شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
سلام علیکم
ببخشید به چند سوال بنده جواب بدهید:
1. دلیل نزول قرآن چیست؟ امام چه نیازی به قرآن دارد؟ محتاج قرآن است؟
2. چرا پیامبر به بالای منبر رفت و به عرب زبانان (نه مفسران حقیقی قرآن) فرمود سخنان بنده را به قرآن عرض کنید؟
3. فرق امام با پیامبر چیست؟
4. حلال محمد(اللهم صل علی محمد و آل محمد) حلال الی یوم القیامه و حرامه حرام الی یوم القیامه یعنی چی؟
5. آیا قران خودش هیچ بیانی دارد؟
6. آیا قران خودش هیچ هدایتی در بر دارد؟
7. قران به چه زبانی است انسان آن را میفهمد یا فقط معصوم آن را میفهمد؟
8. اعجاز قران در چیست؟
9. چرا خدا فرمود واعتصموا بحبل الله جمیعا و لاتفرقوا! و نفرمود و اعتصموا بحبال الله جمیعا؟
10. چرا خدا قرآن را پناهگاه پیامبرش معرفی میکند؟
11. چرا خدا میفرماید اطیعوا الله و اطیعوا الرسول؟ آیا اطاعت خدا با اطاعت رسول فرق دارد؟
12. چرا خدا میفرماید یستفتونک قل الله یفتیکم و بعد در قرآن فتوای خدا بیان میشود؟
13. چرا کلام پیامبر معجزه نیست؟
14. چرا روایات قرآن را کلام الله میداند و سخنان معصومان را اینگونه کلام الله نمیخواند؟
سلام
کسانی نیستند که بحث را ادامه دهند؟؟؟
ممنون
سلام علیکم
اگه کسی به سوالام جواب نمیده خودم جواب بدم
(۸/آذر/۹۰ ۱۳:۳۴)مهدی عباس زاده نوشته است: [ -> ]سلام علیکم
اگه کسی به سوالام جواب نمیده خودم جواب بدم
سلام علیکم و رحمه الله و برکاته
برادر ارجمندم جناب عباس زاده
در تفسیری این حقیر مطلبی از امام صادق (علیه السلام) را آوردم و شما آیه ای را در تفسیر این آیه آوردید .
بنده حقیر چند معنی رو ارائه دادم. و بعد هم تفسیر مفصلش رو (تازه چند تفسیر طولانی هم بود که گفتم نگذارم چون از حوصله جمع خارج هست.)
متاسفانه با عرض شرمندگی (ان شاء الله که بی ادبی این جانب رو می بخشین و بر نیت خیر من می گذارید ) شما معنی غلطی از آن آیه را که معلوم نبود اصلاً کدام کلمه آن آیه به آن ربط داشت را ارائه دادید و بر معنی جمله خود اصرار فرمودید. و در آخر هم که فرمودید حوصله ندارید پست بنده رو مطالعه بفرمایید و چشمتان درد می گیره. رسماً به بنده گفتید که هیسسسسس!!!
بنده می ترسم جواب بدم . و باز بفرمایید طولانی است و حوصله ندارید بخوانید.
در هر صورت بنده با توجه به تحقیقات خودم به این نتیجه رسیدم که امام و قرآن یکی هستند= در قلب امام قرآن ناطق وجود دارد و قلب قرآن نیز امام است.
. والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته
سلام علیکم و رحمة الله و برکاته
دوست عزیز جناب حسام بنده نگفتم هیسسسسسسسسسسسس بلکه گفتم ایرادتون به این حرف چیه؟ شما هم ایرادی نگرفتید
اگر به اون حرف ایرادی دارید بفرمایید
شما چرا اصرار دارید که قرآن حتما بیانگر یک معنی است بنده تفسیری که از امام صادق آوردید را رد نکردم بلکه گفتم اگر هم ما آن تفسیر را نمیدیدیم ملزم به این نبود که نفهمیم آیه چه میفرماید
ما هم نگفتیم که قرآن و امام راهشان یکی نیست که بلکه میگیم سخنان ائمه در طول سخنان قرآن است نه در عرض آن!!
در هر صورت شما سوالات بنده را با شماره پاسخی کوتاه دهید بنده هم نمیگویم طولانی است چشمم درد میگیرد
سلام علیکم
جناب حسام چی شد؟؟ جواب نمیدید؟
گفتم که اگه ایرادی به تفسیر بنده دارید همان ایراد را مستقیما بیان کنید مشکلی نیست در هر صورت پاسخ به ایراد گذشته ربطی به این سوالات ندارد
همچنان منتظرم جناب وحید یا دیگران این 14 سوال را جواب دهند اگر نمیدهید خودم بدهم تا در ذهن دیگران در این رابطه شبهه ایجاد نشود
نمیخواهم شبهه در ایمان کسی ایجاد شود
التماس دعا
بنده نظر خودم را کامل گفتم
یک بار دیگر
راسخون فی العلم ائمه هستند (بزرگترین و عالم ترینش) و با توجه به اینکه ایشان را خداوند برای بیان و تبیین برگزیده و علمشان از طرف خداست (همانجا که قران امده ) پس اجتهادشان اولویت دارد به هر کسی . بنده شما و یا علامه فلانی
چون ایشان و قران از یک نور واحد هستند و همه از طرف خدا ...
در پناه حق
دوست عزیز این جواب 14 سوال بنده نبودا
این فوقش جواب یه سوال بود
انها را جواب بنده و شما یکیست .
اخرش همینی میشود که گفتم .
تفسیر قران به قران هم خیلی جاها را بنده دیده ام گاهی به پیچاندن شبیه است تا تفسیر!
در پناه خدا
سلام علیکم
نقل قول:راسخون فی العلم ائمه هستند (بزرگترین و عالم ترینش) و با توجه به اینکه ایشان را خداوند برای بیان و تبیین برگزیده و علمشان از طرف خداست (همانجا که قران امده ) پس اجتهادشان اولویت دارد به هر کسی . بنده شما و یا علامه فلانی
چطور راسخون فی العلم را در ائمه محدود کرده اید؟ بنده عرضم این است که راسخون فی العلم معنای مشخصی دارد که بهترین مصداقش ائمه علیهم السلام هستند ولی محدود به ایشان نمیشوند!
پس ما همه طبق سخن امام علی علیه السلام (که میفرماید هرکس در آخر الزمان به قرآن تمسک کند هدایت شده و هر کس از او جدا شود گمراه گشته) موظفیم که قرآن را آنچنان که باید بیاموزیم و سپس به سراغ روایات رفته و باز هم طبق روایات متواتر از ائمه علیهم السلام (که میفرمایند احادیث ما را به قرآن عرضه کنید آنچه موافق بود بپذیرید و آنچه مخالف بود بکوبید گوشه دیوار) عرض بر قرآن بنماییم و آنچه مخالف آن است نپذیریم.
نتیجتا معیار اصلی برای پذیرش سخنی که نقل از معصوم علیه السلام شده قرآن است و بس! و اگر قرآن خودش قابل فهم نبود این معیار بودنش (که دستور ائمه است) لغو بود و کسی که امر به آن کرده عصمتش زیر سوال میرفت!!!
التماس دعا
این که تفسیر قرآن به قرآن پیچاندن است هم قبول ندارم!! آن تفسیر به رأی است که بوی پیچاندن میدهد! یعنی انسان یک چیزی را خودش دوست دارد و می آید به قرآن میبندد! برای این بستن هم نیاز به کمی پیچش دارد..
بَلِ الإِنسانُ عَلىٰ نَفسِهِ بَصيرَةٌ
وَلَو أَلقىٰ مَعاذيرَهُ
بلکه انسان بر (وضع) خودش بسی بیناست! (
۱۴)
و هرچند (در ظاهر برای خود) عذرهایش را بیفکند!(
۱۵)
کسی که دارد تفسیر به رأی میکند و به قرآن تحمیل میکند خودش میداند دارد چه میکند و دیگران هم اگر دقت کنند میفهمند!! نمونه اش هم بنده زیاد دیده ام و لازم به ذکر اسم نیست!