تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: >>>>>>>>صبور باشیم<<<<<<<<
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10
داستان صبر

روزی داود نبی (علی نبینا وآله علیهم السلام ) از طرف خدا تعالی مامور شد که به طرف قومش بره وپیامی رو برای شخص خاصی برسونه

تو کوچه های شهر راه می رفت و سراغ خلّاده دختر أوس رامی گرفت.

ببخشید شما می دونین خونه خلّاده دختر أوس کجاست؟

فرمودید کی؟

خلّاده دختر اوس.

بله بله دختر أوس اون خانه منزل اوست.

داود نبی دّق الباب کرد

صدایی از درون خانه بلند شد:کیستی وبا من چه کار داری.

داود هستم، داود نبی.

داود، پیامبر خدا! فرمان روا و والی حکومت؟!

بله ،داود هستم .

بفرمایید داخل شوید؛ نبی خدا کجا ومنزل خلّاده بنت أوس کجا بفرمایید منزل ما را بقدومتان مبارک وپر برکت نمایید.

از طرف خدا پیامی برایت دارم.

از طرف خدا! ، برای من! حتماً اشتباه شده ،آدرسو اشتباه نیومدین یااینکه اون خلّاده که شما دنبالش هستید من نیستم یک خلّاده دیگه است.

من که باشم که بر آن خاطر عاطر گذرم.

نه آدرس اشتباه و نه اون کس، کسی غیر شماست،خداوند(جلّ واعلی) گفت: شما از بهشتیان هستید البته نه یک بهشتی عادی ، یک بهشتی که همراه پیامبر خدا خواهد بود آره تو قرین من در بهشت هستی.

خلّاده که داشت سرش سوت می کشیدو هنوز باور نکرده بود که مخاطب خاص خدا شده گفت: اخه من که کاری انجام ندادم که مستوجب چنین جزایی باشم .

داود گفت: از خودت بگو تا ببینیم علت این امر چه چیزی است.

خلّاده که هاج واج مونده بود، ناگهان جرقه ای در ذهنش زد گفت:اره من توهیچ سختیی از هیچ چیز شکایت نکردم ، نه تنها جزع وفزع نداشتم حتی از خدا نمی خواستم اون سختی رو برداره می گفتم شاید تو دل این سختی یک حکمتی نشسسته یا چیز دیگه ای که خدا لازم دونسته.[1]

خوش به سعادتش خدا از این حالات نسیب ما هم بکنه آیة الله مصباح نقل می کردند که آیة الله بهاالدینی یک همچین حالتی رو داشتند تو هیچ حادثه یا اتفاقی ندیدیم که ایشان دست پاچه بشوند.[2]

رزقنا الله وایاکم .


شما در مواقع سختی چه حالی هستید؟

[1] .بحار/ج1/ص38/باب ما اوحی علیه السلام و...،قصص للجزایری/ص350 /ف2،و...
[2] .سخنرانی ایشان در بیت رهبری قم
اگر بى تابى كردن ، نه تنها تأثيرى ندارد ، بلكه بر اندازه مصيبت مى افزايد ، پس بهترين مقابله با سختى ، تحمّل كردن و بردبارى ورزيدن است . امام على عليه السلام مى فرمايد: بى تابى كردن هنگام مصيبت ، آن را بيشتر مى كند و بردبارى كردن بر آن ، آن را از بين مى برد

غرر الحكم ، ح5626 .




بردبارى كردن ، اندوه ناشى از بلا را كاهش مى دهد؛ از اين رو ، امام على عليه السلام براى كاستن از اندوه مصيبت ها، صبر كردن را پيشنهاد مى كند: اندوه هاى وارد شده را با عزم بر صبر كردن و حسن يقين ، دور كنيد


تنبيه الخواطر ، ج1 ، ص87 .


[تصویر: IMG10173368.jpg]



تجلّی بارز صبر در کربلا
افراد مصیبت دیده باید اهل بیت«س» را سرمشق خود قرار دهند و صبر و شکیبایی را از آن بزرگواران بیاموزند. تجلّی بارز صبر و شکیبایی، در قیام کربلا و در رویارویی خاندان وحی با دشوارترین و جانگدازترین مصائب عالم رخ داد.امام حسین«ع» درک کرده بودند که شهادت ایشان در کربلا، مصلحت تامّه ملزمه است: «إِنَّ اللَّهَ قَدْ شاءَ أن یراکَ قَتیلا»[5].


حضرت زینب«سلام‌الله‌علیها» نیز فهم این را داشتند که اسارت ایشان، مصلحت است: ‌«إِنَّ اللَّهَ قَدْ شَاءَ أَنْ یرَاهُنَّ سَبَایا»[6]؛ یعنی آن دو بزرگوار و یاران و اطرافیان ایشان می‌دانستند که خداوند می‌‌خواهد گروهی از آنها شهید و دسته‌ای اسیر شوند، تا اسلام عزیز باقی بماند، از این رو همگی فدای دین شدند و بر شهادت و اسارت خود و مصائبی که به آنان تحمیل شد، صابر و شکیبا بودند.ابن زیاد در آن جلسه کذایی به حضرت زینب«س» گفت: دیدی خدا چه بلایی بر سر شما آورد؟


زینب مظلومه فرمود:[7] تو حکمت و مصلحت خداوند را نمی‌فهمی، ما به غیر از خوبی در این مسافرت چیزی ندیدیم. بعد هم فرمود: مادرت به عزایت بنشیند،‌ای پسر مرجانه! و با این جمله، سابقه او و گذشته ناشایست مادرش را به خاطرش آورد.این برخورد شجاعانه و پرافتخار و این پاسخ کوبنده حضرت زینب«س» از آنجا سرچشمه می‌گیرد که ایشان همانند برادرانش و نظیر پدر و مادر و جد بزرگوارش، آن مصائب را از الطاف خفیه خداوند می‌داند و نسبت به آن مصائب، بردبار و صبور است.
چنان‌که امام حسین«ع» قبل از شهادت می‌فرمایند: [8] خدایا این بلا، از الطاف خفیه توست و من صد در صد به این لطف خفیه تو راضی هستم و در برابر آن صبر و استقامت می‌ورزم.


5. بحارالأنوار، ج 44، ص 364 6. همان 7. بحارالأنوار، ج 45، ص 115 8. بحارالأنوار، ج 44، ص 366
صبر در قرآن
صبر عبارت از تحمل و شكيبايي در برابر سختي ها و بلايا و مصيبت ها و از دست دادن جان و مال و مسائل مرتبط با آن در دنياست. از اين رو قرآن با بر شمردن مصاديقي از اين مصيبت ها و از دست دادن ها، به ستايش صابران مي پردازد و مي فرمايد: ولنبلونكم بشي من الخوف و الجوع و نقص من الاموال و الانفس و الثمرات و بشر الصابرين، و ما شما را به چيزهايي چون ترس از آينده و گرسنگي و كمبود و از دست دادن هايي در جان و مال و ميوه ها مي آزماييم و تو به افرادي كه در برابر آن صبر مي كنند مژده بهشت را بده!(بقره آيه157)


آيه 146 سوره آل عمران، صابران را كساني برمي شمارد كه در برابر مصيبت ها و هر بلا و سختي و فشاري كه برانسان وارد مي شود و چيزي را از او مي گيرد، تحمل نشان داده و سستي و ضعف به ايشان دست نمي دهد و ناتوان و عاجز نمي شوند.


بنابراين صبر و شكيبايي در آيات قرآني به معناي تحمل سختي ها و مصيبت ها و مشكلات است به گونه اي كه مهار امور از دست انسان بيرون نرود و كنترل اوضاع را به دست عواطف و احساسات نسپرد و با عقلانيت و تدبير، عقل و شرع استقامت و پايداري كند تا به مقصد خويش برسد و آن چه را مي خواهد به دست آورد. از اين روست كه مسئله صبر و شكيبايي در ميدان جنگ به عنوان يك اصل اساسي براي دستيابي به پيروزي برشمرده شده و به مؤمنان صابر وعده پيروزي داده شده است. (انفال آيه 65 و 66)
گویند سنگ لعل شود در مقام صبر
آری شود ولیک به خون جگر شود
سلام.ممنون از حضورتون.

صبور بودن واقعا سخته.ولي ي چيزي به خودم ثابت شده و تجربه كردم اينه كه ي جورايي خدا با توجه به ظرفيت هر انساني اونو مورد آزمايش قرار ميده.!!Smile

يعني اگه ي مشكلي پيش اومد خدا صبرشم ميده ولي بعضي وقتا ما خودمون نميخوايم صبور باشيم و دنبال بهانه هستيم.

ان شاالله بتونيم صبر واقعي داشته باشيم.

التماس دعا
(۲۸/مهر/۹۲ ۳:۳۷)ترنم نوشته است: [ -> ]سلام.ممنون از حضورتون.

صبور بودن واقعا سخته.ولي ي چيزي به خودم ثابت شده و تجربه كردم اينه كه ي جورايي خدا با توجه به ظرفيت هر انساني اونو مورد آزمايش قرار ميده.!!Smile

يعني اگه ي مشكلي پيش اومد خدا صبرشم ميده ولي بعضي وقتا ما خودمون نميخوايم صبور باشيم و دنبال بهانه هستيم.

ان شاالله بتونيم صبر واقعي داشته باشيم.

التماس دعا

و قال على بن الحسين (علیه السلام) الزهد عشرة اجزاء اعلى درجة الزخد ادنى درجة الورع و اعلى درجة الورع ادنى درجة اليقين و اعلى درجة اليقين ادنى درجة الرضا
حضرت على ابن الحسين عليه السلام فرمودند :زهد داراى ده جزء است. بالاترين درجه زهد پائين‏ترين درجه ورع و پرهيزكارى است، و بالاترين درجه ورع و پرهيزكارى پائين‏ترين درجه يقين است ،و بالاترين درجه يقين پائين‏ترين درجه رضا است.

اصول كافى كتاب ايمان و كفر باب رضا به قضاء حديث 10


اینو به خودم میگم

حرف زدن و کپی پیست کردن خیلی آسان است

در عمل کار سخت می شود

بعد اینجاست که سنگینی جمله "ما رایت الا جمیلا" مشخص می شود.
به نام الله

[تصویر: ya_zeynab.png]
(۲۸/مهر/۹۲ ۴:۰۶)تلمیخا نوشته است: [ -> ]و قال على بن الحسين (علیه السلام) الزهد عشرة اجزاء اعلى درجة الزخد ادنى درجة الورع و اعلى درجة الورع ادنى درجة اليقين و اعلى درجة اليقين ادنى درجة الرضا
حضرت على ابن الحسين عليه السلام فرمودند :زهد داراى ده جزء است. بالاترين درجه زهد پائين‏ترين درجه ورع و پرهيزكارى است، و بالاترين درجه ورع و پرهيزكارى پائين‏ترين درجه يقين است ،و بالاترين درجه يقين پائين‏ترين درجه رضا است.

اصول كافى كتاب ايمان و كفر باب رضا به قضاء حديث 10


اینو به خودم میگم

حرف زدن و کپی پیست کردن خیلی آسان است

در عمل کار سخت می شود

بعد اینجاست که سنگینی جمله "ما رایت الا جمیلا" مشخص می شود.


به قول دوستان تالاري مچكرم.Smile
درسته منظورتون به خودتون بود ولي ي كم به تاپيك منو حرف من هم ممكنه ارتباط داشته باشهSmile

موقع عمل معلوم ميشه اين حرف كاملا درسته.منم چون تجربه كردم بهتون دارم ميگم.پيش خودم ميگفتم اگه فلان دعا مستجاب نشه ديگه هيچي آسمون به زمين مياد!!در صورتي كه دعام مستجاب نشد و من هم تونستم كنار بيام.Smileو آسمون و زمين هم جاي خودشهSmile

البته ناگفته نماند كه صبر خييييييييييييييييييييييييييلي سخته.ولي بستگي به خودمون داره.

حضرت زينب با اون همه مشكلي كه براش پيش اومد از خدا شكايت نكردو صبر كرد،ولي ما ادمها واسه چيزاي كوچيك صبرمون لبريز ميشه.(درسته ماها مثل حضرت زينب نميشيم ولي ميتونيم ايشون رو الگو بگيريم.)Smile

التماس دعاSmile

غم عشقت بیابان پرورم کرد
هوای وصل، بی بال و پرم کرد
به مو گفتی صبوری کن صبوری
صبوری، طرفه خاکی بر سرم کرد
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10
آدرس های مرجع