سلام و درود بر شما
چقدر زیبا مطلب رو باز کردید و توضیح دادید
حق با شماست که پدر و مادرها برای اینکه فرزندشان بی حیا و بقول خودمان بی چشم و رو نشود هیچ گاه در رابطه با مسائل جنسی با فرزند خود حرف نمیزنند
در حالیکه فرزند باید پاسخی برای سوال خود پیدا کند باالبطع به سراغ دوستان و مقاله یا فیلم گشته تا برای خود رفع ابهام کند
اینجاست که والدین با یک محبت بی جا بجای لطف در حق او کاستی کرده اند.
و اما در مورد مشکلات و مسائل جامعه:
باور بفرمایید هر چقدر در جامعه فساد و مشکل و چالش وجود داشته باشد پدر و مادر با یک تربیت صحیح و اسلام بنیان مطمئنا بر این مشکلات فائق خواهند آمد
اینست که اسلام تاکید فراوان و موکدی بر تحکیم بنیان خانه و خانواده دارد
[/quote]
سلام...مرسی از لطفتون...
شاید به این خاطر بود که این موضوع موضوعیه که جدا از اینکه تجربش کردم، خیلی دربارش فکر کردم و کتاب خوندم...چون وقتی دوستامو دیدم برام دغدغه شد این موضوع که پس واقعا باید چیکار کرد؟؟روش مادر و پدر من درسته یا اونا؟؟
و کاملا با این که اگه تربیت درست و اسلامی داشته باشه بچه کمترین تاثیری از محیطش نمیگیره موافقم!!!!
یعنی وقتی تو محیط غیر از خونه مثلا مدرسه یه چیزی تو دوستاش میبینه که خوشش میاد و اون یه کار یا یه فرهنگ غیر اسلامیه بعد از چندروز میتونه خودش این موضوع رو حلاجی کنه که نه!اون کاری که دوستم میکنه خوب نیست!خدا دوست نداره!!و شاید با همین یه جمله که "خدا دوست نداره" بچه خیلی راحت درک کنه فرق کار بد رو از کار خوب!!
ما اگه بتونیم از خدا یه تعریف عملی به بچه بدیم خیلی از مشکلاتش حل میشه...چون میتونه با خدا ارتباط برقرار کنه و اصل توحید که اساس دینه میشه باور و اصل وجودیش...و این واقعا عالیه!!!همون چیزیه که هر مادر و پدر مسلمونی از تربیتش میخواد!غیر از اینه؟؟؟

با سلام
بنده با نظر جناب امینی در رابطه با وضعیت رفتاری والدین در حضور فرزندان کاملا موافقم.
به نکته ظریف و جالبی اشاره فرمودید.
متاسفانه والدین به این نکته ظریف اما حیاتی دقت لازم رو ندارند و خود منشاء سایر مشکلات خواهد بود.
------------
یکی دیگر از دوستان مدرسه رو مشکل دونسته بود
بنده اصلا موافق نیستم. چرا باید اینگونه فکر کرد. وقتی فرزند در نهایت دقت و سلامت فکری و بلوغی بزرگ بشه چرا باید از محیطهای عمومی ترسید؟
وقتی فرزند ما دارای یه فکر روشن وعمیق باشه و بتونه خودش بد و خوب رو که بواسطه آموزشهای صحیح والدین یاد گرفته رو از هم تفکیک کنه چرا ترس؟
البته به نوع و محل مدرسه هم باید دقت کافی رو داشت. نه اینکه بی تاثیره اما آنقدر که این دوستمون گفته اند هم خطرناک نیست.اگر اینگونه فکر کنیم باید بدو خود و فرزندانمون یه حصار بلند با سیمهای ضخیم خاردار کشید!!
نقل قول:
یعنی مدرسه ای که آدم پولدارا بچه هاشونو میذارن بده؟؟؟؟
سلام نگار جون
من بیشتر منظورم از این جمله صفات و اخلاقای دوستای بچه ی فرضی هستش
شما در نظر بگیرین که من تا سن 6 سالگی رو بچه کار کردم و ارزش های اسلامی خودمو بهش انتقال دادم که مثلا باید حجابتو رعایت کنی و.......
فرض کنیم من دوست دارم بچم شهید بشه باید از دوران بچگی (دوران قبل ازدواج رو حالا فعلا نادیده بگیرین که مادر چطور باشه پدر پاک باشه و........) روش کار کنم و صفات مهم و نیکویی رو که شهدا داشتنو بهش اموزش و انتقال بدم.
حالا من یه لحظه غافل شدم و بچه 7 ساله خودمو که برفرض کمی تا قسمتی طبق خواسته خودم تربیتش کردمو تو مدرسه بچه پولدارا گذاشتم (منظورم مدرسه های غیر انتفاعی هستش که خیلی از چیزارو رعایت نمیکنن)
بچه که وارد اون مکان میشه با مشاهده ی خیلی چیزا دچار سردرگمی میشه و تو وجود خودش دچار تناقض میشه ، هیچ کدوم از صفات و ارزش هایی رو که من روش کار کردمو اونجا پیدا نمیکنه و همنشین و دوست بچه هایی میشه که ارزش های اونا کاملا با ارزش های خانواده ما در تناقض هستش امکان اینکه بچه منحرف بشه و دوستاشو الگو قرار بده خیلی خیلی زیاده.
بهتره از همون اول تو مدرسه قرآنی یا یه جایی که کاملا ایمان داری که امانتت رو خوب نگه میدارن و طبق آموزه های دین اسلام تربیتش میکنن بذاریم تا بعدا دچار مشکل نشیم.
منکه این حرفو میزنم کاملا بی تجربه هستم فعلا خودم تو تربیت خودم موندم چه برسه به بچه

تازه یه مادر خیلی خیلی خیلی باید قوی باشه تاشخصیت بچه شو تا سن 6 سالگی مطابق با آموزه های دینی و هدفهای خودش رقم بزنه.
کلا منظورم اینه که از همون اول راههایی رو که ممکنه بچه رو از اون هدف دور کنه رو ببندیم.
و حتما برا بچه یه استاد اخلاق در نظر بگیریم.
میدونم حرفام یه ذره شاید بنظرت عجیب و غریب بیاد و من منظورمو خوب بهت نرسوندم ولی خیلی کار سختیه الان داریم فقط حرفشو میزنیم که این کار خوبه این کار بده ولی عملی روی بچه کار کردن خبلی سخته
.................................................

(۵/اردیبهشت/۹۱ ۱۲:۳۶)taleb نوشته است: [ -> ]نقل قول:
یعنی مدرسه ای که آدم پولدارا بچه هاشونو میذارن بده؟؟؟؟
بچه که وارد اون مکان میشه با مشاهده ی خیلی چیزا دچار سردرگمی میشه و تو وجود خودش دچار تناقض میشه ، هیچ کدوم از صفات و ارزش هایی رو که من روش کار کردمو اونجا پیدا نمیکنه و همنشین و دوست بچه هایی میشه که ارزش های اونا کاملا با ارزش های خانواده ما در تناقض هستش امکان اینکه بچه منحرف بشه و دوستاشو الگو قرار بده خیلی خیلی زیاده.
بهتره از همون اول تو مدرسه قرآنی یا یه جایی که کاملا ایمان داری که امانتت رو خوب نگه میدارن و طبق آموزه های دین اسلام تربیتش میکنن بذاریم تا بعدا دچار مشکل نشیم.
منکه این حرفو میزنم کاملا بی تجربه هستم فعلا خودم تو تربیت خودم موندم چه برسه به بچه
تازه یه مادر خیلی خیلی خیلی باید قوی باشه تاشخصیت بچه شو تا سن 6 سالگی مطابق با آموزه های دینی و هدفهای خودش رقم بزنه.
کلا منظورم اینه که از همون اول راههایی رو که ممکنه بچه رو از اون هدف دور کنه رو ببندیم.
و حتما برا بچه یه استاد اخلاق در نظر بگیریم.
میدونم حرفام یه ذره شاید بنظرت عجیب و غریب بیاد و من منظورمو خوب بهت نرسوندم ولی خیلی کار سختیه الان داریم فقط حرفشو میزنیم که این کار خوبه این کار بده ولی عملی روی بچه کار کردن خبلی سخته
.................................................
سلام مجدد
خب دوست عزیز این یک عمل اثبات شده و منطقی هست که تشدید محدودیتها نتیجه عکس خواهد داد. میدونید در واقع باید روش تربیتی رو هم بقول معروف آپدیت کرد. شما به نسل قبل برگردید ببینید که نگرش و تفکر این نسل چه بوده؟
نه اینکه نادان بودند ابدا جسارت نشه بلکه به اقتضای اون دوران در رابطه با پاره ای از مسائل حساس نبود و کنجکاوی نمیکردند.
اما نسل امروز چی؟
واقعا تیزهوشتر و حساس تر، گیرایی بالاتر برای درک مسائل، کنجکاوتر و از طرفی دیگر جامعه هم تغییر شکل داده و انحرافات شکل دیگری بخود گرفته است.به نظر شخص بنده برای تربیت نسل امروز الگوی اسلامی و اخلاقی امروزی لازم است.
ضمنا:
در رابطه با مدارس امروزه هم مهدهایی تحت عنوان مهد قرآن چندیست که تاسیس شده که مورد استقبال خانواده هایی که نگران وضعیت فرهنگی فرزند خود هستند مورد استقبال قرار گرفته و بنظرم اگر اینچنین مهد کودکی را با تحقیق پیدا کنید واقعا بهتر از مهد های کودک امروزیست که تهاجم فرهنگی و اخلاقی بصورت اثبات شده و مستند در آنها موج میزند.
[quote]
خب دوست عزیز این یک عمل اثبات شده و منطقی هست که تشدید محدودیتها نتیجه عکس خواهد داد. میدونید در واقع باید روش تربیتی رو هم بقول معروف آپدیت کرد. شما به نسل قبل برگردید ببینید که نگرش و تفکر این نسل چه بوده؟
[quote]
حرف شما متین.
من میگم رو شعور بچه یه جوری کار بشه که خودش تو همون سن کمش وقتی با گناه مواجه میشه بدونه این کار بدیه ونباید انجامش بده.مثل اینکه بچه دستشو میزنه به بخاری میبینه که جززززززززززززز هستش و دفعه بعدی چون شعور داره و تجربه کرده دیگه نمیره سمت بخاری
من نمیگم که بچه رو محدود کنیم
.
.
.
دیگه ذهنم نمیکشه
قاطی کردم
همه چیز بوقتش
خواستم بگم مطالعمون رو این زمینه ها هم باید بیشتر بشه همین

اولین چیزی که نباید فراموش بشه اینه که اختیار فرزند دست خودشه یعنی اینکه بعد از بلوغ فکری اختیار، بیشتر از حرفهای خانواده تاثیر داره . شما خیلی زیاد میبینید که بعضی از بچه ها مخالف راه خانواده میرن.
و وظیفه ما اینه که دین رو به بهترین نحو به فرزندمون عرضه کنیم اگر قبول کرد که عالیه ولی جوری نباشه که اگر قبول نکرد از دین زده بشه بر فرض مثال من یه دوستی دارم که خانواده مذهبی داره اما خودش (به قول خودمون) بچه فشنه ولی هیچ ضدیتی با دین اسلام نداره حتی اگر قرار باشه به چیزی بخواد ایمان بیاره اول اسلام رو انتخاب میکنه در مقابلش کسی رو دیدم که خانواده خشک مذهبی داشته با اینکه بعضی جاها استعداد های عجیب دینی ازش دیدم اهل همه جور فسق و فجوری هست (خدائیش هم من اگر همچین خانواده ای داشتم نمیدونم الان کجا بودم)
اینها رو تعریف کردم که بگم ما باید دین خدا رو تو پوست شکلات به فرزندمون عرضه کنیم اگر قبول کرد که چه عالی! اما اگر قبول نکرد (فدای سرم) من وظیفم رو به بهترین نحو انجام دادم اون خودش اختیار داره
درباره ی کنترل کردنم باید بگم که کار اشتباهیه بر فرض که فهمیدین بچتون چکاره ی حالا میخواین چه کار کنین!(البته این که نزارین هر کارتون یا هر چیز دیگه که نا مناسبه نگاه کنه چیز دیگه ایه من منظورم برای کارهای مخفیانست)
دوست عزیزمون فرموده اند که:
من میگم رو شعور بچه یه جوری کار بشه که خودش تو همون سن کمش وقتی با گناه مواجه میشه بدونه این کار بدیه ونباید انجامش بده.مثل اینکه بچه دستشو میزنه به بخاری میبینه که جززززززززززززز هستش و دفعه بعدی چون شعور داره و تجربه کرده دیگه نمیره سمت بخاری
من نمیگم که بچه رو محدود کنیم
.
.
.
دیگه ذهنم نمیکشه
قاطی کردم
همه چیز بوقتش
خواستم بگم مطالعمون رو این زمینه ها هم باید بیشتر بشه همین

---------------------------------
دوست عزیز
حرف هر دوی ما یک چیز اما به دوزبان هست.ممنون از اینکه نظراتتون رو دادید
(۵/اردیبهشت/۹۱ ۱۳:۰۹)سرباز سید علی نوشته است: [ -> ]اینها رو تعریف کردم که بگم ما باید دین خدا رو تو پوست شکلات به فرزندمون عرضه کنیم اگر قبول کرد که چه عالی! اما اگر قبول نکرد (فدای سرم) من وظیفم رو به بهترین نحو انجام دادم اون خودش اختیار داره
درباره ی کنترل کردنم باید بگم که کار اشتباهیه بر فرض که فهمیدین بچتون چکاره ی حالا میخواین چه کار کنین!(البته این که نزارین هر کارتون یا هر چیز دیگه که نا مناسبه نگاه کنه چیز دیگه ایه من منظورم برای کارهای مخفیانست)
خداییش و واقعا شما فرزندانتون رو با وجود اون موردی که فرمودید ترک خواهید کرد؟
یعنی اگه نپذیرفت فدای سرتان؟
نفرمایید!!!
شاید متاهل و دارای فرزند نیستید. این رو از دوستان دارای فرزند بپرسید که هیچگاه نمیشه فرزندتون رو ترک کنید و چون چندین بار ارشاد نشد رها شون کنید.
در رابطه با کنترل هم بسته به نوع نگرش شما داره که چگونه به مسئله کنترل نگاه میکنید. کنترل نیازه اما اصولی!!
در این مقاله 3 نکته ی تربیتی که که در سن نوجوانی مهم است را در سه پارت میباشد را برای دوستان بازگو می کنم تا با بکار گیری آن ها ارتباط بهتری با فرزندتان بر قرار کنید:
(برگرفته از کتاب رفتار والدین با فرزندان)
1-احترام به آزادی فرزندان
اغلب از دید پدران و مادران، فرزندانی شایسته تلقی می شوند که مطیع محض والدین خود باشند و پدر یا مادر در همه ی امور برای آنها تعیین تکلیف کنند و آنها نیز بی آنکه کوچکترین مخالفت یا رأی و نظری داشته باشند ، تنها اطاعت کنند.لازم است بسیاری از ما طرز تلقی و بینش خود را نسبت به مسأله ی تربیت فرزند تغییر دهیم و از آنها اطاعت محض نطلبیم.اطاعت محض در صورتی که عملی شود ، از فرزندان ما انسانهایی خواهد ساخت که به رشد و بلوغ فکری و روحی نرسیده اند؛ علاوه بر این، چنین برداشتی از موضوع، موجب پیدایش توقعات و انتظاراتی در ما می شود که چون معمولاً برآورده نمی شوند، روابط ما را با فرزندانمان تیره می کنند.
آزادی فرزندان باید با تدبیر والدین آگاه هدایت شود تا به انحراف کشیده نشود اما سرکوب آزادی فرزندان نیز خطای تربیتی بزرگی است.
پدران و مادران آگاه و روشن بین، از همان دوران کودکی فرصت هایی را برای فرزندان خود فراهم می کنند تا اندیشیدن، انتخاب کردن و تصمیم گرفتن را تجربه کنند؛ در این میان اگر فرزندان اشتباهاتی داشته باشند ، این اشتباهات را برای رشد طبیعی آنها لازم می شمرند و خود به عنوان راهنما در کنارشان قرار می گیرند.این مطلب به این معنا نیست که فرزندان در انجام آنچه می خواهند آزاد باشند بی گمان چنین برخوردی با موضوع نادرست است. آزادی فرزندان باید با تدبیر والدین آگاه هدایت شود تا به انحراف کشیده نشود اما سرکوب آزادی فرزندان نیز خطای تربیتی بزرگی است.
در تربیت لازم است نصیحت و انتقاد را به حداقل رسانید و از خطاهای جزیی و کم اهمیت صرف نظر کرد و هر ایراد جزیی را بلافاصله مورد انتقاد و اعتراض قرار نداد؛ بلکه با بلند نظری و بزرگواری از کنار آنها گذشت تا بتوان موارد مهم تر را با قاطعیت جلوگیری کرد.
سلام
به نظر من اول باید پدر و مادر ها خودشونو تربیت کنن بعد بچه دار بشن و کودک خودشونو تربیت کنن
چون شخصیت فرد در خانواده شکل میگیره اگه پدر و مادر یه راهی رو دنبال کنن بچه ای که به دنیا میاد حتما راه اونا رو دنبال می کنه
حتی شاید از اونا سریع تر و به روزتر اون راه رو دنبال می کنه
حال اگه اون راه راه غلطی باشه که بچه کلا از مسیر خود منحرف میشه و برگشتنش به راه کمال خیلی سخت میشه حتی اگه خودش بخواد برگرده
پس تربیت پدر و مادر از تربیت کردن بچه خیلی واجب تر و مهم تره
ادامه مقاله:
[b]2-زیاده روی نکردن در انتقاد
تذکرات و یادآوری های زیاد و پی در پی از نظر تربیتی شیوه ی درستی نیست و منتهی به پیدایش لجاجت و مقاومت منفی در کودک و نوجوان می شود.لجوج بار آمدن برخی کودکان و نوجوانان اغلب در نتیجه ی مراعات نکردن این اصل است.در تربیت لازم است نصیحت و انتقاد را به حداقل رسانید و از خطاهای جزیی و کم اهمیت صرف نظر کرد و هر ایراد جزیی را بلافاصله مورد انتقاد و اعتراض قرار نداد؛ بلکه با بلند نظری و رگواری از کنار آنها گذشت تا بتوان موارد مهم تر را با قاطعیت جلوگیری کرد. از این روش در تعلیم و تربیت اسلامی به «تغافل» تعبیر می شود.«تغافل» یعنی اینکه خطاهای کسی را نادیده بگیریم و دانسته چنین وانمود کنیم که این اشتباهات را ندیده ایم. این روش سبب می شود که احساسات فرزند با تذکرهای پی در پی ما جریحه دار نشده و لجاجت وگستاخی در او پدید نیاید.روشی که طی آن کودک بویژه نوجوان پیوسته از چپ و راست با سیل انتقاد ، سرزنش و نصیحت روبرو می شود ، روشی نادرست است.لازم است پدر یا مادر خطاهای جزیی را در ذهن خود جمع آوری کند و بموقع و در شرایط مساعد تذکر لازم را به نوجوان بدهد. در برابر هر خطا به تذکر و سرزنش پرداختن ارزش سخن را نیز از بین می برد و سبب می شود فرزند به این گونه سرزنش ها و انتقادها خو بگیرد و دیگر از آنها متأثر نشود.در این جا باید به یک روش نادرست دیگر نیز اشاره کنیم و آن، روش پدران و مادرانی است که در برابر تخلفات فرزندان خود بیش از حد بی تفاوت، بی اعتنا و خونسرد هستند. در بعضی خانواده می بینیم که فرزندان با داشتن آزادی بی قید شرط به خطاهایی دست می زنند و والدین در برابر این خطاها سکوت و خونسردی بیش از حد نشان می دهند. چنین روشی اغلب به انحطاط فرزندان منتهی می شود و از آنان افرادی لاقید ، خیره سر ، لوس ، غیر منضبط و سرکش بار می آورد.
برای آموزش و اصلاح عیبهای فرزندان، بهتر است در درجه اول از روش های غیرمستقیم استفاده کنیم و آنها را به طور مستقیم مورد خطاب قرار ندهیم و اگر لازم شد که به طور مستقیم با آنها درباره خطا و لغزش شان صحبت کنیم، بهتر است این کار علنی و آشکار نباشد تا شخصیت او در نزد دیگران خورد نشود.