مولفه های نظام سرمایه داری
برای شناخت دقیق نظام سرمایهداری، باید به مؤلفههای آن پرداخت؛ كه عبارتند از: (سعی کردم خیلی خلاصه بگم!)
1- مالکیت فردی؛ در نظام سرمایهداری، مالكیت ابزار تولید (زمین، كارخانجات، ماشینآلات و منابع طبیعی)، در اختیار افراد است، نه دولت. مالكیت عمومی بر انحصارات طبیعی یا خدمات عمومی عمده (صنایع همگانی عمومی و ادارهی پست) از این قاعده مستثنی نیستند و بهطور كلی حمایت از مالكیت خصوصی بر ابزار تولید
2- اقتصاد بازار؛ در دوران ماقبل سرمایهداری، اقتصاد، عمدتاً محلّی و خودكفا بود. هر خانوادهای صرفاً آنچه را كه بدان نیاز داشت، تولید میكرد؛ تا نیازهای اولیهی خود را با معاملات پایاپای در بازار محلّی ابتدایی برآورده سازد، تقسیم كار شناختهشده نبود و هر خانوار مجبور بود مشاغل زیادی را كه اكنون بین صدها حرفه و تخصص تقسیم گردیدهاند، انجام دهد. در مقابل، اقتصاد بازاری نظام سرمایهداری، براساس تخصصی شدن كار، بنا نهاده شده و هر شخص، تنها بخش كوچكی از احتیاجات خود را با كارها و مهارتهای خویش، برآورده میسازد و تولیدات برای ضرورتهای خانگی تولید نمیشوند؛ بلكه برای عرضه در بازار تولید میشوند.
3- رقابت؛ در نظامهای اقتصادی ماقبل سرمایهداری این عرف و عادت بود، كه دیكته میكرد، چه كالاها و خدماتی ارزشمندند. اشخاص زیادی وجود داشتند كه به هیچوجه نمیتوانستند رقابت كنند؛ بهخاطر آنكه از برخی مشاغل یا تجارت محروم بودند. در اقتصاد مدرن، رقابت چه بهصورت انحصار خصوصی یا بهصورت انحصار قانونی، در اختیار دولت است
4-سود؛ اصل سود از ویژگیهای اساسی نظام سرمایهداری است. اقتصاد سرمایهداری بیش از هر نظام اقتصادی، پیشین فرصت برای كسب سود را فراهم میكند. اقتصاد سرمایهداری سه مورد آزادی كه معمولاً در سیستمهای ماقبل سرمایهداری یافت نمیشوند، را تضمین كرد: آزادی تجارت و مشاغل، آزادی دارایی و اموال و آزادی قرارداد.
پارانتز باز(
متن زیر رو هم جالب دیدم که در ذیل بیاورم! البته به علت کمبود وقت نتونستم ترجمش کنم (عذر می خوام)
Demonstrations are stronger when protesters are denouncing a target that directly affects them. In 1971, President Nixon’s decision to end student deferments sparked a new wave of antiwar protests on campuses around the country. Many believe the lack of a draft severely weakened protests against the Iraq war. In 1932, the Bonus Army was able to gather thousands of veterans to Washington because their cause was not someone else’s poverty but their own.
Similarly, these demonstrators are protesting not only for a cause but for themselves. Just as many young people in the ’60s and ’70s feared becoming cannon fodder in Southeast Asia, so, too, do many today fear for their futures. The figures are astounding. Three years after Wall Street crashed the economy, youth unemployment stands at 18 percent, double the national rate, while youth employment is at its lowest level since the end of World War II. And because the graduate who spends a year unemployed will still make 23 percent less than a similar classmate a decade later, the young unemployed will feel these effects for years. The average college graduate now carries over $27,000 in debt at graduation; not surprisingly, then, more than 85 percent of the Class of 2011 moved back into their parents’ homes, the highest number on record. Not to mention, when this long recession is finally over, the young get to face reduced Social Security, Medicare and other benefits, largely (though not entirely, of course) because their parents and grandparents decided to let their descendants pay for their tax cuts, their wars and their bailouts.
In short, as Republican candidates have demanded, the youth have skin in this game.
So this isn’t genocide or Palestine or globalization or another geographically or politically distant cause that rarely has staying power beyond a committed activist core. The Wall Street protests are at least in part fueled by the knowledge that, for the first time in almost a century, “you never had it so good” no longer applies to the next generation. The victims of this collapse are not on the other side of the world; they’re the protesters themselves, their friends and classmates, sons and daughters. That’s a personal connection to, and motivation for, their cause that cannot grow artificially.
Will this specific protest, then, last “until our demands are met”? Perhaps, perhaps not. But as long as the sluggish economy continues to hit Americans — and especially young Americans — hard, expect more and bigger demonstrations like “Occupy Wall Street” — unfocused, sometimes excessive, but fundamentally justifiable.
پارانتز بسته)
فرانسیس فوکویاما همچنان در ادامه می گوید:
ما هماکنون به دنبال توسعه دیگری هستیم که از تغییر بنیانهای اجتماعی شروع میشود و قرنها تلاش شده است که سکولاریسم در جامعه پا گیرد، در حالی که ما تلاش میکنیم بنیانهای سکولاریسم را خراب کنیم!
در حالی که ۶۰ سال قبل احساس میشد باید از دین عبور کرد، در انقلاب اسلامی مسیر دیگری را باز شد و در جاده یکطرفه که عنوان میشد، تنها راه سعادت، زمینی کردن دین و زندگی است، ما در مقابل مسیر جدیدی را نشان دادیم که امام خمینی در نامه به گورباچف گفت مشکل اصلی شما این است که بیدلیل با خدا مبارزه میکنید، همان طور که این مسئله مشکل سرمایهداری در غرب است، گرچه آنها روی دلار مینویسند ما به خدا اعتماد میکنیم اما با خدا مبارزه میکنند
(خواهشا دوستان از جمله ی بالا برداشت دیگری نکنند! ، منظورم اینه که بحث رو منحرف نکنند!)
به نظر خود بنده ساختن الگو براساس تمدن غربی مانند بنا کردن شهر بر روی گسل زلزله است ، زلزله ای که امروزه در آمریکا نشان زمین لرزه های آن در اقصی نقاط آمریکا هستیم.
به نظر من شکست مارکسیسم ناشی از گفتمان انقلاب اسلامی ایران بود وگرنه جنگ سرد که از ۴۰ سال قبل از انقلاب اسلامی بین شرق و غرب ادامه داشت ، گفتمان انقلاب اسلامی به زودی نظام سرمایهداری را نیز شکست خواهد داد و این نظام نیز فرو خواهد نشست.
بعضی افراد معتقدند که در ایران نیز فقر و فاصله طبقاتی وجود دارد، پس چرا اینگونه به این جنبش[/b] ها ختم نمی شود ، به نظر من این جنبش ها ریشه در کالبد فاسد کشور آمریکا و کشور های کاپیتالیستی است ، یا یک جمله ی دکتر حسن عباسی افتادم که می گفت "خود دستگاه حکومتی آمریکا داره عین خوره می خورتش ، حالا می خوان با ..."
در جواب به کسانی که معتقدند جنبش وال استریت را تنها به دلایل اقتصادی محدود می کنند، می تونم بگم: مشکلات اقصادی در آمریکا، از چند سال گذشته آغاز شده بود. البته در چند ماه قبل از آغاز جنبش، شاخص اقصادی آمریکا رو به بهبودی بود، حال اگر تنها مشکل مردم از این قیام ها، مسائل اقتصادی بود، چرا قبل از این اقدام نکرده بودند که اوضاع بدتر بود؟!
البته میتوان گفت که مشکلات اقتصادی در به وجود آمدن این جنبش دخیل بود، ولی تظاهرات زمانی با این گستردگی ایجاد شد که بیداری اسلامی در کشورهای عربی به وجود آمد و در میان مردم آمریکا و اروپا این تفکر شکل گرفت که چرا ما همچون مردم مصر،، تونس و...، نباشیم؟
چنین شعاری در کشوری مطرح میشود به مردم آن، از زمان کودکی، اینگونه تلقین میشود که آمریکا از همه کشورها بهتر است و باید الگوی دیگرکشورها باشد!
حضور جوانان و اقشار مختلف آمریکا در جنبش والاستریت را از دیگر ویژگی های متفاوت این جنبش از سایر جنبش هاست
در تاریخ آمریکا معمولاً جوانان به این صورت وارد جریان سیاسی نمیشدند ولی اقشار مختلف نیز دراین جریان حضور دارند! ( شاید بشه تو رنگو افراد پیر کارتون و همچنین اون موش کوچولو رو از این مطلب استنباط کرد)
دیگه چیز دیگری به نظرم نمی رسه که بنویسم! اگه مشکلی داشت عرض بکنید!
امیدوارم این مطلب مفید واقع شده باشد.
به امید ظهورش...