شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
سلام
نه خیر معصوم نیستند ، اما نزدیک ترین انسان ها به معصومیت هستند ، عادل هستند.
امثال سید بن طاووس رو داریم که حتی مکروه هم توی عمرشون انجام ندادند.
اشتباه شما همین جا است! دین اسلام دین کاملی هست و به همه حوزه ها وارد میشه ، یک مرجع تقلید باید از هر حوزه ای یک حداقل اطلاعی رو داشته باشه.
من کی گفتم آیت الله صافی گلپایگانی از فردوسی توی ادبیات بالاتر هست؟ نه خیر ایشون توی درک حرام و حلال صد ها برابر یک شاعر و ادیب عادی مطالعه داشتند (البته فردوسی هم ظاهرا حکیم بوده و شاید دستی هم در اجتهاد داشته بوده).
وقتی یک نفر میاد و مبانی دینی رو در شعرش میاره ، حتی اگر بهترین ادیب هم باشه ، نقد مذهبیش رو یک مرجع تقلید بسیار بسیار بسیار بهتر می تونه انجام بده تا یک ادیب! می دونید مثل چی می مونه ، یک مثال میارم :
مثلا یک فردی رو داریم که آشپز بسیار ماهری هست ، با ترکیب مواد مختلف بهترین طعم ها رو می سازه ، که من و شما انگشت به دهن می مونیم ، و وسوسه می شیم اون غذا رو بخوریم ، اما اشتباه نکنید! این جا یک دکتری هست ، که علم پزشکی داره ، شاید اطلاعات کمی از آشپزی داشته باشه ،شاید اصلا آشپزی بلد نباشه! اما می دونه که فلان ماده اگر با فلان ماده ترکیب شه و فلان غذا حاصل شه ، باعث تباهی می شه ، اگر فلان ماده خورده بشه ، باعث مسمومیت می شه.اینه تفاوت دکتر و آشپز.آشپز استاد پخت خوشمزه ترین غذاها است ، اما پزشک و متخصص تغذیه استاد شناخت مسمومیت ها و غذاهای مفید هستند.
مرجع و ادیب هم چنین حکمی دارند ، شاید فلان مرجع زیاد هم از شعر سر در نیاره (که اکثرا شاعر هستند ، پدر بزرگوار همین مرجع تقلید بزرگوار ، آیت الله صافی گلپایگانی از شعرای معاصر هستند) باز هم از یک شاعر و ادیب بهتر می فهمند مشکلات روحی اثرش رو ، حتی اگر اون اثر زیباترین اثر هستی باشه ، ممکنه مسموم ترین اثر هم باشه.
با سلام
جسارتا منم یه نظری بدم:
الان من با خیلی ها بحث کرده ام که اشعار مولوی رو به عنوان سرلوحه زندگی خودشون قرآر می دن و عقایدی مانند پلورالیسم رو از اونا برداشت می کنند. هر چی هم به اونا می گیم که قرآن برائت از مشرکین داره، حضرت ابراهیم (علیه السلام) الگو معرفی شده که به بت پرستان می گه من از شما بیزارم و ... اینا ابیات مولوی رو به صورت مسحور شده می خوانند و بعدشم می گن ما قرآن رو قبول داریم. اگر یک مشرک یا ملحد و یا یهودی، صرفا اخلاقش خوب باشد من به پایش سجده می کنم. هرچه می گوییم که بابا اینا اولین ظلمی رو که انجام دادند، ظلم به خداست. آنوقت تو به پای آنها سجده می کنی؟ قبول می کنند، اما نمی دانم که اشعار مولوی چه دارد که اینها با حرف منطقی عوضش نمی کنند. و شاهکار آخرشون هم بازم از اشعار مولوی می گن که همه ادیان درستند. اونی که داره گاو می پرسته با مسلمان شیعه در یک طریقتند!!!





(اینا رو گذاشتم که بگم واقعا از این آدمای مسحور شده داشتم می ترکیدم)
لطفا به این جنبه های مولوی دقت کنید تا اهمیت نقد اشعار مولوی توسط آیات عظام برای شما مشخص شود.
به نام خدا
سلام علیکم
دل خسته ی عزیز شما وقتی ادعا می کنید سید بن طاووس در زندگانی خویش حتی مکروه انجام نداده است یعنی از معصوم هم اون طرف تر رفته یا حداقل میشه برداشت کرد که معصومه وقتی مکروه انجام نداده خوب حتما گناه هم نکرده بعدشم شما فیلم زندگی ایشون رو از اول تاآخر دیدید ؟تنها خداست که چنین قابلیتی را دارارست و خداوند متعال در بزرگترین کتاب خود قرآن کریم راجع به عصمت اهل بیت خبر می دهد نه بقیه.بعدش هم شاعران بزرگ خودشون به یک عرفان رسیده بودند یعنی به طور مثال مثال عرفان مولانا فراتر از عرفان اهل است.شاعران مانند مردم عادی راجع به عارف مسلکان زمان خود فکر نمی کردند مثلا حافظ می فرماید((شاهدان گر دلبری زین سان کنند/زاهدان را رخنه در ایمان کنند))شاعران بزرگ خود به درکی از جهان رسیده بودند ان هم که می بینید چند شعری آوردند در مدح اولی و دومی و سومی فقط برای بقای کل اشعارشان بوده تا مانند حافظ مجبور نشوند از ترس ماموران حکومتی اشعار خود را در چاه بریزند.شما می توانید آن بیت های را در نظر نگرفته و به سایر ابیات توجه کنید چرا که وقتی خوب روی ابیات این چنینی تامل می کنیم متوجه ضعف بیت از نظر ادبی می شویم.بی معنایی و بی محتوایی را به خوبی درک می کنیم.هیچ گاه فکر نکنید مولانا در بطن خود به ان سه نفر ایمان داشته؛مولانا خود ایمانی دیگر است اگر با معرفت اشعار وی را بخوانیم نه مغرضانه
فی امان الله
سلام
مگر گناه نکردن و مکروه نکردن کار خاصیه؟ نه خیر!
این ما هستیم که مشکل داریم ، وگرنه اختیار داریم ، هر وقت بخوایم می تونیم گناه نکنیم.در ضمن من این حرف رو نسبت به سید بن طاووس از خودم نمی گم، حرف بزرگان هست.
در ضمن کسانی مثل سلمان و ابوذر رو داریم که مشخص می کنند می شه گناه نکرد و حتی مکروه هم نکرد.
این چیزی که گفتید شاید برای حافظ درست باشه ، اما مولوی که بسیار بسیار سعی کردهدر رد شیعه ، احادیث ضد شیعه رو رد می کنه و ... . ، خیلی سخت می شه بهش گفت تقیه.مولوی هر چه باشه از دوران فردوسی سخت تر نیست دورانش ، اما می بینیم فردوسی با سرودن یکی دو بیت در مورد سه خلیفه قائله رو خاتمه میده ، بعدش هم به مدح شیعه و امیرالمومنین علیه السلام می پردازه.
فکر نمی کنم با هیچ استدلالی بشه مولوی رو شیعه نشون داد.
به نام خدا
دل خسته نوشته اند:
((سلام
مگر گناه نکردن و مکروه نکردن کار خاصیه؟ نه خیر!
این ما هستیم که مشکل داریم ، وگرنه اختیار داریم ، هر وقت بخوایم می تونیم گناه نکنیم.در ضمن من این حرف رو نسبت به سید بن طاووس از خودم نمی گم، حرف بزرگان هست.
در ضمن کسانی مثل سلمان و ابوذر رو داریم که مشخص می کنند می شه گناه نکرد و حتی مکروه هم نکرد.))
سلام علیکم
راجع به این پاسخ خودتون هم می دونید کافی نیست ما خبر نداریم انسان ها در خلوت خود چه می کنند.فقط خداوند متعال از این موضوع آگاه است.راجع به مولوی لطفا اشعار این شاعر بزرگ که در رد شیعه آمده بیاورید و برداشتی که از ان می کنید بنویسید تا آبروی رفته ی مولانا برگردد .من منتظر اشعار شما از مولانا هستم.
فی امان الله
سلام
ما در اسلام نباید به خلوت دیگران کار داشته باشیم.اصلا این که یک مسلمان در ذهن خود تصور داشته باشد فلانی ممکن است فلان گناه را در خفا انجام داده باشد پسندیده نیست.
"السلمان منا اهل البیت" این کافی نیست ؟ یا این که امام زمان روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء رسماً اشخاصی همچون فقیه بزرگوار و عالم عالیقدر شیخ مفید را تایید می کنند و او را در اشتباهاتش یاری می کنند خودش دلیل دیگری بر وجود انسان های پاک و عادل هست.اصلا بهتر است بدانید ، شرط اول امامت جماعت عدالت است (که سطح پایینی از عدالت است) ، یعنی حداقل پرهیز از گناهان کبیره و پرهیز از اصرار به گناهان صغیره.این کمترین سطح عدالت است و حد اعلای آن پس از مراجع تقلید در امثال حضرت زینب کبری سلام الله علیها حلول می کند.
در مورد مولوی ، تاپیکی که زدم فعلا در حال بررسی است ، ان شاء الله اگر مشکل برطرف شد آنجا ادامه می دهیم ، وگرنه ببینیم چه حالتی بهتر است.
از نظر من هرانساني قادره كه معصوم باشه اما يه فرقي بين ما افراد معمولي معصوم و امامان معصوم هست . اونم اينكه اونا معرفت بيشتري دارند ( در هر ضمينه اي علم كاملي دارند ) و با اين علم ميتوانند پيام يك آيه را از جهت هاي گوناگون دريابند ( ميدانيم يكي از ويژگي هاي امامان تعليم آيات الهي به مردم هست ) .
يا حق
سجاد عزیز ظاهرا اطلاعات شما در مورد عرفای شیعه کم هست دوست عزیز.
پیشنهاد میکنم در مورد آیت الله قاضی طباطبایی، آیت الله بهجت، علامه طباطبایی، آیت الله انصاری همدانی و ... یه تحقیق کوچولو توی گوگل انجام بدین.
همینطور در مورد سید بن طاووس و سید رضی و سید مرتضی و ....
در مورد امام خمینی هم همینطور چون رهبری در مورد ایشون فرمودن که امام خمینی نشان دادند که می توان بدون اینکه معصوم بود تا مرز عصمت پیش رفت:
«امام ما این گونه زندگی کرد که توانست در آخر عمر، جمله ی باشکوه " من با دلی آرام و قلبی مطمئن و روحی شاد و امیدوار به فضل الهی به سوی جایگاه ابدی سفر می کنم" را با صدایی مهربان در گوش جهانیان نجوا کند، و او بود که با زندگیش نشان داد، می توان تا مرز عصمت پیش رفت ...»
این عرفا در خلوت چه می کنن؟ یاد خدا هستند. عالم را محضر خداوند می دانند. بزرگانی بودند که در احوالاتشون نوشته شده حاضر نبودن نگاه ساختمانها بکنن چون ممکنه چند لحظه حواسشون از خدا پرت بشه و از حضور خداوند بیان بیرون. سید رضی و سید مرتضی این دو برادر یقین داشتند که نه تنها مکروه انجام نمیدن حتی یکیشون عمل مباح هم نداشتن. سید بن طاووس هم همینطور. برای چی اینها توفیق حضور مداوم خدمت امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) پیدا می کردن؟ نابرده رنج گنج به کس نمی دهند....
در مورد مولوی نظر بزرگان مختلف هست. اکثرا عرفا از ایشون تمجید کردن (نه اینکه 100 درصد تایید کنن) اما این نکته نباید فراموش بشه که همه اشعار مولوی درست نیست که ملاک حق باشه. اشعار مولوی رو باید با قرآن و کلام معصومین سنجید تا به درستی یا نادرستی اون پی برد.
یکی از بزرگان فرمودن مولوی در شریعت شافعی (یا حنفی) بود در طریقت علوی... ؟؟
بنابراین وقتی بزرگان نظریاتشون با هم تا حدی تضاد داره، بهتره در مورد شخصیت خود مولوی قضاوتی نکنیم بلکه اشعارش نقد بشن. ملاک نقد کردن و تشخیص حق و باطل هم به اعتبار حدیث ثقلین، قرآن و کلام معصوم هست. حالا اینکه عده ای با خوندن اشعار مولوی به خطا میرن دلیل نمیشه خود مولوی زیر سوال بره.
مثلا اگر مدح خلفا کرده کارش اشتباه بوده، حالا اینکه در دلش حب اونها رو داشته یا اینکه داشته تقیه میکرده الله اعلم. همینقدر که ما بدونیم این مدح کار غلطی هست با استفاده از کلام معصوم کفایت میکنه. نیازی نیست با علم ناقص خودمون ایشون رو بهشتی یا جهنمی کنیم.
به نام خدا
سلام علیکم
اگر شما می خواهید بگویید به جز امامان افراددیگری نیز معصومند من حرفی ندارم به هر حال شما خود اگاه ترید اما کمی به عاقبت این ادعا بیندیشید.این فرضیه یا نظریه را کمی آسیب شناسی کنید من هرچه می گویم در شما تاثیر نمی شود پس من نیز در این رابطه بحث را ادامه نمی دهم چرا که فایده ای ندارد من هرچه می گویم شما دوباره برمیگردید سر حرف اولتان و فقط حرف خود را تکرار می کنید گویی استدلالی جز این ندارید.
در مورد مولانا هم باید گفت که اشعار مذکور باید اورده شود منبع ذکر شود و برداشت بررسی شود فرضا مولانا از آن سه نفر تعریف و تمجید کرده از نظر خودش درست است او نظر خود را دارد از نظر شما و من آن سه تا جالب نبودند که البته من بسیار از دومی متنفرم اما مولانا این گونه زندگی می کرده و این عقاید را داشته و از نظر خود او عقایدش درست بوده شاید از نظر ما درست نباشد شاید از نظر ما خیلی چیز ها درست نباشد اما وجود دارند و من هم برای عقیده ی مولانا بسیار ارزش قائلم اما هیچ گاه آنرا جایگزین عقیده ی خودم نمی کنم شما همیشه نیمه خالی لیوان را نگاه می کنید مثلا در امریکا کتاب های مولانا میلیون میلیون جلد به فروش می رسد ایا مردم امریکا سنی اند؟!آنان مسیحی هستند اما کتاب های مولانا را می خوانند به خاطر ابیات زیبای موجود در ان و درس های زیبایی که در شکل داستان مطرح ساخته نه عقیده ی او.دوستان من هر چقدر هم که بگویم فرقی نمی کند من گفتنی هارا گفتم شما اگر استدلال و بیان تازه ای دارید بنویسید اما اگر بیان ها تکراری است خواهشا ننویسید.خسته شدم از بس پست هایی که قبلا به آنها جواب داده بودم دیدم.
فی امان الله
سلام
نه لغت معصوم صحیح نیست ، باید گفت "عادل"
اما فرق عادل با معصوم چیه؟ معصومین علیهم السلام از سمت خداوند متعال معصومیتشون تضمین شده است ، اما افراد عادل نه ، معصومین بری از هرگونه خطا هستند ، اما افراد عادل نه ، فقط اشتباهاتشون کمتر از افراد عادی است.
در اصل عدالت نزدیک ترین مقام به معصومیته.
در مورد نمونه شعر ، ای شعر رو داشته باشید فعلا ، مابقیش رو هم اگر این ناظرین نظارت کردند و تاپیک ما رو باز کردند اونجا ادامه بدیم.
این بیان اکنون چو خر بر یخ بماند
چون نشاید بر جهود انجیل خواند
کی توان با شیعه گفتن از عمر
کی توان بربط زدن در پیش کر