تحلیلی جامع بر جدایی نادر از سیمین
سيد محمد حسيني وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي با پيامي به جشنواره فيلم فجر يکي دو روز پيش از افتتاحيه فيلم فجر اين جشنواره را آغاز کرد.
حسيني جشنواره امسال فيلم فجر را
"پر مايه تر" قبل مي خواند، اين شايد اشاره اي به جشنواره کم مايه سال گذشته باشد، جشنواره اي که تا روزهاي انتهايي آن در سينماي مطبوعات منتقدان و اصحاب رسانه چيز دندان گيري در آن نديدند و شايد به همين دليل بود که فيلم اصغر فرهادي " جدايي نادر از سيمين" که اين روز ها بيش از هر چيزي در فضاي مجازي به نام فرنگي آن يعني " يک جدايي" مشهور است، ديده شود.
![[تصویر: 131343_528.jpg]](http://www.mashreghnews.ir/files/fa/news/1390/11/11/131343_528.jpg)
سید محمد حسینی دومین وزیر ارشاد دولت نهم و دهم است برخی او را یکی از محافظه کار ترین وزاری ارشاد جمهوری اسلامی میدانند. حسینی کمتر وارد اظهار نظرهای تخصصی می شود و البته این سکوت او در سیاست گذاری در بخش های فرهنگی کشور نیز تکرار شده است.
"جدايي نادر از سيمين " بر خلاف غالب فيلم هاي به نمايش در آمده در جشنواره بيست و نهم فجر داراي داستان بود، داستاني که روان بودنش باعث شد تا کمي منتقدان را از فضاي عبوس ناشي از آثار بي سر و ته و بي قصه خارج کند.
داستان جدايي نادر از سيمين به همين جا خاتمه نيافت. اين فيلم که مانند اثر قبلي اصغر فرهادي،
فيلمي ساخته شده با بودجه دولتي بوده و با حمايت شهرداري تهران ساخته شده است، بيشترين تعداد سيمرغ هاي اين دوره از جشنواره فيلم فجر را به خود اختصاص داد تا شبهه اي در دولتي بودن اين فيلم از اين سو نيز باقي نگذارد؛ البته جواد شمقدري معاون سينمايي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي مدتي بعد اين فيلم را به عنوان نماينده سينماي ايران به اسکار فرستاد تا همه چيز مسجل شود که جدايي نادر از سيمين،
به واقع نماينده سينماي حکومتي است.
در روزهاي پس از جشنواره نيز ماجرا همچنان ادامه داشت. جدايي نادر از سيمين که خود را فيلمي فرهنگي معرفي کرده بود نيمه نگاهي نيز به گيشه داشت، نگاهي که در مدتي کوتاه تبديل به جنگ تمام عيار سياسي شد. اپوزوسيون جمهوري اسلامي فيلم گيشه اي مسعود دهنمکي را که به نظر مي آمد از همان ابتدا برنده ميدان است به مبارزه طلبيدند و به سبک مبارزات انتخاباتي اپوزوسيون درهمان ابتدا تحريم را کليد زدند. به هر حال فارغ از نتيجه جدايي نادر از سيمين براي بيش از يک ماه بر سر گيشه با " اخراجي ها 3" دهنمکي جنگيد تا بتواند گيشه ها را فتح کند.
![[تصویر: 131345_460.jpg]](http://www.mashreghnews.ir/files/fa/news/1390/11/11/131345_460.jpg)
پس از رونمایی از فیلم "جدایی نادر از سیمین" برخی این فیلم را برداشت شده از زندگی شخصی اصغر فرهادی دانستند. فرهادی اگر چه شایعه مهاجرتش به اروپا را رد کرد اما هرگز حرف دقیقی در رد یا تایید این گمانه نزد؛ هرچند سیر آثار فرهادی نشان از ریشه های جدی تری برای جدایی نادر از سیمین نسبت به یک مساله خانوادگی دارد.
کمتر از يک ماه بعد از جشنواره فيلم فجر، وقتي جشنواره برلين به فيلم اصغر فرهادي جايزه بهترين فيلم و دو جايزه ديگرش را اهدا کرد شايد کسي فکر نمي کرد که اين فيلم بتواند در تاريخ جشنواره هاي غربي شگفتي ساز باشد.
"جدايي نادر از سيمين که در جشنواره هاي غربي با عنوان "يک جدايي" شرکت مي کند تا نامش راحت تر در ذهن مخاطب غربي باقي بماند اگر نگوييم تنها فيلم که از جمله معدود فيلم هايي است که به مذاق همه جشنواره هاي اروپايي و آمريکايي خوش آمده است. معمولاً جشنواره هاي سينمايي اروپايي فيلم هايي را انتخاب مي کنند که سينماي سبک آمريکايي آن را نمي پسندد و برعکس و اين که اين دو گونه جشنواره هر دو اين فيلم [جدايي نادر از سيمين] را پذيرفته اند براي ذهن ناقص هم سؤال ايجاد مي کند، چه برسد به يک منتقد." اين مطلبي است که يکي از منتقدان سينمايي به خبرنگار مشرق مي گويد . او معتقد است که متأسفانه منتقدان سينماي ايران هميشه دچار جوزدگي مي شوند و همه مانند مسعود فراستي نيستند که بي توجه به همه دشنام ها حرف خودش را بزند و اگر از فيلمي خوشش نيامد نظرش را درباره آن فيلم بدون توجه به عواقبش ذکر کند و با خنده مي گويد:" مي خواهم زنده بمانم" او حرف هايش را با اين جمله تمام مي کند که آيا يک منتقد سينمايي از خودش پرسيده است که "جدايي نادر از سيمين به واسطه کدام پلان شاهکار و بي نظير و کدام ديالوگ به ياد ماندني و بازي فوق العاده بايد اين همه مورد تشويق و تقدير قرار بگيرد، آيا کسي هست که بگويد که تقدير اين فيلم به نوعي جفا به ديگر آثار فرهادي نيز هست، چرا که نه در کارگرداني و نه در فيلمنامه اين فيلم، چيزي بيشتر نسبت به کارهاي قبلي فرهادي نداشته، پس چرا ديگر آثار اصغر فرهادي اين همه جايزه نگرفته اند؟"
"درباره الی" آخرین اثر فرهادی پیش از جدایی نادر از سیمین بود؛ اما هرگز آنقدر که آخرین اثر فرهادی مورد توجه قرار گرد استقبال نشد؛ این فیلم درباره بن بست های طبقه متوسط خواستگاه روشنفکری در ایران جدید بود.
اما در ميان منتقدان سينماي ايران اين تنها مسعود فراستي بود که بي هيچ ملاحظه اي جدايي نادر از سيمين را از نظر فني و سينمايي نواخت. فراستي منتقدي است که حتي مخالفان او نمي توانند سواد سينمايي اش را نفي کنند و تنها او را به مخالف خواني متهم مي کنند؛ فراستي درست در زماني که همه به تمجيد از اين فيلم مشغول بودند يعني در بحبوحه ارسال پيام هاي تبريک براي فيلم فرهادي به خاطر کسب جايزه گلدن گلوپ و در يک قدمي مراسم اسکار در يادداشتي نوشت:
"-همچنان بر اين نظرم که «جدايي...» فيلم خوبي نيست. علت موفقيتهاي جهاني آن را نيز دو دليل عمده ميدانم.
اول - ضعف و آشفتگي و بحران تفکر در سينماي امروز جهان، آخرين آثار فيلمسازان مطرح جهان از جمله ترنس ماليک، لارس فونترير، پدرو آلمودوار، برادران داردن و فيلمهاي سطحي ديگر گواه اين ادعاست.
دوم- «يک جدايي» تصوير بيخطر و نوعاً اگزوتيک مدرني است از جامعه شهري مملو از دروغ و توجيه دروغ براي حفظ خود؛ و تشويق به مهاجرت، با دوربيني ادايي و بيهويت اما به ظاهر امروزي. اين تصوير جهان سومي در راستاي نگاه غربيها به ماست از همين زاويه است که آن را نماينده شايسته سينماي ايران نميدانم."
با اين حال به اظهار نظر هاي فراستي درباره فيلم کمتر در رسانه هاي طرفدار اين فيلم پرداخته شد. اين رسانه ها که جريان اصلي رسانه هاي سينمايي ايران را نيز در دست دارند، بيشتر ترجيح دادند تا در جناح مخالف اظهار نظر هاي شخصيت هاي جنجالي مانند
فرج الله سلحشور را پوشش دهند و کمتر به اظهار نظرهاي فني يک منتقد سينمايي توجه داشته باشند.
جواد شمقدری معاون جنجالی سینمایی ارشاد، همان کسی است که در زمان تولید "جدایی نادر از سیمین" مجموعه تحت مدیریت او ساخت این فیلم را متوقف کرد؛ شمقدری در پیام تبریکش به فرهادی به خاطر موفقیت جدایی نادر از سیمین انتخاب این فیلم را حاصل "قضاوتي بخردانه" می خواند.
"گر حجابها و موانع و تعصبها كناري برود، هر روز شاهد اقبال و توجه ديگران به آثار فرهنگي و توليدات سينمايي ايران خواهيم بود. آقاي اصغر فرهادي توانست از اين حجابها و موانع بگذرد و قضاوتي بخردانه فيلم او را بر سكوي برگزيدهها بنشاند. اين موفقيت را به وي و جامعه سينماي ايران و مردم خوب كشورمان تبريك ميگويم." در حالي که قطار پيام هاي تبريک سينماگران ايراني براي اصغر فرهادي همچنان ادامه داشت اين جملات توسط قلم جواد شمقدري، معاون سينمايي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي نگاشته شد تا در اختيار رسانه ها قرار گيرد. پيام هاي برخي اصحاب سينما تحت تأثير فضاي ناشي از تعطيلي خانه سينما توسط وزارت ارشاد و مانند پيام عباس کيارستمي که معاونت سينمايي ارشاد در اين سالها بسيار سعي داشته تا به نوعي به او نزديک شده و رضايتش را جلب نمايد؛ فضاي سينماي ايران را سرد و نا اميدانه توصيف مي کنند.
کيارستمي در گفت وگو با خبرگزاري آمريکايي آسوشيتدپرس اظهار اميدواري مي کند تا شايد جايزه گلدن گلوپ،
کمي دولتمردان را با سينما مهربان تر کند و به نظر مي رسد پيش بيني کيارستمي تا حدودي مي رود تا به واقعيت نزديک شود.
جدایی نادر از سیمین شاید اولین فیلمی در جامعه ایران باشد که مذهب و سنت های جامعه ایرانی را به طور همزمان مورد حمله قرار میدهد؛ پیش از این حتی فیلم سازان منتسب به جریان فرهنگی دهه چهل و پنجاه که تحت تاثیر تفکرات اعضای دفتر فرح پهلوی بود میکوشیند لا اقل لایه ای سطحی از سنت را جایگزین مذهب کنند. اما جدایی نماد های هر دو تفکر را به صورت همزمان هدف قرار داده و تنها راه نجات را پناهندگی به جامعه سکولار غرب و اخلاق بیجهت آن معرفی میکند.
برخي اخبار موثق حاکي از آن است که پاي برخي از مسؤولان بلندپايه نيز به داستان هاي سينمايي وارد شده اند. بر اساس این گزارش عده اي از اعضاي مشهور خانه [فعلاً تعطيل] سينما، نامه اي را خطاب به يکي از مردان پر حاشيه دولت تنظيم کرده اند و از آن سو نيز يکي از مسؤولان بلندپايه دولت نيز نامه تبريکي را براي فرهادي آماده کرده است که شنيده ها خبر از انتشار قريب الوقوع آن می باشد. به نظر مي رسد داستان فيلم "يک جدايي" بيش از آنکه ادعا مي شود سياسي است.
البته حضور اصغر فرهادي در ميهماني و جلسه اپوزوسيون جمهوري اسلامي در آمريکا و سخنان سياسي که بر زبان رانده است قصه سياسي اين جدايي را کامل مي کند تا منتقدان ديگر بتوانند با قاطعيت بگويند که فيلم هاي حکومتي بيشتر موضع اپوزوسيون نظام جمهوري اسلامي را انتخاب مي کنند تا بالعکس.
![[تصویر: 131348_954.jpg]](http://www.mashreghnews.ir/files/fa/news/1390/11/11/131348_954.jpg)
"یک جدایی" در حالی که جوایز جشنواره های مختلف را به خود اختصاص میدهد که هر یک از این جشنواره ها ذائقه های خاص خود را دارند با این حال در بین منتقدین هیچ گاه این سوال به میان نیامده است که چرا باید فیلمی مانند "یک جدایی" هم نظر جشنواره های اروپایی را جلب کند و هم آمریکایی؛ آیا این فیلم دارای پلان های تکان دهنده و ماندگار یا دیالوگ های خاص و شاهکار است؟ این سوالی است که هر مخاطب با رجوع به حافظه اش می تواند به آن پاسخ گوید.
اگر چه وجود فيلم هايي مانند
"زمستان است" در کارنامه هنري برخي از نهادهاي وابسته به بودجه هاي کشور، اين گزاره را که نهادهاي فرهنگي ايران يد طولايي در ساخت فيلم هاي اپوزوسيوني دارند تأييد مي کند، اما اينکه فيلمي درباره فروپاشي اخلاقي در ايران پس از انقلاب با بودجه نظام ساخته شده و تعريف و تمجيد مقامات سياسي و فرهنگي ايران و غرب را به صورت همزمان با خود داشته باشد، يکي از شگفتيهاي سينماي ايران است.