۲/اسفند/۹۰, ۲۲:۱۵
نظر رهبری عزیز(حفظه الله) پیرامون فردوسی(رحمة الله علیه):
آقاى «نورىزاد» در باب شاهنامه پرسيدند. بله؛ من موافقم كه از «فردوسى» تجليل شود، شاهنامه تحليل شود و حكمت فردوسى استخراج گردد تا همه بدانند كه اين حكمت، اسلامى است يا غيراسلامى. اين بزرگداشتى هم كه برگزار شد، اصلاً به دستور و خواست من بود؛ منتها چون اواخر رياست جمهورىام بود، به آقاى مهندس «حجت» گفتم كه دنبال نماييد و فردوسى را بزرگ كنيد. فردوسى بايد هم بزرگ شود. فردوسى در قلّه است. اميدواريم كمكارى - كه دوستان اشاره كردند - گريبان ما را نگيرد تا حكمت فردوسى را بيان كنيم. ما هستيم كه اسم او را «حكيم ابوالقاسم فردوسى» گذاشتيم؛ دشمنان دين كه اين اسم را نگذاشتهاند. خوب؛ اين حكيم چه كسى است و حكمت او چيست؟ آيا حكمت زردشتى است، حكمت بىدينى است، حكمت پادشاهى است يا حكمت اسلامى؟ اين را مىشود در آورد. اگر كسى به شاهنامه نگاه كند، خواهد ديد كه يك جريانِ گاهى باريك و پنهان و گاهى وسيع، از روح توحيد، توكّل، اعتماد به خدا و اعتماد به حق و مجاهدت در راه حق در سرتاسر شاهنامه جارى است. اين را مىشود استخراج كرد، ديد و فهميد. مخصوصاً بعضى از شخصيتهاى شاهنامه خيلى برجسته هستند كه اينها را بايد شناخت و استخراج كرد. من يك وقت گفتم كه «اسفنديار» مثل اين بچه حزباللّهيهاى امروز خودِ ماست! در فرهنگ شاهنامه يك حزباللّهى غيورِ دينخواهِ مبارز وجود دارد. بله؛ اين كارها را شما بكنيد تا ديگران نكنند. شما كه نكرديد، ديگران مىكنند.
farsi.khamenei.ir/speech-content?id=3162
آقايانى كه اين خصوصيات را دارند، به نظر من نبايد اكتفا كنند كه شاعر خوبى در حد كنونى هستند؛ بلكه همتشان را بگذارند كه در حد حافظ و سعدى و مولوى و فردوسى بشوند.عقيدهام اين است كه مىشود؛ منتها شروطى دارد كه بايد عمل بشود. اگر كسى بگويد كه ما كجا و حافظ كجا، ما كه حافظ نمىشويم، بايد گفت كه اگر حافظ و سعدى و مولوى و فردوسى نمىتوانيد بشويد،سلمان ساوجى و صائب تبريزى كه مىتوانيد بشويد؛...
farsi.khamenei.ir/speech-content?id=2297
حقيقت قضيه اين است كه فردوسى يك حكيم است؛ تعارف كه نكرديم به فردوسى، حكيم گفتيم. الان چند صد سال است كه دارند به فردوسى، حكيم مىگويند. حكمت فردوسى چيست؟ حكمت الهىِ اسلامى.
فردوسى، يك حكيم الهىشما خيال نكنيد كه در حكمت فردوسى، يك ذره حكمت زردشتى وجود دارد. فردوسى آن وقتى كه از اسفنديار تعريف مىكند، روى ديندارى او تكيه مىكند.
مىدانيد كه اسفنديار يك فرد متعصبِ مذهبىِ مبلّغ دين بوده كه سعى كرده پاكدينى را در همه جاى ايران گسترش بدهد. تيپ اسفنديار، تيپ حزباللهىهاى امروز خودمان است؛ آدم خيلى شجاع و نترس و دينى بوده است؛ حاضر بوده است براى حفظ اصولى كه به آن معتقد بوده و رعايت مىكرده، خطر بكند و از هفتخان بگذرد و حتّى با رستم دست و پنجه نرم كند. وقتى شما شاهنامه را مطالعه مىكنيد، مىبينيد كه فردوسى روى اين جنبهى ديندارى و طهارت اخلاقى اسفنديار تكيه مىكند. با اينكه فردوسى اصلاً بنا ندارد از هيچيك از آن پادشاهان بدگويى كند، اما شما ببينيد گشتاسب در شاهنامه چه چهرهيى دارد، اسفنديار چه چهرهيى دارد؛ اينها پدر و پسر هستند. فردوسى بر اساس معيارهاى اسلامى، به فضيلتها توجه دارد؛ در حالى كه بر طبق معيارهاى سلطنتى و پادشاهى، در نزاع بين گشتاسب و اسفنديار، حق با شاه است. «به نيروى يزدان و فرمان شاه» يعنى چه؟ يعنى هرچه شاه گفت، همان درست است؛ يعنى حق با گشتاسب است؛ اما اگر شما به شاهنامه نگاه كنيد، مىبينيد كه در نزاع بين اسفنديار و گشتاسب، حق با اسفنديار است؛ يعنى اسفنديار يك حكيم الهى است. فردوسى از اول با نام خدا شروع مىكند - «به نام خداوند جان و خرد / كزين برتر انديشه بر نگذرد» - تا آخر هم همينطور است؛ فردوسى را با اين چشم نگاه كنيد. فردوسى، خداى سخن است؛ او زبان مستحكم و استوارى دارد و واقعاً پدر زبان فارسى امروز است؛ او دلباخته و مجذوب مفاهيم حكمت اسلامى بود؛ شاهنامه را با اين ديد نگاه كنيد.
farsi.khamenei.ir/speech-content?id=2597
حالا نگاه کنید به تفاوت نگاه عظیم رهبری(حفظه الله) به فردوسی(رحمة الله علیه)با عده ای ......
آقاى «نورىزاد» در باب شاهنامه پرسيدند. بله؛ من موافقم كه از «فردوسى» تجليل شود، شاهنامه تحليل شود و حكمت فردوسى استخراج گردد تا همه بدانند كه اين حكمت، اسلامى است يا غيراسلامى. اين بزرگداشتى هم كه برگزار شد، اصلاً به دستور و خواست من بود؛ منتها چون اواخر رياست جمهورىام بود، به آقاى مهندس «حجت» گفتم كه دنبال نماييد و فردوسى را بزرگ كنيد. فردوسى بايد هم بزرگ شود. فردوسى در قلّه است. اميدواريم كمكارى - كه دوستان اشاره كردند - گريبان ما را نگيرد تا حكمت فردوسى را بيان كنيم. ما هستيم كه اسم او را «حكيم ابوالقاسم فردوسى» گذاشتيم؛ دشمنان دين كه اين اسم را نگذاشتهاند. خوب؛ اين حكيم چه كسى است و حكمت او چيست؟ آيا حكمت زردشتى است، حكمت بىدينى است، حكمت پادشاهى است يا حكمت اسلامى؟ اين را مىشود در آورد. اگر كسى به شاهنامه نگاه كند، خواهد ديد كه يك جريانِ گاهى باريك و پنهان و گاهى وسيع، از روح توحيد، توكّل، اعتماد به خدا و اعتماد به حق و مجاهدت در راه حق در سرتاسر شاهنامه جارى است. اين را مىشود استخراج كرد، ديد و فهميد. مخصوصاً بعضى از شخصيتهاى شاهنامه خيلى برجسته هستند كه اينها را بايد شناخت و استخراج كرد. من يك وقت گفتم كه «اسفنديار» مثل اين بچه حزباللّهيهاى امروز خودِ ماست! در فرهنگ شاهنامه يك حزباللّهى غيورِ دينخواهِ مبارز وجود دارد. بله؛ اين كارها را شما بكنيد تا ديگران نكنند. شما كه نكرديد، ديگران مىكنند.
farsi.khamenei.ir/speech-content?id=3162
آقايانى كه اين خصوصيات را دارند، به نظر من نبايد اكتفا كنند كه شاعر خوبى در حد كنونى هستند؛ بلكه همتشان را بگذارند كه در حد حافظ و سعدى و مولوى و فردوسى بشوند.عقيدهام اين است كه مىشود؛ منتها شروطى دارد كه بايد عمل بشود. اگر كسى بگويد كه ما كجا و حافظ كجا، ما كه حافظ نمىشويم، بايد گفت كه اگر حافظ و سعدى و مولوى و فردوسى نمىتوانيد بشويد،سلمان ساوجى و صائب تبريزى كه مىتوانيد بشويد؛...
farsi.khamenei.ir/speech-content?id=2297
حقيقت قضيه اين است كه فردوسى يك حكيم است؛ تعارف كه نكرديم به فردوسى، حكيم گفتيم. الان چند صد سال است كه دارند به فردوسى، حكيم مىگويند. حكمت فردوسى چيست؟ حكمت الهىِ اسلامى.
فردوسى، يك حكيم الهىشما خيال نكنيد كه در حكمت فردوسى، يك ذره حكمت زردشتى وجود دارد. فردوسى آن وقتى كه از اسفنديار تعريف مىكند، روى ديندارى او تكيه مىكند.
مىدانيد كه اسفنديار يك فرد متعصبِ مذهبىِ مبلّغ دين بوده كه سعى كرده پاكدينى را در همه جاى ايران گسترش بدهد. تيپ اسفنديار، تيپ حزباللهىهاى امروز خودمان است؛ آدم خيلى شجاع و نترس و دينى بوده است؛ حاضر بوده است براى حفظ اصولى كه به آن معتقد بوده و رعايت مىكرده، خطر بكند و از هفتخان بگذرد و حتّى با رستم دست و پنجه نرم كند. وقتى شما شاهنامه را مطالعه مىكنيد، مىبينيد كه فردوسى روى اين جنبهى ديندارى و طهارت اخلاقى اسفنديار تكيه مىكند. با اينكه فردوسى اصلاً بنا ندارد از هيچيك از آن پادشاهان بدگويى كند، اما شما ببينيد گشتاسب در شاهنامه چه چهرهيى دارد، اسفنديار چه چهرهيى دارد؛ اينها پدر و پسر هستند. فردوسى بر اساس معيارهاى اسلامى، به فضيلتها توجه دارد؛ در حالى كه بر طبق معيارهاى سلطنتى و پادشاهى، در نزاع بين گشتاسب و اسفنديار، حق با شاه است. «به نيروى يزدان و فرمان شاه» يعنى چه؟ يعنى هرچه شاه گفت، همان درست است؛ يعنى حق با گشتاسب است؛ اما اگر شما به شاهنامه نگاه كنيد، مىبينيد كه در نزاع بين اسفنديار و گشتاسب، حق با اسفنديار است؛ يعنى اسفنديار يك حكيم الهى است. فردوسى از اول با نام خدا شروع مىكند - «به نام خداوند جان و خرد / كزين برتر انديشه بر نگذرد» - تا آخر هم همينطور است؛ فردوسى را با اين چشم نگاه كنيد. فردوسى، خداى سخن است؛ او زبان مستحكم و استوارى دارد و واقعاً پدر زبان فارسى امروز است؛ او دلباخته و مجذوب مفاهيم حكمت اسلامى بود؛ شاهنامه را با اين ديد نگاه كنيد.
farsi.khamenei.ir/speech-content?id=2597
حالا نگاه کنید به تفاوت نگاه عظیم رهبری(حفظه الله) به فردوسی(رحمة الله علیه)با عده ای ......


) 