۲۴/فروردین/۹۱, ۲۳:۵۲
سلام
دیدم بسیاری از دوستان زوق و قریحه شعری دارند ، گفتم در راستای بهبود روند شعر سرایی ، توضیحی پیرامون این موضوع داشته باشم.
بریم سراغ علم وزن شعر :
فقط اول به دوستان بگم که نترسند ، این علم در 15 دقیقه آموزش داده می شه و به مرور جا میفته ، بنده هم حدود 14 سالگی این روش رو از یک دیپلم ادبیات یاد گرفتم (رشته بنده ریاضی فیزیک بود)
اما بریم سراغ اصل مطلب.
اول از همه بگم وزن شعر به نوعی در واقع مبین موسیقی یک شعر هست ، یعنی یک شعر با وزن سنتی ، جوری هست که هر مصرع از اون رو می شه مثل تمام مصرع های دیگه با یک آهنگ خوند.
مثلا شعر زیر:
آن قصر که جمشید در آن کام گرفت
آهو بچه کرد و روبه آرام گرفت
بهرام که گور می گرفتی همه عمر
دیدی که چگونه گور بهرام گرفت
وزن این شعر لا حول و لا قوة الا بالله هست ، که ما می تونیم با آهنگ این جمله ، تمام این چهار مصرع رو بخونیم.
دوم این که در وزن شعر مهم نیست که اون شعر چه جوری نوشته میشه ، بلکه آواها و نوع خواندن شعر مهم هست مثلا:
الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها = اَ لا یا ای یُ هَس سا قی اَ در کَئ سَن وَ نا وَل ها
پس اصلا به نوع نوشتن شعر دقت نکنید.
اما اصل ماجرا
برای به دست آوردن وزن شعر ، باید مثل مثال بالا ، هجاهای چند مصرع ازشعر رو به صورت جدا شده بنویسیم.بعد باید هجا ها رو به سه نوع "کوتاه" ، "بلند" و "کشیده" دسته بندی کنیم.
اما تعریف این هجاها چیه؟
هجای کوتاه :هجایی هست که از یک مصوت کوتاه (مثل َ ُ ِ ) و یک صامت (هر یک از حروف بدون صدا) تشکیل شده باشه ، مثل بَ ، خِ ، توجه داشته باشید که همزه هم به تنهایی یک مصوت حساب میشه،مثل اَ ، اِ ، اُ.
هجای بلند :
- هجایی که از یک مصوت بلند ( آ ، و ، ی) و یک صامت تشکیل شده باشه ، مثل : آ ، با ، سی
-هجایی که از دو صامت و یک مصوت کوتاه تشکیل شده باشه ، مثل اَخ ، تَر ، بِه.
هجای کشیده : هجایی که از هجای بلند بلند تر باشه، مثل بانگ.
بعد به ازای هر یک از این هجا ها در اون مصرع یک نماد قرار می دیم :
هجای کوتاه : U
هجای بلند : _
هجای کشیده : ( _U ) یا ( U _) با توجه به مقتضای شعر. به واقع هجای کشیده ترکیب دو هجای بالا است.
سپس مصرع ها رو زیر هم می نویسیم و یک میانگین گیری می کنیم از این نماد ها ، چون ممکنه گاهی اوقات به ظاهر از روی شعر شاعر چیز مخالف واقع بدست بیاد،پس باید چند مصرع رو با هم درنظر بگیریم.
سپس به جای هر چند هجا ، یک کلمه (مثل مفاعیلن ، فعولن ، فاعلاتن و ....) قرار می دیم ، که واقع این کلمه هم وزن با اون چند هجا است (فعولن = فَ عو لَن = U _ _ )
اما حالا خود وزن شعر ، برای شعر اول دیوان حافظ داریم:
الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها = اَ لا یا ای یُ هَس سا قی اَ در کَئ سَن وَ نا وَل ها
U _ _ _ U _ _ _ U _ _ _ U _ _ _ =
(U)( _ _ _ U)( _ _ _ U)( _ _ _ U _ _ _ )= مفاعلین مفاعلین مفاعلین مفاعلین
چرا؟ چون مفاعلین = مَ فا عی لُن = U _ _ _
خوب تا این جا رو داشته باشید ، سوالی داشتید بپرسید ، نقصی هم دیدید بگید که برطرف کنم.
______________________________________________________________________________
دوباره سلام ، چند تا نکته درباره وزن شعر هست که باید بگم.
اول این که در شعر های استاندارد سنتی نباید در یک بیت بیشتر از 6 یا 8 تا از کلمات رایج در وزن شعر داشته باشیم (منظور همون امثال فعولن ، مفاعیلن و ...) هستند. بر اساس همین طبقه بندی هم شعر ها به دو نوع 6 تایی و 8 تایی تقسیم می شند (اسم عربیش رو خاطرم نیست)
در زیر چند تا از این کلمات رو می آرم ، هر چند ممکنه چیزی از ذهنم رفته باشه،دوستان لطف کنند و یادآوری کنند.
فعلاتن،فاعلاتن ، فعولن ، فعل ، مفتعلن ، فاعلن ، مفاعیلن ، فع ، فَعلن (ف مفتوح ، عین ساکن) و فعلن (ف مفتوح ، عین مکسور) ، مفعولن ، مفعول ، فعلاتن (عین مکسور)
در ضمن وزنی هم داریم مخصوص رباعی که "لا حول و لا قوة الا بالله" هست که به واقع مترادف با "مفعول مفاعلن فعولن فعلن (عین ساکن)" هست.
_____________________________________________________________________________
سلام دوباره.
قصد دارم به بحث قافیه بپردازیم، خوشبختانه تقریبا تمام ایرانی ها یک اشتباه ابتدایی با قافیه دارند ، به همین دلیل هم بنده بیشتر سعی می کنم به اشکالاتی که در باور مردم هست بپردازم.
اول از همه این که قافیه چیه؟
- قافیه در آخر ردیف های میاد (در شعر های مختلف شماره این ردیف ها متفاوته) ، در انتهای دو قافیه در دو مصرع هم قافیه می بایست حداقل یک مصوت بلند یا یک مصوت کوتاه + یک صامت به صورت مشترک باشه، البته با این شرط که باید دو قافیه کلماتی متفاوت باشند ، یا این که حتی اگر ظاهر یکسان دارند دارای معنی متفاوت باشند.
مثال برای حالت اول که یک مصوت بلند قافیه رو تشکیل می ده : فنا و بقا
مثال برای حالت دوم که یک مصوت کوتاه + یک صامت تشکیل دهنده قافیه هستند : احمد و امجد یا آورده و کرده.
یک مثال از قافیه اشتباه : آمده و سره که می بینیم یک مصوت کوتاه نتونسته قافیه رو برقرار کنه.
یک مثال از قافیه مشابه ولی نا هم معنا :
آن یکی شیری است اندر بادیه(کاسه) --------وان یکی شیری است اندر بادیه(صحرا)
یک مثال از قافیه اشتباه (هم شکل و هم معنا)
این جا آمده------مردی آمده
_____________
اما ردیف ، ردیف ها در اصل قافیه نیستند (مثل مورد آخر) ، بلکه دو کلمه مشابه و هم معنا هستند،مثل است و است ، برای این که از ردیف درست استفاده کنیم ، باید قبل هر ردیفی در دو بیت هم قافیه ، از یک قافیه مناسب استفاده کنیم ، مثل :
مثال بالا که اصلاح شده : آن جا آمده ----- دریا آمده.
می بینید که در اینجا آمده نقش ردیف رو بازی می کنه ، اما ما با هم قافیه کردن دریا و آنجا مشکل رو برطرف کردیم.
نکته ای که باید در استفاده از ردیف مد نظر بگیریم این هست که نباید در اشعاری مثل غزل که نیاز به چند قافیه هم قافیه داریم ، در دو مصرع از ردیف استفاده کنیم ، اما در مابقی مصرع ها قافیه رو با ردیف هم قافیه کنیم، مثلا بنویسیم:
"این جا آمده ----------مردی آمده" و در آخر بیت بعد بنویسیم "در این سده" ، این کار اشتباه هست.
____________
یک نکته ظریف در رابطه با قافیه در غزل بگم ، به دلیل این که حافظ در بعضی از غزلهاش در مصرع یک و چهار از قافیه یک سان (مثل ردیف) استفاده کرده ، ادبا این امر رو به احترام حافظ مجاز می دونند.الآن مثالی خاطرم نیست ، اگر یادم اومد براتون می گذارم.
دیدم بسیاری از دوستان زوق و قریحه شعری دارند ، گفتم در راستای بهبود روند شعر سرایی ، توضیحی پیرامون این موضوع داشته باشم.
بریم سراغ علم وزن شعر :
فقط اول به دوستان بگم که نترسند ، این علم در 15 دقیقه آموزش داده می شه و به مرور جا میفته ، بنده هم حدود 14 سالگی این روش رو از یک دیپلم ادبیات یاد گرفتم (رشته بنده ریاضی فیزیک بود)
اما بریم سراغ اصل مطلب.
اول از همه بگم وزن شعر به نوعی در واقع مبین موسیقی یک شعر هست ، یعنی یک شعر با وزن سنتی ، جوری هست که هر مصرع از اون رو می شه مثل تمام مصرع های دیگه با یک آهنگ خوند.
مثلا شعر زیر:
آن قصر که جمشید در آن کام گرفت
آهو بچه کرد و روبه آرام گرفت
بهرام که گور می گرفتی همه عمر
دیدی که چگونه گور بهرام گرفت
وزن این شعر لا حول و لا قوة الا بالله هست ، که ما می تونیم با آهنگ این جمله ، تمام این چهار مصرع رو بخونیم.
دوم این که در وزن شعر مهم نیست که اون شعر چه جوری نوشته میشه ، بلکه آواها و نوع خواندن شعر مهم هست مثلا:
الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها = اَ لا یا ای یُ هَس سا قی اَ در کَئ سَن وَ نا وَل ها
پس اصلا به نوع نوشتن شعر دقت نکنید.
اما اصل ماجرا
برای به دست آوردن وزن شعر ، باید مثل مثال بالا ، هجاهای چند مصرع ازشعر رو به صورت جدا شده بنویسیم.بعد باید هجا ها رو به سه نوع "کوتاه" ، "بلند" و "کشیده" دسته بندی کنیم.
اما تعریف این هجاها چیه؟
هجای کوتاه :هجایی هست که از یک مصوت کوتاه (مثل َ ُ ِ ) و یک صامت (هر یک از حروف بدون صدا) تشکیل شده باشه ، مثل بَ ، خِ ، توجه داشته باشید که همزه هم به تنهایی یک مصوت حساب میشه،مثل اَ ، اِ ، اُ.
هجای بلند :
- هجایی که از یک مصوت بلند ( آ ، و ، ی) و یک صامت تشکیل شده باشه ، مثل : آ ، با ، سی
-هجایی که از دو صامت و یک مصوت کوتاه تشکیل شده باشه ، مثل اَخ ، تَر ، بِه.
هجای کشیده : هجایی که از هجای بلند بلند تر باشه، مثل بانگ.
بعد به ازای هر یک از این هجا ها در اون مصرع یک نماد قرار می دیم :
هجای کوتاه : U
هجای بلند : _
هجای کشیده : ( _U ) یا ( U _) با توجه به مقتضای شعر. به واقع هجای کشیده ترکیب دو هجای بالا است.
سپس مصرع ها رو زیر هم می نویسیم و یک میانگین گیری می کنیم از این نماد ها ، چون ممکنه گاهی اوقات به ظاهر از روی شعر شاعر چیز مخالف واقع بدست بیاد،پس باید چند مصرع رو با هم درنظر بگیریم.
سپس به جای هر چند هجا ، یک کلمه (مثل مفاعیلن ، فعولن ، فاعلاتن و ....) قرار می دیم ، که واقع این کلمه هم وزن با اون چند هجا است (فعولن = فَ عو لَن = U _ _ )
اما حالا خود وزن شعر ، برای شعر اول دیوان حافظ داریم:
الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها = اَ لا یا ای یُ هَس سا قی اَ در کَئ سَن وَ نا وَل ها
U _ _ _ U _ _ _ U _ _ _ U _ _ _ =
(U)( _ _ _ U)( _ _ _ U)( _ _ _ U _ _ _ )= مفاعلین مفاعلین مفاعلین مفاعلین
چرا؟ چون مفاعلین = مَ فا عی لُن = U _ _ _
خوب تا این جا رو داشته باشید ، سوالی داشتید بپرسید ، نقصی هم دیدید بگید که برطرف کنم.
______________________________________________________________________________
دوباره سلام ، چند تا نکته درباره وزن شعر هست که باید بگم.
اول این که در شعر های استاندارد سنتی نباید در یک بیت بیشتر از 6 یا 8 تا از کلمات رایج در وزن شعر داشته باشیم (منظور همون امثال فعولن ، مفاعیلن و ...) هستند. بر اساس همین طبقه بندی هم شعر ها به دو نوع 6 تایی و 8 تایی تقسیم می شند (اسم عربیش رو خاطرم نیست)
در زیر چند تا از این کلمات رو می آرم ، هر چند ممکنه چیزی از ذهنم رفته باشه،دوستان لطف کنند و یادآوری کنند.
فعلاتن،فاعلاتن ، فعولن ، فعل ، مفتعلن ، فاعلن ، مفاعیلن ، فع ، فَعلن (ف مفتوح ، عین ساکن) و فعلن (ف مفتوح ، عین مکسور) ، مفعولن ، مفعول ، فعلاتن (عین مکسور)
در ضمن وزنی هم داریم مخصوص رباعی که "لا حول و لا قوة الا بالله" هست که به واقع مترادف با "مفعول مفاعلن فعولن فعلن (عین ساکن)" هست.
_____________________________________________________________________________
سلام دوباره.
قصد دارم به بحث قافیه بپردازیم، خوشبختانه تقریبا تمام ایرانی ها یک اشتباه ابتدایی با قافیه دارند ، به همین دلیل هم بنده بیشتر سعی می کنم به اشکالاتی که در باور مردم هست بپردازم.
اول از همه این که قافیه چیه؟
- قافیه در آخر ردیف های میاد (در شعر های مختلف شماره این ردیف ها متفاوته) ، در انتهای دو قافیه در دو مصرع هم قافیه می بایست حداقل یک مصوت بلند یا یک مصوت کوتاه + یک صامت به صورت مشترک باشه، البته با این شرط که باید دو قافیه کلماتی متفاوت باشند ، یا این که حتی اگر ظاهر یکسان دارند دارای معنی متفاوت باشند.
مثال برای حالت اول که یک مصوت بلند قافیه رو تشکیل می ده : فنا و بقا
مثال برای حالت دوم که یک مصوت کوتاه + یک صامت تشکیل دهنده قافیه هستند : احمد و امجد یا آورده و کرده.
یک مثال از قافیه اشتباه : آمده و سره که می بینیم یک مصوت کوتاه نتونسته قافیه رو برقرار کنه.
یک مثال از قافیه مشابه ولی نا هم معنا :
آن یکی شیری است اندر بادیه(کاسه) --------وان یکی شیری است اندر بادیه(صحرا)
یک مثال از قافیه اشتباه (هم شکل و هم معنا)
این جا آمده------مردی آمده
_____________
اما ردیف ، ردیف ها در اصل قافیه نیستند (مثل مورد آخر) ، بلکه دو کلمه مشابه و هم معنا هستند،مثل است و است ، برای این که از ردیف درست استفاده کنیم ، باید قبل هر ردیفی در دو بیت هم قافیه ، از یک قافیه مناسب استفاده کنیم ، مثل :
مثال بالا که اصلاح شده : آن جا آمده ----- دریا آمده.
می بینید که در اینجا آمده نقش ردیف رو بازی می کنه ، اما ما با هم قافیه کردن دریا و آنجا مشکل رو برطرف کردیم.
نکته ای که باید در استفاده از ردیف مد نظر بگیریم این هست که نباید در اشعاری مثل غزل که نیاز به چند قافیه هم قافیه داریم ، در دو مصرع از ردیف استفاده کنیم ، اما در مابقی مصرع ها قافیه رو با ردیف هم قافیه کنیم، مثلا بنویسیم:
"این جا آمده ----------مردی آمده" و در آخر بیت بعد بنویسیم "در این سده" ، این کار اشتباه هست.
____________
یک نکته ظریف در رابطه با قافیه در غزل بگم ، به دلیل این که حافظ در بعضی از غزلهاش در مصرع یک و چهار از قافیه یک سان (مثل ردیف) استفاده کرده ، ادبا این امر رو به احترام حافظ مجاز می دونند.الآن مثالی خاطرم نیست ، اگر یادم اومد براتون می گذارم.
