، منتظر کوچولو ، محمداحسان ، Ramin_Ghn ، K-1 ، hesam110 ، بیداری اندیشه ، كارمند پيمانی ، ilidin
۱۱:۰۴, ۱۱/مهر/۹۰
شماره ارسال: #10

بسم الله الرحمن الرحیم

باسلام

جاداره یک تشکر ویژه ازجناب mileyعزیز داشته باشم .بایت انتخاب بجای موضوع ،قسمت بندی مناسب،و پشتکاری که بابت به مقصودرساندن مطلب داشتند بااینکه هرچه ازین عالم ربانی بدونیم بازهم کمه :


آب دریا را اگر نتوان کشید/ هم به قدر تشنگی باید چشید!


یاحق.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: میلاد.م ، منتظر کوچولو ، محمود ، محمداحسان ، Ramin_Ghn ، Admirer ، hesam110 ، بیداری اندیشه ، كارمند پيمانی ، ilidin
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  درباره مردی که انسان تربیت می کرد میلاد.م 23 13,912 ۸/اسفند/۹۰ ۲۲:۳۱
آخرین ارسال: میلاد.م

پرش در بین بخشها:


بالا