حرم امام رضا در مشهد:
حرم امام علي در نجف:
واقعا ايوان نجف عجب صفايي دارد ولي حيف اين ايوان وحرم نيست كه اين قدر زائر كم داره؟
من كه به نجف رفتم از مظلوميت حضرت علي (عليه السلام)گريه كردم.
اين قدر ما(شيعيان) بي معرفتيم.
بنام ستار...
زیبایی حرم امیرالمومنین (علیه السلام) و هیبت حیدری حضرت در اون صحن و سرا آدم رو عجیب هوایی میکنه...
من در سفری که به عتبات توفیق شد رفتم
دو جا سیمم وصل شد
دیگه هیچ چیز دست خودم نبود
یکی شب جمعه بود که در ایوان نجف مشغول دعای کمیل بودیم و اتفاقاً آخرین شبی هم بود که در نجف بودیم
یه دفعه وقتی به ذهنم اومد که دیگه شب آخر هست که میتونم بیام پیش مولا یادمه یکهو وسط دعا بی خیال دعا کردم یه نگاه کردم به ضریح آقا بعد به پهنای صورتم اشک می ریختم و مثل بچه کوچولوها که بهانه میگیرن به مولا میگفتم آقاجون من نمیخوام برم می خوای چی کار کنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
یه دفه هم توی تلّ زینبیه دیگه نفهمیدم چی شد انگار برق 10000 ولتی و 10000 آپری به من وصل کرده بودم خشکم زده بود اصلاً پلک هم نمیتونستم بزنم
سنگین ترین فضایی بود که در زندگیم حس کردم حتی سنگین تر از بقیع!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
البته هیچ وقت به قتل گاه امام حسین حتی نزدیک هم نشدم
حتی نپرسیدم قتلگاه کجاست
شاید اگه اونجا رو می رفتم سنگینی بیشتری حس میکردم
اللهم عجل لولیک الفرج
عین الطالب بدم المقتول کربلا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
عکسی که من رو خیلی ناراحت میکنه.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ
كَتَبْتُ يا مَوْلايَ صَلَواتُ اللَّهِ عَلَيْكَ مُسْتَغيثاً، وَشَكَوْتُ ما نَزَلَ بي مُسْتَجيراً بِاللَّهِعَزَّوَجَلَّ، ثُمَّ بِكَ مِنْ أَمْرٍ قَدْ دَهَمَني، وَأَشْغَلَ قَلْبي، وَأَطالَ فِكْري، وَسَلَبَني بَعْضَلُبّي، وَغَيَّرَ خَطيرَ نِعْمَةِ اللَّهِ عِنْدي، أَسْلَمَني عِنْدَ تَخَيُّلِ وُرُودِهِ الْخَليلُ، وَتَبَرَّأَ مِنّيعِنْدَ تَرائي إِقْبالِهِ إِلَيَّ الْحَميمُ، وَعَجَزَتْ عَنْ دِفاعِهِ حيلَتي، وَخانَني في تَحَمُّلِهِصَبْري وَقُوَّتي.
فَلَجَأْتُ فيهِ إِلَيْكَ، وَتَوَكَّلْتُ فِي الْمَسْأَلَةِ للَّهِِ جَلَّ ثَناؤُهُ عَلَيْهِ وَعَلَيْكَ في دِفاعِهِعَنّي، عِلْماً بِمَكانِكَ مِنَ اللَّهِ رَبِّ الْعالَمينَ، وَلِيِّ التَّدْبيرِ وَمالِكِ الْاُمُورِ، وَاثِقاً بِكَ فِيالْمُسارَعَةِ فِي الشَّفاعَةِ إِلَيْهِ جَلَّ ثَناؤُهُ في أَمْري، مُتَيَقِّناً لِإِجابَتِهِ تَبارَكَ وَتَعالى إِيَّاكَبِإِعْطائي سُؤْلي.
وَأَنْتَ يا مَوْلايَ جَديرٌ بِتَحْقيقِ ظَنّي وَتَصْديقِ أَمَلي فيكَ في أَمْرِ كَذا وَكَذا
به جاى(كذا و كذا) حاجت خود را بنويسد،
فيما لا طاقَةَ لي بِحَمْلِهِ، وَلا صَبْرَ لي عَلَيْهِ، وَإِنْ كُنْتُمُسْتَحِقّاً لَهُ وَلِأَضْعافِهِ بِقَبيحِ أَفْعالي وَتَفْريطي فِي الْواجِباتِ الَّتي للَّهِِ عَزَّوَجَلَّ،فَأَغِثْني يا مَوْلايَ صَلَواتُ اللَّهِ عَلَيْكَ عِنْدَ اللَّهْفِ، وَقَدِّمِ الْمَسْأَلَةَ للَّهِِ عَزَّوَجَلَّ فيأَمْري، قَبْلَ حُلُولِ التَّلَفِ، وَشَماتَةِ الْأَعْداءِ، فَبِكَ بُسِطَتِ النِّعْمَةُ عَلَيَّ.
وَاسْأَلِ اللَّهَ جَلَّ جَلالُهُ لي نَصْراً عَزيزاً، وَفَتْحاً قَريباً، فيهِ بُلُوغُ الْآمالِ، وَخَيْرُالْمَبادي، وَخَواتيمُ الْأَعْمالِ، وَالْأَمْنُ مِنَ الْمَخاوِفِ كُلِّها في كُلِّ حالٍ، إِنَّهُ جَلَّ ثَناؤُهُلِما يَشاءُ فَعَّالٌ، وَهُوَ حَسْبي وَنِعْمَ الْوَكيلُ فِي الْمَبْدَءِ وَالْمَآلِ.
يا آن نوشته را تا كرده و از خاك نظيفى گِل بسازد و آن را در ميان گل قرار دهد، آنگاه بر بالاى نهر ياچشمه (يا چاه) آمده و يكى از نايبان حضرت بقيّة اللَّه ارواحنا فداه - عثمان بن سعد عَمْرى، محمّد بنعثمان، حسين بن روح و علىّ بن محمّد سمرى قدس سرهم - را مورد خطاب قرار داده و بگويد:
يا فُلانَ بْنَ فُلانٍ، سَلامٌ عَلَيْكَ، أَشْهَدُ أَنَّ وَفاتَكَ في سَبيلِ اللَّهِ، وَأَنَّكَ حَيٌّ عِنْدَ اللَّهِمَرْزُوقٌ، وَقَدْ خاطَبْتُكَ في حَياتِكَ الَّتي لَكَ عِنْدَاللَّهِ جَلَّ وَعَزَّ وَهذِهِ رُقْعَتي وَحاجَتيإِلى مَوْلانا عَلَيْهِ السَّلامُ، فَسَلِّمْها إِلَيْهِ، فَأَنْتَ الثِّقَةُ الْأَمينُ.
سپس عريضه را در نهر يا چاه يا چشمه بياندازيد، كه إن شاء اللَّه تعالى حاجت او برآورده مى شود
بنام ستار معاصی عاصیان
کودکی در حال فروش ماهی در غزه
[size=large]
[/font]
[font=tahoma]