تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: فردوسي كيست ؟
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7
نظر رهبری عزیز(حفظه الله) پیرامون فردوسی(رحمة الله علیه):


آقاى «نورى‌زاد» در باب شاهنامه پرسيدند. بله؛ من موافقم كه از «فردوسى» تجليل شود، شاهنامه تحليل شود و حكمت فردوسى استخراج گردد تا همه بدانند كه اين حكمت، اسلامى است يا غيراسلامى. اين بزرگداشتى هم كه برگزار شد، اصلاً به دستور و خواست من بود؛ منتها چون اواخر رياست جمهورى‌ام بود، به آقاى مهندس «حجت» گفتم كه دنبال نماييد و فردوسى را بزرگ كنيد. فردوسى بايد هم بزرگ شود. فردوسى در قلّه است. اميدواريم كم‌كارى - كه دوستان اشاره كردند - گريبان ما را نگيرد تا حكمت فردوسى را بيان كنيم. ما هستيم كه اسم او را «حكيم ابوالقاسم فردوسى» گذاشتيم؛ دشمنان دين كه اين اسم را نگذاشته‌اند. خوب؛ اين حكيم چه كسى است و حكمت او چيست؟ آيا حكمت زردشتى است، حكمت بى‌دينى است، حكمت پادشاهى است يا حكمت اسلامى؟ اين را مى‌شود در آورد. اگر كسى به شاهنامه نگاه كند، خواهد ديد كه يك جريانِ گاهى باريك و پنهان و گاهى وسيع، از روح توحيد، توكّل، اعتماد به خدا و اعتماد به حق و مجاهدت در راه حق در سرتاسر شاهنامه جارى است. اين را مى‌شود استخراج كرد، ديد و فهميد. مخصوصاً بعضى از شخصيتهاى شاهنامه خيلى برجسته هستند كه اينها را بايد شناخت و استخراج كرد. من يك وقت گفتم كه «اسفنديار» مثل اين بچه حزب‌اللّهيهاى امروز خودِ ماست! در فرهنگ شاهنامه يك حزب‌اللّهى غيورِ دين‌خواهِ مبارز وجود دارد. بله؛ اين كارها را شما بكنيد تا ديگران نكنند. شما كه نكرديد، ديگران مى‌كنند.


farsi.khamenei.ir/speech-content?id=3162

آقايانى كه اين خصوصيات را دارند، به نظر من نبايد اكتفا كنند كه شاعر خوبى در حد كنونى هستند؛ بلكه همتشان را بگذارند كه در حد حافظ و سعدى و مولوى و فردوسى بشوند.عقيده‏ام اين است كه مى‏شود؛ منتها شروطى دارد كه بايد عمل بشود. اگر كسى بگويد كه ما كجا و حافظ كجا، ما كه حافظ نمى‏شويم، بايد گفت كه اگر حافظ و سعدى و مولوى و فردوسى نمى‏توانيد بشويد،سلمان ساوجى و صائب تبريزى كه مى‏توانيد بشويد؛...

farsi.khamenei.ir/speech-content?id=2297

حقيقت قضيه اين است كه فردوسى يك حكيم است؛ تعارف كه نكرديم به فردوسى، حكيم گفتيم. الان چند صد سال است كه دارند به فردوسى، حكيم مى‏گويند. حكمت فردوسى چيست؟ حكمت الهىِ اسلامى.

فردوسى، يك حكيم الهى‏شما خيال نكنيد كه در حكمت فردوسى، يك ذره حكمت زردشتى وجود دارد. فردوسى آن وقتى كه از اسفنديار تعريف مى‏كند، روى ديندارى او تكيه مى‏كند.

مى‏دانيد كه اسفنديار يك فرد متعصبِ مذهبىِ مبلّغ دين بوده كه سعى كرده پاكدينى را در همه جاى ايران گسترش بدهد. تيپ اسفنديار، تيپ حزب‏اللهى‏هاى امروز خودمان است؛ آدم خيلى شجاع و نترس و دينى بوده است؛ حاضر بوده است براى حفظ اصولى كه به آن معتقد بوده و رعايت مى‏كرده، خطر بكند و از هفت‏خان بگذرد و حتّى با رستم دست و پنجه نرم كند. وقتى شما شاهنامه را مطالعه مى‏كنيد، مى‏بينيد كه فردوسى روى اين جنبه‏ى ديندارى و طهارت اخلاقى اسفنديار تكيه مى‏كند. با اين‏كه فردوسى اصلاً بنا ندارد از هيچيك از آن پادشاهان بدگويى كند، اما شما ببينيد گشتاسب در شاهنامه چه چهره‏يى دارد، اسفنديار چه چهره‏يى دارد؛ اينها پدر و پسر هستند. فردوسى بر اساس معيارهاى اسلامى، به فضيلتها توجه دارد؛ در حالى كه بر طبق معيارهاى سلطنتى و پادشاهى، در نزاع بين گشتاسب و اسفنديار، حق با شاه است. «به نيروى يزدان و فرمان شاه» يعنى چه؟ يعنى هرچه شاه گفت، همان درست است؛ يعنى حق با گشتاسب است؛ اما اگر شما به شاهنامه نگاه كنيد، مى‏بينيد كه در نزاع بين اسفنديار و گشتاسب، حق با اسفنديار است؛ يعنى اسفنديار يك حكيم الهى است. فردوسى از اول با نام خدا شروع مى‏كند - «به نام خداوند جان و خرد / كزين برتر انديشه بر نگذرد» - تا آخر هم همين‏طور است؛ فردوسى را با اين چشم نگاه كنيد. فردوسى، خداى سخن است؛ او زبان مستحكم و استوارى دارد و واقعاً پدر زبان فارسى امروز است؛ او دلباخته و مجذوب مفاهيم حكمت اسلامى بود؛ شاهنامه را با اين ديد نگاه كنيد.

farsi.khamenei.ir/speech-content?id=2597


حالا نگاه کنید به تفاوت نگاه عظیم رهبری(حفظه الله) به فردوسی(رحمة الله علیه)با عده ای ......



جواب آقاي محمد 667 در پيام 28# صفحه ي 3
آقاي محمد 667 ، نميدونم كجاي كارم لنگ ميزنه كه شما فكر ميكنيد هدف من فقط ضربه زدن به شخصيت آقاي فردوسيه!!
من فقط براي فهميدن اصل داستان اين تاپيك رو زدم .
اگه شما حق هستيد خوب هميشه حق پيروزه و من علاوه بر اين كه به شخصيت آقاي فردوسي ضربه نزدم بلكه باعث بيداري ديگر اشخاصي كه به خوب بودن فرودسي اعتقادي ندارند ميشوم .

ياحقBlush
به نام خدا
سلام علیکم
در واقع ما چون یک دنیا داریم و یک خدا داریم پس باید عرفان واحدی در این باره داشته باشیم.عرفان زرتشتی هم مثل عرفان اسلامی از واقعیت ها سخن می گوید با این تفاوت که در اسلام مثلا می گوییم آدم و حوا و در دین زرتشت می گوییم کیومرث(مشی و مشیانه).در بین این دو نوع عرفان تناقضی نیست مگر در اثر برداشت اشتباه..فردوسی هم شاعر بزرگی بوده در حدی که بهار گفته((شاهنامه هست بی اغراق قرآن/ عجم رتبه ی دانای توسی رتبه ی پیغمبری))البته بهار این نظر را دارد و اگر کسی ادعا دارد که در زمینه ادبیات و زبان فارسی از ملک الشعرا بیشتر می فهمد می تواند این شعر را به باد انتقاد بگیرد البته فراموش نکنیم که ما در ادبیات صنعتی به نام تشبیه داریم.و راجع به حکمت زرتشتی باید بدانیم از منطقی ترین حکمت هاست که حکمت اشراق در اسلام تاثیر پذیر از همین حکمت است.و زرتشت توسط فلاسفه ی غرب و شرق بسیار ستوده شده است.
فی امان الله
[
به نام خدا
سلام علیکم
بهتر است این تاپیک را ببندید تا بیشتر از این خودمان به فرهنگمان توهین نکرده ایم بعد می گوییم چرا تهاجم فرهنگی به سوی ما می شود؟جواب این سوال را می توانید با نگاه کردن به کشور های خاور دور بگیرید که با حفظ فرهنگ خویش آسیب های تهاجم فرهنگی را به حد اقل رسانده اند.همه ی ملت ها دوست دارند فردوسی داشته باشند حافظ داشته باشند مولانا داشته باشند عنصری سنایی خاقانی عطار و ...اما ما داریم ولی قدر آن ها را نمی دانیم.مولانا را ترک ها می برند و سنایی را افغانی ها ماهم بی خیال نشسته ایم از فردوسی انتقاد می کنیم.به امید اینکه قدر مشاهیر خود را بدانیم.
فی امان الله
...خودمان به فرهنگمان توهین نکرده ایم...
به به چشمم روشن !!Big Grin
از نظر شما آگاه كردن مردم ، يك تهاجم فرهنگي حساب ميشه يا يك ضد تهاجم فرهنگي !Angry
شما كه ديگه دليل خوب بودن فردوسي رو نوشتيد به نظرم اگه اين تاپيك بمونه بهتره چون ... ( تو پيام قبليم توضيح دادم Wink )
بازهم بزرگتر ها بهتر ميدونند اگه ميخوان ، تاپيكرو حذف كنند Angel
به نام خدا
سلام علیکم
جناب یاشار عزیز آگاه کردن مردم خوب است اما به چه قیمت؟متاسفانه در غرب مکتبی به نام پوچ گرایی ایجاد شد که این افراد در پی نفی مسائل معمول جامعه اند.همیشه دنبال نفی کردن هستند.همیشه همه چیز را زیر سوال می برند.من حرف بدی نزدم تهاجم فرهنگی بدلیل فقدان فرهنگ در جامعه است.این باعث راحت تر شدن کار دشمنان فرهنگی ما(از قبیل فراماسون ها )می شود.وقتی شما فردوسی فردوسی را زیر سوال می برید فردا حافظ و مولانا را هم زیر سوال می برید آن وقت جوان ما به کدام شعر مراجعه کند شکسپیر یا گوته !!!!عجیب است.امید وارم متوجه منظور من شده باشید من نمی گویم انتقاد از فردوسی تهاجم فرهنگی است نه فقط کمک به تهاجم فرهنگی است.امیدوارم متوجه منظور من شده باشید.
فی امان الله
(۴/اسفند/۹۰ ۰:۴۶)سجاد313 نوشته است: [ -> ]وقتی شما فردوسی فردوسی را زیر سوال می برید فردا حافظ و مولانا را هم زیر سوال می برید.
سلام
حرف های شما خوب بود ، اما لطفا فردوسی را باحافظ و مخصوصا مولوی یکی نکنید.
فردوسی آزاد مرد شعرای شیعه است ، اما مولوی به قطع سنی بوده (و گاها اعتقادات او در تضاد با اعتقادات شیعه و حتی اهل سنت است و تعداد زیادی از علما ایشان و اشعار ایشان را صوفیانه می دانند) و قرار دادن شیعه و سنی در کنار هم کار معقولی نیست (مثل این که نعوذ بالله جایی بگوییم امروز سلمان را زیر سوال می برید فردا فلان سنی را).البته در شیعه یا سنی بودن حافظ بحث بسیار است.
آیا تا به حال دقت کرده اید که در خارج از کشور این همه کنفرانس در مورد امثال مولوی و خایم می گیرند ، نامشان را بر مکان های مختلف ثبت می کنند ، اما در مورد فردوسی (که می توان گفت بهترین شاعر حماسی بشر است) کمتر سخن گفته می شود؟
به نظر من چند دلیل دارد :
- این که فردوسی شیعه است ، ولی خیام ، مولوی ، سعدی و احتمالا حافظ سنی هستند.
- فردوسی از معدود شاعران پارسی زبان است (به معنای واقعی)، اما شعرای دیگر تا حد بسیاری از لغات عربی استفاده می کنند.
- شعرایی چون خیام و مولوی نکات انحرافی بیشتری از امثال حافظ دارند.
به نام خدا
سلام علیکم
منظور من هم دقیقا همین بود.ما وقتی از فردوسی شیعه انتقاد های صد تا یه غاز می کنیم در صورتی این کار وظیفه ی متخصصان زبان و ادبیات فارسی است آن وقت معلوم است که چند وقت دیگر مولانا را به خاطر ابیاتی که شایسته نمی بینم در فضایی خالی از متخصص زبان و ادبیات فارسی بگویم از این بد تر به باد انتقاد میگیریم. بدون مشورت با ادیبان فارسی در عصر حاضر. شاعران مااشعار زیبایی دارند و به قول حضرت علی (علیه السلام)بود فکر کنم که وقتی یکی حرف میزنه زیاد دقیق نشو کی میگه ببین چی میگه اگه حق بود بپذیر از هر کس که میخواد باشه.حالا درست نیست ما بیایم چند شاعر رو فقط به خاطر دینشون ضعیف کنیم.خوب هرکس یه عقیده ای داشته که به خودش مربوطه و این که اگر او عقیده رو توی شعر خودش آورده باشه طبیعیه مگه الان شاعران شیعه از ائمه علیهم السلام ستایش نمی کنند..به هر حال گفتم این رو متخصصان زبان و ادبیات بهتر می دانند.آنهایی که موهایشان را در این کار سفید کردند جرات زدن این حرف ها به خود راه نمی دهند از بس این شاعران ما بزرگ اند حالا ما که تازه پشت لبمون سبز شده می خوایم بگیم حافظ فلانه و...به هر حال دوستان عزیز باز هم تکرار می کنم این کار وظیفه متخصصان است کسانی مشاهیر را شناخته اند نه ما که ا هر کدومشون چهار تا بیت بیشتر حفظ نیستیم و سعی نکردیم بشناسیمشون.
اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم عجل لولیک الفرج
فی امان الله
سلام
باید بگم که فقط نیابد به اساتید ادبیات بسنده کرد، بلکه علمای دینی هم بسیار مهم هستند در تحلیل شعر شاعران.
مثلا می دونستید که امثال آیات عظام "نوری همدانی" و "صافی گلپایگانی"از منتدان مولوی بودند.
نی دونستید مولوی در یکی از ابیاتش شیعه رو به کر تشبیه می کنه ، چون شیعه به اصطلاح قضائیل عمر رو نمی تونه درک کنه؟
اگر خواستید درباره مولوی بیشتر بحث کنیم تاپیکی در این مورد باز کنیم و صحبت کنیم (فقط اگر شما باز کردید پیغام خصوصی بدید حتما).
به نام خدا
سلام علیکم
آیات عظام نوری همدانی و صافی گلپایگانی چند سال ادبیات خوندن؟چند واحد زبان و ادبیات پاس کردند؟اصلا چند بیت شعر گفتن؟ایشان بهتر است ابتدا به دنبال پاسخ های منطقی برای سوالات وهابیون باشند که وقتی ما شیعیان در بقیع با انها روبرو می شویم به هته پته نیفتیم.بعدشم شما بهتره اول اون شعر مولانا را بیارین بعد بیاین اینجا از مولانا انتقاد کنید و شما چرا اصلا همش چیزای بد رو میبین؟چرا نیمه ی خالی لیوان را می بینید یکم هم شعر های خوب ایشان را نگاه کنید که در معنی آنها حکمت ها نهفته است .حالا اگر می خواهید در رابطه با مولانا تاپیکی باز کنید و به تخریب این شخصیت بزرگ بپردازید من حرفی ندارم همان گونه که از فردوسی دفاع کردم از ایشان هم دفاع میکنم.تا اقتدار ایران اسلامی حفظ شود.
اللهم احفظ مولانا و سیدنا خامنه ای(مدالظله العالی) حتی الفرج و من بعده
فی امان الله
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7
آدرس های مرجع