تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: خادم معنوی امام رضا (علیه السلام)
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13
ادامه دعای امار رضا (علیه السلام) برای صاحب الامر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)

اَللّهُمَّ طَهِّرُ مِنْهُمْ بِلادَکَ وَ اشْفِ مِنْهُمْ عِبادَکَ وَ اَعِزَّ بِه المؤمنینَ وَ اَحْیِ بِه سُنَنَ الْمُرْسَلینَ وَ دارِسَ حِکْمَةَ

النَّبیّنَ وَ جَدِّدْ بِه مَا امْتَحی مِنْ دینِکَ وَ بُدِّلَ مِنْ حُکْمِکَ حَتّی تُعیدَ دینَکَ بِه

وَ عَلی یَدَیْهِ جَدیداً غَضّاً مَحْضاً صَحیحاً لاعِوَجَ فیهِ وَ لابِدْعَةَ مَعَهُ وَ حَتِّی


تُنیرَ بِعَدْلِهِ ظُلْمَ الْجَوْرِ وَ تُطْفِیءَ بِه نیرانَ الْکُفْرِ وَ تُوَضَّحَ بِه مَعاقِدَ الْحَقِّ

وَ مَجْهُولَ الْعَدْلِ فَاِنَّهُ عَبْدُکَ الَّذی اسْتَخْلَصْتَهُ لِنَفْسِکَ وَ اصْطَفَیْتَهُ عَلی عِبادِکَ

وَ ائْتَمَنَتْهُ عَلی غَیْبِکَ وَ عَصَمْتَهُ مِنَ الذُنُوبِ وَ بَرَّاتَهُ مِنَ الْعُیُوبِ وَ طَهَّرْتَهُ مِنَ الرِّجْسِ

وَ سَلَّمْتَهُ مِنَ الدَّنَسِ اَللّهُمَّ فَاِنَّا نَشْهَدُ لَهُ یَوْمِ الْقِیامَةِ وَ یَوْمَ حُلُولِ الْطَّامَّةِ أَنَّهُ لَمْ یُذْنِبْ ذَنْباً وَ لا اَتی حُوباً

وَ لَمْ یَرْتَکِبْ مَعْصیَةً وَ لَمْ یُضَیِّعْ لَکَ طاعَةً وَ لَمْ یَهْتِکْ لَکَ حُرْمَةً وَ لَمْ یُبَدِّلْ لَکَ فَریضَةً وَ لَمْ یُغَیِّرْ لَکَ شَریعَةً

وَ اَنَّهُ الْهادِی الْمَهدی الطّاهِرُ التَّقِیُّ الْنَقِیُّ الرَّضِیُّ الزَّکِیُّ اَللّهُمَّ اَعْطِهِ فِی نَفْسِهِ وَ اَهْلِهِ وَ وَلَدِهِ وَ ذُرِّیَتِهِ

وَ اُمَّتِهِ وَ جَمیعِ رَعِیِّتِهِ ما تُقِرُّ بِه عَیْنَهُ وَ تَسُرُّ بِهِ نَفْسَهُ وَ تَجْمَعُ لَهُ مُلْکَ الْمُمْلَکاتِ کُلَّها قَریبِها وَ بَعیدِها وَ عَزیزِها

وَ ذَلیلِها حَتّی تُجْرِیَ حُکْمَهُ عَلی کُلِّ حُکْمٍ وَ یَغْلِبَ بِحَقِّهِ [عَلی] کُلِّ باطِلِ اَللَّهُمَّ اسْلُکْ بِنا عَلی یَدَیْهِ مِنْهاجَ الْهُدی وَ

الْمَحَجّةَ الْعُظْمی وَ الطَّریقَةَ الْوُسْطی الَّتی یَرْجِعُ اِلَیْها الْغالَی وَ یَلْحَقُ بِها التّالی وَ قَوِّنا عَلی طاعَتِهِ،

وَ ثَبِّتْنا عَلی مُشایِعَتِهِ، وَ امْنُنْ عَلَیْنا بِمُتابَعَتِهِ، و اجْعَلنا فی حِزْبِه الْقَوّامینَ بِاَمْرِهِ الصّابِرینَ مَعَهُ الطّالِبینَ رِضاکَ بِمُنا

صَحَتِهِ حَتّی تَحْشُرَنا یَوْمَ القِیامَةِ فِی اَنْصارِهِ وَ اَعْوانِهِ وَ مُقَوِّیَةِ سُلْطانِهِ اَللَّهُمَّ وَ اجْعَلْ ذلِکَ لَنا خالِصاً مِنْ کُلِّ شکِّ وَ

شَبْهَةٍ وَ ریاءٍ وَ سُمْعَةٍ حَتّی لانَعْتَمِدَ بِهِ غَیْرِکَ وَلانَطْلُبَ بِهِ اِلاّ وَجْهَکَ وَ حَتّی تُحِلَّنا مَحَلَّهُ وَ تَجْعَلَنا فِی الْجَنَّةِ مَعَهُ

وَ اَعِذنا مِنَ السّامَةِ وَ الْکَسَلِ وَ الْفَتْرَةِ وَ اجْعَلْنا مِمَّنْ تَنْتَصِرُ بِهِ لِدیِنِکَ وَ تُعِزُّ بِهِ نَصْرَ وَلِیِّکَ وَ لاتَسْتَبْدِلْ بِنا غَیْرَنا فَاِنَّ

اسْتِبْدالَکَ بِنا غَیْرَنا عَلَیْکَ یَسیرٌ وَ هُوَ عَلَیْنا عَسیرٌ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی وَلاةِ عَهْدِهِ وَ الْاَئِمَّةِ مِنْ بَعْدِهِ وَ بَلِّغْهُمْ آمالَهُمْ

وَ زِدْ فِی آجالِهِم وَ اَعِزَّ نَصْرَهُمْ وَ تَمِّمْ لَهُمْ ما اَسْنَدْتَ اِلَیْهِمْ مِنْ اَمْرِکَ لَهُمْ وَ ثَبِّتْ دَعائِمَهُمْ وَ اجْعَلْنا لَهُمْ اَعْواناً

وَ عَلی دینِکَ اَنْصاراً، فَاِنَّهُمْ مَعادِنُ کَلِماتِکَ وَ خُزانُ عِلْمِکَ وَ اَرْکانُ تَوحیدِکَ وَ دَعائِمُ دینِکَ

وَ وُلاةُ اَمْرِکَ وَ خالِصَتُکَ مِنْ عِبادِکَ وَ صَفْوَتُکَ مِنْ خَلْقِکَ وَ اَوْلِیاؤُکَ وَ سَلائِلُ اَوْلِیائِکَ

وَ صَفْوَةُ اَولادِ نَبِیِّکَ وَ السَّلامُ عَلَیْهِ وَ عَلَیْهِمْ وَ رَحْمَةُ اللهِ وَ بَرَکاتُهُ.


پروردگارا دیار خود را پاک از آن پلیدان ساز و دلهای بندگانت را از هلاک آنها شاد گردان و اهل ایمان را به وجود ایشان عزت بخش و سنن و احکام رسولان الهی و پیغمبران خدا را که مندرس شده بواسطه ایشان زنده ابد ساز و آنچه از کاخ دین و حکم شرع تو را که ویران ساخته و تغییر و تبدیل داده‌اند به وجود ایشان از نو بنیاد کن تا آنکه بواسطه ایشان و به دست ایشان شرعی جدید و آیینی کاملاً تازه که با آن هیچ ناراستی و بدعت نباشد برای امت باز آید و تا آنکه به عدل ایشان بنیان ظلم و جور را نابود سازی و آتش کفر را به کلی خاموش گردانی و عهد و پیمان حق را آشکار و اساس عدل که مجهول گردیده مبین و معلوم سازی زیرا آن حضرت آن بنده با خلوص توست که ایشان را کاملاً خالص برای خود گردانیده‌ای و برای غیبت خویش برگزیده‌ای و ایشان را مقام عصمت از گناه و مبرا از هر نقص و عیب و پاک و منزه از هر رجس و پلیدی و سالم و پاکیزگی از هر ناپاکی عطا فرمودی پروردگارا پس ما بر ایشان گواهی می‌دهیم در روز قیامت و روز ورود حادثه بزرگ محشر که ایشان هیچ گناهی ابداً نکرده‌اند و جرمی هرگز اتیان ننموده‌اند و مرتکب هیچ معصیتی نشده‌اند و هیچ از طاعتت را بدا ضایع نداشته‌اند و هیچ از حرمتت را هتک ننموده‌اند و ابدا فرضیه‌ای را از فرایضت مبدل نساخته‌اند و حکمی از شریعتت را تغییر نداده‌اند و ایشانند البته امام‌هادی خلق رهبر پاک سیرت با تقوای پاکیزه صفات پسندیده آراسته به هر کمال پروردگارا تو به خود آن حضرت و اهل بیت ایشان و فرزند و ذریه و امت و جمیع رعیت ایشان عطایی مرحمت فرما که به آن عطا دیده ایشان روشن و روان ایشان شاد و مسرور شده و کشور تمام مملکت داران عالم از قریب و بعید آنها و عزیز و ذلیلشان همه را به ایشان اعطا فرما تا آنجا که حکم ایشان بر هر حاکمی نافذ و حق ایشان را بر هر باطلی غالب گردان پروردگارا تو ما را بر دست مبارک ایشان به راه هدایت بر و به طریق شرع عظیم الشان و طریقت عدل و درستی که هر تالی باید به آن طریق باز گردد رهبری فرما و ما را بر طاعت آن حضرت قوت عطا فرما و بر پیروی ایشان ثابت قدم بدار و بر نعمت متابعت ایشان بر ما منت گذار و ما را از سپاه آن حضرت که به فرمان ایشان کاملاً قیام کنند و با ایشان شکیبا و صابرند و در یاری و مددکاری ایشان صرف رضا و خشنودی تو را طالبند قرار ده تا آنکه ما را در روز قیامت در صف یاران و مددکاران ایشان و تقویت سلطنت ایشان محشور سازی پروردگارا این ( درخواست و دعا ) را برای ما خالص از هر گونه شک و ریب و ریا و دو رنگی قرار ده تا آنکه بر ایشان ما به غیر تو اعتماد نکنیم و جز القای تو را طالب و مشتاق نباشیم و تا آنکه ما را به مقام ایشان وارد کنی و در بهشت رضوان با ایشان قرار دهی و ای خدا ما از خستگی و بی میلی و کسات و سستی در طاعت به تو پناه می‌بریم و ما را از کسانی که برای احیاء دین خود از ایشان نصرت خواهی و موفق به اعزاز ولی و حجت گردانی مقرر فرما و ما را به غیر ما مبدل مگردان که البته‌این تبدیل ما به غیر بر تو آسان است اما برای ما بسیار ( گران) است پروردگارا درود و رحمت فرست بر والیان عهد ایشان و پیشوایان بعد ایشان و آن بزرگواران را به آمال و آرزوهای بلندشان نایل ساز و بر عمرشان بیفزا و نصرت با عزت به ایشان عطا فرما و آنچه با آن پیشوایان الهی از امر دین خود مربوط با ایشان فرمودی در حقشان به حد کمال رسان و اساس و ارکان ایشان را ثبات و دوام بخش و ما را از یاران آنان و از انصار دین خود قرار ده که البته آن بزرگواران معدن کلمات روحانی و گنجینه علم و ارکان توحید و معرفت و ستونهای دین تو و صاحب اختیاران امر شرع تواند و از بندگان خاص و خالص تو و برگزیده از خلق تو و دوستان خاص و فرزندان محبان خاص و برگزیده اولاد پیغمبر تواند و سلام و تحیت و رحمت خدا بر ایشان و بر پدر بزرگوارشان باد.
التماس دعا برای فرج
اللهم عجل لولیک الفرج
بسم الله
.
.
دو نفر مسافر به خراسان آمدند و براى آنكه وظيفه خود را درباره خواندن نماز بدانند به محضر امام رضا عليه السلام رسيدند و سوال كردند ما از فلان جا آمديم ، آيا نماز ما تمام است يا شكسته ؟
.

امام عليه السلام به يكى از آنها فرمود: نماز تو شكسته است زيرا قصد ملاقات مرا داشته اى و به ديگرى فرمود: نماز تو تمام است زيرا تو قصد ملاقات با سلطان را داشته اى . (و چنين سفرى كه قصد ملاقات با سلطان ستمگر صورت گيرد سفر معصيت است و چنين سفرى موجب شكسته شدن نماز مى گردد).
.
وسائل الشيعه ، ج 5، ص 510.
بسم الرب الحسین
السلام علی اسیر الکربات و قتیل العبرات
سلام علیکم

در یزد مرد صالحی زندگی می كرد كه برادری داشت برخلاف خود بدكار واهل گناه كه دائم در حال آزار دیگران بو.د و مردم شكایت او را به نزد برادر صالح می بردند تا آن كه روزی برادر نیكوكار برای زیارت امام رضا(علیه السلام) با كاروانی عازم مشهد شد وقت حركت برادر بدكردار با اصرار خواستار همراهی با كاروان شد. برادر صالح زیر بار نمی رفت زیرا می ترسید برادرش درراه به آزار و اذیت زوار بپردازد اما بالاخره حریف او نشد و با هم عازم شدند اتفاقا حدس مرد نیكوكار درست درآمد زیرا برادرش هر روز با یكی مجادله می كردو كاروانیان را آسوده نمی گذاشت. اما برادر گناهكار در راه مریض شد و حالش رو به وخامت گذاشت و در نزدیكیهای مشهد از دنیا رفت برادر صالح او را غسل داد و كفن كرد و به مشهد برد و پس از طواف دور حرم رضوی او را در اطراف حرم دفن كرد در حالی كه بسیار نگران حال برادر گناهكارش پس از مرگ بود و بسیار مایل بود اوضاع او را در آن دنیا بداند.
پس از سه شب برادر خود را در خواب دید در حالی كه حالش خیلی خوب بود با تعجب پرسید: تو كه در دنیا آن طور زندگی كردی چطور به این مقام رسیدی برادر مرده جواب داد:مرگ بسیار سختی داشتم و به محض جان دادند لباسم و جایگاهم و فضای اطرافم یك پارچه آتش بود و هر چه فریاد می زدم شما نمی شنیدید و اعتنایی نمی كردید و وقتی در تابوتم نهادید تابوتم پر آتش بود.وقت غسل دادن با خود گفتم شاید وقتی آب ریختند از این آتش خلاص شوم اما آبی هم كه بر من ریختند آتش شد كفن هم آتش بود وقتی مرا برای طواف به حرم می بردید هر كس را می دیدم التماس می كردم كه مرا از این آتش نجات دهید اما كسی متوجه من نبود وقتی به در حرم مطهر رسیدیم آتش ناپدید شد و من آسوده شدم دیدم كه حضرت امام رضا (علیه السلام) بر بالای قبر مطهر خود ایستاده و سربه زیر انداخته ابدا توجهی به من ندارند مرا یك دور طواف دادید وقتی به بالای سر رسیدم پیرمردی را دیدم آنجا ایستاده به من گفت: برو از امام بخواه كه تورا شفاعت كند تا این عذاب آسوده شوی چون این را شنیدم رو به امام رضا عرض كردم فدایت شوم مرا دریاب آن حضرت اعتنایی نفرمود دفعه دوم طواف هم همین حال تكرار شد دفعه سوم كه آخرین بار بود باز پیرمرد گفت: استغاثه كن كه اگر از حرم خارج شوی باز همان عذاب است و علاجی نداری گفتم :جواب مرا نمی دهند چه كنم پیرمرد گفت: آن حضرت را به مادرش خانم فاطمه زهرا(سلام الله علیها) قسم بده چون این سخن شنیدم با گریه به امام عرض كردم فدایت شوم به من رحم كن و منت بگذار تو را به حق جده ات فاطمه زهرا (سلام الله علیها)صدیقه مظلومه قسم می دهم كه مرا مآیوس نفرما و بر من احسان كن و از در خانه خود مران تا امام رضا (علیه السلام) این سخن شنید مانند كسی كه بغض راه گلولش را گرفته باشد رو به من فرمود چه كنم جای شفاعت كه برای ما نگذاشته ای سپس دستان مبارك را به سوی آسمان برداشت و لبهای خود را به حركت در آورد گوی زبان به شفاعت گشود چون از حرم بیرونم آوردند از عذاب خبری نبود و مرا به این باغ نیكو آوردند.

منبع:كتاب تحفه الرضویه /شیخ جلیل ملانوروز معروف به فاضل بسطامی

الّلهم انّی اَشهُدکَ اَنّی ولیٌ لِمن والاهُ و عدوٌ لِمن عاداهُ
موفق باشید و خدایی.
بسم الله
.
.
امام رضا عليه السلام در نامه اى به فرزندش امام جواد عليه السلام نوشت :
.
.
اى ابو جعفر! به من خبر رسيده است وقتى مى خواهى از منزل بيرون روى غلامان تو را از درب كوچك منزل بيرون مى برند و اين بخاطر بخل آنهاست كه نمى خواهند از سوى تو خيرى به نيازمندان برسد.
به حقى كه بر تو دارم سوگندت مى دهم كه پيوسته از درب بزرگ رفت و آمد كن ، وقتى كه سوار مركب مى شوى در هم در دينار به همراه داشته باش و به هر كسى كه از تو در خواستى مى كند عطا كن .
عموهايت از تو كمك خواستند بخشش تو به آنها كمتر از پنجاه دينار نباشد، اگر بيشتر دادى اختيار با توست . و اگر عمه هايت در خواست كمك كردند كمتر از 25 دينار به آنها نده اگر بيشتر دادى مختارى ، همانا من مى خواهم خداوند مقام تو را بالا برد پس انفاق كن و از كم شدن در درگاه خداوند صاحب عرش ترسى به خود را راه نده.

.
.
نگاهى بر زندگى چهارده معصوم (انوارالبهيه ) نور يازدهم ، تاليف شيخ عباس قم
.
بسم الرب الحسین
السلام علی اسیر الکربات و قتیل العبرات
سلام علیکم

مكارم اخلاقی
ابراهیم بن عباس گوید: هرگز ندیدم امام رضا (علیه السلام) به كسی - ولو به یك كلمه - جفا و بی مهری كند و نیز ندیدم كه سخن شخصی را قطع نماید، بلكه صبر می كرد تا سخن او به آخر برسد، و ندیدم كه آن حضرت تا آنجا كه امكان داشت ، تقاضای كسی را رد نماید، او هرگز پاهایش را كنار افرادی كه در حضورش بودند دراز نمی نمود و هرگز در حضور افراد تكیه نمی كرد، و هرگز ندیدم كه آن حضرت به خدمتكاران و غلامان آزاد شده اش ناسزا بگوید، و ندیدم او را كه آب دهانش را بیرون بیندازد، و هرگز او را ندیدم كه خنده با صدا بكند بلكه خنده اش تبسم و لبخند بود، وقتی كه خلوت می كرد و كنار سفره می نشست همه خدمتكاران و غلامان حتی دربانهای اسطبلها را كنار سفره می نشاند و با هم غذا می خوردند. آن حضرت شب كم می خوابید، بسیار سحر خیز بود، بیشتر شبها را از آغاز تا صبح به عبادت می پرداخت ، بسیار روزه می گرفت و روزه سه روز در هر ماه را حتما انجام می داد و می فرمود: روزه سه روز هر ماه ، معادل روزه همه زمانها است ، او كارهای نیك بسیار می كرد و غالبا آن را در شبهای تاریك انجام می داد.

داستان صاحبدلان / محمد محمدي اشتهاردي

الّلهم انّی اَشهُدکَ اَنّی ولیٌ لِمن والاهُ و عدوٌ لِمن عاداهُ
موفق باشید و خدایی.
بسم الرب الحسین
السلام علی اسیر الکربات و قتیل العبرات
سلام علیکم

تواضع و خدمت
امام علیه السلام وارد حمام عمومی شد، شخصی در حمام بود كه امام علیه السلام را نمی شناخت به او گفت : بدن مرا كیسه بكش . امام علیه السلام شروع كرد بدن وی را كیسه می زد كه مردم او را شناختند و آن مرد از كاری كه كرده بود شرمنده گردید و از آن حضرت معذرت خواهی می كرد. اما امام علیه السلام او را دلداری می داد و به كار خود ادامه می داد.

قصه هاي تربيتي چهارده معصوم (عليهم السلام) / محمد رضا اکبري


الّلهم انّی اَشهُدکَ اَنّی ولیٌ لِمن والاهُ و عدوٌ لِمن عاداهُ
موفق باشید و خدایی.
بسم الله
.
.
مرحوم كلينى به نقل از سليمان بن جعفر حكايت كند:
.
روزى به همراه حضرت ابوالحسن ، امام علىّ بن موسى الرّضا عليهما السلام جهت انجام كارى از منزل بيرون رفته بوديم .
پس از پايان آن كار، هنگامى كه خواستم به منزل خود مراجعت نمايم ، حضرت فرمود: امشب همراه من بيا تا به منزل ما برويم و شب را ميهمان ما باش .
من نيز دعوت حضرت رضا عليه السلام را پذيرفتم ،

همين كه داخل منزل رفتيم ، متوجّه شديم كه غلامان حضرت مشغول ساختن جايگاهى آغول براى حيوانات هستند و در بين آن ها مردى سياه چهره ، به عنوان كارگر گِل تهيّه مى كند و به دست ديگران مى دهد.
.
امام رضا عليه السلام سؤ ال نمود: اين شخص كيست ؟
جواب دادند: اين شخص ما را كمك مى كند؛ و ما نيز آخر كار چيزى به او مى دهيم .
حضرت فرمود: آيا براى او معيّن كرده ايد، كه مزدش چقدر باشد؟
در پاسخ به حضرت گفتند: خير، هر چه به او بدهيم ، قبول دارد و راضى است .
.

حضرت با شنيدن اين پاسخ ، بسيار عصّبانى و خشمناك گرديد و خواست با آن ها برخورد نمايد.
من جلو رفتم و عرض كردم : ياابن رسول اللّه ! چرا ناراحت شُديد، چرا اين چنين برخورد مى كنى ؟!
امام عليه السلام فرمود: چندين مرتبه به آن ها تذكّر داده ام كه اين چنين عمله و كارگر نياورند، مگر آن كه قبل از شروع به كار، با او تعيين اُجرت نمايند.
پس از آن ، حضرت افزود: چنانچه با كارگر قبل از شروع كار تعيين اجرت نكنى ، اگر چه چند برابر مزدش را هم به او بدهى ، باز هم ناراضى است و ممكن است خود را طلبكار بداند.
ولى چنانچه با او تعيين اجرت شد، وقتى مزد خود را بگيرد، تشكّر مى كند از اين كه تمام مزد خود را بدون كم و كاستى گرفته ؛ و اگر مختصرى هم بر مزدش اضافه كنى آن را محبّت و لطف مى داند و اين محبّت را هرگز فراموش نمى كند.

.
بحار النوار، ج 68، 157
السلام علیک یا غریب الغرباء
السلام علیک یا معین الضعفاء
السلام علیک یا شمس الشموس
یا انیس النفوس بارض الطوس
السلطان یا علی ابن موسی الرضا
و رحمه الله وبرکاته
امام رضا جونم خیلی دلم برات تنگ شده آقا
بسم الرب الحسین
السلام علیک یا مولای یا ابا محمد الحسن بن علی
سلام علیکم

مرحوم شيخ طوسى رضوان اللّه تعالى عليه در كتاب رجال خود آورده است :
در يكى از روزها، عدّه اى از دوستان امام رضا عليه السلام در منزل آن حضرت گرد يكديگر جمع شده بودند و يونس بن عبدالرّحمن نيز كه از افراد مورد اعتماد حضرت و از شخصيّت هاى ارزنده بود، در جمع ايشان حضور داشت .
هنگامى كه آنان مشغول صحبت و مذاكره بودند، ناگهان گروهى از اهالى بصره اجازه ورود خواستند.
امام عليه السلام ، به يونس فرمود: داخل فلان اتاق برو و مواظب باش هيچ گونه عكس العملى از خود نشان ندهى ؛ مگر آن كه به تو اجازه داده شود.
آن گاه اجازه فرمود و اهالى بصره وارد شدند و بر عليه يونس ، به سخن چينى و ناسزاگوئى آغاز كردند.
و در اين بين حضرت رضا عليه السلام سر مبارك خود را پائين انداخته بود و هيچ سخنى نمى فرمود؛ و نيز عكس العملى ننمود تا آن كه بلند شدند و ضمن خداحافظى از نزد حضرت خارج گشتند.
بعد از آن ، حضرت اجازه فرمود تا يونس از اتاق بيرون آيد.
يونس با حالتى غمگين و چشمى گريان وارد شد و حضرت را مخاطب قرار داد و اظهار داشت :
ياابن رسول اللّه ! من فدايت گردم ، با چنين افرادى من معاشرت دارم ، در حالى كه نمى دانستم درباره من چنين خواهند گفت ؛ و چنين نسبت هائى را به من مى دهند.
امام رضا عليه السلام با ملاطفت ، يونس بن عبدالرّحمان را مورد خطاب قرار داد و فرمود:
اى يونس ! غمگين مباش ، مردم هر چه مى خواهند بگويند، اين گونه مسائل و صحبت ها اهميّتى ندارد، زمانى كه امام تو، از تو راضى و خوشنود باشد هيچ جاى نگرانى و ناراحتى وچود ندارد.
اى يونس ! سعى كن ، هميشه با مردم به مقدار كمال و معرفت آن ها سخن بگوئى و معارف الهى را براى آن ها بيان نمائى .
و از طرح و بيان آن مطالب و مسائلى كه نمى فهمند و درك نمى كنند، خوددارى كن .
اى يونس ! هنگامى كه تو دُرّ گرانبهائى را در دست خويش دارى و مردم بگويند كه سنگ يا كلوخى در دست تو است ؛ و يا آن كه سنگى در دست تو باشد و مردم بگويند كه درّ گرانبهائى در دست دارى ، چنين گفتارى چه تاءثيرى در اعتقادات و افكار تو خواهد داشت؟
و آيا از چنين افكار و گفتار مردم ، سود و يا زيانى بر تو وارد مى شود؟!
يونس با فرمايشات حضرت آرامش يافت و اظهار داشت : خير، سخنان ايشان هيچ اهميّتى برايم ندارد.
امام رضا عليه السلام مجدّدا او را مخاطب قرار داد و فرمود:
اى يونس ، بنابر اين چنانچه راه صحيح را شناخته ، همچنين حقيقت را درك كرده باشى و نيز امامت از تو راضى باشد، نبايد افكار و گفتار مردم در روحيّه ، اعتقادات و افكار تو كمترين تاثيرى داشته باشد؛ مردم هر چه مى خواهند، بگويند.

بحارالا نوار: ج 2، ص 65، ح 5، به نقل از كتاب رجال كشّى .

الّلهم صلّ عَلی عَلیّ بن موسَی الرِّضا المُرتَضی
موفق باشید و خدایی.

سفارش امام رضا(علیه السلام) به شیعیان:
عبدالعظيم حسني مي‌گويد كه حضرت رضا(علیه السلام) به او فرمودند: اي عبدالظيم؛ از طرف من به دوستانم سلام برسان و به آنها بگو:
شيطان را بر خود مسلّط نكنند. و ايشان را دستور بده به راست‌گويي و امانت‌داري، و امر كن كه سكوت را پيشه خود سازند و از مجادله با يكديگر خودداري كنند، با روي خوش يكديگر را ملاقات كنند، و به زيارت هم بروند كه همانا اين عمل باعث تقرّب به من مي‌باشد. درّنده خويي نداشته باشند كه بخواهند يكديگر را پاره كنند. زيرا من قسم ياد كرده‌ام كه هر كه چنين كند و يكي از دوستان مرا خشمگين سازد از خدا بخواهم كه او را در دنيا به عذاب سختي گرفتار كند و در آخرت از گروه زيان‌كاران باشد.




* الإختصاص، ص 240؛ مجلسي، بحارالانوار، ج 49، ص230، ح 27؛ المستدرك، ج 9،ص 102، ح 8.
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13
آدرس های مرجع