تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: (A)حقیقت ایمان و کفر چیست؟!!#
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4
سلام دوستان:
این پست هم مانند پستی که در مورد
آخرالزمان، شرايط ظهور باطني‏ترين بُعد هستی ارسال کردم پست فوق العاده ارزشمند و عمیقی است.
شرمنده اگه حوصله کرده و پست را مطالعه کردید و به نظرتان برایتان مفید بود، پدر و مادر حقیر را دعا بفرماید.

در این مقاله سعی شده بر اساس آیات قرآن و روایات به این سوالات پاسخ داده شود

1 ـ انبياء الهي بشر را به چه چیز دعوت نموده اند؟
2- چرا و چگونه چهارده معصوم (علیهم السلام)، مجراي ولايت الهي واقع شدند؟!!
3 ـ حقيقت رشد و هدایت و غَي و گمراهی چیست؟
4 ـ حقیقت ایمان و کفر چیست و چگونه مشخص می شود؟ و وجه مشترک شیطان و تمام مستکبرین مترود از درگاه خداوند چیست؟
5- آیا شرط ایمان و مومن بودن در ادیان قبل از اسلام هم منوط به پذیرش ولایت علی بن ابیطالب بوده است؟


1 ـ انبياء الهي بشر را به چه چیز دعوت نموده اند؟
موضوع اصلي رسالت تمام انبياء الهي که بشر را به سوي آن دعوت كرده‏اند چيزي جز اصل «توحيد» (کلمه لا اله الا ا...) نيست. اما «توحيد» نيز صرفاً
به «توحيد در خالقيت» ختم نمي‏شود بلکه نهایت هدف رسالت انبياء "توحيد در پرستش" است و دوری از هر گونه شرک و در حقيقت «توحيد در پرستش» مساويست با «پذيرش ولايت و سرپرستی خداوند در تمامي شؤون زندگی به طور تمام و کمال ».

حضرت فاطمه سلام ا... می فرمایند: خداوند سبحان شرك را (در امور مختلف ) حرام گرداند تا آن كه همگان به ربوبيّت او تن در دهند و به سعادت نائل آيند.(فرازی از خطبه فدکیه حضرت)
و اين اعتراف به ربوبیت پروردگار همان تكليفي است كه خداي متعال از تمامي مراتب عالم و رتبه‏هاي خلقت متناسب با ظرفيت وجوديشان از آنها خواسته است، تا اینکه در تمامي حالات تنها خدا را پرستش کنند و در همه حال تسليم محض او باشند:

وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَني‏ آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلى‏ شَهِدْنا أَنْ تَقُولُوا يَوْمَ الْقِيامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هذا غافِلينَ (اعراف-172)
((و زمانى كه پروردگارت از پشت و صلب فرزندان آدم، ذريه آنها را برگرفت و آنها را گواه بر خويشتن ساخت و فرمود: «آيا من پروردگار شما نيستم؟» گفتند: «آرى، گواهى مى‏دهيم!» (چنين كرد تا مبادا) روز رستاخيز بگوييد: «ما از اين امر، غافل بوديم )) وپيشگام تمامي مخلوقات خداوند كه نسبت به اين ميثاق الهي به نحو تمام و کمال عهد گذارده‏اند و ولايت الهيه را در تمامي شؤون پذيرفته‏اند، شخص نبي مكرم اسلام (صلوات ا... علیه) و اهل بيت عصمت و طهارت ايشان (علیهم السلام) مي‏باشند.

امام صادق عليه السّلام فرمود: از رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله پرسيدند به چه علت از همه فرزندان آدم پيش افتادى؟ فرمود: زيرا من نخستين اقراركننده به پروردگارم بودم، خدا از پيغمبران پيمان‏ گرفت و آنها را بر خودشان گواه ساخت كه مگر من پروردگار شما نيستم؟ گفتند: چرا، در آنجا من نخستين پاسخ دهنده بودم
(اصول كافى-ترجمه مصطفوى، ج‏3،کتاب ایمان و کفر ص: 19)



2- چرا چهارده معصوم (علیهم السلام)، مجراي ولايت الهي واقع شدند؟!!

از آنجا که انوار پاك چهارده معصوم نخستین اقرار کنندگان بر اين ميثاق بودند و مختارانه اراده خود را فانی در اراده حق تعالی کرده اند و راضی به رضایت و مشیت پروردگار به طور تمام و کمال شده اند. به همين خاطر اين شايستگي را در محضر ربوبي يافتند كه مجراي ولايت الهيه در عالم شوند.
«نحن محالّ مشيّة ا... » ما جايگاه اراده و خواست خداييم (فرازی از دعای صباح)

در نتیجه ميثاق ولايت ايشان از تمامي عوالم گرفته شد.

در این خصوص در ذیل آیه شریفه ی:

وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَني‏ آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلى‏ شَهِدْنا أَنْ تَقُولُوا يَوْمَ الْقِيامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هذا غافِلينَ (172-اعراف)

و آن گاه كه پروردگار تو از بنى آدم، از صلبشان اولادشان را برگرفت و آنها را بر خودشان گواه گرفت كه آيا من پروردگار شما نيستم؟ همه آنها گفتند: چرا، گواهى داديم. (خدا چنين كرد) تا مبادا در روز قيامت بگوييد: ما از اين غافل بوديم.

حضرت امام صادق علیه السلام به صحابی بزرگ خود داود رِقیّ فرمودند:

هنگامی که خدای بزرگ اراده کرد مخلوقات را بیافریند، آنان را آفرید و در مقابل پراکنده ساخت، آنگاه به آنان گفت: پروردگار شما کیست؟
پس اول کسی که سخن گفت: رسول خدا، امیرالمومنین و ائمه صلوات الله علیه بودند.
آنان گفتند: خدایا تو پروردگار ما هستی و لذا خداوند آنان را حامل علم و دین خود فرمود.
آنگاه به ملائکه فرمود: اینان حاملان دین و علم من بوده و امین من در میان خلقم هستند و درباره ی آنان پرسش خواهد شد!
آنگاه خدا به ارواح آدمیزادگان گفت: به ربوبیت خدا و لزوم اطاعت و ولایت این افراد (اهل بیت) اقرار کنید...
سپس فرمود ای داود، ولایت ما در عالم میثاق (قبل از دنیا) مورد تأکید بوده است.
بحار ج 5/ص244/ح33


با اين وصف ميثاق ولايت نبي مكرم اسلام و اهل بيت ايشان (علیهم السلام) جزئي از ميثاق توحيد است. البته ميثاق، نسبت به ولايت اين انوار پاك امري در عرض ميثاق توحيد و پذيرش ولايت الهيه نيست بلكه حقيقتي در طول ميثاق توحيد است.
همچنان كه در حديث نوراني "سلسلة الذهب" از وجود مقدس امام رضا(علیه السلام) نقل شده است كه زمان خروج ايشان از نيشابور تعداد زيادي از مردم اطراف ايشان را گرفتند تا حديثي را نقل نمايند. حضرت سر مبارك را از كجاوه بيرون آورده و پس از ذكر سلسله سند تا جبرائيل و خداوند متعال، فرمودند:
"كلمة لا اله الاّ اللّه‏ حصني فمن دخل حصني اَمِنَ من عذابي" ( بحار، ج 49 ـ ص 127.) و بعد اضافه فرمودند: "بشرطها و انا من شروطها" (به شرطی و من از شروط آن هستم)
اين حديث شريف صريحاً گوياي اين واقعيت است كه ولايت اهل بيت (علیه السلام) از شروط توحيد و ادامه آن است و امري در عرض توحيد نيست.
چرا که کسی که قائل به وجود رسول و امامِ منصوب از طرف خدا نباشد در حقیقت قائل به ربوبیت خدا به نحو اتم و اکمل نیست، چرا که اسمی رب و هادی در این عالم باید مصداق عینی پیدا کنند و ظهور یابند و ظهورش هم به وجود رسول و امام است
و کسی که قائل به وجود رسول و امام نیست قائل به خدایی است که از هدایت و ربوبیت متقنِ بندگانش دریغ ورزیده!!!!!!

از آنجا كه بالاترين ميثاق ولايت الهيه از انوار معصومين (علیه السلام) گرفته شده است و آنها نيز بالاترين ميثاقها را در ظرف وجودي خود پذيرفته‏اند لذا اعظم ابتلائات عالم كه نتيجه همان ميثاق ولايت الهيه است در اين دنيا برای اقامه کلمه لا اله الا ا... متوجه ايشان گرديده.



3 ـ حقيقت رشد و هدایت و غي و گمراهی چیست؟

اگر سخن از اخذ ميثاق و گردن نهادن به ولايت خداوند و اولياء او به ميان آمد به معناي حاكميت جبر بر پذيرش دين نيست اصولاً خداوند متعال در پذيرش دين اكراهي قرار نداده است و بنا نيست ما تكوينا مجبور به گردن نهادن به ولايت او و اوليائش شويم.
«لا اكراه في‏الدّين قد تبيّن‏الرّشد من الغي» (بقره / 256)
لذا در آنجا كه دينداري به اراده و اختيار ما بازگشت دارد هيچ اكراهي در ميان نيست. از يك سو «رشد» وهدایت و «غي» و گمراهی از يكديگر تميز داده شده است و از ديگر سو به انسان قوه اختيار و آگاهي عطا شده است.(و این اختیار لازمه نظام ثواب و عقاب است) دين الهي همان رشد است و ولايت طاغوت چيزي جز«غي» نيست.
«فمن يكفر بالطاغوت و يؤمن باللّه‏ فقد استمسك بالعروة الوثقي» يعني كسي كه به طاغوت، كفر بورزد و به خداوند متعال ايمان بياورد پس به تحقيق به رشته محكمي دست يازيده است كه «لا انفصام لها» اين رشته او را تا قرب حق به پيش مي‏برد.
با اين وصف حقيقت رشد چيزي جز پذیرش تام ولایت خداوند و اعراض تام از ولايت طاغوت نيست.
محصول ولايت طاغوت، «غي» و «ضلالت» است و محصول ولايت الهيه كه مجسم شده در ولايت خلفاء الهي است رشد و ايمان است. طبعا نتيجه ولايت الهيه «يخرجهم من الظلماة الي النور» و نتيجه ولايت طاغوت «يخرجهم من النور الي الظلماة» است.


4 ـ حقیقت ایمان و کفر چیست؟ و وجه مشترک شیطان و تمام مستکبرین مترود از درگاه خداوند چیست؟

چرا ابليس با شش هزار سال عبادت از زمره كافرين شد ؟
عدم خشوع در برابر انسان کامل و پذیرش ولایت او در عین آگاهی کامل به این مطلب که این امر خواست و دستور خداوند است این امر وجه مشترک شیطان و تمام
مستکبرین مترود از درگاه خداوند است.
مگر غير از اين است كه معناي ايمان در مكتب اهل بيت (علیه السلام) همان ايمان به ولايت الهيه است. در رواياتي كه شيعه و
سني ذيل آيه شريفه «فقد استمسك بالعروة الوثقي» ذكر كرده‏اند، «عروة وثقي» همان «ايمان باللّه» و «كفر به طاغوت» معنا شده است. در بعضي از روايات چنين آمده است:
«من اراد ان يستمسك بالعروة الوثقي فليوال عليا» (هر کس میخواهد به عروة الوثقی مستمک شود پس باید به ولایت علی بن ابیطالب اقرار کند) (بحار، ج 23 ـ ص 144 و ج 38 ـ ص 92.)

در حقيقت اين روايت و احاديث مشابه، دلالت بر اين امر دارد كه پذيرش ولايت وجود مقدس مولي الموحدين علی(علیه السلام) در تمامي شئونِ حيات، همان حقيقت دين است چرا که:
حقيقت دين آن چیزی است که ما با پذیرش و عمل به فرامین آن (قلباً و عملاً)، به مقام توحيد و عبودیت و لقای پروردگار می رسیم و اولیای خداوند (چهارده معصوم) دین مجسمند که با قول و عمل خود مبین حق از باطلند و ما با قبول ولایت و سرپرستی و اوامر و نواحی ایشان به مقام توحید می رسیم. و موحد واقعي كسي است كه نسبت به ولايت خداوند و اولیایش تولي قلبی و عملیِ تام داشته باشد و البته لازمه اين امر نيز تبرّي قلبی و عملیِ تام از ولايت اعداء و طواغيت است.

چنانچه قبلاً بيان شد زماني كه خداوند متعال مي‏خواهد ولايت خود را بر عالم جريان دهد و از عالم انساني امتحان بگيرد، ولايت خود را در وجود خلفاء به حق خويش جاري مي‏كند.و حقیقت ایمان و کفر با امتحان از امر ولایتِ انبیا و ائمه که اولیاء الله هستند مشخص می شود.



5- آیا شرط ایمان و مومن بودن در ادیان قبل از اسلام هم منوط به پذیرش ولایت علی بن ابیطالب بوده است؟

همانطور که بر طبق آیات قرآن و روایات برای اینکه ما مومن باشیم و در زمره ی رستگاران باشیم باید اقرار به نبوت تمام انبیای پیش از رسول خدا کنیم:

الَّذينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ (3)
وَ الَّذينَ يُؤْمِنُونَ بِما أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَ ما أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ وَ بِالْآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ (4)
أُولئِكَ عَلى‏ هُدىً مِنْ رَبِّهِمْ وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ (5- بقره)
آنان كه به غيب ايمان مى‏آورند، و نماز را بر پا مى‏دارند، و از آنچه به ايشان روزى داده‏ايم انفاق مى‏كنند (3)
و آنان كه بدانچه به سوى تو فرود آمده، و به آنچه پيش از تو نازل شده است، ايمان مى آورند و به آخرت يقين دارند. (4)
آنهايند كه از هدايتى از جانب پروردگارشان برخوردارند و آنها همان رستگارانند. (5)

زمانی هم که در کتب ادیان پیشین هم ذکر رسول الله و وصی او میشود هم باید به نبوت و وصایت آن پیغمبر آخر الزمان و وصی او اقرار کنند تا جزو مومنین و رستگاران شمرده شوند!
به ذکر یک آیه در این زمینه اکتفا میکنیم:

الَّذينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الْأُمِّيَّ الَّذي يَجِدُونَهُ مَكْتُوباً عِنْدَهُمْ فِي التَّوْراةِ وَ الْإِنْجيلِ ... (157-اعراف)
همان كسان كه آن رسول پيغمبر ناخوانده درس را كه وصف وى را نزد خويش در تورات و انجيل نوشته مى‏يابند...(157)

همانگونه که ما باید اقرار کننده باشیم به نبوت پیامبرانی که در قرآن آمده است و ایمان به همه ی آنها واجب است طبق آیات قرآن!!!!!!!
ذکر نام رسول الله و وصی رسول الله هم که تصریح شده در آیات قرآن که در کتب الهی پیش از رسول الله آمده است واجب میکند که به نبوت و ولایت وصی بعد از او ایمان بیاورند و این ایمان بر آنها واجب بوده است.


اما سخنی هم از یگانه مفسران حقیقی قرآن 14 معصوم در این زمینه:
امام کاظم علیه السلام میفرمایند:
وِلایةُعَلیٍّ مَکتُوبُ فی جَمیعِ صُحُفِ الاَنبیاءِ و لَن یَبعَثَ اللهُ نَبِیّاً اِلّا بِنُبُوّةِ مُحَمَّدٍ وَ وِلایةِ وَصِیّه عَلیٍّ.
ولایت حضرت علی در تمامی کتابهای آسمانی انبیاء نوشته شده بوده و خدا هیچ پیامبری را به نبوت بر انگیخته نکرد مگر اینکه او مأمور به دعوت
خلق به سوی نبوت محمّد و ولایت وصیّ او علی بوده.

بصائر الدرجات/72





نکته ی تکمیلی پایانی:

در ذیل آیه ی شریفه ی:

قَالَتِ الْأَعْرَابُ آمَنَّا قُل لَّمْ تُؤْمِنُوا وَلَكِن قُولُوا أَسْلَمْنَا وَلَمَّا يَدْخُلِ الْإِيمَانُ فِي قُلُوبِكُمْ وَإِن تُطِيعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَا يَلِتْكُم مِّنْ أَعْمَالِكُمْ شَيْئًا إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿۱۴- حجرات﴾

[برخى از] باديه‏ نشينان گفتند ايمان آورديم بگو ايمان نياورده‏ايد ليكن بگوييد اسلام آورديم و هنوز در دلهاى شما ايمان داخل نشده است و اگر خدا و پيامبر او را فرمان بريد از [ارزش] كرده‏هايتان چيزى كم نمى‏كند خدا آمرزنده مهربان است (۱۴)


امام صادق علیه السلام میفرمایند:
الْإِسْلَامُ هُوَ الظَّاهِرُ الَّذِي عَلَيْهِ النَّاسُ شَهَادَةُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِيكَ لَهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ وَ إِقَامُ الصَّلَاةِ وَ إِيتَاءُ الزَّكَاةِ وَ حِجُّ الْبَيْتِ وَ صِيَامُ شَهْرِ رَمَضَانَ فَهَذَا الْإِسْلَامُ وَ قَالَ الْإِيمَانُ مَعْرِفَةُ هَذَا الْأَمْرِ مَعَ هَذَا فَإِنْ أَقَرَّ بِهَا وَ لَمْ يَعْرِفْ هَذَا الْأَمْرَ كَانَ مُسْلِماً وَ كَانَ ضَالًّا
الكافي، ج‏2، ص: 25

حضرت فرمود:
اسلام همين صورت ظاهرى است كه مردم دارند، يعنى شهادت دادن باينكه شايسته پرستشى جز خداى يگانه بى‏شريك نيست و اينكه محمد بنده و رسول اوست و اقامه ی نماز و دادن زكات و حج خانه كعبه و روزه ماه رمضان. اينست اسلام.
اما ايمان معرفت اين امر (ولايت) است با اين (صورت ظاهرى كه بيان شد) پس اگر كسى به آنها اقرار كند و باين امر (ولايت) عارف نباشد، مسلمان است و گمراه.


تکلمه ی بعدی:
شخصی از من سوال پرسید که:
چرا محبت امام علی(علیه السلام)؟؟؟چرا از بین بقیه امامها، ایشون؟؟؟

در پاسخ به ذکر یک حدیث اکتفا می کنم
خداوند اراده فرموده است که متر و محک و میزان و امتحان و ملاک ایمان حقیقی جهتگیری حقیق قلب نسبت به وجود نازنین امیرالمومنین علی بن ابیطالب روحی لتراب مقدمه الفداه باشد از بین کل 14 معصوم ایشان برای این امر برگزیده شده است!

مُعَاوِیَةُ بْنُ عَمَّارٍ عَنِ الصَّادِقِ علیه السلام:
قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلوات الله علیه و آله:
إِنَّ حُبَّ عَلِیٍّ قُذِفَ فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ فَلَا یُحِبُّهُ إِلَّا مُؤْمِنٌ وَ لَا یُبْغِضُهُ إِلَّا مُنَافِقٌ
وَ إِنَّ حُبَّ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ قُذِفَ فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُنَافِقِینَ وَ الْکَافِرِینَ فَلَا تَرَى لَهُمْ ذَامّاً
مناقب آل أبی طالب علیهم السلام(لابن شهرآشوب)، ج‏3، ص: 384

امام صادق علیه السلام فرمودند:
رسول خدا صلوات الله علیه فرمودند:

همانا حب علی (علیه السلام) تنها در قلوب مومنین قرار دارد و به همین دلیل غیر از مومن او را دوست نخواهد داشت
و غیر از منافق او را دشمن نخواهد داشت
ولی محبت حسن و حسین (علیهما السلام) در قلب مومنین و منافقین و کافرین قرار داده شده است، لذا هیچ کس آنها را مذمت نخواهد کرد.


نقل قول:امام صادق عليه السّلام فرمود: از رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله پرسيدند به چه علت از همه فرزندان آدم پيش افتادى؟ فرمود: زيرا من نخستين اقراركننده به پروردگارم بودم، خدا از پيغمبران پيمان‏ گرفت و آنها را بر خودشان گواه ساخت كه مگر من پروردگار شما نيستم؟ گفتند: چرا، در آنجا من نخستين پاسخ دهنده بودم (اصول كافى-ترجمه مصطفوى، ج‏3،کتاب ایمان و کفر ص: 19)
بسیارجالبه فقط یک سوال؛ یعنی اون موقع اینهایی که الان کافرند اقرار به پروردگاری خدا نکردند؟
اقرار به ربوبیت پروردگار رفته و تحت ولایت خداوند قرار گرفته اند
اقرار به ربوبیت یعنی طوق بندگی بر گردن نهادن (البته تاج بندگی هست)
و بسیار فراتر از اقرار به توحید در خالقیت و الوهیت خداست
بسم الله
سلام
نگرفتم... Exclamation
چی شد؟؟؟؟؟ Huh

یا الله
یعنی اقرار واقعی به پروردگاری یعنی زیر بار امرونهی خدا رفتن
یعنی سجده به مقام انسان کامل چون دستور خداست
نه فقط قبول داشتن خدا به خالقیت و رازقیت و....
که شیطان هم به اینها اقرار کرده
بنام خدا
سلام
بنا به توصيه مدير كل مهدويت اولين موضوع را بعداز دو بار خوندن كه فكر مي كنم كمه فعلا با اين مورد مواجه شدم.

(۲۱/آبان/۸۹ ۱۱:۳۴)علی 110 نوشته است: [ -> ]و اين اعتراف به ربوبیت پروردگار همان تكليفي است كه خداي متعال از تمامي مراتب عالم و رتبه‏هاي خلقت متناسب با ظرفيت وجوديشان از آنها خواسته است، تا اینکه در تمامي حالات تنها خدا را پرستش کنند و در همه حال تسليم محض او باشند

با اين جمله دلم لرزيد مخصوصا اين جمله كه بتونيم در تمامي حالات تنها خدا رو پرستش كنيم واقعا چقدر من كم ظرفيتم كه حتي تو نمازمم تو دعاهام و حتي تو اماكن مقدس نتونستم تنها خدا رو پرستش كنم ميترسم از اين زندگي كه براي خودم ساختم كه هيچ پرستش واقعي توش نيست كاش حداقل يه ثانيه هم كه شده بود خدا را با تمام وجودم پرستيده بودم با تمام وجودم.
واقعا با اين دل و ذهن غافلم چكار كنم؟
من احیا نفسا فکانما احی الناس جمیعا.
سلام علی110 به شما تبریک میگم.Heart
نقل قول:و وجه مشترک شیطان و تمام مستکبرین مترود از درگاه خداوند چیست؟
به نظرمن:
خداوند!!!
گاهی که به فرشتگان نوید آفرینشم رادادی...
باآنکه هنوز هیچ بودم وهیچ؛
وهنوز حتی عدم را ترک نگفته بودم؛
وهنوز گلی بودم بی جان وبی روح؛
مستی ام آغاز شد...
وآنگاه که آفریدگار دست توانای تو تکاملم می بخشید؛
جسم خاکی حتی از سرم زیاد بود؛
که تو منت بر این مخلوق بیچاره وبیجان تمام کردی
وجان بی جانم را به دمیدن روح وجان الهی ات آذین بستی!!!
واین شدم این که اکنون...؟؟؟!!!
وخداوند آندم که در گذر از عدم به جان؛ ودرست لب مرز هست،
خلائق رافرمان به سجده ام می دادی چه غروری از من می گذشت وبر من می تاخت.
ونمی دانم آفریدگار؛نمیدانم...
اگر زمان سجده همگان بر من
غرورو کبر ابلیس در پیچش از فرمان تو پیش چشمم نبود؛
ورانده شدنش نهیبم نمی زد؛وبه خویشم نمی آورد؛
چه بر سر آدمییتم می آمد...!!!
وحالا که از غروروسرنوشت شیطان درس گرفته ام این شده ام؛
واگر نبود این درس واین تلنگرچه برسرم می آورد غرور.....
وتنها دلگرمی ام خداوند در کوران این غرورروح خداوندی توست.
منبع:سمت خدا
نقل قول:حقیقت ایمان و کفر با امتحان از امر ولایتِ انبیا و ائمه که اولیاء الله هستند مشخص می شود.
خيلي عالي بود.
حقيقت دين آن چیزی است که ما با پذیرش و عمل به فرامین آن (قلباً و عملاً)، به مقام توحيد و عبودیت و لقای پروردگار می رسیم و اولیای خداوند (چهارده معصوم) دین مجسمند که با قول و عمل خود مبین حق از باطلند و ما با قبول ولایت و سرپرستی و اوامر و نواحی ایشان به مقام توحید می رسیم [/b]
و موحد واقعي كسي است كه نسبت به ولايت خداوند و اولیایش تولي قلبی و عملیِ تام داشته باشد و البته لازمه اين امر نيز تبرّي قلبی و عملیِ تام از ولايت اعداء و طواغيت است.

این قسمت واقعا عالی بود . یه نکته جالب به نظرم رسید اونم این هست که ما تولی و تبری رو جزء فروعات دین می دونیم .
با تشکر
حديث 65- صفات الشيعة با ترجمه، ص: 46
على پسر محمّد پسر يسار گويد امام عسگرى فرمود:
پيغمبر خدا روزى به برخى از يارانش مى‏فرمود، اى بنده خدا، براى خدا دوست داشته باش و بخاطر خدا دشمن داشته باش و دوستى و دشمنيت بايد براى خداوند باشد و بس
تو دوستى او را جز باين راه بدست نمى‏آورى و مرد مزه ايمان را نمى‏چشد گو اينكه هميشه در نماز و روزه‏دار باشد مگر اينكه چنين كه گفتم باشد
امروزه دوستى شما مردم با هم بيشتر براى دنيا است براى دنيا با هم دوست يا دشمن مى‏شويد و اين شما را از خداى شما بى‏نياز نمى‏كند
به او عرض شد چگونه من بدانم براى خدا دوستى و دشمنى مى‏كنم و چه كسى دوست خدا است تا با او دوستى كنم و چه كس دشمن خدا است تا با وى دشمنى نمايم ؟
پيغمبر خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم به على عليه السّلام اشاره كرد و فرمود :
آيا اين مرد را مى‏بينى؟
عرض كرد: بلى
فرمود: دوست اين مرد دوست خدا است او را دوست داشته باش و دشمن او دشمن خداوند است او را دشمن داشته باش
و دوست اين شخص را اگر چه كشنده پدر و پسرت باشد دوست داشته باش و دشمن اين مرد را اگر چه پدر و پسرت باشد دشمن داشته باش.
صفحه: 1 2 3 4
آدرس های مرجع