|
زندگی نامه ی شهدای کربلا " ویژه ی ماه محرم " و معرفی اصحاب امام حسین (علیه السلام)
|
|
۱۷:۰۲, ۲۶/آبان/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۷/آذر/۹۱ ۱۵:۰۰ توسط hesam110.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
با سلام به همگی
راستی در آستانه ی ورود به ماه محرم و شهادت امام حسین (علیه السلام) و یاران گران قدرشون هستیم راستش می خواستم یه تاپیک درست کنم که زندگی هر چند کوتاه یاران امام حسین که در صحرای کربلا شهید شدند رو به تصویر بکشونیم در همین راستا بنده یه لیستی رو آماده کردم از شهدای کربلا که به شرح زیر است که به شرح زیر است : فرزندان امام علی (علیه السلام) [*]امام حسین (علیه السلام) [*]حضرت ابوالفضل (علیه السلام) [*]جعفربن علی [*]ابوبکربن علی [*]عبدالله بن علی [*]عبدالله بن علی العباس بن علی [*]عبدالله بن الاصغر [*]عثمان بن علی [*]عمر بن علی [*]محمد الاصغر بن علی [*]محمدبن العباس بن علی فرزندان امام حسن (علیه السلام) [*] [*]ابوبکر بن الحسن [*]بشر بن الحسن [*]عبدالله بن الحسن [*]قاسم بن الحسن فرزندان امام حسین (علیه السلام) [*] [*]علی بن الحسین الاکبر [*]علی بن الحسین الاصغ [*] فرزندان عبدالله بن جعفر و زینب بنت علی [*] [*]عبدالله بن عبدالله بن جعفر [*]عون بن عبدالله بن جعفر [*]محمدبن عبدالله بن جعفر فرزندان عقیل ابن ابیطالب [*] [*]مسلم بن عقیل (محل شهادت درکوفه) [*]عبدالرحمان بن عقیل [*]عبدالله الاکبر بن عقیل [*]عبدالله بن مسلم بن عقیل [*]عون بن مسلم بن عقیل [*]محمد بن مسلم بن عقیل [*]lجعفر بن عقیل [*]جعفربن محمد بن عقیل [*]احمد بن محمد بن الهاشمی یاران امام حسین (علیه السلام) [*] [*]ابراهیم بن الحضین الاسدی [*]ابوالحتوف بن الحارث الانصاری [*]ابو عامر النهشی [*]اسلم الترکی مولی امام (خدمتگذار امام) [*]ادهم بن امیه العبدی [*]امیه سعد الطاعی [*]انس بن الحارث الکاهلی [*]انیس بن معقل الاصبحی [*]بریربن خضیرالهمدانی [*]بشر بن عبدالله الحضرمی [*]بکربن حی التیمی [*]جابر بن الحجاج التیمی [*]حبله بن الشیبانی [*]جناده بن الحارث الهمدانی [*]جناده بن کعب الانصاری [*]جندب بن حجیر الخولانی [*]جون مولی ابی ذر(خدمتگذار ابوذر غفاری) [*]جوین بن مالک التیمی [*]حارث بن امری القیس کندی الکندی [*]الحارث بن بنهان [*]الحباب بن الحارث [*]الحباب بن عامر الشعبی [*]حبشی بن قیس النهمی [*]حبیب بن مظاهر(یا مظهر) [*]الحجاج بن بدر السعدی [*]حجاج بن مسروق جعفی [*]حر بن یزید ریاحی [*]حلاس بن عمرو راسبی [*]حنظله بن اسعدشامی [*]حنظله بن عمرو شیبانی [*]رافع مولی مسلم الازدی [*]زاهر بن عمرو الکندی [*]زهیر بن بشر الخثعمی [*]زهیر بن سلیم الازدی [*]زهیر بن القین البجلی [*]زیاد بن عریب الصادی [*]سالم مولی بنی المدینه الکلبی [*]سالم مولی عامر العبدی [*]سعد بن الحارث الانصاری [*]سعد، مولی علی بن ابی طالب [*]-سعد مولی عمرو بن خالد [*]سعید بن عبدالله حنفی [*]سلمان بن مظارب الجبلی [*]سلیمان مولی الحسین [*]سوار بن منعم النعمی [*]سوید بن عمرو بن ابی المطاع [*]سیف بن الحارث الجابری [*]شوذب مولی بنی شاکر [*]الضرغامه بن مالک [*]عائذ بن مجمع العائذی [*]عابس بن ابی شبیب الشاکری [*]عابر بن حساس بن شریح [*]عامر بن مسلم العبدی [*]عباد بن المهاجر الجهنی [*]عبدالاعلی بن یزید الکلبی [*]عبدالرحمن الارحبی [*]عبدالرحمن بن عبد ربه الانصاری [*]عبدالرحمن بن عروه الغفاری [*]عبدالرحمن بن مسعود التیمی [*]عبدالله بن ابی بکر [*]عبدالله بن بشر الخثمی [*]عبدالله بن عروه الغفاری [*]عبدالله بن عمیر بن حباب الکلبی [*]عبدالله بن یزید الکلبی [*]عبدالله بن یزید الکلبی [*]عقبه بن سمعان [*]عقبه بن الصلت الجهنی [*]عماره بن صلخب الازدی [*]عمران بن کعب بن حارثه الاشجی [*]عمار بن حسان الطائی [*]عمار بن السلامه الدالانی [*]عمرو بن خالد عبدالله الجندعی [*]-عمرو بن خالد الازدی [*]عمرو بن خالد الصیداوی [*]عمرو بن قرظه الانصاری [*]عمرو بن مطاع الجفی [*]عمرو بن جناده الانصاری [*]عمرو بن ضبیعه الضعبی [*]عمرو بن کعب، ابو ثمامه الصائدی [*]قارب مولی حسین [*]قاسط بن زهیر التغلبی [*]القاسم بن حبیب الازدی [*]کردوس لتغلبی [*]کنانه بن عتیق التغلبی [*]مالک بن دودان [*]مالک بن عبدالله بن سریع الجابری [*]مجمع الجهنی [*]مجمع بن عبدالله العائذی [*]محمد بن البشیر الحضرمی [*]مسعود بن الحجاج التیمی [*]مسلم بن عوسجه الاسدی [*]محمد بن کثیر الازدی [*]مقسط بن زهیر التغلبی (احتمالآ مقسط بن عبدالله بن زهیر) [*]منجح، مولی الحسین [*]الموقع بن ثمامه الاسدی [*]نافع بن هلال الجملی [*]نصر [*]النعمان بن عمرو الراسبی [*]نعیم بن عجلان الانصاری [*]واضح الرومی مولی الحارث السلمانی [*]وهب بن حباب الکلبی [*]یزید بن ثبیط العبدی [*]یزید بن زیاد بن مهاصر الکندی [*]یزید بن مغفل الجعف البته می دونم افراد لیست زیاد هستند اما با یه ذره همت بچه ها می تونیم یه زندگی نامه هر چند کوچک از این شهدای گرانقدر درست کنیم هر کسی به قولی پایه است بسم ا... نکته : برای شروع می تونیم از حبیب ابن مظاهر - زهیر بن قین و حضرت عباس که این سه از فرماندهان نبرد بودند شروع کنیم توجه : هر کدوم از دوستان مطلبی رو که ذکر می کنه با منبع باشه و در ضمن اول نوشته هاش بنویسه که زندگی نامه ی کدوم شهید و ناظر بش هم بادیدن اون اسم , اسم رو از لیستی که تعیین کردم خط بزنه
|
|||
|
| آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۴:۴۵, ۳/آذر/۹۱
شماره ارسال: #21
|
|||
|
|||
|
این داستان شبیه داستان وهب بن عبدالله بن حباب کلبی است
وهب به همراه مادر و تازه عروسش در بیابان ها زندگی میکردند که امام به دیدار آنها می آید و امام از مادر او سوال فرمودند که آیا چیزی می خواهید مادر وهب در پاسخ گفت فقط آب که امام حسین(علیه السلام) به گوشه ای اشاره کردند و از زیر سنگ چشمه ای نمایان شد و امام رفت بعد از مدتی وهب به خانه بازگشت و چشمه ی آب را دید قصه را از مادر جویا شد و مادر داستان را گفت سپس وهب به مادر و نو عروسش گفت باید به دنبال آن شخص برویم و پس از رسیدن به کربلا از دین نصرانی ، اسلام آوردند در روز عاشورا جنگ نمایانی کرد و سر از بدنش بریدند و سر را به سوی مادرش فرستادند و مادر او نیز سر را به سوی لشکر دشمن برد و گفت ما چیزی را که در راه خدا داده ایم آن را پس نمیگیریم البته همه این داستان را در سریال مختار دیده اید |
|||
|
|
۱۵:۲۹, ۳/آذر/۹۱
شماره ارسال: #22
|
|||
|
|||
|
عمرو بن جناده بن حارث انصارى
پس از شهادت جناده بن حارث انصارى پدر عمرو ، مادرش ارينب ، از پسر خويش خواست تا به يارى امام حسين (علیه السلام) شتافته و به ميدان نبرد رود. عمرو كه نوجوانى بود با عشق به امام و با شجاعت به صفوف دشمن تاخت و پس از زمانى مبارزه و قتال شجاعانه ، عاقبت به دست مالك بن نصر كندى به شهادت رسيد و سرش از تن جدا شد (خوارزمى ، مقتل الحسين ، الجزء الثانى ، ص 25؛ الفتوح ، ج 3 ، ص 125 - 126؛ تنقيح المقال ، ج 2 ، ص 327؛ منتهى الامال ، ص 429؛ بحارالانوار ، ج 45 ، ص 28؛ امام حسن و امام حسين (علیه السلام) ، ص 248؛ ابصار العين ، ص 165). ------------------------------------------- اين اعثم نوشته است كه او پس از هلال بن رافع البجلى به ميدان رفت و رجز زير را مى خواند: انا جناد و انا ابن الحارث لست بخوار و لا بناكث عن بيعتى حتى يرثنى وارثى اليوم شلوى فى الصعيد ماكث خوارزمى و ابن شهر آشوب ، همان گزارش ابن اعثم و همين رجز او را آوردنده ، با اين تفاوت كه اولا ، به جاى هلال بن رافع ، نافع بن هلال نوشته اند؛ ثانيا: رجز بالا را با اندك اختلافى آورده اند. مرحوم مجلسى نيز همان نوشته ابن شهر آشوب را آورده است. شيخ طوسى و مامقانى از كسى به نام جناده بن الحرث السلمانى ياد مى كنند كه هم با جناده بن حارث انصارى مورد بحث قابل تطبيق است و هم با جابربن حارث السلمانى كه ذكر وى گذشت. برخى نوشته اند كه جناده ابتدا در كوفه با مسلم بن عقيل بيعت كرد و پس از شهادت مسلم ، همراه عمرو بن خالد صيد اوى به كربلا آمد و با امام دست بيعت داد و در عاشورا به شهادت رسيد. ------------------------------------------------------------------------------ در برخى از نوشته هاى متاخر از شهيدى به نام جناده بن كعب الحرث انصارى نام برده و نوشته اند وى از جمله ياران خزرجى امام حسين (علیه السلام) بود كه همراه همسر و فرزندانش از مكه به كربلا آمد و در كربلا در حمله اولى به شهادت رسيد. عمر بن جناده پسر اوست. به نظر مى رسد كه على رغم اين توضيحات كه در منابع كهن اثرى از آن نيست ، بتوان گفت كه جناده بن كعب ، همان جناده بن حارث است (الفتوح ، ج 3 ، ص 125؛ خوارزمى ، مقتل الحسين ، الجزء الثانى ، ص 25؛ بلاذرى ، انساب الاشراف ، (ترجمه ريحانتى رسول الله... ) ، ص 203؛ المناقب ، ج 4 ، ص 104؛ رجال الطوسى ، ص 99؛ تنقيح المقال ، ج 1 ، ص 234 ، بحارالانوار ، ج 45 ، ص 28؛ جلاء العيون ، ص 399؛ منتهى الامال ، ص 429؛ نقد الرجال ، ص 76؛ نفس المهموم ، ص 134؛ امام حسن و امام حسين (علیه السلام) ، ص 246؛ ابصار العين ، ص 156). |
|||
|
|
۱۸:۵۵, ۳/آذر/۹۱
شماره ارسال: #23
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
دشمنی غریبی با حسین بن علی علیه السلام داشت...! از حج برمی گشت و به ناچار مسیر کاروان با کاروان حسین علیه السلام یکی شده بود.میل به رویارویی با حضرت را نداشت، از همین رو هر جا کاروان حضرت توقف می کرد دستور توقف کاروانش در منزل بعد را می داد! دست بر قضا هم منزل شدند و در کنار هم خیمه زدند... با همسرش نشسته بود و غذا می خورد... ناگهان صدایی آمد،،،گوییا پیکی بود...پرده خیمه را بالا زد... "حسین بن علی علیه السلام تو را فراخوانده...زودتر به خیمه او برو" لقمه از دستش به زمین افتاد.با خود گفت مرا با حسین چه کار؟!! می خواست اعتنایی نکند،،همسرش ندا داد: پسر فاطمه تو را خوانده .دلت می آید بی پاسخش بگذاری..؟!؟ راهیش کرد.... رفت و وارد خیمه حسین بن علی علیه السلام شد... این که حضرت چه به او گفت هرگز فاش نشد... اما همینقدر دیدند از خیمه که خارج شد دیگر آدم قبلی نبود.... فریاد می زد: حسینی شدم....حسینی شدم... به نزد همسرش رفت و گفت: آزادی می توانی بروی...من راهی کربلا و یار حسین بن علی علیه السلام ام، باید بمانم... همسر با معرفتی داشت..نگاه حزن انگیزی به او کرد و گفت:من تو را حسینی کردم...حال می گویی برو...؟؟!! من هم می مانم و می شوم کنیز زینبش... درود خدا بر ظهیر بن قین و همسرش،،،همو که حسینی شد و کربلایی ماند |
|||
|
|
۱۲:۰۵, ۶/آذر/۹۱
شماره ارسال: #24
|
|||
|
|||
|
سوید بن عمر بن ابی مطاع
برای جنگیدن جلو آمد او مردی شریف و بسیار نمازگزار بود وی مانند شیری شجاع جنگید و بر سختی هایی که پیش می آمد شکیبا بود تا اینکه از شدت زخم هایی که برداشته بود میان کشته شدگان افتاد او در همین حالت بدون حرکت روی زمین بود که ناگهان شنید می گویند:حسین کشته شده است به همین دلیل با زحمت فراوان از جای خود برخاست و از کفش خود خنجری بیرون آورد و آنقدر با دشمن جنگ کرد تا به شهادت رسید یاران حسین(علیه السلام) اینگونه بودند |
|||
|
|
۱۹:۵۲, ۶/آذر/۹۱
شماره ارسال: #25
|
|||
|
|||
|
حنظله بن سعد شبامی آمد و جلوی حضرت ایستاد و تیر ها و شمشیر ها و نیزه هایی را که به سوی امام حسین(علیه السلام) می آمد به صورت و سینه ی خود می خرید و با صدای بلند می گفت ای مردم من بر عاقبت کار شما همانند روز احزاب وسر نوشت قوم نوح و عاد و ثمود و کسانی که بعد از ایشان بودند می ترسم. خداوند هیچ ستمی برای بندگانش نمی خواهد ای مردم من از رسوایی شما در روز قیامت می ترسم از آن روزی که در محشر به سوی جهنم بر می گردید برای شما هیچ نگه دارنده ای جز خداوند نیست ای مردم حسین را نکشید که اگر این کار را انجام دهید خداوند شما را به عذاب خود گرفتار می سازد و کسی که دروغ می گوید از زیان کاران خواهد بود سپس رو به حضرت کرد و گفت: آیا اجازه می دهی به ملاقات پروردگارم شتافته و به برادرانم بپیوندم؟ حضرت فرمودند: آری به سوی چیزی که از دنیا و آنچه در آن است بهتر است برو همان جایی که نابودی ندارد حنظله به میدان رفت و قهرمانانه جنگید و بر سختی ها صبر نمود تا به شهادت رسید
|
|||
|
|
۲۰:۰۰, ۷/آذر/۹۱
شماره ارسال: #26
|
|||
|
|||
|
بُریر بن خضیر
به میدان جنگ رفت او مردی زاهد و عابد بود و یزید بن معقل از طرف لشکر دشمن برای مبارزه با او بیرون شد و هردو بنا را بر مباهله قرار دادند و از خدا درخواست کردندکسی که بر حق است آن کسی را که بر باطل است به قتل برساند بریر با او جنگ کرد و وی را کشت و خود نیز آنقدر جنگید تا به شهادت رسید |
|||
|
|
۱۶:۱۳, ۸/آذر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۸/آذر/۹۱ ۱۶:۲۵ توسط سرباز منتظر.)
شماره ارسال: #27
|
|||
|
|||
|
پيشگفتار
با فرارسيدن ماه محرم ، جا دارد از فداكارى هاى سيدالشهدا عليه السلام و قربانى هايى كه در راه نهضت او بويژه در عاشوراى محرم 61 هجرى پيش آمد بهره بردارى بشود تا چراغى فرا راه بشريت بالعموم و ملت مسلمان ايران بالخصوص باشد، و به ما بياموزد تا از دين خود محافظت نموده و در برابر جريانها و افكار انحرافى ايستادگى كرده و ثابت قدم باشيم آنچنان كه حسين بن على عليه السلام و اصحاب برگزيده اش بخاطر دين و مقدساتشان در مقابل ارتش سهمگين يزيد بن معاويه ثابت قدم ايستادند. مجموعه اى كه در معرض ديد شماست ، ويژه نامه اى است كه توسط معاونت فرهنگى سازمان عقيدتى سياسى و به منظور معرفى شهداى نهضت خونينن حسينى به چاپ رسيده است . از متن كتاب نيز تعداد 10 سوال تهيه كه شرايط شركت در مسابقه مى توانند طبق شرايط مذكور پاسخنامه را تكميل و ارسال نمايند. ضمنا كتيبه هاى شهدا در 81 قطعه و با ابعاد 35*50 به صورت تمام رنگى جهت نصب درحسينيه ها، مساجد و مكانهاى عمومى توسط سازمان عقيدتى سياسى ارتش چاپ شده است . علاقه مندان به دريافت آنها به دريافت آنها به اطلاعيه پشت جلد همين كتابچه رجوع نمايند. قبل از مطالعه اشاره به نكات زير ضرورى است . 1 گرچه بعضى عدد شهداى كربلا را منحصر در 72 تن مى دانند (البته اين عدد، افراد شاخص و نام آور را تشكيل مى دهند) اما محققان بيش از اين عدد را ذكر نكرده اند. 2 عدد 115 تن از تحقيق مرحوم سماوى (ره ) در كتاب معروف ابصار العين فى انصار الحسين (ترجمه عقيقى بخشايشى ) استفاده گرديده است . 3 بعضى ديگر از منابع و ماخذ استفاده شده : الف وقعه الطف لابى مخنف (تحقيق : از محمد هادى يوسفى ) ب - قصه كربلا (تحقيق از: على نظرى منفرد) ج فرهنگنامه عاشورا (تحقيق از جواد محدثى ) د چهره حقيقى قيام حسينى ... ( تحقيق از عبدالكريم قزوينى ) معاونت فرهنگى سازمانى عقيدتى سياسى 1- حسين بن على (ع ) پدرش : اميرالمومنين على عليه السلام و مادرش : فاطمه زهرا (س ) و كنيه او: ابو عبدالله . رسول خدا (ص ) درباره وى مى فرمايد: حسين منى و انا من حسين (حسين از من است و من از حسين ) از صفات برجسته آن حضرت : علم ، بخشش ، بزرگوارى ، فصاحت ، شجاعت ،تواضع ، حلم و... با مرگ معاويه در سال 60، سيدالشهدا كه فساد و بى لياقتى يزيد را مى دانست از بيعت با او امتناع كرد. حسين عليه السلام براى نجات اسلام از سلطه يزيد كه به محو دين مى انجاميد،راه جهاد و شهادت را پيش گرفت . آن حضرت از مدينه به مكه هجرت كرده و پس از رسيدن نامه هاى كوفيان به دعوت از امام ، به سوى عراق حركت مى كند. پيمان شكنى كوفيان و شهادت نماينده حضرت (مسلم بن عقيل ) باعث مى گردد كه سپاه حضرت در كربلا به محاصره سپاه كوفه در آيد. حسين عليه السلام در روز عاشورا پس از به شهادت رسيدن يارانش و جوانان بنى هاشم ، يكه و تنها به دشمن حمله ور گرديد تا به شهادت رسيد. سن 57 سال 2 عباس بن على (ع ) پدرش : اميرالمومنين (ع ) و مادرش : فاطمه ام البنين ، كنيه او ابوالفضل قامتى رشيد و شجاعتى كم نظير و بينش اعتقادى و علمى و فقهى روشنى داشت . به خاطر سيماى جذابش او را ((قمر بنى هاشم )) مى خواندند. امان نامه اى را كه شمر براى او از عمر بن سعد گرفته بود، رد كرد. علمدار (پرچمدار) كربلا و مظهر ايثار و فداكارى بود. به خاطر آوردن آب به خيمه ها سقا لقب يافت . امام سجاد فرمود : تا اينكه دو دست عباس قطع شد، خداوند به او همانند جعفر طيار دو بال عطا فرمود كه در بهشت با فرشتگان پرواز كند. سن :34 سال محل دفن : كنار نهر علقمه 3 على بن الحسين عليه السلام پدرش امام حسين عليه السلام ، و مادرش ليلى دختر ابى مره مى باشد كنيه او ابوالحسن و به على اكبر معروف است . در گفتار، اخلاق و اندام ظاهرى ، شبيه ترين مردم به رسول خدا (ص ) بود. نخستين شهيد از بنى هاشم در روز عاشورا بود كه جسد مباركش مورد كينه دشمن قرار گرفته و قطعه قطعه گرديد. نزديك ترين شهيدى است كه در كنار امام حسين عليه السلام دفن شده است سن او را از 18 تا 27 سال ، مختلف نقل كرده اند. 4- مسلم بن عقيل پدرش عقيل (برادر على ع و مادرش عليه مى باشد.پسر عموى امام حسين (ع ) و نماينده او به كوفه براى بررسى اوضاع و بيعت گرفتن از مردم بود. در ابتداى ورود به شهر كوفه ، حدود 18000 تن با او بيعت كردند. با ورود عبيدالله بن زياد به كوفه و تهديد نمودن بزرگان و اشراف ، مردم از گرداگرد مسلم متفرق شدند. مسلم چنان يكه و تنها گشت كه يك نفر را هم در كنار خويش نيافت . شب ميهمان طوعه بود. ولى فردايش كه منزل را در محاصره ماموران يافت ، خارج گرديد و پس از ساعتى جنگ دلاورانه ، دستگير و او را به دارالاماره آوردند. مسلم بن عقيل را در روز 9 ذى الحجه به شهادت رسانده و بدن مطهر او را از بالاى دارالاماره به زير افكندند. محل دفن مسلم در كنار مسجد كوفه است . سن او 34 سال . 5 عبدالله بن الحسين (ع ) پدرش امام حسين (ع )، مادرش رباب دختر امرءالقيس مى باشد. او كه به (على اصغر) مشهور است ، كودكى شير خوار بيش نبود. وى در حاليكه در بغل پدر بود، تيرى به گلويش اصابت كرد و به شهادت رسيد. امام حسين (ع ) دستش را از خون او پر كرده و بطرف آسمان پاشيد و قطره اى از خون به زمين بازنگشت . حضرت با غلاف شمشير نزديك خيمه گودال كوچكى حفر كرد و او را به خاك سپرد. 6- عبدالله بن على (ع ) پدرش ، على عليه السلام و مادرش ، فاطمه ام البنين مى باشد . به توصيه و تشويق برادرش حضرت عباس به ميدان كارزار شتافت . اولين فرزند ام البنين است كه در روز عاشورا به شهادت رسيد . سن او 25 سال بود . 7 عثمان بن على (ع ) پدرش ، اميرالمومنين (ع ) و مادرش ، فاطمه ام البنين مى باشد. بخاطر علاقه شديدى كه على (ع ) به عثمان ابن مظعون (يكى از اصحاب رسول خدا) داشت نام فرزندش را عثمان گذاشت . او به سفارش حضرت عباس ، پس از شهادت برادرش عبدالله به ميدان كارزار شتافت . دومين فرزند ام البنين است كه در روز عاشورا به شهادت رسيد. سن او 23 سال بود. 8- جعفر بن على پدرش ، على (عليه السلام ) و مادرش ، فاطمه ام البنين مى باشد. على (ع ) به واسطه علاقه و محبتى كه به برادرش (جعفر طيار) داشت ، نام فرزندش را (جعفر) نهاد. امام حسين (ع ) به وى فرمود: به كارزار بشتاب تا تو را مانند دو برادرم (عبدالله و عثمان ) شهيد ببينم . سومين فرزند ام البنين است كه در روز عاشورا به شهادت رسيد. سن او 21 سال بود. 9- ابوبكر بن على (ع ) پدرش ، على (ع ) و مادرش ، ليلى دختر مسعود بن خالد مى باشد. او را محمد اصغر و يا عبدالله مى خواندند. او در روز عاشورا پس از كارزار با دشمن ، به محاصره آنها در آمده و به شهادت رسيد. نوشته اند: جسد بى جان او را در آبراه خشكى در كربلا يافتند 10- قاسم بن الحسن (ع ) پدرش ، امام حسن مجتبى (ع ) و مادرش (رمله ) مى باشد. صورتش چون پاره ماه مى درخشيد. بدليل كمى سن قاسم ، امام حسين (ع ) ابتدا اجازه ميدان رفتن را به او نداد، ولى قاسم پيوسته تقاضاى خود را تكرار كرد تا اجازه گرفت . پس از كارزار با دشمن ، بر اثر ضربت شمشير نقش بر زمين گشت و عمويش حسين (ع ) را صدا زد. حضرت خود را بر بالين قاسم رساند و فرمود: چقدر بر عموى سخت است كه او را بخوانى و از دست او كارى بر نيايد. سن او 13 سال بود. 11 ابوبكر بن الحسن (ع ) پدرش ، امام حسن مجتبى (ع ) و مادرش ، كنيز آن حضرت بود. او از مدينه همراه امام حسين (ع ) به كربلا آمد. او در روز عاشورا پس از شهادت برادرش قاسم ، به ميدان كارزار رفته و جنگيد تا به شهادت رسيد. 12 عبدالله بن الحسن (ع ) پدرش ، امام حسن مجتبى (ع ) و مادرش ، دختر شليل بن عبدالله مى باشد. در كربلا نوجوانى بود كه به سن بلوغ نرسيده بود. چون عمويش حسين (ع ) را زخمى و بى ياور ديد، خود را به آن حضرت رسانيد و گفت : به خدا سوگند از عمويم جدا نمى شوم . ناگهان شمشيرى به طرف حسين (ع ) روانه شد، عبدالله دستش را سپر كرد. شمشير دست او را قطع كرده و به پوست آويزان نمود. گفته شده در حاليكه حضرت او را در آغوش گرفته بود، حرمله با تيرى او را به شهادت رساند. سن او 11 سال بود. 13 عون بن عبدالله پدرش ، عبدالله (فرزند جعفر طيار) و مادرش حضرت زينب (س ) دختر على (ع ) مى باشد. عون در اوائل راه مكه به كربلا، در وادى عقيق به امام حسين (ع ) پيوست . او در روز عاشورا به ميدان نبرد تاخت و شمشير زد تا به درجه شهادت رسيد. مى نويسند: تا خبر شهادت او به پدرش عبدالله رسيد، گفت : به خدا قسم ، شهادت پسرم در ركاب حسين (ع ) مصيبت مرا آسان مى كند... 14 محمد بن عبدالله پدرش ، عبدالله (فرزند جعفر طيار) و مادرش خوصاء مى باشد. او همراه با برادرش عون در راه مكه به كربلا در وادى عقيق به امام حسين (ع ) پيوست . او در روز عاشورا قبل از برادرش عون به ميدان رفت و به شهادت رسيد. نوشته اند: تا خبر شهادت او به پدرش عبدالله رسيد گفت : اگرچه من توفيق يارى حسين را نيافتم ، ولى با تقديم پسرانم او را يارى كردم . 15 عبدالله بن مسلم پدرش ، مسلم بن عقيل و مادرش ، رقيه دختر حضرت على (ع ) مى باشد. وى (در ميدان جنگ ) در سه مرحله با دشمن كارزار نمود دشمن به سوى او تيرى رها كرد و عبدالله دستش را روى صورت گذاشت تا از اصابت تير جلوگيرى كند. تير دستش را به پيشانى دوخت . تيرى ديگر، قلب او را نشانه رفت و اينگونه در روز عاشورا به شهادت رسيد. سن : 14 سال . 16 محمد بن مسلم پدرش ، مسلم بن عقيل و مادرش از كنيزان بود. امام حسين (ع ) فرياد زد: اى عموزاده ها براى نيل به شهادت شكيبا و صبور باشيد. او در روز عاشورا پس از شهادت برادرش عبدالله در حمله دسته جمعى فرزندان ابيطالب به دشمن شركت كرده ، سپس به شهادت رسيد. سن : 13 سال . 17 محمد بن ابى سعيد پدرش ، ابوسعيد (فرزند عقيل ) و مادرش از كنيزان بود. وى در روز عاشورا وقتى امام حسين (ع ) در قتلگاه افتاده بود، وحشت زده و هراسان از خيمه بيرون آمد. در حالى كه دستش عمود خيمه اى گرفته بود و به راست و چپ نگاه مى كرد، ناگه دشمن به سرعت خود را به محمد رسانيد و با شمشير او را قطعه قطعه كرد. او هنگام شهادت كودكى 7 ساله بود. 18 عبدالرحمن بن عقيل پدرش ، عقيل برادر على (ع ) و مادرش از كنيزان ميباشد. وى عموزاده امام حسين (ع ) است . امام حسين (ع ) فرياد زد: اى عموزادگان من ! صبر ومقاومت پيشه سازيد... كه بعد از اين هرگز سختى و مصيبتى نخواهيد ديد. وى در روز عاشورا در حمله دسته جمعى فرزندان ابيطالب به ، دشمن شركت كرده و در آن حمله به شهادت رسيد. 19 جعفر بن عقيل پدرش ، عقيل برادر على (ع ) و مادرش ، خوصاء دختر عمرو مى باشد. وى عموزاده امام حسين (ع ) است . برخى گفته اند: مادرش در واقعه كربلا حضور داشته است . جعفر در روز عاشورا به ميدان جنگ شتافت و در حالى كه مادرش جلوى خيمه ايستاده بود و او را نظاره مى كرد، به شهادت رسيد. 20 عبدالله بن بقطر (يقطر) چون مادرش از امام حسين (ع ) در كودكى نگه دارى كرده ، او را برادر رضاعى امام حسين (ع ) مى خوانند. او صحابى مى باشد (يعنى رسول خدا (ص ) را درك كرده است ) او فرستاده امام حسين (ع ) است به سوى مسلم بن عقيل كه در كوفه بود. پس از دستگيرى عبدالله ، او را بالاى قصر دارالاماره مى برند تا در برابر مردم ، حسين (ع ) و پدرش را لعنت كند! ولى او بعكس ، مردم را به يارى حسين (ع ) فرا مى خواند. او را از بالاى قصر به پايين انداختند، هنوز رمقى داشت كه سرش را از بدن جدا كردند. عبدالله از شهداى نهضت حسينى در كوفه است . 21 انس بن الحارث الاسدى از اصحاب رسول خدا (ص ) است ، ودر جنگهاى بدر و حنين در خدمت پيامبر بوده است . پير مردى سالخورده و از شيعيان كوفه است . از پيامبر نقل مى كند كه فرمود: اين فرزندم ( حسين ) در سرزمينى از عراق ( كربلا ) شهيد خواهد شد، هركس در آنجا باشد بايد او را يارى كند. وى شبانه به لشكر حسين (ع ) پيوست و در روز عاشورا به شهادت رسيد. 22 حبيب بن مظاهر از اصحاب رسول خدا (ص ) است . فقيهى بزرگوار و از خواص ياران امام على (ع ) بود و در تمام جنگها در خدمت آن حضرت شمشير زده است . حبيب در شهر كوفه از مردم براى امام حسين (ع ) بيعت مى گرفت . پس از شهادت مسلم بن عقيل در كوفه ، مخفيانه خود را به لشكر ابى عبدالله (ع ) رساند. فرمانده جناح چپ سپاه امام حسين (ع ) در كربلا بود. وى در روز عاشورا عده اى از دشمن را كشت و سپس او را به شهادت رسانده سر مباركش به گردن اسبى آويختند و در ميان لشكر گرداندند. سن او بيش از 70 سال بود. 23 مسلم بن عوسجه از اصحاب رسول خدا (ص ) مى باشد. پير مردى عابد و زاهد و شجاعت او در فتوحات اسلامى زبانزد بوده است . او در كوفه مسئوليت جمع آورى اموال و خريد سلاح و گرفتن بيعت براى امام حسين (ع ) را بر عهده داشت . او پس از شهادت مسلم بن عقيل متوارى شد و سپس با خانواده اش به كاروان حسين (ع ) پيوست . مسلم در روز عاشورا به دشمن حمله ور شد و سپس با ضربتى نقش بر زمين گشت ، هنوز رمقى داشت كه امام حسين (ع ) بر بالين او آمد و فرمود: اى مسلم بن عوسجه ! خدا تو را رحمت كند. سن او بيش از 60 سال بود. 24 قيس بن مسهر مردى شريف و شجاع و از مخلصين در محبت اهل بيت (ع ) است . او نامه مسلم را كه حاوى خبر بيعت كوفيان بود به مكه برد و تسليم امام حسين (ع ) كرد. حضرت نامه اى كه در آن خبر حركت خويش به سوى كوفه بود را توسط او براى كوفيان فرستاد. او را در ميانه راه دستگير و به نزد ابن زياد بردند و از او خواستند كه بالاى منبر رفته و حسين را دشنام دهد. او در بالاى منبر گفت : اى مردم ! حسين بن على بهترين خلق خداست پس دعوت او را اجابت كنيد، و بر عبيدالله و پدرش لعنت فرستاد. قيس را از بالاى دارالاماره كوفه به زمين پرتاپ كرده به شهادت رساندند. 25 عمرو بن خالد الاسدى 26 سعد عمرو از بزرگان كوفه و شيعيان با اخلاص بود. و پس از خيانت مردم كوفه و تنها گذاشتن مسلم بن عقيل ، مخفى گشت . وى پس از به شهادت رسيدن قيس بن مسهر به همراه غلامش سعد از كوفه خارج شده و به سپاه امام حسين (ع ) پيوستند. عمرو و سعد به همراه عده اى در روز عاشورا در اول جنگ به دشمن حمله كرده و به شهادت رسيدند. وقتى خبر شهادت آنها به امام حسين (ع ) رسيد، آن حضرت به طور مكرر براى آنان رحمت مى فرستاد. 27 ابو ثمامه عمرو الصائدى او از چهره هاى سرشناس شيعه در كوفه بود. از اصحاب على (ع ) و در جنگها در ركاب آن حضرت بود. از طرف مسلم بن عقيل مسئوليت جمع آورى كمكهاى مالى و خريد اسلحه را داشت . پس از خيانت مردم كوفه ، به لشكر حسين (ع ) پيوست . وى در روز عاشورا نزد حضرت آمده و گفت : ... دوست دارم در حالى با خدا ملاقات كنم كه نماز ظهر امروز را كه وقتش نزديك شده خوانده باشم . حسين (ع ) در جوابش فرمود: نماز را به ياد آوردى ، خدا تو را از نماز گزاران قرار دهد. ابو ثمامه پس از خواندن نماز ظهر به امامت حضرت ، به ميدان كارزار رفته و به شهادت رسيد. 28 برير بن حضير(خضير) شخصى عابد و زاهد و از اساتيد قرآن بود. از اصحاب على (ع ) بود و از اشراف كوفه به شمار مى رفت . وى از كوفه به مكه رفته و به امام حسين (ع ) پيوست و همراه حضرت به كربلا آمد. در روز عاشورا با دشمن چنين سخن گفت : ... اين آب فرات است و حيوانات صحرا از آن استفاده مى كنند ولى پسر رسول خدا از آن محروم باشد، آيا پاداش خدمات محمد (ص ) اين است ؟ روز عاشورا با دشمن به كارزار پرداخت تا به شهادت رسيد. 29 عابس بن ابى شبيب از رجال برجسته شيعه ، عابد و شب زنده دار و سخنورى توانا بود. او از قبيله بنى شاكر است . (اين قبيله از مخلصين در محبت على (ع ) بودند و آن حضرت در جنگ صفين درباره آنها فرمود: اگر تعدادشان به هزار نفر مى رسيد، خداوند به شايستگى عبادت مى شد. او در روز عاشورا به حسين (ع ) گفت : اى حسين ! مطمئن باش ، به خدا در روى زمين كسى نزد من محبوب تر و عزيزتر از تو وجود ندارد. از دلير مردان عرب بود و كسى ياراى جنگ تن به تن با او را نداشت ، لذا روز عاشورا از هر طرف به سوى او سنگ پرتاب كردند و او نيز سپر و نيزه را كنار گذاشت و با شمشير به جنگ دشمن رفت . او را محاصره كرده و به شهادت رساندند. 30 شوذب بن عبدالله او از بزرگان شيعه و از جنگجويان انگشت شمار بود. حافظ و حامل حديث از على (ع ) بود و مردم شيعه براى اخذ حديث به وى مى رسيدند. وى همراه مولايش عابس از مكه تا كربلا با سپاه حسين (ع ) بود. (از او سئوال كردند كه چه خواهى كرد؟) گفت : در كنار پسر دختر رسول خدا مى جنگم تا كشته شوم . وى در روز عاشورا به ميدان جنگ رفته و به شهادت رسيد. 31 حنظله بن اسعد او از شخصيتهاى شيعه ، شجاع ، فصيح و قارى قرآن بود. حنظله موقع ورود امام حسين (ع ) به كربلا خدمت آن حضرت رسيد. به لشكر ابن سعد گفت : اى مردم !... دست به قتل حسين (ع ) نزنيد كه مستحق عذاب الهى خواهيد شد. حنظله روى به حضرت كرد و گفت : درود بر تو اى حسين ... خداوند شناسايى برقرار كند ميان ما و شما در بهشتش . وى در روز عاشورا با شمشير آخته به دشمن حمله كرد و پس از مبارزه اى شجاعانه به درجه شهادت رسيد. 32 عبدالرحمن الارحبى او مردى بزرگوار، شجاع و دلاور بود. وى به همراه قيس ، نامه هاى مردم كوفه را در مكه به خدمت حسين (ع ) رسانيد. حسين (ع ) او را با مسلم بن عقيل به سوى كوفه فرستاد، ولى دوباره به خدمت آن حضرت بازگشت و تا كربلا همراه سپاه ايشان بود. وى در روز عاشورا وقتى وضع را سخت ديد اجازه ميدان گرفت و جنگيد تا به شهادت رسيد. 33 سيف بن الحارث الهمدانى 34 مالك بن عبدالله الهمدانى 35 شبيب سيف و مالك پسر عموى يكديگر بوده و به همراه غلامشان شبيب به سپاه حسين (ع ) پيوستند. روز عاشورا آن دو در حالى كه مى گريستند به خدمت حضرت رسيدند. امام (ع ) فرمود: چرا گريه مى كنيد؟ آن دو گفتند: فدايت شويم ، براى خودمان گريه نمى كنيم ولى براى شما گريه مى كنيم كه در محاصره دشمن قرار گرفته ايد و ما بيش از جانمان چيزى نداريم تا با آن از تو حمايت كنيم . حضرت به آنها فرمود: خداوند از بابت علاقه و همدرديتان با من به شما پاداش دهد. آن دو در حاليكه يكديگر را حمايت مى كردند به جنگ دشمن رفته و به شهادت رسيدند. 36 هانى بن عروه او از اصحاب رسول خدا (ص ) و رئيس قبيله مذحج بود. وى و پدرش از خواص ياران على (ع ) بشمار مى رفتند و در جنگ جمل ، صفين و نهروان ملازم ركاب آن حضرت بودند. منزل هانى در كوفه مخفى گاه مسلم بن عقيل گشته بود. ماموران دستگيرش كردند و به دارالاماره بردند. ابن زياد با عصايى كه داشت چنان به صورت هانى زد كه بينى او شكسته و خون از محاسنش فرو ريخت و لباسهايش خون آلود گشت . به دستور عبيدالله او را به بازار برده و در مقابل چشم مردم گردن زدند. وى از شهداى نهضت حسينى در كوفه است . سن او بيش از 80 سال بود. 37 جناده بن الحارث المذحجى 38 واضح جناده از بزرگان مشهور شيعه و از ياران على (ع ) بود. او با مسلم بن عقيل در شهر كوفه بيعت كرد، ولى چون عهد شكنى مردم را ديد، همراه با غلام پدرش واضح تركى و جماعتى ديگر به سوى حسين (ع ) حركت كردند. در روز عاشورا جناده و همراهانش به محاصره دشمن در آمدند، گرچه حضرت عباس آنها را نجات داد ولى حاضر نشدند كه سالم برگردند، لذا جنگيدند و يكجا به شهادت رسيدند. هنگامى كه واضح هنگام جنگ با دشمن به زمين افتاد، حسين (ع ) بسوى او شتافت و صورت به صورت او گذاشت . واضح در حالى كه به اين رفتار امام مباهات مى كرد به شهادت رسيد. 39 مجمع بن عبدالله 40 عائذ بن مجمع پدر مجمع از اصحاب رسول خدا (ص ) بوده و خودش از ياران على (ع ) است . مجمع و پسرش عائذ همراه با تعدادى از كوفه خارج و به امام حسين (ع ) پيوستند. امام حسين (ع ) از آنها درباره مردم كوفه پرسيد: آنها گفتند: بزرگان كوفه رشوه هاى كلانى گرفته و دوستدار حكومت شده اند، اما بقيه مردم دلهايشان به شما گرايش دارد، ولى فردا شمشيرهايشان بر عليه شما خواهد بود. اين پدر و پسر در روز عاشورا با هم به شهادت رسيدند. 41 نافع بن هلال او مردى بزرگوار و شجاع و قارى قرآن و نويسنده حديث بود. وى از ياران على (ع ) بوده و در جنگهاى جمل ، صفين و نهروان حضور داشت . نافع در خطاب به حسين (ع ) گفت : ... به خدا سوگند از حكم خدا باكى ندارم و ملاقات با خدا براى ما ناپسند نيست ، زيرا ما با نيت و بصيرت خودمان دوستدار تو را دوست ، و دشمنت را دشمن مى داريم . او در روز عاشورا نامش را بر روى تيرهاى مسمومش نوشته و به سوى دشمن پرتاب نمود. وقتى تيرهايش تمام شد، با شمشير به دشمن حمله كرد. دشمن اطراف نافع را گرفته با پرتاب سنگ بازوان او را شكسته و اسيرش كردند و به نزد ابن سعد آوردند، سپس شمر با ضربتى او را به شهادت رساند. 42 الحجاج بن مسروق او از ياران على (ع ) و از شيعيان كوفه است . وى از كوفه خود را به امام حسين (ع ) در مكه رساند و همراه امام به كربلا آمد. موذن سيدالشهدا بود و در پنج وقت ، اذان مى گفت . در روز عاشورا به ميدان رفت و در حالى كه غرقه در خون بود، برگشت . حضرت فرمود: من هم پشت سر تو به ملاقات جد و پدرم نايل خواهم شد.سپس حجاج دوباره به ميدان رفت و جنگيد تا به شهادت رسيد. 43 عمرو بن قرظه پدرش قرظه از اصحاب رسول خدا (ص ) و از ياران على (ع ) بود. عمرو قبل از شروع جنگ در كربلا، به امام حسين (ع ) پيوست . در روز عاشورا به ميدان رفت و جنگيد، ولى به سوى حسين (ع ) برگشت تا آن حضرت را از دشمن محافظت كند. او خود را سپر حضرت كرده و تيرها به صورت و سينه اش بر خورد مى كرد تا آسيبى به امام حسين (ع ) نرسد. در حالى كه بدنش پر از جراحت شده بود، رو به حضرت كرد و گفت : يا بن رسول الله ! آيا به عهد خود وفا كردم ؟ حضرت فرمود: در بهشت جلوى من خواهى بود و سلام مرا به رسول خدا برسان . در همين لحظه عمرو به زمين افتاد و به شهادت رسيد. 44 عبدالرحمن بن عبد ربه او از اصحاب رسول خدا (ص ) و از ياران با اخلاص على (ع ) بود. وى از كسانى است كه به حادثه غدير خم گواهى داد و گفت : از رسول خدا (ص ) كه فرمود: آگاه باشيد همانا خداى عز و جل ولى من است و من ولى مومنين ، پس هركس من مولاى او هستم ، على مولاى اوست . على (ع ) قرآن را به او تعليم داد و او را تربيت كرد. او همراه امام حسين از مكه به كربلا آمد. در روز عاشورا در حمله اول به شهادت رسيد. 45 جناده بن كعب 46 عمرو بن جناده عمرو همراه پدرش جناده و مادرش ، از مكه با سپاه امام حسين (ع ) بودند. جناده و در روز عاشورا، در حمله اول به شهادت رسيد. عمرو كه نوجوانى بيش نبود، در روز عاشورا پس از شهادت پدر نزد حسين (ع ) آمد و گفت : به دستور مادرم آمده ام ، لذا امام (ع ) اجازه رفتن به ميدان جنگ را به او داد. دشمن پس از شهادتش ، سر او را از تن جدا كرده و به سوى حسين (ع ) پرتاب كرد. مادر سر فرزند را برداشت و به سر يكى از سپاهيان ابن سعد زد و او را به هلاكت رساند. 47 سعد بن الحارث الانصارى 48 ابوالحتوف بن الحارث اين دو برادر (قبل از واقعه كربلا) در گروه محكمه (خوارج ) بودند. آنها همراه با عمر بن سعد براى جنگ با حسين (ع ) از كوفه خارج شدند. در روز عاشورا چون صداى استغاثه امام بلند شد كه مى فرمود: آيا كسى نيست كه به ما كمك كند؟ اين دو برادر، از سپاه ابن سعد خارج شده و به كمك حسين (ع ) شتافتند و با سپاهيان كوفه جنگيدند تا به شهادت رسيدند. 49 زهير بن القين او از شخصيتهاى برجسته كوفه بود. وى نخست از طرفداران عثمان بود. اما در بازگشت از زيارت خانه خدا، در ميانه راه به كاروان حسين (ع ) برخورد نمود و با عنايت الهى از ياران آن حضرت گشت . وى با همسرش با كاروان حسين (ع ) به كربلا آمد. در شب عاشورا از جا برخواست و گفت : به خدا سوگند اگر هزار بار كشته شوم و زنده گردم هرگز از يارى حسين (ع ) و جوانانش دست بر نخواهم داشت . او فرمانده جناح راست سپاه حسين (ع ) بود. وى در روز عاشورا پس از اقامه نماز با امام حسين (ع )، به ميدان نبرد رفته و به شهادت رسيد. 50 سلمان بن مضارب او پسر عموى زهير بن القين بود. سلمان همراه با زهير در سال 60 هجرى به حج مشرف شده بود. در بازگشت ، در ميانه راه با هدايت يافتن زهير او نيز جزو ياران حسين (ع ) گشت . در روز عاشورا سلمان همراه چند نفر ديگر بعد از اداى نماز ظهر با امام حسين (ع )، به ميدان نبرد رفته و سپس به شهادت رسيدند. 51 سويد بن عمرو الخثعمى مردى شريف و كثيرالصلوه و دلير و صاحب تجربه در جنگها بود. او يكى از دو نفرى است كه تا لحظات آخر در كنار امام حسين (ع ) بود. سويد در روز عاشورا قدم پيش گذاشت و جنگيد تا بدنش پر از جراحت شد و از اسب نقش زمين گشت و به رو افتاد، لذا دشمن گمان كرد كه او كشته شده است . او كه زخمى بود، چون شنيد كوفيان شادى كنان مى گويند: حسين كشته شد با همان تن مجروحش از جا بر خاست و با خنجرى كه داشت ، به جنگ پرداخت تا به شهادت رسيد. چون شهادتش پس از شهادت امام (ع ) بود، او را آخرين كشته ميدان كربلا گفته اند. 52 ابوالشعثا الكندى نام او يزيد بن زياد مى باشد و مردى شريف ، دلير و جسور و تير اندازى ماهر بود. وى پيش از ملاقات حسين (ع ) با حر، از كوفه به سوى آن حضرت رفت . ابوالشعثا در روز عاشورا سواره مى جنگيد، چون اسبش پى شد، روى زانو در محضر امام (ع ) نشست و تيرهاى فراوانى به طرف دشمن پرتاب كرد و جمعى از آنان را به هلاكت رساند. امام حسين (ع ) براى وى چنين دعا مى كرد: خدايا! خدايا تيرش را به هدف برسان و بهشت را پاداش او قرار ده . چون تيرهايش تمام شد، از جا برخاست و با شمشير جنگيد تا به شهادت رسيد. 53 بشير بن عمروالحضرمى او از تابعين بود (از كسانى كه اصحاب رسول خدا را درك كرده اند) دلاورى فرزندان او در جنگها معروف است . قبل از شروع جنگ به امام حسين (ع ) پيوست . در روز عاشورا در حالى كه مشغول جنگيدن بود به او گفته شد كه : فرزندت در مرز رى اسير گشته است . امام حسين (ع ) به او فرمود: خدا رحمتت كند، من بيعتم را از تو برداشتم ، برو و در آزادى پسرت كوشش كن . بشير گفت : درندگان مرا پاره پاره كنند اگر از تو جدا شوم . او در روز عاشورا و در حمله اول به شهادت رسيد. 54 عبدالله بن عروه (عزره ) 55 عبدالرحمن بن عروه (عزره ) اين دو برادر از اشراف و دليران كوفه بودند. جدشان از ياران على (ع ) بوده و در جنگهاى آن حضرت شركت داشت . عبدالله و عبدالرحمن در كربلا به خدمت امام حسين (ع ) رسيدند. آنها در روز عاشورا به نزد حضرت آمده و سلام كردند و گفتند: دوست داريم كه در برابرت مبارزه كرده و از حريم تو دفاع كنيم . حضرت به آنها فرمود: آفرين باد بر شما! اين دو برادر در حاليكه نزديك امام بودند با دشمن جنگيده تا به شهادت رسيدند. 56 عبدالله بن عمير الكلبى 57 ام وهب النمريه او مردى دلاور و از مسيحيان كوفه بود كه با ديدن كثرت لشكريان كوفه براى قتل امام حسين (ع ) مسلمان شد. وى شب هنگام همراه با همسرش ام وهب به سوى كربلا حركت كرده و به خدمت امام حسين (ع ) رسيدند. عبدالله در روز عاشورا به ميدان جنگ شتافت در حالى كه جراحاتى بر بدنش وارد شده بود، همسرش ام وهب به ميدان آمده و به او گفت : پدر و مادرم به فدايت ، در برابر فرزند رسول خدا با دشمن مبارزه كن . پس از شهادتش ، ام وهب بر بالين او نشست و گفت : بهشت تو را گوارا باد! از خدا مى خواهم كه مرا همراه تو در بهشت قرار دهد. در اين هنگام ، دشمن عمودى آهنين را بر سر ام وهب فرود آورد و در كنار شوهر شهيدش جان سپرد. 58 مسلم بن كثير 59 رافع بن عبدالله مسلم از تابعين (كسانى كه ياران پيامبر را درك كرده اند مى باشد. او از ياران على (ع ) بوده و در يكى از جنگهاى آن حضرت پايش آسيب ديده و معلول گرديد. او به همراه غلامش رافع از كوفه خارج شدند و نزديك فرود آمدن امام حسين (ع ) به كربلا، به آن حضرت پيوستند. مسلم در روز عاشورا و در حمله اول به شهادت رسيد، اما غلامش رافع بعد از نماز ظهر و در برابر حضرت (ع ) به شهادت رسيد. 60 النعمان بن عمرو الازدى 61 الجلاس (الحلاس ) بن عمرو اين دو برادر از مردم كوفه و از اصحاب على (ع ) بودند و جلاس در كوفه جز نظاميان آن حضرت بود. آنها با سپاه عمر بن سعد از كوفه خارج شدند. چون ابن سعد شروط و پيشنهادات امام حسين (ع ) را نپذيرفت ، آن دو به لشكر حضرت پيوستند. نعمان و جلاس در روز عاشورا و در حمله اول به شهادت رسيدند. 62 يزيد بن ثبيط 63 عبدالله بن يزيد 64 عبيدالله بن يزيد يزيد از شيعيان بصره و در ميان قومش شريف و بزرگوار بود. او با دو تن از فرزندانش عبدالله و عبيدالله و عده اى ديگر از بصره بيرون آمده و در محلى به نام (ابطح ) در نزديكى مكه به امام حسين (ع ) پيوستند. يزيد روز عاشورا در جنگ تن به تن به شهادت رسيد ولى دو فرزندش در حمله اول كه دسته جمعى بود به شهادت رسيدند. 65 عامر بن مسلم العبدى 66سالم عامر از شيعيان بصره بود. او به همراه غلامش سالم و عده اى از شيعيان بصره به سوى امام حسين (ع ) حركت كرده و خدمت آن حضرت رسيدند. عامر و سالم در روز عاشورا و در حمله اول به شهادت رسيدند. 67 مسعود بن الحجاج 68 عبدالرحمن بن مسعود مسعود و پسرش از شيعيان نامى و از شجاعان مشهور بودند. هر دو با لشكر عمر بن سعد از كوفه خارج شدند ولى پيش از درگيرى ، به سپاه امام حسين (ع ) پيوستند. مسعود و عبدالرحمن در روز عاشورا و در حمله اول به شهادت رسيدند. 69 عمار بن حسان او از شيعيان مخلص و دليران صاحب نام بود. پدرش حسان از ياران على (ع ) بود، كه در جنگ جمل و صفين شركت جست و در جنگ به شهادت رسيد. عمار از كسانى است كه از مكه همراه با حسين (ع ) بود. او در روز عاشورا و در حمله اول به شهادت رسيد. 70 قاسط بن زهير 71 كردوس بن زهير 72 مقسط بن زهير اين سه برادر از ياران على (ع ) بوده و جز پيشتازان در جنگهاى آن حضرت بودند. پس از شهادت على (ع ) در كنار امام حسن مجتبى (ع ) قرار گرفته و در كوفه اقامت گزيدند. آنها شبانه خود را در كربلا به امام حسين (ع ) رساندند. سه برادر در روز عاشورا و در حمله اول به شهادت رسيدند. 73 مجمع بن زياد الجهنى 74 عباد بن مهاجر 75 عقبه بن الصلت اين سه در منزلگاه جهينه در اطراف مدينه زندگى مى كردند. زمانى كه حسين (ع ) از كنار اين منزلگاه عبور مى كرد، آنان به حضرت پيوستند. گرچه بعضى از اطراف حضرت پراكنده شدند، اما آنها در سپاه حضرت باقى ماندند. آنها در ورز عاشورا به فيض شهادت رسيدند. 76 حر بن يزيد الرياحى حر در دوران جاهليت و اسلام ، در ميان قومش مورد احترام بود. هنگامى كه از قصر ابن زياد خارج مى شد تا براى مقابله با امام حسين (ع ) برود، صدايى شنيد كه مى گويد: اى حر، بهشت بر تو مژده باد!برگشت ولى كسى را نديد. به خود گفت : جنگ با حسين و بهشت ؟! در ابتدا با هزار جنگجو، در ميانه راه جلو كاروان حسين (ع ) را گرفت . وقتى متوجه شد كه عمر بن سعد پيشنهاد امام حسين (ع ) را نپذيرفته و قصد كشتن آن حضرت را دارد، در حالى كه سپرش را وارونه بود خود را به سپاه امام رسانيد. حر بر حسين (ع ) سلام كرد و گفت : فدايت شوم ! من !همانم كه جلوى تو را گرفتم ولى پشيمانم ، آيا توبه ام پذيرفته مى شود؟ امام (ع ) فرمود: بلى ، خدا توبه ات را مى پذيرد. او در روز عاشورا با شجاعتى تمام ، جنگ سختى كرد تا به شهادت رسيد و آن وعده بهشتى را كه شنيده بود، تعبير گشت . 77 الحجاج بن بذر التميمى 78 قعنب بن عمر النمرى آن دو از مردم بصره بودند. حجاج حامل نامه مسعود بن عمرو (يكى از اشراف و بزرگان ) را كه در پاسخ به نامه امام حسين (ع ) نوشته بود، تقديم آن حضرت كرد. حجاج و قعنب همراه حضرت بودند تا در حمله اول روز عاشورا به شهادت رسيدند. عده اى شهادت حجاج را در جنگ تن به تن در بعد از ظهر عاشورا گفته اند. 79 سعيد بن عبدالله الحنفى او از بزرگان ، دليران و زاهدان شيعه در كوفه بود. سعيد نامه هاى مردم كوفه را به امام حسين (ع ) رساند، حضرت جواب آن نامه ها را نيز توسط او به كوفه ارسال نمود. او از كسانى است كه در مقابل مسلم بن عقيل در كوفه از جا برخاست و گفت : به خدا سوگند آماده يارى حسين و قربانى شدن در راهش شده ام . [size=large]در روز عاشورا چون حسين (ع ) نماز ظهر را خواند جنگ سختى در گرفت ، سعيد جلوى امام ايستاد و ب |
|||
|
|
۲۱:۰۸, ۸/آذر/۹۱
شماره ارسال: #28
|
|||
|
|||
|
یه چیزی هم برای ما میزاشتی جناب آقای سرباز منتظر
|
|||
|
|
۰:۴۵, ۹/آذر/۹۱
شماره ارسال: #29
|
|||
|
|||
|
دوستان لطف کنید اگر مطلب بهتری درباره یاران و نحوه شهادتشان دارید بیان کنید که بحث بسته نشه
|
|||
|
|
۱۲:۱۸, ۱۱/آذر/۹۱
شماره ارسال: #30
|
|||
|
|||
|
6. ابوبكر بن على بن ابى طالب
برخى نامش را عبدالله نوشته و گفته اند كه نام مادرش ليلى دختر مسعود بن خالد بود. گفته شده است كه نخستين برادرى از برادران امام حسين (علیه السلام) كه به ميدان جنگ رفت و به شهادت رسيد ، همين ابوبكر بود. برخى نيز نام او را عبيدالله نوشته اند. بنا به گزارش برخى از منابع ، قاتل او زحر بن بدر النخعى ، يا عبيدالله بن عقبه غنوى بود. بر طبق يك گزارش از امام محمد باقر (علیه السلام) ، مردى همدانى او را به قتل رسانده است. مداينى گزارش كرده است كه او را در گودالى يافتند كه كشته شده بود معلوم نيست كه قاتل وى چه كسى بود. برخى نيز چون طبرى و ابن اثير ، گفته اند كه در شهادت او در كربلا جاى ترديد است. ابن شهر آشوب نيز همين سخن را آورده است و در شهادت او در روز عاشورا ترديد كرده است. شيخ طوسى از وى نام برده و قاتل او را همان مسعود بن خالد از بنى دارم دانسته است (مقاتل الطالبيبن ، ص 83 - 84؛ الفتوح ، ج 3 ، ص 128؛ تاريخ الطبرى ، ج 5 ، ص 468؛ الكامل فى التاريخ ، ج 4 ، ص 92؛ جمهره النسب ، ص 31؛ الارشاد ، ص 248؛ خوارزمى ، مقتل الحسين ، الجزء الثانى ، ص 32 و 53؛ نهايه الارب ، ج 20 ، ص 461؛ نقد الرجال ، ص 384؛ رجال ابن داود ، قسم اول ، ص 393؛ رجال الطوسى ، ص 106؛ بحارالانوار ، ج 45 ، ص 36؛ منتهى الامال ، ص 461؛ المنقاب ، ج 4 ، ص 112؛ البدايه و النهايه ، ج 8 ، ص 189؛ نفس المهموم ، ص 150؛ امام حسن و امام حسين (علیه السلام) ، ص 245؛ ابصار العين ، ص 100). |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| (A+)چرا و چگونه سيّدالشّهدا (علیه السلام) تنها شد (مقاله ویژه!!!)# | علی 110 | 14 | 13,568 |
۲۶/فروردین/۹۷ ۱۴:۳۷ آخرین ارسال: imaneavare_59 |
|
| طی الارض و عبور از موانع با توسل به امام جواد (علیه السلام ) | آفتاب | 22 | 11,371 |
۸/فروردین/۹۷ ۰:۴۰ آخرین ارسال: آفتاب |
|
| آیا همه شهدای کربلا شیعه بودند؟ | mahdy30na | 6 | 3,292 |
۱۲/اسفند/۹۶ ۱۷:۰۴ آخرین ارسال: mahdy30na |
|
| چرا مدت سوگواری امام حسین ع طولانی است؟ | aliabad | 72 | 16,822 |
۲۳/مهر/۹۵ ۲۱:۲۹ آخرین ارسال: aliabad |
|
| زندگی از دیدگاه امام حسین ع | aliabad | 0 | 1,204 |
۱۲/مهر/۹۵ ۱:۱۶ آخرین ارسال: aliabad |
|
| چرا پرچم گنبد حرم امام حسین علیه السلام سرخ است؟ | در جستجوی سختی | 2 | 2,249 |
۱۰/آبان/۹۴ ۱۵:۱۱ آخرین ارسال: Mohammad Trust |
|
| روزشمار وقایع کربلا از اول محرم تا روز عاشورا | Eve | 1 | 1,091 |
۲۷/مهر/۹۴ ۲۱:۱۰ آخرین ارسال: mahdy30na |
|










