|
قسمت های خواندنی کتاب معراج السعاده
|
|
۱۹:۰۸, ۲۸/آبان/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲/آذر/۹۰ ۲۲:۲۷ توسط Abasaleh.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
سلام.
قصد دارم کتاب معراج السعاده که با آن آشنا هستید،قسمت های بسیار مفیدش رو براتون قرار بدم تا استفاده کنید،ان شا الله. ********
mall">كتاب معراج السعاده در بين كتب اخلاقى، نامى آشنا و اثرى بسيار گرانقدر است كه ازديرباز هم در حوزههاى علميه و هم در محافل ادبى بين دانشدوستان، مورد استقبالو توجه بوده و همواره خاص و عام آن را مورد مطالعه قرار داده و از مطالب ارزنده آن بهرهبردهاند.تا جايى كه پارهاى از مطالب آن به عنوان متن درسى در كتابهاى درسى گنجانده شده. اصولا عنايتبه مسائل اخلاقى و پيروى از الگوهاى صحيح اخلاقى يكى ازويژگيهاى جامعه اسلامى است.و با تكيه بر اين امر مهم مىتوان بار سنگين مسؤوليتهاىاجتماعى را به ثمر رساند. داشتن متونى قوى و سالم و بدور از تحريف و در عين حال شيوا و جذاب مىتوانددر تحقق اين هدف مؤثر باشد. الحق كه به اعتراف همگان كتاب معراج السعاده از نظر محتوا و سبك و شيوايى بيانمطالب و تنوع موضوعات مطرح شده در زمينه مسائل تربيتى و اخلاقى، اثرى است در خور توجه، و با اينكه قريب 200 سال[sup] [/sup]از تاريخ تاليف آن مىگذرد هنوز تازگى خود را حفظكرده و عطش جامعه در مورد آن فروكش نكرده.شاهد اين مدعا چاپهاى مكرر و متنوعىاست كه از كتاب مزبور وجود دارد.و به ادعاى بعضى در بين آثار فارسى و حتى عربىاثرى مثل آن نوشته نشده[sup] [/sup]. به طورى كه مرحوم نراقى در مقدمه كتاب اشاره كردهاند، كتاب «معراج السعادة» راكه در واقع ترجمه «جامع السعادات» مرحوم پدرش مىباشد به درخواست فتحلعيشاهقاجار به رشته تحرير در آورده.البته با اصلاحات و اضافاتى به خاطر استفاده عموم.بااينكه اين كتاب بارها چاپ شده اما متاسفانه چاپى منقح و تحقيق شده كه در خور اين اثرارزنده باشد از آن در دسترس نبود كه خوشبختانه اين كار به همت «انتشارات هجرت» تحقق پيدا كرد. mall">انشا الله هر روز یک بخش در این تاپیک اضافه خواهد شد. mall">التماس دعا. |
|||
|
| آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۳:۰۲, ۲۴/آذر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/آذر/۹۰ ۱۳:۰۳ توسط تازه مسلمان.)
شماره ارسال: #21
|
|||
|
|||
|
با سلام
قبل از ذکر مابقی علائم تواضع و کبر ترجیح دادم که قدری درباره حدیثی که در پست قبل بیان شد توضیح دهم. وقتی برای اولین بار این حدیث از امام صادق (علیه السلام) را شنیدم نقل قول:حضرت صادق(علیه السلام) فرمودند که:«تواضع آنست که آدمی در مکانی که پست تر از جای او باشد بنشیند. و به جائی که پائین تر از جای دیگر باشد راضی شود. و به هر که ملاقات کند سلام کند. و ترک مجادله کند، اگرچه حق با او باشد. و نخواهد که او را بر تقوی و پرهیزکاری مدح کنند.»این سوال در ذهنم ایجاد شد که آیا برای دست یافتن به تواضع باید از مجادله ای که در آن حق باماست کنار بکشیم؟ مگر ما وظیفه ای جز به حق رسیدن و رساندن دیگران به حق داریم؟ آیا برای رسیدن به یک فضیلت اخلاقی باید از یک وظیفه الهی بگذریم؟ و سوالات بسیاری در این باب قبل از همه باید بدانیم مجادله چیست؟ مجادله به معنای مناقشه و بحث و جدل است اما چون در اینجا حق موضوع مورد مجادله می باشد بنابراین می توان از مجادله به عنوان بحث یاد کرد. و حال این سوال مطرح می گردد که حق به چه معناست؟ در اینجا لازم است مقدمه ای را ذکر کنم. اگر انسانها را به دو دسته معتقد و غیر معتقد دسته بندی کنیم (یعنی عده ای که به باورهای خود یقین دارند و در همه مسائل محور را باورها و اعتقاداتشان قرار می دهند، تلاش می کنند که در ابتدا خود به وظایفی که به آن باور دارند عمل نمایند و در همین راستا دیگران را نیز به این راه دعوت کنند) وحال اگر فرد معتقد به حق باشد که (در نظام دینی ما نهایت حق را وجود الله می دانیم) پس هرچه که ذات اقدس الهی دستور داده اند شخص به آن عامل است. با این اوصاف آیا دعوت دیگران به حق (که همانا در بسیاری از موارد با بحث صورت می گیرد) با داشتن تواضع متناقض است؟ مسئله بسیار مهمی که در اسلام وجود دارد نیت است همانطور که گفته می شود الاعمال بالنیات. و شهید مطهری در این باره می فرمایند: نیت یعنی خودآگاهی و ارزش عبادت به معرفت و آگاهی است. حال باید مشخص گردد که هدف و نیت از بحث برای ابراز حق چیست؟ اگر هدف دعوت شخصی به حق باشد و نیت قرب الهی، که در این مورد هیچ از معصومین نهی نکرده اند(البته باتوجه به اینکه علم کافی در این زمینه داشته باشیم) و اما اگر هدف برای این باشد که دیگران را به حق دعوت کنیم اما اگر دیگران هم بدانند که ما مقامی در این زمینه بدست آورده ایم و بدانند اطلاعات ما در این مورد بالاست، خوشحال شویم و بدمان نیاد در این صورت ادامه این بحث جایز نخواهد بود. آخر مگر کاری که مرا به کبر و عجب وامیدارد و از حضرت حق دور می کند، چگونه می تواند دیگرانی را که پای صحبت من نشسته اند به حق برساند. ما قرار است دیگران را به حق برسانیم ولی خودمان شیطانی شویم!!!! همانطور که از امام معصوم (علیه السلام) نقل است که فرمودند: (چه بسا شما خدا را می خوانید در حالیکه غیر خدا را می خوانید) کتاب مصباح الشریعه و مفتاح الحقیقه باب 36 از امام صادق (علیه السلام) بنابراین بحث و مجادله ای با تواضع تناقض دارد که هدف الهی نباشد هرچند در راستای حق باشد. امیدوارم توانسته باشم حق مطلب را به جا آورم. التماس دعا |
|||
|
|
۱۹:۱۶, ۲۴/آذر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/آذر/۹۰ ۱۹:۱۷ توسط تازه مسلمان.)
شماره ارسال: #22
|
|||
|
|||
|
با سلام
ادامه نشانه های تکبر و تواضع علامت سوم[/b] آنکه پیشی گرفتن در سلام کردن بر او گران نباشد. پس اگر مضایقه داشته و توقع سلام از دیگران داشته باشد متکبر خواهد بود. و عجب آنکه جمعی که خود را از اهل علم می دانند سواره در کوچه و بازار می گذرند و از پیادگان و نشستگان چشم سلام دارند! و حال آنکه سزاوار آنست که ایستاده بر نشسته و سواره بر پیاده سلام کند. اف بر ایشان که یکی از سنن سنیه پیغمبر را آلت تکبر خود قرار داده اند. علامت چهارم آنکه چون فقیر بی نوائی او را دعوتی نماید اجابت کند و به مهمانی او یا حاجتی دیگر که از او طلبیده برود. و اگر این بر آن گران باشد تکبر دارد. علامت پنجم آنکه اگر ضروریات خانه خود را از آب و هیمه و گوشت و امثال اینها را از بازار خریده خود بردارد و به خانه آورد، بر او گران نباشد والا متکبر است. و اگر در خلوت مضایقه نداشته باشد و در نظر مردم بر او گران باشد مبتلا به مرض ریا خواهد بود. حضرت امیرالمومنین (علیه السلام) فرمودند که:«برداشتن چیزی و به خانه آوردن به جهت عیال، از کمال مردی چیزی کم نمی کند» روزی آن سرور گوشت خریدند و بر گوشه ردای مبارک گرفته به خانه بردند. بعضی از اصحاب عرض کردند یا امیرالمونین به من ده تا بیاورم. حضرت فرمود: صاحب عیال، سزاورتر است که بردارد. و مروی است که حضرت امام صادق (علیه السلام) مردی از اهل مدینه را دید که چیزی از برای عیال خود خریده بود و می برد، چون حضرت را دید شرم کرد. حضرت به او فرمود که : از برای عیالت خریده ای و برداشته ای؟ به خدا قسم که اگر اهل مدینه نبودند، هرآینه دوست داشتم که من نیز از برای عیال خود چیزی بخرم و بردارم. و ظاهر آنست که چون در آن وقت از امثال آن بزرگوار این نوع رفتار متعارف نبود، و در نظر مردم قبیح می نمود، و موجب عیب کردن مردمان و غیبت کردن و مذمت نمودن ایشان می شد، به این جهت آن حضرت اجتناب می فرمودند. و از آنجه مستفاد می شود که چنانچه امری به حدی رسد که ارتکاب آن در عرف قبیح باشد و باعث این شود که مردم به غیبت کردن صاحب آن مشغول شوند، ترک کردن آن بهتر است و این نسبت به اشخاص و ولایات و عصرها مختلف می شود، پس باید هرکس ملاحظه آن را بکند. و مناط آن است که به حد قباحت و مذمت رسد. پس هان، تا فریب خود را نخوری و تکبر را به این واسطه مرتکب نشوی. انشالله علائم تواضع و کبر ادامه دارد... |
|||
|
|
۲۰:۳۷, ۲۵/آذر/۹۰
شماره ارسال: #23
|
|||
|
|||
|
با سلام
ادامه نشانه های تکبر و تواضع علامت ششم آنکه بر او پوشیدن جامه های سبک و درشت و کهنه و چرک گران نباشد، که اگر در بند پوشیدن لباس نفیس و بر تحصیل جامه فاخر حریص باشد و آنرا شرف و بزرگی داند متکبر خواهد بود. و حضرت پیغمبر فرمود که:« اینست و جز این نیست که که من بنده ای هستم که بر روی خاک می نشینم و چیزی می خورم، و جامه پشمینه می پوشم، و شتر را می بندم، و انگشتان خود را می لیسم، و چون بنده ای مرا بخواند اجابت می کنم. پس هرکه طریقه مرا ترک کند از من نیست» و مروی است که:«سید انبیا پیراهنی را پوشیده بودند و در وقت وفات آن حضرت بیرون آوردند، از پشم بود و دوازده وصله داشت، که چند وصله آن از پوست پوسفند بود.» «به سلمان گفتند که چرا جامه نو نمی پوشی؟ گفت: من بنده هستم. هروقت آزاد شوم خواهم پوشید» و حضرت رسول (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمود که «جامه کم قیمت و پست پوشیدن از ایمان است» «سید اولیا در زمان خلافت ظاهریه، به جامه ای بسیار کهنه که بر آن پینه بسیار بود پوشیده بود، بعضی از اصحاب با او عتاب کرد. حضرت فرمود: در آن چند فایده است: یکی آنکه مومنین، اقتدا به من می کنند و چنین رفتار می کنند. و دیگر آنکه دل را خاشع می کند و از کبر پاک می گرداند»[/b] انشالله علائم تواضع و کبر ادامه دارد... |
|||
|
|
۰:۵۷, ۲۷/آذر/۹۰
شماره ارسال: #24
|
|||
|
|||
|
با سلام
علامت هفتم آنکه با کنیزان و غلامان خود در یک سفره طعام خورد و با ایشان هم خوراکی کند، اگر بر او گران نباشد متواضع است و الا متکبر. شخصی از اعضای بلخ روایت کند که:«با سلطان سریر ارتضا، علی بن موسی الرضا (علیه السلام) در سفر خراسان همراه بودم روزی سفره حاضر کردند،پس حضرت ملازمان خود از خادمان، و غلامان سیاه را بر سفره جمع کردند، من عرض کردم فدای تو شوم اگر سفره جدائی از برای ایشان قرار دهی بهتر است. فرمود: ساکت باش، به درستی که خدای همه یکی و دین همه یکی و پدر و مادر همه یکی است، و جزای هرکس را به قدر عمل او می دهند» و مخفی نماند که امتحانات و آزمایشهای کبر و تواضع، منحصر به اینها نیست، بلکه اعمال و آثاری دیگر بسیار هست، مانند اینکه بخواهد کسی در پیش او بایستد. حضرت امیرالمومنین (علیه السلام) فرمودند که:«هر که خواهد مردی از اهل آتش را ببیند نگاه کند به مردی که نشسته و در برابر او طایفه ای ایستاده باشند» بعضی از صحابه نقل کرده اند که:«احدی در نزد اصحاب پیغمبر از آن سرور عزیزتر و محترم تر نبود چون نشسته بودندو حضرت وارد می شد به جهت او از جای برنمی خاستند چون می دانستند که آن حضرت از آن کراهت دارد و از جمله علامات کبر اینست که تنها در کوچه و بازار نرود و خواهد که دیگری همراه او باشد و بعضی متکبرین هستند که چون کسی را نیابند، سواره راه روند.» « مروی است که هر که کسی در عقب او راه رود مادامی که چنین است دوری او از خدا زیاد می شود» و حضرت پیغمبر بعضی اوقات با اصحاب راه می رفتند و اصحاب را پیش می انداختند و خود میان ایشان راه می رفتند. انشالله علائم تواضع و کبر ادامه دارد... |
|||
|
|
۲۰:۳۹, ۲۷/آذر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۸/آذر/۹۰ ۱۲:۰۸ توسط تازه مسلمان.)
شماره ارسال: #25
|
|||
|
|||
|
با سلام
علامت هشتم آنکه از زیارت کردن بعضی اشخاص مضایقه کند، اگرچه در زیارت آنها فایده ای از برای او باشد و مضایقه کند از همنشینی فقرا و مریضان و آزار داران. مروی است:«مردی آبله برآورده بود و آبله او چرک برداشته و پوست آن رفته بود و بر حضرت پیغمبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) داخل شد در وقتی که آن حضرت به چیز خوردن مشغول بودند، آن شخص پهلوی هرکس نشست از پیش او برخاست، حضرت او را پهلوی خود نشانید و با او چیزی خورد» «روزی آن حضرت با اصحاب، چیزی می خوردند، مردی که ناخوشی مزمنی داشت و مردم از او متنفر بودند وارد شد، حضرت او را بر پهلوی خود نشانید و فرمود: چیزی بخور» وعلامات دیگر از برای کبر بسیار است که کبر به آن شناخته می شود. و طریقه و رفتار سید انبیا جامع جمیع علامات تواضع، و خالی از همه شوایب کبر بود، پس سزاوار امت او آنکه اقتدا به او نمایند.[/b] ابوسعید خدری که از اصحاب حضرت رسول (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بود روایت کرده که «آن حضرت علف به شتر می داد، و آن را می بست و خانه را می رفت و گوسفند را می دوشید، و نعلین خود را پینه می کرد و جامه خود را وصله می نمود. و با خدمتکاران چیز می خورد و چون خادم از دست آسیا کشیدن خسته می شد آن حضرت خود آسیا می کشید و از بازار چیز می خرید و به دست یا به گوشه جامه خود می گرفت و به خانه می آورد.[/b] و با غنی و فقیر و کوچک و بزرگ مصافحه می کرد. و به هر که بر می خورد از کوچک و بزرگ و سیاه و سفید و آزاد و بنده، از نمازگزاران، ابتدا سلام می کرد. [/b] جامه خانه و بیرون او یکی بود. هر که او را می خواند اجابت می کرد.[/b] به آنچه او را دعوت می کردند حقیر نمی شمرد، اگرچه هیچ به جز خرمای پوسیده نمی بود. صبح از برای شام چیزی نگاه نمی داشت و پام از برای صبح چیزی ذخیره نمی کرد. سهل المونه بود. خوش خلق و کریم الطبع و پشاده رو بود. و با مردمان نیکو معاشرت می کرد. تبسم کنان بود بی خنده، و اندوهناک بود بی عبوس. در امر دین محکم و شدید بود بی سختی و درشتی با مردمان.[/b] متواضع و فروتن بود بی مذلت و خواری. بخشنده بود بی اسراف. مهربان بود به خویشان و ارقاب، قریب بود به جمیع مسلمانان و اهل ذمه، دل او رقیق بود و پیوسته سر به پیش افکنده بود. [/b] و هرگز این قدر چیز نمی خورد که «تخمه» شود و هیچ وقت دست طمع به چیزی دراز نمی کرد» |
|||
|
|
۱۲:۰۵, ۲۸/آذر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۸/آذر/۹۰ ۱۲:۰۶ توسط تازه مسلمان.)
شماره ارسال: #26
|
|||
|
|||
|
با سلام
تواضع و فروتني مذكور شد كه ضد صفت كبر، تواضع است.و آن عبارت است از: شكسته نفسى، كهنگذارد آدمى خود را بالاتر از ديگرى بيند.و لازمه آن، كردار و گفتار چندى است كهدلالتبر تعظيم ديگران، و اكرام ايشان مىكند.و مداومتبر آنها اقوى معالجه است ازبراى مرض كبر.و اين از شرايف صفات، و كرايم ملكات است.و اخبار در فضيلت آنبىنهايت است حضرت پيغمبر - صلى الله عليه و آله - فرمودند كه: «هيچ كس تواضع نكرد مگر اينكه خدا او را بلند گردانيد» .[sup] [/sup] ز خاك آفريدت خداوند پاك پس اى بنده افتادگى كن چو خاك تواضع سر رفعت افرازدت تكبر به خاك اندر اندازدت بعزت هر آنكو فروتر نشست به خوارى نيفتد زبالا به پست بگردن فتد سركش و تند خوى بلنديتبايد بلندى مجوى مروى است كه: «خداوند يگانه به موسى - عليه السلام - وحى كرد كه: من قبول مىكنم نماز كسى را كه از براى عظمت من تواضع كند.و بر مخلوقات من تكبر نكند.ودر دل خود خوف مرا جاى دهد.و روز را به ذكر من به پايان رساند.و به جهت من خود را از خواهشهاى نفس باز دارد» .[sup] [/sup]
روزى حضرت رسول - صلى الله عليه و آله - به اصحاب خود فرمودند كه: «چرا منحلاوت عبادت را در شما نمىبينم؟ عرض كردند كه: چه چيز استحلاوت عبادت؟ فرمود كه: تواضع» .[sup] [/sup] و از آن حضرت مروى است كه: «چهار چيز است كه خدا كرامت نمىكند مگر بهكسى كه خدا او را دوست داشته باشد: يكى صمت و خاموشى، و آن اول عبادت است. دوم توكل بر خدا. سيم تواضع. چهارم زهد در دنيا» .[sup] [/sup] [sup]انشالله تواضع و فروتني ادامه دارد ...[/sup] |
|||
|
|
۱:۲۲, ۳۰/آذر/۹۰
شماره ارسال: #27
|
|||
|
|||
|
با سلام
تواضع و فروتنی و همچنین پیامبر فرمودند:«هر كه فروتنى كند از براى خدا، خدا او رابر مىدارد.و هر كه تكبر كند خدا او را مىافكند.و هر كه قناعت كند خدا او را روزىمىدهد.و هر كه اسراف كند خدا او را محروم مىگرداند.و هر كه بسيار ياد مرگ كندخدا او را دوست مىدارد.و هر كه بسيار ياد خدا كند خدا او را در بهشت در سايه خودجاى دهد» .[sup] [/sup] حضرت عيسى - عليه السلام - فرموده است كه: «خوشا به حال تواضع كنندگان دردنيا، كه ايشان در روز قيامتبر منبرها خواهند بود» .[sup] [/sup] خداى - تعالى - به داود - عليه السلام - وحى فرمود كه: «همچنان كه نزديكترين مردمبه خدا متواضعاناند، همچنين دورترين مردم از خدا متكبراناند» .[sup] [/sup] مروى است كه: «سليمان پيغمبر - عليه السلام - هر صبح بر بزرگان و اغنياء و اشراف مىگذشت تا مىآمد، به نزد مساكين، پس با ايشان مىنشست و مىگفت: مسكينى هستمبا مساكين نشسته» .[sup] [/sup] و مروى است كه: «پدر و پسرى از مؤمنين بر حضرت امير المؤمنين - عليه السلام - وارد شدند حضرت برخاست و ايشان را اكرام نمود و بر صدر مجلس نشانيد و خود دربرابر آنها نشست و فرمود كه: طعامى آوردند و خوردند سپس قنبر آفتابه و طشتىآورد تا دست ايشان را بشويد، حضرت از جاى برجست و آفتابه را گرفت كه دست آنمرد را بشويد آن مرد خود را بر خاك ماليد و عرض كرد كه: يا امير المؤمنين چگونهراضى شوم كه خدا ما را بيند و تو آب به دست من بريزى؟ حضرت فرمود: بنشين ودستخود را بشوى خدا تو را و برادرى از شما را مىبيند كه هيچ فرقى نداريد وبرادرتان مىخواهد به جهتخدمت تو در بهشت ده برابر همه اهل دنيا به او كرامتشود.پس آن مرد نشست پس حضرت فرمود كه: قسم مىدهم تو را به حق عظيمى كهمن بر تو دارم كه مطمئن دستخود را بشوى همچنان كه اگر قنبر آب به دست تومىريخت.پس حضرت دست او را شست...» .[sup] [/sup] انشالله تواضع و فروتني ادامه دارد ... |
|||
|
|
۱:۵۱, ۲/دی/۹۰
شماره ارسال: #28
|
|||
|
|||
|
با سلام
تواضع و فروتنی از حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) مروی است که: تواضع، اصل هر شرف و بزرگی نفس، و مرتبه بلندی است. و اگر تواضع را زبانی بود که مردم می فهمیدند، از حقایق عاقبتهای پنهان خبر می داد. و تواضع آنست که از برای خدا و در راه خدا باشد و ماسوای این مکر است. و هر که از برای خدا تواضع و فروتنی کند خدا او را شرف و بزرگی می دهد بر بسیاری از بندگان. و از برای اهل تواضع، سیمائی است که ملائکه آسمانها و دانایان اهل زمین ایشان را می شناسند. و از برای خدا هیچ عبادتی نیست که آنرا بپسندد و قبول کند مگر اینکه در آن تواضع است. و نمی شناسد آنچه در حقیقت تواضع است مگر بندگان مقربی که به وحدانیت خدا رسیده اند. خدای تعالی می فرماید که بندگان خدا کسانی اند که در روی زمین با تواضع راه می روند. و خداوند عزوجل بهترین خلق خود را به تواضع امر فرمود و گفت:«و احفض جناحک لمن اتبعک من المونین» (215 شعرا) و تواضع مزرعه خشوع و خضوع و خشیت و حیاست و شرف تام حقیقی سالم نمی ماند مگر از برای کسی که متواضع باشد در نزد خدا. و حضرت امام حسن عسگری (علیه السلام) فرمود که:«هر که تواضع کند در دنیا از برای برادر مومن خود پس او در نزد خدا از جمله صدیقان است. و حقا که او از شیعیان علی بن ابی طالب (علیه السلام) است.» |
|||
|
|
۲۰:۰۸, ۲/دی/۹۰
شماره ارسال: #29
|
|||
|
|||
|
با سلام
فایده مذموم بودن ذلت و خواری
هر صفتی فضیلتی وسط است و دو طرف افراط و تفریط آن مهلک و مذموم است. پس صفت تواضع حد وسط است و طرف افراط آن صفت کبر است که مذکور شد و طرف تفریط آن ذلت و پستی است.پس همچنان که کبر مذموم است، همچنین خوار و ذلیل کردن خود نیز مذموم و مهلک است، زیرا که از برای مومن جایز نیست که خود را ذلیل و پست کند. آنچه مذکور شد از مدح تواضع و فروتنی، نسبت به کسانی است که متکبر نباشند. اما کسی که متکبر باشد، بهتر آنست که تواضع او را نکنند، زیرا که فروتنی و ذلت از برای کسی که کتکبر باشد موجب پستی و ذلت خود است و باعث گمراهی آن متکبر، و زیادتی تکبر او می شود. و بسا باشد که اگر مردم تواضع او را نکنند و بر او تکبر کنند متنبه شود و تکبر را ترک کند. و از این جهت است که حضرت رسول(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود که: «هرگاه متواضعین امت مرا ببینید، از برای ایشان تواضع کنید. و هرگاه متکبرین را ببینید بر ایشان تکبر کنید. به درستی که این باعث مذلت و حقارت ایشان می شود.» |
|||
|
|
۱۴:۰۸, ۴/دی/۹۰
شماره ارسال: #30
|
|||
|
|||
|
با سلام
افتخار (فخر فروشی) و مذمت آن و آن مباهات کردن است به زبان به واسطه چیزی که آن را کمال خود توهم کند. و فی الحقیقه این نیز بعضی از اقسام تکبر است. پس این نیز مانند تکبر از محض جهل و سفاهت است. و حضرت سید الساجدین(علیه السلام) فرموده است:«عجب از متکبر افتخارکننده، که دیروز نطفه بود و فردا مرداری می شود» و از حضرت امام محمد باقر(علیه السلام) مروی است که:«در روز فتح مکه حضرت رسول(صلی الله علیه و آله) بر بالای منبر آمد و فرمود:«ای مردمان! بدرستی که خداوند تعالی نخوت جاهلیت، و تفاخر کردن به پدران را از شما برداشت، آگاه باشید که شما همه از آدم هستید و آدم از خاک است، به درستی که بهترین بنده خدا بنده ایست که تقوی را شعار خود سازد»» منقول است که:«روزی قریش تفاخر بر یکدیگر می کردند و سلمان در آنجا حاضر بود، گفت: اما من خلق شده ام از نطفه ای نجس، و مردار گندیده خواهم شد. پس به نزد میزان اعمال خواهم رفت اگر ترازوی عملم سنگین باشد من کریم خواهم بود و اگر سبک باشد لئیم خواهم بود» و ضد این صفت آنست که به زبان و قول، خود را حقیر شماری و دیگران را برخود ترجیح دهی. |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |








