تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: فیلم گشت ارشاد ( از اکران تا توقیف )
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10
فيلم گشت ارشاد به طور كامل توقيف نشده
همين امروز تاريخ 14 / 1 / 1391 در سينما ايران در حال اكران است !
ضمن احترامی که برای شما کاربران محترم قائل هستم،باید اعلام کنم که نظرات غیرمرتبط با بحث،حذف شدند.
لطفاً اگر مباحثی در مورد اصول عقاید و دین دارید،در بخش اصول عقاید شیعه،آنها را دنبال کنید.
از کمال همکاری شما تشکر می کنم.
(۱۴/فروردین/۹۱ ۱۵:۳۵)علائم ظهور نوشته است: [ -> ]پاسخ زیبای مردم به تفکرات خاص!
[تصویر: i274468_untitled.jpg]
http://www.hamshahrionline.ir/news-164430.aspx


البته در قاموس بعضی نظرات مردم تا جایی خوبه که با منافعشون سازگار باشه

اگر عدد فروش رو تقسیم بر تعداد سینماها بکنیم، قلاده های طلا در هر سینما 21 میلیون فروخته و گشت ارشاد 66 میلیون.و این یعنی مخاطب گشت ارشاد 3 برابر بوده
نمی دونم تا کی باید شاهد باشیم که اقلیتی سعی کنن نظر خودشون رو به اکثریت جامعه تحمیل کنن

با اینهمه تبلیغ در تلویزیون ملی!! و داشتن 5 برابر سینمای بیشتر، حتی رقم قابل توجهی از رقیبش هم جلو نیست....


حیف که انقدر فضا بستس که 4 تا آدم درست نمی تونن انتقاد کنن و مردم پناه میبرن به فیلمهای کم ارزشی مثل گشت ارشاد


بسم الله


سلام

این مقایسه ، مقایسه درستی نیست. برای مثال خود من برای این که بفهمم مشکل فیلم گشت ارشاد چیه و به کجاش نقد وارده با چند نفر از رفقام رفتیم این فیلمو دیدیم و البته قلاده های طلا رو هم دیده بودم. ولی آیا اون دختر و پسرایی که فقط برای کمی شاد بودن و البته تمسخر اومدند همراه ما گشت ارشاد رو دیدند قلاده های طلا رو هم در مقابل میبینند؟؟؟
(۱۴/فروردین/۹۱ ۱۵:۳۵)علائم ظهور نوشته است: [ -> ]پاسخ زیبای مردم به تفکرات خاص!
[تصویر: i274468_untitled.jpg]
http://www.hamshahrionline.ir/news-164430.aspx


البته در قاموس بعضی نظرات مردم تا جایی خوبه که با منافعشون سازگار باشه

اگر عدد فروش رو تقسیم بر تعداد سینماها بکنیم، قلاده های طلا در هر سینما 21 میلیون فروخته و گشت ارشاد 66 میلیون.و این یعنی مخاطب گشت ارشاد 3 برابر بوده
نمی دونم تا کی باید شاهد باشیم که اقلیتی سعی کنن نظر خودشون رو به اکثریت جامعه تحمیل کنن

با اینهمه تبلیغ در تلویزیون ملی!! و داشتن 5 برابر سینمای بیشتر، حتی رقم قابل توجهی از رقیبش هم جلو نیست....


حیف که انقدر فضا بستس که 4 تا آدم درست نمی تونن انتقاد کنن و مردم پناه میبرن به فیلمهای کم ارزشی مثل گشت ارشاد

به نام خدا

سلام.

برادر گرامی ... شما می تونید ثابت کنید که تفکر دیکتاتوری خاصی این کار رو انجام داده؟

آخه چرا نشر شایعه می فرمایید؟ کسی به شما گفته است که از روی غرض خاصی اکرانش محدود شده است؟

بفرمایید ادعای خودتان را ثابت کنید و اِلا پستتان را ویرایش کنید!

یا علی
بسم الله

بخشی از خطبه های نماز جمعه تهران به امامت آیت الله خاتمی 18/01/91

عضو هیات رئیسه مجلس خبرگان رهبری همچنین به اوضاع سینمای ایران اشاره کرد و گفت: وضعیت سینمای ایران خیلی خوب نیست. این موضع را من نمی‌گویم بلکه اهالی سینما و افرادی که شاید با سلیقه من هم جور در نمی‌آیند می‌گویند. البته فیلم و هنرمند متعهد وجود دارد.
وی با اشاره به سخنان وزیر ارشاد که عنوان کرده بود فیلم مستهجن در سینمای ایران وجود ندارد، گفت:‌ آقایان می‌گویند فیلم مستهجن و عریانی در سینمای ایران وجود ندارد اما باید بگویم کارتان به اینجا رسیده که فقط به نداشتن فیلم مستهجن در سینما افتخار می‌کنید؟ آیا مردم به شما اجازه می دهند به این سمت حرکت کنید؟
آیت‌الله خاتمی ادامه داد: برخی مسئولان اعتراف می کند که فیلم مشکل دار وجود دارد ما هم تصریح داریم که نباید فیلم مشکل دار در سینمای ایران وجود داشته باشد، چرا که همه چیز باید در نظام اسلامی در طراز آن باشد.
امام جمعه موقت تهران با بیان اینکه سینما و هنر باید بوی جمهوری اسلامی بدهد، گفت:‌ نامه سرگشاده و مصاحبه در واکنش به سخنان من لازم نیست، سید احمد خاتمی کسی نیست که علیه او بسیج شوید، بنده تنها حرف مردم را منتقل کردم.
وی افزود: مردم معتقدند باید در همه عرصه‌ها اسلام را ببینیم لذا حالا که متاسفانه از ناحیه مسئولان اقدام بایسته‌ای انجام نمی‌شود من دست به دامان شما مردم متعهد و فاطمی می‌شوم.
عضو هیات رئیسه مجلس خبرگان با تاکید بر اینکه شما مردم متعهد باید به فکر حجاب خانواده و اقوام خود باشید، گفت: اگر در این رابطه اقدام نکنید فردای قیامت باید در پیشگاه خدا پاسخگو باشید. اگر مسئولان اقدام درستی در قبال حجاب و فیلم‌های نامناسب انجام ندهند فردای قیامت چه جوابی به بیش از 200 هزار شهید دارند.
امام جمعه موقت تهران تاکید کرد:‌ باید به فکر دینمان باشیم. نباید تنها دولت و مسئولان اقدامی انجام دهند بلکه خودمان باید زودتر اقدام کنیم.
نمایش گشت ارشاد بالاخره در سالن های سینمای تهران به پایان رسید. سعید سهیلی کارگردان گشت ارشاد به بهانه متوقف شدن اکران فیلم اش, نامه ای نوشته و برای کافه سینما فرستاده است. سهیلی نوشته است:
بنام اول هنرمند عالم هستی...
گمان می کنم حالا که غائله ی اکران "گشت ارشاد" خاتمه یافته و قیل و قال ها فروکش کرده؛ حالا که تنور اعتراض های خودسرانه از گرما افتاده و سفره ی تهمت های ناروا برچیده شده؛ حالا که بعضی ها با پایین کشیدن غیرقانونی فیلم من چنان نفس راحتی کشیده اند که گویی بیرق کُفر به زیر آمده است؛ شاید زمان مناسبی باشد که فارق از آن "هیاهوی بسیار" با چند نفر چند کلام حرف حساب بزنم. حرفهایی که گفتنش زبان می سوزاند و نگفتنش مغز استخوان.
ـ آقای امام جمعه
پیش از همه، روی سخنم با شماست. آقای "علم الهدی"؛ روی سخنم با شماست، نه با امام جمعه تهران. چون شما نخستین امام جمعه ای بودید که علیه فیلم من سخنرانی کردید و مهم تر این که امام جمعه ی شهر من هستید. شهری که سالها در آن زندگی و فعالیت اجتماعی کرده ام. شهری که افتخار آشنایی و همنشینی با بزرگانش را داشته ام. بزرگانی چون "آیت الله طبسی"، "آیت الله نوقانی"، "آیت الله مروارید"، "آیت الله فلسفی"، "آیت الله صفایی"، "آیت الله آقا شیخ ابولحسن شیرازی" و حتی عرفایی چون "میرزا جواد آقا تهرانی" و "مولانا قندهاری"، و شهدای عالی رتبه ای چون شهید "هاشمی نژاد" و شهید "کامیاب" و شهید "موسوی قوچانی". بزرگانی که افتخار می کنم بگویم خیلی هاشان من را به اسم کوچک صدا می زدند. شهید هاشمی نژادی که افتخار می کنم بگویم نعش پاره پاره اش را در آغوش کشیده ام. اما ... افسوس و صد افسوس که در طول انقلاب و همرکابی با این بزرگان هیچ گاه نه نامی از حضرت عالی شنیدم و نه سعادت دیدارتان نصیبم شد. در حقیقت، این ابهام بزرگ ذهن من و شاید همه ی مردم شهرم را می آزارد که در آن سالهای سرنوشت ساز انقلاب شما کجا تشریف داشتید؟! به کدام بیت رفت و آمد داشتید و با چه کسانی نشست و برخاست می کردید که هیچ وقت نامی از شما در میان نبود. ای کاش من و شما یک بار هم که شده در آن روزگار به هم برمی خوردیم! در آن صورت شاید امروز اینقدر با هم بیگانه نبودیم و زبان همدیگر را بهتر می فهمیدیم! ... نمی دانم در این مورد باید برای خودم متأسف باشم یا برای شما! ...
*** *** ***
ـ آقای رییس
شاید شما که امروز بر صندلی ریاست سازمان تبلیغات اسلامی تکیه زده اید امثال من را نشناسید یا دلتان نخواهد که بشناسید. اما اگر دلتان خواست، می توانید از آقایان "زم" و "سیدآبادی" (رییس سابق تبلیغات اسلامی خراسان) بپرسید که اتفاقاً خیلی خوب از سوابق من آگاهند. می دانند که من مؤسس حوزه هنری خراسان و هشت سال مدیرش بودم. همان حوزه هنری که اشخاصی مثل هنرمند جانباز "حسین نوری" یا نویسنده فقید "احمد زارعی" در آن فعالیت کردند. و البته خیلی های دیگر که پاتوقشان آنجا بود. "داود کیانیان"، "جواد اردکانی"، "مصطفی محدثی"، "مجید نظافت"، "علیرضا غزوه"، "احمد عزیزی" و ... . القصه؛ من هشت سال با کمترین امکانات و حقوق هرچه در توانم بود در آن عرصه ی فرهنگی ـ هنری انجام دادم و هرگز منتظر پاداش نبودم. اما "جناب رییس"، اگر برخورد امروز شما با فیلم من پاداش آن فعالیت ها و خدمت هاست، با افتخار می پذیرم! اما چه پاداش تلخی! و اگر جز این است و فیلم من قربانی تسویه حساب ها و اختلاف سلیقه ها و حب و بغض های شما با دیگران شده است شما را به پاداش تلخ روزگار و سرنوشت بشارت می دهم که البته و صد البته خدایی هم هست. ...
*** *** ***
ـ آقای شهردار
شاید بهتر باشد سخنانم با شما را به دو بخش تقسیم کنم. گلایه ی فرهنگی ـ هنری ام را به "جناب آقای دکتر قالی باف" بگویم و درددل شخصی ام را به "حاج باقر". همان حاج باقر که از سالهای دور می شناسمش. البته شما را نمی دانم. راستی شما هم هنوز حاج باقر را می شناسید؟!
جناب آقای دکتر قالی باف. بدون شک برگزاری بزرگداشت برای هنرمندان، ساختن مجسمه ی آنها و گرفتن عکس یادگاری با ایشان، افتتاح موزه و نمایشگاه های هنری، سالن های تئاتر و پردیس های سینما، و صد البته اختصاص قطعه ای از بهشت زهرا به هنرمندان، شرطِ لازم برای آرایش وجهه ی یک شهردار هنردوست و هنرمندنواز است، اما قطعاً شرطِ کافی نیست. صاف و بی پیرایه بگویم: همراهی شما با حرکات غیرقانونی و خودسرانه ی جریانی بی منطق علیه آثار هنری بسیار دور از انتظار جامعه ی هنرمندان بود. از شمایی که می خواستید و شاید پس از این هم بخواهید بر کرسی ریاست جمهوری این مملکت تکیه بزنید و حافظ قانون باشید. مطمئن باشید این تصمیم غیرقانونی شما و همکارانتان به این زودی از ذهن خانواده ی سینما زدوده نخواهد شد.
و اما حاج باقر عزیز. من و شما تجربه ای مشترک داریم. تجربه ای مشترک از دورانی شریف و رفقایی که خود مظهر شرافت اند. بزرگانی که اگر سیاهه شان را بنویسم مثنوی هفتاد من کاغذ می شود. اکتفا می کنم به ذکر نام "بابانظر"، "بابارستمی"، "ابولفضل رفیعی"، "حسن آزادی"، "مهدی میرزایی" و از حاضرین و ناظرین "عباس شاملو"، "سید هاشم دُرچه ای"، "هادی سعادتی" ، "حاج ماشالله آخوندی" و "برادر اسماعیل". صادقانه معتقدم شرط انصاف این است که به احترام آن زندگان و این زندگان کمی بیشتر ملاحظه ی همدیگر را بکنیم و حداقل پیش از محکوم کردن یکدیگر فرصت کوتاهی برای دفاع بدهیم. البته اگر هنوز مراممان مرام "بابانظر" ها باشد و "حاج باقر" ها را بشناسیم! ...
*** *** ***
ـ آقای انصار
به این دلیل "آقای انصار" خطابت می کنم که نمی دانم پُشت این چهره ای که گاه و بیگاه بروز و ظهور می کند دقیقاً کیست و مرامش چیست! پیر است یا جوان. خام است یا پُخته. کم سواد است یا بی سواد. جبهه دیده است یا جبهه ندیده. اما این را خوب می دانم که هرکه هستی و هرچه هستی، کوچکی و ناچیز. "من آنم که رستم بود پهلوان!" بهترین مصداق عینی توست. "دون کیشوتی" که احساس جنگاوری می کند و به دلیل همین ضعف است که هیچ گاه با هویت آشکار پیش نمی آیی. به همین دلیل است که پشت ارزشهای انقلابی و اسلامی ـ پُشت خون شهدا و ولایت و دیانت ـ پنهان می شوی و "هل من مبارز" می طلبی! به همین دلیل است که از تریبون های مقدس فریادهای گوشخراش می کشی! آقای انصار؛ شما در این غائله فاتح بودی اما قهرمان نه. قهرمان در قاموس مردمان این روزگار تعریف دیگری دارد. چه بسیارند فاتحان منفور و شکست خوردگان محبوب. کاش یک بار هم که شده جرأت می کردی و با هویت واقعی ات به میدان می آمدی تا همگان بدانند چند مرده حلاجی! ...
*** *** ***
ـ آقای وزیر
از حق نگذریم؛ شما به عنوان عالی ترین مقام فرهنگی ـ هنری این مرز و بوم بزرگوارانه عمل کردید. نمی توانم از نجابت و انصاف شما در برخورد با اثر سینمایی ام چشم بپوشم. نمی توانم شجاعت شما را در ایستادن پای این فیلم مقابل تمام فشارها و شانتاژهای قانون شکنان ستایش نکنم. اما دریغ و افسوس که از این ایستادگی نتیجه ای حاصل نشد. حقیقت تلخ و انکارناپذیر این است که در شرایط فعلی نظرات و تصمیمات حضرت عالی برای جامعه ی سینمای ایران بیشتر مایه ی "دلگرمی" است تا "پُشت گرمی"! با تمام این احوال، بر خود لازم می دانم مراتب سپاسگزاری ام از حضرت عالی و معاونت سینمایی تان و دیگر همکاران را اعلام کنم. خدا قوت!
*** *** ***
ـ آقای سینما
آقای تهیه کننده، آقای کارگردان، آقای بازیگر، آقای تدارکاتچی، آقای همکار؛ آگاه باش که امروز نوبت من بود، فردا نوبت شماست! گرچه اقلیتی نه چندان منسجم از شما در نکوهش و تقبیح این قانون شکنی سخن سر دادید، مصاحبه کردید، موضع گیری کردید، همدردی کردید. اما بخش عظیمی از شما سکوت مرگباری داشتید. شما که همیشه برای کوچکترین اتفاقاتِ خوب و بد این سینما، چپ و راست بیانیه می دادید و اعلام موضع می کردید، این روزها کجا بودید؟! سکوتتان چه توجیه و توضیحی داشت؟! به خود بیایید و باور کنید که این عدم اتحاد، قانون شکنان را گستاخ تر کرده و می کند و فردا روز است که دود این سکوت به چشم شما هم برود! ...
سعید سهیلی فروردین 91
سلام......
آقا من تازه امروز فیلمو دیدم.....
خیلی باهال بود....


واقعا الان دلیل اعتراضات حوزه.... و برخی دوستان رو نمی فهمم....


انصافا فیلم بدی نبود......


DodgyDodgyDodgyDodgy




فکر کنم عادت مون شده که...............بگذریم...ولش کن....Dodgy
امروز این فیلمو دانلود کردم و دیدم واقعاباید به آقای سهیلی تبرک گفت به خاطر این فیلم زیبا و اظهار تاسف کرد برای بعضی از دوستان که فیلم رو توقیف میکنند
به نظر میرسه سینمای ایران بجای یک قدم به جلو به عقب قدم بر می داره. من فکر می کنم سینمای ایران سوالات و دغدغه هایی داره اما پاسخ به این سوالات رو به درستی نمیده. فکر میکنم نقل قولی از هگل هست که میگه وقتی به سولات جدید پاسخ کهنه میدهیم این شروع بحرانه.
به نظر میرسه بزرگترین مشکل فیلم مشخص نبودن مرز شوخی و جدی بودنه.

امیدوارم سینمای ایران بتونه از ابزار قدرتمندی که داره بتونه به نحو بهتری بهره ببره.
من به تازگی این فیلم رو دیدم،
اولاً این رو بگم که نقد یک فیلم باید دو طرفه باشه...هم نظرات مثبت و هم نظرات منفی رو باید شنید و گفت.
اما از حق نباید بگذریم،این فیلم اینقدر مشکل حادی نداشت که جلوی اکرانش رو بگیرند!
این فیلم و فیلم اسب حیوان نجیبی است،اتفاقاً فیلم هائی هستند که این نکته رو در خودشون دارند که کسانی که برخورد منفی و زننده دارند،از نیروهای انتظامی نیستن یا از بسیجی ها نیستن!
نمی تونیم منکر فقر در خیلی از زمینه ها توی جامعه باشیم؛مثل فقر مالی،فقر فرهنگی و ... که ان شاءالله باید تصحیح بشه و این فقرها زمینه ساز خیلی از جرائم مثل هم جعل عنوان می شوند.
برام این سوال پیش اومده که عزیزانی که دستور توقف اکران رو دادند،فیلم رو دیدند یا صرف خوندن خلاصه فیلمنامه و نظرات بقیه تصمیم گرفتند؟
چون همین فیلم در جشنواره فیلم فجر مورد تحسین قرار گرفته بود !!!
امیدوارم روزی برسه که تعصب از تفکراتمون حذف بشه و به حقیقت برسیم...ان شاءالله!
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10
آدرس های مرجع