سلام علیکم
برادر من این بحث رجوع به قرآن که امام علی علیه السلام فرموده برای فقها نفرموده! مخاطب ایشان عام مردم است.
وای بر ما که بخواهیم بحث عبث و بیهوده بکنیم.
بنده مواضع حمله به قرآن را تشخیص میدهم و از ساحت قرآن دفاع میکنم. به نظر شما قرآن به عنوان یک سنگر مهم لازم به دفاع نیست؟
اگر کسی بیاید دلالات قرآن را از حجیت بیندازد (قرآنی که متواترتر از هر حدیثی است) شما چطور به روایات حتی میتونید تمسک کنید؟
مثلا اگر کسی بگوید
حرّم ذلک علی المؤمنین لازم نیست معنای حرام بدهد بلکه میتواند معنای مرجوح(مکروه حوزوی) داشته باشد.
یا بگوید أقیموا الصلاة که امر به نماز است لازم نیست واجب باشد بلکه میشود امر در قرآن معنای راجح(مستحب) داشته باشد.
چطور میتوانید بر حدیث غدیر و آیات ولایت موجود در قرآن استناد کنید؟ اگر طرف بگوید این مستحب است و آن ولایت به معنای دوستی است و ... شما چه جوابی دارید؟؟
اگر کسی بیاید قرآن را از دلالت بیندازد در هیچ موضعی نمیتواند از آن دفاع کند ناکارآمدی این گونه استدلال به قرآن را میتوانید در مقاله حجاب احمد قابل ببینید!!! آنجا که دلالت آیه ولیضربن بخمرهن علی جیوبهن را میگوید مستحب هست و کسی از علمای سنتی هم نمیتواند جوابش را بدهد زیرا خودشان هم از این اعتقادها دارند(البته جوابهایی داده شده که در مقاله پوشش ایشان زیر سؤال رفته!!!)
اگر ما نخواهیم به قرآن تمسک داشته باشیم طبق فرموده امام علی علیه السلام که 110 را از او گرفته اید مردم گمراه میشوند!
آیا امام علی علیه السلام نمیدانستند (معاذ الله) که علما اگر به قرآن تمسک کنند کافی است و شما لازم نیست؟ آیا تمسک به قرآن یعنی شب قدر قرآن به سر گرفتن و وقتی کسی میرود سفر با قرآن بدرقه کردن و ...؟
اگر لازم نمیبینید بحث را بنده نیازی به بحث با شما و امثالکم ندارم. کل حزب بما لدیهم فرحون. خوشحال باشید که دشمن شناسید و در سنگر (غیر قرآن و) مقابل دشمن فرضی کار میکنید.(وقتی دسته دسته مردم دارند به خاطر دوری از قرآن که هدایت است از دین خارج میشوند شما دل به چی خوش دارید من نمیدانم؟!)
اما در مورد سخنانتان هم فعلا یک پاسخی لازم است که بیان شود و الا شاید خواننده گمان کند که واقعا آن طور که شما برداشت کردید صحیح است.
نقل قول:اول ایا در صورت حضور امام معصوم (علیه السلام) شما به تفسیر خود از قران عمل میکنید یا از تفسیر امام معصوم
ما میگوییم که اصلا معصوم خلاف دلالت ظاهر قرآن سخنی نمیگوید ابدا و اصلا.
مثلا امکان ندارم معصوم بفرماید این که در قرآن فرموده حرام است!! نه حرام نیست بلکه مرجوح(مکروه حوزوی) است! (زیرا خود ایشان فرموده اند اگر سخنی خلاف قرآن باشد من نگفته ام!! یعنی از مرام ما نیست که سخنی خلاف قرآن بگوییم)
نقل قول:دوم در صورت نبود ایشان در حال حاضر احادیث را با قران مطابقت میدهید (که خودشان همین را فرموده اند ) و اگر خلاف قران نبود و سند و رجال درستی داشت در تفسیر قران از ان استفاده میکنید
اگر منظور شما از تفسیر قرآن آن است که مثلا در قرآن که فرموده است الصلاة و ما نمیدانیم الصلاة چه جور نیایشی هست و باید سنت آن را روشن بسازد. ما حرفی نداریم(هر چند که با شیوه گفتارتان موافق نیستم ولی ...) و شیوه ما هم همین است.
نقل قول: البته در فتواوای اقای صادقی هم این رویه معمول است . مثلا ایشون میگن چون فلان چیز در این ایه نیست پس به حدیث رجوع نشود !
]البته این برداشت من بود .]
برداشتتان کاملا اشتباه است زیرا ایشان حتی به خبر واحد و اجماع و شهرتی که خلاف قرآن و سنت و عقل سلیم نباشد و معارض روایی نداشته باشد فتوا میدهند.
نقل قول:دوم شما جایگاه سنت را در تفسیر قران . کلا میزان تکلیف زا و حجیت ان را چه میزان میدانید ؟
مثلا ایشان میفرمایند غسل جمعه واجب است زیرا در روایات به صورت واجب آمده. در حالی که بسیاری از علما میفرمایند مستحب است و به دلالت روایت هم پشت مینمایند.
نقل قول:قبلا هم خدمت شما عرض کردم مباحث طلبگی مخاطب ندارد و سودی هم برای ما ندارد
شاید سود اجتهادی نداشته باشد ولی لااقل شاید برای عده ای سود در انتخاب مرجعشان داشته باشد و شاید از آن مهمتر سود در برداشت صحیح از قرآن است و اعتقاد راسختر به آن که مطمئنا موجب تقویت اعتقادات فرد خواهد شد.
(البته در پرانتز این را هم بگویم که خیلی جالب است که بحث از روایاتی که اصلا سندشان بررسی نشده است ارزش دارد از نظر شما ولی بحث از قرآن و دلالات آن نه!! واقعا نمیترسید شما از کسانی باشید که روز قیامت پیامبر صلی الله علیه و آله از او شکایت نزد خدا میبرد که رب ان قومی اتخذوا هذا القرآن مهجورا؟؟)