|
روش های درمانی در طب اسلامی
|
|
۱۱:۴۵, ۱۴/بهمن/۸۹
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۵/مرداد/۹۰ ۱۶:۳۹ توسط احیاء.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
به نام خدا
در طب جامع اسلامی 14 شیوه بنیادین برای درمان وجود دارد الف) هفت شیوۀ روحانی: 1. روان درمانی اخلاقی 2. روان درمانی و جسم درمانی با قرآن 3. روان درمانی و جسم درمانی با دعا 4. نذر درمانی 5. توکل درمانی 6. توسل درمانی 7. درمان روحانی ب) هفت شیوۀ جسمانی: 1. تغذیه درمانی 2. گیاه درمانی 3. حجامت درمانی 4. فصد درمانی 5. سنگ درمانی 6. عطر درمانی 7. رنگ درمانی همانطور که میدانیم طب اسلامی علاوه بر 4 طبع یا مزاج مادی، رکن پنجمی به نام روح الهی اعتقاد دارد. روح الهی، همان نفس اشیا، جوهره اشیا، روح حیوانات، جمادات، گیاهان، زمان و مکان است که میتواند بر همه ی آن 4 طبع مادی تاثیر بگذارد. برای آشنایی بیشتر دعوت میکنم تا سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین محمد طه طرفی را که به معرفی هفت شیوۀ روحانی از چهارده شیوۀ طب جامع اسلامی می پردازد را ببینید یا بشنوید. برخی از مباحث ذکر شده در این سخنرانی: * ذکر مراتب خلقت موجودات * ذکر مواردی از اذکار و آیات برای درمان برخی بیماری ها * طب اسلامی، فقط منحصر در تغذیه نیست و چنین عقیدهای ظلم به طب اسلامی است. * جدا کردن طب روحانی از طب جسمانی، طب اسلامی را ناقص و ناکارآمد میکند و این دسیسهای بود که دشمنان برای ما ترتیب دادند. * در طب روحانی این امکان وجود دارد که روح را از بدن خارج کنند و دوباره به جسم برگردانند و یا بیمار را با بیمار دیگر جایگزین کنند. * 90 درصد طب الائمه، دعا و قرآن است. * کسی که میخواهد طبیب شود باید اول عارف باشد و بعد فیلسوف * آنهایی که به اهل بیت (علیهم السلام) اعتقاد دارند، با کسب یک مقدار سلطۀ روحی میتوانند با موجودات پایینتر از خود (حیوانات و گیاهان و ...) سخن بگویند و این از مباحث طب اسلامی است. * در معالجه بیماری سرطان در هفتمین شیوۀ طب روحانی، تشخیص میدهند که اصلاً شخص بیمار باید درمان بشود یا نه؛ چون هر بیماریای لازم نیست که درمان بشود. برخی از بیماریها، حکمتی درونش هست که ایجاب میکند که ادامه داشته باشد و حکمت آن بر اکثر مردم، مسطور و مخفی است و برای همین میبینیم که اطبای طب روحانی، هر بیماریای را معالجه نمیکنند ... * دعاها و داروهایی در چهارده شیوۀ طب اسلامی وجود دارد که برای تمام بیماریهای شناخته شده و شناخته نشده، درمان اند. یعنی حصر ندارند ... دانلود فایل صوتی قسمت اول قسمت دوم قسمت سوم دانلود فیال تصویری با فرمت "RM-Real Media" قسمت اول قسمت دوم قسمت سوم منبع:وبلاگ طب اسلامی |
|||
|
|
۵:۲۴, ۱۹/بهمن/۸۹
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۰/بهمن/۸۹ ۱:۱۷ توسط mahdidost.)
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
به نام خالق هستی
با سلام "جهت گیری درمانی در طب اسلامی" متن زیر برگرفته از سخنان دکتر حسین خیراندیش است درباره 5 نوع تطهیر در اسلام که منجر به سلامتی جسمی و روانی انسان میشود ؛ این صحبتها در کلاس مزاج شناسی به عنوان مقدمه طب اسلامی بیان شده و بسیار جالب و لازم است که بدانیم. در طب اسلامی 5 نوع جهت گیری درمانی داریم یعنی برای درمان کامل باید بیمار ، از 5 جهت و زاویه برسی گردد تا مشخص شود که کدام یک از این 5 مورد دچار مشکل شده اند و نیاز به تطهیر دارند. تطهیر جسمی - معدی - خونی - جنسی - روانی جالب است بدانیم در آداب و سنتهای اسلامی برای تمام موارد بالا طبق اصل "پیشگیری بهتر از درمان" برنامه ریزی شده است که در این پست سعی شده برای هر کدام از موارد توضیحات کوتاهی ارائه شود. تطهیر جسمی یعنی پاکی و زدایش ظاهر بدن از آلودگی ها __________________________________________________________________ - نظافت - محیط آن حمام "البته نه آنچه الآن در خانه هایمان داریم" در طب اسلامی حمام یک صنعت درمانی محسوب میشده است و در قدیم آنرا حکما طراحی کرده و معماران میساختند، مانند حمامی که شیخ بهایی در اصفهان طراحی کرده بود . حمام های قدیم و سنتی دارای خصوصیاتی بودند که بسیار ممتاز بود و برای هر قسمت آن حکمتی وجود داشت که توضیح آن منوط به استقبال دوستان دارد. نوره - برای زدایش موهای زائد که در اسلام بسیار تاکید شده - استفاده از نوره نوعی شیمی درمانی نیز محسوب میشده است. سرمه - برای افزایش نور چشم که بعد از حمام اسفاده میشده و فرقی میان مرد و زن نبوده است مثل استفاده عینک در امروزه! ساده ترین نوع سرمه ،سرمه بادام و بهترین نوع آن سرمه سنگ است. تطهیر معدی یعنی پاکسازی سیستم گوارشی ___________________________________________________________ - حلال خوردن - این مسئله در اسلام از الویت خاصی برخوردار است - به اندازه خوردن - دست کشیدن از غذا قبل از سیری - رعایت مواعید غذایی - دو وعده در یک شبانه روز "یک وعده صبح و یک وعده سر شب" یا سه وعده در دو شبانه روز - رعایت تمهیدات غذایی - شستن دستها قبل از خوردن غذا- نشستن با پای برهنه به صورت سه زانو - چشیدن مقداری نمک قبل و بعد از غذا - آرام خوردن غذا - نخوردن آب در بین غذا و . . . حال اگر پر خوری و بدخوری صورت گرفت و معده دچار مشکل شد، باید از مصحلات استفاده کرد. یعنی با موادی باعث شویم غذا از بالا"اگر در معده باشد" یا از پایین"اگر به روده رسیده باشد" تخلیه شود. اگر پرخوری و بد خوری به صورت مستمر باشد مولد بیماریهای گوناگونی خواهد شد لذا یکی از بهترین راههای تطهیر معدی "روزه" است. تطهر خونی _____________________________________________ - حجامت - توضیحات حجامت، هدیه شب معراج - فصد- در لینک بالا توضیحات خوبی درباره آن وجود دارد. - زالو درمانی - هرگاه اندام خاصی"موضعی" درگیر آلودگی خونی شد هیچ چیز مثل زالو نمیتواند آنرا درمان کند. تطهیر جنسی _______________________________________________ انسانها به تناسب مزاج ، سن ، جنس، غذای غالب و موقعیت جغرافیایی نیاز به تخلیه و تطهیر متفاوتی پیدا میکنند. در طب اسلامی تطهیر جنسی نوعی غذا برای سلامتی محسوب شده و راه حل تامین آن ، ازدواج تایین گردیده است. *هرگاه تطهیر یا تخلیه جنسی مقدور نبود از تطهیر معدی"روزه گرفتن" و تطهیر خونی"حجامت" کمک گرفته میشود. تطهیر روانی ____________________________________________________ انسانها هم تمایل به شر و هم تمایل به خیر دارند و در هر دو میتوانند به اوج برسند. 75 ویژگی یا رفتار خیر در مقابل 75 ویژگی یا رفتار شر در بین رفتارهای شر 2 رفتار مهم ترند > خیانت - دروغ در بین رفتارهای خیر نیز 2 رفتار مهم ترند > صداقت در گفتار - امانت در رفتار *بالا ترین درگیری روانی آن است که انسان نتواند گریه کند. برای تطهیر روانی باید اقداماتی انجام داد - اقدام مالی - دادن صدقه و مکم به نیازمندان - اقدام عملی - توبه کردن و وارد شدن در کارهای خیر - کار بدنی - گریه کردن - گریه جهت دار که باعث تقویت روان میشود و در شیعه وجود دارد"گریه برای سرور شهیدان امام حسین"در این نوع گریه فرد در یک نظام هدفمند قرار میگیرد. - زمزمه کردن کلام موافق روح - در اینجا اولویت با کلام الهی یعنی قرآن است - در ادبیات ایران نیز اشعار فراوانی وجود دارد که حال و هوای تربیتی و معرفتی دارند. - آواز خواندن - نوشتن و پاره کردن و صحبت کردن نیز از روشهای دیگری هستند که برای تخلیه روانی استفاده میشوند. *اگر درگیری روانی ،تن و جسم را نیز درگیر کرده باشد برای تخلیه آن باید از حرکات موزون استفاده کرد که این در ورزشهای باستانی ایران همراه با گفتن ذکرهایی چون علی شیر خدا ،به شکلی عالی وجود داشته و نوع دیگر آن رقص های سماع بوده است. ولی دربین موارد بالا "گریه جهت دار" اوج تطهیر روانی محسوب میشود >>> مردان گریان شب، شیران غران روزند <<< مخصوصا گریه خضوع در برابر خداوند که تقویت کننده تن و روان آدمی است چون کسانی که درمقابل خداوند خاضع باشند در مقابل مستکبرین قاطع و قوی خواهند بود. _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ اگر دوستان درباره هر قسمتی سوال دارند ،مطرح کنند |
|||
|
|
۲:۴۱, ۲۷/بهمن/۸۹
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
دانشمندان بسياري در سراسر دنيا دست به تحقيقاتي درباره "دعا" زدهاند و حاصل، نتايجي باورنکردني است.
دعا براي گلبولهاي قرمز محققان در "سن آنتونيوتگزاس" از 32 نفر نمونه خون گرفتند و تعدادي از گلبولها را در محلولي قرار دادند که موجب ورم و ترکيدن آن ها مي شد. محققان همزمان با اين آزمايش از عدهاي خواستند تا براي حفظ گلبولهاي قرمز دعا کنند و براي تجسم بيشتر، تصاويري رنگي از گلبولها به آن ها دادند و در کمال شگفتي مشاهده کردند دعا و نيايش به طرز شگفت آوري روند ترکيدن گلبولها را کند کرد. دعا براي آرامش در تحقيق از عدهاي خواستند تا براي آرامش افرادي که در اتاق ديگر قرار دارند دعا کنند و نتيجه اين بود که افراد ديگر بدون اين که بدانند مورد دعا قرار گرفته اند آرام تر شدند. حتي همين نتيجه هم مورد بررسي قرار گرفت و ديده شد در طول زمان به دنبال وقايعي چون شکستهاي فردي، جنگ و درگيري که سيستم ايمني بدن به خطر مي افتد و احتمال مبتلا شدن به بيماري هاي قلبي، سکته، اختلال هاي روده و زخم هاي گوارشي بيشتر مي شود، با انتقال احساس آرامش از فردي به فرد ديگر سيستم دفاعي بدن به صورت غيرمستقيم تقويت مي شود. نتایج تحقیقی دیگر که در دانشگاه فلوریدا انجام شده است نشان می دهد که در گروه وسیع مورد نظر یعنی در افراد میانسال به بالا برای رفع استرس از دعا بیش از هر جایگزین دیگری استفاده می شود . در برخی از مطالعات این آمار حتی ۹۶٪ گزارش شده است . البته برای رفع استرس روشهای دیگری نیز وجود داشته است از جمله ورزش - گرمادرمانی - تکنیک های ریلکس شدن - برخی داروهای گیاهی و غیره . نتایج این تحقیق نشان داد که از نظر قدرت تأثیر بر سلامت در بیماران خیلی بدحال بستری و یا بیمارانی که قرار است یک عمل جراحی روی آنها انجام گیرد تأثیر دعا و نیایش بیش از همه روشهای یاد شده است . امواجي که دعا از آن ها مي گذرد "جک استاکي" يکي از پروژهشگران دعا درماني است که تاثير دعا را بر ميدان هاي الکترومغناطيسي بدن بررسي کرده است.آزمايش او به اين ترتيب بود که ميزان فعاليت الکتريکي در مغز و سطح بدن افراد را در آزمايشگاه خود زير نظر گرفت، در حالي که هزاران کيلومتر آن طرف تر در کاليفرنيا گروه هايي مذهبي براي اين افراد دعا مي کردند. نتيجه مطالعه باز هم شگفت آور بود: چرا که بين ميزان فعاليت الکتريکي بدن کساني که برايشان دعا شده بود و افرادي که برايشان دعا نشده بود، اختلاف فاحشي وجود داشت. تاثير دعا روي خود فرد تاثير دعا روي خود فرد چگونه است؟ در سال 1993 يعني چيزي حدود 15 سال قبل، تحقيقي روي 10هزار کارمند دولتي در طول 26 سال انجام گرفت که در بين آنها، هم افراد اهل دعا بودند و هم کساني که دعا نمي کردند. مشاهده شد ميزان مرگ و مير افرادي که دعا نمي کردندبه خاطر مشکلات قلبي و عروقي بسيار بيشتر از افرادي بود که اهل دعا بودند. همچنين در سال 1995 تحقيق ديگري روي 250 نفر که عمل جراحي قلب باز کرده بودند انجام شد و دانشمندان در کمال حيرت ديدند آن دسته افرادي که از ارتباط مذهبي و حمايت اجتماعي بيشتري برخوردار بودند، 12 بار کمتر از آن هايي که فاقد اين ارتباط بودند با مرگ دست به گريبان شدند. به غير از تحقيق روي کساني که عملهاي جراحي سنگين داشتند، اين تحقيقات روي افراد عادي هم انجام گرفت و ديده شد در ميان افرادي که عادت به انجام امور مذهبي از قبيل دعا و نماز داشتند، بيماري افسردگي شيوع کمتري داشت. دعا و علم فيزيک کوانتوم التيام فشار خون بالا ، درمان زخم و جراحت، به حداقل رساندن حملات قلبي، بهبود سردرد و اضطراب از ديگر نتايجي بود که تحقيقات براي آثار دعا به ثبت رساند تا جايي که امروز افراد زيادي از طريق اينترنت، درخواست هاي خود را براي گروههاي مذهبي مي فرستند، هر چند هنوز به طور دقيق مشخص نشده است که مکانيسم اين عمل چگونه است، اما تئوري ها و حدس و گمان هاي بسياري در اين باره وجود دارد تا جايي که "دوسي" متخصص دعا و درمان، نقش علم فيزيک کوانتوم را در اين باره بسيار موثر مي داند. تحقيقي روي 91 هزار نفر در مريلند انجام گرفت که نشان داد افرادي که به طور منظم به کليسا نمي روند، بيشتر از ديگر افراد به خاطر بيماري هاي قلبي جان مي سپارند و اقدام به خودکشي در بين اين افراد، 53 درصد بيشتر است. جالب اين که در آمريکا 30 مرکز آموزش پزشکي، درسهاي تاثير ايمان در پزشکي را ارايه مي دهند و عدهاي از پزشکان معتقدند اگر قبل و بعد از جراحي يا پيش از شروع درمان بيمار، براي بهبود او دعا شود، اين روند در بهبود بيمار بسيار تاثيرگذار است. بر اساس نتیجه پژوهشی که در جریان کنگره جامعه پزشکی روان تنی آمریکا منتشر شد دعا و نیایش برای بیماران مبتلا به ایدز حتی اگر خودشان از این دعا آگاه نباشند وضعیت سلامتی آنها را بهبود می بخشد. دکتر الیزابت تارگ که به پزشکی از راه دور با استفاده از اعمال روانی علاقه مند است از چند نفر با اعتقادات مختلف به طور محرمانه خواست به مدت یک هفته روزانه یک ساعت برای 20 بیمار مبتلا به ایدز دعا کنند. از هر کدام از داوطلبان یک عکس و نام بیماریش را در اختیار گرفت. شش ماه بعد بیمارانی که برایشان دعا شده بود حالشان از گروه شاهد که تحت درمان قرار نگرفته بودند بهتر بود. همچنین آنهایی که برایشان دعا شده بود تنها 10 روز در بیمارستان بستری شدند؛ در حالی که دیگران 68 روز بستری شده بودند. همچنین میزان مراجعه آنان به پزشک کمتر بود، زیرا کسانی که برایشان دعا نشده بود 189 بار و کسانی که برایشان دعا شده بود 26 بار به پزشک مراجعه کردند. همچنین کسانی که برایشان دعا شده بود کمتر به عفونتهای ثانویه مبتلا شدند و کمتر دچار تشنج عصبی گشتند. دکتر تارگ یادآور شد تحقیق مشابهی چند سال پیش بر روی بیماران قلبی صورت گرفته است و تأثیر دعا در این بیماران نیز مشخص شده است. (هفته نامه سلامت) اگر دقت کنید می بینید تمامی این تحقیقات بر روی دعا و معنویت حاصل از کلیسا صورت گرفته و چنین نتایج ارزشمندی را به دست داده حال تصور کنید این تحقیقات بر روی مساجد و دعاهای اسلامی صورت گیرد، بر روی عبادات مسلمین در شب های قدر ، بر روی دعای کمیل که معنویت و اثرش قابل مقایسه با دعایی که در کلیسا خوانده می شود نیست، بر روی ادعیه اسلامی و قرآن، آنگاه معنای یا من اسمه دواء و ذکره شفاء را بهتر درک می کردیم. (آنها مطمئنا این کار را نمی کنند چون از پیشرفت اسلام در هراسند). دعا در تمام اديان الهي گذشته از نتايج علمي که درباره دعا به اثبات رسيده، اگر به آيات و روايات رجوع کنيم، مي بينيم که در تمام اديان الهي انسان به "دعا کردن" تشويق شده است. رسول اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در اين باره مي فرمايند: "با دعا کردن مي توان از مقدرات الهي رهايي يافت." و يا جايي ديگر از ايشان نقل است که: "دعا مغز عبادت است." مسيحيان هم بسيار به خواندن دعا اعتقاد دارند، چرا که در کتاب مقدس شان انجيل به اين امر توصيه شدهاند و دعا در دين مسيحيت جايگاه ويژهاي دارد، تا جايي که ارتدوکسها به طور سنتي در گوشه اي از خانه، در مقابل شمايلي از عيسي مسيح، چراغ يا شمعي روشن مي کنند و دعا مي خوانند. يهوديان هم در کتاب مقدس خود بسيار به دعا کردن و راز و نياز با خدا تشويق شدهاند تا جايي که در اين باره مي خوانند: "هر آن کس که ترس خدا در دل اوست، سخنانش شنيده مي شود و دعايش مستجاب مي شود." اهمیت دعا درميان اعمال عبادي دعا از اهميت ويژهاي برخوردار است چرا كه بهترين و والاترين كارها نزد خداوند با اوست. دعا نشاندهندهي شناخت و معرفت خالق است. دعا بيانگر عجز و ضعف انسان در برابر خداوند است. دعا يعني پاسخ و نياز روحي خود و لذاست كه روزانه ده بار واجب است دعا كنيم و بگوييم اهدانا الصراطالمستقيم . دعا وسيلهي جذب اعتنا و زمينه جلب رحمت الهي است. « قُل ما يَعْبَوا بِكُمْ رَبّي لَولا دُعاءَ كم» فرقان / 77 اي پيامبر! به مردم بگو: اگر دعاي شما نباشد, پروردگارم هيچ اعتنا و توجه و نظري به شما نكند. دعا مغز و ريشه و افضل تمام عبادتها است. پيامبر اكرم(صليالله و عليه وآله وسلم) ميفرمايد: « الدُّعا مُخُّ الْعِبادة » محجة البيضاء, ج 2, ص 282 و همانگونه كه ابر قرارگاه باران است و باران در نهاد ابر تعبيه شده, اجابت در درون دعا است و دعا قرارگاه اجابت است. « الدّعا كَهْفُ الأجابة كما اَنَّ السَّحاب كهْفُ الْمَطر » اصول كافي / ج2 ص 471 با اينكه انسان مالكيت حقيقي هيچ چيز را ندارد, خداوند دعا را تمليك انسان كرده يعني انسان به جز دعا و تضرع در پيشگاه خداوند مالك هيچ چيز نيست. « اغفِر لِمَنْ لايَمْلكُ الا الدُّعا » مفاتيح الجنان , دعاي كميل با دقت در آيات قرآن, نكتهاي بسيار زيبا در اين مورد به دست ميآيد و آن اينكه هرگاه كسي از پيامبران سئوالي نموده خداوند جواب آن سئوال را توسط همان پيامبر به او اطلاع داده مثلاً : از روح:« يَسْئلونك عن الروح » يا انفال: « يسلونك عن الانفال» يا اهله « يسئلونك عن الاهله »يا قيامت: «يسئلونك عن الساعة» يا مسائل اختصاصي « يسئلونك عن المحيض» سئوال ميشد و ... در تمام اين موارد پيامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) واسطه در جواب قرار گرفته آن سئوالات را پاسخ ميفرمود اما در يك مورد هيچ واسطهاي دركار نيست و رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) هم با آن همه عظمت واسطه نيست و آن هنگامي است كه بنده دعا ميكند: اذا سَئلَكَ عبادي عنّي فَانّي قريب اُجيْبُ دَعْوَةَ الدّاع اذا دعان هرگاه بندگانم راجع به من از تو سئوال ميكنند و سراغ مرا ميگيرند و مرا ميخوانند « فَانّي» ( بدون اينكه به پيامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بفرماييد تو بگو. ميفرمايد ) پس من نزديكم دعاي دعاكننده را پاسخ ميدهم. خط آخر ...... زمزمههاي آرام نيايش روي ماسه هاي ساحل زندگي غلت مي خورند و ماسههاي غبار گرفته به پاکي زمزمه ها شسته مي شوند. دستان بلند بر آسمان اميدواري، همچون پرندههاي رها از دام زمين مي گريزند و صدايي به گوش مي رسد که: "بخوانيد مرا تا اجابت کنم شما را." |
|||
|
|
۱۲:۳۵, ۲۷/بهمن/۸۹
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/بهمن/۸۹ ۱۰:۴۲ توسط بیداری اندیشه.)
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
بسیار مطلب جالبی بود
دعا درمانی یکی از 7 روش شیوه روحانی در طب جامع اسلامی محسوب میشود |
|||
|
|
۲۳:۳۰, ۱۷/مرداد/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۵/مرداد/۹۰ ۱۶:۳۸ توسط احیاء.)
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
سنگ درمانی، یکی از روش های درمانی در طب اسلامی از عهد باستان به دليل اعتقاد مردم آن دوران به خواص ويژه خرافاتى و شايد ماوراءالطبيعه اين اجسام همواره مورد توجه بوده اند . انسان عهد باستان باور داشت اين جسم زيبا ويا هنر خلاقه طبيعت در درون خود خواصى پنهانى دارد كه انسانها را به سمت خود مى كشد . همين كشش باعث شد بسيارى از اديان باستانى به دنياى اوهام و غير واقعى روى آورند. اين اديان گوهرها را در راه منافع دينى خود مورد استفاده قرار مى دادند. هنوز هم وقتى انسانى در مقابل يك گوهر و يا بلور زيبا و خوشرنگ و شفاف قرار مى گيرد حيران از اين است كه چه نيرويى اين سنگ را به اين اندازه زيبا آفريده است . يك بلور زيبا درون خود عناصرى دارد كه بر زيبايى آن مى افزايد. در حقيقت عنصر اصلى كه باعث اين پديده ها مى شود ، همان نور است كه زندگى بدون آن ممكن نيست . از آنجا كه نور زيبايى را به گوهر يا كانى مى دهد، زياد دور از شگفتى نخواهد بود كه انسانهاى دوران گذشته نور را پرستش مى كردند و لذا پيدايش برخى خرافات در مورد گوهرها نيز سرچشمه اى از نور دارد . به جرأت مى توان گفت بيشتر افرادى كه با خود گوهر حمل مى كنند ، بدون آگاهى از اين مطلب از اين تصور انسانى پيروى مى كنند ، چون براى آنها خواص نورى و خرافاتى نسبت به ارزش مادى گوهر ، اهميت بيشترى دارد. حتى به تازگى در اروپا و آمريكا كتابهاى بى شمارى چاپ شده كه پر از پديده هاى خرافاتى گوهرها و سنگهاست در حالى كه علم ارزشى براى اين مطالب قائل نيست . (فرهنگ گوهرشناسى ، ديباچه) گوهر واژه اى فارسى برابر با جوهر و جواهر است كه به سنگهاى گرانبها يا قيمتى يا احجار كريمه اطلاق مى شود و به نامهاى سنگ هاى زينتى، تزئينى ، آذينى ، پيرايه اى و احجام نفيسه هم آمده است . بعضى از نگين ها را اثر و خاصيتى است كه نمى توان آن را انكار نمود، چنانكه فردى را نزد حاكمى به سبب جرمى مى بردند حضرت صادق (عليه السلام) فرمود كه انگشترى عقيق به او برسانند، انگشترى به او رساندند و مكروهى به او نرسيد . يا شخصى را از برابر حضرت امام محمد باقر (علیه السلام) گذرانيدند تازيانه بسيار بر او زده بودند . حضرت فرمود: انگشتر عقيق او كجاست، اگر با او مى بود تازيانه نمى خورد . يا آنكه كسى نزد حضرت خاتم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) آمد و شكوه نمود كه دزد در راه اموال مرا ربود، حضرت فرمود: چرا انگشتر عقيق در دست نداشتى كه آن از هر بدى آدمى را نگاه مى دارد . سنگهاى با ارزش فراوانند و در بين اين هزارها سنگ گران قيمت پيامبران و ائمه اطهار (علیه السلام) تنها بر چند سنگ صحه گذاشته اند اما نه به خاطر آنكه اثرى جادويى دارند، بلكه آن نگين هرچه باشد برگزيده شده و براى دارنده آن اثراتى از جمله فتح مهمات و دفع بليات و غيره دارد و اثرات آنها ذاتى نيست و از جانب خداى تعالى است . پس اگر كسى اثر آنچه را كه همراه خود مى دارد ، ذاتى و مستقل بداند به خداى يگانه شرك ورزيده است . ضمن آنكه استفاده بعضى از انگشترها مثل طلا براى مردان و انگشتر آهنى و مسى و نگين راه راه بر زنان و مردان را ممنوع كرده اند . در تفسير قمى جلد دوم از امام صادق (علیه السلام) روايت شده است: همه ملك سليمان را خداوند در انگشتر او قرار داده بود، هرگاه سليمان آن در دست مى گذاشت تمامى جن و انس و شياطين و همه پرندگان و وحوش به نزد وى حاضر گشته و از او اطاعت مى كردند . باد مأمور حمل تخت او بود و همه شياطين و انسانها و پرندگان و چهار پايانى كه تحت اوامرش بودند همگى آنها را جابه جا مى نمود. سليمان به هنگام رفتن به بيت الخلا، انگشترش را در اختيار برخى از خدمتكارانش قرار مى داد. روزى شيطان آمد و خادم او را گول زد و انگشتر را از او ستاند و آن را در دست نهاد ، نتيجه آن شد كه تمام شياطين و جن و انس و پرندگان و وحوش مسخر او گشتند و آن حضرت در جست و جوى انگشتر شد ولى آن را نيافت . سرانجام شيطان ترسيد كه مردم متوجه حيله او شوند آن را به دريا انداخت . خداى - عزوجل - ماهى را مأمور به بلعيدن آن انگشتر نمود ، بنى اسرائيل چهل روز در جست و جوى حضرت سليمان بودند و از آن طرف سليمان در ساحل دريا به دنبال انگشتر بود و با گريه و زارى به سوى خداى تبارك و تعالى استغفار مى نمود و از اين اتفاق به جانب خدا توبه مى كرد . پس از چهل روز به صيادى رسيد كه ماهى صيد مى كرد ، حضرت سليمان به او كمك نمود . آن صياد پس از صيد ، يك ماهى به سليمان داد ، او شكم ماهى را شكافت انگشتر خود را در آن ديد و انگشتر را به دست كرد و شياطين و جن و انس و پرندگان و وحوش در برابرش خضوع كردند و پادشاهى او به همان حالت اول بازگشت و حضرت ، آن شيطان (كه انگشتر را ربوده بود) به همراه لشگرى كه همراه او بودند به وسيله اسماء الهى حبس نمود و عده اى را در دل دريا و بعضى را در ميان سنگ و صخره ها زندانى نمود و آن شياطين تا روز قيامت زندانى و معذب هستند . از قديم الايام به فوائد سنگها و جواهرات و نيز به خواص مغناطيسى و درمانى آنها توجه داشته و در طب سنتى از آن بهره مى جستند. گاهى شنيده مى شود فلانى با داشتن يك انگشتر خير و بركات فراوانى يافته و كارها مطابق ميل او پيش مى رود و ديگرى انگشترى دارد ولى هيچ كاربردى برايش ندارد. اين به جهت آن است كه بايد در انتخاب نوع نگين دقت لازم به عمل آيد و نگينى انتخاب شود كه با طبع و مزاج شخص موافق باشد و براى انتخاب جواهر موافق با مزاج و طبع هر شخس دو راه وجود دارد: راه اول: توجه به روز تولد است . مثلاً اگر شخصى روز پنجشنبه تولد يافته، روز پنجشنبه به ستاره مشترى تعلق دارد، براى او سنگهايى كه متعلق به مشترى و موافق با آن است تجويز مى شود . راه دوم: به ماه و برج تولد فرد توجه مى شود . سنگهاى موافق طبق ماه تولد اشخاص به عبارت زير است: آداب انگشترى در روايات اسلامى: نگين عقيق الف) ايمنى دهنده در سفرها بوده و آدمى را از بدى ها حفظ مى كند(۱) ب) با خير و نيكى روبه رو مى كند(۲) ج) غم و غصه را رفع مى كند(۳) ه) فقر را از بين مى برد(۵) و باعث گشايش رزق مى شود(۶) و) كارها را به نيكى و خوبى تمام مى كند(۷) ز) موجب اجابت دعا(۸) و برآورده شدن هر حاجتى مى شود(۹) ح) موجب بركت و باعث ايمنى از بلا مى شود(۱۰) ط) ايمنى از پادشاه ظالم(۱۱) ى) همراه داشتن آن به هنگام نماز معادل هزار ركعت است(۱۲) حضرت محمد (صلى الله عليه و آله) فرمودند: (يا على) همانا عقيق اولين كوهى است كه به ربوبيت خداى متعال و نبوت من و وصى بودن تو و امامت فرزندانت و اختصاص داشتن بهشت به پيروان تو و اختصاص آتش به دشمنان تو شهادت داده است. انگشتر شرف شمس شرف شمس در نوزده درجه حمل است و اين حروف عاليات كه هفت و سيزده اند، به همين اسم شريف شرف شمس شهرت دارد، برنگين انگشترى نقش كنند كه صورت صحيح آن اين است: و اگر به اين اشكال ديده شود صحيح نيست و صورت صحيح آن همان است كه ذكر شد. همگى آن را اسم اعظم دانسته اند و خاتم آن را كه اولين كلمه است، خاتم سليمانى گفته اندو آن را به عوالم خمسه كه حضرت خمس در اصطلاح عارفان است تفسير كرده اند و در صفحه ۹۲ و ۹۳ و ۲۲۲ و ۲۲۳ حظ و لذ در تأثير از جعفر خابيه امام صادق از اميرالمؤمنين عليهاالسلام امورى را برشمارد و انتساب آنها را به تورات و انجيل و قرآن ذكر كرده است و نيز بونى در كتاب شمس معارف كبرى جلد اول اوفاقى بسيار در خواص آن آورده است كه «ضحكه للمغفل و عبره للمحصل». نگين فيروزه الف) باعث بى نيازى و دورى فقر مى گردد.(۱۳) ب) جهت ايجاد فرزند مؤثر است. (۱۴) ج) در استجابت دعا مؤثر است.(۱۵) د) عامل فتح و پيروزى است. (۱۶) هـ) دور گرداننده دردها از ديدگان است.(۱۷) و) موجب گشايش سينه مى گردد.(۱۸) ز) قوت دل را زيادمى كند. (۱۹) ح) باعث برآورده شدن حاجات مى شود.(۲۰) يكى از خادمان امام هادى (عليه السلام) از آن حضرت جهت زيارت على بن موسى الرضا اجازه سفر به سرزمين توس گرفت. حضرت به او فرمودند: انگشترى با نگين عقيق زرد به همراه داشته باش كه بر روى آن حك شده باشد «ماشاءالله لاقوه الا بالله استغفرالله» و بر آن سوى نگين «محمد و على» حك كن. خادم مى گويد: از نزد امام بيرون شدم و انگشترى را طبق دستور امام تهيه كردم و مجدداً براى خداحافظى به حضور امام رفتم. فرمودند: انگشترى ديگر با نگين فيروزه بايد همراهت نمايى كه در بين توس و نيشابور شيرى با تو روبه رو مى شود و قافله را از راه رفتن بازمى دارد، به سوى آن شير رفته و انگشتر را نشانش مى دهى، به او بگومولاى من مى گويد از راه كنار برو. بعد اضافه كرد، بايد نقش روى انگشتر (الملك لله» و سمت ديگر آن «الملك لله الواحد القهار» باشد كه انگشتر حضرت على (عليه السلام) اين نقش را داشته است. كه آن سپرى در برابر درندگان و عامل پيروزى در جنگهاست. نگين ياقوت الف) باعث از بين رفتن فقر مى شود.(۲۱) ب) دارنده آن نجابت و بزرگى مى يابد.(۲۲) ج) پريشانى را زايل مى كند.(۲۳) رسول خدا (صلى الله عليه و آله) خطاب به امام حسين (عليه السلام) فرمودند: فرزندم، انگشتر ياقوت و عقيق به دست كن كه فرخنده و مبارك است و هرگاه كسى به آنها نگاه كند نور صورتش زياد مى شود و يك ركعت نماز با آن دو، برابر با هفتاد ركعت نماز بدون آنهاست... نگين زمرد الف) سبب آسانى كارهاست.(۲۴) ب) زايل كننده فقر است. (۲۵) ج) فقر را به توانگرى مبدل مى كند.(۲۶) از امام رضا (عليه السلام) درباره نگينى كه از سنگ زمرد ساخته مى شود، پرسيدند؟ امام فرمود: اشكالى ندارد اما به هنگام طهارت گرفتن (استنجار) آن را از دست درآورند. نگين جزع يمانى حضرت على (علیه السلام) فرمود: «انگشتر جزع يمانى در دست كنيد كه رد نمى كند مگر متمردان شياطين را» نگين سنگ زمزم: حسين بن عبدالله از امام على نقى (علیه السلام) سؤال كرد: «آيا خوب است از سنگ ريزه اى كه از چاه زمزم بيرون آرند، انگشترى سازند؟ فرمودند: بلى ، اما چون خواهد استنجاء كند، از دست بيرون آورد.» نگين حديد چينى : الف ) جهت نيرومندى نيك است . (۲۷) ب ) باعث دورى اجانين و شياطين مى شود. (۲۸) ج ) از شر هر موجودى در امان مى دارد.(۲۹) د ) اثر چشم بد را از بين مى برد. (۳۰) ه- ) باعث آسانى وضع حمل مى شود. (۳۱) البته اين انگشتر به هيچ وجه به زنان باردار توصيه نمى شود چون براى جنين خطر دارد. ژ ) براى اجابت حاجات دشوار نيك است . (۳۲) ز ) باعث ايمنى از ترس مى شود . (۳۳) ح ) همراه داشتن آن به هنگام نماز مكروه است (۳۴) انگشتر در دست راست يا چپ: از امام كاظم (علیه السلام) سؤال شد آيا انگشتر را بايد در دست راست كرد؟ فرمودند: هرطور كه مى خواهى، دست راست باشد يا چپ. رسول خدا فرمود: يا على !انگشتر در دست راست كن كه اين عمل فضيلتى است از سوى خداى - عزوجل - براى آفريدگان مقربش. ابوالعلاء از امام صادق (علیه السلام) در باره انگشتر به دست راست كردن سؤال كرد و گفت: من ديده ام بنى هاشم انگشترهاى خود را در دست راست مى نهند. حضرت فرمود: پدرم امام محمدباقر (علیه السلام) در دست چپ انگشتر مى گذاشت و او (پدرم) افضل بنى هاشم و فقيه ترين آنها بود. امام حسن عسكرى (علیه السلام) در سال دويست و شصت قمرى خطاب به شيعيان فرمودند: تاكنون امر ما اين بود كه انگشترتان را به دست راست بگذاريد. اين در حالى بود كه ما (اهل بيت) در ميان شما حاضر بوديم ولى اكنون امر مى كنيم انگشترى را به دست چپ كنيد به جهت آنكه ما از ميان شما غائب مى شويم تا زمانى كه پروردگار امرما و امر شما را ظاهر كند همانا اين بهترين دليل براى شما در ولايت ما اهل بيت است. همان لحظه شيعيان در حضور امام انگشترهاى خود را از دست بيرون كرده و در دست چپ شان قرار دادند و حضرت به آنان فرمودند: اين قضيه را براى شيعيان ما نقل كنيد. رسول اكرم مى فرمايد: امتم را از دست كردن انگشتر در انگشت سبابه و وسط نهى مى كنم و در روايتى ديگر اين عمل (انگشتر در انگشت سبابه و وسط نمودن) را از افعال قوم لوط دانسته اند. پى نوشت ها: (۱ ۸، ، ۱۱ ، ۱۲ ، ۱۳) امام جعفر صادق (علیه السلام) (۲و۳و۵و۷و۱۵و۲۵) رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) (۴ ۶، ، ۱۴ ، ۲۳ ، ۲۴ ، ۲۶) امام رضا (علیه السلام) (۹) امام سجاد (علیه السلام) (۱۰ ، ۲۲ ، ۲۷ ) حضرت على (علیه السلام) (۱۶) امام هادى (علیه السلام) ( ۱۷ ، ۱۸ ، ۱۹ ، ۲۰ ، ۲۱) امام صادق (علیه السلام) ( ۲۸ ) باقرين (علیه السلام) (۲۹ ، ۳۰ ، ۳۱ ، ۳۲ ، ۳۳ ) امام صادق (علیه السلام) ( ۳۴ ) حضرت مهدى عجل الله تعالى فرجه الشريف منابع و مآخذ : الكافى ، تهذيب الاحكام ، وسايل الشيعه، مكارم الاخلاق ، امامى شيخ طوسى ، عيون اخبار الرضا، حليه المتقين، هزار و يك نكته. |
|||
|
|
۰:۰۶, ۱۸/مرداد/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/مرداد/۹۰ ۰:۰۹ توسط 7parsa4.)
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
ببخشید میشه منبع این حدیث رو بذارید
نقل قول:امام حسن عسكرى (علیه السلام) در سال دويست و شصت قمرى خطاب به شيعيان فرمودند: تاكنون امر ما اين بود كه انگشترتان را به دست راست بگذاريد. اين در حالى بود كه ما (اهل بيت) در ميان شما حاضر بوديم ولى اكنون امر مى كنيم انگشترى را به دست چپ كنيد به جهت آنكه ما از ميان شما غائب مى شويم تا زمانى كه پروردگار امرما و امر شما را ظاهر كند همانا اين بهترين دليل براى شما در ولايت ما اهل بيت است. همان لحظه شيعيان در حضور امام انگشترهاى خود را از دست بيرون كرده و در دست چپ شان قرار دادند و حضرت به آنان فرمودند: اين قضيه را براى شيعيان ما نقل كنيد. چون اگه راست باشه میخوام از این به بعد انگشترمو در انگشت دست چپم بکنم ولی تا اونجا که من شنیدم اولین کسی که انگشترش رو در انگشت دست چپش کرد معاویه بود |
|||
|
|
۸:۰۰, ۱۸/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
۷ روش درمانی در طب اسلامی
1. تغذیه درمانی تغذیه درمانی و نگاه به نوع تغذیه، اساس و اصل تمام مكاتب پزشكی جهان، از جمله مكتب پزشكی جامع اسلامی است. این بحث در طبّ جامع اسلامی از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است كه به بحث «اطعمه و اشربه» معروف است. بحث «اطعمه و اشربه» توجه خاصی به نوع، كیفیت و زمان مصرف غذا دارد. طبّ جامع اسلامی تغذیة سالم و صحیح را ضامن سلامتی انسان مي*داند1 و به همین جهت اولین شیوه از هفت شیوه درمان جسمانی را به این امر مهم اختصاص داده است.2 در نظر گرفتن حلال و حرام بودن غذاها و نوشیدنی ها و چگونگی حلال شدن و حرام بودن آنها را فقط در تحقیق قواعد تغذیه ای اسلامی مي توان به این سادگی و جامعی یافت و این بحث در سایر مكاتب تغذیه ای و درمانی یا مفقود است یا به صورت ناقص و طبق اعتقادات خرافی موجود است.3 2. گیاه درمانی در طبّ جامع اسلامی در مورد گیاه درمانی و كیفیت استفاده از گیاهان در شفابخشی تمام بیماری ها بحث مفصلی شده است.4 آیات و روایات و تحقیقات دانشمندان طبّ جامع اسلامی در این باره بسیار گسترده و كامل است، طوری كه اگر كسی فقط در این روش از درمان موفق به كسب تبحر و تجربه شود، مي*تواند بسیاری از بیماری ها را درمان کند و در حرفه خود كامل شود. 3. حجامت درمانی طبّ جامع اسلامی، حجامت را سومین ستون طبّ جسمانی قرار داده است و در مورد حجامت كه قدمت 5000 ساله یا بیشتر دارد،6 نظریه*هاي نوینی را ارائه مي دهد، از جمله این كه: - طبّ جامع اسلامی اصول سرّی این شیوه از طبّ را توضیح داده است، - روابط مختلف بین بدن و جهان هستی در طیّ استفاده از این شیوه، - روابط بین مایعات درون اعضاء و اجزاي رئیسة بدن نسبت به ظاهر بدن و محیط اطراف، - توجه به دفع شرّ موجودات غیر ارگانیك (امواج منفی) در طیّ انجام حجامت كه با قرائت آیات و دعاهای خاصی انجام مي شود. - شناسایی بی سابقة قسمت هاي حجامت بر روی بدن انسان - مشخص نمودن رابطة بین حجامت در قسمت هاي مختلف بدن و درمان هاي خاص، - معرفی زمان هاي مختلف (مفید یا مضر) به جهت انتخاب روز و ساعت و ماه و سال و حالت*هاي مختلف فلكی و نجومی. 4. فصد درمانی فصد درمانی (رگ زدن) همانند حجامت درمانی است که با تمام فصد درمانی هاي قبل از اسلام، هفت خصیصة متفاوت دارد. همچنین بیش از صدها خصیصة متفاوت با گرفتن خون وریدی كه توسط سازمان انتقال خون در طبّ جامع اسلامی معرفی شده است، دارد. 5. سنگ درمانی سنگ هاي موجود در طبیعت همانند گیاهان و حیوانات دارای خواصّ مهمّ طبی و غیرطبی هستند. دانشمندان امروزه به خوبی متقاعد شده اند كه سنگ بر ماده اثرگذار است. سنگ هم امواج را دگرگون مي*كند و هم امواجی را از خود ساطع مي كند. در طبّ جامع اسلامی هر سنگی، هم به تنهایی معرفی شده7 و هم در زیر مجموعة سنگ هاي هم خانوادة خود تعریف شده است. حكمای اسلامی با استفاده از هزاران حدیث و روایت دربارة خواصّ سنگ ها که از چهارده معصوم(علیه السلام) روایت شده است، راجع به سنگ شناسی و كیفیت استفاده از سنگ ها بر اساس شناخت طبیعت8 آنها، تألیفات و تحقیقات گرانقدری دارند. نقش نگین معصومین دراین زمینه قابل اشاره است. 6. عطر درمانی در هیچ مكتب درمانی قبل یا بعد از اسلام، و حتی در هیچ مذهبی به اندازة تعالیم مذهب اسلام، در مورد عطرهای مختلف نظری ارائه نشده است، البته با مراجعه به كتب تدوین شده در مورد عطر درمانی در طبّ جامع اسلامی، مي توان با روحیات و علائم ظاهری و باطنی بیماری ها و كیفیت تأثیر مواد لطیف بر بدن آشنا شد و متوجه طبیعت مختلف عطرها و رایحه*هاي گوناگون و اثرات آنها گردید. عطرها معمولاً به طور بسیار ظریف بر محرك هاي درونی بدن تأثير مي گذارند و موجب درمان مي شوند. طبّ جامع اسلامی علاوه بر شناسایی طبیعت عطرها، این محرك*هاي درونی را نیز معرفی مي كند. 7. رنگ درمانی در رنگ درمانی اسلامی اعتقاد بر این است كه بسیاری از بیماری ها را مي توان فقط با استفاده از رنگ درمان کرد. البته این درمان باید با مراعات تمام قواعد و اصول رنگ درمانی اسلامی انجام شود. شیوة استنشاق رنگ كه با استفاده از فنّ تجسّم خلّاق اعمال مي شود، یا به كار بردن مایعات رنگین یا استفاده از لباس ها، وسایل و سنگ*ها با رنگی خاص كه حالت تعادل را ایجاد مي كنند، در درمان بیماری ها مؤثّر است. البته امروزه تأثيرات انرژیك نامحسوس رنگ بر روی روح و جسم به اثبات رسیده است.9 در رنگ درمانی اسلامی اعتقاد بر این است كه هر یك از رنگ ها دارای طیفی خاص است كه با ردیفی از طول موج*ها ارتباط دارد، یعنی صدها اختلاف رنگ جزئی و نامحسوس وجود دارد كه حضرت علی(علیه السلام) در «نهج البلاغه» به آنها اشاره نموده است و در آیات و روایات در به كارگیری صحیح آنها توصیه شده است. از آنجا كه میزان ارتعاش رنگ ها یكسان و بسیار شبیه به هم است همة آنها برای چشم انسان قابل رؤیت نیستند. كلمة «نور» كه در برگیرندة انواع رنگ هاست، در آیات و روایات بسیار آمده است و در ابعاد مختلف رنگ درمانی با استفاده از منابع دینی و دستورات پایه ای طبّ جامع اسلامی این درمان صورت مي گیرد. طول موج رنگ بنفش كوتاه ترین طول موج است و از 380 تا 450 نانومتر بُرد دارد. رنگ قرمز دارای بلندترین طول موج و بُرد آن از 630 تا 730 نانومتر است. رنگ ها به شیوه هاي مختلفی بر ذهن، روح و جسم انسان تأثير مي گذارند كه تمام این تأثيرات و كیفیت حصول آنها در رنگ درمانی طبّ جامع اسلامی بحث شده است. |
|||
|
|
۱۱:۴۷, ۲۵/شهریور/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۵/شهریور/۹۰ ۱۲:۳۵ توسط انتصـار.)
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
گوهرها از عهد باستان به دلیل اعتقاد مردم آن دوران به خواص ویژه خرافاتى و شاید ماوراءالطبیعه این اجسام همواره مورد توجه بودهاند. انسان عهد باستان باور داشت این جسم زیبا ویا هنر خلاقه طبیعت در درون خود خواصى پنهانى دارد که انسانها را به سمت خود مىکشد. همین کشش باعث شد بسیارى از ادیان باستانى به دنیاى اوهام و غیرواقعى روى آورند. این ادیان گوهرها را در راه منافع دینى خود مورد استفاده قرار مىدادند. هنوز هم وقتى انسانى در مقابل یک گوهر و یا بلور زیبا و خوشرنگ و شفاف قرار مىگیرد، حیران از این است که چه نیرویى این سنگ را به این اندازه زیبا آفریده است! یک بلور زیبا درون خود عناصرى دارد که بر زیبایى آن مىافزاید.چرا گوهرها میدرخشند؟ در حقیقت عنصر اصلى که باعث این پدیدهها مىشود، همان "نور" است که زندگى بدون آن ممکن نیست. از آنجا که نور زیبایى را به گوهر یا کانى مىدهد، زیاد دور از شگفتى نخواهد بود که انسانهاى دوران گذشته نور را پرستش مىکردند و لذا پیدایش برخى خرافات در مورد گوهرها نیز سرچشمهاى از نور دارد. به جرأت مىتوان گفت بیشتر افرادى که با خود گوهر حمل مىکنند، بدون آگاهى از این مطلب، از این تصور انسانى پیروى مىکنند؛ چون براى آنها خواص نورى و خرافاتى نسبت به ارزش مادى گوهر، اهمیت بیشترى دارد. حتى به تازگى در اروپا و آمریکا کتابهاى بىشمارى چاپ شده که پر از پدیدههاى خرافاتى گوهرها و سنگهاست؛ در حالى که علم ارزشى براى این مطالب قائل نیست. فرهنگ گوهرشناسى و دیباچه سنگهای قیمتی «گوهر» واژهاى فارسى برابر با جوهر و جواهر است که به سنگهاى گرانبها یا قیمتى یا احجار کریمه اطلاق مىشود و به نامهاى سنگهاى زینتى، تزئینى، آذینى، پیرایهاى و احجام نفیسه هم آمده است. بعضى از نگینها را اثر و خاصیتى است که نمىتوان آن را انکار نمود. چنانکه فردى را نزد حاکمى به سبب جرمى مىبردند، حضرت صادق (علیه السلام) فرمود که انگشترى عقیق به او برسانند؛ انگشترى به او رساندند و مکروهى به او نرسید. یا شخصى را از برابر حضرت امام محمد باقر (علیه السلام) گذرانیدند؛ تازیانه بسیار بر او زده بودند. حضرت فرمود: انگشتر عقیق او کجاست؟! اگر با او مىبود، تازیانه نمىخورد. یا آنکه کسى نزد حضرت خاتم (صلی الله علیه و آله) آمد و شکوه نمود که دزد، در راه، اموال مرا ربود؛ حضرت فرمود: چرا انگشتر عقیق در دست نداشتى که آن از هر بدى آدمى را نگاه مىدارد. کدام سنگها را نگین انگشتریمان کنیم؟ سنگهاى با ارزش، فراوانند و در بین این هزارها سنگ گرانقیمت، پیامبران و ائمه اطهار (علیهم السلام) تنها بر چند سنگ صحه گذاشتهاند. اما نه به خاطر آنکه اثرى جادویى دارند؛ بلکه آن نگین هرچه باشد، برگزیده شده و براى دارنده آن اثراتى از جمله فتح مهمات و دفع بلیات و غیره دارد و اثرات آنها ذاتى نیست و از جانب خداى تعالى است. پس اگر کسى اثر آنچه را که همراه خود مىدارد، ذاتى و مستقل بداند، به خداى یگانه شرک ورزیده است. ضمن آنکه استفاده بعضى از انگشترها مثل طلا براى مردان و انگشتر آهنى و مسى و نگین راهراه بر زنان و مردان را ممنوع کردهاند. در تفسیر قمى جلد دوم از امام صادق (علیه السلام) روایت شده است: «همه ملک سلیمان را خداوند در انگشتر او قرار داده بود، هرگاه سلیمان، آن، در دست مىگذاشت، تمامى جن و انس و شیاطین و همه پرندگان و وحوش به نزد وى حاضر گشته و از او اطاعت مىکردند. باد مأمور حمل تخت او بود و همه شیاطین و انسانها و پرندگان و چهارپایانى که تحت اوامرش بودند، همگى آنها را جابهجا مىنمود.» داستان عجیب سلیمان نبی(علیه السلام) و انگشتریش! سلیمان به هنگام رفتن به بیت الخلا، انگشترش را در اختیار برخى از خدمتکارانش قرار مىداد. روزى شیطان آمد و خادم او را گول زد و انگشتر را از او ستاند و آن را در دست نهاد؛ نتیجه آن شد که تمام شیاطین و جن و انس و پرندگان و وحوش مسخر او گشتند و آن حضرت در جستوجوى انگشتر شد، ولى آن را نیافت. سرانجام شیطان ترسید که مردم متوجه حیله او شوند، آن را به دریا انداخت. خداى ـ عزوجل ـ ماهى را مأمور به بلعیدن آن انگشتر نمود. بنى اسرائیل چهل روز در جستوجوى حضرت سلیمان بودند و از آن طرف سلیمان در ساحل دریا به دنبال انگشتر بود و با گریه و زارى به سوى خداى تبارک و تعالى استغفار مىنمود و از این اتفاق به جانب خدا توبه مىکرد. پس از چهل روز به صیادى رسید که ماهى صید مىکرد. حضرت سلیمان به او کمک نمود. آن صیاد پس از صید، یک ماهى به سلیمان داد. او شکم ماهى را شکافت، انگشتر خود را در آن دید و انگشتر را به دست کرد و شیاطین و جن و انس و پرندگان و وحوش در برابرش خضوع کردند و پادشاهى او به همان حالت اول بازگشت و حضرت، آن شیطان (که انگشتر را ربوده بود) به همراه لشگرى که همراه او بودند، به وسیله اسماء الهى حبس نمود و عدهاى را در دل دریا و بعضى را در میان سنگ و صخرهها زندانى نمود و آن شیاطین تا روز قیامت زندانى و معذب هستند. از قدیم الایام به فوائد سنگها و جواهرات و نیز به خواص مغناطیسى و درمانى آنها توجه داشته و در طب سنتى از آن بهره مىجستند. خواص طبی سنگهای تزئینی گاهى شنیده مىشود فلانى با داشتن یک انگشتر خیر و برکات فراوانى یافته و کارها مطابق میل او پیش مىرود و دیگرى انگشترى دارد، ولى هیچ کاربردى برایش ندارد. این به جهت آن است که باید در انتخاب نوع نگین دقت لازم به عمل آید و نگینى انتخاب شود که با طبع و مزاج شخص موافق باشد و براى انتخاب جواهر موافق با مزاج و طبع هر شخس دو راه وجود دارد: راه اول: توجه به روز تولد است. مثلاً اگر شخصى روز پنجشنبه تولد یافته، روز پنجشنبه به ستاره مشترى تعلق دارد؛ براى او سنگهایى که متعلق به مشترى و موافق با آن است تجویز مىشود. راه دوم: به ماه و برج تولد فرد توجه مىشود. سنگهاى موافق طبق ماه تولد اشخاص به عبارت زیر است: آداب انگشترى در روایات اسلامى نگین عقیق الف) ایمنىدهنده در سفرها بوده و آدمى را از بدىها حفظ مىکند(1) ب) با خیر و نیکى روبهرو مىکند(2) ج) غم و غصه را رفع مىکند(3) ه) فقر را از بین مىبرد(5) و باعث گشایش رزق مىشود(6) و) کارها را به نیکى و خوبى تمام مىکند(7) ز) موجب اجابت دعا(8) و برآورده شدن هر حاجتى مىشود(9) ح) موجب برکت و باعث ایمنى از بلا مىشود(10) ط) ایمنى از پادشاه ظالم(11) ى) همراه داشتن آن به هنگام نماز معادل هزار رکعت است(12) حضرت محمد (صلى الله علیه و آله) فرمودند: (یا على!) همانا عقیق اولین کوهى است که به ربوبیت خداى متعال و نبوت من و وصى بودن تو و امامت فرزندانت و اختصاص داشتن بهشت به پیروان تو و اختصاص آتش به دشمنان تو شهادت داده است. انگشتر شرف الشمس شرف الشمس در نوزده درجه حمل است و این حروف عالیات که هفت و سیزده اند، به همین اسم شریف شرف الشمس شهرت دارد، برنگین انگشترى نقش کنند که باید دارای صور صحیح باشد. همگى آن را اسم اعظم دانستهاند و خاتم آن را که اولین کلمه است، خاتم سلیمانى گفتهاندو آن را به عوالم خمسه که حضرت خمس در اصطلاح عارفان است تفسیر کردهاند و در صفحه 92 و 93 و 222 و 223 حظ و لذ در تأثیر از جعفر خابیه امام صادق از امیرالمؤمنین علیهماالسلام امورى را برشمارد و انتساب آنها را به تورات و انجیل و قرآن ذکر کرده است و نیز بونى در کتاب شمس معارف کبرى جلد اول اوفاقى بسیار در خواص آن آورده است که «ضحکه للمغفل و عبره للمحصل». نگین فیروزه الف) باعث بى نیازى و دورى فقر مىگردد(13) ب) جهت ایجاد فرزند مؤثر است(14) ج) در استجابت دعا مؤثر است(15) د) عامل فتح و پیروزى است(16) هـ) دور گرداننده دردها از دیدگان است(17) و) موجب گشایش سینه مىگردد(18) ز) قوت دل را زیاد مىکند(19) ح) باعث برآورده شدن حاجات مىشود(20) یکى از خادمان امام هادى (علیه السلام) از آن حضرت جهت زیارت على بن موسى الرضا اجازه سفر به سرزمین توس گرفت. حضرت به او فرمودند: انگشترى با نگین عقیق زرد به همراه داشته باش که بر روى آن حک شده باشد «ماشاءالله لاقوة الا بالله استغفرالله» و بر آن سوى نگین «محمد و على» حک کن. خادم مىگوید: از نزد امام بیرون شدم و انگشترى را طبق دستور امام تهیه کردم و مجدداً براى خداحافظى به حضور امام رفتم. فرمودند: انگشترى دیگر با نگین فیروزه باید همراهت نمایى که در بین توس و نیشابور شیرى با تو روبهرو مىشود و قافله را از راه رفتن بازمىدارد، به سوى آن شیر رفته و انگشتر را نشانش مىدهى، به او بگو مولاى من مىگوید از راه کنار برو. بعد اضافه کرد، باید نقش روى انگشتر (الملک لله» و سمت دیگر آن «الملک لله الواحد القهار» باشد که انگشتر حضرت على (علیه السلام) این نقش را داشته است. که آن سپرى در برابر درندگان و عامل پیروزى در جنگهاست. نگین یاقوت الف) باعث از بین رفتن فقر مىشود(21) ب) دارنده آن نجابت و بزرگى مىیابد(22) ج) پریشانى را زایل مىکند(23) رسول خدا (صلى الله علیه و آله) خطاب به امام حسین (علیه السلام) فرمودند: فرزندم، انگشتر یاقوت و عقیق به دست کن که فرخنده و مبارک است و هرگاه کسى به آنها نگاه کند نور صورتش زیاد مىشود و یک رکعت نماز با آن دو، برابر با هفتاد رکعت نماز بدون آنهاست... نگین زمرد الف) سبب آسانى کارهاست(24) ب) زایل کننده فقر است(25) ج) فقر را به توانگرى مبدل مىکند(26) از امام رضا (علیه السلام) درباره نگینى که از سنگ زمرد ساخته مىشود، پرسیدند، امام فرمود: اشکالى ندارد؛ اما به هنگام طهارت گرفتن (استنجار) آن را از دست درآورند. نگین جزع یمانى حضرت على (علیه السلام) فرمود: «انگشتر جزع یمانى در دست کنید که رد نمىکند مگر متمردان شیاطین را» نگین سنگ زمزم حسین بن عبدالله از امام على النقى (علیه السلام) سؤال کرد: «آیا خوب است از سنگریزهاى که از چاه زمزم بیرون آرند، انگشترى سازند؟ فرمودند: بلى؛ اما چون خواهد استنجاء کند، از دست بیرون آورد.» نگین حدید چینى الف) جهت نیرومندى نیک است(27) ب) باعث دورى اجانین و شیاطین مىشود(28) ج) از شر هر موجودى در امان مىدارد(29) د) اثر چشم بد را از بین مىبرد(30) ه) باعث آسانى وضع حمل مىشود(31) البته این انگشتر به هیچوجه به زنان باردار توصیه نمىشود! چون براى جنین خطر دارد. و) براى اجابت حاجات دشوار نیک است(32) ز) باعث ایمنى از ترس مى شود(33) ح) همراه داشتن آن به هنگام نماز مکروه است(34) انگشتر را در دست راست کنیم یا چپ؟ از امام کاظم (علیه السلام) سؤال شد آیا انگشتر را باید در دست راست کرد؟ فرمودند: هرطور که مىخواهى؛ دست راست باشد یا چپ. رسول خدا فرمود: یا على! انگشتر در دست راست کن که این عمل فضیلتى است از سوى خداى ـ عزوجل - براى آفریدگان مقربش. ابوالعلاء از امام صادق (علیه السلام) در باره انگشتر به دست راست کردن سؤال کرد و گفت: من دیدهام بنىهاشم انگشترهاى خود را در دست راست مىنهند. حضرت فرمود: پدرم امام محمدباقر (علیه السلام) در دست چپ انگشتر مىگذاشت و او (پدرم) افضل بنىهاشم و فقیهترین آنها بود. رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) مىفرماید: امتم را از دست کردن انگشتر در انگشت سبابه و وسط نهى مىکنم و در روایتى دیگر این عمل (انگشتر در انگشت سبابه و وسط نمودن) را از افعال قوم لوط دانستهاند. پىنوشتها (1, 8, 11, 12, 13) امام جعفر صادق (علیه السلام) (2, 3, 5, 7, 15, 25) رسول خدا (صلی الله علیه و آله) (4, 6, 14, 23, 24, 26) امام رضا (علیه السلام) (9) امام سجاد (علیه السلام) (10, 22, 27) حضرت على (علیه السلام) (16) امام هادى (علیه السلام) (17, 18, 19, 20, 21) امام صادق (علیه السلام) (28) باقرین (علیهما السلام) (29, 30, 31, 32, 33) امام صادق (علیه السلام) (34) حضرت مهدى عجل الله تعالى فرجه الشریف منابع و مآخذ: الکافى، تهذیب الاحکام، وسایل الشیعه، مکارم الاخلاق، امامى شیخ طوسى، عیون اخبار الرضا، حلیة المتقین، هزارویک نکته تبیان |
|||
|
|
۴:۳۰, ۱۱/خرداد/۹۵
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
|
اگر نیاز به مشاوره پزشکی دارید می تونید از لینک زیر استفاده کنید. ..مشاوره رایگان طب سنتی http://ganjinegolab.ir/index.php/forum/index |
|||
|
|
|
|











